دوشنبه، 9 شهريور 1388 - شماره 2040
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه نخست
استاد شفيعي کدکني از ايران رفت


شفيعي کدکني سرودن شعر را از جواني به شيوه کلاسيک آغاز کرد ولي پس از چندي به سوي سبک نو مشهور به نيما يوشيج روي آورد. آثار شفيعي را مي توان به دو گروه انتقادي و مجموعه اشعار خود وي تقسيم کرد

گروه فرهنگي، ايمان پاکنهاد؛ محمدرضا شفيعي کدکني شاعر و استاد ادبيات فارسي پنجشنبه يي که گذشت، صندلي چندين ساله خود در مقام استادي دانشگاه تهران را خالي گذاشت و به ايالات متحده رفت تا در تجربتي تازه پشت ميزي در دانشگاه پرينستون ايالت نيوجرسي نشيند و دانشجويان دياري ديگر را از دانش خود بهره مند کند. هجدهم شهريور که فرا رسد کدکني هم 70 ساله مي شود. پنجشنبه يي که گذشت کدکني شاعر سفر را بر قرار برگزيد. پنجشنبه يي که گذشت کدکني شاعر در سکوتي خودخواسته يا ناخواسته از ايران رفت. گفت براي فرصت مطالعاتي يک ساله به نيوجرسي مي رود تا به دانشجويان امريکايي درس بدهد. او مي دانست که در سالي که گذشت حکم بازنشستگي سه استاد همکارش، رضا داوري اردکاني، ابراهيم باستاني پاريزي و علي شيخ الاسلامي صادر شد. او شنيده بود. همه شنيده بوديم که حکم بازنشستگي برخي ديگر از اعضاي هيات علمي دانشکده مثل کريم مجتهدي، محسن جهانگيري، غلامحسين ابراهيمي ديناني و خودش نيز در آينده نزديک صادر خواهد شد. هيچ کس در مقامي رسمي و دولتي اين خبر را تاييد نکرده بود اما کدکني شاعر پيشگيري را برگزيد که مي دانست ديري است درمان، هزينه هاي فراواني در پي دارد. پنجشنبه يي که گذشت، شاعر بزرگ در انزوا رفت و در آينده صندلي خالي شاعر، بيشتر از پيش به چشم ها خواهد آمد. مثل ديگر صندلي هايي که در چند سال گذشته خالي شدند اما کسي جايشان ننشست و پر نشد. فعلاً بايد به آخرين اثر او در کتابفروشي ها بسنده کرد که البته شايد در آينده يي نزديک تر از تصور ديگر اثري از آن نباشد. «غزليات شمس» با تصحيح کدکني فعلاً در کتابفروشي ها يافت مي شود. ويکي پديا دانشنامه معتبر دنياي مجازي درباره شفيعي کدکني چنين نوشته؛ «در سال 1318 در بخش کدکن شهرستان تربت حيدريه در استان خراسان رضوي چشم به جهان گشود. دوره هاي دبستان و دبيرستان را در مشهد گذراند و چندي نيز به فراگيري زبان و ادبيات عرب، فقه، کلام و اصول سپري کرد. او مدرک کارشناسي خود را در رشته زبان و ادبيات پارسي از دانشگاه فردوسي و مدرک دکترا را نيز در همين رشته از دانشگاه تهران گرفت. او از دوستان نزديک مهدي اخوان ثالث شاعر خراساني است و دلبستگي خود را به اشعار او پنهان نمي کرد. او سرودن شعر را از جواني به شيوه کلاسيک آغاز کرد ولي پس از چندي به سوي سبک نو مشهور به نيما يوشيج روي آورد. آثار شفيعي را مي توان به دو گروه انتقادي و مجموعه اشعار خود وي تقسيم کرد. آثار انتقادي اين نويسنده شامل تصحيح آثار کلاسيک فارسي و نگارش مقالاتي در حوزه نظريه ادبي مي شود که بخشي از آنها در زير آورده شده اند. در ميان آثار نظري شفيعي کدکني کتاب موسيقي شعر جايگاهي ويژه دارد و در ميان مجموعه اشعار در کوچه باغ هاي نيشابور آوازه بيشتري دارد.»هشت مجموعه شعر و بيش از 20 کتاب تاليف، ترجمه و تصحيح در کنار سال ها تدريس در بالاترين کرسي دانشگاهي از کدکني، شخصيتي ساخته که دانشگاهي مثل آکسفورد انگليس پيشنهاد رياست دانشکده ادبيات فارسي اش را به او مي دهد و او رد مي کند.
اصولگرايان مجلس در اولين روز بحث کابينه به احمدي نژاد تاختند
حمله در نخستين گام
ماجراي مطيع بودن وزرا و اينکه احمدي نژاد مطيع ها را گلچين کرده هم سوژه مخالفان بود. احسنت هاي نمايندگان پس از جملاتي اينچنيني پيغام هاي تلخي براي احمدي نژاد مخابره مي کرد

گروه سياسي، صبا آذرپيک؛ اين بار خيابان هاي بهارستان خلوت بود و مردم مشغول کارهاي روزمره شان بودند. احمدي نژاد صلاح ديد با هلي کوپتر نيايد تا صدايش در بهارستان نپيچد اما به جايش محافظانش را همراه خودش به صحن علني ببرد تا نماينده ها چپ چپ به هم نگاه کنند و بپرسند مگر مجلس ناامن است که با محافظ آمده؟ رسم است در صحن علني وزرا باشند و نماينده ها و رئيس جمهور. ورود افراد متفرقه ممنوع است. سرانجام هم برخي که حضور محافظان آقاي رئيس دولت را توهين مي دانستند، همان اول کار ميکروفن شان را روشن کردند و به احمدي نژاد اطمينان دادند «مجلس امن است.» اقبال محمدي نماينده مريوان گفت؛ «آقاي احمدي نژاد به نمايندگان اعتماد کنند و محافظانش را از صحن علني خارج کنند. اطمينان مجلس و شما بايد دوطرفه باشد.» هر چند دوربين ها تصاويري نگرفتند تا مشخص شود آيا بالاخره محافظان، مرد اول کابينه را تنها گذاشتند يا نه. مجلس از همان اول سر ناسازگاري گذاشت. هنوز عرق پيشاني احمدي نژاد خشک نشده بود که ميکروفن نماينده هاي معترض يکي پس از ديگري روشن شد. اصلاح طلب هاي نماينده از کواکبيان گرفته تا داريوش قنبري به لاريجاني مي گفتند احمدي نژاد هنوز برنامه دولتش را نداده. قنبري پرسيد وقتي برنامه دولت دست مان نيست راجع به چه چيزي صحبت کنيم؟ در 9 دوره مجلس سابقه نداشته رئيس دولتي به مجلس بيايد و پنج مخالف و پنج موافق در مورد برنامه اش صحبت کنند بدون آنکه برنامه يي باشد. به همين دليل هم خواستند جلسه چند روز عقب بيفتد، شايد احمدي نژاد برنامه يي با خود آورد. لاريجاني ريش سفيدي کرد و قول داد احمدي نژاد در سخنانش برنامه اش را هم بگويد. دو اصلاح طلب پاي نطق که رفتند، چهره رئيس جمهور آنقدر درهم کشيده نشد که وقتي ديد توکلي، باهنر و مطهري پشت سر هم پشت ميکروفن مي روند و سوال هايي مي پرسند که تصور مي شد «خط قرمز است و نبايد کسي بپرسد». سوال مشترک همه «مشايي» بود. مخالفان مي پرسيدند چرا هر کس به دفاع از ولايت فقيه پرداخته، به خاطر علاقه رئيس دولت به مشايي برکنار شده. ماجراي مطيع بودن وزرا و اينکه احمدي نژاد مطيع ها را گلچين کرده هم سوژه مخالفان بود. احسنت هاي نمايندگان پس از جملاتي اينچنيني پيغام هاي تلخي براي احمدي نژاد مخابره مي کرد. البته حاميان احمدي نژاد قوي نبودند و هيچ کدام نتوانستند پاسخ هاي دوستان اصولگراي منتقد را بدهند تا اينکه دقيقه 90 احمدي نژاد وقت خودش را به مرتضي آقاتهراني داد تا او بيايد و بگويد از مشروطه تا کنون هيچ دولتي به محبوبيت دولت احمدي نژاد نديده. او حتي کار را به توهين به مجلسي ها رساند و به همکارانش گفت اينقدر جزيي نگر نباشيد. اگر اين طور به کابينه نگاه کنيد، در مجلس هم افراد ناجور پيدا مي شود و مجلس هم درب و داغان است. هرچند صداي خيلي ها در مجلس درآمد که او حق ندارد وقتش را به کسي بدهد، اما بي فايده بود. بازار لابي ها هم که داغ داغ بود. قرار گذاشته بودند در پشت ميکروفن در مرحله اول کسي نگويد به کسي راي بدهيم، به کسي راي ندهيم. تا اينکه باهنر بازي را عوض کرد. او آنقدر آمدنش پشت ميکروفن مخالف، مجلس را تعجب زده کرد که او مجبور شد بگويد من «خاکستري ام». او شيطنت هاي ويژه خودش را کرد و صداي اعتراض برخي را بلند کرد و به مجلسي ها سپرد که آنقدر به وزرا راي ندهند که کابينه بيفتد و به چند نفري راي ندهند به نحوي که قطار دولت از ايستگاه راه بيفتد. مجلسي ها صدايشان درآمد و يکي پس از ديگري تذکر مي دادند که اين نطق بود يا پيغام که به پنج شش وزير راي ندهيد. مخالفت ها از نصيري نماينده اصلاح طلب زنجان آغاز شد. او از احمدي نژاد پرسيد خبر دارد 57 درصد کابينه اش تحصيلات نامرتبط دارند و 53 درصد تجربه نا مرتبط تر يا اينکه 64 درصد برنامه هاي وزرايش کپي برنامه هاي ساير وزرا است. يوسف نژاد نماينده اصلاح طلب ديگر از رئيس ملت پرسيد با چه معياري به اين نتيجه رسيده که کابينه کارآمد است. وي سپس سخنان احمدي نژاد در روز راي آوردن محسن اژه يي و پورمحمدي را خواند؛ «ايشان استاد فاضل و عالم و وارسته و دلسوز و دانشمندي هستند.» نماينده ها با شنيدن اين جملات لبخند مي زدند. احمدي نژاد ديروز همين جملات را در وصف وزراي جديدش تکرار کرد. يوسف نژاد هم مي گفت اين چه رسمي است؟ اگر به سخناني که در مدح وزراي قبلي مي گفت، ايمان داشت پس چرا 14 نفر آنها را کنار گذاشت و اگر اين جملات عادي است و تعارف که گفتن آنها در دفاع از هر وزير کابينه دهم چه ارزشي دارد؟
وي سپس سخنان احمدي نژاد در روز راي آوردن محسن اژه يي و پورمحمدي را خواند؛ «ايشان استاد فاضل و عالم و وارسته و دلسوز و دانشمندي هستند.» نماينده ها با شنيدن اين جملات لبخند مي زدند. احمدي نژاد ديروز همين جملات را در وصف وزراي جديدش تکرار کرد. يوسف نژاد هم مي گفت اين چه رسمي است؟ اگر به سخناني که در مدح وزراي قبلي مي گفت، ايمان داشت پس چرا 14 نفر آنها را کنار گذاشت و اگر اين جملات عادي است و تعارف که گفتن آنها در دفاع از هر وزير کابينه دهم چه ارزشي دارد؟ نصيري که مي گفت اين کابينه، کابينه علم و صنعتي هاست و شهرداري چي ها و اين کابينه تنگ تر نشده، احمدي نژاد هم عصباني شد و پاسخ داد؛ چه کسي گفته کابينه تنگ شده؛ فتاح که علم و صنعتي بود و برکنار کردم انتقاد مي کنيد چرا برکنار کردم. علم و صنعتي مي آورم مي گوييد چرا؟ البته احمدي نژاد زياد پاسخ اين سوالات را نداد. اما وقتي نوبت به خودي هاي اصولگرا رسيد لب به انتقاد گشود. تا جايي که وقتي نوبت احمدي نژاد رسيد، عصباني شروع به گلايه کرد؛ «به من توهين مي کنند و به تمسخر مي گويند. من را تخريب مي کنند. از پشت بلندگو به من حمله مي کنند و...»اين همه ناراحتي بي دليل نبود. باهنر که پشت ميکروفن رفت، کابينه احمدي نژاد را کابينه عجايب ناميد. او به ماجراي پيشنهاد برخي از مردان حلقه اول احمدي نژاد براي همه سمت ها اشاره کرد و پرسيد؛ اين از عجايب نيست که مديري در اين مملکت هم مي تواند وزير نفت باشد و هم وزير خارجه و هم آموزش و پرورش. باهنر از مشورت نکردن هاي احمدي نژاد هم آنقدر دلخور بود که نيمي از نطقش را به اين موضوع اختصاص داد و مدام مي پرسيد؛ چرا با ما مشورت نکردي؟ در اين بين باهنر براي چاشني کار تخلفات احمدي نژاد در دولت نهم را مطرح کرد که هم صداي حاميان احمدي نژاد درآمد و هم اعتراض احمدي نژاد بلند شد. رئيس دولت دهم مي گويد؛ چه کار به کار دولت نهم داريد؟ حالا در دولت نهم تخلف هم شده باشد، چرا امروز از آن صحبت مي کنيد.نوبت به احمد توکلي که رسيد، اعتراض ها آرام آرام اوج گرفت. جمله جمله توکلي را احمدي نژاد پاسخ مي داد. توکلي مي گفت وزير علوم را چرا دانشجو مي کنيد؟ او که رئيس ستاد انتخاباتي بوده و از نظر جمع کثيري از مردم متهم اصلي است. به چه مصلحتي بايد رئيس وزارت علوم شود تا بين دانشجو و دولت واگرايي پيش بيايد؟ احمدي نژاد پاسخ داد؛ اين چه اتهامي است؟ آنها که رمز تقلب را رمز آشوب کردند متهم اصلي هستند يا کامران دانشجو؟ احمدي نژاد عصباني بود و مي گفت؛ چرا به دروغ تلقين مي کنيد بين مردم و دولت من واگرايي وجود دارد؟ توکلي مي گفت وزير دفاع را وزير کشور نکنيد. وقتي بسياري مي گويند شما دنبال فشار و سلب آزادي هستيد. احمدي نژاد مي گفت نجار خوش نام است. توکلي مي گفت 16 وزير سابقه يي در وزارت پيشنهادي ندارند. 11 وزير هم که اصلاً تجربه يي ندارند. توکلي هم ضعف هاي احمدي نژاد در چهار سال گذشته را ليست کرد و در نهايت مي پرسيد به چه اعتمادي به تيم جديد راي دهند به دولتي که قانون گريزي را بارها از خود نشان داده و باز هم پاسخ احمدي نژاد مبني بر اينکه «به دولت قبل چه کار داريد؟ چرا به من توهين مي کنيد؟ چرا از کابينه دهم حرفي نمي زنيد؟»اما گل سرسبد مخالف ها علي مطهري پسر شهيد مطهري بود. او که شروع کرد، مجلس يکدست ساکت شد. مطهري رک پرسيد و البته از سمت احمدي نژاد متهم شد که توهين مي کند و او به جايش سکوت. مطهري(سخنان مطهري جداگانه چاپ شده است) ، ديروز به احمدي نژاد پيشنهاد کرد به نصيحت هاي آنها به عنوان «دوستان داناي دولت» گوش دهد. مطهري هم به اين موضوع معترض بود که برخلاف سخنان احمدي نژاد وزرا بايد به مجلس هم پاسخگو باشند. احمدي نژاد چند روز پيش گفته بود وزرا تنها بايد پاسخگوي او باشند.مطهري باز هم گفت؛ به وزرا ياد بدهيد تحت فرمان قانون باشند نه مطيع رئيس دولت. او از احمدي نژاد پرسيد؛ معني همگرايي مطيع بودن و تابع شما بودن است يا مطيع قانون بودن؟ او احمدي نژاد را متهم کرد که ليبرال فرهنگي است. زنان را به ورزشگاه فرستاد و صداي مراجع را در آورد. وضع حجاب بدتر از دوران خاتمي شده. او پرسيد؛ آيا بايد فرهنگ کشور را به دست احمدي نژاد بسپاريم و فرهنگ کشور تابع فرهنگ احمدي نژاد باشد؟ احمدي نژاد هم پاسخ داد؛ «نه، حتماً بايد مساله حجاب را با نيروي قهريه در خيابان ها مرتفع کرد؟ يا مشکل فرهنگ چادر سر خانم ها در خيابان هاست؟»مطهري وارد داستان مشايي که شد، هر گفتارش احسنت مجلسي ها را به دنبال داشت.مطهري به احمدي نژاد گفت؛ «چطور مي خواهيد در چهار سال آينده بين ولايت فقيه و ولايت مشايي جمعي حاصل کنيد؟» تا به اين ترتيب به قول نماينده ها به اصل ماجرا بپردازد. مطهري رک و پوست کنده به احمدي نژاد گفت او هر کاري مي کند که مشايي بگويد. هر وزيري را برمي دارد که با مشايي مخالفت کرده باشد. هر سياست فرهنگي را با اجازه مشايي اجرا مي کند و اين انديشه هاي مشايي است که کشور را اداره مي کند. مطهري پرسيد؛ چرا بايد وزير اطلاعات برود و در اين وزارتخانه چند معاون استراتژيک تغيير کنند؟مطهري پشت سر هم سوال مي کرد؛ گناه فتاح و لنکراني چه بود که از کابينه بيرون گذاشته شدند؟ تنها به اين دليل که به ولي فقيه التزام داشتند و به دليل علاقه شما به مشايي حذف شدند. مجلس يکصدا احسنت مي گفت و مطهري باز از آنچه آگاهي از جايگزين ها مي ناميد. آن سو نيز احمدي نژاد معترض بود که اينجا تريبون تخريب من و دوستانم شده و من پاسخ نمي دهم.

سکوت مجلس و گوش دادن سخنان مطهري صداي حاميان احمدي نژاد را درآورد تا جايي که بزرگواري به لاريجاني معترض شد که چرا وقتي مطهري حرف مي زد، مجلس را ساکت کردي و همه به سخنان او گوش مي دادند و وقتي نوبت موافقان است، مجلس شلوغ است و ناآرام. البته مجلس براي يکي از موافقان کابينه آرام شد. تنها چهره سرشناسي که حاضر شد از کابينه احمدي نژاد دفاع کلي کند، آقاتهراني معلم اخلاق احمدي نژاد بود. البته او تصميم نداشت به عنوان موافق صحبت کند اما وقتي ديد هيچ يک از موافقان چهره سرشناسي نبودند و ابهاماتي که باهنر، توکلي و مطهري در کنار اصلاح طلبان آفريدند، بي پاسخ مانده، به ميدان آمد و گفت؛ دولت دهم تنها دولتي است که در روز اول اين همه به آن تاختند.طبيعي است، اما بايد از دايره انصاف خارج نشويم ممکن است برخي اشکالات وارد باشد، اما جزيي نگري نکنيم و مديريت مجموعه کار را ببينيم. به اين دقت کنيد که وقتي پس از چهار سال مقام معظم رهبري نگاه مي کنند، دولت را بپسندند. آقا تهراني با بيان اينکه اگر از رئيس جمهور هم بپرسيد وزراي انتخابي بهترين هستند، پاسخ شان منفي است، مي گويد؛ ولي در بين آنها يک همگوني جدي وجود دارد، بر اين اساس مخالفاني که اينقدر جزيي نگري مي کنند از نظر تکنيکي درست عمل نمي کنند. نمايندگان اگر براي کليت نظام دلسوزي مي کنند، بايد بدانند قطار دولت بايد بعد از راي اعتماد راه بيفتد چه بسا که اگر بايستد، چهار نفر نادان سنگ مي اندازند. همان طور که در حوادث پس از انتخابات هم همين طور شد. ديديد که چه کساني سنگ انداختند؛ کساني که ما يک عمر درباره آنها جور ديگري فکر مي کرديم. تا به اين ترتيب روز اول بررسي کابينه بيش از آنکه به کم و کيف وزراي پيشنهادي پرداخته شود، صحنه يي شود براي پرسيدن ده ها «چرا» از احمدي نژاد تا جايي که او هم به اعتراض لب به سخن باز کند که اين جلسه راي اعتماد به کابينه است يا متهم کردن و تخريب من؟ سوالي که مجلس خوب مي دانست اينجا، جاي تلافي انتقادهايي است که چهار سال احمدي نژاد شنيد و پاسخ نداد تا گذارش از راهي ديگر به پيچ مجلس برسد.
قاليباف نتوانست اعضاي شوراي شهر را قانع کند
گورهاي مجهول الهويه بهشت زهرا بررسي مي شود

گروه اجتماعي؛ «فکر نمي کنيد مردم از پاسخ شما درباره گورهاي مجهول الهويه قانع نشده اند؟» در آسانسور بسته شد و آقاي شهردار با لبخند هميشگي اش رفت و پاسخ اين سوال همان شد که هميشه محمدباقر قاليباف مي دهد؛ «در يک فرصت بهتر.»شوراي شهر ديروز در چند دقيقه آخر جلسه غيرعلني خود به مساله گورهاي مجهول الهويه يي پرداخت که هفته گذشته با تاييد و تکذيب هاي بسياري مواجه شد. پس از آنکه شايعه دفن دسته جمعي تعدادي از بازداشت شدگان در قطعه 302 بهشت زهرا منتشر شد


، محمود رضاييان مديرعامل وقت سازمان بهشت زهرا ابتدا به تکذيب خبر پرداخت. در اين ميان موضوع دفن اين افراد و بازنشستگي مصلحتي رضاييان نظر شوراي شهر را به خود جلب کرد و شهردار تهران با حضور در اين جلسه توضيحاتي ارائه کرد که به گفته برخي از اعضاي شورا «قانع کننده نبود».بر همين اساس شوراي پايتخت تصميم گرفت هيات ويژه يي را براي بازرسي از گورهاي مجهول الهويه و مدارک موجود و مطابقت آن با واقعيت تشکيل دهد. خسرو دانشجو سخنگوي شوراي شهر برخلاف شهردار تهران که علاقه يي به توضيح دادن در اين رابطه نداشت پس از پايان جلسه غيرعلني شورا توضيحات مختصري درباره گورهاي قطعه 302 بهشت زهرا داد. به نظر سخنگوي شوراي شهر افراد دفن شده در اين قطعه افراد مجهول الهويه يي اند که بهشت زهرا «چاره يي جز دفن آنها ندارد» چون «زماني که ديکته مي شود با اطلاعات موجود فرد را به صورت مجهول الهويه دفن کنيد، اين کار بايد صورت گيرد.» دانشجو البته توضيح نداد که چه کساني اين موضوع را ديکته مي کنند، هرچند قاليباف در صحن شورا به اعضا گفته است «اين افراد به عنوان مجهول الهويه از طرف پزشکي قانوني به بهشت زهرا معرفي شده اند.» شهرداري همچنين اعلام کرده است DNA اين افراد ثبت شده است و امکان تشخيص هويت آنها وجود دارد اما ثبت مشخصات آنها روي گورها چند روزي طول کشيده است. بر اين اساس هيات ويژه شوراي شهر درباره هويت افراد دفن شده بايد مستندات بسياري در دست داشته باشد. قرار بود وجود اين هيات بر اساس توافق اعضاي شورا از رسانه پنهان بماند، با اين حال سخنگوي شوراي شهر تهران اين موضوع را در جمع خبرنگاران عنوان کرد.
اعضاي جديد هيات موسس انتخاب شدند
اموال منقول و غيرمنقول دانشگاه آزاد اسلامي وقف شد
اعتماد؛ ديروز اعلام شد کليه دارايي هاي منقول و غيرمنقول دانشگاه آزاد اسلامي به وقف درآمده است. بر اساس بيانيه هيات موسس اين دانشگاه 357 واحد دانشگاهي و مرکز آموزشي در داخل کشور و واحدهاي برون مرزي دانشگاه آزاد در لبنان، امارات، انگلستان، تانزانيا و ارمنستان و ساير مستملکات دانشگاه شامل وقف شده است. همچنين براي اين دانشگاه هيات موسس جديدي انتخاب شده است که بر اين نهاد عظيم علمي و فرهنگي نظارت خواهند کرد. اعضاي هيات موسس جديد عبارتند از؛ 1- آيت الله اکبر هاشمي رفسنجاني 2- دکتر عبدالله جاسبي 3- مهندس ميرحسين موسوي

4- آيت الله عبدالکريم موسوي اردبيلي 5- حجت الاسلام والمسلمين سيدحسن خميني 6- دکتر ابراهيم حسن حبيبي 7- حجت الاسلام والمسلمين دکتر محسن قمي 8- دکتر علي اکبر ولايتي 9- دکتر حميد ميرزاده، با هدف جاويدان ساختن اين سرمايه عظيم در خدمت دانش و فرهنگ در جهان اسلام تدبير جديدي انديشيدند. با بررسي همه جانبه کارشناسان و با توجه به تعاليم حيات بخش اسلام استفاده از ظرفيت نهاد مقدس وقف بهترين گزينه براي حراست از اين سرمايه در مسير اصلي خود تشخيص داده شد. با استعانت از الطاف الهي و پس از استيذان از مقام معظم رهبري و دريافت نظر موافق معظم له و با مشورت با حقوقدانان و صاحب نظران طي يک سال گذشته با صرف اوقات فراوان و بررسي هاي حقوقي و کارشناسي پس از تهيه و تصويب وقفنامه يي جامع، در شامگاه پنجم ماه مبارک رمضان سال 1430 هجري شمسي مطابق با چهارم شهريورماه 1388 به اتفاق آرا و با توجه به مفاد اساسنامه دانشگاه آزاد اسلامي به عنوان هيات موسس و واقف و با انشا و امضاي صيغه شرعي، کليه اموال غيرمنقول اعم از مشاع يا مفروز و دارايي هاي منقول با دوام، حقوق، امتيازات، سهام و تمامي اجزا، توابع و متعلقات مربوط به دانشگاه آزاد اسلامي شامل کليه واحدها، مراکز، سازمان سماء و ساير موسسات وابسته موجود در کشور جمهوري اسلامي ايران و ساير کشورها را که فهرست و مشخصات آنها ضميمه وقفنامه خواهد شد، وقف شرعي موبد عام و حبس مخلد اسلامي نمودند تا از رقبات و درآمد حاصله از آنها برابر مفاد مندرج در اين وقفنامه استفاده و يا به مصرف برسد.
خصوصي سازي در امر قضا


اکبر ترکان



جناب آقاي هاشمي شاهرودي رئيس سابق قوه قضائيه در يکي از سخنراني هاي خود اعلام کرده اند؛ «بيش از 10 درصد تعداد جمعيت کشور پرونده قضايي وجود دارد.» اين جمله عالي ترين مسوول قضايي در پايان 10 سال کار حاکي از آن است که به رغم تمام تلاش ها و اصلاحات کماکان نظام قضايي داراي اشکال است و بايد تدبير جدي تر انديشيده شود. بهره گيري از تجربيات نوين کشورهاي توسعه يافته و ظرفيت هاي موجود در کشور مي تواند فرصتي براي برون رفت از وضعيت کنوني باشد. به گمان من پس از ابلاغ اصل 44، نقشه راه مديريتي کشور مشخص شده است و اگر بر اين اساس گام برداشته شود مي توان به تحقق اهداف چشم انداز تجلي عيني بخشيد. از همين فرصت استفاده مي کنم و ضمن تبريک به آيت الله صادق لاريجاني براي تصدي رياست قوه قضائيه به ايشان پيشنهاد مي کنم به منظور نجات تيم قضايي از اين وضعيت و خروج آن از زير آوار پرونده ها، خصوصي سازي در امر قضا را پيشه کنند.براساس اين هدف مي توانند با تفکيک موضوعات کيفري از حقوقي ميزان تشکيل پرونده در دادگاه ها را به حداقل رسانند. اين روش در بسياري از کشورهاي توسعه يافته تجربه شده و اتفاقاً موفق بوده است. در الگوي اين کشورها دادگاه هاي حکومتي به موضوعات کيفري عمدتاً رسيدگي مي کنند اما پرونده هاي حقوقي بيشتر به داوري سپرده مي شود. بنابراين پرونده حقوقي از مجراي دستگاه قضايي حکومتي جدا و به نظام داوري ارجاع مي شود. مشکل رسيدگي در روش دعاوي نيز به اين گونه است که با تعيين دو داور از طرفين شاکي و متشاکي و وجود يک سر داور از اتاق بازرگاني اختلافات حل و فصل مي شود. براي مثال اگر دعاوي در خصوص مسائلي در سطح جزء باشد انتخاب سر داور بر عهده اتحاديه هاي صنفي و در رده بالاتر اتاق بازرگاني شهرستان و استان قرار دارد و اختلاف حقوقي در سطح کلان در حوزه اختيارات اتاق بازرگاني کشور است. به اين ترتيب با بهره گيري از اين روش حجم عظيمي از پرونده هاي حقوقي که مربوط به مسائل تخصصي است در نهادهاي مربوط به آن مورد حل و فصل قرار مي گيرد و نظام قضايي مي تواند با فراغت بال بيشتري به امور کيفري بپردازد. اميدوارم رئيس جديد قوه قضائيه با بهره گيري از تجربه هاي گذشته و دانش خود با شجاعت تمام در راه واگذاري امور قضايي حقوقي به بخش خصوصي گام بردارد تا از اين طريق اهداف عالي اصل 44 در حوزه قضايي رنگ عمل به خود گيرد.
نوکر مردم، نوکر دولت
انور ايران زادهہ

در صفحه 12 روزنامه اعتماد مورخ 28/5/88 مقاله يي به قلم آقاي دکتر بهروز بهزادي سردبير روزنامه تحت عنوان «فرهنگ نوکري مردم» چاپ شده که موضوع آن بسيار بکر و تازه است به نحوي که مي تواند فتح بابي باشد براي شروع يک بحث جدي و اساسي فرهنگي... دکتر بهزادي در مقاله تحليلي خود که مستند به نظريه فلاسفه، وقايع تاريخي و بررسي شخصيت و منش بعضي از دولتمردان است، انگشت روي زخم عميقي گذاشته که چون خوره به جان مردم جامعه ما افتاده و در کمال تاسف عمق و گسترش اين زخم نهايتاً باعث شده چنين مصيبت دردناکي حتي ملکه ذهن ما ايرانيان نيز باشد.فرهنگ نوکري مردم، فرهنگ تازه يي نيست اما بيان اين فرهنگ تازه و قابل توجه است؛ کاري که تا به حال با اين صراحت و قاطعيت آن طور که در مقاله آقاي سردبير آمده است، سخني درباره آن گفته نشده است و من با درک ارزش و حساسيت مطلب و امکان بسط و گشايش بحث، احساس کردم مي توان تکمله يي بر اين يادداشت نگاشت تا شايد مقدمه يي باشد که استادان فن با توجه به تجربه و مطالعات خود و با بحث و بررسي هاي جدي و اساسي موجباتي فراهم کنند“


که اگر نه ريشه کن کردن زخم بلکه مرهمي باشد که بر اين زخم عميق گذاشته شود و لااقل نگذاشت که عفونت و درد آن بيش از اين عمق و توسعه يابد.

گفتم که آقاي دکتر بهزادي ضمن بررسي آثار فلاسفه و استادان جامعه شناس و وقايع مهم تاريخي، از فرهنگي به نام «فرهنگ نوکري مردم» سخن گفته که نشان مي دهد ارباب حکومت از ذيل تا صدر، خود را نه نوکر و خادم ملت بلکه ملت را رعيت و نوکر خود مي پندارند؛ فرهنگي که شايد قرن ها است در کشورهاي به اصطلاح پيشرفته به زباله داني تاريخ سپرده شده و مردم اربابي يا مردمسالاري جايگزين آن شده است اما در ايران، با نگاهي که دکتر بهزادي به دولت هاي قبل و بعد از سال 1300 شمسي انداخته، ثابت کرده است برعکس اين کشورها، دولت و کارگزاران دولتي ما کماکان خود را ارباب و قيـم دانسته، مردم را نيز در حد رعيت و نوکر...،

اساسي ترين پرسش در اين راستا، بيان علت پيدايش و ادامه چنين فرهنگي است. اگر ما نيز تداوم اين فرهنگ را قبل و بعد از سال 1300 شمسي و به خصوص بعد از اين برهه زماني بدانيم با علل مختلفي مواجه مي شويم که نبايد تعجب کرد که در بين اين علل، مساله يا واقعيتي به نام «نفت» اگر نه در صدر، ولي در مرتبت بالايي، چنان جا خوش کرده و بختک وار بر زندگي ما چنگ انداخته و در واقع بلاي جان ما شده است که شايد گريز از آن حتي در تصور نيز نگنجد،؟

درک موضوع بسيار ساده است، اول از خود مي پرسيم «چرا مثلاً مردم در امريکا و اروپا و به اصطلاح در کشورهاي پيشرفته خود را ارباب مي دانند و دولت را نوکر و خدمتگزار خود...؟ مگر چه فرقي با ما دارند؟ چرا مردمان اين کشورها توانسته اند در چنين مرتبت و موقعيتي قرار گيرند؟ چرا دولت ها در اين گونه کشورها بدون رودربايستي خود را نوکر و خادم مردم مي دانند؟ و...» در پاسخ به اين پرسش ها بايد قبل از هر چيز به ماهيت دولت ها به ويژه از حيث ساز و کاري که در اختيار آنان است نگاهي بيندازيم. اگر ما مخصوصاً جريان را از سال 1300 شمسي مد نظر قرار دهيم، دولت هاي اين دوره به بهانه توسعه اجتماعي و اقتصادي، وضعيت سياسي را در تنگناي وحشتناکي قرار داده آن هم در شرايطي که

ساز و کار دولت ها در جهت اعمال حاکميت مطلق خود و نوکرانگاشتن مردم عاملي جز نفت نبوده است. در کشورهاي پيشرفته دولت ها براي تامين بودجه و توسعه اقتصادي و عمران و آباداني و سازندگي به جيب مردم چشم دوخته اند و براي هر شغل و کاري نوع و ميزان مالياتي ويژه تعيين کرده و از محل جمع آوري همين ماليات ها برنامه هاي اجتماعي و اقتصادي را به انجام مي رسانند و اينجا است که مردم با درک اين واقعيت که دولت متکي بر درآمد ناشي از کار و دستمزد آنان است، خود را قيم و صاحب اراده و اختيار دانسته با وسيله قرار دادن مساله ماليات، خود را صاحب اصلي و اداره کننده واقعي کشور خود مي دانند. در نشريات خوانده ايم و در فيلم ها ديده ايم که مثلاً شهروند امريکايي يا فرانسوي وقتي خود را در مقابل مسوول دولتي اعم از پليس يا شهردار و فرماندار مي بيند، بلافاصله مي گويد يک ماليات دهنده خوش حساب است و ماليات خود را نيز پرداخت کرده است، فلذا اين دولت که تامين کننده حتي حقوق بازجو و پليس و شهردار و نخست وزير و رئيس جمهور و صدراعظم و... است، در نهايت بايد با تعظيم و تکريم و احترام با او برخورد شود،

تاکيدات مکرر يک اروپايي يا امريکايي بر اينکه ماليات دهنده است واقعيتي را ثابت مي کند که اصل مردم هستند و دولت فقط بايد خدمت کند. اما در کشور ما چنين احساس و انديشه يي وجود ندارد زيرا اين پول نفت است که تامين کننده بودجه و هزينه لازم براي طرح هاي عمراني و پرداخت حقوق کارکنان دولت است. بسيار شنيده ايم، هميشه هم شنيده ايم که وقتي از کارمندي درباره کار و شغلش سوال مي شود، جواب مي دهد که نوکر دولت است، مطلقاً در ذهن وي چنين انديشه يي جايي ندارد که خود را نوکر مردم بداند زيرا چشم به کîرîم دولت و دست دولت دوخته است که کي و چگونه حقوق وي پرداخت يا زياد و کم مي شود؟ حال اگر به منبع پرارزشي چون نفت، منابع و معادني ديگر نيز اضافه کنيم آنگاه پي مي بريم که دولت هاي ما چرا به جاي تامين هزينه ها از محل جمع آوري ماليات، خود را به اصطلاح بي منت و منت کشي از مردم دانسته، با غرور و تفرعن از کيسه خليفه يعني از درآمد حاصل از فروش نفت خرج و حتي بذل و بخشش هم مي کنند،؟ اصلاً دولت را چه باک که مردم ماليات پرداخت نکنند يا ماليات واقعي از آنان گرفته نشود که خدا سايه نفت و مس و... را از سر مردم کم نکند، اين گفته بدان معني نيست که از فردا دولت آستين همت بالا زده و يکباره به جان مردم بيفتد و فقط از ماليات و جمع آوري ماليات سخن بگويد که ايجاد چنين فرهنگي مستلزم ايجاد زمينه هايي بس مهم و اساسي است؛ زمينه هايي که بايد به وسيله متخصصان امر با طي مراحلي کمرشکن به وجود بيايد. به هر حال در مرحله اول فرهنگ خودسازي و دور شدن از فرهنگ نوکري و احساس بي نيازي از لطف و کرم دولت تحقق پيدا کند و ثابت شود درآمد حاصل از نفت و ديگر منابع بايد صرفاً به عنوان ذخيره و به منظور انجام برنامه هاي زيربنايي منظور نظر باشد. فرهنگ زشت نوکري مردم که دکتر بهزادي در مقاله اش مدلل و مستدل بدان پرداخته است، چنان جلوه هاي روشني دارد که ما را بي نياز از بررسي هاي عميق علمي مي کند، اگر کارگزاران دولتي خود را نوکر دولت مي دانند، مي بينيم و مي شنويم که مردم نيز در قبال مثلاً هر کمبودي بلافاصله و قبل از آنکه اساساً چون مردم اروپا و امريکا به ماليات و ماليات دهنده فکر کنند به تندي و با حالت طلبکارانه مي گويند؛ پس اين پول نفت چه مي شود؟ کجا خرج مي شود؟ چرا خرج آسفالت و واردات و رفع کمبود پياز و طالبي و هندوانه نمي شود؟ و... همين جاست که متوجه مي شويم کشوري چون امريکا که شايد به اندازه همه کشورهاي نفت خيز داراي چاه هاي نفت است، به خاطر نسل هاي بعد حاضر نيست از اين موهبت چون ما استفاده کند و مردم امريکا کماکان از ماليات و پرداخت ماليات و مجازات هاي سنگين عدم پرداخت ماليات سخن مي گويند. به هرحال من براي زدودن فرهنگ نوکري مردم ايجاد زمينه هاي بس مهم و خارق العاده را شرط اساسي مي دانم که آقاي دکتر بهزادي در مقاله خود به يکي از اساسي ترين اين زمينه ها اشاره کرده و آن فرهنگ قانونمندي است، به اين معني که وي عامل موثر و قاطع در راستاي انهدام فرهنگ نوکري مردم را وجود و حضور پارلمان يا قوه مقننه يي مقتدر و دردآشنا دانسته که البته اين سخن، سخني بجاست زيرا اين نمايندگان مردم هستند که اگر بر اساس انتخاباتي سالم و برخاسته از متن مردم باشند، مي توانند با تدوين قوانين موثر و اساسي دولت يا قوه مجريه را موظف و مکلف به خدمت به مردم کرده، تفکر و فرهنگ مردم نوکري را از ذهن اربابان دولتي بزدايند و از سوي ديگر زمينه ساز فرهنگي باشند که دولت و کارگزاران دولتي خود را حال نه نوکر بلکه واقعاً خدمتگزار مردم دانسته، از فرهنگ مردم نوکري دورتر و دورتر شوند.

ہ وکيل دادگستري
رهبر معظم انقلاب در ديدار جمعي از استادان و اعضاي هيات علمي، نخبگان و روساي دانشگاه ها و مراکز تحقيقاتي؛
نظام با عوامل مقابله و جنايات اخير برخورد خواهد کرد
جمعي از استادان و اعضاي هيات علمي، نخبگان و روساي دانشگاه ها و مراکز تحقيقاتي عصر ديروز با حضرت آيت الله خامنه يي رهبر معظم انقلاب اسلامي ديدار و گفت وگو کردند. در اين مراسم حضرت آيت الله خامنه يي رهبر انقلاب اسلامي با اشاره به وظيفه خطير دانشگاهيان و اساتيد دانشگاه براي استمرار و جهش در حرکت علمي کشور تاکيد کردند؛ يکي از پايه هاي اصلي تحقق پيشرفت و عدالت در دهه آينده، گسترش علم و تعميق آن در کشور است. ايشان برگزاري جلسات هر ساله با اساتيد دانشگاه ها و نخبگان علمي را، مظهري نمادين از اهتمام و احترام ويژه نظام جمهوري اسلامي به علم و حاملان علم دانستند و افزودند؛ رسيدن کشور به رتبه علمي واقعي خود، نيازمند نهادينه شدن علم و برقراري توازن و تعادل واقعي در رشته هاي گوناگون علمي است. رهبر انقلاب اسلامي با تاکيد بر ضرورت توجه بيش از پيش به پژوهش خاطرنشان کردند؛ پژوهش ها بايد تابع نيازهاي واقعي کشور باشد. حضرت آيت الله خامنه يي افزودند؛ انعکاس پژوهش ها در مجامع جهاني ضروري است اما نبايد ملاک پيشرفت علمي کشور، درج مقالات در برخي مجامع جهاني باشد. ايشان با اشاره به اظهارات برخي اساتيد دانشگاه درخصوص نقشه جامع علمي کشور، خاطرنشان کردند؛ اين سخنان نشانگر اين است که تلاش مسوولان مرتبط با مسائل علمي و دانشگاه ها ...
عناوين اين صفحه
استاد شفيعي کدکني از ايران رفت
حمله در نخستين گام
گورهاي مجهول الهويه بهشت زهرا بررسي مي شود
اموال منقول و غيرمنقول دانشگاه آزاد اسلامي وقف شد
خصوصي سازي در امر قضا
نوکر مردم، نوکر دولت
نظام با عوامل مقابله و جنايات اخير برخورد خواهد کرد

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام