شنبه، 7 شهريور 1388 - شماره 2038
   
 
صفحه نخست :: ضميمه روزانه :: صفحه نخست
شرکت هايي که درآمدشان بيش از کشورها است

منصور بيطرف

حدود 400 سال از تاسيس اولين شرکت چند مليتي- شرکت هند شرقي- مي گذرد. اين شرکت که نقش بسيار فعالي در مستعمره کردن هند داشت، تجربه گرانقدري را براي کشورهاي استعمارگر برجاي گذاشت. کارل مارکس در سال 1853 در نيويورک هرالد تريبون درخصوص نقش شرکت هند شرقي در استعمار هندوستان نوشت؛ انگلستان بدون آنکه نشانه يي از بازسازي بر جاي بگذارد، تمام چارچوب جامعه هندوستان را شکسته است. از دست دادن دنياي قديم بدون دستيابي به دنياي جديد، نوع خاصي از ماليخوليا را به نکبت فعلي هندو وارد مي کند و هندوستان تحت حاکميت بريتانيا را از تمام سنت هاي قديمي و از کل تاريخ گذشته جدا مي کند. بدون شک کارل مارکس و اکثر انديشمندان معاصر وي نمي دانستند جدا از تحليل درستي که از نقش اين نوع شرکت ها- که البته در آن زمان نام شرکت هاي چندمليتي بر آنها نبود- داشتند، اين شرکت ها در سده هاي بعد چه نقش هاي ديگري را به خاطر توانايي هاي اقتصادي که به دست مي آورند، ايفا خواهند کرد. حمايت از کودتاها- مثل کودتا عليه مصدق و کودتا عليه پينوشه در شيلي که شرکت نفت ايران و انگليس و شرکت چندمليتي اي تي تي در آنها نقش بسزايي داشتند- فقط يکي از شيرين کاري هاي شرکت هاي چندمليتي يا فرامليتي در 50 سال گذشته بوده است. اما واقعاً اين شرکت ها، قدرت سياسي خود را از کجا مي آورند؟ موضوع قدرت اقتصادي و به تبع آن قدرت سياسي شرکت هاي فرامليتي سوژه بسياري از مقالات بوده است به طوري که «کنفرانس ملل متحد درباره تجارت و توسعه» (UNCTAD) در گزارش سالانه سرمايه گذاري جهاني سال 2005، شرکت هاي فرامليتي را موضوع اصلي خود قرار داد. آنکتاد در اين گزارش نکات درخور توجهي را درخصوص نوع و نحوه فعاليت هاي اين شرکت ها و ميزان تاثيرگذاري آنها در اقتصاد جهاني اعلام کرد. براي مثال در اين گزارش آمده است در سال 2005 حدود 18 درصد فروش و 14 درصد اشتغال جهان برعهده شرکت هاي فرامليتي بوده است. رشد شرکت هاي فرامليتي در سال هاي گذشته سريع بوده است. در اوايل دهه 1990 حدود 37 هزار شرکت فرامليتي در جهان بوده است که اين تعداد در سال 2004 با تقريباً 5/1 برابر افزايش به 70 هزار شرکت رسيد. افرايش اين شرکت ها نيز باعث قدرت گرفتن اقتصادي آنها در اقتصاد جهاني شده است به طوري که درآمد برخي از اين شرکت ها از توليد ناخالص داخلي بعضي از کشورها بيشتر است. آمار و اطلاعاتي که از درآمد 188 شرکت بزرگ فرامليتي به دست آمده نشان مي دهد، ارزش توليد اين شرکت ها بالغ بر 18 هزار ميليارد دلار است که تقريباً 25 درصد توليد ناخالص داخلي جهان به حساب مي آيد. 27 شرکت از اين 188 شرکت يعني 14 درصد از اين شرکت ها در بخش نفت و گاز فعاليت مي کنند که نشان دهنده اهميت اين بخش اقتصادي در فعاليت هاي اقتصاد جهاني است. نکته قابل تامل در اين خصوص اين است که 7 شرکت اول از 10 شرکت اول هم در بخش نفت و گاز فعاليت دارند. خدمات مالي دومين رشته يي است که شرکت هاي فرامليتي را به خود جذب کرده است. در ميان 188 شرکت بزرگ جهان، 24 شرکت در زمينه خدمات مالي فعاليت مي کنند. حال اگر نگاهي به درآمدهاي اين شرکت ها بيندازيم به مقايسه قابل توجهي مي رسيم که در بالا ذکر شد. اگزون موبيل اولين شرکت بزرگ فرامليتي است که در صدر جدول قرار دارد. درآمد اين شرکت در سال 2007 معادل 390 ميليارد دلار بود. درآمد اين شرکت تقريباً معادل توليد ناخالص داخلي تايوان و بيش از توليد ناخالص داخلي کشورهاي ايران، يونان و دانمارک است. اگر توليد ناخالص داخلي روماني و سنگاپور را با هم جمع کنيم، اين مجموع معادل درآمد اگزون موبيل مي شود.

مجموع درآمد 10 شرکت اول فرامليتي جهان معادل 2700 ميليارد دلار است که تقريباً معادل توليد ناخالص داخلي کشورهاي ترکيه، لهستان، اندونزي، بلژيک و سوئد است.

حال با توجه به اين قدرت اقتصادي بالا و فناوري هاي منحصر به فردي که اين شرکت ها دارند مشخص است که نمي توان آنها را در سياستگذاري ها ناديده گرفت، به ويژه آنکه صندلي مديران اين شرکت ها و دولتمردان همواره بين هم رد و بدل مي شود. ديک چني معاون اول بوش پسر قبل از آنکه اين سمت را بگيرد، مدير اجرايي شرکت نفتي کونوکو فيليپس بود، يا جرج بوش پدر پيش از آنکه وارد سياست شود مدير يک شرکت نفتي - مشکوک به همکاري با اف بي آي و سيا- به نام زاپاتا بود.

در حال حاضر شرکت هاي فرامليتي کماکان در سياستگذاري کشورهاي خود و نيز کشورهاي در حال توسعه دخالت فراقانوني مي کنند. نمونه بارز آن شرکت نفتي شل است که همچنان در نيجريه در حال خط دهي به دولتمردان آن کشور است و حتي کمک هاي مالي براي سرکوب شورشيان به دولت اعطا مي کند. و در اين ارتباط نيز مي توان به شرکت نفتي «الف» پيش از آنکه در توتال ادغام شود، اشاره کرد که به دولتمردان کشورهاي آفريقايي براي برنده شدن در پروژه هاي نفتي رشوه مي پرداخت و از نفوذي که در دولت ميتران داشت براي ضمانت هاي اجرايي شرکت در آفريقا بهره مي برد. به همين خاطر سوالي که طرح مي شود اين است که آيا کشورهاي در حال توسعه مي توانند با شرکت هاي فرامليتي طوري برخورد کنند که آنها را از دخالت در امور سياسي کشور خود برحذر دارند ؟ براي پاسخ به اين سوال لازم است در وهله اول بستر اقتصادي- سياسي اين کشورها را در نظر گرفت.

هم اکنون وضعيت اقتصادي کشورهاي در حال توسعه به گونه يي است که کوچک ترين ترديد در فرآيند توسعه سبب مي شود آنها از ديگر کشورها عقب بمانند. اين عقب ماندگي هم به نوع خود آنها را در تصميم گيري منطقه يي و به تبع آن جهاني دورتر مي کند. بررسي هايي که در اين خصوص صورت گرفته نشان مي دهد نسبت درگير بودن اقتصاد هر کشوري در اقتصاد جهاني با نقش آفريني آنها در سياستگذاري جهاني رابطه مستقيم دارد. به همين لحاظ است که هر اقتصادي سعي مي کند هرچه بيشتر نقش خود را در اقتصاد جهاني پررنگ تر کند و در همين ارتباط است که کشورهاي عقب مانده و در حال توسعه به دنبال آن هستند که از ابزار و فضاي موجود براي بازي در اين نقش استفاده کنند و بهره ببرند. آنکتاد در اين باره مي نويسد در دهه گذشته کشورهاي در حال توسعه همراه با رشد اقتصاد جهاني اقدام به اصلاح مقررات خود براي جذب سرمايه گذاري خارجي- که عمدتاً از طريق همين شرکت هاي چندمليتي صورت مي گيرد- کردند. در اين گزارش آمده است در سال 1991 تعداد کشورهايي که اقدام به اصلاح يا تغيير مقررات کرده بودند بالغ بر 35 کشور بود که اين تعداد در سال 2004 به 102 کشور رسيد. همچنين تعداد مقرراتي که در سال 1991 براي جذب سرمايه گذاري خارجي اصلاح شد بالغ بر 82 فقره بود. اين تعداد در سال 2004 به 271 فقره رسيد. بنابراين روند اقتصاد کشورهاي در حال توسعه بيش از آنکه به سمت تقابل با شرکت هاي چندمليتي باشد به سمت تعامل با آنها است، از اين رو سعي مي کنند با اصلاح قوانين و مقررات با اين شرکت ها برخورد کنند و به نوعي اقتدار خود را با اعمال قوانين نشان دهند. به عبارت ديگر هم کشورها و هم شرکت ها به سطحي از عقل رسيده اند که منافع همديگر را نگه دارند بدون آنکه در سياست هاي يکديگر دخالت کنند.
گفت وگو با محمد هاشمي
هاشمي نماز جمعه را ترک نمي کند

بعد از 30سال که از تاسيس نظام جمهوري اسلامي مي گذرد خانواده هاشمي رفسنجاني همچنان در کانون توجهات سياسي و رسانه يي هستند. بعد از اعتراضات به انتخابات دو بار خبر دستگيري خانواده آيت الله هاشمي رفسنجاني منتشر شد. محمد هاشمي برادر رئيس مجلس خبرگان در گزارش کوتاهي ناگفته هايي از برخورد ماموران با عروس آيت الله هاشمي رفسنجاني را بازگو مي کند.

---

-ماجراي دستگيري برخي از اعضاي خانواده آقاي هاشمي چه بود؟


در نوبت اول که خانم فائزه و چند تن از بستگان دستگير شدند، اعلام کردند نيروي انتظامي دختر آقاي هاشمي را گرفته براي اينکه مردم به ايشان آسيب نرسانند، در حقيقت توجيه آنها براي اين اقدام اين بود. ولي در مورد دوم که عروس ايشان همسر آقاي مهدي هاشمي دستگير شد، نمي دانم ايشان را شناسايي کرده بودند يا ايشان را به عنوان يک فرد عادي دستگير کرده بودند چون نسبت به ايشان بدرفتاري کرده و ايشان را ضرب و شتم کرده بودند. اما از اطلاع يا عدم اطلاع آنها از اينکه ايشان عروس آقاي هاشمي است، آگاه نيستم. رفتاري که با ايشان شده بود حتي به عنوان يک فرد عادي دور از ارزش هاي اسلامي و انساني بوده است.

-از نگاه شما منشاء اين خصومت و دشمني چيست؟


اين طور به نظر مي رسد که شخص آقاي هاشمي مطرح نيست، شخصيت هاشمي است که مطرح است. آناني که مي خواهند قرائتي متفاوت از قرائت فکر امام را در جامعه پياده کنند به خوبي مي دانند افرادي چون هاشمي مانع بزرگي برايشان محسوب مي شود و نمي توانند به راحتي از اين مانع عبور کنند. پايگاه حضرت امام(ره) هنوز آنقدر ضعيف نشده است که آنها هر کاري مي خواهند انجام دهند. ياران امام در صحنه حضور دارند. اعتراضاتي که نسبت به اين جملات مطرح شد نشان مي دهد طرفداران امام در صحنه هستند. شفافيت مرزها نمي گذارد آقايان شرايط کشور را به 30 سال پيش برگردانند. اسلام و امام تمام افتخارش اين بود که حضورشان پاياني بود بر اين نوع تفکرات. بنابراين دوران سختي پيش رو داريم و ان شاءالله خدا کمک کند از اين مرحله سخت عبور کنيم.

-چگونه مي توانيد يا مي خواهيد از اين مرحله عبور کنيد؟


تمام تلاش امام در دوراني که در تبعيد به سر مي بردند اين بود که به عده يي در حوزه ها ثابت کنند اسلام حکومت دارد. مگر مي شود دين حکومت نداشته باشد. ايشان حکومت ديني را حکومت مردمي کردند. در صحبت هاي مختلف هميشه حرف هاي منتقدان را مبني بر اينکه اسلام برنامه ندارد، نقض کردند و با اين کار خود مي خواستند اسلام واقعي را به همگان نشان دهند. ايشان کارهايي را که خود مردم مي توانستند انجام دهند به مردم سپردند. اما امروز مي بينيم حتي به اين مساله نيز خدشه وارد مي کنند. با رفتارهايي که با مردم مي شود چهره نظام را خدشه دار مي کنند. حتي دستاورد حکومتي زمان امام زير سوال مي رود.

مي خواهم بگويم راه برون رفت از اين وضعيت اين است که رفتار و سيره امام را به عنوان الگوي حکومتي در عصر حاضر قرار دهيم و تلاش کنيم اين سيره الگوي جمهوري اسلامي قرار بگيرد. اگر هم قرار است وحدتي برقرار شود بايد حول امام، راه امام و انديشه امام وحدت به وجود آيد و با تمام دشمنان اين نگاه برخورد شود.

-شما اشاره کرديد اين نگاه دشمني با نگاه امام دارد. آيا وحدت با دشمن امکان پذير است؟


با دشمن نمي شود وحدت برقرار کرد اما مي شود به تفاهم رسيد. البته همه کساني که با سيره و انديشه امام مخالفت مي کنند قصد دشمني ندارند بلکه مخالفت آنها ناشي از برداشت هاي غلط و کج سليقگي است. البته در اين ميان هستند افرادي که عناد دارند و هدف شان انحراف از خط امام است.

-چگونه مي توان به اين وحدت دست يافت؟


در حال حاضر چون شفاف سازي صورت گرفته به راحتي مي شود فهميد با چه کساني امکان وحدت وجود دارد.

-آيا مي شود گفت نيروهاي خط امام در يک جبهه قرار گرفته اند؟


اين طور به نظر مي رسد. اظهارنظر درباره اينکه همه لزوماً در يک جبهه هستند يا نه، دشوار است. ولي بسياري از ياران قديمي دغدغه هاي فکري مشترکي پيدا کرده اند اما ممکن است از نظر سياسي در يک جبهه نباشند.

-در انتخابات گذشته خانواده آقاي هاشمي يک طرف ماجرا بودند يا به عنوان نامزد انتخابات يا به عنوان مجري انتخابات. اين انتخابات از آن دست انتخاباتي بود که خانواده آقاي هاشمي هيچ نقشي نداشتند. اما باز هم نوک پيکان انتقادات و اعتراضات متوجه ايشان بود. شما تا حالا به اين موضوع فکر کرده ايد، چرا؟

در مثل مناقشه نيست. ما در تاريخ از اين گونه موارد زياد داريم. يکي از موارد مشهور آن صحراي کربلا است. زماني که امام حسين(ع) فرمودند به چه جرمي قصد کشتن مرا داريد، عده يي گفتند «بذنب ابي»، يعني از روي کينه يي که به حضرت علي(ع) داريم چنين قصدي داريم. در امام حسين موضوعي نديدند که مستوجب قتل باشد. حالا هم مي بينم همين منطق در مورد آقاي هاشمي وجود دارد. نقشي که آقاي هاشمي از پيدايش نهضت امام(ره) تاکنون ايفا کرده اند براي عده يي کينه شده است و نمي توانند از آن بگذرند. ايشان را ترور کردند، موفق نشدند. ترور شخصيتي کردند اما باز هم نتوانستند ايشان را از قلب مردم بيرون کنند چون بالاخره ياران امام به آقاي هاشمي به عنوان يک قهرمان مبارز مي نگرند. الان هم آقاي هاشمي مي تواند از انحرافات و پايمال شدن انديشه هاي امام جلوگيري کند. الان افرادي پيدا شده اند که مهم ترين وظيفه شان تهمت زدن به آقاي هاشمي است.

-فکر مي کنيد اين افراد متوجه جايگاه آقاي هاشمي در بين مردم هستند و اين تهمت ها را مي زنند؟


اتفاقاً بحث من اين است. اگر مردم از آقاي هاشمي استقبال نمي کردند و فکر نمي کردند آقاي هاشمي جايگاهي ندارد که مهم نبود. آنها وقتي فهميدند نتوانسته اند مردم را از آقاي هاشمي و آقاي هاشمي را از مردم بگيرند دقيقاً صحبت هاي امام را يادآوري مي کند که فرمودند؛ «ملت بزرگ اسلام مصمم است به نهضت اسلامي خود ادامه دهد و اجازه دخالت خيانتکاران را در کشور خود ندهد». چيزي که ما امروز در آينه مي بينيم، امام 30 سال پيش در خشت خام مي ديدند. پيام امام براي آقاي هاشمي در 30 سال پيش مثل اين است که امروز صادر شده است.

-پيش بيني مي کرديد از نماز جمعه آقاي هاشمي تا اين اندازه استقبال شود؟


اينچنين جمعيتي براي من غيرقابل پيش بيني نبود. هفته يي که اعلام شد نماز را آقاي هاشمي اقامه مي کنند هيجاني در بين مردم به چشم خورد. بنابراين غيرقابل پيش بيني نبود. نکته مهم اين ماجرا اين است که وقتي بدخواهان آقاي هاشمي (به تعبير امام) فهميدند هيچ کدام از تهمت ها و ناسزاهايشان نه تنها تاثيري در ذهن مردم نداشته بلکه باعث تثبيت جايگاه ايشان نيز شده اين عاملي براي تشديد کينه شد.

-به همين دليل نماز جمعه دوم برگزار نشد؟


دلايل لغو شدن نماز جمعه ايشان را نمي دانم. پيرامون نماز جمعه، دفعه قبل مردم را کتک زدند و ايشان بسيار ناراحت و کسل شدند و گفتند چرا بايد در نماز مردم را کتک بزنند؟ بعد به خاطر اينکه اين حوادث تکرار نشود از حضور در نماز جمعه خودداري کردند.

-هر بار که ايشان بخواهند نماز جمعه را اقامه کنند حتماً با چنين استقبالي روبه رو خواهند بود. آيا اين به اين معناست که بايد تريبون نماز جمعه را ترک کنند؟


اولاً من تصور نمي کنم ايشان نماز جمعه را ترک کنند. ثانياً ما اميدواريم مخالفان آقاي هاشمي واقعاً مصلحت نظام را در نظر بگيرند. اگر نماز جمعه نمازي دشمن شکن است و بايد باشکوه برگزار شود، اين نشانه اقتدار نظام است و به شخص آقاي هاشمي مربوط نمي شود. ايشان يکي از ارکان نظام هستند. بنابراين اگر بخواهند اقتدار نظام حفظ شود بايد ارکان نظام مثل آقاي هاشمي حفظ شوند و اين بعد از 30 سال افتخار بزرگي براي ملت و مسوولان نظام است که ما مي بينيم به رغم همه اتهاماتي که دشمنان خارجي و دوستان نادان داخلي به ما زدند و رفتار ناشايستي داشتند باز هم وقتي جايي سخن از ياران نظام و اصالت نظام به ميان مي آيد مردم در صحنه حاضر مي شوند.

-آيا مجمع تشخيص مصلحت نظام آمادگي اين را دارد با اين شرايطي که کشور در آن قرار گرفته به سمت تلطيف فضا برود؟


اين مساله جزء مسووليت هاي مجمع است. يعني در قانون اساسي ظرفيتي که براي حل موضوع يا معضلات پيش بيني شده، مجمع است. مجمع است که اين مهم را بر عهده دارد. اما اينجا شيوه يي داريم به اين معني که رهبري معضلات را ارجاع دهند. اگر رهبري ارجاع بدهند قاعدتاً چون اين از وظايف مجمع است و ظرفيت قانوني لازم را دارد، مجمع سر باز نمي زند.

-در مجمع براي خروج از اين وضعيت چنين بحثي شده است؟


در آخرين جلسه مجلس هنوز مسائل تا اين حد بحراني نشده بود. بنابراين بحث بر اينکه مجمع مسائل را حل کند، مطرح نبود. اما عده يي خارج از مجمع به بعضي از اعضاي مجمع پيشنهاداتي مي دادند. الان حدود يک ماه است که مجمع تعطيلات تابستاني داشت حالا اگر رهبري ارجاع دهند چون وظيفه مجمع است که رسيدگي کند حتماً اقدام مي کند.
عناوين اين صفحه
شرکت هايي که درآمدشان بيش از کشورها است
هاشمي نماز جمعه را ترک نمي کند

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام