چهارشنبه، 11 شهريور 1388 - شماره 2042
   
 
صفحه نخست :: ضميمه روزانه :: تاريخ
روزگار روزه داري

مهدي غني

از زماني که محمد(ص) از مکه هجرت کرد، دو سال مي گذرد. او مردم ديارش را که تصميم به نابودي او و يارانش گرفته بودند، رها کرد و به ميان مردم مدينه يي آمد که با روي باز او را پذيرا شدند. مدينه که جايگاه پيروان دو دين بزرگ يهود و مسيحيت بود، اکنون پايگاه پيامي جديد شده که اسلام نام گرفته است. مکيان از اين پديده سخت نگرانند و به رغم شکستي که در جنگ بدر سال گذشته خوردند، در تدارک جنگ هاي ديگري هستند که محمد و پيروانش را از صحنه روزگار محو کنند.

اما پيروان آيين جديد در پانزدهمين سال ظهور خود شرايطي بهتر از گذشته را تجربه مي کنند. در مدينه ثباتي يافته و يکي از ارکان قدرت در اين شهر چندقوميتي شده اند. کم کم هر کس در پي شغلي و کسبي برآمده و خانه و کاشانه يي براي خود تدارک ديده است. در جنگي که در محل بدر واقع شد، بر مهاجمين که سه برابر آنها نيرو داشتند، غلبه کردند و نيروهاي مهاجم قلع و قمع شده و غنائمي نصيب مسلمانان شد.

اکنون نياز به پالايش و اصلاحي دروني در اين جريان نوپا احساس مي شود. در چنين شرايطي است که تمريني براي تقويت اراده و پرهيز از غرق شدن در روزمرگي و چرخه تکراري خوردن و خفتن و... لازم مي آيد.

قبل از آن غرايز بيش از هر چيز در مناسبات و کنش هاي روزمره نقش تعيين کننده يي داشت. در مناسبات قبيلگي و بدوي اين غرايز بود که بر اراده و انتخاب افراد و جماعت مسلط بود. جنگ هاي بيهوده يي ميان دو قبيله درمي گرفت که تنها عاملش غرايزي چون عصبيت، کينه، حسادت، خشم و غرايز ديگر بود. اما انسان بايد از اين مرحله که با بسياري حيوانات مشترک است، عبور کرده و با حالتي برتر از آنها غرايز را در اختيار و مهار خود گيرد.

در چنين شرايطي است که آيين جديد پيروانش را به روزه گرفتن فرا مي خواند؛ «اي کساني که ايمان آورده ايد همچون پيشينيان بر شما نيز روزه تکليف شد شايد متقي شويد.»1

گرچه رسم بر اين است که هر جرياني خود را تافته جدا بافته و حرکتي بديع و بي سابقه معني مي کند، اما در ادبيات اين آيين جديد همواره تاکيد مي شود که تاييد کننده اديان گذشته و تداوم راه آنها است. روزه را نيز نه به عنوان دستورالعملي نو و بي سابقه بلکه تداوم رويه پيشينيان مي داند.

آيين آسان

روزه داران به رسم روزگار و عرفي که مي شناختند، در شبانه روز تنها يک بار افطار کرده و از اين شامگاه تا شامگاهي ديگر از خوردن غذا و آميزش با همسران خودداري مي کردند.

اما دستور روزه همچون بسياري احکام ديگر تبصره هايي داشت که نشان مي داد خداوند به مقتضيات فردي و اجتماعي بشر و توان و محدوديت هاي وي تا چه ميزان بها داده و همچون برخي پيروان چندان خشک و بسته و مطلق گرا نيست که احکامي متصلب و جامد بر ديگران ديکته کند. در دنباله آيه يي که لزوم روزه گرفتن را اعلام کرده بود برخي افراد را از روزه گرفتن معاف کرده بود از جمله بيماران، مسافران و کساني که طاقت روزه گرفتن ندارند.2 براي دسته آخر يعني آنها که توان روزه گرفتن ندارند- و طبيعي است تشخيص اين امر نيز در اختيار خودشان است- کاري جايگزين توصيه شده است و آن غذا دادن به فردي محروم و درمانده است.

در ادامه به رويه و سنت خدايي اشاره مي کند که؛ «خداوند براي شما آساني مي خواهد و سختي و فشار براي شما نمي خواهد».3 يعني به سختي افتادن افراد به خاطر انجام روزه مطلوب خداوند نيست. هرچند با اين تمرينات و دستورالعمل ها قرار است افراد غرايز خود را در اختيار گرفته و اراده شان را تقويت کنند اما اين امر بايد کاملاً داوطلبانه و دلپذير باشد که فرد به مشقت و سختي نيفتد.

دليل ديگر بر اين تعبير در دنباله ماجرا روشن تر مي شود. تا آن زمان بنا به عرف جاري مسلمانان علاوه بر خودداري از خوردن و آشاميدن در زمان روزه که از شب تا غروب روز بعد به درازا مي کشيد، از آميزش با همسران نيز در اين فاصله خودداري مي کردند. اما اين عرف بر آنان کار را سخت کرده بود. به ويژه براي برخي کنترل تمايلات جنسي در آن حد دشوار بود و گهگاه از آن تخطي مي کردند. اما رويکرد آييني نه در جهت محکوم يا سرزنش کردن افراد خاطي بلکه در جهت کاستن فشار از عهده آنان بود. بنابراين در سنت مرسوم تجديدنظر کرده و مدت زمان روزه را کاهش داده و آميزش را نيز در فاصله غيرروزه آزاد اعلام کرد؛ «رواست بر شما در شب هاي روزه آميزش با همسران، زنان براي مردان و مردان براي زنان همچون لباس و پوشش هستند».4

در ادامه همين آيه به خطاي مردم که برخلاف اعتقادشان عمل مي کردند، اشاره مي کند و مي گويد خدا مي داند که شما به خودتان خيانت مي کرديد، اما از شما درمي گذرد. نکته يي قابل تامل است که مسلمين معمولاً به ريزه کاري هاي احکام و دستورالعمل هاي ديني توجه وافر کرده و در اجراي آنها وسواس زيادي به خرج مي دهند. اما به روش و شيوه يي که خداوند در اعلام و اجراي اين احکام داشته است، کاري ندارند.

در همين مورد روزه نکاتي وجود دارد که اگر به آن توجه مي شد، چه بسا در روش هاي عملي و کنش هاي اجتماعي مسلمين تغييراتي حاصل مي شد.

به عنوان مثال به اين مساله فکر کنيم که چرا حکمي مثل روزه که در اقوام گذشته هم بوده است، بعد از 15 سال از بعثت مطرح مي شود؟ مگر نمي شد همان روزهاي اول اين حکم صادر مي شد؟ آيا اجراي اين دستورالعمل ها نياز به پيش زمينه و مقدماتي داشته است؟

چرا در دستور روزه اين امر واجب ديني را مشروط و منوط به طاقت و توان افراد کرده است؟ اگر مساله به خود مردم واگذار شود که هر کس تشخيص بدهد طاقت روزه گرفتن دارد يا نه و اگر تشخيص داد نمي تواند روزه بگيرد به جاي آن کار ديگري انجام دهد، تکليف حکم خدا چه مي شود؟ مگر نه اينکه افراد بايد تسليم حکم الهي باشند و هر طور شده آن را اجرا کنند. منوط کردن اجراي احکام به توان و طاقت افراد برخوردي ليبرالي با احکام شرعي نيست؟ چطور تا اين حد به فرد اعتماد و اهميت داده و اجراي حکم الهي را به خود وي واگذار کرده است؟

حتي در ميان افرادي که توانايي دارند چرا براي مسافران تخفيف قائل شده و آنها را از روزه گرفتن معاف کرده است. همچنين مريض ها را مستثني کرده است. چرا مريض ها را هم جزء همان کساني که طاقت روزه گرفتن ندارند، قرار نداده است؟ اين نشان مي دهد بحث توانايي و طاقت مربوط به کساني نيست که بيماري خاص دارند بلکه منظور کساني است که در کمال سلامت نمي توانند تحمل سختي روزه گرفتن را داشته باشند.

چرا وقتي برخي افراد از امري که در جامعه به عنوان منکر شناخته شده، عدول مي کنند و برخلاف مقررات جاري ديني عمل مي کنند. به جاي تنبيه و توبيخ آنها خداوند قبل از اينکه آنها توبه کنند، اعلام گذشت از آنها کرده و حکمي ساده تر از آنچه رايج بوده است، وضع مي کند؟ بعد هم مي گويد خداوند آساني براي شما مي خواهد. مگر نه اينکه انسان در سختي و فشار رشد مي کند و تزکيه مي شود و راحتي و رفاه باعث رخوت و فساد مي شود؟

حتي براي اين افراد از لفظ خيانت استفاده شده و عمل آنها را به عنوان خيانت به خود قلمداد کرده ولي به سادگي اعلام گذشت از آنها مي شود.

چرا همان زمان که لزوم روزه را اعلام کرد، جزئيات اجرايي آن را بيان نکرد تا مردم به روش هاي مرسوم روي آورند و سپس در آياتي با کاستن از زمان روزه و رفع محدوديت هاي ديگر شيوه هاي اجرايي آن را توضيح داد؟ آيا اين گونه عمل کردن براي اين نبوده است که پيروان از اين رويه سرمشقي براي آسان گيري بياموزند.

اينها و پرسش هايي از اين قبيل در صورتي به ذهن مي رسد که فرد مسلمان به روش و مکانيسم عمل خداوند توجه کرده و آن را ملاک قرار دهد. هرچند متاسفانه بايد گفت پيچ و خم احکام و ريزه کاري هاي آن چنان ذهن و دل برخي را پر کرده است که فروع جاي اصول نشسته است. گاه اصل ايمان از معادلات حذف و تنها به ظواهر بسنده مي شود.

فرع به جاي اصل

در همين احکام روزه گفته شده است يکي از مبطلات روزه دروغ بستن به خداوند و پيامبر او است به اين ترتيب که اگر شخصي آگاهانه و عامدانه به خدا و پيامبرش دروغ ببندد و امري را که مي داند واقعيت ندارد به آنها نسبت دهد، روزه اش باطل است.

آيت الله صادقي تهراني براي اولين بار به اين نکته ظريف همگان را توجه دادند که شخصي که آگاهانه و عامدانه به خدا دروغ نسبت دهد، ايمانش باطل مي شود نه اينکه تنها روزه اش باطل باشد.5 چنين شخصي اساساً بايد در اصل اعتقاداتش تجديد نظر کند. چگونه مي شود کسي مسلمان باشد و به خدا و پيامبر نسبت دروغ بدهد آن هم از روي قصد و غرض و تنها روزه اش باطل شود؟ حتي اگر در غير ساعاتي که روزه است چنين امري را مرتکب شود روزه اش هم مقبول شمرده مي شود. هنوز هم در اغلب آموزش هاي رايج دروغ بستن به خدا و پيامبر به عنوان يکي از مبطلات روزه شمرده مي شود و به اين نکته که آيت الله صادقي به آن توجه کرده اند اهميتي داده نمي شود. جا دارد در اين مساله بازنگري جدي صورت گيرد.

در حالي که اصل آيه روزه خطاب به کساني آمده است که ايمان آورده اند. پذيرش چنين مسائلي به نظر عجيب مي آيد.

پي نوشت ها؛------------------------

1- يا ايها الذين آمنوا کتب عليکم الصيام ....183 بقره

2- فمن کان منکم مريضا او علي سفر... 184 بقره. پس کسي از شما که مريض باشد يا در سفر، و کساني که طاقت آن را ندارند به جاي آن مسکيني را طعام دهند.

3- يريدالله بکم اليسر...185بقره

4- احل لکم ليله الصيام الرفث....187 بقره

5- محمد صادقي تهراني، رساله توضيح المسائل نوين، انتشارات اميد فردا، چاپ سوم 1384

عناوين اين صفحه
روزگار روزه داري

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام