حدود دو هفته از سفر ناصر حجازي به اسلواکي مي گذرد. او در اين مدت نقش مدير فني را براي دي استرادا ايفا مي کرد اما به نظر مي رسد رفته رفته وقت آن رسيده تا دست به کار شود و همان طور که انتظار مي رفت به عنوان سرمربي سکان هدايت اين تيم را به دست بگيرد.
خود حجازي در اين مورد مي گويد؛ «دو هفته تمرينات دي استرادا را زير نظر داشتم و به اين نتيجه رسيدم که بازيکنان از نظر بدني آماده نيستند و کمتر از حد استاندارد تمرين مي کنند. ديروز با گارگر سرمربي اتريشي تيم صحبت کردم و قرار شد يکي از دستياران اتريشي او کنار گذاشته شود تا من به اتفاق گارگر تمرينات و مسائل فني را زير نظر داشته باشيم.»
دي استرادا پس از اضافه شدن ناصر حجازي به کادر فني يک پيروزي يک بر صفر و دو باخت دو بر صفر را تجربه کرده است. حجازي در مورد نتايج اين تيم مي گويد؛ «به هر حال قرار شده چنانچه از هفته آينده نتايج مطلوبي کسب نکنيم شخصاً جوابگوي مديران باشگاه باشم. با اختياراتي که باشگاه به من داده از اين هفته تقريباً سرمربي دي استرادا هستم. دي استرادا فصل پيش به مقام نهم رسيده و اگر موفق شوم تا پايان فصل اين تيم را بين پنج تيم اول قرار دهم به موفقيت بزرگي رسيده ام. مطمئن باشيد اينجا حقم را مي گيرم.» اما دوري از ايران هم موجب نشده است چهره هميشه ناراضي فوتبال ذره يي در طرح انتقادات صريح و بي پرده اش تجديد نظر کند؛ «سال هاي سال حق من را پايمال کردند و ديگر زور من به آنها نمي رسيد. به همين دليل تصميم گرفتم آينده مربيگري ام را در فوتبال اروپا جست وجو کنم. قبل از آمدن به اسلواکي مي توانستم مدير فني استقلال اهواز شوم و پول خوبي بگيرم اما در شأن من نبود که به عنوان مدير فني 150 ميليون بگيرم در حالي که بازيکنان اين تيم 270 ميليون مي گرفتند. علاوه بر اين دوست داشتم کار کنم و دکور نباشم.»
ناصر حجازي درباره شکست سنگين تيم ملي مقابل بحرين نيز مي گويد؛ «به دليل مشغله يي که داشتم فقط نيمه دوم بازي را ديدم. به نظر من نتيجه بازي مي توانست باخت هشت بر دو باشد. متاسفم که فوتبال ملي ايران روزهاي نزاري را تجربه مي کند. باخت به تيم نصفه و نيمه بحرين بيانگر کيفيت بغرنج فوتبال ايران است.»
رفتن علي آبادي و انتخاب سعيدلو به عنوان رئيس جديد سازمان تربيت بدني موضوع ديگري است که حجازي به آن اشاره مي کند؛ «من ديگر از آن فضا بيرون آمده ام و شايد برايم فرقي نداشته باشد که مثلاً چه کسي رئيس سازمان ورزش ايران مي شود. تجربه من در همه اين سال ها مي گويد چيزي عوض نمي شود و در همچنان بر همان پاشنه قديمي مي چرخد.»
حجازي در ادامه با لحني تندتر و البته با همان صراحت لهجه هميشگي مي گويد؛ «اشکالات زيادي به دستگاه ورزش ايران وارد است. تصور مي کنم حتي مردم کوچه و بازار هم در ايران مي دانند منشاء مشکلات ورزش و فوتبال ايران کجاست. به هر حال ترجيح مي دهم در مقطع فعلي که موقعيت تازه يي را در اروپا تجربه مي کنم، از اين بيشتر انتقاد نکنم. خدا را چه ديديد، شايد همان کساني که مانع کار کردن من در فوتبال ايران بودند، مانع کار کردن من در دي استرادا شوند.»
به عقيده حجازي نبايد در درازمدت هم اميدي به بهبود شرايط داشت؛ «قبل از اينکه به اسلواکي بيايم به دوستانم گفتم فوتبال ايران ديگر قدرت اول آسيا نيست و چه بسا در آينده در رديف کشورهايي مثل بنگلادش، افغانستان و مالديو قرار بگيرد زيرا سال هاست که زنگ خطر را جدي نگرفته اند.» ناصر حجازي با مقايسه شرايط فوتبال ايران با فضاي امکانات فوتبال اسلواکي مي گويد؛ «دي استرادا تيم آنچنان مطرح و بزرگي در فوتبال اسلواکي به شمار نمي رود اما سه زمين تمرين استاندارد دارد. امکانات اينجا با فوتبال ايران قابل مقايسه نيست. برخلاف فوتبال ايران که شرايط کار خيلي سخت است و مديرعامل هاي غيرورزشي حتي در ترکيب تيم ها دخالت مي کنند، اينجا آرامش کامل برقرار است.»