رسول منتجب نيا*

سخنان محمود احمدي نژاد که پيش از خطبه هاي نماز جمعه اين هفته تهران از اين تريبون ايراد شد مسبوق به سابقه است. بعد از انتخابات رياست جمهوري دهم اين نخستين بار نبود که آقايان در برابر حريف هايي که امروز در انزوا قرار گرفته اند و نه قدرتي دارند و نه تريبوني به تنهايي ميدان داري مي کنند و علاوه بر تهديدهايي که چاشني اظهاراتش کرد قوه قضائيه و نيروهاي ديگر را به برخورد با منتقدانشان تشويق مي کنند. آنچه مي توان گفت اين است که اولاً اين رسم انسان هاي بزرگوار نيست که وقتي به پيروزي برسند البته صرف نظر از اينکه پيروزي بحق باشد يا ناحق تلاش کنند از در انتقام جويي وارد شوند و با کساني که در دوران مبارزه هاي انتخاباتي بدترين برخوردها را روا داشتند رويه را ادامه دهند و بعد از پيروزي هم بخواهند علاوه بر برخورد، انتقام جويي کنند. از سوي ديگر کشور دستگاه قضايي و اطلاعاتي دارد. اگرچه دستگاه اطلاعاتي زير نظر دولت است اما قوه قضائيه ما مستقل است و اين گونه نيست که هر کس از هر طرف به قوه قضائيه دستور دهد و راست و چپ تقاضاي برخورد کند و در همين راستا روزنامه هاي جناح راست هم دائم مطالبي دستوري بنويسند که «با سران اين جريان برخورد کنيد»، «دستگير کنيد»، «مجازات کنيد». اين به معناي دخالت در کارهاي نهادي است که هويت و امتياز و ارزشش در حفظ استقلالش خلاصه شده است.
اما مساله مهم تر اين است که اگر بناست نسبت به کساني که به چهره نظام در دنيا ضربه زدند، بررسي و برخوردي صورت گيرد بايد نه تنها آنهايي که در اين مساله درگير بودند بلکه تمام آنهايي که سبب و علت اصلي اين ماجرا بودند تحت تعقيب قرار گيرند، چرا که از قديم علما گفته اند سبب، قوي تر از مباشرات و نقش سبب اصلي در به وجود آمدن معلول و مصوب به مراتب بيشتر از واسطه است.
در اينجا هم سبب اصلي کساني هستند که اين شرايط را به وجود آورده و کار را به آنجا رساندند که عده يي ادعا کنند حق ما و مردم ضايع شده است. سبب اصلي آنها هستند نه آنهايي که ادعا مي کنند متهمان ضايع شده اند. به هرحال به استناد قرآن هم که مي فرمايد «خدا آشکارکننده سخن بد را دوست ندارد مگر از جانب کسي به وي ظلمي شده است » هر کسي احساس مي کند ظلمي به او شده مي تواند فرياد بزند که فرياد مي زنند و آنهايي که اين افراد را وادار به فرياد زدن کردند به تعقيب و مجازات سزاوارتر هستند. آنها به برخورد سزاوارتر از اين هستند که سرزنش کنند. وانگهي مگر ضرورتي داشت با مردمي که مي خواستند با آرامش حق خودشان را بگيرند، به روش هاي نظامي و انتظامي برخورد شود؟ چرا که مردم نجيب ما نياز به اين برخوردها نداشتند. به جاي اين تهديدها بايد ببينيم چه کساني آمدند و مردم را مورد ضرب و جرح قرار دادند که اين همه فجايع به وجود آمده است. ما به جاي اينکه کساني را که دستور برخورد دادند و کساني که برخورد را انجام دادند مورد تعقيب قرار دهيم، مي خواهيم صورت مساله را پاک کنيم و گناه را به گردن کساني بيندازيم که از حق شان دفاع مي کنند. بنابراين بايد خود افرادي که اين شرايط را به وجود آوردند و در راس همه آنها دولت است مورد تعقيب قرار گيرند چرا که شرايطي را به وجود آوردند که ميليون ها نفر به خيابان بريزند و بگويند حق و راي ما را برگردانيد.
به اعتقاد من اصل اين برخوردها، برخوردهاي خوب و مناسبي نيست و اصلاً در شأن برخي جريان ها نيست که از طريق انتقام جويي وارد شوند و بخواهند با رقباي خودشان با قلدري و تهديد برخورد کنند. همه به خوبي واقفند نيروي انتظامي، اطلاعات، صدا و سيما و همه تريبون ها در اختيار برخي جريان ها است پس ايشان ديگر نياز به تهديد ندارد چرا که آنها هر کاري که مي خواهند، بدون تهديد انجام مي دهند. بايد بگويم اين تهديد کردن ها است که بيشتر از گذشته وجهه جمهوري اسلامي را در دنيا خراب مي کند و به دست ديگران بهانه مي دهد.
* قائم مقام حزب اعتماد ملي