چهارشنبه، 11 شهريور 1388 - شماره 2042
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: گزارش اجتماعي
ريه هاي اصفهان، پر از اکسيژن مرگ


دريا قدرتي پور؛ زماني که ريه تنفسي پايتخت به علت ساخت و سازهاي بي رويه رو به نابودي مي رفت و باغ جهانشهر و باغ سيب مهرشهر، دو منطقه سرسبز و وسيع کلانشهر کرج که به مثابه دو ريه تنفسي براي اين شهر عمل مي کنند، موجب تشويش خاطر مردم و مسوولان اين کلانشهر شد، هيچ کس فکرش را هم نمي کرد که تغيير کاربري هاي ناژوان اصفهان نيز تيشه يي بر ريشه درختان کهن اين منطقه باشد؛ امري که طي روزهاي اخير زمزمه حراج باغات آن به گوش مي رسد و باعث نگراني اصفهاني ها شده است. روزگاري نه چندان دور، ناژوان براي اصفهاني ها، مثل يک بهشت گمشده بود که در غرب اصفهان، چون نوعروسي خودنمايي مي کرد. فرقي نمي کرد صبح يا شب، طلوع يا غروب، هرگاه مي خواستي به دور از سازه هاي شهري و هياهوي آهن و فولاد به سبزينگي بيشه هاي وحشي پناه ببري، ناژوان را انتخاب مي کردي و به لطافت نسيمي که از جانب رودخانه تن سبز برگ بيدهاي مجنون را نوازش مي داد و به تو مي رسيد دل مي سپردي تا چند دقيقه يي هياهوي شهر را فراموش کني. اما اکنون از آن همه باغات سبز و درختان بکر و دست نخورده چيزي باقي نمانده و ناژوان اکنون مثل پيرمردي است که خميده و فرسوده، دندان هايش ريخته و به سختي نفس مي کشد. از عظمت ناژوان که روزگاري باعث آرامش اصفهان بود جز بيماري که آخرين نفس هايش را مي کشد چيزي نمانده و آنهايي هم که باقي مانده در اثر تخريب مردمان که ناژوان را از آن خود مي دانند رو به نابودي است، همان طور که به گفته عضو هيات علمي دانشگاه صنعتي اصفهان و رئيس هيات مديره جمعيت پيام سبز، اگر در قديم به اين منطقه از دور نگاه مي کرديم از آتشگاه تا دنباله رودخانه که به ماربين معروف است زنده رود مثل ماري خزنده از وسط سبزه زارها حرکت مي کرد و تماماً از درخت پوشيده شده بود، اما اکنون نيمي از باغات تغيير کاربري داده اند. مهدي بصيري با اشاره به تاريخچه ناژوان مي گويد؛ ناژوان از انبوه بيشه ها و باغ ها تشکيل شده که تا حدودي از تحول دوران مصون و محفوظ مانده و هنوز مايه طراوت شهر است. اين اکولوژيست در رابطه با وجه تسميه ناژوان گفت؛ ناژوان، ترکيبي است از دو کلمه «ناژ» و «وان» که ناژ گياهي است از خانواده صنوبر که از آن جمله اند تبريزي، کبوده، صنوبر و «وان» پسوند است براي جا و مکان و ناژنان يا ناژوان به معني جايگاه درختان ناژ و صنوبر، پس ناژوان به معني محلي بوده است. ناژوان کنوني با وسعتي حدود 1200 هکتار در بخش غربي شهر، تنها بقاياي فضاي سبز متمرکز حاشيه شهر اصفهان است که رودخانه زاينده رود با عبور از دل باغ ها و بيشه ها و مزارع وسيع کشاورزي جلوه يي کم نظير به آن بخشيده و اين محيط را از ديگر پارک هاي اصفهان متفاوت ساخته و به يکي از مراکز تفريحي شهر اصفهان مبدل کرده است.

به گفته مهدي بصيري در سال 1354 کل فضاي سبز شهر اصفهان 21 هزار هکتار بوده که اکنون به 14 هزار هکتار تقليل يافته است که اين جاي تاسف است، چون در آن زمان جمعيت هم بسيار کمتر از امروز بود. به گفته حسين اسحاقي، يکي از شهروندان اين منطقه که نظري مشابه با آن استاد دانشگاه دارد و نمي تواند نگراني خود را از اين به گفته او بي مهري ها پنهان کند، مي گويد؛ اکنون شايعه تغيير کاربري و فروش باغ هاي ناژوان بار ديگر موجب نگراني مردم اين منطقه شده است و با توجه به خشکسالي هايي که ايجاد شده، اين مساله با شدت بيشتري انجام مي گيرد. اين درحالي است که به گفته کارشناسان، آلودگي زيست محيطي و بروز انواع بيماري هاي تنفسي، تنها بخشي از نتايج نابودي باغ ها و فضاي سبز اين کلانشهر پرجمعيت است. محمود سلطاني کارشناس و متخصص محيط زيست نيز ضمن انتقاد از عملکرد سازمان هاي ذيربط مي گويد؛ چمن نياز به مراقبت و هزينه زيادي دارد و آن طور که بايد و شايد مثل درختان کارکرد تصفيه را ندارد و به همين خاطر چون از هر نظر نگهداري درختان مقرون به صرفه است، پس ضروري است که درختان ناژوان حفظ شود. با توجه به اينکه هم اکنون تغيير کاربري باغات و ساخت و سازهاي بيش از اندازه، حيات ناژوان را به خطر انداخته و چون شهرداري اجازه تبديل و فروش باغات و تغيير کاربري در اين منطقه را نمي دهد، لذا باغداران با خشک کردن باغ هايشان، توجيه مناسبي براي اين مورد مي يابند.

مهدي بصيري عضو هيات علمي دانشکده منابع طبيعي نيز با اظهار تاسف از اينکه مديريت انساني با تمايلات سودجويانه و پول پرستي به تخريب منابع طبيعي پرداخته است، مي گويد؛ تکنوفيل ها يا دوستداران تکنولوژي، بدون توجه به پيامدهاي هرکاري، ساخت و ساز مي کنند اما فکر صحيحي ندارند و اين مساله خطرناک است. اين مباحث درحالي مطرح مي شود که هم اکنون روزانه 450 خودرو صفر، وارد خيابان هاي شهر اصفهان مي شود و با کمربند دودزايي که به خاطر کارخانجات و صنايع، اين شهر را احاطه کرده، اين کلانشهر نيازمند ريه يي براي تنفس است؛ ريه يي که دوسوم آن در دست مالکان خصوصي است و هر روز از حجم آن کاسته مي شود تا آنجايي که برخي همانند عليرضا نصراصفهاني، عضو شوراي اسلامي شهر اصفهان احساس خطر کرده و با اشاره به اهميت منطقه ناژوان در غرب شهر اصفهان و استفاده بهينه از اين مکان و سرمايه تاکيد مي کند؛ براي حفظ اين منطقه با ويژگي هاي منحصر به فرد و با داشتن لطافت آب و هوايي و سرسبزي به طور مطلوب تصميم گيري و استفاده نمي شود. وي همچنين حفظ و توسعه فضاي سبز منطقه ناژوان براي استفاده شهروندان اصفهاني و دفاع از حق و حقوق آنان براي استفاده از اين منطقه را ضروري دانسته است.

هم اکنون به اعتقاد بسياري از مسوولان، علت عدم توفيق کميته عالي ناژوان در حل مشکلات اين منطقه، ملي بودن آن است و در صورت رفع قانوني مسائل و مشکلات منطقه ناژوان، اين منطقه مي تواند به عنوان پروژه مهم در بحث مشارکت ها مطرح و مديريت شود.

عضو کميسيون فرهنگي- اجتماعي شوراي اسلامي شهر اصفهان نيز در همين رابطه از مسوولان ذي ربط و مديريت استان به عنوان نماينده دولت خواست براي حل مشکل غرب اصفهان از هيچ تلاشي دريغ نکنند، چون اگر به راحتي از کنار اين مشکل عبور کنند بايد در آينده جوابگوي مردم باشند. در حال حاضر بهترين زمين هاي کشاورزي در حاشيه رودخانه است و حاصلخيزترين زمين ها در غرب اصفهان که از نظر راندمان در حد مطلوبي است، اما به عنوان گنج طبيعي اصفهان مورد غفلت قرار گرفته است. اين محدوده 1200 هکتاري با قرار گرفتن در محدوده ساخت و ساز و توسعه شهري به شدت دچار تغيير کاربري شده است. با توجه به وضعيت قرار گرفتن اين پارک در مسير بادهاي غربي- جنوب غرب به شمال شرق- و وضعيت قرار گرفتن اکثر صنايع آلاينده در غرب اصفهان اين پارک به عنوان فيلتر طبيعي براي شهر اصفهان عمل مي کند و هرگونه دخل و تصرف و تغيير در ساختار طبيعي اين پارک موجب تشديد وضعيت بحراني آلودگي شهر اصفهان شده و وضعيت خطرناکي را براي اين کلانشهر به وجود مي آورد.
سازمان هاي غيردولتي؛ موتور محرک جامعه مدني در ايران
نگاه آسيب شناسانه به ساختارNGO ها در ايران
حسين جمشيدي*

جهاني شدن، مسائل جديد و عمده يي را بر پيکره نظام بين المللي وارد ساخته است. سازمان هاي غيردولتي يا همان NGOها از مسائل به روز و جديد دنياي حاضر هستند. اين سازمان ها که ساختاري متفاوت از سازمان هاي دولتي دارند، عنصر اصلي جامعه در برابر دولت محسوب مي شوند. سازمان هاي دولتي ساختاري بالا به پايين دارند و از قلب جامعه و مردم شکل مي گيرند. اين سازمان ها تاريخچه پيدايش معيني ندارند اما به هر حال ويژگي هاي خاصي را دارا هستند. اين سازمان هاي غيرحکومتي، خودجوش، غيرانتفاعي، داوطلبانه و داراي تشکيلات ساختاري اند؛ که به نوعي به بخشي از نيازهاي جامعه پاسخ مي دهند. عرصه فعاليت هاي اين سازمان ها گسترده و متنوع است و از اقدامات خيريه يي تا تجاري، از تجاري تا فرهنگي- اجتماعي و... را دربر مي گيرد. اين گونه سازمان هاي غيردولتي عنصر اصلي يک جامعه مدني پويا قلمداد مي شوند. اين سازمان ها مسائلي همچون کمک به تحقق اصل آزادي انجمن ها، تشويق کثرت گرايي در جامعه، ايجاد تعادل اجتماعي و قواعد قانوني آن، بالا بردن بازدهي منابع انساني و مالي و... را دربر دارند.1

شکل گيري جامعه مدني در ايران به ايجاد توازن ميان بخش هاي دولتي و غيردولتي بستگي خواهد داشت. توسعه و استقرار مردمسالاري در ايران در گرو شکل گيري اين جامعه مدني همراه با تحول آن در درون دولت است. در گفتمان دولت و جامعه مدني زماني توازن حاکم مي شود که نهادهاي مردمسالار شکل گيرند. يک جنبه مشخص از اين نهادهاي مردمسالار NGO ها هستند.

از ديگر سو توسعه نهادهاي مردمسالار در ايران همواره با مشکلات و محدوديت هايي چه از جانب ساختار سياسي و چه از جانب ساختار اجتماعي روبه رو بوده است.2 البته اقداماتي براي توسعه اين سازمان ها به خصوص از سال1376 شمسي و با روي کار آمدن فعالان جامعه مدني صورت گرفت. اساسي ترين اقدام دولت در اين زمينه را مي توان تصويب آيين نامه اجرايي تاسيس و فعاليت سازمان هاي غيردولتي در بهمن 1381 بيان کرد.3

دهه هاي دوم و سوم انقلاب، فعاليت سازمان هاي غيردولتي گسترده مي شود، اگرچه هنوز مشکلات فراواني براي فعاليت NGOها در ايران وجود دارد. اقدامات متعددي زمينه ساز سازمان هاي غيردولتي در ايران پس از سال 1376 شد. مسائلي همچون ظرفيت سازي و توانمندسازي چه در سطوح فردي سازماني- محيطي و همچنين ايجاد نشست ها و همايش ها مانند نشست بوشهر (1376ش)، نشست مشهد(1380ش)، کرمان، يزد و... که در نهايت کمک شاياني به ظهور NGO ها در ايران کرد.4

از سوي ديگر بايد اشاره کرد به رغم رشد کمي سازمان هاي غيردولتي در ايران، ما هنوز شاهد فراز و نشيب هاي فراوان در اين زمينه هستيم. مهم ترين عامل در اين زمينه، طرز نگرش دولت و نخبگان حکومتي به NGO هاست.

متاسفانه بعضاً نگرش از موضع قدرت و همچنين نگاه از بالا به پايين دولت به NGOها، حضور فعال NGO ها را با چالش روبه رو کرده است. اما بايد اذعان کرد رشد گسترده ارتباطات جهاني همچون اينترنت، ماهواره ها و در نهايت رشد آگاهي از يک سو و ايجاد ذهنيت مبتني بر حل مشکلات از دل جامعه (و نه دولت) در ميان مردم، شعله ها را براي شکل گيري NGO ها روشن نگه داشته است. اما اجراي برنامه سوم و چهارم توسعه، زمينه را براي تقويت بخش غيردولتي فراهم آورده است. بر اساس يک برآورد در سال 1358 تا 1384 تعداد سازمان هاي غيردولتي در ايران 15 برابر شده است.5

با بيان اين مسائل بايد اذعان کرد با توجه به فرهنگ و حسن همکاري و نوع دوستي در ميان ايرانيان، جمهوري اسلامي ايران قابليت هاي فراواني در ايجاد و گسترش سازمان هاي غيردولتي داراست. آسيب شناسي سازمان هاي غيردولتي در ايران کمک فراواني به شناسايي نقاط ضعف اين سازمان ها مي کند. شناسايي اين نقاط ضعف مي تواند در آينده زمينه ساز حل اين مشکلات و نواقص شود و به پويايي آنها کمک کند؛ همان طور که آسيب هاي بيروني همچون طرز نگرش دولت و حکومت به سازمان هاي غيردولتي و ساختار حکومتي و... در رشد NGO ها موثرند. بايد مهم ترين ضعف NGO ها در ايران را ناشي از آسيب هاي دروني آنها نام برد. آسيب هاي دروني به مجموعه مسائلي که در درون سازمان و ناشي از عملکرد کل سازمان و روابط بين آنها است، اطلاق مي شود. در يک نگاه و رويکرد انتقادي به ساختار سازمان هاي غيردولتي مسائل مختلفي را مي توان به عنوان آسيب هاي دروني استخراج کرد، مسائلي همچون تک محوري و خودبرتربيني افراد و اعضاي فعال، عدم طي دوره هاي آموزشي و علمي و در نهايت آشنا نبودن با کار تشکيلاتي و گروهي، حاشيه نشيني و نبود عملکرد حرفه يي بين اعضا.

نبود ابتکار، خلاقيت و آفرينندگي، بي توجهي به مسائل روز، عدم دسترسي به دستگاه هاي تبليغاتي و نداشتن يک سيستم اطلاع رساني، دور ماندن نخبگان فکري از اين سازمان ها و... از جمله چالش هاي پيش روي سازمان هاي غيردولتي در ايران است.6

در ميان مشکلاتي که ارائه شد، موانع و محدوديت هاي ديگري نيز وجود دارند که حياتي تر و مهم تر قلمداد مي شوند. مهم ترين مساله تشکيل NGO توانايي مالي و مادي اين سازمان است. امروزه مدرن ترين سازمان هاي غيردولتي در دنيا از پيشرفته ترين راه ها براي تامين هزينه هاي مالي خود استفاده مي کنند.

ادامه در صفحه 10
تابستان، سفر، واهمه
امين عباسي

يکي از شاخص هاي تابستان، سفرهايش است؛ سفرهايي که در ديگر فصل هاي سال به هزار و يک دليل فرصتش به دست نمي آيد. سفر و سفر رفتن که در دنياي مدرن و توسعه يافته امروز مفهوم جديدتري يافته و آغشته به فرهنگ تازه تري شده، در کشورهاي توسعه يافته بيشتر به شکل سفر هاي جمعي سازمان يافته بروز مي کند؛ برنامه ريزي براي سفرهاي کوتاه مدت آخر هفته و حتي سفرهاي درازمدت فصلي، که در تمام فصول سال براي خود برنامه مدون و خاص خويش را دارد.

تجربه دنياهاي تازه و خارق العاده طبيعي و گردشگري و آشنايي و حتي همزيستي کوتاه مدت با مردم و فرهنگ هاي گوناگون، انرژي گرفتن از يکديگر و سکوت جذاب طبيعت که پر از مفاهيم ناشناخته است از نيازهاي جدي انسان امروزي است. اما اينکه چرا در ايران مفهوم سفر فقط به تابستان اطلاق مي شود؛ سوالي است که همچنان بي جواب باقي مانده است. اما براي اين دوره زماني کوتاه مدت سفر ايراني ها، جواب هايي يافته شده است.

طبيعت گردي و گردشگري با تمام قدمتش در ايران حرکتي نو (نوين بنيان) به حساب مي آيد. حرکتي که اگر برنامه مدون و صاحب ساختاري در پس آن باشد، مي تواند فرهنگي را در کشورمان پايه ريزي کند تا گروه هاي بسياري از مردم در بسياري از ماه هاي سال با مشکل کمتري از نظر مالي و استفاده از وسايل ابتدايي سفر، بتوانند از آن بهره مند شوند. اما سفر در ايران با همه توانايي هاي طبيعي کشور و وجود آثار باستاني اين خاک باز هم مقوله غريبي است. سفر در ايران به بيش از تابستان معنا پيدا نمي کند. بديهي است با روند فعلي گردشگري در کشورمان، فاصله ما با گردشگري و طبيعت گردي جدي و تخصصي فاصله زيادي است.

مشکل اصلي سفرهاي ما در ايران به چند بخش تقسيم مي شود. با نبود اطلاعات کافي از جذابيت هاي مسيرها و جاده هاي ايران، همواره فرصتي را که در طول مسير سفر در اختيار داريم، از دست مي دهيم. بسيار پيش آمده که با ناآشنا بودن به مسير، تنها به خستگي مفرط مي رسيم که شيريني سفر را به کام مان تلخ مي کند. البته بايد به اين مساله نيز اشاره کرد که چنين سفرهايي که حجم زيادي از سفرهاي مردم کشور ما را در بر مي گيرد، داراي ضريب خطر بالايي نيز هست. چون عملاً مسافران به محيط ها و مناطقي مي روند که نسبت به آن مکان آگاهي کامل ندارند.

اما يکي از بزرگ ترين مشکل ها در پس سفرهاي مردم ما تخريب ندانسته طبيعت است. بر فرض مثال آلوده کردن چشمه ها و رودخانه با انواع زباله ها و بريدن شاخ و برگ هاي درختان، چيدن گياهان نادر، لگدمال کردن مراتع طبيعي و گلزارها و گاه آتش سوزي جنگل ها، از جمله اتفاقاتي است که به دست مسافران رخ مي دهد؛ از نوشتن شعار روي ديوار قلعه ها و مکان هاي تاريخي گرفته تا نوشتن يادگاري روي بدنه درختان.

اما مساله اساسي، بي ساماني در برنامه هاي کلان گردشگري کشور است. اين بي برنامگي منجر شده تا مردم در ناآگاهي نسبت به ظرفيت هاي گردشگري و نوع برخورد با آن باقي بمانند و ناخواسته دست به نابودي آن زنند.

همين که حتي در حد تبليغات يا برنامه هم نقاط جذاب گردشگري کشور به مردم معرفي نمي شود، منجر به بي سوادي مردم در بحث گردشگري و طبيعت گردي است و اين بي سوادي به جايي مي رسد که مردم فقط به نقاطي که از قبل شناخته شده (از نظر خودشان) هجوم برده و باعث نابودي آن منطقه بشوند.

اما در اين شرايط چه بايد کرد. مينا غني پور از فعالان حوزه گردشگري و طبيعت گردي که چندين پروژه آموزشي را با دانشگاه تهران اجرا کرده درباره اين ماجرا معتقد است تنها راه سامان گرفتن اين معضل در حال حاضر بها دادن به سفرهاي دسته جمعي در قالب تور است که ترغيب مردم براي استفاده از اين سفرها داراي مزاياي بسياري است.

به گفته اين راهنماي گردشگري استفاده از تخصص و اطلاعات رهبران تورها و بالا بردن سطح اطلاعات در مورد گردشگري و طبيعت گردي به صورت رايگان و استفاده از اين اطلاعات براي سفرهاي خانوادگي از جمله فعاليت هايي است که بايد پيگيري شود.

به گفته غني پور، جلوگيري از اتلاف وقت و صرف بي رويه و بي حاصل زمان و داشتن امنيت روحي و مادي بيشتر و صرف هزينه هاي کم براي سفرهاي مختلف از ويژگي هاي سفر هاي سازمان يافته گروهي است.

به همه اين مزايا بايد بهره مندي از فضاي ارتباط جمعي با دوستان، آشنا شدن با انسان هاي هم فکر و هم سليقه و همچنين بالا بردن سطح اطلاعات مختلف و دانش فردي با معاشرت هايي که در اين نوع سفرها رخ مي دهد نيز اشاره کرد.

اين راهنماي گردشگري تاکيد دارد با چنين فرهنگ سازي، ديگر تابستان تنها فصل سفر نيست و تنها شمال و کيش جاي سفر نيست بلکه سفرها در تمام فصول سال به وجود خواهد آمد و تمام نقاط ايران مکاني براي آرامش و گردشگري ايرانيان خواهد شد. به اعتقاد او اين موضوع فقط از طريق شرکت هاي ساپورت کننده اين تورها ميسر نيست بلکه دولت نيز با اطلاع رساني جامع بايد سطح آگاهي مردم را افزايش دهد تا مردم ترغيب شوند از اين گونه سفرها استفاده کنند زيرا فعلاً براي نبود اطلاعات کافي، مردم به تمام مزاياي اين سفرها شک دارند و فقط دولت است که با تبليغات هاي بجا و منسجم مي تواند به خلق چنين اتفاق بزرگي کمک کند.

غني پور اشاره مي کند؛ اگر دولت به اين روش عمل نکند و از ابزار در دست خويش بهره نگيرد، بايد از تابستان و سفرهايش واهمه داشته باشيم زيرا در اين شرايط تابستان تنها فصل سفر خواهد بود و با اين هجمه سفر در تابستان و حضور خيل عظيم مردم در يک نقطه يا چند نقطه مشخص تنها چيزي که به ثمر مي آورد نابودي منابع اکوتوريسم کشور خواهد بود.
عناوين اين صفحه
ريه هاي اصفهان، پر از اکسيژن مرگ
نگاه آسيب شناسانه به ساختارNGO ها در ايران
تابستان، سفر، واهمه
آنفلوآنزاي جديد H1N1 آنفلوآنزاي خوکي

آنفلوآنزاي جديد H1N1 آنفلوآنزاي خوکي
دکتر مژگان شيراني*

آنفلوآنزاي جديد H1N1نوع جديدي از آنفلوآنزا است که در آوريل سال 2009 نخستين بار در ايالات متحده مشاهده شد و سپس از کشورهاي مکزيک و کانادا نيز گزارش شد و به دليل سرايت بالا به سرعت در سراسر جهان منتشر شد. علت نامگذاري آن به آنفلوآنزاي خوکي به جهت تشابه ژن هاي ويروس آن با ژن هاي مشابه است که در خوک ها موجب آنفلوآنزا مي شود .

روش انتقال


ويروس ها از طريق قطرات تنفسي موجود در سرفه يا عطسه فرد آلوده وارد محيط مي شوند و استنشاق اين هواي آلوده موجب ابتلاي ساير افراد خواهد شد. تماس دست با اشياي آلوده به قطرات تنفسي و سپس تماس دست آلوده با مخاط چشم، دهان و بيني راه ديگر ابتلا است. ويروس اين نوع آنفلوآنزا از 2 تا 8 ساعت روي سطوح زنده مي ماند. خوردن غذا يا آب آلوده موجب ابتلا نمي شود، همچنين شنا کردن راه انتقال بيماري نيست.

توصيه هاي بهداشتي جهت پيشگيري از سرايت بيماري

- استفاده از دستمال هنگام عطسه و سرفه و انداختن دستمال در سطل زباله

- شستن مداوم دست ها با آب و صابون يا تميزکننده هاي حاوي الکل به مدت 15 تا 20 ثانيه

- اجتناب از تماس دست نشسته با چشم ها، دهان و بيني

- اجتناب از تماس نزديک با بيماران

- درصورت ابتلا به بيماري استراحت در خانه به مدت هفت روز بعد از شروع علائم تا 24 ساعت بعد از رفع علائم

- درصورت ابتلا به بيماري شديد يا ايجاد بيماري در فردي که در معرض خطر عوارض است، حتماً مراجعه به پزشک ضروري است .

علائم هشدار

الف- علائم هشدار در کودکان

1- تنفس سريع يا سخت

2- آبي يا خاکستري شدن پوست

3- عدم توانايي نوشيدن مايعات

4- استفراغ شديد يا مداوم

5- عدم برقراري ارتباط و عدم هوشياري

6- تحريک پذيري شديد

7- عود کردن علائم پس از بهبودي مثلاً شروع مجدد تب و تشديد سرفه

ب - علائم هشدار در بزرگسالان

1- تنفس مشکل يا تنگي نفس

2- درد يا احساس فشار در قفسه سينه يا شکم

3- گيجي و ضعف ناگهاني

4- خواب آلودگي

5- استفراغ شديد يا مداوم

6- عود کردن علائم پس از بهبودي مثلاً شروع مجدد تب و تشديد سرفه

* متخصص بيماري هاي داخلي


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام