سه شنبه، 3 شهريور 1388 - شماره 2035
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: حوادث
درخواست ازدواج با دختري که پسر شد


گروه حوادث، محمد جعفري؛ دو دختر که از 12 سال قبل با يکديگر دوست هستند در ماجرايي نادر با تغيير جنسيت يکي از آنها تصميم گرفتند با يکديگر ازدواج کنند.

به گزارش خبرنگار ما اين دو نفر که شقايق و نگار نام دارند دوستي شان از دوران تحصيل در مقطع راهنمايي آغاز شد. آن زمان هر دو از شاگردان ممتاز کلاس شان بودند و به تدريج با طي کردن مدارج تحصيلي در کنکور شرکت کردند و از قضا هر دو در يک دانشگاه در يکي از شهرستان هاي شمالي کشور پذيرفته و مشغول به تحصيل شدند. شقايق و نگار به خاطر دوستي ديرينه شان علاقه زيادي به همديگر داشتند و اين علاقه و وابستگي در بين ساير دانشجويان زبانزد بود. تحصيل اين دو به پايان رسيد و هر دو با مدرک فوق ديپلم فارغ التحصيل شدند و به تهران بازگشتند. مدتي پس از بازگشت نگار فکري به ذهنش خطور کرد که باعث تغيير سرنوشتش شد. او علاقه عجيبي به تغيير دادن جنسيت اش داشت. نگار پس از مدتي تحقيق و کنجکاوي در اين باره تصميم خود را قطعي کرد و تحت عمل جراحي قرار گرفت و از آن پس نامش را به اردشير تغيير داد. اين ماجرا نه تنها باعث پايان يافتن دوستي شقايق با نگار که حالا نامش اردشير بود نشد بلکه علاقه آنها را به يکديگر بيشتر کرد.

اردشير که اوايل نگاه هاي مردم عذابش مي داد از همراهي شقايق دلگرم مي شد. اين دو دوست ديرينه در ادامه تصميمي عجيب گرفتند. آنها که شيفته هم بودند مصمم شدند با يکديگر ازدواج کنند. پدر شقايق که از تصميم دخترش باخبر شده بود در حالي که نگران سرنوشت او بود با اين تصميم مخالفت و سعي کرد هر طور شده رابطه او و دوستش را پايان دهد اما موفق به اين کار نشد. در چنين شرايطي شقايق تصميم گرفت از راه قانوني خواسته اش را دنبال کند. او چند روز قبل به شعبه 262 مجتمع قضايي خانواده رفت و با ارائه دادخواست اجازه ازدواج از قاضي عليرضا صداقتي خواست تا به او و اردشير اجازه دهد به عقد هم دربيايند. او گفت؛ من و اردشير از دوران نوجواني با هم هستيم و به خوبي يکديگر را مي شناسيم. اين شناخت مي تواند ما را خوشبخت کند و من با وجود مخالفت پدرم مي خواهم با اردشير ازدواج کنم. به دنبال اظهارات اين دختر قاضي پدر او را به دادگاه دعوت کرد تا وي علت مخالفتش را با اين وصلت مطرح کند.

صبح ديروز در جلسه يي که با حضور شقايق و پدرش برگزار شد قاضي صداقتي ضمن تشريح مراحل پرونده از پدر شقايق خواست نظرش را درباره ازدواج دخترش با اردشير بيان کند. اين مرد اصلي ترين علت مخالفت اش را ترس از آبرويش اعلام کرد و گفت؛ طي سال هاي گذشته اردشير که آن زمان نامش نگار بود رفت و آمدهاي زيادي به خانه ما داشت و همه همسايه ها و فاميل او را به عنوان يک دختر مي شناسند اما حالا او تغيير جنسيت داده و يک پسر است. من نمي توانم شاهد اين باشم که دوست دخترم که تا حالا يک دختر بوده از اين به بعد دامادم باشد. در اين جلسه وقتي پافشاري هاي شقايق ادامه يافت سرانجام پدرش با تعيين يک شرط به ازدواج او با اردشير رضايت داد. اين مرد گفت تنها به شرط اينکه از نظر پزشکي اردشير مشکلي نداشته باشد حاضرم دخترم را به عقد او دربياورم. به اين ترتيب قاضي صداقتي با ارسال نامه يي به پزشکي قانوني از متخصصان اين سازمان خواست با معاينه دقيق اردشير اعلام نظر کنند آيا ازدواج او با شقايق از نظر پزشکي مشکلي به همراه خواهد داشت يا خير؟ هم اکنون شقايق و اردشير در انتظار نتايج آزمايش ها هستند تا بعد از آن پاي سفره عقد بنشينند.
جنايت بعد از مصرف اکستازي
متهم در دادگاه ادعا کرد زمان قتل از خود بيخود شده بود



گروه حوادث؛ مردي که مدعي است به دليل خوردن قرص اکستازي از خود بيخود شده و همسايه اش را به قتل رسانده است در شعبه 74 دادگاه کيفري استان تهران محاکمه شد.

به گزارش خبرنگار ما در ابتداي جلسه محاکمه اين متهم، محمد شادابي نماينده دادستان تهران در جايگاه قرار گرفت و گفت؛ عليرضا يک سال پيش همسايه خود را که مردي حدوداً 70ساله بود با ضربات متعدد چاقو به قتل رساند. اين مرد ساعاتي بعد از قتل توسط پليس دستگير شد و به جرم خود اعتراف کرد. من به عنوان نماينده دادستان تهران تقاضاي صدور حکم قانوني در اين پرونده را دارم.

سپس فرزندان مقتول در جايگاه حاضر شدند و براي متهم تقاضاي صدور حکم قصاص کردند. در ادامه به دستور قاضي تردست متهم در برابر قضات قرار گرفت تا از خود دفاع کند. وي گفت؛ اتهام را قبول دارم. من با چاقو رمضان را به قتل رساندم اما هيچ خصومتي با او نداشتم و تحت تاثير موادي که مصرف کرده بودم اين اتفاق افتاد. روز حادثه از صبح مقدار زيادي کراک کشيده بودم. قبل از اينکه از منزل بيرون بروم قرص اکستازي مصرف کردم و از خانه خارج شدم. جلوي در رمضان را ديدم. او به من تعارف کرد به خانه اش بروم. من هم قبول کردم. زماني که وارد خانه شدم نفهميدم چه شد که به سمت آشپزخانه رفتم و با ضربات چاقو به رمضان حمله کردم. چاقوي اول شکست و من چاقوي دوم را آوردم و ضربات بعدي را زدم. بعد از خانه خارج شدم، به بياباني رفتم و باز هم مواد مصرف کردم. اصلاً در حالت عادي نبودم. نمي دانم چرا اين کار را کردم. ما هيچ درگيري يا اختلافي با هم نداشتيم. زمان قتل حتي نتوانستيم با هم حرف بزنيم. من کاملاً ناگهاني به او حمله کردم.

وي در مورد رابطه اش با مقتول گفت؛ ما نسبت دوري با هم داشتيم و از سال 63 هم با هم همسايه ديوار به ديوار بوديم. 14 سال قبل من با نوه مقتول نامزد کردم اما بعد از دو ماه به دليل اختلافاتي که با او داشتم از هم جدا شديم. البته اين قتل هيچ ربطي به آن زمان ندارد. من هيچ کينه يي از رمضان نداشتم و او هم دخالتي در اين موضوع نداشت. هر کدام از ما بعد از مدتي ازدواج کرديم و صاحب فرزند شديم. هرچند زندگي من بعد از مدتي از هم پاشيد و همسرم از من جدا شد اما من از رمضان و خانواده اش هيچ کينه يي نداشتم.متهم ادامه داد؛ من به دليل اعتياد همسرم را از دست دادم و همين اعتياد هم مرا به اينجا کشاند. من از اتفاقي که افتاده است به شدت ناراحت و پشيمان هستم و تقاضا دارم اولياي دم مرا ببخشند.

بعد از پايان جلسه دادگاه هيات قضات وارد شور شدند و به زودي حکم متهم صادر خواهد شد.
صدور حکم قصاص براي مادرزن متهم به قتل
گروه حوادث؛ زني که متهم است با ضربات چاقو دامادش را به قتل رسانده است براي بار دوم به قصاص محکوم شد.به گزارش خبرنگار ما اين زن که کبري نام دارد متهم است سال 83 داماد جوانش احمد را 20 روز قبل از عروسي وي با دخترش با 19ضربه چاقو به قتل رسانده است.هرچند کبري روز يکشنبه در دادگاه مدعي شد احمد را نکشته است، اما مادر مقتول به قضات توضيح داد کبري از قبل با پسرش درگيري داشت. اين زن گفت؛ شش ماه قبل از اين حادثه بود که عروسم از رفتارهاي مادرش نسبت به احمد گله کرد. او مي گفت مادرم اجازه نمي دهد از شوهرم پذيرايي کنم يا با او راحت باشم. رفتارهاي کبري خيلي روي عروسم اثر گذاشته بود. احمد پسر متيني بود و همسرش را هم خيلي دوست داشت اما در برابر رفتار هاي زننده مادرزنش کوتاه مي آمد تا همسرش را از دست ندهد. وي ادامه داد؛ کبري مرتب با احمد تماس مي گرفت و حرف هايي در مورد عروسم مي زد تا احمد نسبت به او بدبين شود يا اينکه رابطه آنها به هم بخورد. من به احمد مي گفتم نبايد به حرف هاي مادرزنش اهميت دهد اما احمد مي گفت براي اينکه نيوشا را از دست ندهد مجبور است با مادرزنش کنار بيايد. وقتي اختلافات اوج گرفت من براي اينکه احمد و عروسم در آرامش بيشتري باشند آنها را به خانه خودم آوردم. در شش ماهي که آنها در خانه من زندگي مي کردند خيلي راحت بودند تا اينکه قرار شد مراسم عروسي براي آنها برگزار کنيم. 20 روز به برگزاري مراسم عروسي مانده بود که کبري دوباره با پسرم تماس گرفت و او را به کرج کشاند. روز حادثه در تماسي که با احمد داشتم او به من گفت زود به خانه برمي گردد و مشکلي نيست اما بعد از يک ساعت هرچه با او تماس گرفتم ديگر خبري نشد. اين زن ادامه داد؛ کبري به بهانه صحبت کردن پسرم را به کرج کشاند و در پارکي با او قرار گذاشت و بعد هم با خوراندن شير کاکائو مسموم او را بيهوش کرد و به قتل رساند. پسرم جواني بسيار مقيد بود اما کبري خيلي راحت لباس مي پوشيد و اصلاً در قيد و بند حجاب نبود. او هرکاري مي کرد تا رابطه احمد با همسرش به هم بخورد و در نهايت هم او را کشت. من به عنوان مادر احمد براي قاتل فرزندم تقاضاي قصاص دارم. روز يکشنبه دومين بار بود که کبري پاي ميز محاکمه مي رفت. اين زن به قضات شعبه 74 دادگاه کيفري استان تهران گفت اتهام قتل را قبول ندارد و دامادش را نکشته است. او مدعي شد رابطه اش با احمد بسيار خوب بوده و او را مانند فرزند خود دوست داشته است. بعد از پايان جلسه محاکمه هيات قضات براي صدور راي وارد شور شدند و کبري را براي بار دوم به قصاص محکوم کردند. کبري يک بار پيش از اين در شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران محاکمه و به قصاص محکوم شد که در مرحله استيذان حکم صادره نقض شده بود اما دور دوم محاکمه هم به نفع اين متهم به پايان نرسيد.





محکوميت به خاطر سوزاندن فيلم عروسي خواهرشوهر

پرونده زن جواني که به دليل حسادت فيلم ها و عکس هاي عروسي خواهر همسرش را سوزانده بود پس از محکوميت در واحد اجراي احکام بررسي شد. به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان از واحد اجراي احکام دادسراي ناحيه 16 تهران، چندي پيش ماموران انتظامي از دستبرد به خانه يي در جنوب تهران مطلع شدند و پس از مراجعه به محل، زني هراسان را مشاهده کردند که از سرقت حلقه ازدواج به همراه تمامي فيلم ها و عکس هاي عروسي اش خبر مي داد. او گفت؛ به دليل اينکه همسرم در سفر بود به منزل پدرم رفته بودم و هنگامي که بازگشتم با به هم ريختگي اثاثيه کمدم مواجه شدم و پس از بررسي پي بردم وسايلي از منزلم به سرقت رفته است. من به همسر برادرم مشکوک هستم.ماموران در شروع تحقيقات خود به سراغ فرد مظنون رفتند و هنگامي که با اظهارات ضد و نقيض وي مواجه شدند او را دستگير و براي بازجويي به مرجع قضايي منتقل کردند.وي در نهايت به جرم خود اعتراف کرد و گفت؛ هميشه در حسرت حلقه گران قيمت خواهرشوهرم بودم اما هر بار از همسرم مي خواستم برايم مانند آن را بخرد موافقت نمي کرد تا اينکه پس از برگزاري مجلس عروسي شان دائم همسرم از فيلم آنان تعريف مي کرد و همين باعث شد تصميم بگيرم در نبود آنها به منزل شان بروم و طلاجات و فيلم هايشان را سرقت کنم.وي اظهار داشت؛ پس از اينکه موفق به سرقت وسايل مورد نظر شدم براي اينکه ردي از سرقت هايم به جا نماند همه فيلم هايشان را سوزاندم.پرونده متهم پس از تکميل تحقيقات و اخذ آخرين دفاعياتش براي صدور راي به دادگاه ارسال و متهم گناهکار شناخته و محکوم شد. سپس پرونده در واحد اجراي احکام مورد بررسي نهايي قرار گرفت.





دستگيري سارقان حرفه يي پس از 100 سرقت

دو سارق سابقه دار که اقدام به بيش از 100 فقره سرقت لوازم خودرو در شمال تهران کرده بودند روانه زندان شدند.چندي پيش در پي دريافت گزارش هاي متعدد مبني بر چندين فقره سرقت لوازم خودرو در مناطق زعفرانيه، ولنجک و اوين رسيدگي به موضوع در دستور کار ماموران آگاهي قرار گرفت و کارآگاهان با انجام تحقيقات گسترده سرنخي از دو سارق سابقه دار به نام هاي فاضل و اميد به دست آوردند و با توجه به افزايش فعاليت مجرمانه اين افراد آنها را طي يک عمليات غافلگيرانه دستگير کردند.متهمان در بازجويي ها به بيش از 100 فقره سرقت لوازم خودرو در شمال تهران اعتراف کردند و با دستور بازپرس دادسراي ناحيه يک روانه زندان شدند.

تحقيقات در مورد ناپديد شدن دخترجوان وارد مرحله تازه يي شد

تحقيقات درباره ناپديد شدن دختري جوان پس از چهار سال با ادعاي يک رمال وارد مرحله يي تازه شد. به گزارش ايسنا اوايل سال 84 والدين دختري 25ساله به نام سارا بازپرس جنايي تهران را در جريان ناپديد شدن دخترشان قرار دادند و به اين ترتيب با صدور دستور قضايي يافتن اين دختر جوان در دستور کار ماموران آگاهي قرار گرفت. بررسي ها براي يافتن اثري از اين دختر ادامه داشت تا اينکه شش ماه قبل خانواده سارا با مراجعه به دادسرا گفتند مردي 29 ساله به نام حسين که رمال و دعانويس است با دريافت دو ميليون تومان به ما گفت مي تواند جاي دخترمان را نشان دهد. او يک بار مدعي شد سارا در کرمان ازدواج کرده و بار ديگر گفت در شمال به سر مي برد. به دنبال اظهارات والدين دختر ناپديدشده، دستور بازداشت حسين صادر شد و اين جوان شامگاه يکشنبه بازداشت و به مقام قضايي تحويل داده شد. وي صبح ديروز به بازپرس حسين اصغرزاده گفت؛ من اصلاً اين خانواده را نمي شناختم و دخترشان را هم نديده بودم. شش ماه قبل دو جوان که پسرعمو و برادر سارا بودند پيش من آمدند و پيشنهاد دادند خودم را به عنوان دعانويس به خانواده آنها معرفي کنم و در ازاي دو ميليون تومان دعايي بنويسم تا سارا را پيدا کنند. من هم اين کار را کردم. سپس اين دو جوان با مراجعه به من نصف پول دريافتي را درخواست کردند که اين پول را به آنها دادم.





مهار آتش در پاساژ علاءالدين

با اقدام به موقع شهروندان در تماس با سامانه 125 و به کارگيري خاموش کننده هاي دستي آتش نشاني، از گسترش آتش سوزي در پاساژ علاءالدين جلوگيري شد.شهرونداني که ظهر ديروز براي خريد از مرکز فروش تلفن همراه تهران پاساژ علاءالدين را انتخاب کرده بودند، شاهد جرقه هاي آتش در پاگرد پله هاي طبقه چهارم اين پاساژ در خيابان جمهوري بودند. اين حادثه ساعت 13 و 25 دقيقه به سامانه 125 گزارش شد و ستاد فرماندهي آتش نشاني نيز بي درنگ آتش نشانان ايستگاه 46 اين سازمان را روانه محل حادثه کرد.امير هاشمي فرمانده ايستگاه 46 گفت؛ گرماي هوا و مصرف زياد برق موجب داغ شدن سيم هاي برق شده و کنتور هاي برق طبقه چهارم اين مرکز تجاري را دچار شعله هاي آتش کرده بود. قبل از رسيدن آتش نشانان، کاسبان اين مرکز تجاري با استفاده از چهار دستگاه خاموش کننده، پودر و گاز به مقابله با شعله هاي آتش پرداختند. آتش نشانان با رسيدن به محل حادثه پس از مهار و خاموش کردن کامل آتش سوزي، عمليات ايمن سازي محيط را انجام دادند.به گفته امير هاشمي، آتش نشانان تا برطرف شدن کامل نقص از سيستم برق پاساژ علاءالدين از سوي کارکنان اداره برق و راه اندازي برق اين مرکز، براي پيشگيري از هرگونه حادثه احتمالي در محل حضور داشتند.





خودکشي از ترس آبرو

دختر 19ساله به علت ترس از ريخته شدن آبرويش خود را از طبقه سوم ساختمان به پايين پرت کرد.به گزارش فارس، عصر روز 29 مرداد ماموران کلانتري انقلاب اسلامي از طريق مرکز فوريت هاي پليسي 110 تهران از مرگ يک دختر جوان باخبر شدند و با حضور در محل حادثه دريافتند اين دختر 19ساله به نام پريسا بر اثر سقوط از طبقه سوم يک ساختمان فوت شده است. محمدحسين شهرياري بازپرس شعبه هفتم دادسراي امور جنايي درباره اين پرونده گفت؛ تحقيقات نشان داد اين دختر نوجوان به خانه پسري همسن خودش به نام مهدي رفته بود.وي ادامه داد؛ مهدي بازداشت شد و گفت او و پريسا در خانه با يکديگر تنها بودند تا اينکه پدرش وارد منزل شد. پريسا با ديدن پدر مهدي به شدت گريه کرد. مرد ميانسال نيز قصد داشت وي را آرام کند اما دختر جوان به يکباره به سمت پنجره رفت و خود را به پايين انداخت. بازپرس شعبه هفتم دادسراي امور جنايي تهران گفت؛ پدر مهدي نيز بازداشت شد و گفت صبح روز حادثه مهدي به خانه ما در شهرستان آمد و خودرو پژو من را به همراه يک تلويزيون به سرقت برد. من نيز خود را پس از چهار ساعت به تهران رساندم و با مراجعه به خانه پسرم، پريسا و مهدي را ديدم و خواستم با پريسا صحبت کنم که وي خود را به پايين پرتاب کرد. شهرياري گفت؛ در حال حاضر مهدي و پدرش به اتهام قتل بازداشت هستند.





انهدام باند جعل اسکناس

اعضاي يک گروه جعل اسکناس که در سطح وسيع اقدام به تهيه و توزيع اسکناس هاي جعلي مي کردند، شناسايي و دستگير شدند. به گزارش اداره اجتماعي پليس آگاهي ناجا، سرهنگ احمدي رئيس پليس آگاهي استان مرکزي گفت؛ اعضاي اين گروه با در اختيار داشتن وسايل مختلف اقدام به جعل اسکناس هاي تقلبي و توزيع آن مي کردند. با افزايش فعاليت متهمان و دريافت چند گزارش مردمي در اين باره کارآگاهان تحقيقات ابتدايي خود را آغاز کردند. وي افزود؛ کارآگاهان با شناسايي پاتوق هايي که متهمان براي مبادله اسکناس هاي جعلي استفاده مي کردند، چند روز متوالي اين محل ها را زير نظر گرفتند و در مرحله بعد به رغم اينکه متهمان تنها با افراد خاصي که خواهان دريافت مبالغ بالاي اسکناس تقلبي بودند، ارتباط برقرار مي کردند، موفق شدند با استفاده از تحقيقات اطلاعاتي يکي از اعضاي گروه را شناسايي کنند. رئيس پليس آگاهي استان مرکزي افزود؛ در روز قرار متهم در حالي که مبالغ زيادي اسکناس جعلي براي معامله به محل قرار آورده بود، توسط ماموران غافلگير و دستگير و در بازرسي از خودرو وي 42 قطعه اسکناس 50 هزار ريالي کشف و ضبط شد. وي ادامه داد؛ ماموران در تحقيقات به عمل آمده از متهم پرونده مطلع شدند وي اسکناس هاي جعلي را از فردي در يکي از استان هاي غربي کشور تحويل مي گيرد به اين ترتيب آن متهم نيز دستگير شد.
عناوين اين صفحه
درخواست ازدواج با دختري که پسر شد
متهم در دادگاه ادعا کرد زمان قتل از خود بيخود شده بود
صدور حکم قصاص براي مادرزن متهم به قتل

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام