سه شنبه، 10 شهريور 1388 - شماره 2041
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه نخست
1


ديگر حرف «کارآمدي» و «ناکارآمدي» وزراي پيشنهادي نبود، «احمدي نژاد»


فصل مشترک تمام نطق هاي مخالفان بود

گروه سياسي، صبا آذرپيک؛ ديروز هم روز «احمدي نژاد» نبود. مجلس يکدست از جناب رئيس دولت انتقاد مي کرد، ديگر حرف «کارآمدي» و «ناکارآمدي» وزراي پيشنهادي نبود؛ «احمدي نژاد» فصل مشترک تمام نطق هاي مخالفان بود.وزير اگر وزير قديمي بود با آماج سوالات مواجه مي شد که چرا احمدي نژاد اين کار را نکرد و آن کار را کرد و «تو» چهار سال هيچ چيزي نگفتي و «بله، اجرا مي کنم» تنها پاسخت بوده؛ اگر هم وزير پيشنهادي چهره جديد بود باز يکجور ديگر اسم احمدي نژاد وسط مي آمد؛ «نکند هر چيزي که احمدي نژاد مي گويد اجرا کني»، «نکند وزارت اطلاعات، وزارت اطلاعات احمدي نژاد شود»، «نکند وزير سايه باشي و...» تا به اين ترتيب پيش بيني رئيس دولت درست از آب در بيايد. او بعدازظهر شنبه گويا به فراست دريافته بود که اين بار، بحث مجلس، بحث ضعف هاي اوست. اگر اصولگرايان چهار سال لب به مصلحت گاز گرفتند و چيزي نگفتند اما روز انتخاب وزرا براي احمدي نژاد «روز گذار» نيست، روز ماندن و جواب پس دادن است. مجلسي ها حافظه شان قوي شده. از همان سال اول دولت نهم ضعف ها را ليست کرده بودند و مي خواندند تا سخنان يکشنبه احمدي نژاد که مي گفت «تريبون، تريبون تخريب من است» برايش مسجل شود. وزير آموزش و پرورش، خارجه و اطلاعات روز سختي را سپري کردند و هر سه قرباني عملکرد رئيس دولت نهم شدند.سوسن کشاورز گرچه معلوم شد به جاي 22 سمت اجرايي تنها سه سمت مديريتي داشته اما مخالفان اصلي اش احمدي نژاد را مخاطب قرار مي دادند که يادت هست چهار سال هر آنچه خواستيد، کرديد و مشورت نگرفتيد و سه سرپرست و سه وزير را راهي وزارت آموزش و پرورش کرديد تا نابساماني چهار سال بر اين سازمان عريض و طويل سايه افکند. به قول نماينده ها «سوءمديريت» رئيس دولت بد بين شان کرده و مي ترسند مبادا تاريخ تکرار شود و همان بلا بار ديگر با آمدن سوسن کشاورز که در قامت معلم هيچ گاه در کلاس درسي حاضر شده و خاک گچي نخورده تکرار شود. هر چند موافقان گفتند «زن» است و راي دهيد تا پاسخ دندان شکني به «دشمن» باشد چرا که پس از 30سال چرا چنين به نظام توهين مي کنيد و راي آوردن يک وزير اينقدر ارزش دارد که جملات دشمن شاد کن مي گوييد. وزير خارجه هم که هر چه شنيد به قول نماينده ها دست گل هاي احمدي نژاد بود و او بايد پاسخ مي داد چرا وقتي چهار سال سياست خارجي ايران با ابداعات احمدي نژاد جلو مي رفت به استاد حمل و نقل و ترافيک، درس سياست ياد نداد تا منافع کشور در خزر و خليج فارس اين طور ضايع نشود. ترکيه و سوريه بشوند کشورهاي اول مدافع اسلام و تاثيرگذار منطقه و ايران نظاره گر داووس باشد و کشتار گرجستان و مسلمانان چين و سکوت کند. نامه به اوباما، پاپ، هولوکاست، سخنراني هاي توهين آميز ژنو، عضو دائم نشدن شوراي امنيت، از دست دادن سهم درياي خزر، نداشتن يک سفر اروپايي رئيس دولت، کدر شدن روابط خارجي با بسياري از کشورها به جز بوليوي، زامبيا، کلمبيا و... همه کارهاي احمدي نژاد بود که متکي بايد به جايش جواب پس مي داد. نوبت وزارت اطلاعات هم که رسيد در روي همان پاشنه مي چرخيد. حرف احمدي نژاد بود و عزل هاي بي دليل در اين وزارتخانه. مجلس نگران بود مشورت نکردن با مقامات ارشد نظام در پالايش وزارتخانه ادامه يابد و وزارت اطلاعات نظام شود وزارت اطلاعات احمدي نژاد.«شما وزير اطلاعات نظام هستيد يا وزير اطلاعات آقاي احمدي نژاد». اين سوال مشترک مخالفان حيدر مصلحي وزير پيشنهادي اطلاعات بود. آنها از اينکه مصلحي در برنامه هايش به صراحت عنوان کرده هم منويات مقام معظم رهبري و هم منويات احمدي نژاد را لحاظ مي کند، دچار ترديد شده بودند که مبادا وزارت اطلاعات به جاي آنکه به نظرات رهبري صرفاً توجه کند، نهادي شود براي گروه و طيف خاص سياسي. ديروز اصلاح طلبان مخالفان وزير اطلاعات بودند؛ آنها به استناد ترديد اول شان، از مصلحي خواستند توضيح دهد که نظرش در مورد عزل و نصب ها چيست؟ مخالفان مي پرسيدند آيا او هم مي خواهد به پالايش هاي مورد نظر احمدي نژاد در اين وزارتخانه تن دهد يا در برابر آن مقاومت خواهد کرد. بعد هم که مخالفان در برنامه هاي وزير ريز شدند سوالاتي مي پرسيدند؛ «منظورتان از اينکه شبکه مجازي اطلاعات را بايد تا عمق جامعه نفوذ داد يعني چي؟ آيا مصلحي مي خواهد جامعه را اطلاعاتي کند؟» بعد هم رسيدند به شوراي هماهنگي اطلاعات که ايده مصلحي است و مخالفان معترض بودند به جاي اينکه وزارت اطلاعات مادر اطلاعات کشور باشد و جلوي کار نهادهاي امنيتي موازي را بگيرد، تازه پيشنهاد داده براي هماهنگي بين اين نهادها شوراي هماهنگي هم راه بيفتد. حال آنکه طبق نظر امام خميني(ره) وزارت اطلاعات بايد تنها نهاد اطلاعاتي باشد و ساير دستگاه ها کار اطلاعاتي نکنند. در مقابل مصطفي کواکبيان و جمشيد انصاري که از مخالفان بودند، موافقان مصلحي هم چهره هاي سرشناس اصولگرا بودند. روح الله حسينيان صلاح ديد خودش پشت ميکروفن برود و از همکار قديمي اش دفاع کند. عليرضا زاکاني نماينده ديگر حامي احمدي نژاد هم کنار محمدرضا ميرتاج الديني روحاني عضو هيات رئيسه مجلس به کمک مصلحي رفتند تا پاسخ دهند، اما به جاي دفاع از برنامه هاي مصلحي، اصلاح طلبان، دوران رياست جمهوري محمد خاتمي و وزير اطلاعات آن دوران حسن يونسي را مورد نقد قرار دادند تا صداي اعتراض اصلاح طلب ها هم دربيايد و وزير اطلاعات بهانه يي شود براي اينکه دو طيف، همديگر را به خاطر کارهاي اطلاعاتي شان زير سوال ببرند. کار تا جايي بالا گرفت که دفتر علي يونسي اطلاعيه داد و از اصولگرايان خواست اگر براي اتهاماتي که به وزارت اطلاعات دوران اصلاحات زدند مدرک دارند، رو کنند، تا به نوعي صحن علني مجلس به جاي بررسي کارآمدي وزير به اين سمت و سو کشيده شود که اصلاح طلبان هشدار دهند وزارت اطلاعات بشود «وزارت اطلاعات احمدي نژاد» و اصولگراهاي حامي احمدي نژاد هم در مقام پاسخ مي گفتند اين ويژگي تنها به دوران اصلاحات اختصاص داشت که وزارت اطلاعات شده بود «وزارت خاتمي». مصلحي هم که سعي کرد آرام سخن بگويد اما چند جا هم جملاتي گفت که باز سبب شد منتقدان امنيتي شدن جامعه تذکر دهند که با اين حرف ها احساس خطر بايد کرد. نطق ها را مصطفي کواکبيان نماينده اصلاح طلب مخالف شروع کرد. او از مصلحي خواست جواب چند سوال را صريح بدهد؛ «اولين مساله ما اين است که وزارت اطلاعات را براي نظام مي دانيم نه براي دولت خاص چون دولت ها مي آيند و مي روند و بايد ببينيم آقاي مصلحي چقدر در اين راستا گام برمي دارد. وي به مصلحي يادآوري کرد که چشم پوشي مي کنند از فعاليت هاي وي در ستاد انتخاباتي احمدي نژاد، اما آيا وي در آينده اين وزارتخانه مي خواهد منبع اطلاعاتي و امنيتي براي کل نظام باشد يا مخصوص دولت دهم؟ خطر بيشتر اين است که بخواهيم در وزارت اطلاعات يک سليقه خاصي حاکم باشد.

وي با بيان اينکه مي خواهيم اين وزارتخانه براي منويات کل نظام و رهبري باشد، نه در اختيار سليقه خاص سياسي اعم از اصلاح طلب يا اصولگرا تاکيد کرد وزارت اطلاعات چشم و گوش نظام سياسي برآمده از خون شهداست اما برنامه هاي مصلحي اين را نشان نمي دهد و ما وزارت قانونگرا مي خواهيم نه براي اشخاص خاص و سليقه گري هاي خاص. نگراني دوم کواکبيان در مورد دستگاه هاي موازي اطلاعاتي بود که مصلحي گفت با آنها کنار مي آيد؛ «وزارت اطلاعات به عنوان دستگاه مادر اطلاعات مي خواهد فعاليت کند يا به عنوان وزارتخانه يي در جنب دستگاه هاي موازي اطلاعات ديگر؟» اين نماينده در پشت تريبون مجلس خبر داد مصلحي گفته حتي به دنبال ايجاد شوراي هماهنگي اطلاعات است تا بين اين نهادها هماهنگي ايجاد کند به همين دليل هم پرسيد آيا اين به آن مفهوم است که مي خواهيد همچنان دستگاه هاي موازي اطلاعات وجود داشته باشد و لذا يک شوراي هماهنگي هم ايجاد مي کنيد براي اينکه آنها را هماهنگ کند؟ حال آنکه وزارت اطلاعات بايد دستگاه مادر اطلاعات باشد. وي با اشاره به قانون ايجاد وزارت اطلاعات در سال 62 گفت؛ چرا بايد از زبان وزير پيشنهادي نشنويم که دستگاه هاي موازي اطلاعات در کشور نخواهد بود و بر اساس قانون وزارت اطلاعات عمل خواهد شد. همان گونه که در خصوص بازداشتگا ه ها تاکيد کرديم قوه قضائيه هم بايد بگويد هر جايي که نتواند براي خود بازداشتگاه ويژه داشته باشد، دستگاه اطلاعاتي هم اين نکته را توضيح دهد. تا اينجا بحث بر سر احمدي نژاد بود. بعد هم نوبت رسيد به تغيير و تحولات اخير وزارت اطلاعات. هم کواکبيان و هم جمشيد انصاري هر دو از مصلحي مي پرسيدند آيا او هم تحت الامر احمدي نژاد است و پالايش هاي خاص مورد نظر احمدي نژاد را در وزارت اطلاعات ادامه خواهد داد. کواکبيان پرسيد؛ «رئيس جمهور سرپرستي داشتند، در حالي که بر اساس قانون وزارت اطلاعات، سرپرست و وزير اين وزارتخانه يا بايد مجتهد باشد يا تجزي اجتهاد داشته باشد، خيلي از عناصر کليدي اين وزارتخانه کنار زده شدند. آيا به اين وضعيت رضايت مي دهيد يا در اين رابطه با اين تغييرات حتماً نظر خود را عمل مي کنيد؟ بعد هم کنايه يي زد و گفت آيا مثل وزارتخانه هاي ديگر افرادي از اوقاف مي خواهيد ببريد يا از بدنه سالم اطلاعاتي که در اين 30 سال کار کرده را به کار مي گيريد؟ بعد هم جمشيد انصاري دبير کميته سياسي اصلاح طلبان مجلس به عنوان مخالف دوم، اول کار به مصلحي و احمدي نژاد گفت حرف کارشناسي مي زند و خط مشي سياسي اش را دخالت نمي دهد. انصاري اول از همه پرسيد چرا به جاي اينکه برنامه بدهد، برنامه وزارتخانه را آورده است، چون هر وزارتخانه يي يک برنامه بر اساس قوانين مصوب کشور دارد اما برنامه وزير که شيوه مديريتي اش است، نبايد اهداف و افق و برنامه هاي وزارتخانه باشد. انصاري سپس تعابيري را که احمدي نژاد در تغيير و تحولات چهره هاي شاخص وزارت اطلاعات به کار برده بود، يادآوري کرد و نتيجه گرفت احمدي نژاد با سلايق شخصي اش سطوح بالاي مديريتي اين وزارتخانه را برکنار کرد. سپس خبر داد مصلحي در برنامه هايش آورده که هم منويات رهبري را اجرا مي کند و هم منويات احمدي نژاد را و بعد از وزير پيشنهادي اطلاعات پرسيد؛ رعايت فرامين رهبري براي همه وزارتخانه ها لازم است، اما اين وزارتخانه فراقوه يي نبايد اجراي منويات رئيس جمهور را در برنامه هايش بياورد. وي همچنين به نماينده ها خبر داد که مصلحي مي گويد با شبکه مجازي دشمن و نفوذ آن تا عمق روستاها جلو رفته و بايد براي مقابله با اين شبکه، شبکه قوي تري را ايجاد کرد که راهکار وي براي آن برجسته کردن نقش سربازان گمنام در تمامي عرصه ها بوده تا جايي که شبکه وزارت اطلاعات در دانشجو، استادان، نخبگان و ائمه جمعه نفوذ کنند. حال نگرانيم که اين کار به منزله اطلاعاتي کردن فضاي حاکم بر جامعه باشد. اين رويکرد منجر به تشديد بي اعتمادي و سوءظن در جامعه است. وقتي مسوول حفاظت پرسنل وزارت اطلاعات بدون هماهنگي با برخي مسوولان تغيير مي کند، اين نگراني را داريم که باز هم مسوولان اين وزارتخانه دچار تغييراتي از اين دست شوند. انصاري در مورد ويژگي هاي مصلحي هم گفت چندان به ملاک هاي تشخيص اجتهاد در حد تجزي وقوف ندارد، اما وزير پيشنهادي در طول تصدي مسووليت هاي مختلف فاقد تجربه اطلاعاتي مرتبط با اين وزارتخانه بوده است. چرا بايد در چنين سمتي باشد؟ نوبت موافقان که رسيد، زاکاني به جاي پاسخ دادن انتقادات را آغاز کرد. او گفت چون تهديد امروز متفاوت است و مصلحي هم به اين تهديدهاي جديد آشنا است، به درد وزارت مي خورد. او گفت مصلحي به درد مردمي کردن اطلاعات مي خورد. همان نگراني که مخالفان بر آن تاکيد مي کردند و بعد هم با سابقه يي که در قرارگاه کربلا، خاتم و فرماندهي بسيج دارد، بهترين وزير پيشنهادي براي گزينه اطلاعات است چون مي تواند «ناب » ترين افراد را به اين وزارتخانه ببرد. بعد هم در پاسخ به اصلاح طلبان که وزارت احمدي نژادي را نقد مي کردند، گفت؛ من يادم هست سوالي را از وزير اطلاعات اسبق کردم، شش ماه تلاش مي کردند من را قانع کنند، قانع نشدم، يک روز آمدند در دفترم نشستند، گفتند بيا با اين وزير معامله کن و جواب منفي شنيدند. فرداي آن روز که قرار بود سوال را قرائت کنم، در همين کريدور آمدند من را تهديد کردند، گفتند از تو چيزي نداريم، ولي از دوستانت در مجلس چيزي داريم، آنها را رو مي کنيم. من عرضم اين است که در دوره يي که مورد نظر برخي آقايان بود، نوع تعامل از جنس تهديدات بود، اما آن چيزي که من از آقاي مصلحي سراغ دارم، چيزي غير از اين است. نوبت روح الله حسينيان که رسيد، رفت سراغ اينکه مصلحي متخصص امور فرهنگي و هنري است و بلد است چطور در اين حوزه ها مراقب انقلاب نرم باشد. او موضوع را به «دشمن جهانخوار» سوق داد و گفت؛ «دشمنان جهان خوار نيز به اين نتيجه رسيده اند که تنها راه فروپاشي نظام جمهوري اسلامي ايران، اقدامات فرهنگي است و به همين جهت ده ها رسانه شفاهي، کتبي، صوتي و تصويري را به زبان فارسي راه اندازي کرده اند.» او گفت مصلحي آمده تا مراقب کودتاي نرم باشد به ويژه آنکه وزير پيشنهادي با راه اندازي و مديريت پنج مجله فرهنگي سياسي با مقوله رسانه ها هم آشنا شده است و از عهده مقابله با رسانه ها هم برمي آيد. حسينيان که خود از قديمي هاي اين وزارتخانه است، در پاسخ به نماينده هايي که نگران اطلاعاتي شدن جامعه بودند، گفت اصلاً قصدمان همين است که اطلاعات را مردمي کنيم. يکي از آسيب هاي اطلاعات در جمهوري اسلامي، تبديل شدن وزارت اطلاعات به يک سازمان حرفه يي مستقل از مردم است و منفک کردن آن از توده هاي مردم يک آفت اطلاعاتي است. مصلحي حرف چندان جديدي نزد و سخنان زاکاني و حسينيان را تکرار کرد و گفت مگر مي شود وزارت اطلاعات بدون هماهنگي احمدي نژاد کار کند. بعد هم در پاسخ به انتقاد دوم گفت وزارت اطلاعات را از مردم منفک نمي کند و آمده اطلاعات را به قول خودش مردمي کند. بعد هم برخي از احزاب را تهديد کرد که به گروه ها و احزاب معاند تسلط پيدا خواهد کرد. بعد هم سراغ مسائل هنري رفت و گفت چون متوجه شده تهاجم فرهنگي است، به سربازان گمنام خواهد گفت استفاده از مسائل هنري را ياد بگيرند. بعد هم به پرسنل وزارت اطلاعات قول داد پس از 30 سال نگذارد بازنشسته شوند و بيکار و هنوز از آنها استفاده خواهد کرد. تا به اين ترتيب دغدغه هاي اصلاح طلبان با اعلام صريح مصلحي بر اتخاذ همان مواضعي که مخالفان نگرانش بودند، بي پاسخ باقي بماند.
کروبي؛کميته هاي ويژه بامستندات من تشکيل شد
گروه سياسي؛مهدي کروبي کميته يي را که از سوي صادق لاريجاني رئيس قوه قضائيه براي بررسي حوادث اخير تشکيل شده است، گامي مثبت در جهت اعتمادسازي مردم دانست. کروبي درباره تشکيل اين کميته نظراتي دارد؛ «من در نامه يي که به ايشان نوشتم تاکيد کرده بودم که حوادث اخير بررسي شود و حتي اعلام کردم از اين آمادگي برخوردارم که مستندات خود را به ايشان ارائه کنم و در صورتي که امنيت افرادي که آسيب ديده اند تامين شود، آنها را نيز به ايشان معرفي کنم تا اينکه عاملان جناياتي که روي داده شناسايي شده و با آنها برخورد شود تا اينکه مردم اين حوادث را به کل نظام تعميم ندهند و اصل نظام از اين اتفاقاتي که روي داده است، تبرئه شود.»وي گفت؛ «من از همان ابتدا هنگامي که نامه يي را به آقاي هاشمي رفسنجاني نوشتم، اعلام کردم اخباري درباره سخنان خود دارم ولي برخي از جرايد و مسوولان و چهره هاي سياسي از تريبون هاي مختلف عجولانه در اين باره قضاوت کردند ولي اکنون مستنداتي که از سوي من ارائه شد، موجب تشکيل کميته هايي ويژه براي رسيدگي به اين جنايات وحشتناکي که روي داد، شد. علاوه بر کميته يي که در مجلس از سوي علي لاريجاني تشکيل شده بود آقاي صادق لاريجاني نيز کميته يي ويژه را براي رسيدگي به اين حوادث تشکيل داد. کروبي در گفت وگو با سحام نيوز گلايه هايي را از برخي از رسانه هايي داشت که هنوز به هتاکي هاي خود پايان نداده اند. کروبي با انتقاد از مطلبي که در روزنامه کيهان به نقل از او نوشته شده بود، گفت؛ «اين روزنامه به استناد سخنان بنده مدعي آن شده که بنده متوجه نيستم چه کاري انجام مي دهم و تحليلي از شرايط ندارم. بنده بعيد مي دانم مسوولان اين روزنامه تا اين اندازه کوته فکر باشند که منظور سخنان مرا متوجه نشده اند که چنين برداشتي را در روزنامه خود منعکس کرده اند. اگر بنده مي گويم تحليلي از شرايط موجود ندارم به خاطر اينکه عملکرد برخي از مسوولان شرايط را به سمتي سوق مي دهد که نمي دانيم چه سرنوشتي در انتظار ماست.من مي گويم هيچ تحليلي از شرايط فعلي ندارم چرا که نمي دانم سرانجام اين رفتارها به کجا ختم مي شود.کانديداي اصلاح طلبان در انتخابات رياست جمهوري دهم تاکيد کرد اين نوع برخوردها موجب مي شود او به رغم ميل خود مثال هايي را براي روشن شدن ذهن جرايدي که اين گونه قلم مي زنند، مطرح کند. وي گفت؛ «هنگامي که در سال 53 در زندان رژيم طاغوت بودم مادر يکي از هم سلولي هاي من که يک آدم فرهنگي است که اکنون نيز در شميران زندگي مي کند توانست از طريق رايزني با کميته مشترک به اصطلاح ضدخرابکاري وقت ملاقاتي را با فرزندش بگيرد. در همان زمان هنگامي که ماموري آمد تا او را به ملاقاتي ببرد هنگامي که مشاهده کرد روي انگشتان پاي وي هنوز آثار جراحت ديده مي شود، جورابي به او داد تا پايش کند تا مگر اينکه مادر وي از ديدن اين صحنه دگرگون نشود. اين رفتاري بود که در زندان رژيم فاسد طاغوت که هرگونه خشونتي را عليه مبارزان انقلابي مي کردند با زندانيان مي شد آن هم در سال 53 که خشونت ها به اوج خودش رسيده بود.
کروبي خطاب به مسوولان اين روزنامه تاکيد کرد؛ «اگر من مي گويم تحليلي از شرايط ندارم به خاطر اين رفتارهايي است که صورت گرفته و من گيج شده ام و نمي دانم دولتمردان ما با چنين رفتارهايي که عدم رضايت مردمي را به همراه دارد به کجا مي روند. من اگر از روز اول اين مسائل را مطرح کردم براي آن بود که بگوييم بايد اين مسائل مورد بررسي قرار گيرد.» وي گفت؛ «من تنها مثالي جزيي زدم. اگر بخواهم حرف بزنم بايد درباره عملکرد دولت در سياست خارجي، عرصه اقتصاد و فرهنگ سخن بگويم از حرف هاي نسنجيده يي که زده مي شود و هزينه هايي را به کشور تحميل مي کند و من از اين رفتارها متحيرم، نمي دانم چه استدلال و نطقي پشت اين حرکت ها وجود دارد.» کروبي تصريح کرد؛ «آن آقاياني که مرا به حرکت در مسيري مطابق خواست صهيونيست ها متهم مي کنند اندکي درباره عملکرد خود و همفکران شان بينديشند تا متوجه شوند آيا مهدي کروبي که تمام دغدغه و تلاشش براي تقويت پشتوانه مردمي نظام است در راستاي نفع رژيم صهيونيستي حرکت مي کند يا آناني که با خشونت با مردم رفتار مي کنند.» کروبي همچنين با اشاره به آرمان بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران گفت؛ «من مي گويم وعده هايي که به مردم در ابتداي نظام جمهوري اسلامي داده شد به جاي خود، اکنون اين چه کارهاي غيرمعقولي است که صورت مي گيرد. به جاي آنکه همه در اين ماه مبارک رمضان که حتي قرائت يک خط قرآن به منزله ختم کل قرآن است در راستاي رضايت خداوند حرکت کنيم به دروغ پراکني و اتهام زني بي دليل به ديگران مي پردازيم.» کروبي در نهايت با ابراز تاسف از عملکرد برخي از جرايد گفت؛ «من همواره معتقد و پاييند به انقلاب اسلامي و آرمان هاي حضرت امام (ره) بوده ام ولي اکنون نيز حرکت بنده براي تبرئه نظام از جناياتي است که از سوي عده يي تحت لواي نظام جمهوري اسلامي صورت گرفته است ولي متاسفانه اکنون برخي از مسوولان که به نظر مي رسد خودشان آرمان هاي اوليه انقلاب اسلامي را به فراموشي سپرده اند، درصددند حرکت هاي فرزندان انقلاب را به بيگانگان و صهيونيست ها نسبت دهند که من اين دوستان را به تامل در فکر و انديشه شان و تدبير در عملکردشان در اين ماه مبارک رمضان فرا مي خوانم.»
جوابيه دانشگاه تهران به خبر روزنامه «اعتماد»
شفيعي کدکني به مدت يک سال به دعوت دانشگاه پرينستون به امريکا رفت
پيرو درج خبر ديروز «استاد شفيعي کدکني از ايران رفت» در روزنامه «اعتماد»، روابط عمومي دانشگاه تهران جوابيه يي به دفتر روزنامه ارسال کرد. در اين جوابيه آمده است؛ «با سلام، احتراماً پيرو درج خبري با عنوان «استاد شفيعي کدکني از ايران رفت» مورخ 9/6/88 در آن روزنامه، متن جوابيه دکتر اکبري رئيس دانشکده ادبيات و علوم انساني دانشگاه تهران جهت درج در آن روزنامه ارسال مي گردد. لذا خواهشمند است دستور فرماييد طبق ماده 23 قانون مطبوعات نسبت به درج جوابيه اقدام فرماييد.خبر رفتن معترضانه استاد دکتر شفيعي کدکني از سوي دانشکده ادبيات و علوم انساني اکيداً تکذيب مي شود. لازم است به اطلاع عموم اصحاب انديشه و تحقيق برساند حضرت استاد دکتر شفيعي کدکني به دعوت دانشگاه پرينستون امريکا به مدت يک سال از مهر 1388 لغايت مهر 1389 به عنوان فرصت مطالعاتي به خارج از کشور اعزام شده اند. تقاضاي مکتوب نامبرده در اختيار است.ضمناً اخبار ديگري که ذيل اين عنوان پيرامون نحوه بازنشستگي اعضاي هيات علمي دانشگاه ادبيات درج شده است، غيرواقع است.دانشگاه هيچ گونه تصميمي براي بازنشستگي استاد دکتر شفيعي کدکني نگرفته است. خبر اعزام به دانشگاه پرينستون را قبل از همه شخص استاد در برنامه ريزي هاي سالانه خويش، صادقانه در کلاس درس گفته اند. حتي مقرر است بسياري از کارهايي که حضرت استاد در دست تاليف و تصحيح و حتي در مرحله نشر دارند به روال عادي صورت پذيرد و ايشان از طريق اي ميل و اينترنت با ناشر مرتبط هستند. ان شاءالله پس از اتمام ماموريت، دانشگاه تهران از وجود پربرکت ايشان بهره مند خواهد شد.به اصحاب مطبوعات توصيه مي شود قبل از فضاسازي و چاپ اخبار مخدوش و هرگونه بهره برداري از ساحت استادان بنام و مشهوري چون دکتر شفيعي کدکني يا از دانشگاه استعلام کنند و يا از شخص ايشان.»
کاهش 22 سمت اجرايي به سه تجربه مديريتي
گروه سياسي؛ «سوسن کشاورز» تنها سه سمت مديريتي داشته که عبارتند از؛ «يک سال معاون وزير»، «10 سال رئيس کتابخانه دانشگاه تربيت مدرس» و «مسوول برگزاري نمايشگاه». به اين ترتيب ديروز مخالفان سوسن کشاورز ديگر کاري به «زن» بودن وزير پيشنهادي آموزش و پرورش نداشتند بلکه بحث بر سر اين بود فردي که محمود احمدي نژاد معرفي کرده با آموزش و پرورش «غريبه» است. هرچند موافقان، موضوع را سوق مي دادند به «جنسيت» و مي گفتند براي اينکه به «دشمن» نشان دهيم «به زن» اهميت مي دهيم پس به کشاورز بايد راي داد. آنقدر هم بر سر اين موضوع پافشاري کردند که صداي نماينده هاي حامي احمدي نژاد هم درآمد که انگار زياد پيازداغ وزير زن بودن را زياد کردند. ستار هدايت خواه به دوستانش تذکر داد؛ «آقايان دارند چه کار مي کنند، چرا به نظام نسبت ناروا مي زنند؟ چرا مي گويند 30 سال گذشته به زن توجه نشد يا به زن ظلم شده است؟» هدايت خواه به دوستانش خرده گرفت که «ديگر قرار نيست در حمايت از وزير پيشنهادي احمدي نژاد حتي نظام را هزينه کنند و حرف هايي بزنند که جريان هاي ليبرالي هميشه عليه ايران مي زنند.» مخالفان سوسن کشاورز در سخنان مشترک دلايلي مي آوردند که اين فرد، پله هاي ترقي را يکي يکي طي نکرده و کسي که سابقه کلاس درس و معلم بودن و گچ خوردن را ندارد چطور مي خواهد سرنوشت 14 ميليون دانش آموز را در دست بگيرد. علي عباسپور رئيس کميسيون آموزش و تحقيقات مجلس خودش مجبور شد به عنوان مخالف کشاورز پشت تريبون برود. خبر اول وي مجلس را به سکوت واداشت. عباسپور خبر داد اين 22 سمتي که کشاورز به آن افتخار مي کند 12 موردش عضو کارگروه و کميته ها بوده، سه مورد فعاليت مطبوعاتي و حتي عضو تحريريه بوده، يک سمتش عضو انجمن بوده و سه پست کارشناسي داشته و در واقع تنها سه سمت مديريتي دارد تا به اين ترتيب اولين ايراد کشاورز که «نداشتن سوابق مديريتي» است، عيان شود. تازه از سه سمت مديريتي هم طرح دو موردش نماينده ها را به خنده انداخت. عباسپور گفت کشاورز 10 سال رئيس کتابخانه تربيت مدرس بوده و مسوول نمايشگاه و تنها «يک سال» معاون وزير و رئيس سازمان آموزش کودکان استثنايي.سوسن کشاورز با اين مخالفان جدي وقتي نوبتش شد که پشت ميکروفن برود تحت تاثير جو مجلس مسير را اشتباه رفت که خنده نماينده ها را به دنبال داشت. اول از پله هاي هيات رئيسه خواست بالا برود. وقتي هيات رئيسه اشاره کرد که از آن طرف (جايگاه ناطقان پايين تر از جايگاه هيات رئيسه است و پله هايش، مجاور پله هاي هيات رئيسه است) کشاورز از پله هاي جايگاه ناطقان بالا رفت اما به جاي اينکه پشت ميکروفن بايستد از پله هاي روبه رو دوباره پايين آمد؛ پس از آن يکي از مسوولان راستي سريع خودش را به کشاورز متعجب زده رساند و برايش توضيح داد که از پله ها که بالا رفت نبايد دوباره پايين بيايد و همان جا بايستد و نطقش را بخواند. سرانجام وزير آموزش و پرورش بالا رفت و بدون اينکه به برگه هاي زيردستش نگاه کند هم برنامه هايش را ارائه کرد و هم جواب برخي از مخالفان را داد. در اين بين علي عباسپور سوال هايش بيشتر بود. وي به استناد پرونده «نازک» کاري کشاورز از احمدي نژاد پرسيد از بين 38 هزار فوق ليسانس و دکتراي موجود در بدنه اين وزارتخانه که مراحل ترقي را پله به پله گذراندند و از کلاس درس و معلمي شروع کرده و الان مديرند، کسي پيدا نشد که سراغ فرد بي تجربه رفتيد؟ از طرفي آموزش و پرورش بودجه 10 هزار ميليارد توماني دارد و آيا به کشاورز که تنها تاکنون پرورش استثنايي را با بودجه 12 ميليارد توماني اداره کرده، مي توان اعتماد کرد که وزارتخانه يي به اين بزرگي را به او سپرد. گرچه احمدي نژاد هم گفت که با آمدن کشاورز کار خودش سخت تر مي شود اما عباسپور مي گفت کار آنها هم سخت تر مي شود. چون همين يک سالي که اين خانم مدير بچه هاي استثنايي بود، شکايت از اين نهاد آنقدر بالا رفت که مجبور شدند شکايت ها را به اطلاع آنها برسانند. وي پرسيد وقتي در کشور ما گچ مدرسه يک روستا کم شود وزير را مسوول مي دانند، سوسن کشاورز با اين تجربه هايش چگونه از پس کارها برمي آيد. فاضل موسوي نماينده خدابنده هم به برنامه هاي سوسن کشاورز معترض شد و گفت؛ «وقتي اين خانم در برنامه هايش مي گويد مشکل آموزش و پرورش ما نبود فلسفه تعليم و تربيت است، چطور مي خواهيم اين وزارتخانه را به او بسپاريم چون معلوم است ايشان چقدر با اين مجموعه آشنا هستند.» موسوي مي گفت چون دکتراي فلسفه تربيتي دارد همه چيز را با اين نگاه مي بيند. رضا رحيمي نسب نماينده موافق کشاورز به جاي پاسخ به ابهامات مخالفان مي گفت چون وزير پيشنهادي زن است به درد آموزش و پرورش مي خورد. اما مسعود ريحان نماينده مخالف ديگر از همکارانش خواست دقايقي نگاه جنسيتي را کنار بگذارند. او تاکيد کرد کسي که کمترين تجربه حضور در کلاس و مدرسه در قامت معلم را دارد، مي خواهيم به کجا بفرستيم. وي هشدار داد مجلسي ها کاري نکنند که تجربه تلخ چهار سال اخير تکرار شود. احمدي نژاد در دور اول رياستش در کشور دو بار وزير آموزش و پرورش را تغيير داد و يک سال هم وزارتخانه با سرپرست اداره مي شد. اين نماينده انتخاب کشاورز را «توهين بزرگ» به بدنه اين وزارتخانه عنوان کرد. همان طور که عباسپور هم به احمدي نژاد صراحتاً هشدار داد که آموزش و پرورش جاي آزمون و خطاي وي نيست.

عباسپور براي مجلسي هايي که ممکن بود يادشان رفته باشد، يادآوري کرد احمدي نژاد يک بار آقاي اشعري را براي اين وزارتخانه پيشنهاد داد. بعد که راي نياورد فرشيدي را معرفي کرد. فرشيدي در طول دو سال آنقدر ضعف عملکرد داشت که کارش به استيضاح رسيد اما احمدي نژاد رايزني کرد تا استيضاح فرشيدي راي نياورد ولي پنج ماه بعد احمدي نژاد خودش فرشيدي را برداشت. سه سرپرست و سه وزير براي يک وزارتخانه حکايت از ثبات مديراني دارد که احمدي نژاد انتخاب مي کند. با همين استدلال ها هم مجلسي ها نگران بودند دوباره تاريخ چهار سال اخير تکرار نشود و وزارت آموزش و پرورش هر سال روي چند وزير و سرپرست را نبيند. هرچند مخالفان پيش بيني مي کردند سرنوشت کشاورز هم اگر وزير شود بهتر از فرشيدي و احمدي نخواهد بود.

نوبت که به سوسن کشاورز رسيد در ابتدا ترجيح داد از خانواده متدينش بگويد و اينکه سند مي آورد که اول انقلاب چطور در تظاهرات و راهپيمايي ها شرکت مي کرد. وي افتخاراتش را اين طور ليست کرد؛ بنده پايه گذار انجمن اسلامي در دبيرستان و دانشکده ، جهادسازندگي خواهران، بسيج سپاه پاسداران خواهران و کانون فرهنگي تربيتي خواهران بوده ام. بنده ليسانس علوم اقتصادي از دانشگاه شهيد بهشتي، فارغ التحصيل رشته تاريخ و فلسفه آموزش و پرورش از دانشگاه تربيت مدرس و فارغ التحصيل رشته فلسفه تربيت از دانشگاه تربيت معلم و عضو هيات علمي آن هستم. با توجه به ارتباط رشته تحصيلي ما با وزارت آموزش و پرورش حدود 20 سال است که در نشست ها و کنفرانس هاي تخصصي حوزه هاي ذي ربط در وزارتخانه حضور داشته ام و مقالات و پروژه هاي تحقيقاتي متعددي را اجرا کردم.پس اين طور نتيجه گرفت که مشکل مباحث منزلتي معلمان اختصاص به مسائل مادي و کمي ندارد. اگر معلمان احساس کنند بر توانمندي هاي آنان ارج گذاشته مي شود قطعاً در ارتقاي منزلت آنان تاثيرگذار خواهد بود.
مخالفت با سياست خارجي احمدي نژاد
سهم ايران از خزر چه شد
گروه سياسي؛ ديروز کسي مخالف منوچهر متکي نبود. مخالفان متکي معترض اصلي به عملکرد احمدي نژاد در سياست خارجي بودند اما به منوچهر متکي مي گفتند تو که کارشناسي و ديپلمات، چرا به احمدي نژاد که استاد ترافيک است نمي گويي اين کارهايي که در طول چهار سال اخير انجام داده، اقتدار ايران را زير سوال برده و حتي به سهم ما از درياي خزر تا خليج فارس هم ضربه زده است. سوال پشت سوال از متکي؛ «چرا احمدي نژاد اين کار را کرد، شما مانع نشدي؟»، «چرا احمدي نژاد فلان نامه را داد، فلان سخنراني را کرد، فلان توافق را کرد و شما سکوت کرديد؟آنها به متکي گفتند تو وزير دستوراتي نه وزير خارجه، و حرف، حرف احمدي نژاد است. نماينده هاي مخالف منوچهر متکي وزير امور خارجه معترض بودند و خواستار وزيري هستند که جلوي رئيس جمهور بايستد و نگذارد در سياست خارجي کشور سليقه يي رفتار شود. برخي از مخالفان هم به برنامه متکي ايراد گرفتند و پرسيدند ما که استاد علوم سياسي و روابط بين الملل هستيم نفهميديم «اصولگراي واقع بينانه در روابط خارجي يعني چي؟» يا «روابط بين الملل بر اساس منويات عدالت گرايانه به چه معني است؟» سيروس برنا نماينده بروجن به عنوان اولين مخالف متکي به او گفت يادش هست که احمدي نژاد در يک مصاحبه مطبوعاتي گفت؛ «متاسفانه بار سياست خارجي روي دوش من هست.» و با اين مقدمه مصداق هايي را که احمدي نژاد سياست خارجي کشور را بر عهده داشت و وزير امور خارجه و مجموعه تحت امرش هيچ کاره سياست خارجي شدند،ليست کرد. برنا مي گفت چهار سال سياست خارجي کشور خيمه ابداعات احمدي نژاد بود. وي سپس ايراداتي را از عملکرد متکي گرفت و پرسيد؛ يادتان هست عيد غدير پارسال گفتيد سهم 50 درصدي خزر نه منطقي است و نه قراردادي؟ آيا اين سخنان قابل بخشش است؟ او متکي را متهم کرد که عقب نشيني کرد تا خزر وجه المصاوي همچنين از متکي پرسيد چرا ايران در اتفاقاتي مانند مناقشات گرجستان و کشتار مسلمانان چين سکوت کرد؟ اما اردوغان در داووس در برابر نخست وزير اسرائيل چه رفتاري کرد و ايران از چنين فرصتي استفاده نکرد. حال ما صف اول مبارزه با اسرائيل هستيم يا ترکيه؟ برنا به متکي انتقاد کرد که در اين چهار سال حتي روابط سياسي مان با عربستان، عراق و مصر هم «بد» شده، امارات منافع اقتصادي مي برد و هر روز توهين جديدي مي کند. يا اينکه چرا سوريه، ترکيه و قطر کشورهاي تاثيرگذار در منطقه شدند، يا اينکه چرا نيروهاي نظامي بيگانه در منطقه مستقر شدند. بعد هم که نوبت رسيد به انتصاب هاي فاميلي آقاي متکي. برنا گفت متکي، همکلاسي هايش که فارغ التحصيل دانشگاه هاي هند هستند را به اين وزارتخانه آورده و به عنوان نمونه مسووليت حقوق بشر را به نزديکانش داده است.مصطفي کواکبيان هم گفت؛ در دوره وزارت آقاي متکي نه تنها پرونده ما از شوراي امنيت سازمان ملل به شوراي حکام بازنگشت، بلکه هر روز شاهد برنامه هاي جديدي بوديم. ممکن است بگوييد آنها با ذات انقلاب ما مخالفند، بله، در اين شکي نيست، اما ما در تقليل اين مخالفت ها چه کرديم؟کواکبيان هم به ماجراي خزر اشاره کرد و گفت؛ در اجلاس قرقيزستان که قرار است برگزار شود، بدون حضور ايران چگونه مي توانند درباره درياي خزر تصميم بگيرند و سياست خارجي ما در اين زمينه چه کاره است و چطور حتي نتوانستيم شوراي همکاري خليج فارس را که مي تواند منافع ملي ما را تامين کند، با خود همراه کنيم و هر روز بيانيه و توطئه عليه ما صورت مي گيرد. نماينده سمنان همچنين از متکي پرسيد آيا شما مي خواهيد به رئيس جمهور کار ، کارشناسي بدهيد يا از ايشان دستور مي گيريد؟ يعني درباره رفتن به اجلاس ژنو، نامه نگاري هاي بي جواب آقاي احمدي نژاد به سران برخي از کشورها، تبريک زود هنگام به آقاي اوباما حتي پيش از کشورهاي ديگر، سخنراني هاي جنجال برانگيز و بحث غيرضروري هولوکاست، شما بايد کار کارشناسي ارائه بدهيد و بايد کاري کنيد که منافع ملي ما حفظ شود، نه اينکه سکوت کنيد تا احمدي نژاد هر چه مي خواهد انجام دهد و منافع ما را زير سوال ببرد. متکي هم در پاسخ گلايه کرد چرا ضعف ها را مي گويند چون با گستردگي موضوعاتي که دستگاه ديپلماسي کشور با آن مواجه است، ده ها موردي که نمايندگان به آن پرداختند مشتي از خروار فراوان مباحث حوزه سياست خارجي است. به گفته متکي در چهار سال گذشته در حوزه روابط و سياست خارجي به عنوان يک فرد مطلع که 26- 25 سال است در وزارت خارجه و کميسيون سياست خارجي بوده است، هيچ وقت به اندازه دولت نهم دستگاه سياست خارجي مرتبط، برخوردار و بهره گير از حوزه روابط اقتصادي در روابط خارجي نبوده است. متکي در ادامه گفت؛ سياست منطقي، عدالتخواهانه و قاطع دولت نهم در حوزه سياست خارجي در همه زمينه ها پاسخ خود را دريافت کرد.لحه غرب و روسيه شود.
عناوين اين صفحه
1
کروبي؛کميته هاي ويژه بامستندات من تشکيل شد
شفيعي کدکني به مدت يک سال به دعوت دانشگاه پرينستون به امريکا رفت
کاهش 22 سمت اجرايي به سه تجربه مديريتي
سهم ايران از خزر چه شد

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام