شنبه، 7 شهريور 1388 - شماره 2038
   
 
صفحه نخست :: ضميمه روزانه :: لحظه ها و هميشه
پاسخ به نامه ها
پاسخگوي افت جهاني قيمت هلو باشيد
رضا نادم

با سلام. اينجانب فاضل علي شمس آبادي 52 ساله اهل روستاي سالم آباد از توابع لنينگراد روسيه مدتي است براي کار و خدمت به مردم از ده خود خارج شده ام. در چند سال اخير به اقتضاي شرايط چندين بار شغل خود را تغيير داده ام اما متاسفانه هربار با شکست مواجه شده ام. ابتدا به واسطه پسرخاله ام که يکي از مافياهاي نفتي به شمار مي آيد وارد بازار بين المللي نفت شدم اما شنيدم که قرار است ما را افشا کنند و دستمان را کوتاه کنند. چون از کودکي دست من 11 سانتيمتر از ديگران کوتاه تر بود خودم کوتاه آمده و سعي کردم به صورت مخفيانه و در پوشش مبدل به فروش نفت در منازل اقدام کنم.

منتها پس از مدتي شنيدم يکي از مقامات ديپلماتيک اعلام کرده نفت را سر سفره مردم خواهد برد و طبيعتاً در چنين شرايطي بازار ما کساد مي شد. اصلاً رقابت اقتصادي به نظر نمي رسيد. پس مجبور شدم وارد بازار ميوه و تره بار بشوم که از قضا وضعيت بهتري داشت. لذا در مدت کوتاهي به يکي از بزرگ ترين دلالان سيب زميني در بازار مسکو تبديل شدم.

بگذريم که بعداً قضيه بردن نفت کلاً تکذيب شد اما از سر بدشانسي سيب زميني هم در برخي کشورهاي امريکاي لاتين به صورت رايگان در کوچه ها و خيابان ها توزيع شد و با وجود اينکه هيچ وقت کسي مسووليت اين اقدام را برعهده نگرفت اما قيمت هاي جهاني آن به ناگاه با کاهش شديد روبه رو شد و فروشندگان آن را ورشکسته کرد. بعد از آن بود که ما وارد کار ميوه جات شديم. اما در چند روز اخير قيمت هلو هم ناگهان کاهش پيدا کرده و مردم ديگر از خريد هلو حتي به صورت رايگان هم خودداري مي کنند. از شما خواهشمندم در صورت امکان اين قضيه را تحليل کرده و بفرماييد الان کدام دسته از محصولات کشاورزي در بورس هستند؟

با سلام خدمت دوست عزيز و ناديده مان فاضل جان

متاسفانه حق با شماست و در چند روز اخير با کاهش عجيب و بدون دليل تقاضاي خريد هلو در ميان مردم مواجه شده و در اثر اين امر جمعي از خورندگان و خرندگان و توليدکنندگان و توليدشوندگان هلو دچار مشکلات شديد شده اند. با اينکه دليل اصلي اين فاجعه توسط کارشناسان در دست بررسي است اما ذکر چند مورد ضروري به نظر مي رسد؛

1- بنا به دلايل نامعلومي از چند روز پيش در سراسر دنيا کسي هلو نمي خرد و نمي خورد و هلوهاي خوش طعم و خوشمزه داخل انبارهاي بزرگ در حال فاسد شدن است اين در حالي است که همه اعتقاد دارند به شدت دوست دارند هلوها را بخورند.

2- اينکه اساساً مردم ما به خوردن هلو علاقه مند هستند، مساله يي ا ست که نياز به توضيح و تفسير دارد و نبايد با ملاک ها و معيارهاي غربي مورد تحليل قرار بگيرد. مردم ما وقتي مي فرمايند «هلو» مقصودشان دقيقاً خود هلو است ولاغير. بنابراين فکر جنابعالي به جاهاي ديگر نرود.

3- ايضاً در جمله فوق الذکر منظور فقط و فقط «هلو»ي داخلي بوده و به دليل قوانين گمرکي خاص واردات هلوهاي خارجي مجاز «نمي باشد» لذا اگر به امر واردات هلو يا حتي بدتر از آن صادراتش اقدام کنيد به شديدترين وجه با شما برخورد خواهد شد.

4- در روزهاي اخير با گران شدن نان هاي حجيم (باگت سابق) وضعيت مالي مردم کمي در حالت بحراني قرار گرفته لذا به رغم اينکه همه شان دوست دارند هلو بخورند اما قدرت مالي خريد آن را ندارند و لذا اگر دقت کنيد مي بينيد از حضور برخي هلوها در ظروف ميوه ديگر خبري نيست.

5- از فرد باتجربه يي چون شما بعيد به نظر مي رسد که حضرتعالي بخواهيد تصور کنيد منظور از خوردن هلو دقيقاً گاز زدن، جويدن و بلعيدن آن است. اين نشان مي دهد انسان بسيار سطحي نگري هستيد و توجه نمي کنيد که اگر چنين بود در حال حاضر در سراسر دنيا هيچ هلويي يافت نمي شد.

6- در پايان به اطلاع مي رساند هم اکنون در بازارهاي جهاني «خيارچنبر» به شدت در بورس توجه قرار دارد. از ديگر محصولات کشاورزي که مشتري خوبي دارند مي توان به کدوي تنبل، هويج، خربزه، سيب زميني و ش ل غ م اشاره کرد (اين کلمه آخر به صورت جدا از هم تايپ شده که يک وقت کسي با جست وجوي کلمه شلغم در اينترنت به روزنامه ما نرسد- توضيح صفحه بند).
ديد و بازديد
روي کيوسک

بعد از تعطيلي اعتماد ملي روي کيوسک روزنامه فروشي ها سه روزنامه جديد قرار گرفت. روزنامه هايي از گذشته و براي اکنون. دو روزنامه «آرمان» و «انديشه نو» بعد از مدت ها تعطيلي و با تغيير دوباره روي کيوسک ها قرار گرفته اند؛ روزنامه هايي که به عنوان حاميان اصلاح طلبان شناخته مي شوند. روزنامه ديگر« عصر ايرانيان» است به مديرمسوولي «بيژن نوباوه» نماينده مجلس و مجري قديمي تلويزيون که مجروح دوران دفاع مقدس است.اما مجله هاي فرهنگي و هنري نيز به انتشار خود ادامه مي دهند و اين هفته شماره هاي جديدشان روي کيوسک قرار گرفته است؛ از ماهنامه تخصصي فيلم گرفته تا زندگي ايراني و زندگي ايده آل. ماهنامه رويش را يادتان هست؛ چه آن زمان که «رشيدپور» در روزهاي اوج برنامه هاي شيشه يي خود به شدت مورد توجه بود و خواست آن را به شيوه يي جديد منتشر کند و چه بعد تر با حضور سه بازيگر همچون «محمدرضا فروتن» و «الناز شاکردوست» و البته دوران محروميت از بازي «محمدرضا گلزار» فرصتي بود تا آنان دست به اين تجربه هم بزنند. در آن دوره شاکردوست مصاحبه مي کرد، گلزار هم خبر و هم محصولات خارجي را در انتخاب هاي ويژه اش معرفي مي کرد و خلاصه چه زود حضور در مطبوعات از سرشان افتاد. اما حالا يک تيم حرفه يي مطبوعاتي دومين شماره «رويش» را منتشر کرده اند و روي جلد آن عکس فرمان آرا و کيانيان قرار دارد و يک مصاحبه طولاني با اين دو درباره «خاک آشنا». اما انتخاب ويژه اين نشريه مي تواند گزارش «مينا اکبري» از پشت صحنه فيلم «عباس کيارستمي» رونوشت برابر اصل باشد؛ گفت وگو با ژوليت بينوش و ديگر عوامل خارجي فيلم در شهر کوچک و زيباي کشور ايتاليا.
اتفاق خودش مي افتد
نمايش خانگي؛ رقيب يا رفيق سينما؟
ماجراي ويدئو در کشور ما ماجرايي غريب بود. روزگاري که هنوز سي دي و دي وي دي در ايران نبود و تنها وسيله تماشاي فيلم ها بيرون از سينما و تلويزيون و در خانه ويدئو بود، ويدئو ممنوع بود. گروهي ممنوعيت ويدئو را به خاطر تاثير اين فيلم ها بر رفتار مردم توجيه مي کردند اما گروهي ديگر که اتفاقاً بخشي از نخبگان هم در ميان آنها بودند، به خاطر دفاع از سينماي ملي با ويدئو مخالف بودند. به نظر آنان اگر ويدئو آزاد مي شد، از سينماي ايران نشاني نمي ماند. اتفاقاً ويدئو در دوره يي آزاد شد که علاقه يي به آن نوع سينماي ايران نبود و سينما از طرف دولت سخت تحت فشار بود. براي همين گروهي گمان مي کردند با سختگيري ها از يک سو و با آزادي ويدئو از سوي ديگر طومار سينماي روشنفکري ايران در هم پيچيده خواهد شد. اين ماجراها در سينماي ايران بي تاثير نبود، اما سينماي ايران توانست همچنان روي پاي خود بايستد و نيمه جاني از همه اين ماجراها سالم به در برد. حالا اما وضع فرق کرده است. وجود دي وي دي و سي دي و ديگر ابزار تکنولوژيک چنان فيلم هاي روز جهان را در دسترس ايرانيان قرار داده است که در آن روزگار ممنوعيت ويدئو کسي حتي نمي توانست تصورش را بکند. جالب است که از آن زمان کمتر از 20 سال مي گذرد. در فاصله کمتر از 20 سال اين همه دگرگوني به وجود آمده و جالب است که در اين روزگار انگار سينماي ايران اعتماد به نفس بيشتري پيدا کرده است. جالب تر اينکه نمايش خانگي گاهي به کمک سينماي مستقل و تجربي هم آمده است. چند روز پيش محمدعلي زم رئيس هيات مديره انجمن صنفي ويدئو رسانه کشور گفته بود؛ بخش عمده يي از توليد فيلم، متکي به بازگشت سرمايه از طريق ويدئورسانه است و از آنجا که پروسه توليد فيلم در سينما زمانبر است و از سوي ديگر نيز تعداد سينماهاي ما نسبت به جمعيت قبل از انقلاب کمتر است، بايد به نمايش خانگي به عنوان عنصري نگاه کنيم که مردم را به فرهنگ نزديک مي کند. محمدعلي زم که در مراسمي به ياد سيف الله داد سخن مي گفت گريزي هم به داد زده و گفته بود؛ بايد زحمات سيف الله داد را قدر بدانيم زيرا زماني که وي به مديريت سينما رسيد نگاهش به مساله نمايش خانگي به عنوان يک ضرورت بود و امروز مي بينيم رقمي نزديک به 10 ميليارد تومان در اين صنعت در حال گردش است که رقمي به مراتب بسيار بالاتر از سرمايه در گردش سينماست. او سپس بيشتر در اين زمينه توضيح داده بود؛ ويدئو در آغاز دهه 70 و به شکل محدود کار خود را آغاز کرد و به همين ترتيب به صورت ناقص به کارش ادامه داد تا اينکه شادروان سيف الله داد با نگاهي درست به رسانه ويدئو و اين اعتقاد راسخ که ويدئو نه تنها تعارضي با سينما ندارد بلکه مي تواند حامي آن باشد و نه تنها وسيله فساد نيست که مي تواند به عنوان وسيله يي نمايشي در خدمت سالم سازي خانواده ها باشد خدمات زيادي به ويدئورسانه کرد. آنچه در سخنان زم مهم بود، اشاره به سرمايه در گردش نمايش خانگي بود که به نظرش بيشتر از سرمايه در گردش سينماست. حالا اگر به اين سرمايه، سرمايه يي را که در بازار قاچاق فيلم و به خصوص فيلم هاي خارجي در گردش است نيز اضافه کنيم، مي بينيم اين صنعت چه بازار عجيب و غريبي دارد. اين بازار با اين سرمايه شايد اگر نگاه رفيقانه تري به سينما داشته باشد، تاثيري زياد بر سينماي ايران بگذارد.
روزانه
خطرناک

برد پيت اين روزها به عنوان دهمين نام خطرناک از سوي شرکت معروف ويروس يابي مک کافي اعلام شده است. طبق اعلام اين شرکت هنگام جست وجوي نام اين بازيگر امکان دسترسي و حمله ويروسي به کامپيوتر شخص وجود دارد.

همچنين روزنامه آلماني اشترن اعلام کرده است اين بازيگر فيلم والکري با بازيگري تام کروز را خنده آور خواند. البته مدير برنامه هاي پيت در گفت وگو با پايگاه اينترنتي پيپل اعلام کرد اين اظهارنظر نادرست است زيرا وي هيچ گاه اين فيلم را نديده است. فيلم والکري درباره يک اقدام نافرجام توسط يک افسر آلماني براي کشتن آدولف هيتلر رهبر نازي ها است.
ياد و داد
سکوت

بعضي آدم ها در سکوت مي ميرند مانند «منصور غزنوي». او گوينده و دوبلور پيشکسوت است که در 70سالگي در اثر سرطان چشم از جهان فروبست. غزنوي سال 1318 به دنيا آمد و کار خود را از حدود سال 1338آغاز کرد و رل هاي مختلفي چون گويندگي اولين فيلم آلن دلون را ايفا کرد. از آثار مرحوم غزنوي مي توان به گويندگي در فيلم «بروبيکر» ساخته استوارت رزنبرگ سال 1980 و «باغ شيطان» به کارگرداني هنري هاتاوي سال 1954 در نقش کامرون ميچل اشاره کرد. او جاي رابرت واکر هم صحبت کرده بود. غزنوي دوبله فيلم هاي تابستان گرم و طولاني، خانه کوچک (در نقش مايکل لاندن سال 56) و مرد نامرئي را در سال هاي قبل از انقلاب در کارنامه خود دارد. او در کارتون 15 پسر و همچنين در برنامه راديويي صبح جمعه با شما گويندگي مي کرد. غزنوي سال ها مبتلا به سرطان گوارشي بود. مراسم ختم اين هنرمند فقيد روز جمعه ششم شهريورماه از ساعت 13 تا 15 / 14 دقيقه در مسجدالرضا واقع در خيابان نيلوفر برگزار شد. مينو غزنوي از صداپيشگان دوبله ايران نيز خواهر وي است که با همکاري برادرش در هشت سالگي وارد عرصه دوبله شد؛ گوينده يي که بينندگان تلويزيون او را با صداي يانگوم در سريال «جواهري در قصر» بيشتر مي شناسند.
مرد مرده
يک فاتحه براي اخوان

فرصت خواندن شعر براي هر کس پيش آيد تجربه يي متفاوت است. حالا چه شعري مي خواهيد بخوانيد. شايد مجموعه «زمستان» اخوان ثالث يک انتخاب خوب باشد. مردم که اين طور انتخاب کرده اند و به گزارش فارس پرفروش ترين مجموعه شعر اين روزها است. دومين مجموعه شعر اخوان از سال 1336 تا به حال بارها و بارها تجديد چاپ شده است. تجربه شاعر قديمي ايران «م. اميد» 19 سال پس از مرگش همچنان مورد توجه است. قدرت او را در سرودن شعرهاي حماسي بسياري تاييد کرده اند. او با همين مجموعه در محافل ادبي شناخته شد و پس از آن جايگاهي برجسته پيدا کرد.درباره او گفته اند؛ «مهدي اخوان شعر زمستان احوال خود و عصر خود را از خلال اسطوره يي کهن و تصاويري گويا نقش کرده است.» اين شعر در دي 1334 سروده شده و انديشه و پويندگي شاعر را با قدرت نشان مي دهد هر چند غم تنهايي نيز در آن به رخ کشيده شده است. مي گويند اخوان از ادب سنتي خراسان و از قصيده و شعر آن ديار الهام گرفته و تبديل به يکي از توانمندترين روايتگر خيالپردازي هاي شاعرانه شده است. او از راه واقع گرايي به نمادگرايي رسيده است.گفته هوشنگ گلشيري نيز شنيدني است؛ «او از تبار خيام است؛ با زباني بيش و کم ميانه شعر نيما و شعر کلاسيک فارسي. تعلق خاطر اخوان به ادب کهن هم در التزام به وزن عروضي و قافيه بندي، ترجيع و تکرار ديده مي شود و هم در تبعيت از همان صنايع لفظي قدما مانند جناس و...» او چهار شهريور 1369 درگذشت و مزارش روبه روي توس - آرامگاه فردوسي - قرار دارد. بي شکوه و جلال. که حتماً تنهايي زمستاني را که توصيف کرده به ياد ما بياورد؛

«سلامت را نمي خواهند پاسخ گفت

سرها در گربيان است

کسي سر بر نيارد کرد پاسخ گفتن

و ديدار ياران را»
روزانه
زندگي ما و ديگران
ايرنا به صدا و سيما درباره مجري برنامه سحر هشدار داد و نوشت؛ «صدا و سيما پيش از اين نيز بارها و بارها يک تجربه تلخ را تکرار کرده که هرگاه مجري با مطالعه يا خلاق يا داراي جسارت و حضور ذهن قوي را کشف استعداد کرده، در استفاده از آن مجري به قدري راه افراط پيش گرفته که مجال مطالعه و احياي ذهني و خودسازي فکري و حرفه يي را از او سلب کرده و در بحبوحه فشار کاري و به دور از نظارت هاي کيفي ناگهان يک اشتباه بزرگ مرتکب شده و براي مدت هاي طولاني از قرار گرفتن تصويرش روي آنتن محروم مانده است. اميد که اين تجربه ديگر تکرار نشود.»
روزانه
روزهاي حافظ و رمضان
اين روزها اگر سراغ آلبوم هاي موسيقي برويد هم مي توانيد مجموعه يي از اشعار خوانده شده حافظ را پيدا کنيد و هم درباره رمضان ماهي که در آن هستيم. البته شايد خواننده هاي آن کمتر شناخته شده باشند مانند آلبوم موسيقي «حافظ در تاجيکستان» که اشعار حافظ را خوانندگان و نوازندگان تاجيکي خوانده اند و ماهور منتشر کرده است. اما اين آلبوم با خود پشتوانه قوي دارد و نتيجه تحقيق و پژوهش ژان دورينگ فرانسوي است. او دانسته هايش را درباره استفاده از شعر حافظ در موسيقي تاجيکستان در اين مجموعه عرضه کرده است. متن کوتاهي هم درباره اين آلبوم نوشته و ساسان فاطمي ترجمه کرده که در ابتداي آلبوم چاپ شده است؛ «مجموعه حاضر آوازهايي از تاجيکستان را گرد هم آورده است که همه آنها روي اشعار حافظ ساخته شده اند. مجموعه حاضر از ساعت ها ضبط موسيقي در شهرها و روستاهاي مختلف تاجيکستان، بين سال هاي 1990 و 1992، سپس در سال 2008 استخراج شده است. انتخاب اين آوازها براساس اصالت و کيفيت صورت گرفته است. همچنين دو ترانه از اين مجموعه به ضبط هاي راديو تاجيکستان تعلق دارد.»

14قطعه «بيا تا گل برافشانيم»، «امروز شاه انجمن»، «روز وصل دوستداران»، «صبا به لطف بگو»، «اگر آن ترک شيرازي»، «عيشم مدام است»، «ساقيا برخيز و در ده»، «مطرب خوش نوا بگو»، «تاب بنفشه مي دهد»، «گل در بر و مي در کف»، «من ترک عشق بازي» و «دوش ديدم که ملائک» در اين مجموعه خوانده شده است. براي روزهاي ماه رمضان هم اين آلبوم را از دست ندهيد هر چند شايد خيلي از آنها را موقع سحر و افطار از رسانه هاي راديو و تلويزيون بشنويد. چهار سي دي شامل 49 اثر موسيقايي منتخب، در قالب آواز و آکاپلا توسط مرکز موسيقي و سرود منتشر شد. اين آلبوم که شامل اشعاري از بزرگان شعر فارسي است، توسط جمعي از خوانندگان مشهور اين سبک اجرا شد. مضامين اين آثار شامل تحميديه، نيايش، مناسب ماه مبارک رمضان و ليالي قدر است.اين آثار همراه با صداي محمد گلريز، سيدمحمد عبدالحسيني، قاسم رفعتي، علي خدايي، مهدي حبيبي، محسن حسن زاده، گروه کر و گروه تواشيح است.
خشت خام
مکاني براي هنرخواني
انتشار کتاب ها و نشريات تخصصي هنري در ايران با مشکلاتي اساسي روبه رو هستند. اين نشريات و کتاب از يک سو کتاب هايي عامه پسند نيستند که تيراژي زياد داشته باشند و بتوانند با فروش تک نسخه يي هزينه هاي خود را تامين کنند و از سوي ديگر توليد اين نشريات و کتاب ها به دليل ضرورت استفاده از چاپ رنگي، کاغذ و چاپ مرغوب هزينه هاي بالايي را مي طلبد. بخش دولتي در اين زمينه کار چندان بااهميتي انجام نمي دهد و نشريه يي تخصصي که در ميان هنرمندان اعتبار لازم را داشته باشد، در ميان نشريات دولتي اگر نخواهيم بگوييم وجود ندارد، حداقل مي توانيم بگوييم چندان مشهور نيست.

بخش خصوصي در اين زمينه فعال تر است و حداقل مي توان چند نشريه را نام برد که هم از اعتبار بالاي تخصصي برخوردار است و هم توانسته است به رغم هزينه هاي بالا سرپا بماند. اين نشريات معمولاً از طريق جلب آگهي هاي نفيس مي توانند سرپا بمانند، اما اين به اين معني نيست که اين نشريات مشکلي ندارند. اتفاقاً اين نشريات با مشکلات زيادي روبه رو هستند و دست اندرکاران آنها بيشتر تلاش مي کنند جهت گيري هاي نشريه هايشان را به سمت و سويي ببرند که به خواسته هاي بازار نزديک تر باشد و براي همين گرافيک و بسته بندي و تبليغات از بخش هاي مهم اين نشريات هستند. چنين توجهي باعث مي شود از بحث هاي نظري در حوزه فرهنگ و هنر غفلت شود. درست در همين جايي که بخش خصوصي به ناگزير از آن غفلت کرده است و بخش دولتي توجه چنداني به آن ندارد، نشريات و کتاب هايي که در فرهنگستان هنر توليد مي شوند، توجه ويژه يي به آن دارند.

موسسه تاليف، ترجمه و نشر آثار هنري فرهنگستان هنر (متن) يکي از بزرگ ترين ناشران در زمينه کتاب هاي تخصصي هنر است. حالا بايد به انتشار اين آثار فعاليت ديگري را هم افزود و آن افتتاح نمايشگاه و فروشگاه کتاب و نشريات تخصصي هنر است. چنان که خبرگزاري ايلنا گزارش داده است، روزي که اين مطلب منتشر مي شود، ما در مرکز صاحب يک فروشگاه و نمايشگاه کتاب هاي هنري هستيم که با حضور مسوولان فرهنگستان هنر و جمعي از محققان، نويسندگان و مترجمان افتتاح شده است.

اين موسسه با هدف پاسخ به نياز پژوهشگران، هنرمندان و ديگر علاقه مندان به موضوعات مختلف هنر اقدام به بازگشايي نمايشگاه و فروشگاه دائمي کتاب و نشريات تخصصي خود کرده است. خوبي ماجرا اينجاست که در اين نمايشگاه و فروشگاه، علاوه بر آثار منتشرشده از سوي موسسه تاليف، ترجمه و نشر آثار هنري، آثار ساير ناشران نيز عرضه خواهد شد.

اگر اهل رفتن به چنين نمايشگاه و فروشگاه هايي هستيد،اين هم نشاني اش، خيابان وليعصر، نرسيده به خيابان طالقاني، شماره 442، جنب رواق هنر فرهنگستان هنر.
رو به رو
در ميان ابرها و...

در بازار نمايش هاي خانگي اين روزها فيلم «در ميان ابرها» تازه آمده است. فيلمي از «روح الله حجازي». شايد با ديدن اسم «الناز شاکردوست» در کنار جمع زيادي از بازيگران ناشناس نظر کسي براي ديدن فيلم جلب نشود. اما عوامل پشت صحنه فيلم کاملاً حرفه يي هستند از بازيگرداني «افشين هاشمي» گرفته تا تدوين «سپيده عبدالوهاب» و نويسندگي «محمدرضا گوهري». اما داستان فيلم نيز تجربه متفاوتي است و از فراز فيلم هاي آپارتماني ما را به مرزهاي شلمچه و عراق مي برد. هر روز يک عده پسر جوان و نوجوان با گاري هايشان منتظر بردن اثاثيه مسافران به اين طرف و آن طرف هستند. حضور دختري عراقي با نام «نورا» شکل ماجرا را براي «مالک»تغيير مي دهد.«مالک» ساده و بي ريا به او دل مي بندد و کمک مي کند. اما اتفاقات مختلفي رخ مي دهد. کارگردان سعي کرده است براي اين فيلم انرژي بگذارد و چند صحنه متفاوت خلق کند، مانند نگاه کردن دختر در آينه که تنها نيمي از صورتش مشخص است که همين حرکت را پسر نيز در آخر انجام مي دهد يا صحنه دادن يخ. «الناز شاکردوست» حضورش در اين فيلم را بسيار دوست دارد و از کل فيلم راضي است، متفاوت بودن نقش که به او امکان بازي متفاوت را داده است از جمله ويژگي هاي فيلم است. او به زبان عربي سخن مي گويد و در لحظه دفاع از خودش توانايي اش نشان داده مي شود؛اتفاقي که در فيلم هاي قبلي اش رخ نداده است.

هنگامي که «آيدين آغداشلو» در جمع بازيگران سخن گفت به دو فيلم اشاره کرد و آنها را بهترين هاي سينماي ايران دانست. فيلم هاي «ده» کيارستمي و «آب، باد، خاک» امير نادري. خب اگر فرصتي داشتيد به اين انتخاب ها توجه کنيد و يک بار ديگر آنها را ببينيد. فيلم «ده» ماجراي خانم مشاوري است که در اتومبيلش با ديگران سخن مي گويد، 10 زن، 10 مشکل را براي او تعريف مي کنند. «مانيا اکبري» با پسرش در آن فيلم بازي مي کرد و اکنون خود به عنوان کارگردان در جهان شهرت دارد و فيلم 4«10 را پس از بهبود خود از سرطان ساخته است. فيلم «آب، باد، خاک» نيز اثري است متفاوت در سينماي ايران. او از منتقدان ايراني قهر کرد و به امريکا رفت. امسال و پس از 20 سال در جشنواره ونيز او با فيلم «وگاس» شرکت کرد و دو جايزه نيز برد و به قول خودش اين آغاز فيلمسازي او در جهان است با معيارهايشان و او در اين مدت دوباره سينما را ياد گرفته است.
عناوين اين صفحه
پاسخگوي افت جهاني قيمت هلو باشيد
روي کيوسک
نمايش خانگي؛ رقيب يا رفيق سينما؟
خطرناک
سکوت
يک فاتحه براي اخوان
زندگي ما و ديگران
روزهاي حافظ و رمضان
مکاني براي هنرخواني
در ميان ابرها و...

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام