يكشنبه، 8 شهريور 1388 - شماره 2039
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: حوادث
شکنجه کودک پنج ساله توسط ناپدري


گروه حوادث، محمد جعفري؛ پرونده مردي که متهم است پسر پنج ساله همسرش را تا سرحد مرگ شکنجه کرده با صدور قرار مجرميت و کيفرخواست به دادگاه ارسال شد.

تلخي هاي زندگي مهدي از همان روز تولدش آغاز شد. چند روز پس از به دنيا آمدن او بود که درگيري هاي پدر و مادرش شروع شد و اين دعوا تا يک سالگي مهدي ادامه پيدا کرد. در همان سال اول بود که والدين نوزاد تصميم گرفتند از هم جدا شوند. پس از آن حضانت کودک يک ساله به مادرش سپرده شد. اما مخارج زندگي روي دوش مادر مهدي سنگيني مي کرد و او نمي توانست مشکلات را حل کند. براي همين مجبور شد پس از مدتي با مرد ديگري ازدواج کند. مادر مهدي فکر مي کرد همسر دومش مي تواند مرد زندگي او و نوازشگر فرزند خردسالش باشد اما پس از چندي مهر پدري به کين ناپدري تبديل شد و تن رنجور و زخم خورده مهدي را روي تخت بيمارستان نشاند.

به گزارش خبرنگار ما چندي قبل ماموران کلانتري رازي که از وقوع درگيري در يکي از بيمارستان ها مطلع شده بودند، خود را به آنجا رساندند و مسوولان بيمارستان اعلام کردند مردي که اين نزاع را راه انداخته، دقايقي پيش گريخته است. تحقيقات براي روشن شدن علت اين درگيري فاش کرد مرد عصباني ساعتي قبل همراه با همسرش پسربچه يي حدوداً پنج ساله به نام مهدي را که شرايط وخيمي دارد، به بيمارستان رسانده اما به خاطر نحوه رسيدگي و شيوه درمان پزشکان با آنان درگير شده و ماموران حراست بيمارستان را وادار کرده پليس را در جريان قرار دهند. از سوي ديگر سوپروايزر بيمارستان که علائمي مثل سوختگي، کبودي و خون مردگي را در چند نقطه از بدن کودک مشاهده کرده بود، آنها را ناشي از خشونت و کودک آزاري تشخيص داد و از ماموران خواست ماجرا را پيگيري کنند. به اين ترتيب علاوه بر پرونده درگيري، پرونده يي ديگر نيز با موضوع کودک آزاري تشکيل و براي رسيدگي به دادسراي ناحيه 11 تهران ارجاع شد. بازپرس کشيک دادسرا پس از بررسي محتويات پرونده از آنجا که گزارش سوپروايزر بيمارستان تا حدودي نگران کننده بود و از سويي مردي که مهدي را به بيمارستان رسانده از آنجا گريخته بود، دستور داد پس از انجام مراحل مقدماتي درمان، پسرک از سوي متخصصان پزشکي قانوني معاينه شود تا نوع، ميزان و علت دقيق آسيب هاي وي مشخص شود. در همين حال مادر مهدي که از همان دقايق اوليه بر بالين فرزندش بود، اعلام کرد مردي که از بيمارستان فرار کرده ناپدري مهدي است. او گفت شوهرش که مردي خشن و عصبي است، مهدي را آنقدر کتک زده و تا سرحد مرگ شکنجه داده که کارش به بيمارستان کشيده است. با توجه به اظهارات اين زن ماموران ناپدري سنگدل را در خانه اش به دام انداختند و او را به اتهام ايراد ضرب و جرح عمدي به کلانتري منتقل کردند. اين مرد که ياسر نام دارد، در اولين مرحله از تحقيقات با رد کردن اتهامش گفت مهدي را کتک نزده است. اين مرد گفت؛ من بيرون از خانه بودم که همسرم تماس گرفت و گفت بچه از روي دوچرخه سقوط کرده و بيهوش شده است. من هم فوراً خودم را به خانه رساندم و به اتفاق همسرم مهدي را به بيمارستان برديم اما در آنجا پزشکان رسيدگي خوبي به مهدي نکردند به همين دليل با آنان درگير شدم و وقتي فهميدم پاي پليس در ميان است، از آنجا فرار کردم.

گفته هاي اين مرد با گزارش پزشکي قانوني و اظهارات مادر مهدي مغايرت داشت. در گزارش پزشکي قانوني در مورد وضعيت کودک پنج ساله نوشته شده بود؛ کودک دچار خونريزي مغزي شده و از اختلالات هوشياري رنج مي برد. چشم او دچار خونريزي شده و سوختگي هاي شديدي روي چندين عضو او به چشم مي خورد و پسرک توانايي حرکت ندارد. در اين گزارش همچنين آمده بود برخي جراحات کهنه و قديمي است و نشان مي دهد پسرک مدت ها تحت شکنجه و آزار قرار داشته اما در آخرين مورد تاب نياورده و از فرط ضعف و ناتواني بيهوش شده است. اين بررسي نشان مي داد مهدي در دفع ادرار نيز دچار مشکل است و اختياري از خود ندارد. اين گزارش کافي بود تا رسيدگي به پرونده کودک آزاري با جديت بيشتري ادامه يابد. از اين رو پرونده از سوي عليرضا اربابي فر بازپرس شعبه دوم دادسراي ناحيه 11 مورد رسيدگي قرار گرفت و وي ضمن احضار مادر مهدي دستور داد ناپدري او نيز از زندان به دادسرا منتقل شود.

در جلسه بازپرسي مادر مهدي در مورد چگونگي آشنايي با شوهرش گفت؛ با شوهر اولم مشکلات زيادي داشتم و همه زندگي مان پر از درگيري و کشمکش بود. صبر کردم تا پسرم يک ساله شود. با خودم گفتم شايد با بزرگ شدن مهدي مشکلات ما نيز حل شود اما مشکلات مان قابل حل نبود تا اينکه از همديگر جدا شديم و من نگهداري مهدي را برعهده گرفتم. بعد از آن يک خانه کوچک اجاره کردم و همراه با پسرم در آنجا ساکن شديم. تا اينکه پس از مدتي ياسر که در نزديکي خانه مان کار مي کرد، به من ابراز علاقه کرد و به خواستگاري ام آمد. شرط من براي زندگي با او اين بود که از مهدي نگهداري کنيم. ياسر هم اين شرط را پذيرفت و به اين ترتيب بدون هيچ مراسمي به يک دفترخانه رفتيم و عقد کرديم. ياسر ابتدا رفتار خوبي با پسرم داشت اما به تدريج برخوردهاي خشن اش آغاز شد. هر وقت صداي مهدي را مي شنيد، عصباني مي شد و او را به باد کتک مي گرفت. وقتي من دخالت مي کردم تا پسرم را از زير مشت و لگدهاي ناپدري اش بيرون بکشم، مرا هم کتک مي زد.

به دنبال اين اظهارات بازپرس اربابي فر از ياسر خواست درباره گفته هاي همسرش توضيح دهد. او که همچنان شکنجه کردن پسرک را انکار مي کرد، گفت؛ روز حادثه من در خانه نبودم وقتي همسرم با من تماس گرفت و به منزل بازگشتم با اورژانس تماس گرفتم اما به من گفتند بهتر است پيش از رسيدن آمبولانس، بچه را خودمان به يک بيمارستان برسانيم.

بعد از آنکه به بيمارستان رفتيم، پزشکان وقت را تلف کردند و به مهدي توجه زيادي نکردند. به همين دليل من هم به آنها اعتراض کردم و با آنها درگير شدم. اين مرد درباره سوختگي هاي مهدي گفت؛ حدود چهار ماه قبل مهدي در حالي که لباس بر تن نداشت، از دستشويي بيرون آمد. همسرم در حال آشپزي بود که مقداري روغن داغ روي پاهاي مهدي پاشيد و قسمتي از پاهاي او سوخت. وقتي از اين مرد درباره اينکه آيا تا به حال مهدي را تنبيه کرده يا خير سوال شد، او جواب داد چند ماه قبل او گستاخي و بي ادبي کرد و من هم او را کتک زدم. ناپدري مهدي همچنين مدعي شد به مهدي محبت هاي زيادي کرده است. او در اين باره گفت؛ من خيلي مهدي را دوست دارم چون همسرم با مهدي در خانه اجاره يي به سختي زندگي مي کردند و من هم در نزديکي منزل آنها در يک شرکت کار مي کردم. وقتي از وضعيت زندگي آنها باخبر شدم به خواستگاري رفتم و آنها را پيش خودم آوردم تا سر و سامان بگيرند.

چند روز بعد از بازداشت ناپدري سنگدل، پدر واقعي مهدي که از وضعيت پسرش مطلع شده بود به دادسرا رفت و ضمن شکايت از ياسر خواستار مجازات او شد. وي گفت؛ هرچند من از ياسر شکايت دارم، اما مقصر اصلي همسر سابقم است. او در حق پسرمان بد کرد و کاري کرد که او در پنج سالگي به خاطر شکنجه هاي ناپدري کارش به بيمارستان بکشد. در چنين شرايطي بازپرس اربابي فر با بررسي مدارک و شواهد موجود ياسر را در جراحات وارده بر مهدي مقصر تشخيص داد و پرونده را براي تصميم گيري نهايي به دادگاه فرستاد.
يک جنايت به روايت شاهد و متهم پرونده
تاخير پليس يک دعواي خياباني را به قتل تبديل کرد


گروه حوادث؛ شاهدان قتل جواني که در يک نزاع کشته شده است در برابر قضات اعلام کردند اگر پليس به موقع مي رسيد اين قتل به وقوع نمي پيوست.

به گزارش خبرنگار ما، در ابتداي جلسه محاکمه محمد شادابي نماينده دادستان تهران در جايگاه حاضر شد و در توضيح کيفرخواست گفت؛ علي 8 مردادماه سال 85 جواني به نام مهرداد را با ضربات چاقو به قتل رساند. وي به دليل اختلاف مالي که با يکي از دوستان مقتول داشت مرتکب اين قتل شد و اکنون من به عنوان نماينده دادستان تهران تقاضاي صدور حکم قانوني را دارم.

سپس پدر و مادر مهرداد در جايگاه حاضر شدند و تقاضاي صدور حکم قصاص براي قاتل فرزندشان کردند. در ادامه يکي از شاهدان به توضيح ماجرا پرداخت. او گفت؛ ساعت 30/8 شب بود. من نگهبان اداره يي در محل حادثه بودم و چون سلاح دستم بود خيلي مراقب بودم که مشکلي در آن اطراف پيش نيايد. زماني که ديدم متهم با جواني درگير شد از دوستم خواستم خيلي سريع با پليس 110 تماس بگيرد. فاصله کلانتري تا محل حادثه شايد کمتر از 500 متر باشد با اين حال 10 دقيقه طول کشيد و پليس نيامد. باز هم با 110 تماس گرفتيم. مدت زماني گذشت و باز هم مامور نيامد. درگيري آنقدر بالا گرفت که من يکدفعه ديدم جواني غرق در خون روي زمين افتاده است. در اين هنگام براي سومين بار بود که با پليس تماس گرفتيم. چند دقيقه که گذشت پليس آمد.

وي ادامه داد؛ من نديدم متهم چاقو داشته باشد يا کسي را با چاقو بزند اما مي توانم به جرات بگويم اگر پليس به موقع در محل حاضر مي شد يا حتي اگر در تماس دوم هم مي آمد اين قتل اتفاق نمي افتاد.بعد از اينکه شاهدان واقعه را شرح دادند متهم اتهام قتل را رد کرد و گفت؛ من اصلاً مقتول را نمي شناختم و با او هم درگيري نداشتم. روز حادثه من داشتم اثاثيه ام را مي بردم که مصطفي جلوي مرا گرفت و گفت بايد پول مرا بدهي. چندين نفر من را دوره کردند. آنها موتور داشتند و نمي توانستم حريف آنها بشوم. به شدت کتک خوردم و حتي ضرباتي با چاقو به من زده شد. غرق در خون ايستاده بودم و منتظر رسيدن پليس بودم که يکدفعه ديدم جمعيت از طرف من به سمت جواني ديگر رفت و گفتند او چاقو خورده است. زماني که ماموران آمدند آن جوان را به بيمارستان رسانده بودند و من خبر ندارم چه کسي او را زد.وي گفت؛ من در کلانتري هم لباس هايم خوني بود و جاي زخم هايم را هم به پليس و بازپرس نشان دادم. اما نمي دانم چرا به اين موضوع توجهي نشد. من نه آن جوان را مي شناختم و نه اينکه با او درگيري داشتم و انگيزه يي هم براي قتل او نداشتم. بعد از پايان دفاعيات متهم هيات قضات شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران براي صدور راي پرونده وارد شور شدند.
متهم در دادگاه ادعا کرد
نمي دانم چرا مرتکب قتل شدم


گروه حوادث؛ پسر نوجواني که در يک درگيري در افسريه مردي را به قتل رسانده است در جلسه محاکمه با چشمان اشک بار مدعي شد در لحظه قتل نمي دانسته چه مي کند. به گزارش خبرنگار ما اين پرونده در شعبه 113 دادگاه کيفري استان تهران به رياست قاضي همتيار و چهار قاضي مستشار رسيدگي شد. در ابتداي محاکمه که اولين جلسه دادگاه اين شعبه تازه تاسيس در دادگاه کيفري است ابتدا صفر خاکي نماينده دادستان تهران در جايگاه حاضر شد و در توضيح کيفرخواست گفت؛ هفت آبان ماه سال گذشته ماموران پليس در جريان قتل مردي به نام عليرضا قرار گرفتند که با ضربه چاقو زخمي شده بود. زماني که پليس در محل حاضر شد و تحقيقات خود را آغاز کرد مشخص شد عليرضا توسط جواني به قتل رسيده است که هرچند پليس مشخصات وي را نمي داند، شماره پلاک ماشين او را عابران برداشته اند. به اين ترتيب اميد شناسايي و دستگير شد. وي به قتل ارتکابي اعتراف کرد و از آنجايي که مستندات داخل پرونده نيز حکايت از آن دارد که وي مرتکب جرم شده است تقاضاي صدور حکم قانوني را در اين خصوص دارم. سپس اولياي دم مقتول براي قاتل تقاضاي صدور حکم قصاص کردند. در ادامه متهم در برابر قضات قرار گرفت و گفت؛ اتهام را قبول دارم. وي که به شدت گريه مي کرد، گفت؛ من قبول دارم کسي را به قتل رسانده ام اما نمي دانم چطور اين اتفاق افتاد. روز حادثه من به اتفاق دوستانم به تالاري رفته بوديم و در آنجا مشروب زيادي خوردم. اصلاً در حال خودم نبودم و نمي توانستم رانندگي کنم، بعد هم دقيقاً نمي دانم چه اتفاقي افتاد. فقط دوستانم به من گفتند با کارد ميوه خوري مردي را به قتل رسانده ام. زماني که به خانه رسيدم لباس هايم خوني بود. وي گفت؛ من زمان قتل 19 سال بيشتر نداشتم و از اتفاقي که افتاده است به شدت ناراحتم. حرفم را باور کنيد، من اصلاً در حال خودم نبودم. مي دانم مقتول جبهه رفته بود و براي اين مردم و خاک جنگيده بود من سن او را نداشتم اما داشتم درس مي خواندم که من هم خدمت کنم. تقاضا دارم من را ببخشند.قاضي همتيار سپس از يکي از دوستان متهم که در صحنه قتل حاضر بود خواست در جايگاه حاضر شود. وي گفت؛ من از مشروب خوردن اميد خبر ندارم و نديدم او مشروب خورده باشد. روز حادثه اما حال خوشي نداشت. ما داشتيم از ورامين به سمت تهران مي آمديم که شام بخوريم. در راه اميد با دختر مورد علاقه اش تماس گرفت و وقتي تلفن را شخص ديگري جواب داد، عصباني شد. مردي کنار ما ايستاد و آدرس پرسيد. ما آدرس داديم. چند متر جلوتر دوباره او سراغ ما آمد و گفت آدرس اشتباهي به او داده ايم. اميد هم عصباني شد و درگيري شروع شد. اميد با کارد يک ضربه به او زد و بعد ما از محل فرار کرديم. شب به بيمارستان رفتيم. به ما گفتند خطر برطرف شده است. ما هم با خيال راحت برگشتيم تا اينکه يک ماه بعد اميد را بازداشت کردند. هيات قضات شعبه113 بعد از پايان جلسه دادگاه براي تصميم گيري در اين خصوص وارد شور شد.
دوربين مداربسته دزد حرفه يي را گرفتار کرد


گروه حوادث؛ سارق حرفه يي با پرسه زدن در شعب بانک ها دنبال فرصت مناسبي مي گشت تا بتواند پول هاي مشتريان را سرقت کند. او پس از آنکه با اين ترفند از 9 نفر دزدي کرد در جريان تحقيقات تخصصي پليس به دام افتاد. به گزارش خبرنگار ما شکايتي که به دستگيري اين سارق 52 ساله منجر شد روز 25 مردادماه در شعبه 9 بازپرسي دادسراي ناحيه يک تهران به ثبت رسيد. مرد مالباخته که کيف سامسونت خود و محتوياتش را از دست داده بود در شکايتش گفت؛ «براي پيگيري کارهايم به يک اداره دولتي رفته بودم. در آنجا وقتي مي خواستم فرم درخواست را پر کنم کيف سامسونتم را کنار دستم گذاشتم. حدود 10 دقيقه مشغول بودم و وقتي سرم را بلند کردم ديدم کيفم به سرقت رفته است.» پس از ثبت اظهارات اين مرد ماموران پايگاه يکم پليس آگاهي به دستور بازپرس به محل وقوع جرم رفتند و فيلم هاي ضبط شده توسط دوربين مداربسته را بازبيني کردند. آنها سارق را هنگام دزدي در فيلم ديدند و توانستند تصوير او را به دست آورند اما ماجرا به همين جا ختم نشد. زماني که اين عکس با تصاويري که از چند سرقت ديگر به دست آمده بود مطابقت داده شد فاش شد در همه اين دزدي ها مجرم يک نفر است با اين تفاوت که به غير از مورد آخر سارق حرفه يي در ساير موارد شعب بانک را براي اجراي نقشه اش انتخاب کرده بود. از آنجا که صرف داشتن عکس متهم نمي توانست به افشاي هويت و دستگيري او منجر شود کارآگاهان ترفند جديدي را به کار گرفتند. آنها که مي دانستند سارق فقط در حوالي تجريش پرسه مي زند و طعمه هايش را در بانک هاي آن محدوده شکار مي کند عکس وي را تکثير کردند و در اختيار رئيس شعبه و اداره هاي دولتي قرار دادند و از آنها خواستند به محض مشاهده اين مرد پليس را در جريان قرار بدهند. سرانجام پس از گذشت مدتي مرد 52ساله تصميم گرفت دزدي تازه يي انجام دهد. او براي اين کار به بانکي در تجريش رفت اما به محض حضور در آنجا رئيس شعبه وي را شناخت و کارآگاهان پايگاه يکم پليس آگاهي را در جريان قرار داد. به اين ترتيب متهم بدون اينکه فرصت فرار يا نشان دادن هرگونه عکس العمل را داشته باشد، بازداشت شد. اين مرد که محمد نام دارد پس از انتقال به پليس آگاهي توضيح داد در چهار سال گذشته سوابقي را به خاطر جيب بري و سرقت از مشتريان بانک ها داشته و مدتي را در زندان گذرانده است. محمد در بازجويي ها به 9 فقره سرقت اعتراف کرد و گفت هشت دزدي در بانک ها انجام داده است.

اين مرد در قسمت ديگري از اعترافات خود درخصوص چگونگي انتخاب محل هاي سرقت گفت؛ فقط بانک هايي را انتخاب مي کردم که فاقد سيستم هاي امنيتي کافي براي شناسايي افراد از قبيل دوربين هاي مداربسته يا نگهبان بودند.

سرهنگ کارآگاه علي اکبرپور رئيس پايگاه يکم پليس آگاهي تهران ضمن اعلام اين خبر گفت؛ متهم که اعتياد شديدي به مصرف مواد مخدر دارد و انگيزه خود را تامين هزينه خريد مواد عنوان مي کند با ورود به مراکز و بانک هاي دولتي از يک لحظه غفلت افراد استفاده مي کرد و پس از انجام سرقت به آرامي و بدون آنکه توجه کسي را به خود جلب کند، از محل متواري مي شد. وي در ادامه ارزش اموال به سرقت رفته از سوي متهم را 30 ميليون تومان عنوان کرد و گفت؛ متهم از دو سال گذشته بيشتر سرقت هاي خود را از شعب بانک هاي مرکز شهر تهران آغاز کرد اما در ادامه و براي کسب مبالغ بيشتر در سرقت هاي خود، محل ارتکاب جرائم خود را به شمال تهران انتقال داد.
عناوين اين صفحه
شکنجه کودک پنج ساله توسط ناپدري
تاخير پليس يک دعواي خياباني را به قتل تبديل کرد
نمي دانم چرا مرتکب قتل شدم
دوربين مداربسته دزد حرفه يي را گرفتار کرد
کشف محموله چهار تني مواد مخدر
معماي جنازه يي زير خاک
عذاب وجدان، برادرکش را تسليم کرد
25 فقره کلاهبرداري در پرونده مامور قلابي آب
علت بازداشت محمدرضا گلزار در ابهام
سرقت برادران سارق از مشتريان بانک ها
انهدام شبکه زورگيري از مسافران
دستبرد 39 ميليوني به گاوصندوق شرکت دولتي
خودکشي مادر و دو پسر در آلمان

فرمانده پليس استان تهران خبر داد
کشف محموله چهار تني مواد مخدر
رئيس پليس استان تهران از دستگيري قاچاقچيان مواد مخدر که قصد داشتند محموله بزرگ شامل چهار تن انواع مواد مخدر را از مرزهاي شرقي کشور به استان تهران قاچاق کنند، خبر داد.سردار «عليرضا اکبرشاهي» رئيس پليس استان تهران گفت؛ در پي انهدام دو باند بزرگ قاچاق مواد مخدر در اواخر سال گذشته، ماموران مبارزه با مواد مخدر استان تهران با ادامه پيگيري هاي اطلاعاتي پي بردند اعضاي باند ديگري با اين دو باند ارتباط داشته و اقدام به قاچاق مواد مخدر به استان تهران مي کنند. وي گفت؛ سرانجام با ساعت ها کار اطلاعاتي، افراد اين باند شناسايي شدند و تحت کنترل نامحسوس قرار گرفتند و فاش شد آنها قصد دارند محموله يي سنگين را از مرزهاي شرقي کشور به شهرهاي استان تهران و پايتخت انتقال داده و در نقاط موردنظر خود توزيع کنند. اکبرشاهي اظهار داشت؛ با مشخص شدن اين موضوع، ماموران موفق شدند خودرو تانکر حامل مواد مخدر را شناسايي کنند و تحت تعقيب قرار دهند و سرانجام به محض ورود محموله به حوزه استحفاظي استان تهران، ماموران در اقدامي غافلگيرانه خودرو تانکر را به همراه دو دستگاه خودرو زانتيا و پژو که اسکورت محموله را برعهده داشتند، متوقف کرده و بدون هيچ گونه تيراندازي و درگيري سه سرنشين آنها را دستگير کردند. وي ادامه داد؛ در بازرسي از تانکر حامل مواد مخدر، قريب به چهار تن انواع مواد مخدر شامل ترياک، حشيش، کراک و مرفين که به طرز ماهرانه يي در داخل بشکه هاي پلاستيکي جاسازي شده بود، کشف و ضبط شد.رئيس پليس استان تهران تصريح کرد؛ در بازجويي هاي انجام شده از قاچاقچيان، آنها اعتراف کردند محموله مکشوفه را از يکي از استان هاي شرقي کشور قاچاق کرده و قصد داشتند با انتقال مواد به شهرري، پس از تقسيم بندي در بسته بندي هاي کوچک، در شهرهاي شمالي و غربي کشور توزيع کنند. وي همچنين خاطرنشان کرد؛ از ابتداي سال جاري تاکنون بيش از 5/13تن انواع مواد مخدر کشف و ضبط شده و با متلاشي شدن 43 باند بزرگ قاچاق، 8 هزار و 900 نفر در اين رابطه دستگير شدند. فرمانده انتظامي استان تهران همچنين با اشاره به حادثه شهر قدس شهريار که در جريان آن قاتلي 65 ساله در يک مجتمع مسکوني شش نفر را به قتل رسانده و 11 نفر را مجروح کرده بود، گفت؛ با ادامه پيگيري ها، فردي که اقدام به فروش تيرهاي جنگي به متهم کرده بود نيز دستگير شد و تحقيقات همچنان براي دستگيري ديگر متهمان اين پرونده ادامه دارد.


معماي جنازه يي زير خاک
پيدا شدن جنازه زني ناشناس در شرق تهران، بازپرس و پليس جنايي تهران را با معماي پيچيده يي روبه رو کرد.به گزارش ايسکانيوز، ظهر جمعه افسر نگهبان کلانتري بومهن با بازپرس کشيک دادسراي امور جنايي تهران تماس گرفت و اعلام کرد جنازه زن ناشناسي که 45 - 40 ساله به نظر مي رسد در فضاي سبز پيدا شده است.اين مقام قضايي به همراه افسران اداره 10 پليس آگاهي به آنجا رفت و رازگشايي معما آغاز شد. بررسي هاي مقدماتي نشان مي دهد بيش از 15 روز از مرگ اين زن گذشته است و جاني يا جانيان، پيکر او را زير مقداري خاک دفن کرده بودند. در آن بين، حيوان هاي گرسنه، پاهاي قرباني را بيرون کشيدند و محيط بانان متوجه ماجرا شدند. جنازه در شرايطي براي شناسايي به پزشکي قانوني سپرده شد که فرضيه جنايت خانوادگي قوت گرفته است.


عذاب وجدان، برادرکش را تسليم کرد
پسري که به اتهام برادرکشي در شمال غرب تهران تحت تعقيب پليس بود، به خاطر عذاب وجدان تسليم شد.افسر نگهبان کلانتري شهر زيبا ساعت 5 بامداد چهارشنبه هفته گذشته مرگ مرد 32 ساله يي به نام «رحمان» را در يک ساختمان نيمه ساز با بهروز هنرمند بازپرس کشيک دادسراي جنايي در ميان گذاشت.تحقيقات محلي نشان مي داد «رحمان» به دنبال دعوا با برادر 22 ساله اش «حيات» کشته شد و بلافاصله متهم گريخت.با افشاي اين ماجرا، متهم تحت تعقيب قرار گرفت تا اينکه ساعت 17 همان روز به خاطر عذاب وجدان به کلانتري رفت و تسليم شد.«حيات» ديروز در شعبه چهارم دادسراي امور جنايي به بازپرس «هنرمند» گفت؛ با برادرم مشکل خاصي نداشتم. او مدتي بود سر کار نمي آمد و به همين دليل به او اعتراض کردم. گفتم تو زن و بچه داري و بايد خرج شان را بدهي اما گوشش بدهکار نبود. در همان جر و بحث، ناگهان از کوره در رفتم و چاقو کشيدم. متهم که به شدت ابراز پشيماني مي کرد، با قرار بازداشت موقت در اختيار کارآگاهان قرار گرفت.


25 فقره کلاهبرداري در پرونده مامور قلابي آب
معاون اجتماعي فرماندهي پليس استان همدان اعلام کرد مردي که با جعل عنوان مامور آب و فاضلاب از مردم کلاهبرداري مي کرد، به دام افتاد.

«سيدعلي حسني» افزود؛ اين مامور قلابي به نام «کامران» سه ماه در شرکت آبفا به عنوان متصدي پخش قبض آب و کنتورخوان فعاليت داشت که به دلايلي اخراج شد. وي اظهار داشت؛ اين کلاهبردار با مراجعه به خانه هاي مردم در يکي از روستاهاي «فامنين» و ارائه رسيد مهر شده شرکت آب و فاضلاب، اقدام به دريافت آب بها مي کرد که با همکاري مالباختگان و تلاش پليس دستگير شد.معاون اجتماعي فرماندهي پليس استان همدان اضافه کرد؛ در بازرسي خانه متهم مقداري قبض مهر شده آب روستايي و سه بسته قبض برق کشف شد. «کامران» با اعتراف به 25 فقره کلاهبرداري، روانه زندان شده است.


علت بازداشت محمدرضا گلزار در ابهام
گروه حوادث؛ با گذشت چند روز از اعلام خبر بازداشت محمدرضا گلزار هنوز اتهام اين هنرپيشه سينما اعلام نشده است. محمدرضا گلزار هفته گذشته از سوي دادسراي عمومي و انقلاب تهران بازداشت شد. ابتدا علت دستگيري او شکايت يکي از تهيه کنندگان عليه اين بازيگر اعلام شد اما پس از آن منابع آگاه مسائل ديگري را اتهام گلزار اعلام کردند.تاکنون از اتهام اين هنرپيشه و جزييات پرونده او خبر رسمي منتشر نشده است.


سرقت برادران سارق از مشتريان بانک ها
دو برادر که با همدستي همديگر اقدام به بيش از 80 فقره سرقت کيف و وجوه نقد مشتريان بانک ها کرده بودند، روانه زندان شدند.چندي پيش شخصي ضمن تماس با مرکز فوريت هاي پليسي 110، سرقت از بانکي در حوالي قلهک را به اطلاع ماموران رساند.با حضور ماموران در محل مشخص شد مرد ميانسالي قصد واريز مبلغ 64 ميليون تومان به حسابش را داشت که يک سارق وجوه نقد را از روي باجه ربود و با سوار شدن بر ترک موتور همدستش قصد فرار داشتند ولي با سر رسيدن ماموران و پس از 10 دقيقه تعقيب و گريز، موتورسيکلت متوقف و راکبان آن دستگير شدند.دو برادر سارق به نام هاي حميدرضا و عبدالرضا در بازجويي هاي فني پليسي به بيش از 80 فقره سرقت از مشتريان بانک ها اعتراف کردند و يکي از آنها در توضيح شيوه سرقت شان گفت؛ يکي از ما بيرون بانک منتظر مي ماند و ديگري به داخل بانک مي رفت و در حرکتي سريع و ناگهاني کيف يا وجه نقد مشتريان را ربوده و متواري مي شد.


انهدام شبکه زورگيري از مسافران
اعضاي بانک پنج نفره سرقت که اقدام به تهديد و زورگيري از مسافران مي کردند، دستگير شدند.ماموران کلانتري نياوران حين گشت زني در حوزه استحفاظي خود به سرنشينان يک خودرو پژو مشکوک شدند و دستور توقف دادند. آنها در بازرسي از اين خودرو يک قبضه قمه، سه قبضه چاقو و يک عدد پنجه بوکس کشف کردند و به اين ترتيب سه سرنشين پژو را بازداشت و به مقر پليس منتقل کردند.در تحقيقات به عمل آمده از اين سه جوان مشخص شد آنان اقدام به زورگيري مي کنند.احمد - يکي از متهمان - در بازجويي ها گفت؛ ما اعضاي يک باند پنج نفره هستيم که ضمن سوار کردن مسافران با تهديد چاقو پول، طلا و اشياي قيمتي آنها را سرقت و آنها را از خودرو پياده مي کرديم.ماموران در اقدامي ضربتي اعضاي ديگر اين باند را دستگير کردند و از مخفيگاه آنان تعداد 25 دستگاه گوشي تلفن همراه کارکرده و سه عدد تراول چک دو ميليون ريالي مسروقه کشف و ضبط کردند. به اين ترتيب متهمان با صدور قرار قانوني روانه زندان شدند.


دستبرد 39 ميليوني به گاوصندوق شرکت دولتي
يک سارق به گاوصندوق يکي از شرکت هاي دولتي اراک دستبرد زد و بيش از 39 ميليون تومان ربود.به گزارش اداره اجتماعي پليس آگاهي ناجا، سرهنگ احمدي رئيس پليس آگاهي استان مرکزي در تشريح اين خبر گفت؛ کارکنان حسابداري يکي از شرکت هاي دولتي در اراک مبلغ 75 ميليون تومان وجه نقد به صورت ايران چک از بانک اخذ کرده و به منظور پرداخت به پرسنل به صورت مساعده به مرور زمان در گاوصندوق حسابداري نگهداري مي کردند اما در پايان متوجه کسري به مبلغ 39 ميليون و 400 هزار تومان شدند. با بررسي هاي انجام شده مشخص شد اين مبلغ از گاوصندوق به سرقت رفته است.وي افزود؛ با توجه به اينکه سرقت از گاوصندوق بدون هيچ گونه تخريبي انجام شد و فقط کليد در اختيار مسوول مالي اداره بود، از وي تحقيقات انجام شد و او بيان کرد تمام پول به صورت ايران چک در گاوصندوق نگهداري مي شد و سه نفر از صندوق پول دريافت کرده اند.رئيس پليس آگاهي استان مرکزي بيان کرد؛ با بررسي اسناد پرداختي مشخص شد در پرداخت هاي انجام شده، هيچ گونه کسري به وجود نيامده و با توجه به اينکه هيچ گونه تخريبي در گاوصندوق انجام نشده و به جز اين چهار نفر، شخص ديگري به محل نگهداري گاوصندوق تردد نمي کرد، تحقيقات از اين چهار نفر ادامه يافت و در نهايت مشخص شد يکي از آنان وقتي به اتاق حسابداري رفته با توجه به حضور نداشتن صندوقدار و باز بودن در گاوصندوق اقدام به سرقت کرده است. سرهنگ احمدي افزود؛ در خاتمه مبلغ مسروقه که توسط متهم نزد دو نفر از دوستانش به امانت گذاشته شده بود، کشف و به شرکت مسترد شد و متهم به همراه پرونده تحويل دادسرا و با قرار قانوني روانه زندان شد.


خودکشي مادر و دو پسر در آلمان
يک زن جوان حدوداً 27 ساله با پرتاب کردن خود و دو فرزند خردسالش از بالکن منزلش اقدام به خودکشي کرد.رئيس پليس مرکزي آلمان در مصاحبه يي با ريانووستي، بيان کرد؛ اين زن 27 ساله که به گفته همسر سابقش به شدت از بيماري رواني رنج مي برده، با پرتاب کردن خود و دو پسرش از بالکن منزلش اقدام به خودکشي کرد.وي ادامه داد؛ در اين حادثه دلخراش اين زن جوان و پسر دو ماهه اش به دليل شدت جراحات وارده به سرشان جان باختند و پسر ديگر که چهار سال دارد، به شدت مجروح شد.بر اساس گزارش کارشناسان و بازرسان پليس فدرال آلمان اين زن هيچ يادداشتي بر جا نگذاشته است. با اين حال تحقيقات در مورد چگونگي و انگيزه اين زن در رابطه با اين واقعه دلخراش همچنان ادامه دارد.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام