يكشنبه، 15 شهريور 1388 - شماره 2045
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: حوادث
دادستان ماهشهر اعلام کرد
سرقت و تعرض، انگيزه قاتل سريالي زنان ماهشهري


گروه حوادث؛ قاتل سريالي زنان ماهشهري با اعتراف به اينکه سرقت و تعرض هدف اصلي اش از اين جنايات بود نحوه قتل دو قرباني را بازسازي کرد. به گزارش خبرنگار ما اين قاتل 38 ساله که حکيم نام دارد طعمه هاي خود را از بين دختران و زنان 20 تا 30 سال انتخاب و آنان را با کشاندن به منطقه يي خلوت خفه مي کرد. رضا ابوالحسني- دادستان ماهشهر- با بيان اينکه قاتل طعمه هاي خود را به عنوان مسافر سوار خودرواش مي کرد، گفت؛ «مقتولان که هر يک براي انجام کاري از خانه خارج شده بودند با اين تصور که متهم مسافرکش است سوار اتومبيل او مي شدند. به عنوان مثال اولين مقتول که دختري 20 ساله به نام «م- الف» است به قصد رفتن به دانشگاه و شرکت در امتحان از خانه اش خارج و سوار خودروي قاتل شده بود. يکي ديگر از قربانيان نيز که زني 25 ساله است براي شرکت در کلاس رايانه از منزل بيرون رفته بود.» در حالي که پليس تصور مي کرد فقط سه زن قرباني قتل هاي سريالي شده اند حکيم وقتي تحت بازجويي قرار گرفت به کشتن چهار نفر اعتراف کرد و کارآگاهان متوجه شدند «م- الف» دختر ناپديد شده يي است که به خاطر پيدا نشدن جسد نامش در فهرست قربانيان قرار نگرفته است. قاضي ابوالحسني در اين باره گفت؛ طبق اعترافات متهم وي اين دختر دانشجو را سوار خودرواش کرد و بعد از خفه کردن جسدش را داخل زباله هاي شهرداري انداخت. هر چند تحقيقات گسترده يي براي پيدا کردن جنازه اين مقتول در زباله هاي شهرداري انجام شده، تاکنون پيکر او کشف نشده و ممکن است جسد او در زمان سوزاندن زباله ها از بين رفته باشد. دادستان ماهشهر در ادامه به تشريح شگرد متهم براي ارتکاب قتل پرداخت و گفت؛ اين مرد مقتولان را به عنوان مسافر سوار مي کرد سپس آنها را به بيابان مي برد و آنان را در خودرواش با روسري و طناب خفه مي کرد. او از اين قتل ها قصد سرقت داشت اما هيچ يک از قربانيان طلا همراه نداشتند. متهم سپس به آنها تجاوز و در بيابان رهايشان مي کرد.

ابوالحسني اضافه کرد؛ اين متهم در اقدامي عجيب بعد از انجام قتل ها با فوريت هاي پليسي 110 تماس مي گرفت و محل قتل و جنازه را اطلاع مي داد و براي دسترسي سريع پليس نزديک جنازه يک علامت مثل پرچم يا پارچه روي چوب نصب مي کرد. اين مقام قضايي درباره خصوصيات قاتل سريالي گفت؛ اين مرد 38 ساله بسيار باهوش است و حتي توانسته بازجويان را تحت تاثير قرار دهد. او داراي اطلاعات عمومي بالايي است و شغلش برقکار صنعتي بود. وي درباره روند دادرسي اين پرونده گفت؛ بازسازي صحنه هاي قتل در دستور کار قرار گرفته و تاکنون قتل دوم و سوم بازسازي شده است.

دادستان ماهشهر ابراز اميدواري کرد تا سه ماه آينده قرار مجرميت و کيفرخواست اين پرونده صادر و براي رسيدگي به دادگاه کيفري استان خوزستان ارسال شود.

ابوالحسني افزود؛ اولياي دم مقتولان از متهم به قتل شکايت و تقاضاي قصاص وي را کرده اند.
مرد ورشکسته همکار خود را در بشکه اسيد ذوب کرد
متهم به قتل در دادگاه ادعا کرد زمان جنايت حالت طبيعي نداشت


گروه حوادث؛ مردي که در پي انتقام گيري خشن از دوستش او را با گلوله به قتل رسانده و جسدش را در اسيد سوزانده است، در جلسه محاکمه اش مدعي شد هنگام قتل در حالت عادي نبوده و نمي دانسته چه مي کند.

به گزارش خبرنگار ما اسفندماه سال 86 ماموران پليس باخبر شدند مردي به نام عباس از خانه خارج شده و ديگر بازنگشته است. فرزندان عباس در تماسي که با پليس گرفتند اعلام کردند پدرشان هرگز دير به خانه نمي آمد و هميشه از احوال خود به خانواده اطلاع مي داد. آنها همچنين اعلام کردند پدرشان با مردي به نام غلامرضا اختلاف داشت و حدس مي زنند او قرباني انتقام گيري غلامرضا شده باشد. زماني که ماموران در کارگاه عباس که در اختيار غلامرضا بود حاضر شدند، ديدند وسايل شخصي عباس از جمله گوشي موبايلش در آنجاست اما اثري از خود عباس نيست. بنابراين غلامرضا دستگير شد. متهم در بازجويي ها گفت عباس را به قتل رسانده و سپس جسد او را در اسيد سوزانده است.

بعد از پايان جلسات بازجويي و صدور کيفرخواست سرانجام ديروز غلامرضا و همدستش به نام امير پاي ميز محاکمه رفتند. در ابتداي اين جلسه که در شعبه 113 دادگاه کيفري استان تهران برگزار مي شد ابتدا شکاري نماينده دادستان تهران در جايگاه حاضر شد و گفت؛ متهم به دليل اختلافات مالي مردي به نام عباس را به قتل رسانده است. اين مرد اعتراف کرده به اتفاق دوستش امير مرتکب اين قتل شده و حتي يک روز قبل از قتل با ماشينش به او کوبيده و به تصور اينکه عباس مرده محل را ترک کرده اما فرداي آن روز زماني که فهميده عباس زنده است او را ابتدا با شليک گلوله کشته و سپس جسدش را در اسيد سوزانده است. ادله جرم در پرونده موجود است و من به عنوان نماينده دادستان تهران تقاضاي صدور حکم قانوني در اين خصوص را دارم.

سپس فرزندان مقتول به عنوان ولي دم در جايگاه حاضر شدند و تقاضاي صدور قصاص کردند. در ادامه غلامرضا متهم رديف اول در دفاع از خود گفت؛ قبول دارم عباس را من به قتل رساندم اما عمدي اين کار را نکردم. روز حادثه اصلاً در حالت عادي نبودم. من يک بطري مشروب خورده و 20 قرص آرامبخش مصرف کرده بودم. اصلاً شرايط خوبي نداشتم و درست به ياد نمي آورم چه اتفاقي افتاد و بعد از اينکه به حالت عادي برگشتم يادم آمد چه کرده ام. متهم توضيح داد؛ بيشتر از يک ماه بود که با عباس اختلاف مالي داشتم. هر روز با هم درگير بوديم. من يک ورشکسته بودم و اين اختلافات از بي پولي ام نشات مي گرفت. عباس يک شب قبل از حادثه به سراغم آمد و با هم درگيري لفظي پيدا کرديم. من با ماشين به او کوبيدم و بعد از محل دور شدم. فرداي آن روز دوباره عباس در کارگاه سراغ من آمد. من مقدار زيادي مشروب خورده و 20 قرص آرامبخش هم مصرف کرده بودم. اصلاً در شرايط عادي نبودم. نمي دانستم چه مي کنم. از اتفاقاتي که در اين مدت افتاده بود خيلي متاثر بودم و از عباس بدم مي آمد. متهم ادامه داد؛ عباس به سراغم آمد و با پرخاشگري و عصبانيت به او گفتم از پيش من برو حال خوبي ندارم. قبول نکرد و به حرف هايي که مي زد ادامه داد. جملاتش توهين آميز بود. از خود بيخود شدم و با سلاحي که در دست نگهبان بود عباس را کشتم. ما کارمان با اسيد است. سپس براي اينکه جسدش را از بين ببرم آن را در طشت اسيد انداختم. من قصد نداشتم با کسي بدرفتاري کنم، يا اينکه مرتکب قتل شوم. نمي دانم چرا آن روز اين اتفاق افتاد. من آن لحظات نمي دانستم چه مي کنم. بعد از قتل و هوشيار شدن متوجه رفتارم شدم. اين مرد ادعا کرد چند بار خودکشي کرده است و گفت؛ من حالت رواني مساعدي ندارم. حتي در پزشکي قانوني هم به من گفتند حال درستي نداري اما نمي دانم چرا گزارشي که دادند با آنچه گفتند فرق مي کرد. اگر از زندان هم استعلام کنيد متوجه مي شويد من تا چه حدي بيمار هستم و کاري که کردم کار فرد عادي نبود. فقط از يک بيمار رواني برمي آيد که چنين عملي را مرتکب شود. بعد از پايان سخنان متهم رديف اول، امير متهم رديف دوم در جايگاه حاضر شد. وي گفت؛ من هيچ اختلافي با مقتول نداشتم و از ترس غلامرضا که صاحب کارم بود دست به اين کار زدم.

بعد از پايان جلسه محاکمه هيات قضات براي صدور راي پرونده وارد شور شدند.
قصاص، سرانجام قتل در دعواي خياباني


گروه حوادث؛ مردي که در يک درگيري خياباني پسر جواني را به قتل رسانده است روز گذشته پاي ميز محاکمه رفت و به قصاص محکوم شد.

به گزارش خبرنگار ما، در ابتداي جلسه محاکمه محمد شادابي نماينده دادستان تهران در جايگاه حاضر شد و در توضيح کيفرخواست گفت؛ افشين که 33 سال سن دارد متهم است جواني به نام پرويز را با ضربات چاقو به قتل رسانده است. با توجه به مستندات موجود در پرونده به عنوان نماينده دادستان تهران تقاضاي صدور حکم قانوني را دارم. در ادامه اولياي دم در جايگاه حاضر شدند و تقاضاي صدور حکم قصاص کردند.

سپس افشين در جايگاه قرار گرفت. وي گفت؛ قبول دارم که پرويز با ضربه چاقوي من به قتل رسيده است اما من قصد کشتن او را نداشتم. وي ادامه داد؛ اختلاف من با پرويز به خاطر رفتارهايي بود که او مي کرد. پرويز هم سن برادرم بود و آنها با هم رفت و آمد داشتند. يک روز برادرم به خانه آمد و ديدم زير چشمش کبود شده است. او گفت پرويز او را زده است. پرويز و برادرم هر دو مست بودند اما از آنجايي که او با چاقو به برادرم حمله کرده و به چشمش زده بود تصميم گرفتم تذکري جدي به پرويز بدهم. ما با هم درگير شديم و من چند ضربه به او زدم. سپس درگيري تمام شد و از هم جدا شديم. به سمت خانه مادرم حرکت کردم. زماني که رسيدم مادرم گفت پرويز با شمشير به سراغ آنها رفته و به در کوبيده و رعب و وحشت ايجاد کرده است. وي ادامه داد؛ با مادرم به کلانتري رفتيم و از پرويز شکايت کرديم. چند روز بعد مادربزرگش آمد و از مادرم خواست رضايت دهد، بعد هم پرويز خودش آمد و سر صحبت را با من باز کرد تا آشتي کند. چون با عمويش آمده بود من قبول کردم و همه چيز تمام شد.

اما درگيري مجدد ما زماني شروع شد که دو روز قبل از قتل در پارک چند جوان با هم دعوا کردند. برادر من آنجا بود، من دست برادرم را گرفتم تا او درگير نشود و از وي خواستم به خانه برود. خودم جلو رفتم تا طرفين را از هم جدا کنم. يکي از آنها خيلي قلدري کرد و من هم او را زدم. بعد از پايان دعوا پسر جوان که مي دانست من و پرويز از هم دلخور هستيم به سراغ او رفت و گفت افشين مدعي است تو را زده و کاري کرده که ديگر نتواني در محل قدرت نمايي کني. من از اين حرف ها خبر نداشتم تا اينکه روز حادثه پرويز در خيابان جلوي مرا گرفت و چاقو زير گلويم گذاشت و من را سوار ماشين دوستش کرد. ما به سمت بياباني رفتيم. در آنجا به سمت من حمله کرد. من هم به پرويز گفتم اگر راست مي گويي چاقو را کنار بگذار تا مردانه با هم حرف بزنيم. او چند خراش روي صورت من ايجاد کرد تا به قول خودش براي هميشه يادم بماند. من از او خواستم چاقو را زمين بگذارد تا با هم دعوا کنيم. او هم قبول کرد. ما با هم درگير شديم. يک موتورسوار آن اطراف بود پرويز از او خواست وي را به محلي برساند اما از آنجايي که لباس هايش خوني بود مرد موتورسوار قبول نکرد. دوستش هم ترسيده بود و فرار کرد. درگيري ما تمام شده بود و هر کدام به سمتي رفته بوديم. من هم به خانه بازگشتم و زخم هايم را پانسمان کردم و به سمت مغازه دوستم حرکت کردم. در مغازه بودم که ديدم پرويز با عمويش در خيابان است. او را صدا کردم. مي خواستم کاري را که با من کرده بود با خودش انجام بدهم و صورتش را پر از خراش کنم. چاقو را بيرون کشيدم و به صورتش زدم. البته چاقو متعلق به خود پرويز بود. او در بيابان وقتي چاقو را به زمين انداخت من آن را برداشتم. متهم گفت؛ چاقو را به سمت صورت پرويز پرت کردم. او هم به سمت من چاقو پرت کرد. چندبار اين کار را تکرار کرديم تا اينکه يک ضربه به سينه پرويز برخورد کرد و او قبل از رسيدن به بيمارستان جان باخت.

بعد از پايان جلسه محاکمه هيات قضات شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران وارد شور شدند و متهم را با اکثريت آرا به قصاص محکوم کردند.
مامور قلابي براي شانزدهمين بار دستگير شد


گروه حوادث؛ گزارش هاي مردمي در خصوص فعاليت اعضاي يک باند تبهکاري که در پوشش مامور از مردم سرقت مي کردند به دستگيري همه آنها انجاميد.

به گزارش خبرنگار ما چندي قبل کارآگاهان اداره پنجم آگاهي به اطلاعاتي دست يافتند که نشان مي داد اعضاي يک شبکه تبهکاري به سر کردگي مردي سابقه دار در مناطقي از شهر در پوشش مامور از شهروندان سرقت مي کنند. اين اطلاعات حاکي از آن بود که سارقان با همراه داشتن دستبند و بيسيم، خود را پليس معرفي و پس از بازرسي رهگذران اموال آنها را سرقت مي کنند. در اولين مرحله از بررسي اين موضوع افسران پليس با کارهاي وسيع اطلاعاتي سردسته باند به نام مجيد را شناسايي کردند و مخفيگاه وي را در منطقه تهرانپارس تحت نظر گرفتند. بررسي سوابق مجيد نشان مي داد او مرد سابقه داري است که به اتهام هاي گوناگون سال هاي زيادي را در زندان گذرانده است. به اين ترتيب با صدور مجوز قضايي از سوي بازپرس شعبه 6 دادسراي ناحيه 27، ترددها به مخفيگاه وي به طور شبانه روزي کنترل شد. اين بررسي ها نشان مي داد مجيد چند نفر را که اکثر آنها سابقه دار هستند به عنوان اعضاي باند جديدش انتخاب کرده و با جعل عنوان مامور سرقت هاي متعددي را انجام داده است. در حالي که شرايط براي اقدام عملي پليس فراهم شده بود روز هشتم شهريور ماموران در اقدامي ضربتي مخفيگاه سر کرده باند را به محاصره خود درآوردند و او را همراه با يکي از همدستانش به نام محمد دستگير کردند. بازجويي از دو متهم فاش کرد آنها همراه سه عضو ديگر باند به نام هاي عليرضا، محمد و علي قصد داشتند ساعاتي بعد براي اجراي يک نقشه سرقت به يکي از شهرستا ن ها سفر کنند. به همين دليل محل ملاقات اعضاي باند در منطقه افسريه به محاصره پليس درآمد و ماموران منتظر شدند تبهکاران در محل قرار حاضر شوند. دقايقي بعد يک خودرو پژو پرشيا در محل ملاقات توقف کرد و دو نفر از سرنشينان آن پياده شدند. اين دو نفر به دقت اطراف را تحت نظر گرفتند و در حالي که فکر نمي کردند در حصر پليس گرفتار شده اند منتظر سردسته باند ماندند. پس از آنکه ماموران اطمينان يافتند اين افراد اعضاي باند مجيد هستند عمليات دستگيري آنان آغاز شد. دو متهم که از خودرو پياده شده بودند بلافاصله بازداشت شدند اما نفر سوم سوار بر پرشيا از محل متواري شد. به اين ترتيب تعقيب و گريز نفسگيري آغاز شد اما پس از دقايقي با واژگون شدن خودرو در حالي که وي دچار جراحاتي سطحي شده بود، بازداشت شد. با انتقال همه متهمان به اداره پنجم آگاهي بازجويي هاي فني از آنان آغاز شد. در شرايطي که بازرسي از خانه متهمان به کشف چندين دستگاه بيسيم، شوکر و دستبند فنري، مهر وکالت و سربرگ هاي دولتي، سياسي و نظامي منجر شده بود آنان به ناچار اتهام شان را در خصوص سرقت در پوشش مامور پذيرفتند و به ده ها فقره دزدي اقرار کردند. شواهد نشان مي داد همه اعضاي باند اهل يک محله هستند و آشنايي قديمي شان زمينه تشکيل باند تبهکاري را فراهم کرده است. مجيد در مورد چگونگي اجراي نقشه سرقت گفت؛ مقابل مراکز تجاري و بانک ها مي ايستاديم و افرادي را که به تنهايي پول حمل مي کردند زير نظر مي گرفتيم. سپس چند نفر از ما به طعمه مان نزديک مي شديم و با نشان دادن بيسيم و دستبند وانمود مي کرديم مامور هستيم. بعد به بهانه هاي مختلف از جمله همراه داشتن مواد مخدر يا چک پول هاي جعلي طعمه مان را بازرسي مي کرديم و پول هايش را از او مي گرفتيم و در فرصتي مناسب از آنجا فرار مي کرديم. وي در خصوص نقشه هاي ديگرش نيز گفت؛ گاهي اوقات نيز به سوپرمارکت ها مي رفتيم و ادعا مي کرديم مامور پليس هستيم و مغازه ها را بازرسي مي کرديم و در شرايطي که صاحب مغازه ترسيده بود وسايل باارزش مغازه يا پول هاي دخل را مي دزديديم. اين متهم چنين اقرار کرد که تاکنون بيش از 15 مرتبه دستگير شده و حدود 14 سال را در زندان گذرانده است. براساس تحقيقات به عمل آمده دامنه فعاليت اين باند فراتر از تهران است و آنان در کرج، قائمشهر، رشت، آزادشهر، زنجان، رزن، ملاير، شيراز، همدان، تبريز و چند شهر ديگر نيز با اين شيوه مرتکب سرقت شده اند. سرهنگ عباسعلي محمديان رئيس پليس آگاهي تهران ضمن اعلام اين خبر گفت مجيد از متهمان سابقه دار و شناخته شده در پليس آگاهي است که اولين سابقه او مربوط به سال 72 است. او طي سال هاي گذشته بارها به اتهام اخاذي، سرقت تحت پوشش مامور، سرقت به عنف و آدم ربايي، جعل و استفاده از اسناد دولتي و اوراق جعلي دستگير شده است. محمديان درباره گستردگي جرائم اين متهم نيز گفت؛ وسعت فعاليت هاي مجيد به حدي است که در يکي از پرونده هاي اتهامي او در سال 83 ، 54 نفر از وي شکايت کرده بودند. بنا بر اين گزارش هم اکنون تحقيقات از متهمان ادامه دارد.
عناوين اين صفحه
سرقت و تعرض، انگيزه قاتل سريالي زنان ماهشهري
متهم به قتل در دادگاه ادعا کرد زمان جنايت حالت طبيعي نداشت
قصاص، سرانجام قتل در دعواي خياباني
مامور قلابي براي شانزدهمين بار دستگير شد
افشاي سرنوشت مرد گمشده پس از پنج سال
سارقان شاهد دزدي را کشتند
تصادف ساختگي بعد از همسر کشي
جدايي زوج ميانسال پس از اعلام نتايج کنکور فرزندان
استفاده از داروي بيهوشي، شگرد زن و شوهر سارق

افشاي سرنوشت مرد گمشده پس از پنج سال
گروه حوادث؛ رازگشايي از يک جنايت پس از گذشت پنج سال از ناپديد شدن مردي مسافرکش با گشوده شدن دو پرونده جنايي تازه در دادسراي جنايي تهران همزمان شد. به گزارش خبرنگار ما در نخستين پرونده که پس از پنج سال از بايگاني پليس آگاهي بيرون کشيده شد دو مرد در حالت مستي به جرم خود اقرار کردند. در دو پرونده ديگر جواني شوهرخواهر و نوجواني يک سرکارگر ساختماني را به قتل رساندند.

قتل مرد مسافرکش

روز 29 شهريورماه سال 83 خانواده جواني 23ساله به نام غلامعلي وقتي از مفقود شدن يک روزه او نگران شده بودند پليس را در جريان قرار دادند و اعلام کردند غلامعلي روز قبل طبق معمول براي مسافرکشي از خانه خارج شده بود. پس از ثبت اظهارات خانواده جوان مسافرکش کارآگاهان شماره خودرو او را به واحدهاي گشتي اعلام کردند تا شايد از اين طريق ردپايي از مرد ناپديد شده پيدا شود. دو روز بعد ماموران کلانتري بومهن حين گشت زني در محدوده استحفاظي خود جسد مجهول الهويه يي را کشف کردند. جنازه به دستور بازپرس ويژه قتل به پزشکي قانوني منتقل و خانواده غلامعلي نيز به سردخانه احضار شدند اما نتوانستند هويت مقتول را شناسايي کنند به اين ترتيب راز گم شدن مرد مسافرکش سر به مهر باقي ماند تا اينکه روز 15 مهرماه همان سال اتومبيل او در حوالي اسلامشهر پيدا شد. داخل خودرو يک جسد بدون سر وجود داشت اما باز هم خانواده غلامعلي گفتند نمي توانند تاييد کنند جنازه متعلق به اين جوان است. پس از آن تحقيقات به بن بست رسيد و کارآگاهان فقط به اين نتيجه دست يافتند که به احتمال زياد غلامعلي زنده نيست و قرباني سارقان خودرو شده است. چندي بعد با بي حاصل ماندن تفحص هاي جنايي پرونده به بايگاني سپرده شد تا اينکه 30 تيرماه امسال يک حادثه راز قتل غلامعلي را برملا کرد. آن شب دو جوان به اسامي علي و حسين به يک ميهماني رفته و مشروب مصرف کرده بودند. آن دو در حالت مستي به دوستان شان گفتند پنج سال قبل يک راننده مسافرکش را کشته اند. بعد از اين اعتراف دوستان دو متهم موضوع را به پليس اطلاع دادند و به اين ترتيب پرونده بار ديگر به جريان افتاد تا اينکه حسين و علي بازداشت شدند. آن دو پس از انتقال به شعبه دوم بازپرسي دادسراي جنايي در برابر بازپرس حسين اصغرزاده اقرار کردند با همدستي يکي از دوستان شان به نام مهدي يک باند سرقت تشکيل داده و با دربست گرفتن خودروها از رانندگان اخاذي مي کردند. دو متهم گفتند؛ «در سال 83 خودرو غلامعلي را نيز دربست کرايه کردند اما زمان سرقت چون راننده در برابرشان مقاومت کرد او را کشتند.» دو جوان بعد از پذيرفتن جرم خود راهي بازداشتگاه شدند و اکنون تحقيقات براي دستگيري متهم فراري ادامه دارد.

دو قتل

دو پرونده جنايي که اخيراً گشوده شد اکنون در مرحله تحقيقات مقدماتي است و کارآگاهان يکي از متهمان را دستگير کرده اند اما هنوز نتوانسته اند متهم ديگر را به دام بيندازند. ساعت دو بامداد روز جمعه ماموران کلانتري مهرآباد جنوبي به خانه يي رفتند که طبق گزارش اهالي قتل در آنجا به وقوع پيوسته بود. مقتول که مردي 30 ساله به نام يحيي بود از ناحيه قفسه سينه مورد اصابت چاقو قرار گرفته و در راهرو ساختمان جان خود را از دست داده بود. همسايه ها و شاهدان جنايت به پليس گفتند قتل يحيي به دست برادرزنش صورت گرفته است به همين دليل همسر مقتول بازجويي شد. او گفت؛ «همسرم مواد مخدر مصرف مي کرد و سر اين موضوع با هم اختلاف داشتيم تا اينکه برادرم هوشنگ از جريان باخبر شد. او شب حادثه در خانه ما ميهمان بود. يحيي در برابر برادرم با من به مشاجره پرداخت و شروع به فحاشي کرد. هوشنگ نيز از اين موضوع ناراحت شد. او همسرم را داخل راهرو کشاند و کشت و سپس فرار کرد.» در حال حاضر متهم تحت تعقيب قرار دارد. نوجواني 15 ساله به نام محمود متهم به قتل ديگري است که ساعت 10 صبح ديروز در منطقه جواديه تهرانپارس پسري 19 ساله را کشت. اين قتل به وسيله چاقو در يک ساختمان نيمه کاره به وقوع پيوست و متهم در همان محل دستگير شد. او گفت مقتول سرکارگر بود و من و او سر خراب شدن گچ و سيمان با هم دعوا کرديم و من در حالت خشم با چاقو ضربه يي به او زدم. بنا بر اين گزارش تحقيقات از اين متهم ادامه دارد.


سارقان شاهد دزدي را کشتند
سارقاني که براي سرقت وارد کارگاهي در ورامين شده و براي از بين بردن شاهد ماجرا او را به قتل رسانده بودند، شناسايي و دستگير شدند. سرهنگ ايرج قاسم آبادي فرمانده انتظامي شهرستان ورامين در تشريح جزييات اين خبر گفت؛ در پي اعلام آتش سوزي منجر به فوت يک کارگر در کارگاه آلومينيوم سازي، بلافاصله ماموران پليس آگاهي ورامين به محل حادثه اعزام شدند. وي ادامه داد؛ ماموران با حضور در محل حادثه، به بررسي تمام جوانب پرداختند. در اين ميان يک دسته بيل نيمه سوخته و چند لکه خون روي شلوار متوفي ذهن ماموران را معطوف به قتل کرد و با گزارش کارشناسان سازمان آتش نشاني مبني بر عمدي بودن حريق، ظن کارآگاهان به يقين تبديل شد. قاسم آبادي تصريح کرد؛ با اعلام پزشکي قانوني مبني بر اينکه لکه هاي خون روي لباس متوفي، خون انسان است و با کشف سرنخ هاي ديگر از سوي ماموران، آنها به تحقيقات محلي خود ادامه دادند و با اظهارات شاهدان دريافتند فردي به نام «حسن» شب حادثه در محل حادثه مشاهده شده است. وي در ادامه اضافه کرد؛ پس از شناسايي محل سکونت «حسن»، با هماهنگي مقام قضايي، وي دستگير شد و در بازرسي از منزلش يک دستگاه گوشي تلفن همراه متعلق به مقتول کشف و در پاي او نيز آثار سوختگي مشاهده شد. فرمانده انتظامي ورامين خاطرنشان کرد؛ متهم پس از انتقال به پليس آگاهي در ابتدا منکر هرگونه قتل و سرقتي شد ولي سرانجام با وجود مدارک و دلايل معتبر در بازجويي هاي علمي و پليسي لب به اعتراف گشود و گفت، شب حادثه به همراه دو نفر از دوستانم به نام هاي «عادل» و «مهدي» براي سرقت وارد کارگاهي که مقتول در آنجا نگهبان بود، شديم اما حين سرقت «حسن» متوجه حضور ما شد. ضمن درگيري با وي من با يک دسته بيل ضربه يي بر سر او زدم و براي رد گم کردن، مقداري وسايل آتش زا را روي جنازه اش انداختم و پس از آتش زدن از صحنه فرار کرديم.


تصادف ساختگي بعد از همسر کشي
مردي پس از قتل همسرش سعي داشت اين طور وانمود کند که زن 32 ساله قرباني يک سانحه رانندگي شده است. اکبر اصفهاني نژاددارابي دادستان شهرستان کردکوي استان گلستان در اين باره گفت؛ شوهر صيغه يي اين زن بعد از به قتل رساندن همسرش جسد را در خودرو پرايد گذاشت تا علت کشته شدن وي را تصادف جلوه دهد، اما خيلي سريع شناسايي و دستگير شد. وي ادامه داد؛ ساعت 30/2 بامداد يکشنبه گذشته از تصادف يک اتومبيل پرايد و کشته شدن يک زن به دادستاني خبر رسيد و با حضور در محل و مشاهده جسد به دليل نبود آثار تصادف در جسد و همچنين وارد نشدن خسارت به خودرو، به موضوع تصادف مشکوک شديم. وي تصريح کرد؛ جسد متوفي که زني 32 ساله بود در قسمت شاگرد اتومبيل قرار داشت و سرش روي داشبورد اتومبيل افتاده اما به راننده هيچ آسيبي نرسيده بود. به خاطر آثار کبودي در زير گلو و شکستگي ناخن متوفي که حکايت از درگيري داشت، فرضيه وقوع قتل مطرح شد. دادستان عمومي و انقلاب شهرستان کردکوي گفت؛ با بررسي گوشي موبايل متوفي آخرين تماس وي بررسي و در همان ساعات اوليه مظنون شناسايي و دستگير شد و به انجام قتل اقرار کرد. اصفهاني نژاددارابي افزود؛ قاتل درخصوص انگيزه اش گفت مدت ها پيش با مقتول که يک زن مطلقه بود، آشنا شدم و او را به ازدواج موقت خودم درآوردم، تا اينکه اخيراً مرتب مرا تهديد مي کرد و مي گفت بايد اکثر وقت خود را با او بگذرانم در غير اين صورت با مراجعه به محل کارم برايم مشکل درست خواهد کرد. وي خاطرنشان کرد؛ قاتل در اعترافات خود ادامه داد من که متاهل و داراي فرزند بودم با شغل آبرومندي که داشتم زندگي خوبي داشتم و نمي خواستم براي زندگي ام مشکلي درست شود، بنابراين حتي براي او خودرو پرايد خريدم تا از زندگي ام بيرون برود، اما اين زن هر روز بيشتر اصرار مي کرد با او باشم و بيشتر تهديدم مي کرد تا اينکه شب حادثه وي را به جاده يي خلوت کشاندم و به قتل رساندم تا براي هميشه از دست وي راحت شوم. به گفته اين مقام قضايي تحقيقات در اين رابطه همچنان ادامه دارد.


جدايي زوج ميانسال پس از اعلام نتايج کنکور فرزندان
زوج ميانسالي که براي گرفتن طلاق منتظر اعلام نتايج کنکور فرزندشان بودند سرانجام از هم جدا شدند. به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان از مجتمع قضايي ونک، پزشک متخصص 48 ساله به همراه همسرش به دادگاه خانواده مراجعه کرد و از قاضي شعبه خواست به پرونده آنان رسيدگي و تکليف زندگي شان را مشخص کند. اين پزشک ميانسال که به ظاهر هيچ مشکلي با همسر خود نداشت در تشريح ماجراي 20 سال زندگي مشتر کش گفت؛ 18 ساله بودم که اصرارهاي مادرم براي ازدواج من شروع شد و در نهايت تسليم حرف هايش شدم و به همراه خانواده ام به خواستگاري دختر همسايه مان که 13 ساله بود رفتم و به عقد هم درآمديم. زندگي مشترک مان را آغاز کرديم اما به محض قبول شدن در رشته پزشکي مشکلات مان آغاز شد. متوجه شديم اصلاً در زندگي مان تفاهم نداريم و به همين دليل براي اينکه همديگر را آزار ندهيم مدت چهار سال است جدا از هم زندگي مي کنيم. وي ادامه داد؛ در اين سال ها هم به خاطر فرزندانمان همديگر را تحمل کرديم که به دانشگاه راه پيدا کنند و ضربه روحي مانع از موفقيت آنها نشود و در نهايت پس از اينکه نتيجه کنکور فرزند دومم رسيد و او رتبه خوبي را کسب کرد تصميم گرفتيم به دادگاه مراجعه کنيم و از هم جدا شويم. قاضي شعبه پس از ثبت اظهارات اين مرد با توجه به پافشاري او و همسرش براي صدور حکم طلاق به جدايي آن دو راي داد.


استفاده از داروي بيهوشي، شگرد زن و شوهر سارق
زن و شوهري که با بيهوش کردن شهروندان، خصوصاً افراد مسن اقدام به سرقت از آنان مي کردند توسط کارآگاهان پليس آگاهي استان يزد شناسايي و دستگير شدند. به گزارش اداره اجتماعي پليس آگاهي ناجا، سرهنگ طالبي سرپرست پليس آگاهي استان يزد درباره جزييات اين خبر گفت؛ چندي پيش پرونده اعلام سرقت از منزل يک پيرزن در شهرستان يزد به اداره آگاهي واصل شد که مفاد آن حاکي از اين مطلب بود که ظاهراً بستگان پيرزني که به دليل نامعلومي به بيمارستان منتقل شده بود در سر کشي از منزل متوجه به هم ريختگي اثاثيه و سرقت مقداري طلاجات و دو دستگاه گوشي تلفن همراه شده اند لذا بلافاصله ماموران پليس را در جريان مي گذارند. وي افزود؛ کارآگاهان براي بررسي موضوع به محل اعزام شدند و مشخص شد امکان سرقت و ورود سارقان از طريق ديوار ممکن نيست و ظاهراً در توسط سکنه روي مراجعه کنندگان باز شده است. در همين راستا يک شکايت ديگر مطرح شد که حاکي از اين بود که در يکي از محلات قديمي شهر منزلي متعلق به يک پيرمرد در چند مرحله سرقت و پس از هر مرحله دزدي صاحب منزل در بيمارستان بستري شده است. سرهنگ طالبي ادامه داد؛ کارآگاهان ابتدا با ثبت اظهارات مالباختگان چهره فرضي مجرم را از طريق چهره نگاري به دست آوردند و سپس با بهره گيري از بانک هاي اطلاعاتي و اخذ خبر از منابع مردمي، سارق شناسايي شد و محل سکونت وي به محاصره درآمد و در يک فرصت مناسب وي دستگير شد. متهم در تحقيقات اعتراف کرد افراد پير و متمول را که به تنهايي زندگي مي کردند شناسايي مي کرد و به همراه همسرش به منزل آنان مي رفت و ضمن طرح دوستي به آنان مواد خوراکي و آشاميدني را که قبلاً به مواد خواب آور آلوده کرده بود به عنوان نذري و تبرکي به آنان تعارف و پس از بيهوشي اموال آنان را سرقت مي کرد.

اين متهم به 22 فقره سرقت شامل 11 فقره سرقت منزل و 11 فقره دزدي از افراد کهنسال در معابر با استفاده از داروهاي خواب آور با همدستي همسرش اعتراف کرد. تاکنون 17 نفر از مالباختگان شناسايي شده اند.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام