حسين پاکدل

اين شب و روزها، در خواب هاي آشفته و بيداري هاي غمبار عمومي، مدام چهره رئيس محترم صدا و سيما بيش از همه در نظرم مجسم مي شود. علي الخصوص بعد از صدور نامه ايشان در تجليل از همسران و بازماندگان سرداران رشيد شهيد. تصور اين چهره در ذهن شکل ديگري دارد. به تجربه تا حدودي مي شود فهميد حال و روز سيد عزت الله ضرغامي در اين شرايط بغرنج چگونه است. کمتر کسي وضع روحي- رواني ايشان را دارد. شک نيست در هر وعده نماز و نياز از خداي قادر مي طلبند هر چه زودتر از اين ورطه هولناک و آزمون دهشتناک رهايي يابند. وصف حال نگارنده آن نامه موقر و غيرتمندانه نمي تواند غير از اين باشد. پس چند کلامي از سر احساس مسووليت، به عنوان يک همکار کوچک صاحب تجربه خطاب به حضرتشان مي نويسم، شايد در اين شرايط سرگشتگي و فرو ماندگي رسانه به قدر بال ملخ راهگشا بود.
جناب ضرغامي، شما در اوان قبول تصدي مديريت سنگين سازمان، اغلب آرام و بانشاط، پياده راه منزل تا مسجد محل را طي مي کرديد تا هم نمازتان را در جمع بي رياي مردم اقامه کنيد و هم در مسير اگر مخاطبان رسانه نظري داشتند بي واسطه بشنويد. حتي يک بار خبرنگاري در بين راه با شما گفت وگوي اميدوارکننده يي در مورد گفتمان و افق رسانه کرده بود که چاپ شد. اين حقير کاملاً اتفاقي چند بار از دور و نزديک شما را تنها و بي محافظ ديدم. در عرف ارتباطات معناي اين عمل براي متصدي رسانه يعني رهيافت دقيق و مستقيم به ذهنيت و عينيت جامعه مخاطب جهت توليد بسامان افکار پذيرنده و منطبق. اکنون نمي دانم از بداقبالي يا اقبال شماست که در لحظه هول آوري از تاريخ اين سرزمين نام تان با فراگيرترين رسانه و سرنوشت سازترين حوادث کشور پيوند بخورد. هرچه هست بخش زيادي از اين امتحان مشيت و سلامت عبور بستگي به اراده، توکل و هوشمندي خودتان دارد. اين روزها که به نظر مي رسد حتي در ميان جمع، بيش از پيش تنها و در خود هستيد، لحظه يي به عواقب فرامين و تصميمات صادره از جانب خود و زيردستان تان بينديشيد. تکليف ما گوشه نشينان روشن تر است، منتقدانه چشم به کردار شما از پنجره رسانه داريم. فردا روز لابد همان قدر که از شما به عنوان مدير مختار کارگاه توليد انديشه در مورد من و ما سوال مي کنند، از ما نيز به عنوان مصرف کننده مجبور در خصوص شما پرسش مي شود. تا فردا برسد، اندکي وقت هست، پس بزرگوارانه همت کنيد و بار ديگر چون آن روزهاي آغاز، فارغ از پيرايه هاي وبال و منع محافظان، همان مسير خانه تا نماز را طي کنيد. به چشم هاي نگران و ملتهب عابران و رهگذران بي پناه که دم به دم از طريق امواج متعلق به خود توجيه، تشويش، توهين، تحقير، جعل، بي خبري و حقيقت نمايي متکي بر رمزگشايي هاي انحرافي مي شنوند، بنگريد. اگر شد، در برگشت تفاوت دو ديدار با فاصله را همراه با ديده ها و شنيده هاي بي واسطه به عنوان ارمغان و حجت به خلوت خود ببريد.
ادامه در صفحه تلويزيون