گروه فرهنگي؛محمدمهدي عسگرپور کارگردان و مديرعامل فعلي خانه سينما، درباره سياست زدگي در عرصه فرهنگ سخن گفت و واژه سياست زدگي را نوعي تسامح دانست که اهالي فرهنگ براي فرار از نگاه امنيتي به کار مي برند. او در روزهاي بعد از انتخابات به خاطر سکوت خانه سينما از سوي همکارانش که با سياست هاي دولت همسو هستند بارها مورد انتقاد قرار گرفت. جدال قلمي او با دبير هيات اسلامي هنرمندان عليرضا سجادپور خبر اول بسياري از روزنامه ها بود. او انتقادات سلحشور درباره خانه سينما را نيز بي پاسخ نگذاشت و از او به دادگاه شکايت کرد. شايد همه اين جدل ها که به خاطر گرايش هاي سياسي اتفاق افتاد باعث شد عسگرپور درباره رابطه سياست و فرهنگ و هنر سخن بگويد.
عسگرپور درباره دلايل اينکه رابطه بين سياست و فرهنگ و هنر، به جاي يک رابطه منطقي و حمايتگر، به نگاهي از بالا و سياست زده در عرصه فرهنگ و هنر تبديل شده است، مي گويد؛ «من فکر مي کنم ما به تسامح از واژه سياست زدگي استفاده مي کنيم. شايد به خاطر اينکه سياست را در تقابل و تضاد با فرهنگ تعريف مي کنيم و فکر مي کنيم وقتي سياست وجه غالب تصميم گيري هاي فرهنگي مي شود آن موقع امکان دارد که تصميمات ما خيلي فرهنگي نباشد.» مديرعامل خانه سينما در ادامه مي گويد؛ «آنچه ما در اينجا با آن مواجه هستيم که به جرات مي توان گفت ريشه هايش مربوط به چهار سال گذشته نيست، ورود يک نوع نگاه امنيتي به حوزه فرهنگ و هنر است.. نگاه امنيتي در حوزه فرهنگ هميشه يک اشکال بزرگ ايجاد مي کند و در کشور ما هم اين موضوع به وفور اتفاق مي افتد. که ما براي حل مسائل مختلف خود که مي تواند خيلي جزيي و پيش پاافتاده و حتي خيلي بزرگ مثل شبيخون فرهنگي باشد، با آن مواجهيم.» به گزارش ايسنا عسگرپور معتقد است هميشه نگاه امنيتي پاسخ هاي امنيتي و دم دستي به معادلات فرهنگي داده است. او در اين باره مثال مي زند؛ «خيلي ساده است.وقتي که به شما مي گويند، تعدادي مخالف شما در حال حاضر پشت در ايستاده اند، ساده ترين پاسخ اين است که زنگ بزنيد پليس اينها را ببرد. و اين يعني نگاه امنيتي که تبعات اش هم برايتان شايد مهم نباشد چرا که با آن نگاه امنيتي محاسبه مي کنيد و مي گوييد سر و صداها بعد از چند روز مي خوابد و اين چند نفر هم مي روند و متوجه مي شوند که اشتباه کرده اند و سر فرصت ان شاءالله توضيح مي دهيم که اشتباه شان چه بوده است. اما نگاه فرهنگي اين را نمي گويد و مي گويد که من بايد بر اساس جهان بيني خودم که مثلاً ملهم از يک جريان ديني و اخلاقي است، مي خواهم آموزه هاي دين را در قالب هاي مختلف نظير فيلم به يک نوعي معرفي و القا کنم.» کارگردان قدمگاه با بيان اينکه مشکل ما فقط سياست زدگي در عرصه فرهنگ نيست، گفت؛ «مشکل اصلي ما آن نگاه امنيتي است که در عرصه فرهنگ و هنر ما حاکم شده است. منظور از نگاه امنيتي هم آن بخشي که بايد حضور داشته باشد نيست (چراکه در قالب يک حکومت هميشه بايد در يک جاهايي نگاه امنيتي وجود داشته باشد تا حکومت جود داشته باشد و اصلاً فرهنگ بتواند در آن کشور حضور داشته باشد) اما وقتي که اين نگاه در مقوله تصميم گيري قرار مي گيرد يا شما بخواهيد سوالات فرهنگي خود را با نگاهي امنيتي پاسخ دهيد، مي شود همين اتفاقي که طي اين سال ها رخ داده است و آن هم خيلي ساده است به طوري که بايد يکسري جاها تعطيل شود و به دليل اينکه سياست مشخصي هم نداريد، لابي کردن اتفاق مي افتد. بنابراين برايتان باورنکردني مي شود که در يک جايي که فکر مي کنيد، درها روي مثلاً بدحجابي بسته است اتفاقاً باز مي شود به دليل اينکه اين نگاه امنيتي است و نگاه فرهنگي نيست که بتواند تداوم داشته باشد. »
مديرعامل خانه سينما معتقد است نگاه امنيتي در انتصاب ها هم وجود دارد؛ «حتي در انتصابات هم نگاه کنيم متوجه مي شويم که عمده انتصابات در عرصه فرهنگ و هنر امنيتي بوده است. اگر بخواهيم براي يکبار هم که شده تعارف را کنار بگذاريم، بحث بسيار روشن خواهد بود. ما در کشورمان چند ارگان فرهنگي داريم و براي يکبار هم شده از اين زاويه نگاه کنيم که چه کساني منصوب شده اند و چقدر نگاه امنيتي به موضوعات فرهنگي داشته اند. بخش عمده يي از دوستاني که ما در چند سال اخير ديده ايم از حوزه هاي نظامي و امنيتي وارد حوزه فرهنگ شده اند و وقتي هم اين موضوع را به آنها مي گوييم ناراحت مي شوند و احساس مي کنند دارد به آنها توهين مي شود. در حالي که اين موضوع اصلاً توهين نيست و ممکن است پارادايم ذهني من براي حوزه نظامي ساخته شده باشد و در حوزه نظامي به دليل ريشه هاي فرهنگي آدم بسيار موفقي باشم اما اين ديگر به اين معنا نيست که من وزير ارشاد يا حتي رئيس صدا و سيماي موفقي باشم، اين به اين معنا نيست که من بتوانم مسووليت يک جريان فرهنگي را بر عهده بگيريم و وجه امنيتي من باعث اعتماد بيشتري به من بشود.» او در ادامه مي گويد؛ «اين موضوع به نظر من يک پديده است که همه ما پذيرفته ايم و خيلي هم خارج از اين قاعده به عقل و منطق نمي خورد. براي شما حتماً خيلي عجيب خواهد بود که يکي از هنرمندان که مديريت هم بلد است وزير ارشاد خواهد شد به دليل اينکه اصلاً به اين قبيل مسائل عادت نکرده ايم اما اگر به شما بگويند فلان فرد امنيتي وزير ارشاد خواهد شد، اصلاً تعجب نخواهيد کرد. ما حتي در هنرمندانمان هم کساني که سال ها بوده اند ممکن است کار نظامي نکرده باشند، اما پارادايم ذهني آنها بر اساس همان نگاه امنيتي است و اگر پاي صحبت شان هم بنشينيد به جاي اينکه بخواهند درخصوص فيلم شان صحبت کنند، علاقه مند به صحبت در مورد انرژي هسته يي هستند. اين موضوع توهين نيست و آن دوستي که فکر مي کند معناي حرف من اوست اصلاً فکر نکند که من دارم به او توهين مي کنم بلکه خيلي هم خوب است که يک چنين پارادايم ذهني دارد. اما حتماً بايد در جاي خودش قرار گيرد، برود در همان سازماني که موضع اصلي اش است. چرا ما فکر مي کنيم هنرمند براي ارشاد شدن و براي اينکه ما يک هنر پاک و سالم داشته باشيم، حتماً بايد از افرادي استفاده کنيم که بيشتر پارادايم ذهني آنها امنيتي است.» عسگرپور درباره نگاه مديران فرهنگي مي گويد؛ «نگاه، نگاه سطحي و سخيفي نسبت به مديريت فرهنگ است که متاسفانه در کشور ما مکرر اتفاق مي افتد. مديري که پارادايم ذهني امنيتي دارد، در عرصه فرهنگ ساده ترين پاسخ ها را به شما مي دهد و واقعاً در کوتاه مدت هم جواب مي گيرد و ممکن است بگويد من در عرض مدت فعاليتم در فلان نهاد شما حتي يک تار مو هم نديديد. بله ممکن است اين اتفاق بيفتد اما شما صاحب چه چيزي مي شويد؟ صاحب همان چيزي که الان شده ايد و مردم به خاطر تنگ نظري شما عاصي بشوند.»