پنج شنبه، 12 شهريور 1388 - شماره 2043
   
 
صفحه نخست :: ضميمه روزانه :: سياست
استعفايي که پذيرفتني نيست

سروش فرهاديان / soroushfarhadian@yahoo.com

اگر بخواهيم از يک پديده شگفت آور در زمان بررسي کابينه احمدي نژاد در صحن مجلس نام ببريم مخالفت سه نماينده سرشناس جريان اصولگرايي با کابينه او در صحن مجلس گزينه مناسبي است.

رسم معمول براين است که وقتي اجزاي تشکيل دهنده يک جريان سياسي براي پيروزي در يک انتخابات - مثلاً رياست جمهوري - تلاش مي کنند، در استقرار، تشکيل و ادامه کار دولت برآمده از آن پيروزي سهيم باشند و البته نسبت به خروجي آن دولت هم پاسخگو.

در کشور ما هم قاعدتاً بايد اين گونه باشد؛ يعني نمي توان پذيرفت که تعدادي از احزاب، گروه ها و افراد شناخته شده يک جريان سياسي براي پيروزي نماينده يکي از گروه هاي آن جريان در انتخابات رياست جمهوري دهم تلاش کرده باشند يا دست کم عضوي از جريان تلاش کننده باشند و بعد از انتخابات رياست جمهوري و در حالي که هنوز کابينه يي تشکيل نشده است برائت خود را از خروجي دولت احتمالي اعلام کنند.

نمي توان پذيرفت اين اعلام برائت به دليل آن است که سهم آنان داده نشده است و مخالفت ها فقط براي سهم خواهي درون جرياني است. آن هم درحالي که کانديداي جريان سياسي شان با آن مشقت و در ميان علني ترين اعتراض هاي جريان رقيب و بخشي از مردم به عنوان پيروز انتخابات رياست جمهوري دهم اعلام شده است.

فرض را اگر هم بر اين بگيريم که فقط به دليل سهم ندادن فرد پيروز به بخشي از جرياني که عضو آن است اين اعلام برائت سياسي صورت گرفته بايد نتيجه گرفت اين جريان خيلي ضعيف است که بدون واکندن سنگ هاي خود با کانديداي ديروز انتخابات رياست جمهوري از او در زمان تبليغات و حتي قبل تر حمايت کرده است.

يک جريان سياسي که با چينش ترکيب کابينه توسط کانديداي ديروز خود که امروز نماينده پيروز انتخابات رياست جمهوري لقب گرفته مخالفت مي کند و نظرات او را در مورد کارآمدي وزيران پيشنهادي نمي پذيرد نبايد انتظار داشته باشد مردم از اين پس آنان را به عنوان افراد و احزاب و شخصيت هاي قابل اطميناني که مي توان به پيشنهادات شان براي اعطاي سکان مديريت قوه اجرايي کشور يا قوه مقننه و... اعتماد کرد بپذيرند؛ مگر آنکه ميزان مقبوليت اجتماعي و باورپذيري مردم نسبت به رفتاري که انجام مي دهند براي شان مهم نباشد و پيشرفت سياسي را از راهي به جز راه مقبوليت در نزد مردم طي کنند.

به هر حال اگر اصولگرايان سرشناس از«اعلام نام» وزراي پيشنهادي از طريق صدا و سيما و نه ارسال يک نامه به رسم معمول براي مجلس دلخورند، اگر از «مشورت» نکردن احمدي نژاد با نمايندگان اصولگراي مجلس براي ترکيب کابينه پيشنهادي ناراحت هستند، اگر از «ترکيب کابينه» معرفي شده «شگفت زده»اند، اگر از نحو دفاع تکراري احمدي نژاد از وزراي پيشنهاد شده خسته شده اند، اگر از ورود احمدي نژاد به صحن مجلس با محافظانش ناراحتند، اگر نسبت به «کارآمدي» وزراي احمدي نژاد شک دارند، اگر از برکناري تعدادي از وزراي دولت نهم در هشت روز مانده به پايان کار دولت همچنان بهت زده اند، اگر از پيشنهاد تنها يک وزير که در کابينه قبلي به صورت کامل حضور داشته «متعجب» اند، اگر از معرفي 16 نفر «بدون داشتن سابقه» يي در وزارتخانه پيشنهادي ناراحتند، اگر از معرفي 11 نفر بدون داشتن «هيچ تجربه يي» نسبت به وزارتخانه خشمگين اند، اگر به معرفي تنها چهار وزير پيشنهادي که بخشي از دولت نهم را همراه احمدي نژاد بوده اند انتقاد دارند، اگر خروجي بعضي از وزراي پيشنهادي را تنها «اطاعت صرف» از احمدي نژاد پيش بيني مي کنند، اگر پيشنهاد يک نفر براي چند وزارتخانه را از «اعجاب» هاي دولت احمدي نژاد مي دانند... بايد گفت هيچ يک از اين موارد سهمي از پاسخگو بودن آنان در قبال دولت جديد اصولگرايان کم نمي کند.

اينکه باهنر، توکلي و مطهري که اولي نايب رئيس و شايد متنفذترين اصولگراي مجلس و دومي هم رئيس مرکز پژوهش هاي مجلس است به عنوان سه نفر از پنج مخالف کابينه که مجال صحبت يافته اند پشت تريبون حاضر مي شوند تا به نوعي استعفاي خود در حمايت از احمدي نژاد را در همين ابتداي کار اعلام کنند، پذيرفته نيست چرا که احمدي نژاد از دل جريان سياسي بيرون آمده که آنان از سردمدارانش شناخته مي شوند.

اگر از رفتارهاي احمدي نژاد متعجب شده اند بايد بدانند جامعه از رفتار آنان متعجب تراست؛ تعجب حمايت از فردي براي رساندن خود از يک هزار پيچ به صندلي رياست جمهوري و نپذيرفتن حداقلي از تصميماتش.

نه آقايان محترم استعفاي تلويحي شما پذيرفتني نيست؛ بايد پاسخگو باشيد.

حميدرضا ترقي؛ محافظه کار - عضو شوراي مرکزي حزب موتلفه
موسوي بايد اعتراف کند
صبا شعردوست

- اگر آقاي موسوي بخواهد اعتراف کند، بايد به چه چيزهايي اعتراف کند؟

فکر نمي کنم چيزي براي اجبار به اعتراف وجود داشته باشد اما در درجه اول محاکم قضايي بايد به محاکمه و بررسي اتهامات کساني که با ايشان و ستادشان در ارتباط بودند، بپردازد سپس شخص آقاي موسوي بايد نسبت خود را با موضوعاتي که متهمان مطرح کردند، مشخص کند. بايد بگويند آيا از طراحي قبلي کودتاي نرم اطلاع داشته اند يا خير؟ به ارتباط ستادشان با بيگانگان (کشورهاي خارجي) صحه مي گذارند يا خير؟ در نهايت اينکه ايشان بايد جوابگوي بحث تقلب در انتخابات باشند.

- به نظر شما چرا بايد آقاي موسوي به اين چيزها اعتراف کند؟

به هر حال روند دادگاه هاي اخير به سمتي است که نشان مي دهد در ستاد انتخاباتي ايشان تحرکاتي براي شروع انقلاب نرم با حمايت خارجي ها رخ داده است. اگر اصل اين مطلب و درستي آن روشن شود، مسلماً جرم محسوب مي شود. هر فردي هم که مرتکب جرمي مي شود بايد به جرمش اعتراف کند.

- اعتراف کردن آقاي موسوي به درد چه کساني مي خورد؟

کلاً اعتراف براي شفاف سازي صورت مي گيرد. بايد در جامعه رفع ابهام شود و کساني هم که اين انقلاب نرم را پيگيري مي کردند و در جامعه اغتشاش ايجاد کردند براساس موضع گيري هايي دست به اين کار زده اند. عده يي از مردم نيز فکر مي کردند اين مسائل به نفع کشور است. اما اگر همه مسائل روشن شود و شفاف سازي براي مردم صورت گيرد، مسلماً تمام افرادي که دست به اين گونه اقدامات زده اند متوجه اشتباهات خود مي شوند. مساله ديگر اينکه روشن مي شود مسبب جهت دهي به اتفاقات اخير و ايجاد اغتشاش در کشور از خارج از کشور بوده. روشن شدن اينکه اين خط مشي ها از بيگانگان به داخل کشور راه پيدا کرده است، بسيار به اذهان عمومي کمک مي کند. اين اعترافات بيشتر از آنچه به ذهن خطور کند، به درد مردم مي خورد چرا که باعث شفاف سازي در اذهان عمومي مي شود و مردم مي توانند قضاوت درستي داشته باشند.

- آقاي موسوي هم اعتراف کند، خب که چي؟

حقيقت اين است که ما بايد ببينيم الان در کشور چه پيش آمده. حماسه عظيم انتخابات در اذهان مورد ترديد قرار گرفته. انتخاباتي که با مشارکت عظيم مردم صورت گرفته و به عنوان برگ زريني در تاريخ ايران ماندگار است، با اقدامات غلطي که ناشي از تحليل هاي نادرست و توهماتي بوده که در ستاد آقاي موسوي شکل گرفته، علامت سوالي را براي همگان ايجاد کرده است. با اين اعترافات اين علامت سوال ها برداشته مي شود. يکي از راه هاي برداشتن اين علامت سوال ها اين است که افرادي که اين توهمات و ترديدها را ايجاد کردند، اعتراف کنند و بگويند اشتباه کردند تا مقداري از اين خساراتي که به نظام زده اند، جبران شود. البته نظام بايد مدت ها زحمت بکشد تا اين خسارات را جبران کند.
ذره بين
بازار شايعه داغ تر از هميشه

مسعود رفيعي طالقاني / Mnass.rafi@Gmail.com

گرچه قرار نيست بگوييم شايعه پراکني در هيچ جاي دنيا وجود ندارد و ديده نمي شود اما اين روزها تقريباً مي توان گفت سبک شايعه سازي و تهمت و افترا در برخي از رسانه هاي داخلي، سبکي جالب توجه و البته کاملاً برنامه ريزي شده است. جالب توجه از آن رو که دست کم تا به حال در تاريخ رسانه هاي مورد اشاره وجود نداشته و برنامه ريزي شده از آن بابت که به آساني مي توان فهميد شايعه سازان از طرح شايعه خود چه اهدافي را دنبال مي کنند، گرچه هدف غايي آنان تخريب شخصيت هاي موجه و آزمون پس داده کشور است. در روزهايي که روزهاي حمله به جبهه اصلاحات است و هيچ کسي از هيچ کاري فروگذار نمي کند تا شخصيت هاي اصلاح طلب را درهم بکوبد برخي رسانه هاي اصولگرا نيز خود را تماماً وقف اين موضوع کرده اند. خط مي گيرند و خط مي دهند و خود منبع موضع گيري مي شوند. اين رسم ناپسند البته مدت هاي مديدي است که وجود دارد اما روزهاي پيش و پس از انتخابات دهم رياست جمهوري رنگ و بوي تازه يي يافت. پيش از انتخابات در مسير تخريب کانديداها و ياران نزديک آنها و پس از آن در جهت تخريب کساني که حالا ديگر از سوي مراجع رسمي هم متهم شده اند. پس تنها طرح شايعه يي کافي است که موضوعات تازه يي نيز در موارد اتهامي مطرح شود يا دست کم ابزاري براي تخريب بيشتر آنان به دست دهد. جالب آنکه اين عمل ناپسند در رسانه هايي رخ مي دهد که گردانندگان آنها داعيه عمل به مفاهيم و مضامين اصيل اسلامي دارند و هم نيک مي دانند اسلام هيچ تهمتي را به هيچ فردي برنمي تابد و شديداً آن را مذموم مي داند. بازار شايعه اين روزها داغ است؛ خيلي داغ اما تنها به ذکر دو نمونه از آنها در ايام پس از انتخابات بسنده مي کنم تا خوانندگان خود حديث مفصل از مجمل اين نوشتار بخوانند. چند روز پس از دستگيري محمد قوچاني روزنامه نگار و سردبير کاربلد روزنامه توقيف شده اعتماد ملي بود که يکي از روزنامه هاي نزديک به دولت پيش از آنکه هيچ مرجع رسمي قضايي درباره اتهام وي اظهارنظري کند، در خبري آورد قوچاني چند ماه پيش از انتخابات براي آموزش دوره «انقلاب مخملي» به کشورهاي حاشيه خليج فارس سفر کرده است. روز بعد از آن بود که مريم باقي همسر قوچاني اين موضوع را شديداً تکذيب کرد و در اثبات سخن خود گفت؛ قوچاني اصلاً گذرنامه ندارد. رسانه نزديک به دولت فرداي آن روز که ديد شايعه سازي اش تکذيب شده شايعه ديگري را از دل شايعه نخست بيرون آورد و خطاب به مقامات نظام وظيفه ناجا نوشت قوچاني چون به خدمت سربازي نرفته است گذرنامه ندارد و کساني از تيم او هم اينچنين هستند، پس لازم است همه آنان دستگير و به خدمت سربازي اعزام شوند. مورد ديگر شايعه يي مربوط به رئيس دولت اصلاحات است. باز هم رسانه هاي نزديک به دولت که در ايام پس از انتخابات گويي حياتي مجدداً گرفته اند در خبري آوردند سيدمحمد خاتمي در سفري به ايالات متحده به بنياد سوروس و ديدار با مسوولان آن بنياد رفته است. اين شايعه نيز به سرعت تکذيب شد. رسانه مورد اشاره فرداي آن روز و زماني که ديد اين خبر هم تکذيب شده، نوشت خب حالا که خاتمي به ديدار آنها نرفته، آنها به ايران و به ديدار رئيس جمهور وقت آمده اند. جالب اينجاست که شايعه سازان از هيچ چيز ابايي ندارند و هرچه مي خواهند مي گويند و هر کاري که مي خواهند انجام مي دهند فارغ از آنکه اراده يي باشد تا آنچنان که با رسانه هاي اصلاح طلب برخورد مي کند با آنان نيز برخورد جدي داشته باشد يا دست کم تذکري به آ نها بدهد که دست از رويه ناسالم شايعه سازي بشويند و چنانچه تحليلي راجع به شرايط کشور دارند ارائه کنند. فضاي تخريب همواره نتايج معکوس به بار آورده است و هيچ کس از افترا بستن به کسي نتيجه مطلوب نديده است. آيا رسانه هاي نزديک به دولتي که رئيس آن همواره خود را کسي مي داند که به کار خود مشغول است و به کسي پشت سر چيزي نگفته، بايد چنين کنند؟ گرچه مردم همه مناظره هاي پيش از انتخابات را خوب به خاطر دارند که چه شد و چه سخناني طرح شد. شايد واقعاً بهتر باشد اصلاح طلبان اين روزها آنفلوآنزاي خوکي را نيز گردن بگيرند که خيال همه راحت شود،

وقف دانشگاه آزاد در گفت وگو با کريم زارع
دانشگاه آزاد کشتي نوح شد

امين علم الهدي

چهارشنبه اعلام شد کليه دارايي هاي منقول و غيرمنقول دانشگاه آزاد اسلامي به وقف درآمده است. بر اساس بيانيه هيات موسس اين دانشگاه 357 واحد دانشگاهي و مرکز آموزشي در داخل کشور و واحدهاي برون مرزي دانشگاه آزاد در لبنان، امارات، انگلستان، تانزانيا و ارمنستان و ساير مستملکات دانشگاه شامل وقف شده است. همچنين براي اين دانشگاه هيات موسس جديدي انتخاب شده است که بر اين نهاد عظيم علمي و فرهنگي نظارت خواهند کرد. اعضاي هيات موسس جديد عبارتند از؛ 1- آيت الله اکبر هاشمي رفسنجاني 2- دکتر عبدالله جاسبي 3- مهندس ميرحسين موسوي4- آيت الله عبدالکريم موسوي اردبيلي 5- حجت الاسلام والمسلمين سيدحسن خميني 6- دکتر ابراهيم حسن حبيبي 7- حجت الاسلام والمسلمين دکتر محسن قمي 8- دکتر علي اکبر ولايتي 9- دکتر حميد ميرزاده.

کريم زارع عضو هيات امناي دانشگاه آزاد اسلامي و معاونت هاي آموزشي، پژوهشي و در حال حاضر بين الملل دانشگاه آزاد اسلامي درباره وقف دانشگاه آزاد مي گويد؛ «بعد از وقف دانشگاه آزاد، آزادتر شده است.» به گفته وي اجازه اين طرح را آيت الله هاشمي رفسنجاني از مقام رهبري گرفته است و طرح اين بحث در اين زمان نيز از جانب وي بوده اين در صورتي است که سال هاست طرح وقف دانشگاه آزاد وجود دارد. وي در مورد اينکه فشارها در تثبيت اين طرح تاثير داشته يا نه، مي گويد؛ «نمي توان کاملاً نقش فشارها را در تسريع تثبيت طرح ناديده گرفت.» زارع در مجامع رسمي به عنوان دست راست جاسبي رياست دانشگاه آزاد اسلامي شناخته مي شود. وي در مورد فشار براي تغيير در هيات موسس جديد به خصوص با توجه به حضور مهندس ميرحسين موسوي مي گويد؛ بر اساس قانون نمي توان در اين هيات دست برد.

---

-اموال دانشگاه آزاد چرا وقف شد و اين مساله از چه زماني مطرح شد؟


دانشگاه آزاد اسلامي با مبلغ يک ميليون تومان از طرف امام خميني به عنوان شرکت تاسيس شد و بعدها به عنوان يک نهاد فرهنگي عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي شد. در همان زمان نيز اموال دانشگاه آزاد در اختيار هيچ فردي نبود به همين دليل همه افراد عضو هيات موسس در فکر وقف اموال دانشگاه آزاد بودند. اعضاي هيات موسس مي خواستند کار اين نهاد ادامه داشته باشد بنابراين در هيات موسس اين مساله مطرح شد و در هيات امنا نيز مطرح شد و اعضاي هر دو هيات موافق اين طرح بودند بنابراين روز چهارشنبه اين طرح به ثبت رسيد البته اين طرح با اجازه مقام معظم رهبري به ثبت رسيد. اين کار بسيار بزرگي است هم در جهت وقف و هم در جهت اعتماد سازي و شفاف سازي دانشگاه آزاد. همان سخن امام راحل در سال 64 که گفتند کاري کنيد که نياز نباشد عزيزان ما به خارج بروند. قبل از اين نيز مردم بسياري به دانشگاه آزاد کمک کرده اند. پس از اين با توجه به وقف بودن دانشگاه اين کمک ها بيشتر نيز خواهد شد چرا که نوع نگاه مردم به وقف بسيار مثبت است. ما بزرگ ترين دانشگاه خصوصي جهان هستيم و اميدواريم با اين روند در سال 1404 بهترين دانشگاه کيفي نيز باشيم. به عنوان کسي که اولين دانشگاه آزاد اسلامي را در مصلاي تبريز شروع کردم از اين اتفاق بسيار خوشحال هستم.

-مطرح کننده اصلي اين پيشنهاد در اين زمان چه کسي بوده است؟

رئيس هيات موسس که جناب آقاي هاشمي هستند اين مساله را مطرح کرده اند که به تصويب شوراي موسس رسيد البته دکتر جاسبي نيز در اين زمينه کارهاي بسياري انجام دادند و علاقه مند بودند دانشگاه بتواند در اين مسير پيش برود البته تمام اعضاي هيات موسس به اين نتيجه رسيده بودند که بايد دانشگاه آزاد اسلامي در مسيري قرار بگيرد که هميشه وجود داشته باشد. خود من نيز که از ابتدا در دانشگاه آزاد اسلامي بوده ام از اين اتفاق بسيار خوشحال شدم.

-اين طرح ارتباطي با فشارهايي که در چهار سال گذشته بر دانشگاه آزاد وارد شده است، دارد؟

من چنين فکري نمي کنم چرا که اين طرح سال هاست مطرح است.

-اما در اين دوره به ثبت رسيد؟

نمي خواهم وارد اين مساله شوم اما شايد اين فشارها ثبت طرح را تسريع داده باشد و در روند زمان به سرعت بيشتري پيش رفته باشد اما آنچه مسلم است اصل طرح سال هاست که وجود دارد و ارتباطي به فشارهاي موجود ندارد.

-براي تغيير هيات توليت روي دانشگاه آزاد فشاري وجود دارد؟

اين هيات همان هيات موسسي است که با نظر امام خميني و آقاي هاشمي به ثبت رسيده است. طبق قانون و اساسنامه دانشگاه کسي نمي تواند اين هيات را تغيير دهد جز با راي خود هيات موسس.

-در حال حاضر چه ارگان هايي بر دانشگاه آزاد نظارت دارند؟

در حال حاضر تمام امور نظارت بر دانشگاه برعهده هيات موسس و بعد از آن هيات امناست. در استان هاي مختلف نيز اين هيات امنا تاسيس مي شود که در حال حاضر در چند استان هيات امنا تاسيس شده است. البته با وزارت علوم در تعامل هستيم.

-تعامل دانشگاه آزاد با شوراي عالي انقلاب فرهنگي و دولت بعد از وقف دانشگاه چگونه شده است؟

امروز نيز شوراي عالي انقلاب فرهنگي روي عملکرد دانشگاه نظارت دارد و از منظر محتوايي در مورد دانشگاه نظر مي دهد و مطمئناً وقف دانشگاه براي استقلال از شوراي عالي انقلاب فرهنگي نبوده است. البته در مواردي بعد از وقف دست دانشگاه و مديريت آن بيشتر باز شده است.

-منظور من اين نبود که وقف دانشگاه صرفاً براي استقلال از شوراي عالي انقلاب فرهنگي بوده است بلکه به نظر مي رسد بعد از وقف به صورت طبيعي اين استقلال بيشتر شده.

خب اين مساله طبيعي است اما دانشگاه آزاد از ابتدا نيز استقلال داشته است به اين معنا که هرگونه تغيير در اساسنامه دانشگاه يا تغيير رويکرد آن وابسته به تصويب هيات موسس است و بعد از آن تصويب شوراي عالي انقلاب فرهنگي. در حال حاضر با توجه به وقف شدن دانشگاه آزاد در بسياري از موارد و اتفاقات در دانشگاه آزاد تسريع بيشتري را شاهد خواهيم بود.

-به نظر شما با توجه به اجازه مقام رهبري در مورد وقف شدن دانشگاه آزاد از فشارهاي موجود بر دانشگاه کم خواهد شد؟

شما از لغت فشار استفاده مي کنيد اما از ديد من با توجه به گذشته دانشگاه آزاد و نوع رويکرد آن اين موضوع مشکلاتي را که بر سر راه آن ايجاد شده يا ايجاد کرده اند حل مي کند و در راه توسعه دانشگاه و بالا بردن سطح علمي هر چه بيشتر آن تلاش خواهد کرد.

-در هر حال اين مشکلات کمتر نيز خواهد شد.

وقف دانشگاه حرکتي است که در راه آن تسريع بيشتري ايجاد کرده و به طور طبيعي نيز از مشکلات آن هم کم خواهد کرد.

-يکي از همين مشکلات و فشارها براي تغيير رئيس دانشگاه بوده است. آقاي جاسبي سر کار خود خواهد ماند؟

تا آنجايي که من اطلاع دارم آقاي جاسبي همچنان با قدرت به کار خود ادامه خواهند يافت.

-نظر کلي هيات موسس چه بوده، آيا تمام اعضاي هيات موافق اين طرح بوده اند؟

بله تا آنجايي که من اطلاع دارم تمام اعضاي هيات موسس با اين طرح موافق بوده اند.

- نظر مقام معظم رهبري قبل از تصويب در هيات موسس گرفته شده است يا قبل از آن؟

نه، نظر مقام معظم رهبري قبل از تصويب گرفته شده بود.

-آقاي هاشمي اين اجازه را از ايشان گرفتند؟

بله، جناب آقاي هاشمي از مقام معظم رهبري قبل از طرح بحث در هيات موسس اجازه وقف دانشگاه آزاد را گرفته بودند.

-دانشگاه آزاد براي بالا بردن سطح علمي دانشگاه مي تواند برنامه هايي برخلاف برنامه هاي معمول دولتي به کار بگيرد؟

در هيات موسس دانشگاه آزاد يا وزير علوم يا نماينده ايشان در جلسات حضور پيدا مي کردند و به صورت معمول نظر وزارت علوم نيز در طرح هاي دانشگاه آزاد مطرح بوده است. دانشگاه آزاد در تمام موارد با هماهنگي وزارت علوم به فعاليت مي پردازد.

-اما به نظر مي رسد استقلال دانشگاه آزاد بعد از وقف بيشتر از دانشگاه هاي دولتي شده است.

بله اين مساله مطرح است اما به سود دانشگاه آزاد است که در بيشتر موارد با وزارت علوم هماهنگي داشته باشد.

-اما به عنوان مثال در مورد استفاده از استاداني که به اجبار در دانشگاه هاي سراسري بازنشسته شده اند در دانشگاه هاي آزاد اين جدايي آشکار شد.

بر اساس اساسنامه دانشگاه آزاد استاداني که در دانشگاه هاي سراسري بازنشسته مي شوند در دانشگاه آزاد در صورت تمايل دعوت به همکاري مي شوند اما در کل سياست دانشگاه آزاد استفاده از استادان مجرب با ديدي تمام علمي به دور از حواشي وجود دارد. اين مساله خود استقلال بيشتر دانشگاه آزاد نسبت به دانشگاه هاي سراسري است. اين مساله هم براي کشور خوب است هم براي استادان و هم براي دانشگاه آزاد اسلامي.

-وقف دانشگاه آزاد در تسريع کار دانشگاه سرعت بيشتري پديد آورده. اگر بخواهيد امروز دانشگاه آزاد اسلامي را تشبيه کنيد چه مي گوييد؟

دانشگاه امروز به کشتي نوح تبديل شده است به اين معنا که هر کسي در اين کشتي نوح است به سلامت به مقصد مي رسد. اين دانشگاه با مشکلات بسياري روبه رو شده و از تمام اين مشکلات به سلامت گذشته است. از اينکه دانشگاه آزاد با آزادي بيشتري مي تواند به مسير خود ادامه پيدا کند بسيار خوشحال هستم.

-پس از ديد شما دانشگاه آزاد، آزاد شده است.

بله. اين دانشگاه جايي است براي تمام ايرانيان؛ چه آناني که بيرون از کشور هستند و چه آناني که در ايران زندگي مي کنند.

عناوين اين صفحه
استعفايي که پذيرفتني نيست
موسوي بايد اعتراف کند
بازار شايعه داغ تر از هميشه
دانشگاه آزاد کشتي نوح شد

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام