يكشنبه، 15 شهريور 1388 - شماره 2045
   
 
صفحه نخست :: ضميمه روزانه :: صفحه نخست
سيري در ترجمه هاي موجود از آثار هگل در ايران
تحرير فارسي اين فيلسوف گوشت تلخ

طبيعتاً در مورد کتاب شناسي هگل به فارسي با چند مشکل عمده مواجه خواهيم بود؛ از سويي با تعدد آثار منتشرشده درباره اين فيلسوف و از سوي ديگر تعداد انگشت شماري از ترجمه هاي صورت گرفته از آثار او. از اين حيث در مطلب پيش رو سعي شده است ضمن ارائه گزارشي از آثار منتشرشده از هگل، اشاره يي هرچند مختصر به چند اثر مهم (البته به زعم راقم اين سطور) درباره او شود. ذکر اين نکته نيز ضروري مي نمايد که آثار منتشرشده درباره هگل نيز در دو دسته کاملاً مجزا قابل بازبيني است؛ کتاب هاي ترجمه شده از هگل شناسان غربي و آثاري که مترجمان وپژوهشگران ايراني در معرفي و گاه مطالعه تطبيقي آراي او با فيلسوفان ايراني نوشته يا ترجمه کرده اند.
قبل از رسيدن به عناوين آثار، ذکر اين نکته را ضروري مي دانم که اين يادداشت سعي دارد بر اساس اهميت کار مترجمان گزارشي تاريخي از سير ترجمه و انتشار کتاب هايي از خود هگل ارائه کند.
در اين يادداشت سعي شده است تنها يک گزارش بي طرفانه از سير هگل شناسي و هگل پژوهي در ايران ارائه شود. البته در اين يادآورد گاه به نقدهاي موجود پيرامون برخي آثار و ترجمه ها و مهم تر از همه گاه به خاطر عدم تجديد انتشار برخي کتاب هاي ارزشمندي که طي سال هاي گذشته کمياب شده ناياب مانده اند نيز خواهيم پرداخت تا شايد ناشران بزرگوار را تلنگري به حساب آيد و اين وجيزه گامي باشد در جهت ترغيب و يادآوري فراموش شد گان. پيشاپيش از تمامي ناشران و مترجماني که به دليل کمبود حجم يا عدم اطلاع از انتشار کتاب هايشان در اين شناخت نامه نامي از آنها نيامده است عذر تقصر مي طلبيم تا چه قبول افتد و چه در نظر آيد...


سام محمودي سرابي / sampuraziz@gmail.com

تصور مي شود پس از اشاره کنت دوگوبينوي فرانسوي به موضوع هگل در ايران و ارجحيت دادن ترجمه گفتار در روش دکارت فرانسوي به آثار هگل آلماني نام اين فيلسوف تا اواخر دهه اول قرن چهاردهم هجري يعني در 1318 تکرار نشده باشد چرا که بنا بر اسناد تاريخي موجود مجلد دوم کتاب سيرحکمت در اروپا اثر محمدعلي فروغي در اين سال منتشر مي شود که در آن گزارشي از انديشه هگل ارائه شده است. نکته جالب توجه اينکه ملت ما قبل از هرگونه مواجهه رودررو با اين غول که تمام متفکران پس از خودش را زير سايه سنگين اش نگه داشته اول آنونس هايي (نظير اشاراتي که در هر کتاب تاريخ فلسفه يي به نام و تاثير انديشه هگل بر متفکران هم عصر و متاخر تر از او مي کند يا آثاري که متفکران و هگل شناسان در تاويل و تفسير انديشه هاي او ارائه کرده و مي کنند) از او دريافت داشته و بعد با فاصله يي 30 ، 40ساله کتاب فارسي شده او را در مقام نويسنده ديده اند. اين فاصله خود جاي بحث ديگري دارد که در اين مجال اندک قابل طرح و پيگيري نيست.

حميد عنايت

اگر از مارکسيست هاي ايراني که به قصد معرفي مارکسيسم روسي به هگل اشاراتي مي کردند و البته از وي عبور مي کردند، بگذريم بنابر مستندات موجود تاريخي نخستين تلاش در جهت برگردان آثار خود هگل توسط مرحوم حميد عنايت با ترجمه فصل مهمي از کتاب پديدارشناسي روح يعني فصل خدايگان و بنده صورت گرفت که به سال 1352با تفسيري از الکساندر کوژو، توسط انتشارات خوارزمي روانه بازار شد. عنايت اولين کسي بود که آگاهانه و براساس فهم و برداشتي که از وضع تفکر و به خصوص تفکر سياسي در ايران داشت، به هگل پرداخت. بد نيست بدانيم مرحوم حميد عنايت (1361-1311) مدرک کارشناسي خود را در رشته علوم سياسي از دانشکده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران گرفت و چون در اين رشته شاگرد اول شده بود، برابر مقررات آن زمان، با گرفتن بورس دولتي براي گذراندن دوره دکترا به انگلستان رفت. او دوره کارشناسي ارشد (MSC) را در رشته علوم سياسي از «مدرسه اقتصاد و علوم سياسي» در دانشگاه لندن معروف به LS در 1337 به پايان رسانيد و سپس براي دوره دکتراي تخصصي (PhD) در مدرسه مطالعات شرقي و آفريقايي آن دانشگاه معروف به SOAS که در گذشته ها در منابع فارسي به آن «مدرسه السنه شرقيه» مي گفتند، ثبت نام کرد و سرانجام در 1962 به اخذ درجه دکترا از دانشگاه لندن توفيق يافت.

او به لحاظ تلاشي که در حوزه هگل شناسي و هگل پژوهي داشته از جمله نخستين کساني است که در معرفي هگل گام هاي شايسته و بايسته يي برداشته است. ترجمه عقل در تاريخ هگل و همين طور ترجمه کتاب فلسفه هگل اثر استيس دو کار بسيار باارزش از وي است. همين طور معرفي کوژو به فارسي زبانان در 36 سال قبل کار ستايش برانگيز او بود. در اهميت کتاب پديدارشناسي روح (که مرحوم عنايت فصلي از آن را با عنوان خدايگان و بنده منتشر کرد) همين بس که اين اثر يکي از چهار کتاب بزرگ هگل، يعني «منطق»، «فلسفه حق»، «دانشنامه فلسفي»، و «پديدارشناسي روح» است. از سوي ديگر به باور برخي از متفکران، هگل با اين اثر مهم سايه سنگين تفکرش را بر متفکران پس از خودش تحميل کرده است. او در اين اثر، توصيفي پديدارشناسانه از روند و سير ديالکتيکي آگاهي (از ساده ترين مرحله آن تا رسيدن به دانش مطلق که آخرين مرحله توسعه آن است) ارائه مي کند. پديدار شناسي روح در اصل در راستاي تحقق بخشي به طرحي بزرگ تر در انديشه هگل نوشته شده است. اما خدايگان و بنده با مقدمه کوژو اين گونه آغاز مي شود؛ «انسان، خودآگاهي است. او از خويشتن و از واقعيت و شايستگي انساني خويشتن آگاه است و فرق اساسي او از حيوان، که از مرتبه احساس ساده (نفس) خود فراتر نمي رود، در همين است. انسان هنگامي از خويشتن آگاه مي شود که «نخست» بار، «من» مي گويد. پس دريافتن انسان از راه دريافتن اصل او، دريافتن اصل مني است که به وسيله سخن آشکار مي شود.» (ص 25) به اين گونه منشاء خودآگاهي معرفت نفس عنوان مي شود. سپس سخن از آرزو مي رود و اينکه «در آرزو و به وسيله آرزو و بهتر بگوييم به عنوان آرزوست که انسان خود را موجوديت مي بخشد و به عنوان من، به عنوان مني ذاتاً متفاوت از جز من و اساساً متقابل با جز من، بر خود و ديگران آشکار مي کند. من (انساني) من يک آرزو يا من آرزوست. پس صرف هستي انسان، (يعني) هستي خودآگاه، متضمن آرزو و مسبوق به آرزوست.» (صص 26 و 27) پس از آن ماهيت اين آرزو و انواع آن مورد بحث قرار مي گيرد و اينکه اگر متعلق آرزو زميني باشد آرزو نيز وجهه مادي خواهد يافت و اگر فراطبيعي باشد به گونه ديگري خواهد بود. در اينجا اشاره يي مي شود به مساله مرگ آگاهي و عدم هراس از مرگ در راه شناخت؛ «براي آنکه آدمي به راستي انسان باشد و از حيوان ذاتاً و واقعاً تفاوت يابد، بايد آرزوي انساني اش به نحو موثر بر آرزوي حيواني اش چيره شود. از سوي ديگر، هر آرزويي تمناي ارزشي است. برترين ارزش براي حيوان، زندگي حيواني اش است. همه آرزوهاي حيواني در واپسين تحليل تابع آرزوي او براي نگهداري جان خويش است. پس آرزوي انساني بايد بر اين آرزوي نگهداري جان فائق آيد... به اين جهت سخن گفتن از «اصل» خودآگاهي ناگزير سخن گفتن از به خطر انداختن جان (در راه هدفي ذاتاً غيرحياتي) است.» دومين برگردان مستقيم از آثار هگل توسط مرحوم عنايت کتاب مهم عقل در تاريخ بود که ابتدا از سوي دانشگاه صنعتي آريامهر(شريف) به سال 1355روانه بازار نشر شد و بعدها به سال 1379 با ويرايش علي اصغر حقدار در322 صفحه رقعي از سوي انتشارات شفيعي به شکل پيراسته يي منتشر و تاکنون چهار بار از سوي اين ناشر تجديد چاپ شده است.

و اما عقل در تاريخ؛ اين کتاب مشتمل بر مجموعه يادداشت هايي است که هگل در مقدمه درس هايش راجع به فلسفه تاريخ در سال1822 در دانشگاه ينا با بحث و انتقاد از شيوه هاي تاريخ نويسي، به سه گونه اصلي در تاريخ نويسي ارائه کرده است. از نظر هگل تاريخ نويسي يا تاريخ دست اول است، يا تاريخ انديشيده يا تاريخ فلسفي. «عقل در تاريخ» تحولات جهاني در روند گشت و گذار روح جهاني بوده که از نظر هگل، اين سفر از عهد باستان و در ميان ملل شرق شروع شده و با گذار از مراحل يوناني و رومي به قرون وسطي رسيده، سپس در فرهنگ و تمدن مدرن غربي اروپايي سکونت گزيده است. چگونگي گزارش اين سير و سفر روح در عرصه جهاني، چارچوب هاي فلسفي هگل به تاريخ را تشکيل مي دهد و انديشه نويني در ميان فيلسوفان تاريخ بازگو مي کند. «مفهوم کلي فلسفه تاريخ»، «تحقق روح در تاريخ»، «تعريف روح»، «وسايل تحقيق»، «مواد تحقق روح»، «واقعيت روح»، «سير تاريخ جهاني»، «اصل تکامل»، «آغاز تاريخ» و «جريان تکامل» پاره يي از مباحث کتاب را تشکيل مي دهد. يکي از فصول جالب کتاب حاضر عنوان گزيده يي درباره ايران را بر پيشاني دارد. او در اين فصل به نوعي تصديق مي کند که با امپراتوري ايران، نخستين گام را به پهنه تاريخ پيوسته مي گذاريم؛ ايرانيان نخستين قوم تاريخي هستند؛ ايران نخستين امپراتوري از ميان رفته است. درحالي که چين و هند در وضعيت ثابت مانده اند و تا زمان ما همچنان به شيوه طبيعي و گياهي زيسته اند، تنها ايران ميدان آن رويدادها و دگرگوني هايي بوده است که وضع زيستن تاريخ حکايت دارد.

محمود عباديان

دکتر محمود عباديان استاد بازنشسته دانشگاه علامه طباطبايي نيز از جمله نخستين کساني به شمار مي آيد که در حوزه معرفي هگل از زبان خود او با ترجمه مقدمه هاي هگل بر کتاب هاي «زيباشناسي و پديدارشناسي روح» گامي مهم برداشت؛ گامي که کاش با برگردان خود اين آثار فرجامي درست مي يافت. اين دو مقدمه نخستين بار به صورت مجزا منتشر شدند. ابتدا برگردان «مقدمه هگل بر زيباشناسي» توسط نشر آوازه به سال 1363منتشر شد و بعدها در سال 1367ناشري در اروميه با نام نشر انزلي، «مقدمه بر پديدارشناسي روح» را روانه بازار کرد. البته لازم به توضيح است که عباديان در سال 1387يعني 20 سال بعد اين دو مقدمه را تحت عنوان مقدمه هاي هگل بر پديدارشناسي روح و زيباشناسي به نشر علم سپرد. «گزيده زيباشناسي هگل» عنوان کتاب ديگري بود که عباديان يک سال پيش از انتشار اين دو مقدمه در يک مجلد از سوي فرهنگستان هنر روانه بازار کرده بود.کتاب ديگري که به همت عباديان روانه بازار شد گزيده يي بود که او از کتاب حجيم زيبايي شناسي ارائه کرده بود. اين کتاب که با عنوان گزيده زيباشناسي هگل در سال 1384توسط انتشارات فرهنگستان هنر در حجمي 104 صفحه يي روانه بازار شد،امروز با وجود ترجمه کامل اين کتاب توسط زيبا جبلي مورد استناد بسياري از دانشجويان فلسفه و هنر قرار مي گيرد.

باقر پرهام

اما مقدمه پديدارشناسي روح چندي پيش (1386) نيز با برگرداني ديگرگونه از باقر پرهام با عنوان پيشگفتار پديدارشناسي جان از سوي نشر آگاه منتشر شده است.

ترجمه ديگري که به نوعي توانست در ميان مخاطبان جايگاهي شايسته يابد توسط باقر پرهام انجام شد. پرهام در اين کتاب کم حجم که «استقرار شريعت در مذهب مسيح» را روي جلد دارد و نخستين بار به سال 1370 از سوي نشر آگاه منتشر شد در ضمن مقدمه يي کوتاه سير تفکر و انديشه هگل را مورد بازخواني و بازانديشي قرار داده است. متن فرانسوي کتاب «استقرار شريعت در مذهب مسيح» که زير نظر پلانتي- گي بونژور منتشر شده مختصاتي دوگانه دارد و آراي فلسفي و سياسي هگل را بازتاب مي دهد. متن رساله «استقرار شريعت در مذهب مسيح» هگل را مي توان به دو بخش کلي و موضوعي تقسيم کرد و به موشکافي مفاهيم آنها پرداخت.

در بخش نخست، هگل مفهوم شريعت و خاستگاه نخستين آن در مذهب مسيح را ريشه يابي و تحليل و تاويل مي کند و در بخش دوم، تبديل کليساي نخستين به دولت و نتايج فاجعه بار آن را مورد تجزيه و تحليل قرار مي دهد.

درباب ترجمه پيشگفتار پديدارشناسي جان توسط باقر پرهام همين نکته بس که ترجمه Geist به جان که پيشتر به ذهن و روح ترجمه شده بود مورد مناقشات فراواني در جامعه فکري ايران شده است.

مهبد ايراني طلب

عناصر فلسفه حق، يا خلاصه يي از حقوق طبيعي و علم سياست عنوان فارسي شده کتابي است که مهبد ايراني طلب از کتاب Grundlinien der philosophie des rechts ارائه کرده بود. اين ترجمه که به اعتباري يکي از قابل قبول ترين برگردان هاي موجود از يکي از آثار هگل به شمار مي آيد و توسط يکي از شاگردان عنايت در دانشکده حقوق به فارسي ترجمه شده، متاسفانه تنها يک بار در حجمي554 صفحه يي از سوي نشر قطره در سال 1387منتشر و در همان سال ها نيز کمياب و بعدها ناياب شد و تا امروز که 10سال از انتشار آن مي گذرد هنوز تجديد چاپ نشده است. از همه مهم تر اين کتاب از سوي مطبوعات نيز به محاق رفت و گاه برخي از مدرسان فلسفه از ترجمه و انتشار آن اظهار بي اطلاعي مي کنند.عناصر فلسفه حق، آخرين اثر عمده هگل است که طي آن، خلاصه يي از حقوق طبيعي و علم سياست در سه بخش اصلي عرضه شده است. هگل در اين کتاب، نظريه اخلاق گرايي، حق طبيعي، فلسفه حقوق، نظريه سياست و جامعه شناسي دولت نوين را در چارچوب فلسفه تاريخ بيان کرده است. علاوه بر گفته هاي هگل، بخش هايي از يادداشت هاي دو تن از شاگردان وي «ه گ هوتهو» و «ک گ فون گريزهايم» بر متن کتاب افزوده شده است. عناوين کتاب عبارت اند از؛ «حق مجدد» با مباحثي در زمينه تملک، واگذاري دارايي، گذر از دارايي به پيمان، تخلف، فريبکاري، اجبار، جرم، عدالت، کيفر و انتقام. بخش دوم با عنوان «اخلاق» شامل سه فصل با اين عناوين است؛ «قصد و مسووليت»، «نيت و بهروزي» و «نيکي و وجدان». بخش سوم که «زندگي اخلاق گرايانه» عنوان گرفته به اين مباحث اختصاص يافته است؛ عينيت و ذهنيت اخلاق گرايانه، پرهيزکاري، حق اخلاق گرايانه، خانواده، جامعه مدني، اجراي عدالت و دولت.

مسعود سيف

کتاب ديگري که از هگل به فارسي ترجمه شده ولي تاکنون کمتر به آن پرداخته شده است عنوان اسپينوزا را بر جلد دارد. اين کتاب که با برگردان مسعود سيف در سال 1381 از سوي انتشارات گفتمان در حجمي 128صفحه يي منتشر شد نقد و تفسيري است بر انديشه هاي فلسفي بنديکت اسپينوزا ( 1677- 1632) که «هگل» در آن ضمن مروري اجمالي بر زندگي فلسفي اسپينوزا، خاطرنشان مي کند کتاب «اخلاق به روش هندسي» اثر اسپينوزا که نگارش آن در سال 1675به اتمام رسيد، مهم ترين اثر فلسفي وي است (اين کتاب از اين رو که نظريه يي افراطي در باب خدا و طبيعت بوده فقط پس از مرگ اسپينوزا به چاپ رسيد). هگل يادآور مي شود؛ نام آن کتاب بيانگر تمام محتواي آن نيست. هر يک از پنج بخش کتاب که به روش هندسه اقليدوسي نوشته شده، شامل مجموعه يي از تعاريف، اصول متعارفه و قضايايي است که به دنبال براهين آنها و نيز غالباً تبصره هايي توضيحي مي آيد... ويژگي برجسته انديشه اسپينوزا عقل گرايي سازش ناپذير آن است. اسپينوزا مانند ساير فلاسفه آن دوران حداقل به سه معني متمايز، يک فيلسوف عقل گرا است؛ مابعدالطبيعي، شناخت شناختي و اخلاق. يعني او معتقد است جهان يک نظام عقلي ضروري را مجسم مي سازد. اين نظام اساساً با عقل بشري قابل شناخت است.

زيبا جبلي

اما يکي از جالب ترين جنجال هايي که طي چند سال اخير به دليل برگردان يک کتاب مهم در ايران صورت گرفت در پي انتشار ترجمه يي بود که دکتر زيبا جبلي استاد رياضيات محض دانشگاه گوتينکن در نمايشگاه کتاب تهران در سال 1383 از کتاب مهم Phaenomenologie des geistes به دست داده بود و انتشارات شفيعي آن را با عنوان فارسي فنومنولوژي روح در 728 صفحه به نمايشگاه آورده بود. اين کتاب که اثر عمده «هگل» به شمار مي آيد معطوف نشان دادن سير حرکت آگاهي متعارفي به سوي بلنداي آگاهي فلسفي است.

فتني است اثر حاضر نخستين ترجمه کامل آن به زبان فارسي است. مترجم کتاب تصريح مي کند؛ «هگل برخلاف اصحاب تاويل متن که امروزه آش درهم جوش فقيرانه يي به نام هرمنوتيک را به نام آخرين کلام فلسفه به ساده لوحان مي خورانند. موضوعاتي که در اين کتاب بحث مي شود عبارتند از؛ آگاهي، خودآگاهي، عقل، روح، مذهب، و علم و معرفت مطلق. همچنين کتاب داراي ديباچه بلندي است درباره شناخت علمي.»طبعاً بازگويي اين موضوع که مهم ترين نقدهاي موجود در مورد اين ترجمه در روزنامه شرق، صفحه «کتاب»، سه شنبه 17 آذر همان سال توسط مراد فرهادپور و اميد مهرگان منتشر شد، چيزي به يافته هاي ما نمي افزايد. اميد مهرگان در مقاله «ناگهان هگل» و مراد فرهادپور در نوشتار «سيزيف در قلمرو ترجمه فارسي» به نقد ترجمه جبلي پرداختند که واکنش پيام يزدانجو را برانگيخت و نقد جبلي را «تروريسم فرهنگي»خواند و از سوي ديگر نيز اين نقدها واکنش مترجم دور از وطن را نيز بر انگيخت، نويسندگان مدعي شده بودند ترجمه خانم جبلي هر خواننده يي را «نه فقط از هگل بلکه از فلسفه و تفکر و حتي کتاب خواندن» بيزار مي کند.کار بعدي جبلي برگرداني بود که از کتاب verlesungen uber philosophie der asthetik با عنوان درس گفتارهايي پيرامون فلسفه زيبايي شناسي ارائه کرد و اين بار نشر آبنگاه آن را در چهار مجلد روانه بازار کرد. مجموعه چهار جلدي «درس گفتارهايي پيرامون فلسفه زيبايي شناسي» به صورت اختصاصي به موضوع فلسفه و هنر پرداخته و با تعريف «زيبايي» جوانب مختلف آن را مورد بررسي قرار داده است. در جلد اول از اين مجموعه هگل با تعريف «زيبايي» ابعاد گوناگون آن را مورد بررسي قرار داده و ويژگي هاي بارز هنرمند و مقوله زيبايي را همراه با اشکال انتزاعي آن عنوان کرده است. در جلد دوم فرآيند شکل گيري هنر در باب رمانتيک و کلاسيک آن ذکر شده و جلد سوم اين مجموعه نيز به بررسي جوانب هنر در معماري پرداخته و گونه هاي متفاوت آن را در سرزمين هاي گوناگون ارزيابي کرده است. اين اثر دربردارنده بخش هاي گوناگوني است که از آن ميان مي توان به خصلت کلي موسيقي، خصوصيات ويژه وسايل بيان موسيقي، خصوصيات خاص خود حماسه، تحول تاريخي شعر حماسي، شعر دراماتيک، هنر بازيگر، رابطه اثر دراماتيک و مرحله عمده تاريخي آن اشاره کرد.اين ترجمه جبلي نيز از تندباد نقد مترجمان شناخته شده کشور در امان نماند به طوري که اين بار دکتر محمود عباديان در گفت وگويي با محمد ميلاني گفت؛ «از مجموع زيباشناسي چهار جلدي که سه جلد آن را کار مي کنيم به تدريج متوجه مي شويم (و شده ايم) ايشان از بعضي قسمت ها يا بندها پريده و متوجه نشده است. براي اين مدعا ما دقيقاً سند داريم و انکارشدني نيست. البته بايد بگويم خانم جبلي به طور دائم در حال کار است و اين ارزش جاي خود را دارد.»مجلد اول کتاب تاريخ فلسفه هگل آخرين کار اين مترجم بود که دکتر عباديان در همان گفت وگو به آن اشاره کرده بود و آن را به نقد کشيده بود؛«جلد اول تاريخ فلسفه را که ايشان منتشر کرد، مقدمه خيلي مشهور هگل را که در آغاز کار استادي فلسفه در دانشگاه برلين ايراد کرده و در آغاز جلد اول تاريخ فلسفه هگل نيز آمده، خانم جبلي نيز آورده اند. اما مقدمه را دستکاري کرده، تکه هايي از آن را زده و يکي دو تا هم به آن اضافه کرده اند. من اين مورد را به روزنامه کارگزاران دادم که در اختيار جمع قرار دهد. عنواني که من براي آن مطلب نوشته بودم «ترجمه جلد اول تاريخ فلسفه هگل با دستکاري خانم دکتر زيبا جبلي» بود. البته تيتر تغييرداده را اصلاح کردند. اما به هر حال اشکالاتي که هر ترجمه اول در يک زبان مثل زبان فارسي به همراه دارد را نمي توان انکار کرد. از اين لحاظ نمي توان به خانم جبلي ايراد خاصي گرفت.

خروج

بد نيست در پايان اين گزارش يادي کنيم از سه چهره بارز و برجسته در حوزه هگل شناسي و پژوهش در آرا و انديشه هاي اين فيلسوف اثرگذار آلماني که به يقين اگر تلاش هاي اين سه چهره در کار نمي بود ما امروز چيزي از شناخت هگل کم داشتيم.يادکردن از باقر پرهام که تاکنون درباره هگل کتاب هايي را چاپ کرده است و هم اکنون ترجمه پديدارشناسي هگل را ترجمه مي کند که مراحل پاياني اش را طي مي کند. از دکترسيدجواد طباطبايي و تفسيرهايش از هگل،دکتر کريم مجتهدي و آموزاندن هگل به واسطه درس گفتارها و کتاب هايش،و در پايان ترجمه هاي دقيقي که حسن مرتضوي از آثار موجود در حوزه هگل شناسي تحت عنوان اصطلاحات هگل ارائه کرده است، شايد بهترين پايان بر اين يادداشت باشد.

بيهوده گشتن بهتراز خفتن

امين علم الهدي

موج اميدي که قبل از انتخابات به دليل نوع متفاوت تبليغات پديد آمد، با رخدادهاي بعد از انتخابات و خبرهاي ناگواري که در بين گفت وگوهاي مردمي جابه جا مي شد، دچار نوعي چالش شد. هيجانات قبل از انتخابات با اتفاقات ويژه بعد از انتخابات بر افکار و کنش هاي اجتماعي تاثير گذاشت و اتفاقاتي پديد آمد که به دليل سرعت ويژه آنها قدرت تحليل را از بسياري تحليلگران اجتماعي سلب کرد. از ديد روانشناسان اجتماعي اتفاقات اجتماعي تاثيري مستقيم روي کنش ها و واکنش هاي رواني افراد دارند. فضاي اجتماعي ايران بعد از انتخابات رياست جمهوري با التهابات فراواني روبه رو بوده و بي شک اين التهابات روي فضاي عمومي اجتماعي بي تاثير نيست. پروفسور حسن عشايري روانشناس و پژوهشگر ناکامي، احساس عدم امنيت و استرس هاي رواني را از جمله تاثيرات اين اتفاقات روي فضاي عمومي ايران مي داند. وي براي رفع اين رخداد ها پيشنهاداتي از جمله آرام شدن فضا و بعد رسيدگي به اتفاقات با رويکرد علمي دارد. پروفسور عشايري در عين حال معتقد است تا وقتي زمان کافي براي بررسي اتفاقات بعد از انتخابات با رويکردي علمي در فضايي نسبتاً آرام و بدون التهابات بعد از انتخابات وجود نداشته باشد ناکامي هاي اجتماعي بيشتر نمايان مي شوند اما اگر بتوان از اين فضا استفاده کرد مي توان آن را درد زايمان شخصيت اجتماعي دانست که به بهترين شکل طي مي شود.

---

-با توجه به اتفاقاتي که بعد از انتخابات رخ داده است فضاي رواني عمومي جامعه را چطور ارزيابي مي کنيد؟

به نظر من مغز انسان از بيرون يا درون تحريک مي شود، تحليل مي کند و عمل مي کند. يک فعاليت اجتماعي تنها از بينش فردي شکل نمي گيرد بلکه آگاهي اجتماعي و بينش اجتماعي نيز در آن بسيار مهم است. هيجانات جمعي و فردي در واکنش هاي اجتماعي مهم است. هر عملي يک پس خوراندي به مغز مي دهد. اگر عمل اجتماعي با برخورد شديد مواجه شود فرد دچار يک تضاد شخصي خواهد شد، فکر مي کند عمل درست نبوده است. برداشت وي درست نبوده يا نوع برخورد ناپسند است. حتي فرد مي تواند دچار يک ناکامي شود. مي توان به عنوان مثال گفت فردي به جايي مي رود که آب بنوشد، به جاي آنکه به او آب بدهند فلفل مي دهند. اين فرد احساس روان رنجوري مي کند. اين اتفاق باعث مي شود آسيب به شناخت وي بخورد يا دچار درماندگي آموخته بشود. اين فرد فعاليت اجتماعي کرده و رنجور شده چرا که قرار بود با عقل و استدلال جواب بگيرد اما با او برخورد شده. اين اتفاق باعث مي شود فرد دچار حالت عصبي شود و تعارض فردي پيدا کند. شعاع اعتماد اجتماعي کاهش پيدا مي کند و قدرت تحليل کاهش مي يابد. هر فردي که وارد يک برخورد اجتماعي مي شود، يک احساس تعلق به جناحي يا فردي دارد. ممکن است احساس تعارض حتي با آن ديگري هم پيدا کند. اگر جوانان احساس کنند پيشکسوتان در مقابل آنها وجود دارند، باعث روان رنجوري اجتماعي فراگير خواهد شد.

-يک جوان سوالي داشته، ابهامي در ذهن داشته اما با اين طرح سوال به شدت برخورد مي شود و به جاي گرفتن جواب، جوان با برخورد سخت روبه رو مي شود. براي حل مساله احساس ناکامي که در جوان متولد مي شود، بايد چه کار کرد؟

جوان بايد تحليل کند. علاقه و آرمان بسيار خوب است اما بايد حلقه آن واقعيت باشد. واقعيت ارتباطات اجتماعي و حلقه هاي قدرت است. بايد اين واقعيات را در تحليل خود در نظر بگيرد. ما همه در صحنه به نوعي کارگردان هستيم. بايد جوان در نظر بگيرد که چقدر خود کارگردان اين صحنه بوده و چقدر براي وي کارگرداني کرده اند. اگر جوان بتواند تحليلي به دست بياورد، به جاي آنکه احساس ناکامي کند، مي تواند از اين اتفاقات به عنوان درد زايمان شخصيت خود استفاده کند. فرزانه يي چون هگل مي گويد ما از تاريخ ياد مي گيريم که نبايد از تاريخ ياد بگيريم. اگر بتوانيم از تاريخ ياد بگيريم به جاي احساس ناکامي مي توانيم از اين اتفاقات تلخ يک راهبرد براي آينده پديد بياوريم. واي به حال ما اگر از تاريخ ياد نگيريم و آن را دوباره تکرار کنيم.

-در دادگاه مساله يي که مورد توجه قرار گرفت، حضور بزرگاني به عنوان متهم در دادگاه بوده است چرا که بسياري از اين افراد به عنوان الگوهاي عده يي از نسل جوان شناخته مي شدند. وقتي جواني الگوي خود را با تحقيرآميز ترين حالت در دادگاه مي بيند، چه تاثيري بر وي مي گذارد؟

مساله اوليه که بايد در نظر گرفت، اين است که در آستانه قرن بيست و يکم ديگر بايد از قهرمان پروري و الگو دست برداريم. ملت ايران در طول تاريخ هميشه به دنبال قهرمان گشته است و اين خصلت بد بارها و بارها باعث ضرر و خسارت براي ملت شده است. بايد به شعور و آگاهي اجتماعي توجه شود نه به قهرمان سازي. همين که فردي تمام نيروي خود را روي الگويي بگذارد، خود مساله يي ناپسند است اما حال که چنين است مطمئناً اگر اتفاقي براي الگوي جوان رخ بدهد، يک دگرگوني در ذهن جوان رخ مي دهد. مساله ديگر بايد سوال باشد چرا که در تمام جهان سوال کردن بسيار مهم است و خود شروع حرکتي به سمت جلو ارزيابي مي شود. بايد سوال شود که کجاي مساله اشتباه شده است يا آنکه چرا در مورد مساله يي که مي توان در مورد آن پيش بيني کرد و پيشگيري هيچ کدام انجام نشده است و با مساله به اين شکل درگير شده ايم.

-براي پاسخ به اين سوال نيازمند تحليل هستيم و براي تحليل نيازمند زمان و آرامش. اين در صورتي است که بعد از انتخابات به خاطر سرعت زياد حوادث و ملتهب شدن فضا چنين محيطي ايجاد نشد و نشده است.

درست است. براي اين مساله نياز به وقت داريم. بايد به صورت پژوهشي در مورد آن تحليل صورت بگيرد. نمي توان با برخوردهاي مقطعي خواست کل مساله حل شود. بايد در يک شرايط آرام و طول زمان مساله مورد بررسي قرار بگيرد. نمي توان در يک زمان کوتاه بدون تحليل و بررسي سعي کرد اين شرايط را به درستي حل کرد. تنها مساله يي که ممکن است پيش بيايد، سخت تر شدن اوضاع و شرايط است. منفعل بودن بد نيست. نبايد گذاشت جوانان از حالتي که در آن هستند، به حالت انفعالي وارد شوند. نبايد اين احساس به ايران گريزي، دين گريزي يا اسلام گريزي منتهي شود. نياز اين نبايد ها تحليل و کار پژوهشي است. بايد قبول کنيم اگر دردي هست، بايد درد را به فکر و بعد به عمل تبديل کنيم نه بالعکس. بايد مسوولان بگذارند شرايط فعلي آرام شود و زمان بدهند براي پيگيري شرايط پيش آمده و تحليل جدي شرايط. در بينش اجتماعي و آگاهي مشکل زيادي وجود دارد. بايد اين مشکلات حل شود و نيازمند بينش درست از شرايط اجتماعي است.

-شما براي اين تحليل نيازمند زمان هستيد اما هنوز بازداشت ها وجود دارد و هنوز شرايط از حالت ملتهب خارج نشده است. براي ايجاد کردن اين زمان بايد چه کار کرد؟

ما متاسفانه مي خواهيم علامت ها را حل کنيم و مشکلات مقطعي را. اين در صورتي است که بايد اهداف کلي جامعه را در نظر گرفت. با اين شرايط هيجاني نمي توان مساله را حل کرد. خود بازداشت، اعتراف و استرس روحي باعث خارج شدن فضا از حالت آرام مي شود. از ديد من بايد معضل را به فرصت تبديل کرد. اين استرس ها را نيز بايد به عنوان استرس مثبت ارزيابي کرد. در آنجايي که عقلانيت است، استرس حالت تخريبي را از دست مي دهد. تنها پيشنهادي که من مي توانم مطرح کنم از منظر رشته خودم بايد بگويم بهترين کار اين است که بايد استرس هاي منفي که از احساس نبود امنيت و ترس پديد مي آيد را با خرد ورزي خنثي کرد. بايد شرايط را در يک فضاي نسبتاً امن مورد بررسي قرار داد. فکر مي کنم امروز نکته يي ندارد. بايد در چند ماه آينده امروز را به تحليل گذاشت. براي اهداف و آرمان ها بايد غرامتي بدهيم. در تمام جهان اين غرامت وجود دارد. اگر بتوانيم اين معضل را با عقلانيت به فرصت تبديل کنيم، مي توانيم در راه آينده کشور از آن استفاده بسياري ببريم.

-اتفاقاتي بعد از انتخابات رخ داده. اشتباهات زيادي نيز در اين حوادث پديد آمده که شرايط رواني جامعه را به چالش کشيده است. بهترين کاري که مي شد بعد از انتخابات صورت گيرد و از منظر رواني نيز تاثير نابساماني نمي داشت، چه بود؟

من با انفعال موافق نيستم. به قول مولانا بيهوده گشتن بهتر از خفتن است. فعاليت خوب است اما اين فعاليت بايد با تحليل باشد. همه چيز در ذهن شکل مي گيرد اين ذهن يک من دارد، يک حافظه تاريخي و يک تعلقي به گروهي يا فکري دارد. اين ذهن از مواردي که به آن ورود پيدا مي کند، انتخاب مي کند. شما واژه انتخابات را به کار برديد. اين مساله نيز به ذهن برمي گردد. ما در خاورميانه با مسائل غيرقابل پيش بيني مواجه هستيم. اين در صورتي است که در ديگر کشورهاي توسعه يافته چنين نيست. من 20 سال در آلمان بودم. در آنجا به عنوان يک ناظر خارج از ميدان و تحليلگر حاشيه يي هيچ گاه با شرايطي روبه رو نمي شدم که غيرقابل پيش بيني باشد. حتي مي شد اتفاقات را پيش بيني کرد. ما بيشتر مقطعي و هيجاني فکر مي کنيم. اي کاش به فرآيندي فکر مي کرديم که در آن شرايط بسياري از مشکلاتي که پديد آمده، پيش نمي آمد. در بسياري از موارد فهميدن، بخشيدن نيست. بايد بفهميم چطور شد اين ماجراها پديد آمد. نبايد تب را اندازه گرفت. بايد باکتري که تب را پديد آورده شناخت. اين اتفاق رخ نداده است و نيازمند زمان است. بايد مساله بررسي شود. در کل اما بايد جواب مساله ذهني را با ذهن داد.

-نيروهاي امنيتي بايد نشانه امنيت باشند. وقتي چنين احساسي در جامعه به نوعي دچار خدشه مي شود چه تاثيري بر نسل جوان که بيشترين نيازشان امنيت است، مي گذارد؟

مطمئناً آن چيزي که مي خواهم نمي بينم. آن چيزي که مي بينم نمي خواهم، شروع تعارضي است در ذهن جوان. يکي از نيازهاي اساسي نسل جوان امنيت است. وقتي در اين احساس خدشه يي وارد مي شود، جوان دچار يک تعارض و احساس ترس مي شود اما اين مساله را نيز بايد فرآيندي و کامل در نظر گرفت و مورد تحليل قرار داد که چطور مي شود خشونت جلوي خرد ورزي و قانون ورزي و تعامل را مي گيرد. به نظر من ريشه هاي خشونت در فرهنگ ماست. بايد قدرت را بفهميم. فکر کنم جوانان ما براي شناخت قدرت در يک فهم جهاني بايد فهم قدرت چامسکي را بخوانند. بعد از آن بايد در نظر بگيرند اين قدرت با يک ايدئولوژي نامرئي و آسماني نيز همراه است. بايد براي حل اين مسائل چاره يي انديشيد. چاره نيز از آگاهي پديد مي آيد.

عناوين اين صفحه
تحرير فارسي اين فيلسوف گوشت تلخ
بيهوده گشتن بهتراز خفتن

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام