يكشنبه، 15 شهريور 1388 - شماره 2045
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه آخر
در جشنواره هاي بين المللي رخ داد
ستايش جهاني از فيلمسازان جوان ايراني

 

گروه فرهنگي؛ گرچه آثار فيلمسازان نسل سوم سينماي ايران در جشنواره فيلم فجر مورد بي مهري مسوولان جشنواره قرار گرفت اما فيلمسازان نسل جوان ايراني در جشنواره هاي مختلف بين المللي مورد توجه قرار گرفتند. فيلم هاي«آتشکار» ساخته اميريوسفي و «کتاب قانون» به کارگرداني مازيار ميري مورد قبول هيات انتخاب جشنواره فيلم فجر قرار نگرفت و «درباره الي» فرهادي پس از کشمکش هاي طولاني و سرانجام با وساطت احمدي نژاد به نمايش درآمد. اما اين روزها فيلم «آتشکار» ساخته محسن اميريوسفي درحالي با نمايش در جشنواره مونترال مورد توجه رسانه ها و منتقدان خارجي قرار گرفت که از سوي ديگر اکران جهاني «درباره الي...» آخرين ساخته اصغر فرهادي بسياري از سينماگران و منتقدان مطرح جهان را به تحسين واداشت. خبرنگار ورايتي «آتشکار» را متفاوت ترين فيلم ايراني دانست که مثل هيچ فيلم ديگري نيست و با طنز منحصر به فردش چهره ديگري از ايرانيان نشان مي دهد، از سوي ديگر بعد از رابرت دنيرو و مايکل مور، امير کاستاريکا کارگردان سرشناس اهل صربستان، از اصغر فرهادي براي حضور در جشنواره کاستندورف که هرساله توسط اين کارگردان در شهر زادگاهش برگزار مي شود، شخصاً دعوت کرد. جلسه پرسش و پاسخ فيلم «آتشکار» اميريوسفي روز چهارشنبه در سالن اصلي جشنواره مونترال در حالي برگزار شد که اين فيلم در ايران هنوز به نمايش درنيامده است و با وجود داشتن پروانه نمايش اکران آن بنا به صلاحديد مسوولان بارها به تعويق افتاده است. اميريوسفي در اين جلسه از وضعيت فيلمسازان ايراني سخن گفت؛ «در سال گذشته يک سوم توليدات سينماي ايران به فيلمسازان فيلم اول اختصاص داشته و اين نشانه يي از حضور نسل قدرتمندي است که سينماي بين المللي ايران را در ادامه مسير جهاني و تاثيرگذارش وارد مرحله جديدي خواهند کرد.» خبرنگاري هندي استفاده از سمبل تاج محل در فيلم و شمايل اديان ديگر را بهترين سکانس فيلم دانست که در هيچ فيلم ديگري اينچنين به آن پرداخت نشده است. خبرنگار يک مجله کاتوليک نيز از اميريوسفي پرسيد آيا قصد داشته در يکي از سکانس هاي «آتشکار» مترقي تر بودن قوانين مذهب شيعه را بر مذاهب ديگر نشان دهد، که اميريوسفي گفت؛ «قصد ارجحيت دادن و مقايسه هيچ دين و مذهبي را با ديگري نداشته است، ولي از نظر مذهبي مساله جلوگيري از بارداري فقط در مذهب شيعه حل شده است و اين يک واقعيت غيرقابل کتمان است.» اميريوسفي در مورد وضعيت داخلي اين فيلم نيز توضيح داد؛ «فيلم داراي پروانه نمايش است و پخش کننده داخلي فيلم تلاش مي کند آن را به زودي اکران کند.» حميد فرخ نژاد که در اين جشنواره حضور داشت در جواب سوالي که بازي او را در «آتشکار» اولين تجربه نابازيگرانه و جسورانه يک بازيگر حرفه يي سينماي ايران مي دانست، گفت تنها سعي کرده در اين فيلم با تيپ و لهجه جديدش تابع نابازيگران فيلم باشد. او در پاسخ به سوالي در مورد احساسش در مورد اولين اکران اين فيلم در مونترال گفت؛ «خوشحال هستم که فيلم با استقبال تماشاگران فستيوال روبه رو شده و هم ناراحتم از اينکه اولين اکران اين فيلم در ايران نبود.» چند ساعتي بعد از قرار گرفتن اين خبر روي خروجي خبرگزاري ها خبر دعوت امير کاستاريکا از اصغر فرهادي به عنوان کارگردان مولف منتشر شد. امير کاستاريکا برنده دو جايزه نخل طلاي کن از اصغر فرهادي دعوت کرد جديدترين ساخته اش را براي نمايش به جشنواره فيلم صربستان ببرد. به گزارش ايسنا هدف از برگزاري اين جشنواره، آشنا کردن چهره هاي جوان و مستعد با کارگردانان مولف سينما است. سال گذشته جيم جارموش به عنوان فيلمساز مولف در اين فستيوال حضور داشت. فرهادي براي آغاز اکران عمومي فيلمش طي هفته هاي اخير به فرانسه سفر کرد و سپس براي نمايش فيلمش در جشنواره ها به پرتغال و پس از آن به ژاپن مي رود. «درباره الي» تاکنون در جشنواره فيلم هنگ کنگ، جشنواره فيلم ترايبکا امريکا، جشنواره «سينماي باز» بلژيک، بخش سينماي معاصر سي وپنجمين جشنواره سياتل امريکا، جشنواره ترانسيلوانيا روماني، جشنواره کارلووي واري چک، جشنواره ملبورن استراليا و جشنواره تراورس سيتي امريکا به نمايش درآمده است. اصغر فرهادي براي «درباره الي» خرس نقره يي بهترين کارگرداني را در برلين گرفت و رابرت دنيرو در جشنواره «ترايبکا» جايزه بهترين فيلم بلند را به اصغر فرهادي اهدا کرد و طي ماه ها اين فيلم به دعوت مايکل مور در جشنواره تراورس سيتي به نمايش درآمد و همچنين جايزه نتپک (شبکه توسعه سينماي آسيا) جشنواره «بريسبان» استراليا را طي هفته هاي گذشته دريافت کرد.

پس از اکران در امريکا
مستند «تهران انار ندارد» راهي اسکار مي شود


فيلم مستند «تهران انار ندارد» به کارگرداني مسعود بخشي که پيش از اين اعلام شد از طريق پخش کننده امريکايي اش به عنوان يک فيلم مستند راهي اسکار مي شود، اين روزها در نيويورک به نمايش درآمده است. مسعود بخشي کارگردان اين فيلم در گفت وگويي ضمن تاکيد بر تفاوت راهيابي فيلم هاي مستند به اسکار عنوان کرد؛« فيلم هاي سينمايي در ايران معمولاً از طريق نهاد سينمايي به اسکار معرفي مي شوند و شرط راهيابي اين فيلم ها به اسکار آن است که در کشور خود به نمايش درآمده باشند اما در زمينه فيلم هاي مستند قوانين کمي متفاوت است و لازم است اين فيلم ها حتماً به مدت هفت شبانه روز در سينماهاي امريکاي شمالي به نمايش درآمده باشند.» به گزارش ايسنا او ادامه داد؛ «در حال حاضر مستند «تهران انار ندارد» به مدت يک شبانه روز در شهر نيويورک اکران شده و قرار است شش روز ديگر هم نمايش داشته باشد. لذا پس از طي اين دوره اين فيلم از طريق پخش کننده امريکايي اش راهي اسکار خواهد شد.» بخشي در پايان با تاکيد بر اينکه اين فيلم از سوي مقامات ايراني و خانه سينما معرفي نشده، عنوان کرد؛ «اين فيلم در سال 2007 موفق به دريافت جايزه چشم سينماي نيويورک شد و همين مساله در نهايت موجب شناخته شدن بيشتر اين فيلم مي شود و بنده اميدوارم اين مطلب موجب توفيق بيشتر اين فيلم در اسکار شود.»
ناصر تقوايي تنديس شايستگي جشن سيزدهم را مي گيرد
تنديس شايستگي جشن سينماي ايران به خاطر يک عمر دستاورد هنري به ناصر تقوايي از پيشکسوتان فيلمنامه نويسي و کارگرداني اهدا خواهد شد. ناصر تقوايي متولد سال 1320 آبادان از تاثيرگذارترين سينماگران ايران در شکل گيري توليد نسلي نو با نگاهي تازه در سينماي ايران است. تقوايي در دانشکده ادبيات تحصيل و با ساخت سريال تلويزيوني جايگاه ويژه يي در تلويزيون پيدا کرد. او فعاليت سينمايي خود را با دستيار کارگرداني در فيلم «خشت و آينه» به کارگرداني ابراهيم گلستان آغاز کرد و در سال 1349 با کارگرداني فيلم «آرامش در حضور ديگران» شروع مهمي در سينما داشت. تقوايي در دهه 60 با ساخت فيلم ماندگار «ناخدا خورشيد» در جشنواره فيلم فجر چندين جايزه دريافت کرد. برخي ديگر از آثار سينمايي ناصر تقوايي که با بيش از چهار دهه فعاليت در گستره ادبيات و سينما حضور توانمندي دارند، عبارتند از «صادق کرده»، «نفرين»، «اي ايران»، «کاغذ بي خط»، کشتي يوناني و... .
تور کنسرت شمس در امريکا
گروه «شمس» به سرپرستي کيخسرو پورناظري و به خوانندگي سهراب پورناظري تور کنسرت هاي امريکايي خود را به نام «براي ايران» از 5 مهر تا 17 آبان برگزار مي کند. به گزارش ايسنا کيخسرو پورناظري با اعلام اين خبر گفت؛ «قطعات ترکيبي از کارهاي جديد و قديم و از ساخته هاي من و پسرانم است. همچنين در اين کنسرت از شعرهاي مولانا، فريدون مشيري و شفيعي کدکني بهره برده ايم.» سرپرست گروه شمس در ادامه گفت؛ «اين کنسرت در دو بخش اجرا مي شود؛ بخش اول تنبورنوازي و بخش دوم ارکستر سنتي ايراني به همراه سازهاي کوبه يي است.» کنسرت «براي ايران» به دعوت موسسه پرشين سنتر و موسسه مهر، به مديريت و برنامه ريزي تهمورث پورناظري آهنگساز گروه شمس در شهرهاي نيويورک، واشنگتن، لس آنجلس، سانفراسيسکو و سان ديه گو انجام مي شود. پيش از اين گروه شمس در کشورهاي هند، چين، ازبکستان، عرق، يمن، پاکستان، بلژيک، هلند، فرانسه، آلمان و ايتاليا به اجراي برنامه پرداخته است.
مجموعه سرودها و تصانيف ملي ايران منتشر مي شود
مجموعه يي صوتي با عنوان «سرودها و تصنيف هاي ملي ميهني ايران» با بازسازي و تنظيم دوباره آثار آهنگسازان مختلف طي 100 سال گذشته منتشر مي شود. پيمان سلطاني با اعلام اين خبر گفت؛ «از حدود 12 سال قبل کار جمع آوري سرودها و تصنيف هاي ملي کشورمان را که از مشروطه به بعد ساخته شده است، آغاز کردم تا آنها را ضمن بازسازي، به همراه ارکستر سمفونيک يک بار ديگر ضبط و انتشار دهم.» اين آهنگساز در ادامه افزود؛ «در طول اين مدت بيش از 50 اثر را در اين زمينه به دست آوردم که از اين ميان 30 اثر را براي بازسازي و تنظيم دوباره انتخاب کردم. تاکنون 18 قطعه از اين مجموعه، بازتنظيم شده که احتمالاً از حدود يک ماه ديگر اولين آلبوم آن که به اولين سرود ملي ايران با نام «اي ايران جوان» يا همان «وطنم وطنم» اختصاص دارد، راهي بازار مي شود.» سرپرست ارکستر ملل همچنين تصريح کرد؛ «هر کدام از اين سرودها و تصنيف ها به صورت جداگانه همراه با کتاب نت نويسي شده آن منتشر مي شود؛ در هر آلبوم علاوه بر ضبط ارکسترال اثر، تنظيم ديگري از آن با همراهي پيانو و آواز در آن ضبط شده که هر دو اينها در همان کتاب همراه آلبوم وجود خواهد داشت.» او همچنين گفت؛ «اين کار با همکاري کار گروه موسيقي ايکوم و چند مجموعه ديگر حمايت شده است و از سوي دو موسسه فرهنگي هنري با نام هاي سورنا و آگيرا منتشر مي شود.»
بزرگداشت جليلي در اسلووني برگزار مي شود
بزرگداشت ابوالفضل جليلي در ششمين دوره جشنواره بين المللي ايزولا در اسلووني برگزار مي شود. در اين جشنواره که از تاريخ 10 تا 15 سپتامبر (19 تا 24 شهريور ماه) برگزار مي شود، فيلم «حافظ» آخرين ساخته سينمايي ابوالفضل جليلي نيز به همراه مراسم بزرگداشت وي در دو سانس به نمايش درمي آيد. شب قبل از افتتاحيه رسمي اين جشنواره، فيلم مستند سفر اين کارگردان که در رابطه با اسلووني ساخته شده است، در ميدان بزرگ اين شهر براي مردم به نمايش درمي آيد. مدتي پيش اين فيلم مستند در قالب يک مجموعه تلويزيوني از شبکه چهار پخش شد. به گزارش مهر در «حافظ» داستان يک حافظ قرآن به تصوير کشيده مي شود که شخصيت بيروني و دروني او مورد بررسي قرار مي گيرد و در اين فيلم به صورت نمادين به انديشه ها و افکار حافظ شيرازي شاعر بزرگ ايران پرداخته مي شود. بخش هايي از اين فيلم در چابهار و بخش هاي ديگر آن در ساوه فيلمبرداري شده است.

از ساخت «حافظ» ابوالفضل جليلي حدود چهار سال مي گذرد و با وجود اينکه اين فيلم در جشنواره هاي متعدد خارجي جوايزي را از آن خود کرده، هنوز در ايران اکران عمومي نشده است. ابوالفضل جليلي فيلم هاي سينمايي «گال»، «دت يعني دختر»، «يک داستان واقعي» و... را کارگرداني کرده است.
به ياد شادروان دکتر ابراهيم مدرسي
اينجا را دوست دارم


محمد علي صالحي

دکتر ابراهيم مدرسي هم رهسپار ديار باقي شد و روزنامه ها؛ البته شايد يکي دو روزنامه که مطبوعاتي هاي قديمي در آنها فعاليت دارند خبر درگذشت سردبير قديمي ترين مجله ايران (ترقي) تا پيش از پيروزي انقلاب اسلامي را منتشر کردند. مدرسي بيش از 30 سال در يکي از تاريخ سازترين دوران حيات سياسي معاصر ايران سردبيري مجله يي را بر عهده داشت که بسياري از مطبوعات آن روز به اخبار و گزارش هايش استناد مي کردند. روزي از دکتر پرسيدم حال که خانم و بچه ها سال هاست به خارج از کشور رفته و بيشتر اقوام و آشنايان نيز رهسپار آن سوي آب ها شده اند، چرا اينجا مانده ايد؟ دکتر خيلي ساده پاسخ داد؛ «آخر بدبختي اين است که اينجا را خيلي دوست دارم» و به راستي دکتر ايران را دوست مي داشت و حاضر نبود در سال هاي پاياني عمرش به خارج برود و نزد همسر و فرزندانش باشد. براي تنظيم خاطرات دکتر به محل سکونت وي در يکي از مجتمع هاي مسکوني شهرک غرب مي رفتم. او از چگونگي ورودش به عرصه مطبوعات و آشنايي اش با لطف الله ترقي بنيانگذار و مديرمسوول مجله ترقي مي گفت و از اينکه سابقه فعاليت مطبوعاتي اش به سال هاي پيش از شروع همکاري با ترقي مربوط مي شود. مدرسي از حدود سال 1322 همکاري مطبوعاتي خود را با دکتر مصاحب شروع مي کند. اما حدود يک سال بعد به وسيله يکي از دوستان به ترقي معرفي مي شود و ترقي نيز چون به کارايي هاي مدرسي پي مي برد تمام کارهاي مجله را بر عهده او مي گذارد و تنها عنوان مديرمسوولي مجله را براي خود حفظ مي کند. در جريان تنظيم خاطرات دکتر، او هر جريان يا حادثه تاريخي را با آب و تاب فراوان برايم شرح مي داد. روزي از جريان قتل رزم آرا پرسيدم. دکتر گفت روزهاي آخر اسفندماه 1329 بود. در خيابان سرهنگ سخايي کنوني (سوم اسفند سابق) به طرف دفتر مجله که در کوچه انتهاي خيابان سخايي و نزديک به خيابان فردوسي بود، در هوايي که از بهاري زودرس حکايت مي داشت، قدم مي زدم. به دکتر جهانبانويي که بعدها مدير مجله فردوسي شد برخوردم. وي گفت؛ خبر داري رزم آرا را در مسجد سلطاني (امام کنوني) تير زده اند؟ پرسيدم چه ساعتي و اکنون او کجاست؟ جهانبانويي گفت؛ تا آنجا که مي دانم پيکر تيرخورده رزم آرا را پس از چند دقيقه که روي زمين افتاده بود با داد و فرياد محمود هدايت معاون نخست وزير و برادر صادق هدايت و همسر رزم آرا، افسران شهرباني برداشته و آژيرکشان به طرف بيمارستان سينا بردند. دکتر مدرسي برايم تعريف کرد که فوراً به دفتر مجله رفتم و دوربين مدرن خود را که به تازگي خريده بودم و شايد در ايران آن روز منحصر به فرد بود، برداشتم و به طرف بيمارستان سينا رفتم. در ورودي بيمارستان به روي همه افراد حتي پزشکان و کارکنان نيز بسته شده بود. من با ترفندي موفق شدم وارد حياط بيمارستان شوم. در اطراف اتاق جراحي چند تن از امراي ارتش از جمله سپهبد شاه بختي، سرلشگر گرزن، سرتيپ دفتري و ... را ديدم که با حالتي افسرده و نگران مشغول قدم زدن و پک زدن به سيگار بودند. من بي توجه به امرا و آنان نيز بي توجه به من وارد ساختمان شديم. از يک پرستار سراغ اتاق عمل را گرفتم. وارد اتاق عمل شدم و ديدم هنوز پروفسور عدل نيامده است و چند پزشک جراح مشغول فراهم کردن مقدمات عمل جراحي و در انتظار او هستند. البته هر کس نگاهي به رزم آرا مي انداخت، مي فهميد قالب تهي کرده و شايد تاخير ورود عدل نيز به خاطر گزارش اطبا و فوت رزم آرا بود. مدرسي گفت؛ از يکي از پزشکان خواهش کردم با کنار زدن پارچه سفيدي که بيشتر بدن رزم آرا را پوشانده بود اجازه بدهد چند تصوير بردارم. پزشک درخواستم را پذيرفت و من هم تاريخي ترين عکس ها را از جسد رزم آرا برداشتم. تصاوير تاريخي و منحصر به فردي که با دوربين مدرسي ضبط شده هنوز در کتاب ها، نشريات و سايت هاي خبري به مناسبت هاي گوناگون منتشر مي شود. مدرسي تعريف کرد هنگام بازگشت به مجله ناگهان سر و کله محمدعلي مسعودي سردبير روزنامه پست تهران پيدا شد. مدرسي مي گويد مسعودي با التماس خواستار تصاويري شد که از جسد رزم آرا برداشته ام و هر چه از وي پرسيدم چه کسي به شما گفته است من از جسد عکس برداشته ام، پاسخي نداد اما بعد از اينکه نگاتيو ها را در اختيارش گذاشتم مسعودي از پشت شيشه عقب ماشين سواري اش براي مدتي به عقب مي نگريست تا از اجابت درخواستش توسط من قدرداني کرده باشد. اين گوشه يي از خاطرات دکتر مدرسي است که برايم تعريف کرد. افسوس که کار ضبط خاطرات گسترده و بسيار شنيدني دکتر مدرسي در زمان حياتش به ثمر نرسيده که البته قصوري دوجانبه بود.

روحش شاد و يادش بخير
کسي که حتي فرصت رسيدن به تقديرش را نيافت
شب تاب و مرغان هوا


امير پوريا

amirpouria@gmail.com



بچه که بوديم، خيلي از بزرگ ترها - و از جمله مادرم- مدام و در واکنش به اغلب درگذشت هاي دور و نزديک که اتفاق مي افتاد، مي گفتند خوب ها هميشه زودتر مي روند. در تمام اين چهل روز که از رفتن ناغافل و ناخواسته شاگرد و - بعدتر- دوستم امير جوادي فر مي گذرد، يکسره اين حرف مادرم در گوش ذهنم تکرار مي شود و تا به حال از نگراني ناراحتي بقيه بچه ها، جسارت ابرازش را پيدا نکرده بودم. او بدون ترديد يکي از داناترين و باسوادترين شاگردانم بود و در ميان همسالان و هم نسلانش، شايد حتي لازم باشد عبارت «يکي از» را هم حذف کنم. بين بچه ها تنها کسي بود که هر کتابي به من هديه مي داد، برايم تازگي داشت. گاه کتاب ها به قلم کساني بود که احتمالاً بقيه حتي نام شان را هم نشنيده بودند؛ همان گونه که گهگاه ميان نقل قول هايش از اين نويسنده يا آن سياستمدار يا فيلسوف، بارها ممکن بود از کسي قول بياورد که انتظار شناختن و جزييات دانستن درباره او را از همقطاران امير نداشتي.

وقتي به اين حد و سطح و درک و فهمش فکر مي کنم، وقتي به ياد قدر و منزلت بازيگوشي و خلاقيت داشتن در اين کار مي افتم که او هر دو را به کفايت و به وفور داشت، وقتي به «آن» و «کاراکتر»ي که در او بود و مثل هر پديده حسي و وصف ناپذير ديگر، حالا که نيست، نمي توان از هر کس که خودش را نديده و حضورش را لمس نکرده، توقع داشت اين را دريابد، در کنار يادآوري آن قول مادرم و باقي بزرگ ترها، اين ديالوگ «باغ آلبالو»ي چخوف بزرگ در ذهنم طنين مي افکند که انگار مانيفست خود چخوف هم بود؛ «کرم شب تاب تنها براي آن مي درخشد که مرغان هوا او را به تاريکي شب ببينند و به طعمه برگيرند.» در آن خوانشي که قديمي ترها داشتند، اين رسم ديرينه تقدير است که خوبان را زودتر مي برد و در خوانش چخوفي، حتي خود خوبي هاي آنهاست که بستر زودتر ديده شدن و زودتر رفتن شان را فراهم مي کند. حتي اگر به سوي خوانش بيضايي از همين موضوع حرکت کنيم، به اين تلخي بي پايان مي رسيم که در جهان آدميان، هر کس بيشتر بداند در تنگناهاي تنگ تري گرفتار مي آيد، چون در نهايت آدم ها تاوان دانايي شان را پس مي دهند؛ و اين روندي رو به زوال است که از فردوسي در «ديباچه نوين شاهنامه» تا شرزين در «طومار شيخ شرزين» تا بندار در «کارنامه بندار بيدخش» تا سنمار در «مجلس قرباني سنمار»، همه به ناگزير طي مي کنند. يا به بيان دقيق تر، به پيمودن آن واداشته مي شوند.

اما به باور من امير حتي فرصت نيافت به چنين تقديري برسد. براي ما ايراني ها که حتي براي تصادف ها يا تلخي هاي حاصل از تقدير، مسير و محدوده و معنايي قائليم و اين گونه باورهايمان حتي عميق تر از آن است که تنها به تعصبات ديني بازگردد، گاه رخ مي دهد که اتفاقي حتي باطل تر از آن مي نمايد که بتوان به تقدير نسبتش داد. مرگي چنين ناخواسته، چنين بي گاه و بي گناه، چنين فراخوانده نشده، چنين نامتعين، مرگي بدون رخ دادن يک حادثه ناگهاني، بدون بي احتياطي هاي يک تصادف رانندگي، بدون پس زمينه بيماري، بدون کهولت، بدون دوره مزمن شدن يک عارضه جسمي يا روحي، به آنچه براي چون اويي رقم خورده بوده و از روز ازل بنا بوده مسير محتوم زيست و نيست او را تشکيل دهد، چه دخلي مي تواند داشته باشد؟

اين تلخي مضاعفي است که حتي نتواني اين رفتن و نماندن و نداشتن دوست هم بازيگوش و هم فرهيخته ات - ترکيبي که اين جامعه و اين زمانه به ندرت در هيئت يک نفر مي يابدش- را به سرنوشتي که آنتوان چخوف براي شب تاب و درخشش او در تاريکي شب وصف کرده بود، نسبت دهي. حتي آن دلداري بزرگ ترها که مي گفتند خداوند خوبان را زودتر مي برد، در اين مورد کارساز نخواهد بود.
جمال ميرصادقي «داستان هاي شنبه» را منتشر مي کند
جمال ميرصادقي به همراه به پايان رساندن کتاب «زنان داستان نويس نسل سوم»، «داستان هاي شنبه» را منتشر مي کند. «داستان هاي شنبه» داستان هايي از داستان نويسان جوان است که شاگرد کلاس هاي داستان نويسي ميرصادقي بوده اند. اين مجموعه حدود 36 داستان از 23 نويسنده است که ميرصادقي آنها را جمع آوري و تنظيم کرده است و براي چاپ به ناشر خواهد سپرد. به گزارش ايسنا اين نويسنده نگارش «زنان داستان نويس نسل سوم» را که شامل 65 داستان از نويسندگان زن است نيز به پايان رسانده است و به زودي آن را به چاپ خواهد سپرد. همچنين مجموعه هاي داستان «چشم هاي من، خسته»، «شب هاي تماشا و گل زرد» و «مسافرهاي شب» ميرصادقي در کتابي با عنوان «سپيده دمان» از سوي انتشارات نيلوفر منتشر مي شود. او اين سه مجموعه داستان را در سال هاي قبل از انقلاب منتشر و حالا آنها را بازنويسي کرده و به چاپ سپرده است. ديگر کتاب ميرصادقي، «عرق ريزان روح؛ توصيه هايي به نويسندگان جوان» هم از سوي نشر ياد شده منتشر مي شود. رمان «آسمان رنگارنگ» اين نويسنده پيشکسوت نيز توسط نشر اشاره به چاپ مي رسد.
مادر «اوباما» موضوع يک فيلم مستند مي شود
يک فيلم مستند با موضوع زندگي «ستانلي ان دونهم» مادر متوفي باراک اوباما رئيس جمهور امريکا ساخته مي شود. اين فيلم با عنوان کامل «ستا نلي ان دونهم؛ يک روح بخشنده بزرگ» توسط شرکت فيلمسازي «آي ام جي» و شرکت «اسچرودر» به تهيه و توليد مي رسد. بنابر اعلام ياهو موويز، اين فيلم توسط چارلز بورنت خالق آثاري چون «قاتل گوسفندان» کارگرداني خواهد شد. بنا بر اين گزارش، کارولين اسچرودر و گريگ پتاک به عنوان تهيه کننده با اين پروژه همکاري مي کنند. به گزارش ايسنا به گفته خود باراک اوباما، مادرش يکي از تاثيرگذارترين افراد زندگي اش بوده است. اوباما در کودکي همراه مادرش روانه اندونزي مي شود و در حومه شهر «جاکارتا» ساکن مي شوند.
کارگردان فيلم «کلاس» رئيس هيات داوران سن سباستين
کارگردان فرانسوي برنده نخل طلاي کن، رئيس هيات داوران جشنواره فيلم سن سباستين شد. برگزار کنندگان پنجاه وهفتمين جشنواره فيلم سن سباستين روز گذشته اعلام کردند، لوران کانته کارگردان فرانسوي رياست هيات داوران اين رويداد سينمايي را برعهده خواهد داشت. کانته سال گذشته با فيلم «کلاس» پس از دو دهه، نخل طلاي کن را براي سينماي فرانسه به همراه آورد. به گزارش فرانس پرس، ديگر اعضاي هيات داوران جشنواره سن سباستين را سميرا مخملباف از ايران، دانيل خيمنس کاچو از مکزيک، بونگ جون از کره، جان مادن از انگليس، پيلار لوپز دي آيال از اسپانيا و لئورنور سيلوريرا از پرتغال تشکيل مي دهند.
کنگره جهاني «فردوسي» باز هم به تعويق افتاد
کنگره جهاني «فردوسي» که قرار بود امسال در مشهد برگزار شود، باز هم به تعويق افتاد. اين همايش قرار بود به مناسبت هزارمين سال سرايش «شاهنامه» برپا شود. برگزارکننده اصلي همايش نيز سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري خراسان رضوي معرفي شده بود تا همايش را با همکاري انجمن آثار و مفاخر فرهنگي و اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامي خراسان رضوي برگزار کند. اما از برنامه هاي همايش جهاني فردوسي خبري نبود و از چند ماه پيش گفته مي شد به زودي برنامه ها اعلام خواهد شد، که در نهايت، خبر تعويق اين همايش و موکول شدنش به سال آينده از سوي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري خراسان رضوي به انجمن آثار و مفاخر فرهنگي اين استان داده شد. غلامحسين عليپور مسوول دبيرخانه انجمن آثار و مفاخر فرهنگي استان خراسان رضوي در اين باره به ايسنا گفت؛ «از سال 84، انجمن آثار و مفاخر فرهنگي با اداره کل ارشاد خراسان پيگير برگزاري همايش جهاني فردوسي بود اما سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري براي ما که اين همايش را پيگيري مي کرديم، جلسه يي گذاشت که همايش را اين سازمان برگزار مي کند.ولي در نهايت برپايي اين همايش به سال آينده موکول شده است.»
عناوين اين صفحه
ستايش جهاني از فيلمسازان جوان ايراني
مستند «تهران انار ندارد» راهي اسکار مي شود
ناصر تقوايي تنديس شايستگي جشن سيزدهم را مي گيرد
تور کنسرت شمس در امريکا
مجموعه سرودها و تصانيف ملي ايران منتشر مي شود
بزرگداشت جليلي در اسلووني برگزار مي شود
اينجا را دوست دارم
شب تاب و مرغان هوا
جمال ميرصادقي «داستان هاي شنبه» را منتشر مي کند
مادر «اوباما» موضوع يک فيلم مستند مي شود
کارگردان فيلم «کلاس» رئيس هيات داوران سن سباستين
کنگره جهاني «فردوسي» باز هم به تعويق افتاد
پيدا و پنهان

پيدا و پنهان
? سخنگو دوباره سخن گفت؛ شنيديم «عبدالله رمضان زاده» سخنگوي دولت اصلاحات به تازگي در مصاحبه با يکي از روزنامه نگاران در شعبه 1083 دادگاه ويژه کارکنان گفته است هنوز تفهيم اتهام نشده و علت بازداشت نزديک به 80روزه اش را نمي داند. پارلمان نيوز گزارش داد رمضان زاده که روز چهارشنبه 11 شهريور براي آخرين دفاع از خود به دليل شکايت معاونت حقوقي و پارلماني نهاد رياست جمهوري به دادگاه رفته بود، از بي خبري نسبت به وضعيت خانواده اش و اينکه تنها يک مرتبه موفق به ملاقات با آنها شده است، ابراز نارضايتي کرد. او گفته است بازداشتش يک تصفيه حساب سياسي است چراکه در طول بازجويي ها متوجه شده اتهام وي شرکت در تجمعات غيرقانوني و اقدام عليه امنيت ملي است در حالي که او چند ساعت بعد از اعلام نتايج اوليه انتخابات در خيابان سرباز دستگير شد. او گزارش کوتاهي نيز از شرايط زندان و بازجويي هايش ارائه داد.

? گزارش ويژه اکونوميست؛ مجله اکونوميست در يکي از گزارش هاي ويژه خود به فعاليت يک نهاد خاص در اقتصاد ايران پرداخته و نوشته است در چهار سال گذشته سهم فعاليت هاي اين نهاد در حوزه اقتصادي به شدت افزايش يافته است.

? انتقاد از تحليل هاي صدا و سيما؛ سايت نزديک به مشايي از به روز نبودن اخبار و تحليل ها و عقب ماندن بخش هاي خبري صدا و سيما از رسانه هاي مهم دنيا انتقاد کرد.

به گزارش «ايران خبر»نبود تحليل جامع، يکسونگري، پايين بودن سرعت انعکاس، عدم تطبيق اين اخبار با نيازهاي مردم و عدم استفاده از تصاوير اختصاصي را منجر به عقب ماندن صدا و سيما از قافله خبري دنيا دانست.

? انتقال عارف به بند عمومي؛«پيمان عارف» به بند عمومي زندان اوين منتقل شد.

به گزارش خبرنامه اميرکبير، در حالي که پيش از ماه رمضان قرار بود وي پس از دو ماه بازداشت آزاد شود اما حکم 18 ماه حبس تعزيري او مربوط به پرونده قبلي عارف به اجرا درآمد.

? قول وزير کار درباره انجمن صنفي روزنامه نگاران؛ در خبرها آمده است عبدالرضا شيخ الاسلام وزير جديد کار قول مساعد داد وضعيت انجمن صنفي روزنامه نگاران را پيگيري کند و حداکثر انعطاف را در مورد پلمب خانه روزنامه نگاران ايران به خرج دهد.

? پيش بيني صفوي از حرکت بعدي اسرائيل؛ سرلشگر رحيم صفوي فرمانده سابق سپاه پاسداران انقلاب اسلامي پيش بيني کرد اسرائيل تا آخر امسال به دنبال فتنه يي در منطقه خواهد بود تا بتواند شکست هاي خود را جبران کند. وي در گفت وگو با مهر احتمال داد اين فتنه ها در سمت نوار غزه، لبنان يا حتي ايران باشد. وي همچنين حضور امريکايي ها در عراق، خليج فارس، درياي عمان و افغانستان را براي ايران نگران کننده توصيف کرد.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام