چهارشنبه، 18 شهريور 1388 - شماره 2048
   
 
صفحه نخست :: ضميمه روزانه :: سياست
آيت الله طالقاني حقوق مخالفان و دگرانديشان
محمد بسته نگار

افکار و انديشه هاي مرحوم آيت الله طالقاني و نيز رويکرد عملي ايشان در زندگي اجتماعي و سياسي جايگاه خاصي دارد که بايد از هر جهت مورد توجه صاحب نظران قرار بگيرد. آرا و نظرات آيت الله طالقاني هم به عنوان يک عالم نوانديش ديني، هم به عنوان يک مصلح اجتماعي و هم روشنفکر ديني مي تواند راهنما و الگو و معياري باشد براي متفکران و نوانديشان و روشنفکران و به خصوص در جامعه يي که اساس حاکميت مردم پذيرفته شده باشد، گروه ها و احزاب و ديگر شخصيت هاي سياسي و اجتماعي. در ذيل برخي از آرا و نظرات و همچنين برخورد عملي آيت الله طالقاني را با دگرانديشان بيان مي کنيم.

1- قيام به قسط و عدالت توسط همه مردم بدون در نظر گرفتن تمايزات عقيدتي و سياسي و نژادي

آيت الله طالقاني در تفسير آيه «لقد ارسلنا رسلنا بالبينات و انزلنا معهم الکتاب و الميزان ليقوم الناس بالقسط» (سوره حديد آيه 25) در توضيح ليقوم الناس بالقسط مي گويد اين قيام به قسط و عدالت بايد توسط همه مردم صورت بگيرد و اين مختص فقط قشر، طبقه يا پيروان انبيا نيست. عين جمله طالقاني چنين است؛ «مردم خودشان قيام کنند... ناس يعني همه مردمي که اين مسائل برايشان تبيين شده، نه يک قشر معين، نه يک طبقه معين، نه يک دسته معين، بلکه مردم.»1 بنابراين مي گويد؛ «ليقوم الناس. نمي گويد يک طبقه مردم، يک قشر مردم، يک گروه مردم يا پيروان انبيا. مي گويد ناس. اين هدف انبيا است که همه مردم از جا بلند شوند.»2

2- آيت الله طالقاني انقلاب اسلامي را متعلق به همه مردم مي داند.

در دوران پيش از پيروزي انقلاب وقتي خبرنگار روزنامه کيهان نظر ايشان را در مورد حکومت اسلامي مي پرسد، اين جواب را مي دهد؛ «هر جمهوريتي در دنيا معيارهايي دارد. در نظام اسلامي که من اسمش را حکومت نمي گذارم، چون حکومت معناي حاکميت عده يي بر عده ديگر دارد. اما در اسلام حاکميت جز براي خدا که خالق همه مردم است نمي باشد و همه مردم بنده خدا هستند... چون هميشه قرآن خطابش به «ناس» است و «ناس» يعني همه مردم نه «مسلم» يا «مومن به تنهايي».»3

3- تاييد عملي انتخابات شوراي شهر سنندج با وجود انتخاب دگرانديشان

هنگامي که بعد از انقلاب، آشوب هايي در کردستان روي مي دهد، در نوروز 58 مرحوم آيت الله طالقاني به اتفاق هياتي به کردستان سفر مي کند. از اقدامات مهم ايشان براي آرام کردن منطقه تشکيل شوراي شهر در سنندج جهت اداره شهر توسط خود اهالي است. در اين انتخابات چند تن از دگرانديشان و مارکسيست ها انتخاب مي شوند. مرحوم طالقاني بر اين انتخابات با وجود ورود افراد غيرمسلمان به شوراي شهر صحه مي گذارد و باعث مي شود در شرايطي که اغلب مناطق کردستان ناامن و در حال آشوب بودند، سنندج يکي از مناطق آرام کردستان به شمار برود. مرحوم طالقاني در دوران عمر کوتاه چند ماهه خود از اين اقدام و حضور غيرمسلمانان در اداره شهر خود دفاع مي کرد از جمله در آخرين نماز جمعه خود در بهشت زهرا به اين موضوع اشاره مي کند؛ «مگر در سنندج که اين شوراي نيم بند تشکيل شد ضرري به جايي رسيد و مي بينيم آنجا نسبتاً از همه منطقه کردستان آرام تر است.»4

4- دفاع از ورود دگرانديشان به مجلس بررسي قانون اساسي (خبرگان)

وقتي که انتخابات مجلس بررسي قانون اساسي (خبرگان) در پيش بود، نظر آيت الله طالقاني اين بود که همه صاحبان افکار و انديشه هاي سياسي و فکري حضور داشته باشند و نگراني خود را از عدم حضور آنان پنهان نمي داشت. علاوه بر اينکه در جلسات مختلف اين نگراني را ابراز مي داشت که چرا از انديشه ديگران استفاده نمي کنيم. در اولين خطبه از اولين نماز جمعه خود نگراني خود را چنين بيان مي کند؛ «من معتقدم که بايد در اين مجلس همه گروه ها راه پيدا کنند... ما تابع قرآنيم؛ «فبشر عبادي الذين يستمعون القول فيتبعون احسنه اولئک الذين هدا هم الله و اولئک اولوالالباب» اين درس ماست، اين مکتب ماست که حرف حسابي را بشنود... بنابراين ما هيچ نبايد وحشت کنيم که گروه هاي ديگر راه پيدا کنند حرف شان را بزنند... مجلس اصيل اين است که همه آرا گفته شود. همه ابعاد مسائل روشن بشود. از اين جهت بايد راه پيدا کنند.»5

پي نوشت ها؛--------------------------

1- آيت الله طالقاني تبيين رسالت براي قيام به قسط، ص 35

2- همان، ص 23

3- کيهان سه شنبه 17 بهمن 1357

4- از آزادي تا شهادت (مجموعه اعلاميه ها، سخنراني ها و مقالات و پيام هاي آيت الله طالقاني از آزادي تا هنگام رحلت ايشان)، ص 311

5- از آزادي تا شهادت، همان، ص 252
سياستمدار و ديندار
حميدرضا ترقي*

آنچه از آيت الله طالقاني آن طور که شايسته ايشان است بايد گفته و نوشته شود از محدوده کلمات فراتر مي رود به گونه يي که گاهي برخي واژه ها در توصيف ايشان کوچکند. اما آنچه در ابتدا درباره ايشان قابل ذکر است سوابق نيک علمي ايشان است. آيت الله طالقاني براي تحصيل به شهر مقدس قم رفت اما فضاي حوزه علميه به گونه يي بود که خيلي با روحانيون سياسي ميانه يي نداشت به همين دليل ايشان را به آخوند سياسي متهم کرده بودند. پس از اينکه مدتي در حوزه علميه آيت الله حائري به تحصيل پرداخت به دليل اينکه حوزه را در جايگاه واقعي و اصلي اش نمي ديد به تفسير قرآن پرداخت و از ادامه تحصيل در حوزه امتناع کرد. لذا اين مساله موجب شد ايشان در بحث هاي حوزوي خيلي پيش نرود و از تفسير قرآن به عنوان ابزاري که مي تواند براي جامعه مفيد باشد، استفاده کند. علاوه بر اين ايشان از دوران جواني به خاطر مبارزه با طاغوت مرتباً به زندان مي رفت و اين مساله باعث مي شد ايشان فرصت کار حوزوي را پيدا نکند. آيت الله طالقاني از اوايل جواني و دوران تحصيل در حوزه علميه قم مبارزه با رضاخان را هنگام کشف حجاب شروع کرد و ضمن تحصيل در حوزه، دفاع از حريم اسلام و روحانيت و ارزش هاي اسلامي را وظيفه خود مي دانست. يکي از اقدامات به يادماندني ايشان نيز همراهي با نواب صفوي در مبارزه با رژيم شاهنشاهي بود. اين اقدام شان نيز همانند ساير اقدامات بحق و نيک ايشان در تاريخ ماندگار است. پس از حادثه 15 خرداد نيز به دليل همراهي با امام خميني(ره) دستگير و به 10 سال زندان محکوم شد. مبارزه بي امان ايشان در برابر رژيم طاغوت و طاغوتيان در قالب تفسير قرآن و حمايت از مبارزان بيانگر بينش ايشان نسبت به اسلام سياسي بود. اين مساله نشانگر اين بود که ايشان دين و سياست را از يکديگر جدا نمي دانست و فعاليت سياسي را عين عمل به دين تلقي مي کرد. به همين دليل کلامش چون شمشير مالک اشتر به نفع اسلام بود و در دفاع از حريم اسلام و اطاعت از رهبر و ولي فقيه زمان بيان بسيار شيوا و نافذي داشت. به خاطر دارم ايشان هميشه در توصيف خودش اين جمله را به کار مي برد؛ «من پيش از اينکه در کسوت سياستمداري متعارف باشم يک شاگرد و بعد از آن يک مدرس قرآن هستم.»

اين خصوصيات متواضعانه و هوشمندانه در ايشان به سياستمداري و دينداري ايشان اشاره دارد. مرحوم آيت الله طالقاني در برخورد با منتقدان و مخالفانش نسبت به شرايطي که در دوران زندان داشت هميشه از مشي مناظره، مذاکره و استدلال در مقابل گروه هاي سياسي مخالف با اسلام استفاده و به مرور آنها را به مسير حق و راستي هدايت مي کرد. يکي از دلايلي که در ايشان تحول زيادي نسبت به نظرات مخالفان ايجاد مي کرد اين مساله بود که در آن مقطع زماني گروه هاي سياسي انحرافي زيادي مخصوصاً در زندان ها وجود داشت. آيت الله طالقاني نيز به دليل اقدامات و مبارزات عليه طاغوت بيشتر در زندان بود بنابراين با آنها تعامل داشت و با احترام به نظرات آنها سعي مي کرد از روش هاي صحيح مثل گفت وگو و استدلال آنها را از مسير اشتباه خود به مسير صحيح هدايت کند. اين گروه هاي سياسي منحرف که حتي در زندان نيز با ايشان بودند به واقع مي توان گفت نتوانسته بودند واقعيت اسلام سياسي را به درستي درک کنند و به آنچه حضرت امام(ره) از اسلام توصيف و معرفي مي کردند دست پيدا کنند.

اين گروه ها اغلب نسبت به اسلام دچار ابهام و ترديد بودند. آيت الله طالقاني نيز با تبحري که در تفسير قرآن داشت از اين راه سعي در جذب اين افراد به راهي درست و واقعي داشت. نکته جالب توجهي که وجود دارد اين است که ايشان به نيروهاي مجاهدين خلق و نيروهاي اسلامي به يک چشم مي نگريست. حتي به رغم اينکه بسياري از نيروهاي مذهبي ارتباط با مجاهدين خلق را حتي در زندان درست نمي دانستند اما ايشان با مجاهدين خلق ارتباط داشت و سر سفره شان مي نشست و با آنها نشست و برخاست مي کرد. آيت الله طالقاني حتي نسبت به موضع گيري فرزندش که کمونيست بود موضع تندي اتخاذ نمي کرد. اين خط مشي برخاسته از سياست هاي نهضت مقاومت ملي که بعداً تبديل به تشکيل نهضت آزادي شد همگرايي با سياست هاي اين تشکل را نشان مي داد. آقاي آيت الله طالقاني در پايان عمر مورد آزمون مهمي قرار گرفت؛ آزموني که به خاطر موقعيت و جهت گيري سياسي فرزندش بايد از آن عبور مي کرد. ايشان براي مدت کوتاهي به رغم اينکه نسبت به امام خميني موضع تابع داشت اما به خاطر دستگيري فرزندش که در اغتشاشات آن مقطع و درگيري هاي با منافقين و جنگ داخلي دستگير شده بود چند روزي به حالت قهر درآمد اما پس از اينکه تمام مسائل برايشان روشن شد در آخرين نماز جمعه موضع خود را اعلام کرد و موضع ايشان طوري بود که همه جريان هاي مخالف ولايت و رهبري حضرت امام خميني(ره) را نااميد کرد. با اين حال پس از چند روز در اثر سکته دار فاني را وداع گفت و امام(ره) در رابطه با ايشان فرمود؛ «طالقاني همانند ابوذر بود.» اين تشبيه امام به ابوذر به دليل روحيات خاص ساده زيستي و انقلابي بودن ايشان بود. «اشدا علي الکفار رحماء بينهم»؛ اين آيه نيز در مشي سياسي و ديني آيت الله طالقاني به خوبي مشهود بود.

* معاون بين الملل حزب موتلفه
بردبار آزاديخواه
سيدمحمدوحيد ميرزاده*

در ساعت 45/1 بامداد روز دوشنبه نوزدهم شهريور 1358 آيت الله سيدمحمود طالقاني در منزلش به طور ناگهاني در اثر حمله قلبي درگذشت. سفير شوروي براي رساندن پيام و پس از آن، تعدادي از دوستان همراه با استاد محمد مجتهدشبستري سخنران قبل از خطبه هاي نماز جمعه اش، آخرين کساني بودند که در ساعت 12 شب پس از پايان جلسه يي از خانه ايشان بيرون آمدند. طالقاني هنگام خداحافظي با دوستان اگرچه خسته بود اما چهره يي پرنشاط داشت و با آن نشاط ساعتي بعد چشم از دنيا فرو بست. فقدان طالقاني در شرايط آن روز ايران بسيار نابهنگام بود. بيش از هفت ماه از پيروزي انقلاب نگذشته بود. هنوز تلاطم دگرگوني و حرارت التهاب ها فرو ننشسته بود و بي قراري هاي سياسي ادامه داشت. تربيت حکومت مطلقه شاه امکان ظرفيت بردباري در ميان کنشگران سياسي را از ميان برده بود. تصور همگاني در ميان کنشگران سياسي بر اين اصل استوار بود که برداشت و آرمان ها و اهداف سياسي شان عين حقيقت است و ناگزير قبول و گاهي شنيدن حتي ديدگاه هاي مخالف را بر خود برنمي تابيدند. آنان قبل از پيدا کردن وجوه اشتراک به دنبال مرزبندي کردن ديدگاه هاي خود با سايرين بودند. سامانه حاکم بر ديدگاه ها، تاکيد ويژه يي بر مرزبندي و حصارکشي خود با ديگران داشت. هنوز گروه ها و افراد درگير با مسائل بعد از انقلاب شيوه همزيستي مسالمت آميز را تجربه نکرده و به تمرين روش گفت وگو و محاوره نپرداخته بودند. بدتر آنکه به اهميت آن هم توجه نداشتند.

در چنين اوضاعي حضور طالقاني مي توانست چون نيروي متعادل کننده و دارويي آرامبخش عمل کند و به عنوان بردار برآيند نيروهاي غيرهمسو به حساب آيد. نگرش تساهل آميز و شرح صدر او مي توانست نقش بازدارنده خودمحوري ها و کينه ورزي هاي در حال رشد آن روز باشد. سابقه طولاني طالقاني در مبارزه با استبداد رژيم شاه او را از جايگاه و احترامي خاص نزد همه گروه هاي سياسي با هر گرايشي، برخوردار کرده بود. سال هاي زندان و تبعيد و استواري بر اعتقادات آزاديخواهانه و حضور در حرکت هاي سياسي در فاصله کودتاي بدفرجام بيست و هشتم مرداد تا پيروزي انقلاب از او چنين شخصيتي ساخته بود. اعتماد و پيشينه دراز تلاش هاي فکري او در انديشه اسلامي او را به عنوان يک شخصيت و نظريه پرداز اسلامي معرفي و مقبوليت عمومي به او اعطا کرده بود. اما اين اعتقاد و پيشينه هيچ گاه مانع تحمل اعتقادات و ناديده گرفتن سوابق سياسي ديگران نشد. به همين دليل در ميان گروه هاي با اعتقادات و خط مشي هاي گوناگون داراي اعتبار و احترام و جايگاه ويژه يي بود.

روش ها و منش هاي طالقاني در جايي قرار داشت که آن جايگاه محلي براي ورود به حل مشکلات تاريخي ايران بود. پرهيز از کارکرد کينه توزانه او را از برخوردي که با زندانبانان خود داشت به خوبي مي توان فهميد. در هنگامه تشکيل دادگاه هاي انقلاب که رگه هاي کينه ورزي و

تصفيه حساب هاي شخصي و گروهي در آن يافت مي شد و اين روحيه در واقع عکس العمل طبيعي کنترل نشده آزردگان و زندانيان دوران استبداد شاهي بود، طالقاني به روش تساهل آميز از انتقام جويي دوري کرد. او هنگام محاکمه يکي از زندانبانان نامه يي نوشت و نه تنها هيچ شکايتي را مطرح نکرد بلکه خوبي هاي زندانبان را هم برشمرد و در وقت ديگر که يکي از اعضاي دفترش متني را براي شکايت يکي از مسوولان زندان تنظيم کرده بود، آمرانه از او خواست آن نوشته را پاره کند. اگر همين نگرش در ديدگاه فعالان سياسي آن دوران خواه در حاکميت يا بيرون از حاکميت، جريان مي يافت بي گمان هيچ گاه جامعه ايراني مجبور به پرداخت هزينه هاي سنگين کينه و دشمني در سال هاي بعد تا به امروز نمي شد. او از نتايج و تعاقبات چنين رويکردي به خوبي آگاه بود و راه رهايي از اسارت استبداد و پايان بخشيدن به چرخ باطل سرکوب و کينه را پاک کردن کينه و دشمني مي دانست. البته در فضاي انقلابي آن دوران دوري از روش هاي تند و سريع، ضعفي در عملکرد انقلابي افراد به حساب مي آمد و هر نوع گذشت و بخشش به عنوان رگه يي از سازشکاري و نداشتن تراز انقلابي تفسير مي شد. شگفت آور اينکه سازش و صلح جويي که در معني بار مثبت و انساني دارد، در آن شرايط تداعي کننده بار منفي بود. طالقاني به طور جدي به حاکميت مردم بر سرنوشت خود اعتقاد و اصرار داشت و نگراني کنار گذاشتن مردم از تعيين سرنوشت دغدغه اصلي او بود. اين نگراني به حدي بود که در يکي از ديدارهايش با امام خميني اين موضوع را در ميان گذاشت و در پاسخ به پرسش امام مبني بر اينکه راه حل چيست، مي گويد راه حل تنها دخالت و حاکميت مردم در سرنوشت خودشان است. پس از اين گفت وگو در سخنراني مدرسه فيضيه قم گفت؛ «من يک راه به نظرم مي رسد، راه شرعي، راه قانوني، راه دنياپسند، راهي که بايد پايه هاي نهضت ما را محکم کند. مردم واقعاً به حساب بيايند، مردم واقعاً سرنوشت خودشان را به دست خودشان بگيرند، حکومت بايد در خط مشي مردم پيش برود. همين مردمند که بايد حاکم باشند ولاغير.» به درستي که اين تشخيص، راه درمان زخم هاي کهنه جامعه ايراني است. 

* فعال سياسي
استانداران در انتظار پاداش
استانداران محمود احمدي نژاد اين روزها نگاه خود را به در اتاقي کاري شان دوخته و هر لحظه منتظرند پيک ويژه رئيس جمهور تصميم محمود احمدي نژاد درباره آنان را ابلاغ کند. اگرچه برکناري يا ابقا نهايت سرنوشتي بود که استانداران قبلي دولت محمود احمدي نژاد همواره انتظارش را مي کشيدند اما با انتصاب استاندار قبلي خراسان رضوي به رياست سازمان حفاظت محيط زيست، ارتقاي استانداران هم در دستور کار محمود احمدي نژاد قرار گرفته است تا در روزهايي که وزراي دولت نهم که بعضي هايشان از حاميان سينه چاک رئيس دولت نهم بودند از کابينه کنار گذاشته شوند و رويکردي متفاوت از سوي رئيس دولت را نظاره گر باشند؛ دوگانه يي نه تنها در مقابل وزرا و استانداران بلکه بين استانداران کنوني و استانداران قبلي که توسط احمدي نژاد روزي انتخاب و روزي عزل شدند اما مديران استاني که امروز در راس کارند اين اقبال را داشته اند که منتظر کرسي هاي بالاتري باشند. طليعه اين اخبار خوش براي مديران شهري انتصاب محمدجواد محمدي زاده استاندار خراسان رضوي به رياست سازمان حفاظت محيط زيست بود تا او همزمان با دومين سفر احمدي نژاد و نخستين سفر کابينه دهم پس از انتخابات رياست جمهوري به مشهد، دستمزد خود را از دستان احمدي نژاد دريافت کند تا اگرچه عزل و نصب استانداران با نظر وزارت کشور و تاييد هيات دولت است، اما استاندار با پست جديدش پيش از معارفه وزير کشور جديد خرسندي محمود احمدي نژاد از عملکردش را به رخ همتايانش بکشد. هرچند عزل و نصب مديران استاني در هياهوي معرفي و معارفه وزيران دولت گم شده يا آنقدر احمدي نژاد عزل و نصب داشته که ديگر اين جابه جايي ها کمتر به چشم مي آيد اما اين جابه جايي ها در کنار حضور مديران استاني در ستادهاي انتخاباتي احمدي نژاد اين پالس را ارسال مي کند که هرچند احمدي نژاد از عملکرد برخي هواداران و حاميان راضي نبوده اما بعيد به نظر مي رسد از استانداران کدورتي داشته باشد چرا که بنابر اخبار جسته و گريخته چه ماه ها پيش از انتخابات و چه در زمان تبليغات رسمي، استانداران براي رئيس دولت نهم سنگ تمام گذاشتند و آنچه در توش و توان داشتند در طبق اخلاص گذاشتند و حالا نه تنها خود در انتظار پاداشند بلکه در مراسم تجليل از اعضاي ستادهاي احمدي نژاد شرکت مي کنند و هدايايي به رسم «يادبود» تقديم اعضاي ستاد مي کنند. چنان که حضور مديران دستگاه هاي دولتي خوزستان همراه استاندار اين منطقه در مراسم تقدير از اعضاي ستاد انتخاباتي احمدي نژاد در اين استان به رسانه ها کشيده شد و رد پاي مديران دولتي در ستادهاي انتخاباتي رئيس جمهور را علني کرد. هرچند احمدي نژاد در يکي از سخنراني هاي خود پيش از آغاز زمان تبليغات رسمي رياست جمهوري اعلام کرد حتي يک ريال از بيت المال صرف کارهاي تبليغاتي نمي شود و هيچ يک از مديران دولتي حق فعاليت تبليغاتي ندارند اما در همان روزها بخشنامه هاي محرمانه استانداران در مورد سر و سامان دادن به سفرهاي احمدي نژاد ابلاغ شده و به رسانه ها راه يافته بود يا تصاوير بنرهاي تبليغاتي که پاي آن مهر دستگاه هاي دولتي ديده مي شد، انگشت اتهام استفاده از منابع دولتي براي کانديداي خاص را به سوي مديران شهري احمدي نژاد نشانه رفت. اگرچه اعتراض ها براي منتقدان آبي نداشت اما گويا براي استانداران بي نان نبوده و براي همين است که استانداران اين روزها چشم خود را به در اتاق کارشان دوخته اند.
پيشگويي که به خير گذشت

سروش فرهاديان / soroushfarhadian@yahoo.com

شايد آن زمان که محمدرضا باهنر نايب رئيس متنفذ مجلسي که اکثريت آن را اصولگرايان تشکيل مي دهند در واکنش به ليست وزيران پيشنهادي احمدي نژاد اعلام کرد پنج يا شش وزير معرفي شده، از مجلس شوراي اسلامي راي اعتماد نمي گيرند، فکرش را هم نمي کرد که اين پيشگويي تا اين حد غلط از آب دربيايد که احمدي نژاد با دستي پرتر از آنچه خوشبين ترين طرفدارانش پيش بيني مي کردند مجلس را ترک کند. باهنر حتماً فکر همه جاي اين پيشگويي را کرده بود که فرد محافظه کاري چون او قانع شده بود چنين موضعي بگيرد؛ غير از آنکه برخلاف پيش بيني او «توصيه و ارشاد» مقام هاي ارشد نظام به معادله بررسي کابينه احمدي نژاد توسط مجلس وارد شود. شايد آن زمان نيز که توکلي و مطهري اصولگرا هم در مخالفت با کليات کابينه احمدي نژاد همگام با باهنر پشت تريبون مجلس قرار گرفتند فکرش را نمي کردند که مخالفت آنان تنها بتواند سه نفر از 21 وزير پيشنهادي احمدي نژاد را از ورود به کابينه باز دارد؛ آن هم در حالي که شايد دو نفر از اين سه وزير پيشنهاد شده بازمانده از کابينه در صورت عدم مخالفت سران اصولگرا هم مجالي براي همراهي احمدي نژاد در سطح وزير نمي يافتند و نيازي نبود تا سران اصولگرا اينچنين آستين ها را بالا بزنند و در مخالفت با کابينه احمدي نژاد تا اين حد انرژي صرف کنند. يکي از اين سه بازمانده از کابينه، رئيس سابق سازمان ورزش کشور بود که نرفتن ايران به جام جهاني فوتبال آن هم در کشوري که دولت همه کاره ورزش است و برگي از درخت ورزش نمي افتد مگر آنکه برگ مورد نظر دولت باشد کافي بود تا مشخص شود حتي تعويض پست هم نمي تواند کاري براي او از پيش ببرد و نه از صحنه ورزش که از هر صحنه مديريتي کلاني تا مدت ها دور مي ماند چه آنکه پيش از اين نمايندگان او را به عنوان متهم اصلي ناکامي هاي ورزش ايران در المپيک با آن همه هزينه جاري سرسام آور و نرفتن تيم ملي فوتبال به جام جهاني در حالي که شرايط بسيار آساني براي صعود داشت، اعلام کرده بودند؛ اتهامي که البته علي آبادي هيچ وقت زير بار آن نرفت و چندان اهميتي هم براي درخواست نمايندگان مبني بر اينکه او بايد پاسخگوي اين نا کامي ها باشد قائل نشد. ديگر راي عدم اعتماد گرفته از مجلس سوسن کشاورز بود. آن زمان که کشاورز سوابقش را ليست مي کرد تا به مجلس ارائه دهد خودش هم مي دانست چيز زيادي در چنته ندارد که مجبور شد در 22 سابقه يي که از مديريتش ليست کرده بود تا نشان دهد از تجربه کافي براي اداره وزارتخانه يي با اين اهميت برخوردار است مديريت کتابخانه دانشگاه و مسووليت برگزاري نمايشگاه را هم بگنجاند. معلوم بود که او راي اعتمادبگير نيست. کشاورز آن زمان که انتقاد هاي نمايندگان او را به جايي رساند تا راه تريبون مجلس را هم گم کند و براي دفاع از خود به سمت جايگاه هيات رئيسه رفت تا با خنده نمايندگان مواجه شود راي عدم اعتماد را کسب کرد. سومين بازمانده از کابينه احمدي نژاد همان نماينده يي است که نامش با نام پاليزدار گره خورده است؛ فاطمه آجرلو عضو کميته تحقيق و تفحص از قوه قضائيه که ديگر به نام کميته پاليزدار شناخته مي شود و چه کسي بود که ماجراي تحقيق و تفحص از قوه قضائيه توسط مجلس را مي دانست و سرنوشت پاليزدار را در نظر مي آورد و اين گمان را مي داد که آجرلو مي تواند براي حضور در کابينه احمدي نژاد از اين مجلس راي اعتماد بگيرد. با اين تفاسير با هيچ منطقي نمي توان پذيرفت که سران اصولگراي مجلس براي حذف سه وزير از پيش باخته دست به کار شده بودند و نداي مخالفت با کابينه فردي از جريان خودشان را سر مي دادند. اگر هم بپذيريم که اين مخالفان اصولگراي کابينه از دستاورد مخالفت هاي آتشين خود رضايت دارند آنگاه بايد گفت در واقع دست به يک خودزني دست کم مقطعي زده اند براي به دست آوردن هيچي. پيش بيني راي اعتماد نياوردن پنج يا شش وزير پيشنهادي از سوي باهنر در زمان اعلام ليست کابينه هرچند با پاسخ احمدي نژاد مواجه شد که «گويا بعضي ها پيشگو هستند» اما آن زمان اين پاسخ چندان مخاطبي نداشت چرا که نايب رئيس و شايد متنفذ ترين اصولگراي مجلس که در مجلس هفتم و سال اول مجلس هشتم نقش زيادي براي عبور دادن احمدي نژاد از پيچ هاي تند سياسي با لابي هاي پيدا و پنهان داشت وقتي بگويد پنج يا شش وزير راي نمي آورند يعني بايد منتظر راي نياوردن تعداد بيشتري از وزيران پيشنهادي مي بوديم؛ انتظاري که روحيه محافظه کار باهنر ايجاد کرده است. اما نتيجه راي اعتماد مجلس به وزراي پيشنهادي احمدي نژاد چنين شد تا باهنر اين گونه از خود دفاع کند که «همه چيز به خير گذشت؛ اگر توصيه رهبري نبود هشت يا 9 وزير راي نمي آوردند.»

هشدار احمدي نژاد در زمان ارائه ليست وزيران پيشنهادي اش به مجلس مبني بر«گويا بعضي ها پيشگو شده اند» و اعلام مخالفت با اين پيشگويي نشان مي دهد او که نقش اش در جبهه اصولگرايان تا پيش از رئيس جمهور شدن قابل مقايسه با باهنر و توکلي و... نبوده درک بهتري از معادلات سياسي ايران امروز دارند.

توکلي، باهنر، مطهري و بسياري ديگر از اصولگرايان سرشناس تفاوت درک شان از متغيرهاي معادلات سياسي امروز ايران با احمدي نژاد بيشتر شده است؛ پيشگويي غلط باهنر و همراهي سرشناسان اصولگرا با اين پيشگويي تحقق نيافته دليل خوبي براي اثبات اين ادعاست.

اسماعيل گرامي مقدم/ اصلاح طلب/ عضو شوراي مرکزي حزب اعتماد ملي
اتومبيل را به هواپيما ترجيح مي دهم

صبا شعردوست

-آخرين دفعه يي که سوار هواپيما شديد کي بود؟

من حدود سه ماه است که سوار هواپيما نشده ام و آخرين سفر هوايي ام از اروميه به تهران بود.

-در طول سفر هوايي تان مشکلي پيش نيامد؟

کمي تاخير داشتيم. ضمن اينکه خلبان يک دست انداز هوايي را رد کرد.

-عکس العمل مسافران و شما چه بود؟

چون رشته تحصيلي من هوا فضا بود پس از اينکه مطمئن شدم مشکل فني پيش نيامده شروع کردم به آرام کردن مسافرها چون خيلي مضطرب و ترسيده بودند.

-چند دفعه سفرهاي هوايي شما دچار مشکل شده؟

به جز تاخير که تقريباً هميشگي است هواپيمايي که سوار شدم در دو سفر قبل از اين سفر نيز دچار مشکل شد حتي سفري که به مشهد داشتم به دليل نقص فني برگشت خورد.

-پس از اين اتفاقات در سفر با هواپيما تجديد نظر نکرديد؟

تا حدودي تجديد نظر کردم و در صورت اجبار و اگر مسيرم خيلي دور باشد از هواپيما استفاده مي کنم.

-وقتي هواپيماي شما دچار سانحه شد، به مرگ هم فکر کرديد؟

(مي خندد) قطعاً، با خود فکر مي کردم، آخرين لحظات عمرم را سپري مي کنم.

-در آن لحظه آيا تصميمي گرفتيد که اگر سالم برسيد انجام دهيد؟

بله، به خود قول دادم ديگر براي هيچ کنفرانسي با هواپيما سفر نکنم.

-علت اين عيب و نقص ها چيست؟

مطمئناً به دليل نقص فني است چون خلبان هاي ما هم تجربه کافي و هم تخصص کافي دارند. اگر هم مشکلي پيش آيد نمي توان آن را اشتباه انساني خواند.

-مطمئن ترين وسيله نقليه از نظر شما چيست؟

اتومبيل بهترين و مطمئن ترين است.

غيبت احمدي نژاد در مراسم عمومي همچنان ادامه دارد
رئيس جمهور مردمي در برج عاج


فرناز حسنعلي زاده

«به من مي گويند چون کانديدا شدي حق سفر استاني رفتن نداري، مگر کار مملکت تعطيل بردار است.» اين جملات استدلال محمود احمدي نژاد در واکنش به منتقداني بود که روزهاي مانده به انتخابات سفرهاي استاني رئيس جمهور کانديدا را «تبليغاتي» مي دانستند و با تاکيد بر اينکه احمدي نژاد با امکانات بيت المال سفرهاي انتخاباتي مي رود از وي مي خواستند زنگ پايان اين سفرها را به صدا درآورد؛ سفرهايي که فرداي روزي که احمدي نژاد براي اولين بار رئيس جمهور شد در دستور کار وي و کابينه قرار گرفت و با مشهد شروع شد. احمدي نژاد نخستين جلسه هيات دولت را خارج از تهران تشکيل و وعده داد از اين پس دولت از برج عاج پايتخت خارج مي شود و به روستاها مي رود.

سفرها شروع شد. احمدي نژاد به هر استان که مي رفت ابتدا در ورزشگاه مرکز استان سخنراني مي کرد و بعد در دو روز به ساير شهرستان ها مي رفت؛ با هلي کوپتر، و سخنراني مي کرد و بعد در آخرين ساعات سفر برمي گشت به مرکز استان و جلسه هيات دولت را يا در استانداري يا فرمانداري تشکيل مي دادند و صدها مصوبه به تصويب مي رساندند؛ صدها مصوبه در دو يا سه ساعت. اين آماري بود که برخي منتقدان بر آن خرده گرفتند و با تقسيم تعداد مصوبات بر ثانيه ها برآشفتند که مثلاً دولت هر 10 ثانيه يک مصوبه به تصويب رسانده و با اين استدلال کارشناسي بودن مصوبات را مورد ترديد قرار مي دادند؛ البته دولتي ها هم خاموش ننشستند و در راس آن محمود احمدي نژاد در مقام پاسخ گفت کارشناسان وي پيش از سفر او ساعت ها بحث کارشناسي مي کنند و پيش نويس مصوبات را مي نويسند و در جلسه هيات دولت که در مرکز استان برگزار مي شود تنها مصوبه قرائت مي شود و به تاييد و تصويب مي رسد. پورمحمدي وزير وقت کشور هم که ارديبهشت ماه دو سال پيش به دانشگاه شهيد بهشتي رفت در پاسخ به دانشجويان همين استدلال را ارائه کرد اما دانشجويان قانع نشدند؛ «اگر مصوبات از قبل کارشناسي مي شود پس چه نيازي دارد رئيس دولت را با اعضاي کابينه اش و کلي هزينه ببريد به استان ها؟» اين سوال تازه جوابي ديگر داشت؛ «اين سفرها که خرجي ندارد، شب در فرمانداري و جاهاي دولتي مي خوابيم، غذا هم که يک نان و پنير و غذاي مختصري است که اغلب آقاي رئيس جمهور نمي خورد و بقيه در هلي کوپتر و راه صرف مي کنند. مي ماند هزينه داربست و پرچم که آن هم از يکي دو ميليون بيشتر نمي شود.» انتقادها به جايي نرسيد اما شيوه يي که احمدي نژاد در شهرداري تهران آزموده بود جواب داد؛ «ديدارهاي مردمي و نامه به رئيس جمهور.» مردم مي آمدند هم براي آنکه در برخي شهرستان ها براي اولين بار بود که يکي از مسوولان ارشد حاضر شده و بين مردم مي نشيند و هم براي اينکه نامه هايشان را مي گيرد و قول پيگيري مي دهد. موضوعات نامه ها چندان غيرقابل پيش بيني نبود؛ وام هاي قرض الحسنه و بلاعوض، بيکاري، کمک هزينه تحصيلي، کمک هزينه ازدواج، کمک هزينه اشتغال و... دولت هم تصويب کرده وام بدهند، هم زياد، هم زود، هم به همه. نه نامه اقتصاددانان به جايي مي رسد و نه فريادشان که افزايش نقدينگي يعني تورم. اما گوش دولت به اين حرف ها بدهکار نبود. «صدقه يي» خواندن شيوه پرداخت ها و «کميته امدادي» دانستن شيوه مديريت اقتصادي دولت هم به «چوب لاي چرخ گذاشتن» تعبير شد تا دور نخست سفرهاي استاني تمام شود. دور دوم سفرها با يک حاشيه، دو ماه فاصله و چند تغيير آغاز شد. احمدي نژاد پس از پايان سفرها اعلام کرد مديران استاني را که ضعيف بود برکنار خواهد کرد. دعوا بر سر دور جديد عزل و نصب استانداراني که احمدي نژاد در آغاز مديريت اجرايي اش يک بار به تمامي تغييرشان داده بود با مصطفي پورمحمدي وزير وقت کشور در پرده ماند و شيوه جديد سفرهاي استاني عيان شد. احمدي نژاد ديگر به شهرستان ها نمي رفت. وقتي عزم سفر مي کرد پس از سخنراني در مرکز استان در استانداري مي ماند تا مردمي را که از ساعات اوليه صبح با نامه هايي در دست صف کشيده بودند يکي يکي به داخل اتاق بيايند و تقاضايشان را بدهند و دستور رسيدگي بگيرند. در هر استان 100 نفر يا بيشتر موفق به ديدار و گفت وگو مي شدند. ساير وزرا اما به جاي رئيس دولت به شهرستان ها مي رفتند. احمدي نژاد هم در بقيه ساعات سفر با روحانيون، دانشگاهيان و خانواده هاي شهدا ديدار و در جمع آنها سخنراني مي کرد. اما شيوه دريافت نامه هاي استاني تغيير کرده و چنين شده بود که چند روز پيش از سفر هيات دولت استانداري و فرمانداري ها فرم مخصوص نامه به رئيس جمهور را بين مردم توزيع مي کردند. کار به آنجا رسيد که در برخي شهرستان ها بازار سياه فرم مخصوص نامه ها درست شد و اين فرم ها تا پنج هزار تومان به فروش رسيد. اگرچه اولين سفرها کم حاشيه به خير گذشت اما اوضاع چندان بر وفق مراد دولتي ها ادامه نيافت. پيش از يک سفر نمايندگان استان نامه دادند که چون مصوبات به اجرا درنيامده در سفر جديد به استقبال احمدي نژاد نمي روند و پيش از يک سفر ديگر برخي پايگاه هاي اطلاع رساني گزارش کردند استانداري ها حضور مردم را سازماندهي مي کنند. بنا بر اين گزارش ها در برخي از شهرستان ها مديران استاني با فرستادن اتوبوس به شهرستان هاي هر استان مردم توابع را به مرکز استان مي آوردند تا استقبال از رئيس دولت نهم تمام و کمال باشد. کشته شدن يک دانش آموز شيرازي که براي استقبال از احمدي نژاد از سوي مدرسه با ساير همکلاسي هايش از يکي از شهرستان ها راهي شيراز و در راه دچار تصادف شده بود، موج انتقادات را برانگيخت و اين حادثه حتي به فيلم 90 سياسي نيز رسيد. با نزديک شدن به زمان انتخابات صداي اعتراض ها از سوي کانديداها و برخي حاميان بيشتر شنيده شد چرا که سخنراني ها و مراسم احمدي نژاد تمام و کمال از سوي رسانه ملي پوشش داده مي شد و روزنامه هاي دولتي و حاميان دولت بعد از هر سفر عکس استقبال مردم از وي را در صفحه اول روزنامه منتشر مي کردند و اينکه احمدي نژاد مسير چند دقيقه يي را چند ساعته رفت تيتر نخست. اعتراض ها به جايي نرسيد تا نه تنها اين سفرها ادامه پيدا کند بلکه سفر به پايتخت يک هفته طول بکشد. احمدي نژاد يک روز به شهريار رفت و يک روز به شهر ري. يک روز شمال غرب و يک روز جنوب شهر. يک روز ورامين و يک روز هشتگرد؛ «به من مي گويند چون کانديدا شدي حق سفر استاني رفتن نداري، مگر کار مملکت تعطيل بردار است.»

حالا سه ماه است که سفرهاي استاني در تعليق قرار گرفته است اگرچه برخي از پايگاه هاي خبري به نقل از مجتبي ثمره هاشمي خبر دادند از اول مهرماه دور سوم سفرهاي استاني آغاز مي شود؛ سفرهايي که يک بار علي سعيدلو معاون اجرايي احمدي نژاد در دولت نهم گفته بود نه تنها احمدي نژاد بلکه هر کانديداي ديگري که پيروز شود، ادامه دهنده آن خواهد بود و رئيس دولت هم بارها گفته بود اين مدل به الگوي رفتاري مسوولان ساير کشورها تبديل شده است. اما آنچه در اين ميان مطرح مي شود اين سوال است که خارج از تغييرات ساختاري در نحوه سفرها، استقبال مردم از رئيس دولتي که به تاييد وزارت کشور و شوراي نگهبان «24 ميليون» پشتوانه آرا دارد چگونه خواهد بود و در شرايطي که حضور معترضان به نتيجه انتخابات در تهران و برخي شهرستان ها مورد اعتراض شديد حاميان دولت قرار گرفته است، هواداران در شهرستان ها چگونه به پيشواز رئيس دولت مي روند و آيا باز هم محمود احمدي نژاد بين مردم شهرستان ها که به گفته هواداران عمده آراي احمدي نژاد را به سبد وي ريختند، حضور خواهد يافت؟ سوالي که اگرچه در نگاه اول خام به نظر مي رسد آنجايي جدي مي شود که قريب به دو سه ماه است احمدي نژاد نه تنها ديدار مردمي نداشته بلکه تنها در مراسمي حاضر مي شود که حضورش «بايد» است و اگر بتواند نرود ثمره هاشمي را مي فرستد.

ناز بي خريدار الهام
ف.ح

يادش بخير روزهايي که غلامحسين الهام قهر مي کرد و نازش خريدار داشت. چه آن موقع قطاري از عنوان داشت و زباني پر از عرض ارادت قلبي به احمدي نژاد و همسري که رئيس همسرش را «معجزه هزاره سوم» مي دانست. سال گذشته حوالي همين روزها بود که الهام قهر کرد؛ رسانه يي و رسمي. نامه اش را هم براي احمدي نژاد فرستاد و هم براي جرايد. مجلس هشتم تعدد مشاغل او را تاب نياورده و تصويب کرده بود شوراي نگهباني ها حق نداشته باشند مسووليت رسمي و دولتي داشته باشند؛ «مصوبه يي براي الهام» عنوان روزنامه هاي فرداي تصويب اين ممنوعيت بود. هر چند برخي از نماينده ها تلاش کردند مساله را راست و ريس کنند و بگويند فقط «الهام» دوشغله نيست اما هم الهام، هم رئيس دولتش و هم مجلسي ها نيک مي دانستند که هدف اين مصوبه اگر فقط براي الهام نباشد اما انگيزه اش ابوالمشاغل کابينه است و بس که آنقدر نزد احمدي نژاد محبوبيت داشت که رئيس دولت به رغم تمام پيامک ها و اعتراض ها نه تنها حاضر نشد خراشي به مسووليت هاي او بيندازد بلکه هرازگاهي پست تازه يي را هم به او پيشکش کند. قهر کرد؛ هم قهر و هم تهديد به استعفا از تمام مشاغل؛ «اگر مشکل مملکت مسووليت هاي من است براي استعفا اعلام آمادگي مي کنم.» و تهديدش را نيم بند عملي کرد. به وزارت دادگستري مي رفت و به پاستور سر نمي زد. کارهايي که مربوط به ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز بود را سر و سامان مي داد اما جواب هيچ سوالي را نمي داد. همين باعث شد برخي بگويند اعتراض اش به مجلس نيست، به احمد ي نژاد است. احمدي نژاد باز هم نشان داد چقدر نزديکانش برايش مهم اند. نازش را خريد؛ رسانه يي و رسمي. نامه دلجويي را هم براي الهام فرستاد و هم براي جرايد. روزنامه ها هم تيتر زدند «دلجويي مکتوب احمدي نژاد از الهام». يک سال طول کشيد تا «مصوبه يي براي الهام» به شوراي نگهبان برود، رد شود، مجلسي ها اصرار کنند و مجمع وارد ميدان شود و حکم بدهد به رفتن الهام و دو ماه مهلت.

او ديگر نه سخنگوي دولت است، نه وزير دادگستري و نه رئيس ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز اما قهر است. قهر کرد و به مراسم خداحافظي اش نرفت. نه او رفت، نه احمدي نژاد. اگرچه رئيس کابينه اين روزها کمتر در مراسمي حاضر مي شود و تا مجبور نشود، نمي رود اما غيبت الهام در مراسم خداحافظي اش از ديدها مخفي نماند. يکي گفت در مراسم حاضر نشده اما در يکي از اتاق هاي وزارت وزير جديد را در آغوش گرفته و برايش آرزوي موفقيت کرده است و يکي گفت به دليل «مشاغل کاري» نرسيده است به مراسم. اما مشاغل کاري ابوالمشاغلي که روزي با تمام پست هايش گفت «اينها که شغل نيست» آن هم بعد از آنکه تمام مشاغلش را گرفتند، چه مي تواند باشد؟،

اما شايد تنها خير نهادن همه مسووليت ها بر طبق و پيشکش اجباري اين باشد که «فاطمه رجبي» ديگر همسر سخنگوي دولت نيست، همسر الهام است و بس چرا که الهام در چهار سال گذشته از اينکه برخي رسانه ها بلافاصله بعد از ذکر نام «فاطمه رجبي» عنوان همسر سخنگوي دولت نهم را مي آوردند و بر اين عنوان به مثابه يک پست سازماني تکيه مي کردند و با اين شيطنت مي خواستند گوشه يي به دولت بزنند، برمي آشفت.

فاطمه رجبي که ديگر همسر سخنگوي دولت نيست هم اين روزها سکوت کرده است. فاطمه رجبي چهار سال پس از سلسله يادداشت هايي که در وبلاگ شخصي اش منتشر کرد و بر منتقدان و رقباي احمدي نژاد تاخت، در آخرين يادداشت گريبان احمدي نژاد را گرفت و در اعتراض به معرفي وزير زن از سوي وي او را مورد شماتت قرار داد و از «معجزه هزاره سوم» خواست در تصميمش تجديدنظر کند اما احمدي نژاد با او همان کرد که با ساير منتقدان. سه وزير زن به مجلس معرفي شدند و يکي قبول شد و فاطمه رجبي که حالا ديگر همسر سخنگوي دولت نيست، ديگر حرفي نزد. او زبان به کام گرفت و همسرش از قدم گذاشتن در مراسم خداحافظي اش دريغ کرد. اما ديگر کسي پيگير اين نيست که الهام قهر کرده است چون حالا او فقط عضو حقوقدان شوراي نگهبان است و همسر فاطمه رجبي. الهام قهر کرده است؟ از احمدي نژاد؟ از مجلس؟ از... اما آن طور که به نظر مي رسد ديگر يا قهر الهام خريدار ندارد و يا دولتي ها خودشان مراسم خودشان را تحريم کرده اند و قهر نيست و اعتراض است يا شايد هيچ کدام. همان طور که گفته اند «مشغله کاري» است و بس،
طالقاني بخشي از حافظه تاريخي ملت ايران

احسان هوشمند

مرحوم آيت الله سيدمحمد طالقاني يکي از علماي نوانديش ديني و در عين حال يکي از شخصيت هاي سياسي اثرگذار در روند رويداد هاي دهه 20 تا نيمه دوم دهه 50 خورشيدي ايران معاصر به شمار مي رود. گذشته از نوع نگرش و تلقي مرحوم طالقاني به وحي و تفسير نوين ايشان از قرآن که با نوآوري هاي خاص ايشان همراه است، شخصيت و انديشه هاي طالقاني از زواياي ديگري هم قابل تامل و بررسي است. جايگاه آزادي، دموکراسي و مردم و به ويژه شورا ها در آراي طالقاني بي گمان از وي به عنوان يکي از چهره هاي آزاديخواه و مبارز کشور چهره يي منحصر به فرد ساخته است. کمتر شخصيت ديني و ملبس به لباس روحانيت در ايران معاصر چون طالقاني به حقوق ملت و آزادي هاي مدني و سياسي، حق انتخاب ملت و مقابله با استبداد و حتي آزادي پوشش توجه داشت. اين رويکرد نه تنها در انديشه ها بلکه در شخصيت، رفتار و منش طالقاني نمودي برجسته داشت. اين ويژگي ها سبب شده بود نزد بخش عمده يي از ايرانيان طالقاني ويژگي کاريزماتيکي يافته و با نام طالقاني مشهور شود و از اين رهگذر در قلب ميليون ها ايراني به ويژه نخبگان فرهنگي و سياسي با وجود اختلاف ها و حتي تضاد هاي بينشي و روشي جا باز کند. اگر بر اين ويژگي ها بيفزاييم که طالقاني يکي از چهره هاي برجسته وطن خواه و ايران گراي سده معاصر ماست سخني به گزاف گفته نشده است. ايران براي طالقاني به معناي سرزمين و نيز همه ايرانيان و تاريخ و تمدن و سرنوشت همه شهروندان چنان عزيز و گرامي بود که طالقاني بخش عمده يي از زندگي خود را براي ايران يا در حال مبارزه با استبداد و تلاش براي استقرار نظامي مردمي و آزاد گذراند يا در زندان ها و سياهچال ها سپري کرد. يکي از نمود هاي اثبات عمق وطن دوستي و ميهن خواهي همراه با اصرار بر حفظ حقوق مردم و تاکيد بر گفت وگو و مسامحه طالقاني خود را در جريان درگيري هاي اواخر اسفند 1357 سنندج به زيبايي نشان مي دهد.

پس از پيروزي انقلاب در 22 بهمن 1357 و استقرار دولت موقت حدود يک ماه و اندي استان کردستان بدون استاندار تعيين شده از تهران اداره شد. در اين دوره امور اجرايي استان کردستان زير نظر مرحوم کاک احمد مفتي زاده قرار داشت. از سوي ديگر روزهاي منتهي به پيروزي انقلاب و ايام بعد از پيروزي فرصتي بود تا بقاياي حزب دموکرات که در کشور عراق مستقر بودند به ايران بازگشته و به تدريج در مهاباد و مناطق اطراف آن به تجديد سازمان بپردازند. به تدريج ديگر سازمان ها و گروه ها نيز در مناطق کردنشين کردستان و آذربايجان غربي به فعاليت پرداختند. نقش گروه هاي چپ و مارکسيست در اين فعاليت ها بيش از ديگر گروه ها بود. در 23 بهمن 57 شهرباني مهاباد غارت شد و در اوايل اسفند هم پادگان مهاباد مورد هجوم قرار گرفت. دولت موقت در برابر اين رويداد ها سعي در مديريت حوادث داشت. در اول اسفند گروهي به سرپرستي زنده ياد داريوش فروهر به همراه تني چند از نخبگان کرد و غيرکرد به مهاباد عزيمت کرده و با رهبران احزاب مستقر در منطقه به گفت وگو مي پردازند. در همين ايام پادگان مهاباد مورد هجوم قرار مي گيرد. در اواخر اسفند نيز درگيري هايي در سنندج رخ مي دهد. اوضاع سنندج نگراني شديدي در کشور ايجاد مي کند. در اين شرايط است که طالقاني بي آنکه داراي مسووليت سياسي خاصي در دولت باشد، قصد ميانجيگري در مساله سنندج را با دوستان در ميان مي گذارد. طالقاني اگرچه مقامي سياسي نيست اما نفوذ قابل توجهي در دولت موقت و در ميان مردم دارد چه مهدي بازرگان نخست وزير دولت موقت به همراه طالقاني و دکتر سحابي از بنيانگذاران نهضت آزادي ايران هستند و از سويي طالقاني در ميان همه ايرانيان از محبوبيت و نفوذ خاصي برخوردار است. طالقاني جمعي از مهم ترين شخصيت هاي سياسي کشور، به جز نخست وزير تقريباً مهم ترين شخصيت هاي صاحب نام آن دوران مانند سيدمحمد بهشتي، داريوش فروهر، اکبر هاشمي رفسنجاني، احمد صدر حاج سيدجوادي و ابوالحسن بني صدر را با خود همراه کرده و عازم سنندج مي شود. پيش از آن با پيشنهاد احمد صدرحاج سيدجوادي ابراهيم يونسي نويسنده و مترجم کرد پس از ملاقات با بازرگان و طالقاني براي استانداري استان کردستان انتخاب مي شود و با عزيمت هيات به سنندج به عنوان اولين استاندار کردستان پس از پيروزي انقلاب در استانداري کردستان مستقر مي شود. حضور اين هيات عالي رتبه در سنندج به سرعت تاثير خود را مي گذارد. گروه هاي مختلف مستقر در منطقه در اين فرصت موفق مي شوند نظرات و ديدگاه هاي خود را به اين گروه عالي رتبه که به سرپرستي طالقاني در کردستان حاضر شده اند منتقل کنند. طالقاني صبورانه در جلسات بحث شرکت مي کند و ضمن شنيدن ديدگاه هاي نه چندان روشن و هماهنگ گروه هاي مختلف خود نيز ديدگاه هايش را ارائه مي کند. اين سفر از جنبه هاي مختلف داراي اهميت تاريخي است.

يکي از اين رويداد هاي بااهميت که تاکنون به درستي تحليل نشده ماجراي برکناري اولين رئيس ستاد مشترک ارتش سرلشگر قرني است. و مساله ديگر نيز که تاکنون به جد مورد توجه قرار نگرفته تاسيس شوراي شهر سنندج به عنوان اولين شوراي اداره کننده يکي از شهرهاي کشور با اختيارات فراوان است.

همزمان با حضور طالقاني و هيات بلندپايه همراه هواپيماهاي ارتش بر فراز سنندج ظاهر مي شوند و اقدام به شکستن ديوار صوتي مي کنند. ابتدا وزير کشور و سپس طالقاني با فرمانده ارتش يعني سرلشگر قرني گفت وگو کرده و از وي مي خواهند اين حرکت متوقف شود. قرني از اجراي اين درخواست استنکاف کرده و مي گويد زير بار اين خواسته نمي رود، لازم به يادآوري است که رابطه قرني با آيت الله طالقاني به حدود 20 سال قبل از اين حوادث برمي گردد و قرني براي احراز اين پست يعني رياست ستاد ارتش توسط مهندس مهدي بازرگان انتخاب شده و حکم دريافت کرده بود. به سخن ديگر دوستي قديمي و رابطه گرمي ميان بازرگان و طالقاني با قرني برقرار بود.

با بازگشت طالقاني به تهران در ميان حيرت روزنامه ها و شخصيت هاي سياسي، قرني از مسووليتش يعني رياست ارتش برکنار مي شود و مهندس بازرگان طي حکمي ارتشبد فربد را براي رياست ستاد ارتش انتخاب مي کند. اين حادثه يعني برکناري قرني از رياست ارتش به دليل مساله سنندج در تاريخ معاصر ايران بي نظير بوده و هست. معمولاً امراي نظامي و ارتشي که در سنندج يا کردستان خدمت مي کردند در دوره هاي بعدي خدمت ارتقا يافته و در مسووليت هاي سنگين تري به فعاليت مي پرداختند اما طالقاني قرار بود مانند هميشه با حفظ اصول خود و با تاکيد بر حفظ امنيت شهروندان زمينه گفت وگو و مفاهمه ميان احزاب مستقر در منطقه و دولت موقت را تقويت کند. وي بر عدم استفاده از ماشين جنگي براي حل مساله سنندج اصرار مي ورزد و در برابر استفاده از آخرين گزينه مرسوم در اين گونه مواقع يعني دخالت نيروهاي مسلح مقاومت مي کند و حتي رفاقت ديرين قرني با او و بازرگان هم نمي تواند مانع از برکناري قرني شود. طالقاني به درستي تجربه رويدادهاي پس از شهريور 20 و به ويژه رويدادهاي مربوط به فرقه دموکرات آذربايجان به رهبري جعفر پيشه وري را به ياد دارد. در آن رويدادها سيدمحمود جوان در نهايت از ورود ارتش به تبريز استقبال مي کند آن هم هنگامي که پاي مصالح کشور در ميان بود و نيروهاي شوروي علناً براي دريافت امتياز نفت شمال گروهي را در منطقه براي اين منظور مستقر کرده بودند و پس از ماه ها تلاش و گفت وگو ديگر راهي به جز بازگشت ارتش به منطقه باقي نمانده بود. اما در ماجراي سنندج هنوز اتفاق مهمي رخ نداده که نياز به ورود ارتش به قضيه باشد. قرني برکنار مي شود و فربد با روشي تازه مسووليت اداره ارتش را بر عهده مي گيرد. اين تجربه يعني اصرار بر گفت وگو و مفاهمه يکي از مسائل بغرنجي است که در فرهنگ سياسي ما ايرانيان، آن هم در موقعيت هاي ويژه، چندان مورد استفاده نبوده و معمول نيست که براي هر گروه و جرياني حقي براي طرح نظر قائل شويم. اما طالقاني به خوبي به اين ارزش پايبند است. اين اقدام از سويي موجب تقويت اعتماد ميان مردم کشور شده و از سوي ديگر زمينه تندروي را به حداقل مي رساند کمااينکه موجب حفظ جان و مال مردم هم مي شود. از سوي ديگر زمينه براي پيشبرد برنامه هاي طالقاني به ويژه شروع فعاليت شوراها مهيا مي شود. يکي از آرمان هاي بزرگ طالقاني براي تقويت حضور واقعي و نه شکلي مردم در اداره کشور و حاکميت بر سرنوشت خود استقرار شورا هاي واقعي منتخب مردم با اختيارات زياد بود.

طالقاني در جمع هزاران تن از مردم سنندج سخنراني خود را پس از جمع بندي اوضاع آغاز کرد و از لزوم فعاليت شوراي سنندج سخن گفت. او در نوروز 1358 در سنندج درباره لزوم تاسيس اولين شوراي مردمي پس از انقلاب چنين گفت؛ «براي اينکه در شهر شما آرامش، تفاهم و برادري مستقر بشود، هياتي با انتخاب و نظر گروه هاي مختلف، جمعيت هاي مختلف، چندنفري تعيين شده اند به عنوان شوراي موقت که بيش از يک هفته مجال ندارند، پس از يک هفته واگذار مي شود به آراي عمومي شما زن و مرد ساکن همين شهر محترم. تا مي توانيد بينش خود را، ايمان خود را به کار ببريد، تا اين انجمن با کمال آزادي و آراي آزاد شکل بگيرد و صورت بيابد تا نمونه يي باشد براي سرتاسر منطقه کردستان و بلکه براي همه کشور.» اين گونه بود که شوراي سنندج به تدريج از رويا به واقعيت مي پيوندد. طالقاني مي انديشيد با اجراي موفقيت آميز انتخابات شورا ها و شروع به کار شورا مي توان از تجربه شوراي سنندج در ديگر نقاط کشور استفاده کرد؛ آرماني که البته براي اجرا با مسائل ساختاري مواجه شد...

در سنندج دو شورا در ابتداي انقلاب شکل گرفت. اول شورايي که مرکب از نمايندگان مرحوم طالقاني يعني دکتر مظفر پرتوماه، روزگار مرادي (دو تن از شهروندان کرد که اولي يکي از اعضاي انجمن هاي اسلامي امريکا بود که داراي گرايش مذهبي بود و در سازمان ناسا اشتغال داشت و به پيشنهاد ابراهيم يزدي از امريکا به ايران بازگشته بود و دومي از هواداران مرحوم مفتي زاده بود) و تعدادي از نمايندگان گروه هاي چپ بود که وظيفه اين شورا برگزاري انتخابات بود. اين اقدام موجب شد طالقاني يک هفته مهلت براي شروع فعاليت شورا در نظر گيرد. با برگزاري انتخابات دموکراتيک در سنندج 11 نفر به عنوان عضو شورا برگزيده شدند که هشت تن هوادار مرحوم مفتي زاده بودند و سه نفر گرايشات چپي داشتند. روند اجراي انتخابات و راي گيري و سپس فعاليت هاي شورا خود با مسائلي دست به گريبان بود اما بالاخره شورا انتخاب و فعاليت خود را شروع کرد. اين تجربه نويني از مشارکت مردم در اداره کشور بود و طالقاني تا آخرين لحظات زندگي خود از اين شورا دفاع کرد. طالقاني در آخرين خطبه نماز جمعه پيش از فوت در اين باره چنين تاکيد کرد؛ «مگر در سنندج که اين شوراي نيم بند تشکيل شد ضرري به جايي رسيد؟ و مي بينيم آنجا نسبتاً از همه منطقه کردستان آرام تر است. گروه ها و افراد دست اندرکار شايد اين طور تشخيص بدهند که اگر شورا باشد ديگر ما چه کاره ايم؟ شما هيچ، برويد دنبال کارتان، بگذاريد اين مردم مسووليت پيدا کنند...»

آري طالقاني نماد آن بخش از دينداراني است که در نظر و بينش، منش و کنش همواره بر مشارکت مردم در اداره سرنوشت خود اصرار داشته و هرنوع حکمراني بي مردم را نمادي از استبداد و از آن بالاتر شرک قلمداد مي کنند. زندگي طالقاني يکي از نمونه هاي گوياي سازگاري ايمان و آزادي است. بي گمان نام و ياد طالقاني بخشي از حافظه تاريخي ملت ايران باقي خواهد ماند.

عناوين اين صفحه
آيت الله طالقاني حقوق مخالفان و دگرانديشان
سياستمدار و ديندار
بردبار آزاديخواه
استانداران در انتظار پاداش
پيشگويي که به خير گذشت
اتومبيل را به هواپيما ترجيح مي دهم
رئيس جمهور مردمي در برج عاج
ناز بي خريدار الهام
طالقاني بخشي از حافظه تاريخي ملت ايران

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام