فراز انصاري
مسائل مربوط به دادگاه متهمان حوادث بعد از انتخابات افکار عمومي را به سمت خود معطوف کرده است. سوالات بي شماري در خصوص اين دادگاه مطرح است. برخي از اين سوالات را با محمد سيف زاده حقوقدان مطرح کرده ايم که پاسخ هاي وي را در ادامه مي خوانيد.
---
-متهمان سياسي بار ديگر به صورت دسته جمعي به دادگاه آورده شدند. آيا در آيين دادرسي کيفرخواست عمومي داريم؟ چون براي متهمان اول يک کيفرخواست عمومي خوانده مي شود.
لازم است پيش از پاسخ به پرسش شما يک مقدمه را عنوان کنم. در ماجراهاي پس از انتخابات دو گروه دستگير شدند؛ افرادي که در تجمعات آرام و مسالمت آميز شرکت کرده بودند و تعدادي از فعالان سياسي، فعالان حقوق بشر و وکلاي دادگستري نظير آقاي سلطاني و دادخواه که به علت اعتراض به شبهات موجود در مسائل انتخابات دستگير شدند. زماني که مي خواهند کسي را دستگير کنند طبق اصل 36 قانون و ماده 2 قانون مجازات اسلامي چون نظام اصل قانوني بودن جرم و مجازات را پذيرفته ايم بنابر اين اصل کسي را مي توان دستگير کرد که مرتکب جرم شده باشد و نيز قانونگذار عمل آن را جرم شناخته باشد و براي آن مجازات تعيين کرده باشد. به اين مي گويند اصل قانوني بودن جرم و مجازات. حالا اگر کسي را مي خواهند دستگير کنند اصل 32 قانون اساسي مي گويد مطابق قانون بايد دستگيري به عمل بيايد. مواد 112 ، 113 ، 118 و 119 آيين دادرسي کيفري و البته 134؛ طبق اين موادي که عرض کردم براي متهمي که مرتکب جرم شده است قرار بازداشت صادر مي شود و البته دلايل ارتکاب جرم هم بايد موجود باشد. بعد براي متهم احضاريه مي فرستند. اين احضاريه بايد به متهم ابلاغ شود و بعد احضاريه بازمي گردد و براي متهم حکم جلب صادر مي شود. جلب هم بايد مجدداً ابلاغ شود. بعد از آن بايد متهم را به دادگستري منتقل کنند. در آنجا هم بايد قانون رعايت شود يعني تحقيقات بدون فشار و سوالات بدون تلقين باشد و خداي ناکرده فشار و شکنجه يي در کار نباشد و به استناد بند 3 ماده واحده، قانون حفظ حقوق اسلام- شهروندي بايد وجود داشته باشد. البته ظرف 24 ساعت بايد به متهم تفهيم اتهام شود و اين تفهيم اتهام بايد با دليل توام باشد و بعد از آن هم بايد آخرين دفاع گرفته شود و ظرف 24 ساعت پرونده با قرار مجرميت از طرف بازپرس و موافقت دادستان براي صدور کيفرخواست به دادگاه صالح برود. اينجا مي رسيم به پاسخ پرسش شما. کساني که در مباني يک جرم با هم شرکت داشته باشند اينها را مي توان در يک کيفرخواست آورد. چون همه اينها، چه کساني که در حوادث بعد از انتخابات دستگير شدند و چه کساني که به عنوان معترض دستگير شدند، اينجا آمده اند، آنها را به يکديگر چسبانده اند و معترضان را به عنوان محرکان و تجمع کنندگان را به عنوان اغتشاشگران. که اينجا من بايد به اين نکته اشاره کنم که آن چيزي که به عنوان اغتشاش مطرح مي کنند، در واقع راهپيمايي و تجمع است که اصل 27 قانون اساسي آن را به رسميت شناخته است. يادمان باشد که براي تفسير قانون، اين ماجرا هيچ نيازي به اخذ مجوز از دولت يا وزارت کشور ندارد. طبق مذاکرات مجلس خبرگان اول که اين اصل تصويب شد، اخذ مجوز از دولت راي نياورده و مردود اعلام شده است بنابراين دادگستري حق ندارد تجمعات قانوني مردم را تجمعات غيرقانوني نامگذاري کند. دادگستري حق ندارد با جعل عناوين مجرمانه کارهاي مباح مردم را جرم تلقي کند. بنابراين به کيفرخواست ايراد چنداني وارد نيست. البته آنچه من در کيفرخواست خواندم با آنچه مدنظر قانونگذار است فاصله زيادي دارد. هيچ کدام از مباني رعايت نشده. دلايل و مستندات درست نيست. افرادي که منتسب کرده اند و گفته اند اينها در اغتشاش شرکت کرده اند، تحريک به اغتشاش کرده اند و قصد انقلاب مخملي داشتند هيچ کدام از مسائل ذکرشده عناوين مجرمانه ندارد. بنابراين اين موارد در کيفرخواست رعايت نشده.
-اساساً دادگاهي که شاهد برگزاري آن بوديم وجاهت قانوني دارد؟
دادگاهي که تشکيل شده است از اساس غيرقانوني است. آنچه مورد نظر قانون اساسي است طبق اصل 168 قانون اساسي و تبصره ذيل ماده 20 قانون تشکيل دادگاه هاي عمومي مصوبه سال 73، اصلاحيه سال 81 به جرائم سياسي و مطبوعاتي در محاکم دادگستري با حضور هيات منصفه واقعي و نه دولتي و حکومتي است که به صورت علني برگزار مي شود. اين دادگاه واجد اين صفات نيست. به استناد اصول 159 و 172 قانون اساسي دادگاه هاي انقلاب و دادگاه هاي ويژه روحانيت از اساس غيرقانوني است و اين محاکمات سياسي را هم نمي شود در دادگاه هاي انقلاب برگزار کرد. هيات منصفه هم در دادگاه وجود نداشت. وکلا هم تعييني نبودند و از طرف دادسرا برايشان تعيين شده بود. وقتي شخص وکيل تعيين مي کند وکيل تعييني باعث کنار رفتن وکيل تسخيري است.
-يعني وکلا از طرف متهمان تعيين نشده بودند؟
آن طور که شنيده ايم وکلاي تعيين شده ايشان در دادگاه حضور نداشتند. آقاي رياحي هم عنوان کردند وکيل تعييني ايشان بودند. بقيه وکلا هم به لحاظ اينکه ايشان را راه ندادند با من هم مذاکراتي داشتند و عنوان کردند چون اين عمل خلاف پيش آمده از حضور در دادگاه خودداري خواهند کرد. دفاع مشروع زماني حاصل خواهد شد که حق دفاع مشروع و تعيين وکيل را به رسميت بشناسيم. در اين دادگاه اين شرايط برقرار نبود. اين دادگاه علني هم نبود چون همه افراد را راه نمي دادند و دادگاه سياسي به استناد اصول 165و 268 نمي تواند غيرعلني باشد.
- يک متهم تا چند روز و با چه شرايطي مي تواند در اختيار بازپرس قرار داشته باشد؟
طبق اصل 32 قانون اساسي بايد 24 ساعت کيفرخواست براي متهم صادر شود و برود دادسرا و بيش از 24 ساعت نمي شود. کساني که قرار بازداشت هم برايشان صادر شده است با توجه به مقدمه يي که عرض کردم صدور قرار بازداشت شان خلاف بوده است و يک تخلف واضح قضايي است. براي جرائم سياسي و مطبوعاتي به لحاظ شناخت و شخصيت طبق اصل 134 قانون آيين دادرسي کيفري 10 يا 11 معيار وجود دارد. براي صدور قرار تامين شديدترينش قرار بازداشت است ولي چند قرار ديگر هم وجود دارد. براي آقاي حجاريان که مشکل دارد ايشان که نمي تواند جايي فرار کند، مي شد براي ايشان يک قرار التزام يا کفالت صادر شود و حتي براي همه آنها به نظر من صدور قرار توقيف هم خلاف قانون بوده است.
-نحوه بازجويي ها که متهمان در سلول انفرادي نگهداري شده اند و دسترسي به وکيل نداشته اند آيا مطابق با موازين قانوني کشور است؟
قطعاً غلط است. شما اصول 35 و 38 قانون اساسي را ملاحظه بفرماييد. طبق اصل 35 و بند 3 ماده واحده قانون حفظ حقوق شهروندي، وکيل مي تواند از همان اول تحقيقات در دادسرا حضور داشته باشد.
البته وکيل دخالت نمي کند ولي ناظر است تا خداي نکرده تخلفي صورت نگيرد. هيچ گونه فشاري نبايد وارد شود. سلول انفرادي که عنوان کرديد در دنياي نوين از مصاديق بارز شکنجه است و متهمي که در سلول انفرادي از او اعتراف بگيرند، اعترافاتش هيچ ارزشي ندارد. اصل 38 قانون اساسي مي گويد شکنجه ممنوع است.