پنج شنبه، 12 شهريور 1388 - شماره 2043
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه آخر
انتقاد عسگرپور از نگاه امنيتي حاکم بر فرهنگ
عمده انتصابات در عرصه فرهنگ و هنر امنيتي بوده است


گروه فرهنگي؛محمدمهدي عسگرپور کارگردان و مديرعامل فعلي خانه سينما، درباره سياست زدگي در عرصه فرهنگ سخن گفت و واژه سياست زدگي را نوعي تسامح دانست که اهالي فرهنگ براي فرار از نگاه امنيتي به کار مي برند. او در روزهاي بعد از انتخابات به خاطر سکوت خانه سينما از سوي همکارانش که با سياست هاي دولت همسو هستند بارها مورد انتقاد قرار گرفت. جدال قلمي او با دبير هيات اسلامي هنرمندان عليرضا سجادپور خبر اول بسياري از روزنامه ها بود. او انتقادات سلحشور درباره خانه سينما را نيز بي پاسخ نگذاشت و از او به دادگاه شکايت کرد. شايد همه اين جدل ها که به خاطر گرايش هاي سياسي اتفاق افتاد باعث شد عسگرپور درباره رابطه سياست و فرهنگ و هنر سخن بگويد.

عسگرپور درباره دلايل اينکه رابطه بين سياست و فرهنگ و هنر، به جاي يک رابطه منطقي و حمايتگر، به نگاهي از بالا و سياست زده در عرصه فرهنگ و هنر تبديل شده است، مي گويد؛ «من فکر مي کنم ما به تسامح از واژه سياست زدگي استفاده مي کنيم. شايد به خاطر اينکه سياست را در تقابل و تضاد با فرهنگ تعريف مي کنيم و فکر مي کنيم وقتي سياست وجه غالب تصميم گيري هاي فرهنگي مي شود آن موقع امکان دارد که تصميمات ما خيلي فرهنگي نباشد.» مديرعامل خانه سينما در ادامه مي گويد؛ «آنچه ما در اينجا با آن مواجه هستيم که به جرات مي توان گفت ريشه هايش مربوط به چهار سال گذشته نيست، ورود يک نوع نگاه امنيتي به حوزه فرهنگ و هنر است.. نگاه امنيتي در حوزه فرهنگ هميشه يک اشکال بزرگ ايجاد مي کند و در کشور ما هم اين موضوع به وفور اتفاق مي افتد. که ما براي حل مسائل مختلف خود که مي تواند خيلي جزيي و پيش پاافتاده و حتي خيلي بزرگ مثل شبيخون فرهنگي باشد، با آن مواجهيم.» به گزارش ايسنا عسگرپور معتقد است هميشه نگاه امنيتي پاسخ هاي امنيتي و دم دستي به معادلات فرهنگي داده است. او در اين باره مثال مي زند؛ «خيلي ساده است.وقتي که به شما مي گويند، تعدادي مخالف شما در حال حاضر پشت در ايستاده اند، ساده ترين پاسخ اين است که زنگ بزنيد پليس اينها را ببرد. و اين يعني نگاه امنيتي که تبعات اش هم برايتان شايد مهم نباشد چرا که با آن نگاه امنيتي محاسبه مي کنيد و مي گوييد سر و صداها بعد از چند روز مي خوابد و اين چند نفر هم مي روند و متوجه مي شوند که اشتباه کرده اند و سر فرصت ان شاءالله توضيح مي دهيم که اشتباه شان چه بوده است. اما نگاه فرهنگي اين را نمي گويد و مي گويد که من بايد بر اساس جهان بيني خودم که مثلاً ملهم از يک جريان ديني و اخلاقي است، مي خواهم آموزه هاي دين را در قالب هاي مختلف نظير فيلم به يک نوعي معرفي و القا کنم.» کارگردان قدمگاه با بيان اينکه مشکل ما فقط سياست زدگي در عرصه فرهنگ نيست، گفت؛ «مشکل اصلي ما آن نگاه امنيتي است که در عرصه فرهنگ و هنر ما حاکم شده است. منظور از نگاه امنيتي هم آن بخشي که بايد حضور داشته باشد نيست (چراکه در قالب يک حکومت هميشه بايد در يک جاهايي نگاه امنيتي وجود داشته باشد تا حکومت جود داشته باشد و اصلاً فرهنگ بتواند در آن کشور حضور داشته باشد) اما وقتي که اين نگاه در مقوله تصميم گيري قرار مي گيرد يا شما بخواهيد سوالات فرهنگي خود را با نگاهي امنيتي پاسخ دهيد، مي شود همين اتفاقي که طي اين سال ها رخ داده است و آن هم خيلي ساده است به طوري که بايد يکسري جاها تعطيل شود و به دليل اينکه سياست مشخصي هم نداريد، لابي کردن اتفاق مي افتد. بنابراين برايتان باورنکردني مي شود که در يک جايي که فکر مي کنيد، درها روي مثلاً بدحجابي بسته است اتفاقاً باز مي شود به دليل اينکه اين نگاه امنيتي است و نگاه فرهنگي نيست که بتواند تداوم داشته باشد. »

مديرعامل خانه سينما معتقد است نگاه امنيتي در انتصاب ها هم وجود دارد؛ «حتي در انتصابات هم نگاه کنيم متوجه مي شويم که عمده انتصابات در عرصه فرهنگ و هنر امنيتي بوده است. اگر بخواهيم براي يکبار هم که شده تعارف را کنار بگذاريم، بحث بسيار روشن خواهد بود. ما در کشورمان چند ارگان فرهنگي داريم و براي يکبار هم شده از اين زاويه نگاه کنيم که چه کساني منصوب شده اند و چقدر نگاه امنيتي به موضوعات فرهنگي داشته اند. بخش عمده يي از دوستاني که ما در چند سال اخير ديده ايم از حوزه هاي نظامي و امنيتي وارد حوزه فرهنگ شده اند و وقتي هم اين موضوع را به آنها مي گوييم ناراحت مي شوند و احساس مي کنند دارد به آنها توهين مي شود. در حالي که اين موضوع اصلاً توهين نيست و ممکن است پارادايم ذهني من براي حوزه نظامي ساخته شده باشد و در حوزه نظامي به دليل ريشه هاي فرهنگي آدم بسيار موفقي باشم اما اين ديگر به اين معنا نيست که من وزير ارشاد يا حتي رئيس صدا و سيماي موفقي باشم، اين به اين معنا نيست که من بتوانم مسووليت يک جريان فرهنگي را بر عهده بگيريم و وجه امنيتي من باعث اعتماد بيشتري به من بشود.» او در ادامه مي گويد؛ «اين موضوع به نظر من يک پديده است که همه ما پذيرفته ايم و خيلي هم خارج از اين قاعده به عقل و منطق نمي خورد. براي شما حتماً خيلي عجيب خواهد بود که يکي از هنرمندان که مديريت هم بلد است وزير ارشاد خواهد شد به دليل اينکه اصلاً به اين قبيل مسائل عادت نکرده ايم اما اگر به شما بگويند فلان فرد امنيتي وزير ارشاد خواهد شد، اصلاً تعجب نخواهيد کرد. ما حتي در هنرمندانمان هم کساني که سال ها بوده اند ممکن است کار نظامي نکرده باشند، اما پارادايم ذهني آنها بر اساس همان نگاه امنيتي است و اگر پاي صحبت شان هم بنشينيد به جاي اينکه بخواهند درخصوص فيلم شان صحبت کنند، علاقه مند به صحبت در مورد انرژي هسته يي هستند. اين موضوع توهين نيست و آن دوستي که فکر مي کند معناي حرف من اوست اصلاً فکر نکند که من دارم به او توهين مي کنم بلکه خيلي هم خوب است که يک چنين پارادايم ذهني دارد. اما حتماً بايد در جاي خودش قرار گيرد، برود در همان سازماني که موضع اصلي اش است. چرا ما فکر مي کنيم هنرمند براي ارشاد شدن و براي اينکه ما يک هنر پاک و سالم داشته باشيم، حتماً بايد از افرادي استفاده کنيم که بيشتر پارادايم ذهني آنها امنيتي است.» عسگرپور درباره نگاه مديران فرهنگي مي گويد؛ «نگاه، نگاه سطحي و سخيفي نسبت به مديريت فرهنگ است که متاسفانه در کشور ما مکرر اتفاق مي افتد. مديري که پارادايم ذهني امنيتي دارد، در عرصه فرهنگ ساده ترين پاسخ ها را به شما مي دهد و واقعاً در کوتاه مدت هم جواب مي گيرد و ممکن است بگويد من در عرض مدت فعاليتم در فلان نهاد شما حتي يک تار مو هم نديديد. بله ممکن است اين اتفاق بيفتد اما شما صاحب چه چيزي مي شويد؟ صاحب همان چيزي که الان شده ايد و مردم به خاطر تنگ نظري شما عاصي بشوند.»
پس از بيست ماه صورت گرفت
پايان چادرنشيني يگانه دونلي نواز
شيرمحمد اسپندار يگانه دونلي نواز بلوچ که خانه و کاشانه اش را در دي ماه 86 بر اثر سيل از دست داده بود پس از 20 ماه چادرنشيني صاحب خانه شد. شيرمحمد اسپندار با اعلام اين مطلب گفت؛ «خانه 60 متري که قرار بود توسط بنياد مسکن و سازمان بهزيستي ساخته شود در طول اين مدت تا مرحله سيمان کاري رسيده ولي نيمه کاره رها شده بود تا اينکه بالاخره حدود 40 روز قبل با مبلغي که قرض کرده بودم اين خانه نيمه کاره را به پايان رساندم و پس از 20 ماه، از چادرنشيني نجات پيدا کردم.» اين دونلي نواز بلوچ در ادامه افزود؛ «پس از آن سيل مشهور منطقه بمپور که خانه ام را کاملاً ويران کرده بود با کمک برخي دوستان اتاقک گلي 10 متري کوچکي در کنار همين چادري که در آن زندگي مي کرديم ساختم تا شب ها را در آن به صبح برسانيم.» اين هنرمند بلوچ که سال ها پيش مدرک دکتراي افتخاري موسيقي را در فرانسه از دست ژاک شيراک دريافت کرده در مورد فعاليت هاي هنري اين روزهاي خود گفت؛ «من حدود دو سال است که ديگر خانه نشين شده ام و ديگر برنامه موسيقي که بتوانم در آن حضور داشته باشم در اينجا برگزار نمي شود. ريشه موسيقي غني محلي اين سرزمين مانند درياچه هامون دارد آرام آرام مي خشکد و نمي دانم با اين وضعيت عاقبت هنر مملکت مان چه خواهد شد.» اين هنرمند همچنين تصريح کرد؛ «آخرين اجراي خارجي من مربوط به دو سال قبل در استانبول مي شود؛ در آن برنامه هم مانند ساير اجراهاي خارجي که در تمام اين سال ها داشته ام به واسطه اجراي موسيقي سيستان و بلوچستان بسيار مورد احترام و تشويق قرار گرفتم اما نمي دانم چرا توي مملکت خودم اين احترام و تشويق نسبت به موسيقي محلي و مقامي ما وجود ندارد.»
سمندريان در جشنواره سالانه مدارس شکسپير شرکت مي کند
مدرسه بازيگري استاد حميد سمندريان با حمايت مرکز هنرهاي نمايشي و موسسه بين المللي ITI ايران، همزمان با بيش از 70 گروه نمايشي از مدارس بازيگري سراسر جهان، در جشنواره سالانه مدارس ويليام شکسپير شرکت مي کند. به گزارش ايلنا اين جشنواره ويژه جواناني است که از سراسر جهان با يک اجراي نمايش از مجموعه آثار شکسپير در آن حضور خواهند داشت.

اين اجراها در طول يک 24 ساعت و در روز 23 اکتبر (برابر با يکم آبان 88) صورت مي پذيرد و هدف آن دستيابي جهاني به آثار شکسپير از طريق فراهم کردن متون، منابع و برنامه ريزي براي مبادلات فرهنگي و به صورت جهاني است و گروه هاي خلاق و جوان مدارس تئاتري جهان با استفاده از حرکت، موسيقي و اجراهايي از فرم هاي هنري محلي به زبان هاي گوناگون از سراسر دنيا در اين جشنواره به اجراي همزمان آثار شکسپير مي پردازند.
13 فيلمنامه تهمينه ميلاني درباره ايدز
تهمينه ميلاني 13 فيلمنامه در قالب يک مجموعه با موضوع ايدز به سفارش سيمافيلم نوشته است. محمد نيک بين در اين ارتباط گفت؛ «نگارش اين فيلمنامه ها تمام شده و به سيما فيلم تحويل داده شده است. هر فيلمنامه براي يک فيلم تلويزيوني نوشته شده که در قالب يک مجموعه است. در شرايط فعلي ميلاني براي ساخت اين فيلم ها برنامه يي ندارد و براي توليد آنها سيمافيلم تصميم مي گيرد.» او درباره پروانه ساخت فيلم سينمايي «پرنسيب» مي گويد؛ «مدتي است براي پروانه ساخت اين فيلم درخواست داديم و همچنان منتظر دريافت آن هستيم تا توليد را شروع کنيم. نسخه دي وي دي «سوپر استار» به تازگي وارد نمايش خانگي شده و خوشبختانه با استقبال روبه رو شده است.» پيش از اين قرار بود ميلاني مجموعه يي با عنوان «کلوپ ياران مثبت» در سيمافيلم بسازد، اما بنا بر صلاحديد اين مرکز و با توجه به پتانسيل موجود در قصه ها، از دل آن چند فيلم تحت عنوان مجموعه ايدز بيرون آمده است.
پيدا و پنهان
? تلاش براي تغيير مدير يک روزنامه؛ گفته مي شود اخيراً تلاش هايي براي برکناري مسيح مهاجري مديرمسوول روزنامه جمهوري اسلامي از رسانه هاي منتقد دولت در جريان است. از فضائلي مديرعامل سابق فارس به عنوان جايگزين وي نام برده مي شود.

? کاهش حجم سرمايه هاي خارجي؛ شنيديم رئيس کل بانک مرکزي از کاهش شديد حجم سرمايه هاي خارجي در کشور انتقاد کرد و تداوم اين روند را نگران کننده ارزيابي کرد. اين در حالي است که مسوولان دولتي پيشتر از افزايش ورود سرمايه هاي خارجي پس از بحران اقتصادي جهان خبر داده بودند.

? نامه دوم اوباما به ايران؛ باخبر شديم «باراک اوباما» به تازگي نامه دومي را براي ايران فرستاده است. تابناک گزارش داد هر چند هنوز مفاد و جزييات اين نامه پخش نشده است ولي بر پايه برخي شواهد گفته مي شود رئيس جمهور امريکا خواهان باز شدن راهي براي آغاز مذاکرات ايران و امريکا است. اين در حالي است که انگليس، آلمان و فرانسه خود را براي اعمال تحريم هاي جديد عليه ايران آماده مي کنند.

? بازداشت عضو کانون صنفي معلمان؛ گفته مي شود رسول بداقي عضو هيات مديره کانون صنفي معلمان روز سه شنبه توسط مقامات امنيتي در منزلش بازداشت شد. ماموران همچنين کامپيوتر و ساير وسايل شخصي بداقي را ضبط کردند.

? مانور دختر دريا؛ در خبرها آمده است سه کشور ترکيه، اسرائيل و امريکا 20 مرداد ماه در آب هاي شرقي درياي مديترانه با عنوان «دختر دريا» مانور مشترک برگزار کردند. مقابله با تهديدات احتمالي حزب الله لبنان، حماس و متحد آن ايران انگيزه اين مانور اعلام شده است.

? جلسه رسانه هاي دولتي؛ گفته مي شود مسوولان خبرگزاري ها و سايت هاي دولتي اخيراً در جلسه يي تصميم گرفته اند پس از پايان راي اعتماد موضوع دانشگاه آزاد را به عنوان اولويت کاري خود در دستور کار قرار دهند و انتقادهايي هماهنگ را پيگيري کنند.

? دو نماز جماعت در يک ساختمان؛خبر رسيده است در يکي از دادگاه هاي زيرمجموعه قوه قضائيه دو نماز جماعت ظهر و عصر همزمان در يک ساختمان برگزار مي شود. دو روحاني با گرايش به هر يک از جريانات سياسي روز مسووليت امام جماعت را برعهده دارند. با وجود رايزني هاي گسترده، مسوولان اين نهاد موفق نشدند از بروز اين پديده جلوگيري کنند و با توجه به تعداد بالاي نمازگزاران در ايام ماه مبارک رمضان مسوولان تصميم گيري در اين خصوص را به ماه هاي آتي موکول کرده اند. جالب توجه اينکه مراجعه کنندگان به اين مرکز قضايي نيز از وقوع چنين ماجرايي آگاه هستند و بر اساس گرايش خود اقدام به حضور در يکي از اين نمازها مي کنند.

? بي خبري از روشنک سياسي؛ خانواده روشنک سياسي عضو حزب کارگزاران سازندگي از بي خبري نسبت به وضعيت وي ابراز نگراني کردند. گودرزي همسر وي به يک سايت خارجي گفت تاکنون اجازه ملاقات با همسرش را پيدا نکرده و تنها 13 روز قبل با وي تماس تلفني داشته است.

? هلو آمد؛ شنيديم لنکراني وزير بهداشت دولت نهم هنگامي که براي بازديد به نمايشگاه قرآن رفته بود، برخي از حاضران خطاب به او به يکديگر مي گفتند؛ «هلو آمد... هلو آمد.»

? نارضايتي هاي لاريجاني؛سايت خبري آينده نوشت رئيس جديد قوه قضائيه از روند دادگاه پس از انتخابات و طرح اسامي و مطالب از زبان متهم همراه با پخش آنها از صدا و سيما ناراضي است. ظاهراً بنا بوده است در دادگاه اخير از بردن نام ساير افراد خودداري شود و اين تذکر توسط رئيس دادگاه نيز در ابتداي جلسه قرائت شد اما از سوي ضابطان قضايي رعايت نشد.

? نگراني از وضعيت حجاريان؛دختر سعيد حجاريان از عدم امکان ملاقات با پدرش طي يک ماه گذشته خبر داد. زينب حجاريان تاکيد کرد با توجه به وضع نامناسب جسماني پدرش و فشارهاي وارد به وي نگراني شديدي نسبت به سلامتي او وجود دارد. دختر حجاريان همچنين گفت دکتر اسدي پزشک پدرش پس از مشاهده تصوير حجاريان در دادگاه به ويژه گزيدگي لب زيرين او از احتمال بروز تشنج که منجر به گازگرفتگي لب ها و دندان مي شود ابراز نگراني کرد.
کيميايي «تبعيد سايه ها» را در تهران و مسکو مي سازد
مسعود کيميايي «تبعيد سايه ها» را در تهران و مسکو مقابل دوربين مي برد. اين کارگردان سينما درباره بيست وهشتمين ساخته سينمايي اش که قرار است طي ماه هاي آينده مقابل دوربين ببرد، گفت؛ «شب گذشته به من خبر دادند که اين فيلم جزء برنامه هاي امسال بنياد سينمايي فارابي است و دلم مي خواهد براي اين کار که بازيگران زيادي دارد تا آنجا که بتوانم از هنرپيشه هاي قديمي تئاتر مانند اکبر زنجانپور استفاده کنم.» او با اشاره به موضوع اين فيلم اظهار داشت؛ «سال 28 دموکرات ها معتقد بودند آذربايجان را بايد به شوروي دهند که در تهران مخالفت مي شد. در اين ميان بچه يي که اهل سياست نيست ضربه مي خورد و وقتي بزرگ مي شود در زمان گورباچف براي پيدا کردن گمشده هايش به مسکو مي رود.» به گزارش ايسنا کيميايي همچنين درباره فيلم «محاکمه در خيابان» که قرار است در اکران دوم عيد فطر در گروه استقلال اکران شود، گفت؛ «اين فيلم را دوست دارم و با وجود اينکه موضوعي امروزي دارد، اما سبکش قديمي است و اميدوارم اکران خوبي داشته باشد.»
استقبال تماشاگران مونترال از «آتشکار» اميريوسفي
فيلم سينمايي «آتشکار» ساخته محسن اميريوسفي اولين نمايش خود در فستيوال «مونترال» را در سينما «امپريال» اين شهر، روز سه شنبه ـ 10 شهريور ماه ـ با استقبال تماشاگران انجام داد. اولين نمايش «آتشکار» که جزء کم تعداد ترين ساعات نمايش براي فيلم هاي فستيوال است، گفته مي شود اين نمايش را به پرتماشاگرترين اکران شش روز اول اين جشنواره تبديل کرد. سرژ لوزيک رئيس فستيوال قديمي «آتشکار» را غيرمعمولي ترين فيلم سينماي ايران دانست. لوزيک، اميريوسفي را کاشف موضوعات جديد در سينما دانست؛ «هم موضوع مرگ و مرده شور در فيلم «خواب تلخ» و هم موضوع فيلم «آتشکار» قبلاً در هيچ فيلمي به اين شکل بيان نشده اند.» شبکه سي بي سي (راديو تلويزيون ملي کانادا) و روزنامه هاي معتبر فرانسوي لاپرس و انگليسي زبان گازت نيز مصاحبه هاي اختصاصي با عوامل فيلم انجام دادند. منتقدان حاضر در فستيوال نيز از فيلم استقبال کردند و بازي حميد فرخ نژاد را ستودند.
باب ديلن و قمرالملوک وزيري در فرهنگ و آهنگ 26
تصوير باب ديلن در دهه 80 روي جلد شماره 26 فرهنگ و آهنگ به راحتي مي تواند علاقه مندانش را گير بيندازد. باب ديلني که به تازگي آلبوم تازه اش، «با هم در مسير زندگي» به بازار آمده. آلبومي متفاوت نسبت به کارهاي پيشين او که در اين شماره از فرهنگ و آهنگ در پرونده يي ويژه به آن پرداخته شده است. در پرونده ويژه فرهنگ و آهنگ براي باب ديلن، خواننده محبوب نسل هايي متفاوت، در کنار گفت و گويي با او، دو يادداشت درباره اين آلبوم تازه را مي خوانيد. گفت و گويي مفصل با پژمان حدادي يکي ديگر از مطالب اين شماره فرهنگ و آهنگ است. در بخش «چهره ها» و در اين مصاحبه پژمان حدادي درباره شيوه تنبک نوازي و نيز فعاليت هايش در گروه هاي «ضربانگ» و «دستان» صحبت کرده است. نگاهي تازه به زندگي و زمانه بانو قمرالملوک وزيري به مناسبت پنجاهمين سال درگذشتش بخش ديگر مطالب شماره 26 فرهنگ و آهنگ است؛ گزارشي متفاوت از زندگي قمر با عنوان «حنجره مردم» که به فعاليت ها و زندگي او و نيز فضاي اجتماعي -سياسي آن روزها مي پردازد. فضايي که بيشترين تاثير را بر زندگي قمر گذاشت. بيست و ششمين شماره مجله فرهنگ و آهنگ با قيمت 2000 تومان در دکه هاي معتبر روزنامه فروشي و فروشگاه هاي محصولات فرهنگي عرضه شده است.
عناوين اين صفحه
عمده انتصابات در عرصه فرهنگ و هنر امنيتي بوده است
پايان چادرنشيني يگانه دونلي نواز
سمندريان در جشنواره سالانه مدارس شکسپير شرکت مي کند
13 فيلمنامه تهمينه ميلاني درباره ايدز
پيدا و پنهان
کيميايي «تبعيد سايه ها» را در تهران و مسکو مي سازد
استقبال تماشاگران مونترال از «آتشکار» اميريوسفي
باب ديلن و قمرالملوک وزيري در فرهنگ و آهنگ 26
جايگاه مخاطب لژ مخصوص نيست
جوابيه يک روزنامه صبح
ساراماگو براي نوشتن رمان وبلاگش را بست

جايگاه مخاطب لژ مخصوص نيست
اسدالله امرايي



«پرستوهاي کابل» نوشته ياسمينا (ياسمينه) خضرا نويسنده الجزايري است که درباره کابل و طالبان است. داستان ويراني شهر از درون. نويسنده در اصل محمد مولي السهول، به علت عضويت خود در ارتش الجزاير، سال ها با نام مستعار زنانه نوشته هاي خود را منتشر مي کرد تا از سانسور نظاميان حاکم بر کشور مصون بماند. هويت او سال ها بعد که به تبعيدي خودخواسته رفت در فرانسه مشخص شد. پرستو هاي کابل در سال 2006 به جايزه ادبي دابلين نائل آمد و در همان سال نيز جايزه کتابخانه هاي پاريس را براي نويسنده خود به ارمغان آورد. اين کتاب را مهدي غبرايي ترجمه کرده و انتشارات آميتيس به بازار کتاب فرستاده. رماني خواندني و شيرين است که ترجمه غبرايي هم به جذابيت آن افزوده است. کتاب «نقره، دختر درياي کابل» نوشته حميرا قادري نويسنده جوان افغان است که نشر روزگار منتشر کرده. حکايت زناني افغاني است با جمله هاي بديع و تصويرسازي هاي بديع تر.

قصه کتاب از زبان اقليما دختر نقره روايت مي شود که سه سال اول زندگي اش را از دريچه ديگچه توي آشپزخانه سلطان مي بيند. رمان با لحظه به دنيا آمدن اقليما و توصيف هاي او از دنيايي شروع مي شود که سرچپه او را آويزان کرده بودند، سپس او را شستند لاي شال پيچيدند. روايت جذابي از سرزمين افغان ها است، مجموعه غني و سرشاري از ترکيب ها، استعاره هاي فارسي دري است که هنوز ميان مردم اين سرزمين زنده مانده است.

«بعد از اينکه به خانه نو خو گرفتم، تمام دنياي من شد دريچه بالاي ديگ کلان که دودها حلقه حلقه از آن بيرون مي رفتند و چت سياه که هر وقت چشم باز مي کردم به خيالم شب مي آمد و صورت هايي که به نوبت بالاي سرم مي رسيدند. سر يک ماه نقره ياد گرفت همان داخل ديگ، قنداقم را باز و بسته کند. دست هايش را دراز مي کرد و تيزتيز قنداقم را باز مي کرد. مي گفت داخل ديگ گرم تر است. پسان ترها که هوا يخ تر شد، سر ديگ را تا نيمه پيش مي آورد و من ديگر نه دريچه را مي ديدم نه چت سياه را ...» ايتالو کالوينو براي خوانندگان ايراني نامي آشناست.«اگر شبي از شب هاي زمستان مسافري»، «بارون درخت نشين»، «شواليه ناموجود»، «مورچه آرژانتيني» و حالا بعد از «سوداگري در ساخت و ساز». مژگان مهرگان «يک روز ناظر انتخاباتي» را به همت کتاب خورشيد به بازار داده است. کتاب خورشيد به همت رضا قيصريه و گروهي از مترجمان ايتاليايي طي چند سال گذشته توانسته است جرياني از ادبيات امروز و ديروز ايتاليا را به خوانندگان معرفي کند که يک ويژگي آن ترجمه از زبان اصلي اثر است. کالوينو مي نويسد که اين داستان عين حقيقت است، اما تمام شخصيت هاي آن کاملاً خيالي اند. فايده يي ندارد عاليجنابي را که در فصل دهم وارد داستان مي شود، در چهره يي واقعي جست وجو کنيم. او شخصيتي تمثيلي است و ساخته و پرداخته ذهن من تا جايي که پرس وجو کرده ام، حتي بر حسب تصادف هم امکان ندارد يک شخصيت واقعي بتواند خود را به اين عاليجناب ربط بدهد. پس بايد بگويم وجود خارجي ندارد. داستان هم در ايتالياي دهه 50 و 60 مي گذرد و ربطي به حامد کرزي و رقباي انتخاباتي او ندارد. کفش سبز/کفش سبز بنددار/بند کفش سبز/رد قرمز بند کفش سبز روي مچ پا. اين شعر نقطه است از مجموعه شعر «کج نشسته يي» آرزو مختاريان شاعر و مترجم کشورمان که نشر مهرراوش منتشر کرده. مجله شوکران 35 هم منتشر شد، با يادي از رضا سيدحسيني، گلچين گيلاني و آثاري از مفتون اميني، احمد پوري، فواد نظيري،نگار تقي زاده، عباس صفاري، هيوا مسيح و ديگران. براي آنهايي که به ادبيات دهه 40 تاکنون، اعم از شعر و داستان، نقد و نظر و نمايش، علاقه دارند، کتاب «قهرمان تا نويسنده» محمود طياري يک مخزن اسرار فشرده ادبي است درباره خسرو گلسرخي، اکبر رادي و بهرام بيضايي، منيرو رواني پور، محمود دولت آبادي، مجيد دانش آراسته، شيون فومني، بيژن نجدي، فروغ فرخزاد، احمد محمود، سيروس طاهباز و ديگران. محمود طياري بيش از 27 عنوان کتاب تاليفي در زمينه شعر، داستان و نمايشنامه دارد و قلمي دلنشين. قهرمان تا نويسنده را نشر افراز منتشر کرده است.


جوابيه يک روزنامه صبح
پيرو درج خبر «تکذيب گفت وگوي شجريان»، روزنامه وطن امروز جوابيه يي به اين شرح به دفتر روزنامه ارسال کرد؛ «نظر به درج خبري با عنوان «تکذيب گفت وگوي شجريان با يک روزنامه صبح» در صفحه آخر شماره چهارشنبه 11شهريور آن روزنامه، خواهشمند است وفق قانون مطبوعات، جوابيه ذيل در همان صفحه و ستون از روزنامه درج گردد. انتشار گفت و گويي با استاد شجريان در روزنامه «وطن امروز» واکنش هاي گوناگوني را در ميان رسانه ها به همراه داشت. ساعتي پس از توزيع روزنامه روي کيوسک هاي فروش مطبوعات، سايت «دل آواز» انجام چنين گفت وگويي را از پايه و اساس تکذيب کرد و استناد اين موضوع را حضور استاد در سفر اروپايي دانست در صورتي که اين گفت وگو پيش از اين سفر انجام شده بود. از سوي ديگر ساعتي پس از انتشار تکذيبيه سايت «دل آواز» يکي از خبرگزاري ها با انتشار خبري ضمن تاييد اصل گفت وگو ادعا کرد «مصاحبه شجريان با «وطن امروز» انجام نشده است.» پس احتمالاً «وطن امروز» از غيب اين گفت وگو را دريافت کرده است، اين اظهارنظرها پيامدهايي هم در ساير رسانه ها در پي داشت. برخي سايت ها در اقدامي عجيب و غيراخلاقي که بيشتر انگيزه هاي سياسي در آن به چشم مي خورد به گفت وگوي «وطن امروز» لقب «مصاحبه خيالي» دادند؛ اما فارغ از اين هياهوها، «وطن امروز» هفته گذشته براي انتشار اين گفت وگو هماهنگي هاي لازم را با مدير برنامه هاي استاد شجريان انجام داده و سپس نسبت به درج آن اقدام کرده است. البته فشارهاي سياسي برخي مدعيان براي تکذيب اين مصاحبه را در اتفاق «تاسف برانگيز و عجيب» رخ داده بي تاثير نمي دانيم و در پايان ضمن توصيه به همه علاقه مندان عرصه هنر جهت تلاش براي زدودن سياست و سياست بازي از عرصه فرهنگ و هنر کشور که همواره مدعي و منادي آن بوده ايم، به اطلاع عزيزان مي رسد فايل صوتي گفت وگوي استاد شجريان هم اينک روي سايت روزنامه به نشاني www.vatanEmrooz.ir در اختيار علاقه مندان قرار دارد.»

توضيح اعتماد؛ علاقه مندان به پيگيري اخبار مربوط به شجريان مي توانند به سايت رسمي شجريان، «دل آواز» مراجعه کنند. خبر ديروز «اعتماد» نيز به نقل از اين سايت منتشر شده بود.


ساراماگو براي نوشتن رمان وبلاگش را بست
ژوزه ساراماگو نويسنده برجسته پرتغالي و برنده جايزه نوبل براي تمرکز روي رمان جديد خود وبلاگش را تعطيل کرد. ساراماگو که از يک سال پيش در 85سالگي وبلاگي براي نوشتن عقايد و افکارش راه اندازي کرده بود، براي نوشتن رمان جديدش دست از وبلاگ نويسي برداشت. او در آخرين يادداشت وبلاگش نوشته است؛ «هميشه مناسب ترين راه براي خداحافظي اختصار است پس خداحافظ تا روزي ديگر. صادقانه بگويم اين طور فکر نمي کنم. من کتاب ديگري را شروع کرده ام و مي خواهم تمام وقتم را به آن اختصاص بدهم.» به گزارش مهر به نقل از AFP نويسنده رمان هاي «کوري» و «دخمه» که هم اکنون در خانه يي در لانزاروته در جزاير قناري اسپانيا زندگي مي کند در سپتامبر 2008 وبلاگش را با مطلبي با عنوان «نامه عاشقانه به ليسبون» گشود. او مطالب وبلاگش را به مباحث مختلف از فقر در آفريقا گرفته تا مباحتي که در مخالفت با تغيير شيوه در مراقبت هاي بهداشتي ايالات متحده بود، به روز مي کرد. ساراماگو در آخرين رمانش که در اواخر سال جاري ميلادي به نام «قابيل» منتشر مي شود، روايتي ديگرگونه از داستان برادرکشي هابيل و قابيل حکايت مي کند. ژوزه سوسا ساراماگو در سال 1922 در ليسبون پرتغال به دنيا آمد. او نويسندگي حرفه يي را کمي دير شروع کرد اما به سرعت توانست خود را در جمع رمان نويسان بزرگ دنيا بشناساند.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام