چهارشنبه، 25 شهريور 1388 - شماره 2054
   
 
صفحه نخست :: ضميمه روزانه :: لحظه ها و هميشه
سينماي ايران حال خوبي ندارد
از مسوولان براي مسوولان

در حالي که در تهران خبر از بازسازي سينماها مي رسد که البته رشد آنها کمتر نيز شده، در شهرهاي ديگر باد از سوي تعطيلي سينماها مي وزد. هر روز به خصوص در اين چند روز که روزهاي احترام و بزرگداشت به سينماي ايران است اين خبرها افزايش بيشتري يافته است. در گوشه و کنار شهر ها و استان ها سينماهايي هستند که در حال بسته شدن هستند يا بسته شده اند. حالا مي ماند وظيفه مسوولاني که اينک بر سر کار هستند يا مي خواهند بر سر کار بيايند. چه کاري در اين زمينه مي کنند؟ آيا اصلاً اين خبرها را دنبال مي کنند يا نه؟ براي راحتي کارشان و براي افسوس خوردن مجدد خودمان اين خبرهاي چندروزه را پشت سر هم مي آوريم. شايد با اين وضعيت بايد اين گفته ها را باور کنيم. سامان سالور با اشاره به مشکلاتي که سينماي ايران در سال هاي اخير داشته خورشيد سينماي ايران را رو به غروب دانست. کيومرث پوراحمد نيز وضعيت تلويزيون را به اين سينما ترجيح مي دهد. هرچند خبرگزاري دولتي ايرنا اينچنين اعتقاد دارد؛ «سينماي ايران در راه تعالي است.» و معاون سينمايي نيز گفته است؛ «رابطه مخاطب و سينما به ميزان قابل توجهي احيا شده است. دستاوردها را خوب مي دانم هرچند يک دوره چهارساله کافي نيست.»

شايد اين اظهار نظر مدير سينما ماندانا کاملاً صحيح باشد؛ «مسوولان محترم سينمايي در برابر درخواست هاي بحق سينماداران در رفع معضلات صنفي، وقعي ننهاده، لذا با کم اهميت جلوه دادن و پنهان کردن بحران هاي اساسي سينماداران شرايطي به وجود آمد که از 510 سالن سينماي فعال بخش خصوصي در سراسر کشور 50 درصد آنها به دليل عدم توجيه اقتصادي در خاموشي و سکون به سر برده و از گردونه فعاليت صنفي خارج شده اند.» اين گفته زماني واقعي تر مي شود که نگاهي به گزارش هاي وضعيت سينماهاي شهرستان ها مي اندازيم؛ سينماهاي کرمانشاه نيازمند بازسازي اساسي است. کيفيت سينماهاي قم بسيار ضعيف است. هزينه نگهداري سالن سينما براي اداره ارشاد گلپايگان سنگين است. سينما در سيستان و بلوچستان دچار مرگ تدريجي شده است. عدم مديريت صحيح، سبب تقليل تعداد سينماهاي استان آذربايجان غربي از 19 سينما به شش سينما شده است و نوع سينماداري و حتي نگهداري سالن هاي سينما در استان تخصصي نيست. شهر خرمشهر با وجودي که پيش از جنگ بيش از هفت سالن سينما را در خود جاي داده بود، در حال حاضر تنها داراي يک سينماي دو سالنه بوده که به همت بنياد مستضعفان در اين شهر احداث شده است. اين سينما قبل از ماه مبارک رمضان به محل برگزاري جشن عروسي تبديل شده بود، به طوري که اکثر روزهاي هفته پلاکارد «به علت برگزاري جشن عروسي امروز سينما تعطيل است» در جلوي آن خودنمايي مي کرد.

در سال جاري سه سينماي بندرعباس به دو سينما کاهش يافت و با توجه به اختلاف بين سازمان آموزش و پرورش و بخش خصوصي، سينما «غدير» مدت سه ماه است که تعطيل است. در گيلان با داشتن 18 سينما، اکنون تنها سه سينماي مرکز استان فعال است و بقيه غيرفعال و تعطيل شده اند. سينما بهمن شهرکرد تنها سينماي فعال چهارمحال و بختياري است. مسوول امور سينمايي و سمعي و بصري اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامي آذربايجان غربي نيز اظهار داشت؛ از 19 سينماي موجود در سطح استان فقط هفت باب از آنها آن هم به صورت نيمه فعال به حيات خود ادامه مي دهند . از 17 شهرستان موجود در استان، فقط چهار شهرستان داراي سينما هستند. همچنين اصلي ترين دليل عدم استقبال از سينما در شهرستان شوشتر، اکران فيلم هاي قديمي و غيرمعروف است که باعث مي شود تمايل مردم براي حضور در سينما کاهش يابد، اين در حالي است که بسياري از همان فيلم ها از طريق شبکه خانگي در فروشگاه هاي عرضه محصولات فرهنگي قابل دريافت هستند. و اين پيشنهاد هم داده شده است؛ خصوصي سازي مشکل سينماهاي اصفهان را برطرف مي کند. همچنين اين خبر که به منظور استفاده شهروندان سنندجي، تجهيز سينماي روباز آبيدر سنندج تا چهار ماه آينده به اتمام مي رسد. توجه داريد که اين بزرگ ترين سينماي روباز جهان زمستان کارش را آغاز مي کند که احتمالاً کمتر کسي مي تواند از آن ديدن کند.
کشکول اقتصادي
بنزيني که شايد نداشته باشيم

اين روزها در آستانه مهر يکي از مسائل مهم همين بنزين و نگراني از کمبود آن است. هنگامي که قرار شد بنزين سهميه بندي شود بسياري نگران بودند و اين نگراني انگار بي مورد هم نبود. در آن روزها وعده داده شد و همچنان وعده داده مي شود؛ «از پولي که از سهميه بندي بنزين مي ماند تا چند وقت آينده ما پالايشگاه مي سازيم.» اما انگار اين نتوانسته ما را به سرمنزل مقصود برساند و دولت اين روزها با واردات غيرقانوني بنزين قانون بودجه را نقض کرده است. اکنون «بالاخره يا بايد سهميه بنزين را با واقعيت هاي موجود توان توليد داخلي و قوانين مجلس تطبيق و کاهش داد يا اينکه منابع مورد نياز براي تامين هزينه واردات آن را از محل فروش آن به قيمت هاي بين المللي تامين کرد.» عضو کميسيون برنامه و بودجه گفته است؛ «از آنجا که اعتبار واردات بنزين در بودجه به صفر کاهش يافته است، دولت بايد ضمن عرضه بنزين داخلي به صورت سهميه بندي، بنزين وارداتي را به قيمت تمام شده به فروش برساند. هر چند اگر نياز به واردات بنزين کماکان باقي باشد در نهايت به کسري بودجه برمي خوريم.»

در قانون بودجه امسال رديفي براي واردات بنزين در نظر گرفته نشده است، به طوري که صريحاً قيمت عرضه بنزين و سهميه آن را اعلام مي کند. بر اين اساس بنزين سهميه يي تنها بايد از توليد داخل تامين و با قيمت هر ليتر 100 تومان عرضه شود و از طرف ديگر بنزين وارداتي فقط بايد به قيمت آزاد به تمام شده عرضه شود، لذا کاهش 40 درصدي سهميه ها از نظر کارشناسان عملي ترين راهکار براي اجراي قانون است و از آنجا که دولت طي سال گذشته در جهت جبران کسري بنزين کشور دست به واردات غيرمتعارف زد و در مسير بررسي ها، وزير نفت تخطي از قانون را پذيرفت، مجلس براي برون رفت از اين معضل، ضمن به صفر رساندن بودجه بنزين دولت را مکلف کرده است که حق پرداخت يارانه واردات بنزين از هيچ محلي را ندارد.

پس از اين مسائل بود که رئيس ستاد حمل و نقل و مديريت مصرف سوخت به تازگي از ارائه سه سناريو براي بنزين در سه ماهه سوم امسال (پاييز) خبر داده و گفته بود ثابت ماندن سهميه ها و کاهش 10 يا 40 درصدي سهميه هاي بنزين از پيشنهادات اين ستاد به دولت بوده است. اين اتفاقات همراه با بحث تحريم همراه است ولي عضو کميسيون انرژي مجلس شوراي اسلامي با اشاره به تلاش هاي برخي از کشورهاي غربي براي تحريم فروش بنزين به کشورمان وعده داده است؛ ايران توانايي مقابله با هرگونه تحريم در اين زمينه را دارد. ايران در حال حاضر روزانه حدود 45 ميليون ليتر بنزين توليد مي کند و با توجه به مصرف روزانه حدود 65 ميليون ليتر بنزين در کشور، 20 ميليون ليتر مازاد از خارج وارد مي شود. به هر حال مثل هميشه نگراني از سوي مسوولان وجود ندارد. پس از حضور چاوس در ايران و عقد قرارداد با ونزوئلا درباره تحويل بنزين طبق آخرين اخبار منتشره و با موافقت رياست جمهوري علي الحساب سهميه بنزين مهرماه خودروهاي شخصي و عمومي بدون تغيير 100 ليتر به صورت ماهانه تعيين شده است.

شايد ما هم در نهايت به همين موضوع دل خوش کنيم؛ «محققان دانشگاه رينو امريکا معتقدند ضايعات مرغداري مانند پا، پر و محتويات شکم مرغ منبع خوبي براي تامين سوخت زيستي است. هزينه توليد سوخت از اين راه نصف هزينه يي است که براي توليد بنزين صرف مي شود و اين سوخت ارزان تر از سوخت هاي فسيلي است. برآورد مي شود مي توان با ضايعات مرغداري ها، نزديک 593 ميليون گالن سوخت زيستي به دست آورد.»
جشن سينماي ايران
نيکو خردمند، بانوي سينماي ايران
با شنيدن نام «نيکو خردمند» ياد کدام نقش او مي افتيد؟ اولين نقشي که او در سينما بازي کرد همان بانوي خانه قديمي پرده آخر بود. همان بانويي که چندان دل خوشي از عروسش - فريماه فرجامي - نداشت و براي همين نقش هم بود که برنده سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش مکمل زن شد. بعدتر فيلم هاي ديگر به سرعت و پشت سر هم آمدند؛ خانه خلوت و مسافران. در هرکدام زني بود با فکر و انديشه. انگار خودش بود. گاهي بدجنسي و سنتي بودن هم همراه نقشش مي شد و مي شد مادرشوهري که عروس از دستش شاکي بود مثل فيلم زينت که نماينده سنت بود در برابر عروس. او بعدتر در سال 1372 براي فيلم بازيچه نيز سيمرغ ديگري دريافت کرد. با بهترين کارگردانان سينماي ايران او همکاري کرده است؛ از «کاغذ بي خط» ناصر تقوايي تا «خاک آشنا» بهمن فرمان آرا. همين چندي پيش بود که او در سي سي يو بيمارستان بستري شد و فرمان آرا درباره او گفت؛ «مشابه «نيکو» در سينماي ما کم است.» «از خاک آشنا چه خبر؟» اين سوال نيکو خردمند بازيگر پيشکسوت سينما و تلويزيون است که پس از سلام و احوالپرسي و در حالي که در بخش سي سي يو بيمارستان بستري است، از خبرنگار ايرنا مي پرسد. سريال هاي او مورد توجه بود. نيکو خردمند متولد 19 آبان سال 1311 در تهران است. او فعاليت هاي هنري خود را از سال 1337 با گويندگي در راديو شروع کرد و به جاي نقش هاي کلوديا کارديناله، اوا گاردنر، اليزابت تيلور، فخري خوروش و... در فيلم هاي سينمايي صحبت کرده است. صداي او سال ها در نمايشنامه هاي راديويي سال 1342 تا 1347 و نيز مجري گري برنامه معرفي تئاتر در تلويزيون در سال 1351 ماندگار شد. قرار است به او تنديس شايستگي سيزدهمين جشن بزرگ سينماي ايران به خاطر يک عمر حضور موفق و تلاش تاثيرگذار در عرصه بازيگري سينما اهدا شود.
ديد و بازديد
مرثيه يي براي يک سبک وزن

تالار سايه مجموعه تئاتر شهر از 25 تا 27 شهريور هر شب ساعت 15/20 و 30/21 ميزبان نمايش 45 دقيقه يي «مرثيه يي براي يک سبک وزن» به نويسندگي و کارگرداني ايوب آقاخاني است.در اين نمايش کمدي که با تاثير از تکنيک نمايشنامه نويسان غربي از جمله ديويد ممت نوشته شده است، ويژگي هاي تعريف شده يي به خصوص در بازي و ريتم ديده مي شود که کمتر در ايران اجرا شده ضمن اينکه موضوعات و مسائلي را به ريشخند مي گيرد که نگاه مان هر چقدر به آن محدودتر شود، موضوع آن کليت و گستردگي بيشتري پيدا مي کند. «مرثيه يي براي يک سبک وزن» سه بار بازنويسي شده و داستان مرد باايماني را روايت مي کند که با ساده دلي در مناسبات سياسي و اجتماعي توسط افراد پيرامون خود به تمسخر گرفته مي شود و کم کم بدنام مي شود...

اين نمايش در ابتدا «همسايه ات را دوست بدار» نام داشت و بعد به «گانتلت» تغيير يافت اما در نهايت نام «مرثيه يي براي يک سبک وزن» براي آن برگزيده شد و در آن بازيگراني همچون هدايت هاشمي، افشين هاشمي، نگار عابدي و خسرو احمدي به روي صحنه مي روند. آخرين اجراي «مرثيه يي براي يک سبک وزن» دهم مهرماه است و قيمت بليت آن چهار هزار تومان است.
خشت خام
رقباي معلوم فيلم نامعلوم اسکاري

تا پايان شهريورماه سينماي ايران فرصت دارد نماينده خود را روانه اسکار کند. هيات انتخابي هم مسووليت آن را بر عهده گرفته و قرار است با تعامل بين معاونت سينمايي، خانه سينما و بنياد سينمايي فارابي يک فيلم را انتخاب کنند. هر سال گمانه زني هايي درباره فيلم منتخب اسکار انجام مي شود. هر سال چندين فيلم وجود دارد که مي توانند رقيب اصلي هم باشند اما اين بار انگار سبد سينماي ايران کمي خالي است؛ هرچند طبق گزارش فارس از نظر محمدرضا جعفري جلوه معاون سينمايي اين گونه نيست. وي گفته است؛ «من فکر مي کنم برخلاف صحبت هاي انجام شده به هيچ عنوان سينماي ايران امسال براي معرفي نماينده خود به اسکار تهيدست و دست بسته نيست و کميت و کيفيت آثار شرکت کننده در جشنواره بيست وهفتم فيلم فجر بر اين موضوع گواهي مي دهد.» به هر حال از نظر سينماگران فعلاً «درباره الي...» با مجموعه يي از جوايز ايراني و خارجي و نظر مثبت در صدر قرار دارد و اما سختي کار هيات انتخاب بر کسي پوشيده نيست و خود سينماگران در اين رابطه نکاتي را گفته اند.

شجاع نوري؛ متاسفانه سوء تفاهم و توهمي در ايران در مورد اسکار وجود دارد.

علي معلم؛ انتخاب و معرفي فيلم براي اسکار نيازمند کار کارشناسي است. اما سينماي ما فاقد هرگونه سازماندهي و تشکيلات منسجم براي پيشبرد اهدافش است. نظام سينمايي ما يک نظام کاملاً مفعولانه است و هيچ نقش فاعلانه يي بازي نمي کند و مديريت سينمايي و سازمان هاي مرتبط با جريان سينما، آن قوت لازم را براي پيشبرد اهداف اين سينما ندارند. اما تا به حال تعداد زيادي از کشورها نمايندگان خود را به اسکار معرفي کرده اند.

فيلم مادر از کره جنوبي؛ اين فيلم که در آن بازيگران مطرحي چون «کيم هايه- جا» (در نقش مادر) ايفاي نقش کرده اند، داستان مادر مجردي است که در يک روستاي دورافتاده زندگي مي کند و تمام سعي و تلاشش بر اين است تا اثبات کند پسرش به رغم آنکه به قتل يک دختر دبيرستاني محکوم شده، به لحاظ رواني سالم است.

«پليس، صفت» از روماني؛ اين فيلم که در جشنواره کن امسال جايزه فيپرشي و جايزه بزرگ داوران بخش نوعي نگاه را برده، دومين فيلم پورومبويو فيلمساز 34ساله رومانيايي است که در اين فيلم 115دقيقه يي داستان يک افسر پليس را روايت کرده است که در ماموريت تعقيب و گريز دچار يک درگيري ذهني و دروني مي شود.

روبان سفيد از آلمان؛ اين فيلم ساخته «ميشائيل هانکه» در شصت ودومين جشنواره فيلم کن موفق به کسب نخل طلا شد و با مشارکت استوديوهاي فيلمسازي از فرانسه، آلمان، اتريش و ايتاليا ساخته شده است. به همين دليل اعتراض کشور اتريش را به دنبال داشت. فيلم درباره مجازات کودکان يک روستا است و در سال هاي منتهي به جنگ جهاني اول اتفاق مي افتد.

«گلين» (عروس) از قزاقستان؛ سينماي قزاقستان از زمان استقلال اين کشور در اوايل دهه 1990 تا به حال نماينده يي در مراسم اسکار نداشته است. اين درام حماسي 82دقيقه يي نخستين تجربه کارگرداني تورسونف قزاق است.اين فيلم داستان زني جوان از قبايل قزاق است که تن به ازدواجي اجباري مي دهد، در حالي که تلاش عشق واقعي او براي به دست آوردن زن جوان به نتايجي فاجعه بار مي انجامد.

«کاسانگرا» از مراکش؛ اين فيلم 131دقيقه يي داستان دو دزد خرده پا است که تلاش مي کنند از سرنوشت محتوم خود در کازابلانکا بگريزند. اين دومين تجربه کارگرداني نورالدين لخماري است.

ارتش سکوت از هلند؛ اين ساخته «ژان ون د ولده» به نظر بسياري از منتقدان آن کشور اثر مناسبي براي شرکت در رقابت هاي اسکار بهترين فيلم خارجي سال نيست. قصه و حال و هواي اين فيلم هلندي نيست و ديالوگ هاي انگليسي آن خيلي زياد است. البته در پي هشدار برخي تهيه کنندگان معتبر سينماي هلند مبني بر حائز شرايط نبودن اين فيلم، فرستادن آن را به آکادمي علوم و هنرهاي سينمايي اسکار به تعويق انداختند.
دنياي قشنگ نو
زنان در ارتش ها

همين چند روز پيش بود که احمدي نژاد در مراسم فارغ التحصيلي افسران زن شرکت کرد. آنان نيز مانند مردان رژه رفتند و
سردوشي گرفتند. اين اولين بار نيست که اين اتفاق رخ داده است.تاکنون بيش از شش دوره مراسم فارغ التحصيلي آنان برگزار شده است و در ارديبهشت امسال 120 پليس زن دانش آموخته مجتمع زنان پليس دانشگاه علوم انتظامي يک جا فارغ التحصيل شدند. 700 کلانتري داراي دفاتر مشاوره و مددکاري هستند و 50 مرکز مشاوره نيز در استان ها وجود دارد. در مجتمع آموزشي زنان پليس ناجا 697 پليس زن در مقاطع کارشناسي، کارشناسي ناپيوسته، دانش آموخته، تغيير وضعيت، فراگير و کارمندي در سال گذشته آموزش ديدند. اين زنان پليس در طرح هاي اجتماعي مختلف حضور دارند و فعاليت هاي خود را انجام مي دهند. در ديگر کشورها نيز حضور زنان پليس همواره وجود داشته است. اين زنان پليس در افغانستان حضور فعال دارند و گاه و بيگاه نيز کشته مي شوند. در ديگر کشورها نيز اين روند رو به افزايش است اما مثلاً در دوبي از کشورهاي ديگر پليس وارد مي کنند و در سال گذشته ميلادي نيز 100 زن پليس به ماموران امارت دوبي وارد شده بودند. 300 زن که آموزش هاي لازم را فراگرفته اند به تعداد پليس هاي امارت دوبي در سال جاري افزوده شده اند. زنان پليس در بخش هاي مختلف اداره پليس امارت دوبي به منظور برقراري امنيت در اين شهر وارد خدمت شده اند.در شرايطي که ارتش استراليا در تلاش براي کاهش بحران جذب نيرو است، دولت اين کشور اعلام کرده است زنان استراليايي مي توانند در يگان هاي جنگي خط مقدم شامل نيروهاي ويژه خدمت کنند. البته بايد زناني را بپذيرند که شامل يگان نيروهاي ويژه که هم اکنون در افغانستان با طالبان مي جنگند، مي شوند. لغو محدوديت جنسي در ارتش استراليا، اين کشور را جلوتر از متحداني نظير امريکا و انگليس در گشودن سمت هاي جنگي به زنان و هم رديف چند کشور اروپايي نظير دانمارک، آلمان و رژيم صهيونيستي و زلاندنو قرار خواهد داد. حضور زنان پليس امريکايي در افغانستان سبب شده است آنان بتوانند اطلاعات بيشتري درباره طالبان دريافت کنند. همچنين فعاليت زنان در کشورهاي مختلف و در سمت پليس گاه باعث اتفاقات و نزديکي هاي خوبي مي شود. مثلاً زنان انگليس از طرح پوشيدن روسري توسط پليس آن کشور استقبال کرده اند. نيروهاي پليس مناطق آون و سامرست در جنوب غربي بريتانيا در بخش نيروي شهرباني و افسران پليس حمايت جامعه را از روسري هايي مطابق با لباس متحدالشکل خود دريافت کردند تا هنگام انجام وظيفه و ورود به اماکن نيايشي با مشکل مواجه نشوند. تهيه اين روسري ها براي افسران زن و کارکنان مسلمان بخشي از تعهد نيروي پليس به منظور سهيم شدن در جوامع ديني بود.
تا جشن سينماي ايران
سربازهاي جمعه
سربازهاي جمعه اثري بود که مسعود کيميايي چهار سال بعد از اينکه از سينما دور بود ساخته شد؛شايد تنها ساخته يي که در جشنواره فيلم فجر به نمايش درآمد و داوران در حد اندک يک سيمرغ نقش دوم براي مريلا زارعي از آن تقدير کردند. به قول زارعي شادي اين اتفاق فقط همين يک بار رخ دهد که واقعاً همين طور هم بود و پس از شش سال هنوز تکرار نشده است. آصف، رضا، سعيد و فرامرز چهار سرباز هستند که يک روز جمعه به ديدن خانواده هايشان مي روند. رضا در مراسم ختم مادرش متوجه مي شود خواهرش به جرم قتل همسرش زنداني شده و پدرش نيز دختري را صيغه کرده است. آصف که از خانواده يي مرفه است، مي فهمد که خواهرش نقره، از عشق استادش به اعتياد روي آورده. فرامرز که خواننده است به استوديو مي رود و اثر تازه اش را مي خواند. سعيد که اهل سياست است و سوداي رفتن به خارج را دارد، در روزنامه مي خواند که سه همراهش در سفر قاچاقي شان به خارج کشته شده اند. « سربازهاي جمعه» بيست و دومين فيلم بلند مسعود کيميايي طي 35 سال فعاليت سينمايي است. فيلم با پايکوبي سربازها روي زمين باران خورده آغاز مي شود. اين همان تيتراژي است که عباس کيارستمي ساخته است. اما بازيگران فيلم همه جزء ستاره هاي مرد جوان آن روزها بودند؛ پژمان بازغي و بهرام رادان و محمدرضا فروتن. اما اين فيلم نيز مانند ديگر آثار کيميايي مجموعه يي از همان روش و فکر هميشگي اوست. او اين بار به جاي چاقو با باتوم به سراغ اجراي عدالت رفته است. البته سربازهاي جمعه نسبت به نسخه جشنواره، 33 دقيقه کوتاه تر شده بود و اين موضوع نيز تاثير زيادي در برخي ابهامات داشت. به اينها بايد اضافه کنيم که مسعود کيميايي و گروهش به خاطر اين فيلم بارها و بارها احضار شدند و به دادگاه رفتند. اين فيلم نيز يکي از فيلم هايي است که روزهاي 23 و 24 شهريورماه در پرديس زندگي، پرديس ملت، پرديس آزادي، سينما سپيده و سالن اريکه ايرانيان در چهار نوبت 20، 30/20 ، 22 و 30/22 به نمايش عمومي درمي آيند.
روزانه
روز شعر و ادب، روزي در تقويم هاي دولتي
در خبرها آمده است موسسه خانه کتاب با همکاري بنياد ادبيات داستاني، روز شعر و ادب فارسي را با 17 روز تاخير و طي مراسمي در 13 مهر گرامي مي دارد. اين روز شعر و ادب فارسي هم براي خودش ماجرايي دارد. در آن روزهايي که شوراي فرهنگ عمومي اين روز را نامگذاري مي کردند، اهل شعر و ادب اعتراض ها کردند، ولي کسي گوشش بدهکار نبود. در ميان اهل ادب و شعر کمتر کسي بود که روز تولد شهريار را به عنوان روز شعر و ادب ايران قبول داشته باشد. نه که شهريار شاعر مهمي نباشد که شاعر مهمي بود، اما در مقايسه با شاعران ديگري که مي توانست چنين جايگاهي کسب کند جايگاهي به مراتب کمتر دارد. مثلاً شما در نظر بگيريد اگر بخواهد يک روز به عنوان روز ملي شعر در ايران معرفي شود، رقيب قدري مانند فردوسي وجود دارد که زنده کننده زبان فارسي و سراينده يکي از بزرگ ترين ميراث ادبي ايران و جهان است. مي دانيد که شاهنامه تنها اثري است که در آن حماسه يي ملي شکل گرفته و در بقيه آثار بزرگ ادبي بيشتر به يک منطقه يا يک جنگ يا يک شاه پرداخته است. در ايران نيز اولين اثر ادبي در آن دوره است که حول نام ايران شکل گرفته و از ايران نام برده است. جالب اين است که پيش و پس از آن نيز تا مدت ها در شعر شاعران بزرگ ايران نامي از ايران نيست، حتي در شعر شاعراني مانند حافظ و سعدي. يا مثلاً اگر قرار بود چنين روزي نسبت به نام يکي از شاعران تعريف مي شد رقيب بزرگ ديگري مثل حافظ بود، به اين اعتبار که ديوانش در کنار قرآن مجيد بر لب تاقچه بيشتر ايرانيان است و در زندگي امروز مردم نيز حضور دارد. اگر قرار بود از شاعران امروز کسي معرفي شود در آن صورت نيما يوشيج را هم نمي توان ناديده گرفت که پدر شعر جديد ايران است و متحول کننده شعر فارسي.

بدون اينکه از ارزش هاي شهريار بخواهيم کم بکنيم، او در مقايسه با بسياري از شاعران ايراني در اين رقابت جا مي ماند. پس سوال اينجاست که چرا روز تولد شهريار به عنوان روز ملي شعر در ايران نامگذاري شد؟ به اين پرسش همان زمان ها جواب هايي داده شد. طبيعي است که مثل هر پديده ديگري حضور آدم هاي علاقه مند به اين شاعر در گروه تصويب کننده نقش مهمي داشته است، اما شايد آنچه ديگران را راضي به چنين نامگذاري کرده باشد، چيزي شبيه انسجام ملي باشد. شايد به خاطر اهميتي که شهريار در نگاه بخشي از هموطنان مان داشته، چنين تصميمي گرفته شده است تا دل اين گروه از هموطنان نيز به دست آيد. به هر حال اگر از منظر ادبيات بخواهيم به ماجرا نگاه کنيم، انتخاب، انتخاب درستي نيست. شايد مصلحت ديگري در ميان بوده. نکته ديگري که به نظر مي رسد از چنين انتخابي حاصل شده باشد، اين است که اين روز هرگز حالت مردمي پيدا نکرده است، حتي در ميان مردم آذربايجان. مراسم آن بيشتر دولتي است و تا به حال مراسم بزرگ مردمي در اين روز برگزار نشده است.

با اين حال مراسم دولتي بزرگداشت اين روز امسال هم برگزار مي شود، البته با 17 روز تاخير. علت اين تاخير هم تقارن اين روز با ماه مبارک رمضان اعلام شده است. تازه سال گذشته هم قرار بوده در اين روز مراسمي برگزار شود که آن برنامه هم در فاصله دو روز مانده به مراسم به هفته کتاب موکول مي شود تا اين روز فقط نامي باشد در تقويم هاي دولتي و بس.
عناوين اين صفحه
از مسوولان براي مسوولان
بنزيني که شايد نداشته باشيم
نيکو خردمند، بانوي سينماي ايران
مرثيه يي براي يک سبک وزن
رقباي معلوم فيلم نامعلوم اسکاري
زنان در ارتش ها
سربازهاي جمعه
روز شعر و ادب، روزي در تقويم هاي دولتي

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام