پنج شنبه، 5 شهريور 1388 - شماره 2037
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: پزشكي
نگاهي به دلايل گريه کودک و روش هاي پاسخگويي به آن
هشدارهاي کودک خود را جدي بگيريد


گيتي اسدي*


رحم مادر، خانه يي است در نهايت آرامش و آسايش. درجه حرارت اين خانه بسيار مناسب و مطبوع است. جنين در آنجا هيچ وقت احساس گرسنگي يا سرما نمي کند. دائم با حرکات يکنواخت بدن و صداي آرامش مادر مي آرامد. جنين در داخل مايعي شناور است و آزادانه و بدون احساس ناراحتي حرکت مي کند. نيازهاي حياتي او بدون وقفه و منظم و مرتب در اختيار او قرار مي گيرد، اما با تولد نوزاد به يکباره همه چيز دگرگون مي شود. درجه حرارت محيط تغيير مي کند، گاه احتياجات نوزاد حاضر و آماده و به موقع در اختيارش قرار نمي گيرد و از همه مهم تر دنياي آشناي خود را از دست داده و پا به محيطي تازه و ناآشنا گذاشته است. در اينجاست که کودک بايد نيازهايش را به نحوي بيان کند براي اينکه او را بغل کنند يا غذا بدهند، پس مجبور است گريه کند و به زودي ياد مي گيرد با ايجاد سر و صدا و گريه و بي قراري اطرافيان را متوجه نيازهايش کند، نيازهايي که براي او جنبه حياتي دارند. از طرف ديگر به نظر مي رسد نوزاد با بي قراري، مصرانه از ديگران مي خواهد او را به زندگي قديم خود بازگردانند. در واقع دنيايي که او قدم در آن نهاده دنياي مورد علاقه و انتظار او نيست. بنابراين سعي مي کند با گريستن و ناآرامي ديگران را متوجه نيازهاي خود کند. اولين تجربه کودک در زندگي، از اولين لحظات پس از تولد آغاز مي شود زيرا بايد براي برآورده شدن احتياجاتش «کاري» انجام دهد. براي انجام اين کار بايد نوعي «رفتار» از خود نشان دهد تا بتواند نيازمندي هايش را از محيط اطراف تامين کند. به راستي اگر فرياد نياز کودکي شنيده شود و پاسخ مثبتي به آن داده نشود، چه پيش خواهد آمد؟ پاسخ اين است که خواسته يي که برآورده نشود، هرگز به طور کامل سرکوب نخواهد شد بلکه فشارهاي دروني آن دير يا زود موجب بروز رفتارهاي نابهنجاري از قبيل خشم، پرخاشگري، کناره گيري و وازدگي مي شود. چنين کودکي احساس خوبي ندارد و لذا رفتار خوبي هم نخواهد داشت. نوزاد متولدشده از نظر ژنتيکي مجبور است خود را براي زندگي آماده کند و با محيط منطبق سازد. اگر او را به حال خود رها کنيم تا بدون حضور مداوم مادر زندگي کند، عادات رفتاري نامتعادل و غلطي از قبيل کوليک (نوعي بيماري روده که به صورت دوره يي با حرکات بدني کشيده و جمع کردن پاها به طرف شکم باد کرده، مشت کردن دست ها و درهم کشيدن صورت از شدت درد نمايان مي شود)، گريه هاي شديد، لرزش و حرکات مداوم بدن، مکيدن شست، تنفس نامنظم و بي خوابي در رفتارش افزايش مي يابند.نوزادي که رها شده براي به دست آوردن آرامش، انرژي زيادي هدر مي دهد، در حالي که اين انرژي گرانبها بايد براي رشد و تکامل او صرف شود.

بي قراري و رفتار نامتعادل در بعضي از کودکان آثاري از واپس زدگي در آنها است و علت آن کوتاهي مادر در ايجاد نظم و تعادل در کودک است. بررسي ها نشان مي دهد بغل کردن کودک موجب کاهش کوليک، ناآرامي و گريه هاي کودک مي شود. همچنين تحقيقات نشان داده است خلقت مادران به گونه يي است که هميشه در برابر گريه کودک، ناخودآگاه واکنش تغذيه نشان مي دهند. به اين ترتيب به محض شروع گريه کودک به سرعت خون به طرف پستان هاي مادر جاري مي شود و هورمون هاي مادرانه افزايش مي يابند و مادر با الزامي بيولوژيکي به گريه کودکش سريعاً پاسخ مي دهد.

پس مي توان نتيجه گرفت حتي پژوهش هاي علمي نيز اين نصيحت را که «بگذاريد کودک هر چه مي خواهد گريه کند» رد مي کند. لحظات اول گريه کودک داراي کيفيت خاصي است که آن را «ارتقاي عاطفي» مي نامند. به اين صورت که شروع گريه عکس العمل مادرانه را برمي انگيزد. با شروع گريه اگر مادر سريعاً و در همان ابتدا به فرزندش پاسخ گويد، گريه متوقف مي شود يا کاهش مي يابد و در نتيجه عواطف مادر و ميزان اعتماد کودک به مهر و محبت مادر افزايش مي يابد. گاهي برخي از والدين به خصوص مادران با بي توجهي به گريه هاي شبانه کودک قصد دارند مستقل خوابيدن را به او بياموزند ولي ناآگاهانه به او مي فهمانند گريه کردن کودک از نظر آنها هيچ گونه ارزش و ارتباطي ندارد. متخصصان رشد و تکامل نوزادان با بررسي کودکان از نژادهاي مختلف و با فرهنگ هاي متفاوت به اين نتيجه رسيده اند که اگرچه نوزادان با هر فرهنگ و مليتي گريه و بي قراري مي کنند، اما در بعضي فرهنگ ها نوزادان کمتر گريه مي کنند، بهتر مي خوابند و به طور کلي آرام ترند. در فرهنگ هايي چون فرهنگ جزيره مالي که اطفال آرام تري را پرورش مي دهند، اساسي ترين عامل آرام بودن نوزادان رسم «در آغوش بستن» کودکان است. در اين جزيره نوزاد تمام روز در آغوش مادر حمل مي شود و تنها براي خوابيدن او را روي زمين آن هم فقط در کنار مادر قرار مي دهند. در حقيقت در اين گونه فرهنگ ها روانشناس و کتاب کودک نقشي ندارد بلکه قرن ها تجربه و سنت ها به اين مردم آموخته است که هر چه نوزاد را مدت زمان طولاني تر با خود حمل کنند، در آينده رفتار بهتري خواهد داشت. طبق تحقيقات به عمل آمده مادر در نظم دادن به رفتار کودک نقش عمده يي دارد. در تمام مدتي که نوزاد در آغوش مادر بسته مي شود، نوعي نظم فيزيکي به وجود مي آيد. به اين معنا که در رفتارهاي نامنظم و نامتعادل نوزاد تعادل ايجاد مي شود. راه رفتن مادر که کودک ظرف 9 ماه به آن عادت کرده است، نوزاد را به ياد زندگي اش در رحم مادر مي اندازد. اين حرکت موزون که از همان دوران در ذهن کودک نقش بسته، حال در خارج از رحم تداعي مي شود و نوزاد تحت تاثير آن خاطرات، آرام باقي مي ماند. صداي تپش قلب مادر صداي آشنايي است که با صداي داخل رحم در ذهن او نشسته است. هر زمان کودک احساس ناراحتي مي کند، گوش خود را به قفسه سينه مادر مي چسباند و آرامش از دست رفته را بازمي يابد. تنفس موزون مادر نيز يکي ديگر از تنظيم کننده هاي حياتي است. مادر از راه ديگري نيز بدن نوزاد را منظم مي کند به اين صورت که با تحريک هورمون هاي تنظيم کننده موجب رشد غده هاي فوق کليوي و سيستم عصبي در بدن نوزاد مي شود. طبق بررسي ها تحريک دهليزها (يعني تکان دادن و حمل نوزاد) بهترين راه براي پيشگيري از گريه نوزاد است. به عبارت ديگر مادري که کودک خود را در آغوش مي بندد به او خو مي گيرد و کودک نيز احساس مي کند باارزش است و خصلت هاي مناعت و خودشناسي در او پديدار مي شود. برخي از مادران روش ديگري براي پرورش و نگهداري از کودک خود انتخاب مي کنند، به اين ترتيب که در طول روز کودک از مادر جدا است و گهگاهي آن هم در مواقع ضروري او را از روي زمين برمي دارند. مي توان گفت اين روش براي طفل هيچ گونه ارزش آموزشي ندارد. کودک صداهايي را از دور مي شنود در حالي که با صاحبان صدا هيچ گونه ارتباطي نمي تواند برقرار کند. بنابراين صداها براي او نامفهوم هستند و به ذهن سپرده نمي شوند. او پيام هاي صوتي را دريافت مي کند ولي اين صداها ارزش به ذهن سپردن ندارند. در اين حالت چون کودک از مادر جداست، در حقيقت در فعاليت ها و ارتباطات، مادر حتي به عنوان شخص دوم يا سوم نيز شرکت ندارد. در واقع والدين با توجه کردن به گريه هاي کودک، محبت و نوازش را به کودک آموزش مي دهند و مساله بد عادت کردن فقط توجيه بي عاطفه بودن مادر است. برخي کودکان به ندرت تسليم اين بي عاطفه بودن مي شوند. آنها ياد مي گيرند هر چه بلندتر و کشدارتر گريه کنند. اين گونه کودکان با ارسال پيام هايي دقيق اعلام مي کنند احتياج بيشتري به عواطف دارند. اما کودکان آرام در صورتي که پس از ارسال علائم توسط گريه ديرتر به سراغ آنها برويد، کمتر بي تابي مي کنند، اين کودکان که قدرت مقاومت بيشتري در برابر احتياجات شان به آنها اعطا شده با گريه هاي خود از طرفي موجب پيشرفت و تکامل شخصيت خود مي شوند و از طرف ديگر مهارت هاي ما را براي برخورد فعال با خودشان افزايش مي دهند. پيشنهادهايي براي ارتباط عاطفي بهتر بين مادر و فرزند؛

1- نسبت به گريه کودک خود واکنش مناسبي نشان دهيد

به خاطر داشته باشيد گريه کودک علامتي هشداردهنده است و بايد به آن توجه شود نه عادتي که بايد از بين برود. اگر نياز کودک برآورده شود، آنگاه شبکه ارتباطي گريه به موقع به کار خود پايان خواهد داد. در واقع گريه هاي کودک شما علامتي است که بايد به آن پاسخ داد، در آن صورت به اصوات ملايم تري تبديل مي شود و سرانجام مهارت ارتباطي ايجاد مي شود.

2- به گريه کودک خود پاسخ دهيد

با شنيدن صداي گريه کودک سريعاً واکنش نشان دهيد. فکر نکنيد که چرا بايد گريه کند؟ نبايد لوسش کنم. درک علت گريستن طفل زياد مهم نيست، بهتر است سريعاً پاسخگوي گريه او باشيد. مطمئن باشيد اگر با مهرباني و عطوفت و بدون تاخير به کودک پاسخ دهيد قدرت درک خود را تقويت کرده ايد تا جايي که علت گريه کودک را بهتر مي فهميد.

3- احساس خود را از گريه کودک بشناسيد

والدين به خصوص مادر داراي نوعي سنسورهاي (اعصاب حساس) دروني است که هر گاه به آن جواب مثبت داده شود، احساس درستي و اگر پاسخ منفي و نادرست بشنوند، احساس نادرستي مي کنند که همان احساس گناه است. اين احساس به مادران اعلام مي کند در برابر علائم هشداردهنده سنسورهاي دروني تخلف کرده اند يا خير. مادري که اعتراف مي کند «گريه هاي فرزندم مرا ناراحت نمي کند» چراغ خطر برايش روشن است و در اينجاست که مشخص مي شود مادر و فرزند مشکل ارتباطي دارند.

4- سعي کنيد نياز کودک را قبل از شروع گريه پيش بيني کنيد

اگر شما به عنوان والد نيازهاي کودک را بشناسيد و به موقع آنها را برآورده سازيد گريه هاي او آرام مي شود چون نيازهايش رفع شده. اگر علائمي که مي فرستد به موقع دريافت شود، زياد گريه نخواهد کرد.

5- براي غذاي کودک وقت قبلي تعيين نکنيد

بررسي ها نشان داده است تعيين وقت و ساعت مقرر براي تغذيه کودک موجب بهانه گيري و بي قراري هاي بيشتر او مي شود. کودک گرسنه با شروع گريه هاي ملايم و سپس تبديل آن به گريه هاي شديدتر علائمي را ارسال مي کند. بنابراين کودک هر وقت گرسنه بود بايد غذا بخورد و مادر نبايد براي راحتي و آسايش خود منتظر فرا رسيدن وقت تغذيه بماند و کودک را گرسنه نگه دارد. اين گفته عاميانه که «گريه براي ريه هاي کودک خوب است»، از نظر علمي و پزشکي هرگز ثابت نشده و هيچ متخصصي آن را تاييد نکرده است. بررسي هايي که درباره گريه کودک انجام شده است، هيچ گونه فايده يي براي آن نشان نمي دهد. در حقيقت گريه زياد موجب افزايش تپش قلب و کاهش ميزان اکسيژن خون مي شود و حتي در مورد گريه هاي خيلي شديد و طولاني، خطر از بين رفتن کودک نيز وجود دارد. همچنين هيچ يک از فرضيه هاي روانشناسي و علمي ثابت نکرده است «کودک تان را وقتي که گريه مي کند بغل نکنيد، چرا که او لوس و نق نقو مي شود» اين روش تربيتي نادرستي است که نشان دهنده سليقه شخصي نادرست برخي از افراد است. بررسي هاي بيشتر نشان داده است نوزاداني که از بدو تولد به «گريه نياز» آنان به سرعت پاسخ داده شده است، مانند کودکان بزرگ تر کمتر گريه و زاري مي کنند. حتي برخي از متخصصان معتقدند رشد فيزيکي نوزاداني که به گريه آنها ديرتر پاسخ داده مي شود، کندتر است. شايد دليل اين امر آن باشد که کودک هنگام ايفاي مهارت هاي خودکنترلي، انرژي زيادي را از دست مي دهد. سخن آخر اينکه گريه فقط يک صوت نيست، بلکه علامت است. گريه براي اعلام نياز است و بچه ها براي هر نوع نياز علائم مخصوص آن را به کار مي برند. هر چه انگيزه نياز قوي تر باشد، فشار خروج بازدم بيشتر مي شود و ارتعاش تارهاي صوتي سريع تر مي شود. محققان اين اصوات خاص را «اثر گريه» مي نامند که مانند اثر انگشت در کودکان مختلف متفاوت و مخصوص همان کودک است، پس گريه کودک را دريابيد.

*کارشناس ارشد روانسنجي
مرکز روماتيسم ايران خواستار شد
توليد مکمل هاي ويتامين D توسط شرکت هاي داروسازي
مرکز روماتيسم ايران به مناسبت روز داروساز (امروز، پنجم شهريورماه) با اشاره به اينکه بيش از 50 درصد افراد زير 40 سال کشور از کمبود ويتامين D رنج مي برند، خواستار توليد مکمل هاي ويتامين D به ميزان 400 تا 800 واحد توسط شرکت هاي دارويي کشور شد. دکتر «فرهاد غريب دوست» رئيس مرکز روماتيسم ايران با اعلام اين خبر گفت؛ «مکمل هاي ويتامين D علاوه بر نقش پيشگيري و درماني در برابر بيماري هاي استخواني، نقش موثري در کاهش سرطان ها، ام اس، ديابت و ... دارد. اين در حالي است که هيچ شرکت دارويي در کشور نسبت به توليد اين مکمل اقدام نمي کند.» وي اظهار داشت؛ «در پژوهشي که چندي پيش در اين مرکز به منظور سنجش ميزان ويتامين D افراد صورت گرفت، مشخص شد افراد بالاي 40 سال از نظر سطح ويتامين D از وضعيت بهتري نسبت به افراد جوان تر (زير 40 سال) برخوردارند که به نظر مي رسد علت اين امر در مصرف مکمل هاي ويتامين D (ويتامين D به همراه مکمل کلسيم) است که افراد بالاي 40 سال مصرف مي کنند.» وي بهترين منبع تامين ويتامين D را نور خورشيد دانست و ادامه داد؛ «در پژوهش مورد اشاره با وجود آنکه زمان مورد بررسي بهار و تابستان به دليل برخورداري افراد از بيشترين ميزان نور خورشيد انتخاب شد، باز هم متاسفانه آمارها بيانگر کمبود شديد و نگران کننده ويتامين D در افراد به ويژه افراد زير 40 سال بود.»

دکتر «غريب دوست» آلودگي هوا را از عواملي برشمرد که مانع رسيدن اشعه ماوراء بنفش به بدن و به دنبال آن نرسيدن ويتامين D کافي به پوست مي شود. رئيس مرکز روماتيسم ايران ادامه داد؛ «مشکل آلودگي هوا در برخي کشورهاي غربي نيز مشاهده شده، اما ميزان کمبود ويتامين D در آن کشورها بسيار کمتر از ايران برآورد شده است.» وي افزود؛ «حتي در مناطقي مانند بوشهر که پرآفتاب بوده و از آلودگي هواي بسيار کمتري نسبت به تهران برخوردارند، باز هم نتايج ديگر پژوهش ها بيانگر آن است که افراد اين مناطق نيز از کمبود ويتامين D رنج مي برند.» رئيس مرکز روماتيسم ايران، اختلالات نژادي و ژنتيک را در رابطه با جذب نور خورشيد در سطح پوست که گيرنده هاي اين ويتامين فعال است از ديگر عواملي عنوان کرد که کمبود اين ويتامين را در ميان ايرانيان با وجود برخورداري از آفتاب حادتر کرده است. وي بهترين شيوه براي حل اين معضل را با توجه به وضعيت فعلي جامعه، استفاده از مکمل هاي ويتامين D برشمرده و تصريح کرد؛ «ضروري است توليد و مصرف مکمل هاي ويتامين D به صورت يک دستورالعمل بهداشتي از سوي وزارت بهداشت تدوين و اجرايي شود.»
راهنمايي هايي براي سلامت دندان
مقاومت دندان شيري تا 21 سالگي
دکتر ياشيل احدي مقدم* - www.doctoryashil.com

خوانندگان محترم مي توانند پرسش هاي خود را با ذکر سن، محل سکونت و شرح مختصري از مشکل و هر موضوعي که در يافتن علت کمک کند مطرح سازند تا پاسخ داده شود. براي طرح پرسش هاي خود مي توانيد با آدرسinfo@doctoryashil.com مکاتبه کنيد.

---

-چرا دهان بعضي افراد ميانسال بوي بد مي دهد،آيا علت آن افزايش سن است يا خرابي دندان و آيا با افزايش سن بوي دهان تغيير مي کند؟ چطور مي شود از آن جلو گيري کرد؟

در افراد مسن بوي بد دهان به سبب تغييرات متابوليک و ساير علل نظير کم آبي بدن ، کاهش مقاومت به عفونت، کاهش اشتها و... است. از طرفي با گذشت سن احساس تشنگي در افراد کمتر ايجاد مي شود. اما اين به معني کم شدن نياز بدن فرد به نوشيدن آب نيست.

براي کاهش اين عارضه، بايد افراد مسن برنامه يي براي نوشيدن آب داشته باشند و روزانه حد اقل يک و نيم ليتر آب بنوشند. چه احساس تشنگي بکنند چه نکنند. برنامه و وعده هاي غذايي افراد مسن نيز بايد منظم و سر وقت باشد.

مصرف برخي داروها مانند ايزوسوربايد و آنتي هيستامين ها و آمفتامين ها و آرام بخش ها و ... (که به مقتضاي سن و افزايش بيماري ها در افراد مسن معمول است) نيز باعث خشکي دهان و کاهش بزاق (که عمل شست وشوي خود به خودي حفره هاي دهان را انجام مي دهد) مي شود. مقاله مستقلي در زمينه بوي بد دهان در سايتم نوشته ام. اميدوارم با مراجعه به آن، بتوانيد مشکل خود را حل کنيد.

-21سال دارم و در 19 سالگي به اين دليل که دندان هاي شيري ام هنوز نيفتاده بود به دندانپزشک مراجعه کردم و ايشان تشخيص دادند بايد هفت تا دندان شيري ام را بکشم (در ضمن دندان هاي دائمي در لثه ام دارم با توجه به عکس راديولوژي) و دو سال بعد به ايشان مراجعه کنم. بعد از يک سال دوباره مراجعه کردم يکي از دندان هاي دائمي ام درآمده بود و دوباره عکس گرفتم مشخص شد بقيه دندان هاي دائمي ام هم پيشروي و حرکت داشته اند. براي همين ايشان گفتند يک سال ديگر صبر کنم شايد دربيايند. الان شش ماه مي گذرد و هنوز هيچ کدام درنيامده است. فکر مي کنم در اين شش ماه ديگر نيز اتفاقي نخواهد افتاد و من درمانم را يک سال به تاخير انداخته ام. مي خواهم بدانم اگر دندان هاي دائمي ام درنيايند و در لثه بماند، شيوه درمان چگونه خواهد بود؟

دندان هاي شيري به واسطه فشار ناشي از رشد دندان هاي دائمي که در مسير صحيح برويند، در سنين کودکي لق شده و مي افتند. با توجه به اينکه دندان دائمي در لثه داريد و دندان هاي شيري تان تا 19 سالگي نيفتاده، دندان هاي دائمي، در مسير دندان هاي شيري متناظرشان نبوده اند. نظر به سني که اشاره کرديد، برداشت من اين است که دندان هاي دائمي اصلاً از استخوان فک خارج نشده بودند چون انحراف از مسير اصلي رويش دندان دائمي نيز باعث روييدن دندان دائمي در جوار دندان شيري (يا قسمت ديگر دهان) مي شود که در مورد شما اين اتفاق نيز نيفتاده است. در متن پرسش خود، اشاره به محل قرارگيري اخير دندان هاي دائمي پس از پيشروي و حرکت نکرده ايد. اگر دندان هاي دائمي در داخل لثه به مقدار قابل توجهي رشد کرده و از لثه بيرون نيامده اند، با توجه به قوام و استحکام لثه در سن شما، ممکن است سفت بودن لثه مانع رويش دندان شده باشد که مي توان با جراحي و درمان لثه، مسير رشد دندان را هموار ساخت و با استفاده از ارتودنسي، دندان را در محل خود قرار داد. در صورتي که دندان ها هنوز در استخوان فک قرار دارند و از آن بيرون نيامده، نياز به جراحي فک است. توصيه مي کنم با مراجعه به مراکز تخصصي دندانپزشکي يا دانشکده هاي دندانپزشکي، موضوع را به بررسي متخصصان شاخه هاي مختلف (فک و صورت، پريودنتولوژي و ارتودنسي) واگذاريد.

-22 سال دارم و چهار دندان جلوي بالا کمي از قوس خارج و لثه ها يا همان فک بالا داراي برآمدگي است. آيا اين مشکل با ارتودنسي رفع مي شود يا نياز به جراحي فک دارم؟

با توجه به اينکه تنها چهار دندان جلويي شما اندکي خارج از رديف هستند، به نظر مي رسد مشکل شما با ارتودنسي قابل حل باشد. البته تشخيص دقيق تر و طرح درمان با مراجعه به عکس راديولوژي (لترال سفالومتري) قابل ارائه است.

توضيح اينکه ناهنجاري قرارگيري دندان ها روي هم مي تواند به دليل دنداني يا اسکلتي باشد. نامنظم بودن دندان ها با ارتودنسي قابل رفع است اما براي اصلاح ناهنجاري اسکلتال، نياز به جراحي فک است.

-مدتي است مي خواهم دندانم را جرم گيري کنم ولي از اطرافيان مي شنوم که جرم گيري براي دندان خوب نيست. يک عکس هم از دندان هايم برايتان مي فرستم. مي خواستم اگر ممکن است غير از جرم گيري راه ديگري براي سفيد شدن دندان هايم پيشنهاد کنيد. من 22 سال دارم و دانشجو هستم.

با توجه به عکسي که از دندان هاي خود فرستاده ايد، انجام جرم گيري نه تنها لازم بلکه ضروري است. تصور نادرستي که در بين افراد شايع است، اين است که جرم گيري به دندان آسيب مي رساند. اما واقعيت اين است که اگر جرم دندان وجود داشته باشد، انجام جرم گيري بسيار بهتر از جرم گيري نکردن است.

باز برخلاف تصور عامه، جرم دندان به رنگدانه هاي روي دندان اطلاق نمي شود بلکه توده زرد يا قهوه يي رنگ سختي است که بيشتر در محل التقاي دندان و لثه تشکيل مي شود و وجود آن به مرور باعث ايجاد تحليل در لثه و آسيب به دندان مي شود. براي سفيدتر کردن دندان هايتان (البته بعد از جرم گيري و بروساژ)، روش بليچينگ را پيشنهاد مي کنم.

البته از ظاهر دندان هاي شما برمي آيد که دندان هاي شما دچار پديده فلوئوريزيس است. در صورتي که کودکي تان را در شهرهاي جنوبي يا مرکزي کشور گذرانده ايد، مي توان حدس زد که ناشي از آب منطقه باشد. متاسفانه روش بليچينگ در کساني که دندان هايشان از پديده فلوئوريزيس رنج مي برد، به خوبي دندان هاي ديگر جواب نمي دهد.

اما با جرم گيري و بروساژ مي توانيد رنگ اوليه دندان هاي خود را بيابيد و لبخندتان به ميزان قابل توجهي اصلاح مي شود. در ضمن رنگ هاي زرد ناشي از مصرف سيگار و چاي و...، با مسواک زدن منظم و نيز بروساژ قابل رفع است و جرم دندان به حساب نمي آيند.

* جراح، دندانپزشک
عناوين اين صفحه
هشدارهاي کودک خود را جدي بگيريد
توليد مکمل هاي ويتامين D توسط شرکت هاي داروسازي
مقاومت دندان شيري تا 21 سالگي
نخوردن سحري باعث سردرد مي شود
عفونت هاي سينوسي و شوک در کودکان
عامل ناشنوايي ارثي کشف شد
کشف يک کلسترول خطرناک جديد
شمع هاي رمانتيک سرطان زا هستند

نخوردن سحري باعث سردرد مي شود
شايع ترين مشکلي که عمدتاً در ماه مبارک رمضان رخ مي دهد سردرد است که از مهم ترين دلايل آن مي توان به حذف وعده سحري اشاره کرد. دکتر «مسعود کيمياگر» متخصص تغذيه در گفت وگو با ايسنا گفت؛ «در ماه رمضان در هيچ شرايطي وعده سحري را حذف و آن را ساده تلقي نکنيد. افرادي که مي گويند ما ساعت 11 يا 12 شب غذا مي خوريم تا مجبور نباشيم براي خوردن سحري بيدار شويم، بدانند نخوردن و حذف سحري باعث افت بازده کالري در آنها مي شود. حتي اين افراد در ساعات اوليه روز هم توان تمرکز و توجه فکري براي کار يا درس خواندن ندارند.» وي تاکيد کرد؛ «کم شدن کافئين در بدن يکي از عوامل ايجاد سردرد است مي توان تا زمان اندک باقيمانده با مصرف کافئين و نوشيدن چاي شرايط بدني را مهيا کرد.»


عفونت هاي سينوسي و شوک در کودکان
سندرم شوک سمي در کودکان که در بعضي مواقع شرايط جنون حاصل مي کند، مي تواند نتايج عفونت هاي مزمن سينوسي باشد. به گزارش سلامت نيوز عفونت هاي سينوسي بر اثر فشار در گونه يا قسمت جلويي صورت، سرفه يا تراکم داخل بيني حاصل مي شوند و در بين کودکان نيز بسيار شايع است. طبق مطالعه جديد که نتايجش در مجله Health news منتشر شده است، 20 درصد موارد سندرم شوک سمي بر اثر عفونت هاي سينوسي حاصل مي شوند. محققان در اين خصوص اعلام کردند سندرم شوک سمي اغلب موجب جوش، فشار خون پايين، تنگي نفس، اسهال و استفراغ، نقص عضو و حتي مرگ نيز مي شود. بر اين اساس محققان از سال 1983 تا 2000، حدود 76 کودک با ميانگين سني 10 سال را که از سندرم شوک سمي رنج مي بردند، مورد مطالعه قرار دادند. در اين مطالعه مشخص شد 23 نفر از کودکان دچار عفونت هاي سينوسي حاد و مزمن بودند در حالي که 17 نفر از آنها هيچ مشکلي از نظر عفونت هاي سينوسي نداشتند. در اين تحقيق 10 کودک به مراقبت هاي شديد، چهار کودک به کمک هاي پزشکي در خصوص بالا بردن فشار خون و شش نفر به جراحي نياز داشتند و اين در حالي است که تنها چهار نفر از بيماران داراي عفونت هاي شديد و سندرم شوک سمي بودند. بر اساس اين مطالعه مشخص شد عفونت هاي سينوسي مي توانند يکي از عوامل اصلي ابتلا به سندرم شوک سمي باشند.


عامل ناشنوايي ارثي کشف شد
ناشنوايي ارثي در انسان يکي از رايج ترين نقص هاي تولد است. محققان دانشگاه آيوا و ايالت کانزاس از موش ها به عنوان مدل تحقيقاتي استفاده کردند چراکه ژنتيک شنوايي اين حيوانات آزمايشگاهي شباهت بسياري به ژنتيک شنوايي انسان دارد. اين دانشمندان کشف کردند يک جهش ژنتيکي در ژن claudin-9 مسوول اين نقص ارثي است. در حقيقت اين جهش ژنتيکي نمي تواند پروتئين عادي claudin-9 را توليد کند. پروتئين claudin-9 براي حفظ توزيع صحيح پتاسيم در داخل گوش ضروري است. بدون توزيع متعادل پتاسيم، سلول هاي حسي به وسيله پتاسيم سمي مي شوند و اين مساله عامل ناشنوايي ارثي است. به گزارش مهر اکنون اين دانشمندان قصد دارند نتايج کشف خود را در مورد انسان نيز بررسي کنند.


کشف يک کلسترول خطرناک جديد
گروهي از دانشمندان چيني شکل جديدي از کلسترول را شناسايي کردند که در غذاهايي که در دماي بالا و به مدت طولاني پخته شده اند، حضور دارد. تاکنون دو نوع کلسترول شناسايي شده بود که با عناوين «کلسترول خوب» (HDL) و «کلسترول بد» (LDL) شناخته مي شوند. اکنون محققان دانشگاه هنگ کنگ نوع جديدي از کلسترول را کشف کردند که «اکسي کلسترول» نام دارد و بسيار سمي تر از «کلسترول بد» است. «اکسي کلسترول» قادر است خطر تصلب شرياني و سطح کلسترول خون را افزايش دهد. در اين خصوص اين دانشمندان اظهار داشتند؛ «نتايج اين تحقيقات بسيار مهم است چرا که تاکنون دانشمندان نمي دانستند استاتين ها که در حال حاضر در مبارزه با کلسترول بالاي خون استفاده مي شوند حتي بتوانند در کاهش سطح اکسي کلسترول نيز کارآمد باشند.» به گفته اين محققان هم اکنون بسياري از شرکت هاي فرآورده هاي غذايي به طور ناآگاهانه «اکسي کلسترول» را با افزودن چربي هاي هيدروژنه به غذاها اضافه مي کنند. اين چربي ها طعم و توانايي محافظت از يک محصول غذايي را بهبود مي بخشند. به گزارش سلامت نيوز «اکسي کلسترول» يک ماده بسيار سمي است که توانايي دفاعي ارگانيسم را کاهش مي دهد و منجر به تخريب سلول ها و افزايش تشکيل پلاک هاي عامل تصلب شرياني مي شود.


شمع هاي رمانتيک سرطان زا هستند
دانشمندان هشدار دادند شمع هاي تزئيني و رمانتيک، خطر ابتلا به سرطان را افزايش مي دهند. دانشمندان امريکايي ادعا کردند اگرچه نور شمع فضايي خاص و عالي براي يک شام رمانتيک ايجاد مي کند اما در عين حال هم مي تواند خطرناک باشد. بر اساس يک تحقيق جديد که در کنفرانس سالانه انجمن شيمي امريکا ارائه شده، سوزاندن شمع ها در يک اتاق کوچک به صورت پنج ساعت باعث مي شود از واکس پارافين آن موادي سمي و سرطان زا آزاد شود. واکس پارافين متداول ترين و ارزان ترين نوع واکس شمع است. محققان دريافتند آزاد شدن اين مواد شيميايي در هوايي که تهويه نمي شود به مرور زمان مشکلاتي را براي سلامتي ايجاد مي کند. مثلاً باعث بروز آسم و آلرژي مي شود و در شرايط شديدتر خطر ابتلا به بيماري هاي جدي تري مانند سرطان را افزايش مي دهد. محققان تاکيد دارند اگر هر روز و به دفعات زياد در طول سال به ويژه در فضاهاي بسته و بدون تهويه مانند حمام از شمع استفاده شود، هواي محيط آلوده شده و بيماري زا است.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام