دوشنبه، 16 شهريور 1388 - شماره 2046
   
 
صفحه نخست :: ضميمه روزانه :: لحظه ها و هميشه
اتفاق خودش مي افتد
134برنامه براي تغييرات
سرانجام وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي احمدي نژاد مشخص شد. سيدمحمد حسيني را در همين مدت کوتاه از اعلام نام او تا اعلام تاييد او توسط مجلس خيلي ها شناختند. اما يک ويژگي را در اين مرد فرهنگي چهار سال آينده مي توان ديد؛ علاقه زيادي به عدد دارد. او 25 ايراد به وزراي فرهنگ قبلي گرفت و 134 برنامه پيشنهادي اش را به مجلس ارائه کرد.

موافقان درباره او گفتند؛ «با سعه صدر، کم گو و پرکار است و تحصيلاتش نيز با رشته اش مي خواند. او توانسته درآمد پيام نور را 500 برابر کند و با مطبوعات آشنايي دارد.»

راي بالاي 195 تايي به او هم از نشانه هاي موافقت کامل مجلس و دولت در اين زمينه است. همان طور که دفتر پژوهش و بررسي هاي خبري ايرنا نيز اعلام کرده است؛ «مقايسه آماري راي اعتماد ارائه شده از سوي مجالس هفتم و هشتم به دولت هاي نهم و دهم، همگرايي بيشتر مجلس هشتم را با دولت تاييد مي کند.» اين اتفاق در حوزه فرهنگ به خوبي خود را نشان داده است.

وزير پيشنهادي البته برنامه خود را که شامل 25 ايراد به وزراي قبلي بود در اختيار رسانه ها نيز گذاشته و قبل از رفتن به مجلس با نمايندگاني از خانه سينما تعامل کرده است. اين مساله «تعامل» نيز مدام در صحبت هاي موافقان او عنوان شده است؛ «با سعه صدر بخش فرهنگ را نه با بخشنامه بلکه با تعامل اداره خواهند کرد. دکتر سيدمحمد حسيني شخصيتي جامع الاطراف است و برنامه ارائه شده از سوي وي نيز کامل و جامع است.» و تاکيد داشته اند؛ «در راه اجراي برنامه تعامل با هنرمندان را سرلوحه کار خود قرار مي دهد.»

سيدمحمد حسيني نکاتي قابل توجه را در سخنانش گنجانده است؛ «بناي سياستگذاري فرهنگي در داخل کشور هنوز گرفتار شالوده آزمون و خطاست و فرصت هاي مغتنم داخلي و بين المللي دستخوش تزلزل است، بنابراين نياز به عزم ملي داريم تا در پرتو تحولات تعالي بخش، دهه چهارم انقلاب اسلامي، عرصه پيشاهنگي فرهنگ و هنر متعالي و دهه ديپلماسي فرهنگي باشد و سياست هاي توسعه کشور از صافي فرهنگ و هنر عبور کند.» او با اين پيش فرض «بومي کردن»، «برپايي بورس کالاهاي فرهنگي» و 132 برنامه ديگر را جزء برنامه هايش آورده است و بر «عزم راسخ براي رفع مظلوميت از فرهنگ» تاکيد دارد. او بر اين باور است که «ايجاد تغيير با در نظر گرفتن عنصر تعامل و هماهنگي بين ساختارها، هنجارها و رفتارها يک ضرورت است و بايد به مديريت تحولات فرهنگي اميدوار باشيم.»

او در تشريح وضع کنوني امروز فرهنگ چنين گفت؛ «فراز و فرودهاي سه دهه گذشته گرچه مقصد را در چشم انداز دارند، اما در مواردي اهالي فرهنگ و هنر را به وادي حيرت کشانده اند. گاه با عمل منفعلانه به رهاشدگي فرهنگي پرداخته اند و گاه کساني سختگيرانه با محدود کردن مرزهاي فرهنگي به وازدگي فرهنگي کمک کرده اند، اينک حاصل آن قبض و بسط برخي توليدات فرهنگي و هنري سطحي و نازل است که در اين راستا نام برخي فيلم ها گوياي محتواي آن است.»

هر چند از نظر مخالفانش همچون بيژن نوباوه وضعيت چنين است؛ «اکنون بهترين فيلمسازان کشور حاضر نيستند با ارزش هاي مورد قبول انقلاب و نظام فيلم بسازند يا نمي توان دو نويسنده را پيدا کرد که از راه کتاب ارتزاق کند. اکنون سپاه پاسداران در حال برنامه ريزي براي مقابله با جنگ نرم است آيا وزير پيشنهادي برنامه يي در اين حوزه ارائه داده است.»

وزير کنوني ارشاد اسلامي چند مورد را تاکيد ويژه داشته است؛ «ساختار فعلي اين وزارتخانه جوابگو نيست»، «عدم تناسب منابع مالي و ميزان بودجه و نيروي انساني»، «عدم هماهنگي فعاليت هاي دستگاه هاي متعدد فرهنگي»، «روحيه تصدي گري به جاي واگذاري» و «عدم تمسک به اصل 44»، «غلبه روحيه انفعالي و روزمرگي بر امور فرهنگي و بحث اقتصاد فرهنگ» و «الزام به اختصاص نيم درصد بودجه دستگاه ها به حوزه فرهنگ و هنر»، و قصد دارد چنين مسائلي را در اين چهار سال پيگيري کند؛ «حمايت از تاسيس و توسعه فضاهاي فرهنگي در کليه مناطق کشور»، «معرفي هرچه بيشتر و ارتقاي جايگاه سينماي ملي در جهان» و «افزايش سهم سينماي ايران در توليدات جهان»، «حمايت همه جانبه از سينماي کودک و نوجوان در توليد و اکران»، «حمايت از توسعه رسانه هاي مکتوب و خبرگزاري ها براي تقويت موقعيت رسانه يي ايران در سطح منطقه و جهان»، «تربيت خبرنگاران و روزنامه نگاراني متناسب با استانداردهاي جهاني به منظور رقابت با روزنامه نگاران شاخص منطقه و جهان» و «هدفمند کردن يارانه هاي بخش فرهنگ و هنر با رويکرد خريد محصولات مناسب فرهنگي و اولويت دادن به توليدات اميدآفرين، شادي بخش و نشاط آور.»

در عين حال دو تن از مخالفانش چنين اعتقاد داشتند؛ بيژن نوباوه؛ «برنامه هاي ارائه شده بسيار ناقص، بدون زمان بندي و چارچوب و در حد يک راهبرد هستند. حداقل نيازمند 20 هزار ميليارد تومان سرمايه گذاري ساليانه است.» عباس رجايي؛ «با توجه به شناختي که از حسيني دارم، ايشان توان اجراي اين برنامه ها را ندارد.»

در نهايت به نظر مي رسد اين راي اعتماد نشانه تاييد اين سخنان او است؛ «آمده ايم تا با تحول در ساختار اين وزارتخانه با عنايت خاص رئيس جمهور عزيز و توجه برگزيدگان اهل تمييز به يک خيزش فرهنگي دست يازيم؛ فلک را سقف بشکافيم و طرحي نو دراندازيم.»

به نظر مي رسد کابينه احمدي نژاد کاملاً با هم هماهنگ هستند چرا که وزير اطلاعات مصلحي نيز بر تعامل با اهالي فرهنگ تاکيد کرده و در سخنانش گفته است؛ «امروز مي بينيد يکي از چيزهايي که در بحث تهاجم فرهنگي مورد توجه نهادهاي اطلاعاتي و امنيتي دشمن قرار گرفته توجه به هنر و استفاده از مسائل هنري در مباحث امنيتي و اطلاعاتي است و اين يکي از ضرورت هاست که ما براي مقابله با آن نياز به ارتباط با مجموعه هنري و فرهنگي کشور داريم.» و وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي نيز عنوان کرده است؛ «شايسته است که مديريت فرهنگ هر کشور با هدف بازتوليد سرمايه هاي معنوي تعريف و طراحي شود تا اعتلاي فرهنگ عمومي از طريق تقويت روحيه خودباوري، مشارکت جويي، قانون گرايي، نظم و انضباط پذيري و وجدان کاري و با سيطره ارزش هاي اسلامي، نشاط، تلاش و سازندگي محقق شود. اين بردار، تهاجمات فرهنگي دشمن را خنثي مي کند و پنجره خوش منظره اقتدار فرهنگي نظام را براي نمايش زيبايي هاي فرهنگي هويت آفرين ايران اسلامي مي گشايد.» او از هم اکنون طرفداراني پر و پا قرص دارد همچون حبيب الله کاسه ساز که به ايلنا درباره تغيير گفته است؛ «به نظر مي رسد مديران فعلي توانايي همکاري با روحيه حسيني را ندارند و در اين راه تغيير و تحولات لازمه مديريت است. در حوزه سينما بايد به سه بخش معاونت سينمايي بنياد سينمايي فارابي و اداره نظارت و ارزشيابي توجه ويژه بشود و افرادي بايد به عنوان مدير انتخاب شوند که هم با هنر سينما آشنا باشند و هم بدنه سينماي کشور را بشناسند.»
عادت مي کنيم
کشکول شعر نمايندگان

علاقه به شعر خاص مجلسي هاي اين دوره نيست و نمايندگان مجالس قبلي نيز گاهگداري در نطق هاي خود به شعر گريز مي زدند يا کساني بودند که شعرهاي خود را کپي مي کردند و بين نمايندگان توزيع مي کردند. حتي در ميان دولتمردان قبلي هم کساني بودند که طبع شعري داشتند و گاهي دفتر و ديواني. يکي از آنان علي محمد بشارتي وزير کشور دوره هاشمي رفسنجاني بود. اما در هيچ دوره يي اينقدر از شعر و شاعري استفاده نشد که در جلسات راي اعتماد به کابينه محمود احمدي نژاد.

بيجا و بجا از شعر استفاده کردند و حتي وزير پيشنهادي امور اقتصادي و دارايي هم چند بيتي شعر از مولوي خواند که با واکنش لاريجاني رو به رو شد و آنها را شعر اقتصادي خواند. البته ظاهراً ربط شعر معروف «آمده ام که سر نهم عشق تو را به سر برم» با اقتصاد فقط کسي بود که آن شعر را قرائت مي کرد، شعري عاشقانه که رضايت اغراق آميز گوينده را از جلسه بدون مخالف ابراز مي کرد.

سيدرضا اکرمي هم که در مخالفت با وزير پيشنهادي کشور سخن مي گفت، چند بيت معروفي را خواند که در مجالس وعظ بسيار خوانده مي شود و البته او از معدود کساني بود که شعرش مناسبتي روشن داشت و کنايه يي و گوشه يي که از چشم لاريجاني دور نماند و به نمايندگاني که احسنت گفته بودند گفت آخرش را فکر نکرده بوديد؛ آن کس که نداند که نداند که نداند / بيدار نماييدش که در خواب نماند

البته بعضي از کساني هم که قرار بود راي اعتماد بياورند نيز بيتي خواندند تا از قافله شعر عقب نمانند. کامران دانشجو اين بيت مولوي را خواند که؛ هر کسي کو دور ماند از اصل خويش/ باز جويد روزگار وصل خويش. منظورش اين بود که وزارت علوم اصل اوست و الان روزگار وصل اوست. خب حداقل ارتباطش به اين اصل و وصل هم همين نام فاميلي يعني دانشجو است ديگر، چون درباره مدرک او حرف هايي زده شد که جوابي داده نشد.

در ميان کساني که شعر خواندند، بعضي از شاعران قديم شعر نخواندند و از شاعران جديدتر و شايد هم از خودشان شعري خواندند که قسيم عثماني به عنوان مخالف کامران دانشجو خواند؛

ياد دارم در غروبي سرد و سرد/ مي گذشت از کوچه ما دوره گرد/ داد مي زد کهنه قالي مي خرم/ دست دوم جنس عالي مي خرم/ کاسه و ظرف سفالي مي خرم/ گر نداري کوزه خالي مي خرم/ اشک در چشمان بابا حلقه زد/ عاقبت آهي کشيد بغضش شکست/ اول ماه است نان در سفره نيست/ اي خدا شکرت اين زندگي است/ بوي نان تازه هوشش برده بود/ اتفاقاً مادرم هم روزه بود/ خواهرم بي روسري بيرون دويد/ گفت آقا کوزه خالي، سفره خالي مي خري

خب ربط اين شعر به وزارت علوم شايد در اين حد باشد که بالاخره در دانشگاه ها ادبيات فارسي هم درس مي دهند، ولي اين شعر را مي شد در مخالفت يا موافقت با وزير پيشنهادي کار، اقتصاد و رفاه خواند.

از همه جالب تر ولي ملک محمدي بود که در موافقت با علي آبادي گفت يک شعر به «نمايندگان گل» تقديم مي کند؛ صدها فرشته بر آن دست بوسه مي زند / کز کار خلق يک گره بسته واکند، اما خب بقيه قانع نشدند که اين دستي که ايشان مي فرمايند همان دست است يا نه .

البته بازار شعر و شاعري گرم تر از اين بود که ما نقل کرديم. با اين علاقه يي که به شعر و شاعري در مجلس ديده مي شود، چه بسا در سال هاي باقي مانده کاري اساسي براي شعر و شاعري کردند.
روزانه
براي ادبيات انقلاب زمان نداريم
هر روز جشنواره يي برگزار مي شود اما چگونه است که در دولتي که داعيه توجه به اسلام و انقلاب دارد برخي جشنواره هاي خاص با عدم توجه روبه رو مي شود. پس از جشنواره انتخاب ربع قرن کتاب دفاع مقدس اينک نوبت به جشنواره داستان انقلاب است که خبر از دوسالانه شدن آن برسد و دليلش هم اين باشد که به دليل نداشتن زمان، جشنواره داستان انقلاب دهه فجر سال آينده برگزار مي شود.

اميرحسين فردي تاکيد کرده است؛ «در اين جشنواره فقط آثار چاپ نشده داوري مي شود. به دليل کمبود وقت و ارائه فرصت مناسب به داستان نويسان اين جشنواره به سال آينده موکول شد.»

اين جشنواره به بهانه تربيت و پرورش نويسندگان راه اندازي شده که بتوانند جريانات دوران قبل و بعد از انقلاب را در قالب هاي ادبي همچون داستان و رمان به تصوير بکشند. شيوه و نوع کار جشنواره مشخص شده و با دعوت از نويسندگان انقلاب اسلامي بخش داستان کوتاه، بلند، رمان و نوجوان را براي سال آينده اضافه کرده اند. او در مورد تاثير اين جشنواره در ادبيات کشور مي گويد؛ «در مرحله اول خود نويسنده ها متوجه حادثه بزرگ انقلاب مي شوند که بزرگ ترين حادثه تاريخ جهان اسلام است و به اندازه کافي به ادبيات آن پرداخته شده است و دوم مخاطبان هستند که با حادثه بزرگ انقلاب آشنا بشوند و با اهداف انقلاب، شهدا و امام آشنا شوند و آثار ماندگار و ارزشي بر ادبيات داستاني کشور افزوده شود.»
تقويم تاريخ اصلاحات
جايزه لوکارنو و اعتماد مردم به خاتمي

15 شهريور 76 بود؛ همان روزهايي که فيلم «آينه» جعفر پناهي توانسته بود در جهان مورد استقبال قرار گيرد و جايزه لوکارنو را دريافت کند. روزنامه همشهري با او گفت وگويي کرد. او اين جايزه را براي سينماي ايران دانسته بود و گفته بود؛ «همواره در سينماي ايران وقتي فيلم خوبي ساخته مي شود يا موفقيتي به دست مي آيد، عده يي به دليل ضعف هاي شخصيتي تمام توان خود را صرف دلايل رد آن مي کنند. يادم هست فيلم خوبي از بيضايي ديده بودم که چند روزي مرا درگير خود کرده بود. يکي دو هفته بعد نوشته يي خواندم که نگارنده تلاش کرده بود ثابت کند داستان فيلم برداشت از قصه يي است که 30 سال قبل نويسنده گمنامي نوشته بود. اصلاً به خود فيلم کاري نداشت. آنهايي که فکر مي کنند اينها يک توطئه سياسي است، ديواري کوتاه تر از سينما پيدا نکرده اند و حال تمامي سرخوردگي خود را مي خواهند در سينما جبران کنند. وقتي امکان کار مي يابند در نهايت ويرانگر مي سازند. ما فيلم خودمان را مي سازيم. بگذاريد آنها هم شايعه بسازند يا با تيترهاي غلط انداز موفقيت هاي سينماي ايران را تحقير کنند. من در صداقت شان شک دارم و مطمئنم نهايت آنها فيلمفارسي است. آنها مي خواهند اعتماد به نفس و ايمان به اينکه چيزي از کسي کم نداريم را در ما بکشند. آنها حتي خود را باور نکرده اند. بايد قبول کنيم زماني به موفقيت مي رسيم که در وجود خود به آن رسيده باشيم. چخوف مي گويد انسان همان چيزي است که باور دارد.»يک اتفاق هم مربوط به سال 77 است؛ در همين روز که بايد درباره اش گفت پس چه شد؟ اتحاديه نگارخانه داران تهران تشکيل مي شود .اتحاديه نگارخانه داران تهران با هدف حل مشکلات نگارخانه هاي تهران در زمينه مسائل هنري، اداري و حقوقي تشکيل مي شود.به همين منظور اعضاي هيات موسس نگارخانه داران پس از برگزاري جلسات مختلف با راي اکثريت مديران نگارخانه ها انتخاب شدند که متشکل از آريا اقبال، ليلي گلستان، عنايت الله نظري نوري، علي اکبر صادقي و مسعود نهاوندي است. در پي انتخاب اين هيات تاکنون جلساتي تشکيل شده که طي آن در مورد اساسنامه اتحاديه و مراحل اداري آن تصميماتي اتخاذ شده است.مراحل اداري تشکيل اتحاديه مذکور در وزارتخانه هاي ارشاد، بازرگاني و وزارت کشور در دست بررسي است تا مراحل قانوني آن طي شود. در سال بعد همين روز بود که خبر ديدار وزير ارشاد و رئيس قوه قضائيه در بيشتر روزنامه ها منعکس شد. آيت الله شاهرودي در اين ديدار گفت؛ آزادي بيان انديشه و فکر از اصول اجتماعي اسلام است. و عطاءالله مهاجراني وزير ارشاد وقت تاييد کرد؛ وزارت ارشاد خود را حافظ فرهنگ و مباني اسلامي مي داند. رئيس قوه قضائيه تاکيد کرد؛ «وظيفه وزارت ارشاد در ساماندهي فرهنگ جامعه بايد به گونه يي باشد که زمينه يي براي تجري عليه اصول و مباني پديد نيايد.»آيت الله سيدمحمود هاشمي شاهرودي در اين نشست گفت؛ «علاوه بر اقدام هاي قانوني و برخوردهاي زيادي که با تخلفات مطبوعاتي داشته ايم ولي اعلام نکرده ايم؛ گروهي از نويسندگان حوزه و دانشگاه را تعيين کرده ايم که از نظر محتوايي نيز به اين امور پاسخ دهند.»در سال 79 يک نظرسنجي انجام شد که طي آن 88/9 درصد مردم تهران به رئيس جمهور خاتمي اعتماد کامل دارند.اعتماد به خاتمي در بين تحصيلکردگان و فرهيختگان بيش از بقيه گروه هاي اجتماعي است. مهاجراني نيز براي يک بار ديگر پس از نامه 16 آذر 78، آيت الله مصباح يزدي را به مناظره دعوت کرد.در سال 82 بود که خبر درگذشت هادي غبرايي بر اثر يک سانحه رانندگي پس از يک روز اعلام شد. از او ترجمه هايي چون سرگذشت ايباروري (مبارز اسپانيايي)، فرهنگ سينما اثر ژرژ سادول و سران و سلاطين برجاي مانده است. غبرايي مدتي مجله پيام يونسکو را منتشر مي کرد و اواخر عمر با موسسه دايره المعارف بزرگ اسلامي همکاري داشت. فرهاد غبرايي ديگر برادر وي نيز که از مترجمان بنام کشورمان بود، 9 سال پيش در اثر تصادف درگذشت.
خشت خام
تحقيق دولتي درباره سينماي اصلاحات
0از دوره اصلاحات بيش از چهار سالي گذشته است. اينکه در آن دوره سينما چه ويژگي هايي داشته و چه فيلم هايي توليد شد و چه سينماگراني موفق به ساخت فيلم شدند، موضوعي است که کم و بيش درباره اش نوشته شده است. حتي اين هم که در آن دوره فيلم ها چه ضعف هايي داشتند و از ابتذال و اينها هم گفته شد. حتي آقاياني هم در همان دوره شخصاً به بعضي از سينماها تشريف بردند تا بعضي از فيلم ها را از روي پرده پايين بياورند، هر چند همان فيلم ها بعدها چندين بار از تلويزيون پخش شد و کک هيچ کس هم نگزيد.اگر کسي يا کساني بخواهند از اين ستايش ها و انتقادهاي سطحي بگذرند و با تحليل دقيق فيلم ها و با نگاهي بي طرفانه و منصفانه آن دوره را بررسي کنند، حتماً براي سينماي روزگار ما هم فوايدي خواهد داشت. به هر حال آن دوره از نظر رضايت سينماگران دوره بي نظيري است و به خصوص دوره سيف الله داد از اين نظر قابل مقايسه با هيچ دوره يي نيست و بررسي جزئيات آن دوره مي تواند طرحي به مديران سينمايي بدهد. به هرحال همين يکي دو روز پيش در خبرها آمده بود که دو مجموعه تحقيقاتي درباره سينماي پس از انقلاب و سينماي دوران اصلاحات در دفتر مشاور رئيس جمهور در امور هنري تهيه و تاليف شده است. يکي از اين دو تحقيق به سينماي پس از انقلاب مي پردازد که اسمش هم اعلام شده است؛ سينماي ايران؛ قاب هاي لرزان. تحقيق ديگر هر اسمي دارد، اسمش در خبرها نيامده است و با عنوان کلي سينماي دوره اصلاحات از آن ياد کرده اند و باز هم از متن همين خبر برمي آيد که اين دوره به بوته نقد سپرده شده است. نقد اين دوره هم مثل نقد هر دوره يي و از جمله نقد دوره چهار سال گذشته که واکنش اکثريت سينماگران درباره اش مثل روز روشن است، نيز ضروري است و بايد به اين پرسش اساسي جواب داده شود که علت نارضايتي قاطبه هنرمندان و اهل فرهنگ از مديريت فرهنگي و هنري در آن دوره چيست؟ هرچند فکر مي کنيم براي دست اندرکاران دولتي عجالتاً اين پرسش مهم تر از هر پرسشي باشد، با اين حال تحقيق در سينماي دوره اصلاحات را نيز به فال نيک مي گيريم و با خوانندگان عزيز سرفصل هاي اين تحقيق را مرور مي کنيم تا نزديکي و دوري آن را عجالتاً از روي همين سرفصل ها سنجيده باشيم؛ موج سينماي دوم خرداد، سياست زدگي، ادبيات جنسي، سينماي فلسفي و جشنواره يي، افول سينماي دفاع مقدس، فمينيسم در سينما، مخاطب گريزي، کارگرداناني که تحت تاثير موج دوم خرداد قرار گرفتند و...بد نيست به اين موضوع هم اشاره کنيم، در حالي از ادبيات جنسي و... در سينماي دوران اصلاحات سخن گفته مي شود که فيلم هاي توليد شده آن دوره کماکان از تلويزيون پخش مي شود و در مراکز ويدئو رسانه که زير نظر وزارت ارشاد فعاليت مي کند، نيز عرضه مي شود.چندي پيش يک سي دي با نام ابتذال در سينماي ايران نيز منتشر شد که در آن صحنه هاي مختلف فيلم ها کنار هم قرار گرفته بود.

اين مجموعه ويدئويي که سال 83 به بعد تهيه شده است در همان زمان با واکنش هنرمندان روبه رو شد. در اين سي دي تلفيقي مجموعه يي از صحنه هاي فيلم ها شامل آواز خواندن يا گيتار زدن، کتک خوردن زنان از مردان، صحنه هايي که به نظر تهيه کنندگان اين فيلم از مصاديق بدحجابي، ترويج روابط مبتذل و تماس هاي فيزيکي نا مشروع بوده است، در کنار هم قرار گرفت. اکنون انگار اين نگاه به آن دوره سينما همچنان ادامه دارد. در حالي قرار است تحقيقي درباره «سينماي دوران اصلاحات» صورت گيرد که هم اکنون عينک بدبيني نسبت به آن زده شده و اين سينما با اتهاماتي چون ادبيات جنسي، فمينيسم در سينما، سياست زدگي، سينماي فلسفي و جشنواره يي و مخاطب گريزي روبه رو است. پيش از اين در مجلس تحقيق و تفحص درباره وزارت ارشاد انجام گرفت و سينماگران به شدت به اين نگاه اعتراض کردند. يک نکته ديگر اين است که تنها نگاهي به اسامي فيلم هاي پرفروش چهار سال دوران دولت نهم نشان مي دهد 11 فيلم از 15 فيلم کمدي بودند و خبري از سينماي اجتماعي نبوده است در حالي که اگر به پرفروش هاي دوران اصلاحات نگاه کنيم با کيفيت بالاي آثار روبه رو مي شويم. 1376 «ليلا» (داريوش مهرجويي)، 1377 «آژانس شيشه يي» (ابراهيم حاتمي کيا)، 1378 «قرمز» (فريدون جيراني) و «دو زن» (تهمينه ميلاني)، 1379 «شوکران» (بهروز افخمي) و «عينک دودي» (محمدحسين لطيفي)، 1380 «سگ کشي» (بهرام بيضايي) و «پارتي» (سامان مقدم)، 1381 «نان، عشق، موتور هزار» (ابوالحسن داوودي) و 1383 «مارمولک» (کمال تبريزي) و «دوئل» (احمدرضا درويش) آثار پرفروش اين سال ها هستند. در اين ميان مي توان به سخنان حجت الاسلام زم در برنامه دو قدم مانده به صبح نيز اشاره کرد؛ « هميشه در سينما قرص به خورد مردم داده مي شود. اگر فيلمي داراي شعار، تسبيح، ريش، عمامه، پيام و... باشد، فيلم اسلامي است اما اگر هيچ کدام از اينها را نداشته باشد مي گوييم فيلم غيراسلامي است. اين در حالي است که مقام معظم رهبري در صحبت خود با سينماگران فرمودند «فيلم ديني و معنوي و اسلامي، بعضي وقت ها همان فيلمي است که هيچ کدام از نشانه هاي ظاهري ديني را نداشته باشد تا بتواند کارکرد باطني و تاثيرگذارش را انجام دهد».»
تا جشن سينماي ايران
«متولد ماه مهر»، «دوئل» و «سرزمين خورشيد»

انتخاب فيلم هاي برتر 12 دوره جشن خانه سينما يک مزيت بزرگ دارد و آن مرور اين سال هاي سينماي ايران است که هر بار با مصائب و مشکلاتي روبه رو مي شود. با ديدن دوباره اين فيلم ها مي توانيم مروري داشته باشيم بر نحوه فيلمسازي فيلمسازان بزرگ مان و اينکه در اين سال ها تکنيک شان، فکرشان و هنرشان چه روندي داشته است. اينکه بر جاي خالي بعضي هايشان تاسف بخوريم و يادي کنيم از روزهايي که در اين سينما بودند و بهترين ها را مي ساختند. يکي از همين فيلمسازان غايب «احمدرضا درويش» است. البته نامش مدام تکرار مي شود و از پروژه بزرگ «روز رستاخيز»ش درباره امام حسين(ع) گفته مي شود اما انگار هنوز خبري نيست. خودش گفته است؛ «ما عجله يي براي کليد زدن کار نداريم و ترجيح مي دهيم پخته تر و با پيش توليد سنجيده تري پيش برويم. در اين پروژه پراکندگي لوکيشن ها بسيار است و در مناطق مختلفي از کشور فيلمبرداري انجام مي شود.» اين اثر يک فيلم تاريخي و مذهبي بوده و رويدادهاي آن مربوط به 100سال اول تاريخ اسلام و عمدتاً واقعه عاشورا است که با حضور هنرمندان ايراني و سوري قرار است ساخته شود. «سرزمين خورشيد» 75 ماجراي حصر خرمشهر است و اقداماتي که جهان آرا براي نجات بيماران با آمبولانس انجام مي دهد و همراهي شش همسفر که از بد روزگار کنار هم قرار گرفته اند. براي آنها که سوالات گوناگوني درباره جنگ در ذهن شان داشتند فيلم «متولد ماه مهر» 78 با حضور دو بازيگر پرفروش «ميترا حجار» و «محمدرضا فروتن» خاطره انگيز و جنجال برانگيز بود. در آن دوران اصلاحات بحث لباس شخصي ها و اتفاقات داخل دانشگاه مورد توجه بود. اين فيلم جزء پرفروش ها هم شد. او ساخت «دوئل» را به عنوان آخرين فيلم در کارنامه اش دارد که به عنوان عظيم ترين فيلم دفاع مقدس و ايران در تاريخ سينماي ايران ماندگار شد. هرچند خود سازندگان معتقد بودند خيلي ها براي فيلم سنگ اندازي کردند اما سرانجام اين فيلم باشکوه به نمايش درآمد و نکته هاي ويژه يي را درباره جنگ براي مخاطب آشکار مي کرد و نگاه ديگري داشت. اين فيلم با حضور پژمان بازغي و هديه تهراني و پريوش نظريه و حضور دوباره سعيد راد از استقبال فراوان اما نه آنقدر که انتظار مي رفت برخوردار شد. اين فيلم اکران همزمان جهاني در کابل نيز داشت و به عنوان يکي ديگر از فيلم هاي بومي دفاع مقدس طرفداران خاص خود را داشت. اين فيلم ها در روزهاي 23 و 24 شهريورماه در پرديس زندگي، پرديس ملت، پرديس آزادي، سينما سپيده و سالن اريکه ايرانيان در چهار نوبت 20 ،

30/20 ، 22 و 30/22 به نمايش عمومي درمي آيند.
عناوين اين صفحه
134برنامه براي تغييرات
کشکول شعر نمايندگان
براي ادبيات انقلاب زمان نداريم
جايزه لوکارنو و اعتماد مردم به خاتمي
تحقيق دولتي درباره سينماي اصلاحات
«متولد ماه مهر»، «دوئل» و «سرزمين خورشيد»

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام