پنج شنبه، 29 مرداد 1388 - شماره 2031
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: حوادث
با تلاش فعالان اجتماعي و رضايت اولياي دم مقتولان
سايه مرگ از سر چهار محکوم به قصاص برچيده شد

گروه حوادث، محمد جعفري؛
سحرگاه ديروز مرگ بر سر زندان اوين پرسه مي زد. قرار بود شش محکوم پاي چوبه دار بروند و با زندگي وداع کنند اما وساطت ها و التماس ها باعث شد از اين تعداد فقط دو نفر قصاص شوند و ديگران به سلول هاي خود بازگردند. به گزارش خبرنگار ما اين شش نفر سحرگاه ديروز در حالي پاي چوبه دار رفتند که پيش از اين مقرر شده بود بهنود شجاعي نيز در ميان اعداميان باشد اما در آخرين ساعات سه شنبه نام اين متهم از ليست خارج شد. به گفته محمد مصطفايي وکيل مدافع بهنود تعويق حکم موکلش با دستور آيت الله لاريجاني - رئيس جديد قوه قضائيه - صورت گرفت و اکنون خانواده بهنود فرصت دارند بار ديگر از اولياي دم مقتول طلب عفو و بخشش کنند.

زندان اوين - سه بامداد


بامداد ديروز به رسم چهارشنبه هاي آخر هر ماه مقابل زندان اوين مملو از افرادي بود که براي اطلاع از سرنوشت شش محکوم به قصاص که نام شان از روز قبل در ليست مرگ قرار گرفته بود به آنجا آمده و در تکاپو بودند تا شايد بتوانند در آخرين لحظات رضايت اولياي دم مقتولان را جلب و از اجراي احکام جلوگيري کنند.به خانواده اين شش محکوم از پيش اعلام شده بود قرار است روز چهارشنبه حکم قصاص اجرا شود. اين خانواده ها که زندگي عزيزان شان را در گرو رضايت اولياي دم مقتولان مي ديدند از حدود ساعت سه بامداد پشت ديوارهاي بلند زندان اوين تجمع کردند و به اين اميد بودند که در آخرين رودررويي با آنان بتوانند سايه مرگ را از سر فرزندان شان دور کنند. هر چه زمان مي گذشت افراد بيشتري خود را به آنجا مي رساندند. افراد حاضر در محل را سه دسته تشکيل مي دادند؛ خانواده محکومان، اولياي دم و فعالان اجتماعي که قصد داشتند تلاش هاي گذشته شان را براي متوقف شدن اجراي احکام قصاص ادامه دهند. با نزديک شدن به زمان اجراي مراسم رايزني ها براي گرفتن مهلت يا رضايت از خانواده مقتولان شدت بيشتري يافت. تجمع کنندگان گروه گروه مشغول گفت وگو شدند و مذاکرات آغاز شد. اولياي دم که اکثراً لباس سياه به تن داشتند در برابر اصرار خانواده محکومان و فعالان اجتماعي بين عفو يا انتقام مردد شده بودند. آنها مي دانستند با اعدام قاتل، عزيزشان زنده نخواهد شد اما اجراي حکم را مرهمي بر درد و رنج هايشان مي پنداشتند. فضاي سنگيني مقابل زندان اوين حاکم بود و رسيدن آمبولانس پزشکي قانوني مقابل در زندان جو را سنگين تر کرد و خانواده اعداميان را به تکاپوي بيشتر انداخت.

در اين ميان عباس جديدي قهرمان اسبق کشتي جهان که از ساعتي قبل مشغول رايزني با خانواده يکي از مقتولان بود توانست موافقت ضمني آنها را براي گذشت از قصاص يکي از محکومان به دست آورد. اين موضوع باعث شد اميد در دل ها زنده شود و ديگران نيز تحت تاثير اين اتفاق تلاش شان را دوچندان کنند. سرانجام پس از ساعت ها گفت وگوي جديدي با اولياي دم، آنها اعلام کردند اگر تا پيش از اجراي حکم مبلغ مورد نظرشان فراهم شود حاضرند از خونخواهي بگذرند. به اين ترتيب دوستان و خانواده جوان اعدامي به جنب و جوش افتادند تا در واپسين لحظات پول مورد نظر را فراهم کنند.اين در حالي بود که خانواده ديگر محکومان هنوز از دريافت مهلت از اولياي دم مقتولان نااميد نشده بودند و خواهش و التماس ها همچنان ادامه داشت. در شرايطي که فقط يکي از اعدامي ها با تلاش هاي عباس جديدي توانسته بود از چوبه دار دور شود در آهنين زندان باز شد و کارمند اجراي احکام دادسراي امور جنايي با در دست داشتن ليست محکومان از زندان خارج شد. او يک به يک نام اولياي دم را مي خواند و از آنها مي خواست وارد زندان شوند. در اين بين سربازهايي که دورتا دور زندان را احاطه کرده بودند مانع نزديک شدن سايرين به در زندان مي شدند. پس از چند دقيقه اولياي دم شش مقتول وارد محوطه زندان شدند و اين در حالي بود که پول مورد نياز براي دريافت رضايت نخستين جوان اعدامي که عباس جديدي برايش پادرمياني کرده بود هنوز فراهم نشده و لحظات براي خانواده وي به سرعت در حال سپري شدن بود. ديوارهاي زندان آنچنان بلند است که هيچ سايه و صدايي قابل ديدن و شنيدن نبود. شمارش معکوس آغاز شد. بيم و اميد فضا را پر کرده بود و فقط نجوا و تضرع زني سالخورده به گوش مي رسيد که از خدا براي نجات فرزندش کمک مي خواست. در چنين شرايطي يکي از نگهبانان زندان اعلام کرد فرصت براي تحويل دادن پول از سوي جوان اعدامي به اولياي دم رو به پايان است و تا لحظاتي ديگر حکم اجرا مي شود. قرار بود يکي از اقوام متهم پول را به زندان برساند. مي شد صداي ضربان قلب خانواده اين اعدامي را شنيد. در چهره تک تک آنها اضطراب و نگراني موج مي زد تا اينکه در تاريکي خيابان منتهي به زندان سوسو زدن دو نور کم سو، برقي به چشمان حاضران انداخت. دوست جوان اعدامي در چشم به هم زدني وارد زندان شد و براي زندگي رفيقش پول را پرداخت. چند دقيقه بعد باز شدن در آهنين بار ديگر سکوت را شکست. يکي از اولياي دم با قدم هايي بلند از زندان خارج شد و از بازگشت جوان اعدامي به سلولش خبر داد. به جز اين جوان پنج نفر ديگر همچنان در سايه چوبه دار قرار داشتند تا اينکه يکي ديگر از اولياي دم نيز از در زندان عبور کرد. او که برادر بزرگ تر مقتول است در چند جمله اعلام کرد طناب دار را به گردن قاتل انداخته اما وي در واپسين لحظات مهلت خواسته و او هم با اين خواسته موافقت کرده است. حرف هاي اين مرد باعث دلگرمي خانواده ديگر محکومان شد و آنان را اميدوار کرد تا شايد عزيزان شان، خود در پاي چوبه دار از اولياي دم رضايت بگيرند. تا دقايقي هيچ کس از در زندان بيرون نيامد. در حالي که سياهي آسمان به سپيدي مي زد يکي از افسران زندان همراه با تعدادي سرباز از در آهني گذشتند و خبر خوشي را اعلام کردند. اين مامور گفت مراسم اجراي حکم نيمه تمام مانده و هيچ يک از محکومان اعدام نشده اند. او گفت همه اعدامي ها توانسته اند از خانواده مقتولان مهلت بگيرند. همزمان با اين خبر در حالي که حاضران از خوشحالي فقط صلوات مي فرستادند خورشيد طلوع کرد و اعدامي هاي آخرين چهارشنبه زندان اوين توانستند بار ديگر آن را ببينند.چند ساعت پس از پايان اين لحظات پراضطراب در حالي که وضعيت مقابل زندان به حالت طبيعي درآمده بود خبري منتشر شد که همه را حيرت زده کرد.اين خبر حاکي از آن بود که به رغم اظهارات افسر زندان دو تن از محکومان قصاص شده اند.اولين اعدامي مردي 30ساله به نام محرمعلي بود. سوم ارديبهشت ماه سال 83 پسر 12ساله يي به نام ميثم که پسر باجناق محرمعلي بود مفقود شد. چند روز بعد از اين ماجرا در حالي که تلاش ها براي يافتن اين پسربچه به جايي نرسيده بود کشف جسد او در حوالي روستاي اسماعيل آباد رباط کريم خانواده اش را داغدار کرد. معاينه جسد نشان مي داد ميثم خفه و در يک گودال دفن شده است. مدتي بعد از مرگ اين نوجوان کارآگاهان پليس آگاهي که در پي يافتن قاتل وي بودند محرمعلي را که از قبل با پدر ميثم اختلاف داشت به عنوان مظنون دستگير کردند. او براي فرار از اتهام قتل به دروغ ادعايي را مطرح کرد تا تحقيقات را منحرف کند. او گفت يک افغان ميثم را دزديده و وي را کشته است.اظهارات محرمعلي خلاف واقع به نظر مي رسيد و سرانجام با به دست آمدن مدارکي او ناچار به اقرار شد و قتل ميثم را به گردن گرفت. با تکميل تحقيقات پرونده اين جنايت به شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران ارسال شد و قاضي نورالله عزيزمحمدي با توجه به درخواست اولياي دم مبني بر قصاص قاتل او را به مرگ محکوم کرد. اين راي پس از تاييد در شعبه 27 ديوان عالي کشور سحرگاه ديروز اجرا شد.دومين نفري که تلاش هايش براي گرفتن مهلت از خانواده مقتول به جايي نرسيد مهدي نام داشت. او که پيش از اين يک بار ديگر نيز در معرض قصاص قرار داشت توانسته بود با گرفتن مهلت از اولياي دم از طناب دار نجات يابد اما اين بار حکم او اجرا شد. مهدي نظافتچي خانه يک زن 65ساله به نام خديجه بود. او روز سوم خردادماه سال 86 هنگامي که قصد داشت از خانه خديجه سرقت کند او را خفه و جسدش را در يک چمدان جاسازي کرد. وي پس از دستگيري بدون هيچ انکاري قتل را گردن گرفت.در جلسه محاکمه اين متهم که در شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران برگزار شد پسر مقتول طي اظهاراتي گفت مادرش همکار افتخاري کانون اصلاح و تربيت و زني نيکوکار بوده که ناجوانمردانه کشته شده و قاتل بايد قصاص شود. با پايان رسيدگي به اين پرونده هيات قضات وارد شور شدند و مهدي را به قصاص محکوم کردند. اين حکم در سير مراحل قانوني در شعبه 11 ديوان عالي کشور تاييد شد و به اين ترتيب سحرگاه چهارشنبه پرونده زندگي مهدي با طناب دار بسته شد.
زن 16ساله شوهرش را کشت
گروه حوادث؛ زن نوجواني که شوهر خود را در واکنش به فحاشي عليه پدرش به قتل رسانده است توسط پليس دستگير شد.

به گزارش خبرنگار ما، دو روز پيش ماموران پليس استان قزوين باخبر شدند مرد جواني بر اثر اصابت ضربه چاقو جان باخته است. زماني که ماموران به محل حادثه رفتند متوجه شدند مرد جوان با همسرش اختلاف داشت و از آنجايي که از زمان کشف جنازه همسر اين مرد به خانه اش نرفته بود، احتمال اينکه وي از اين قتل اطلاعاتي داشته باشد قوت گرفت.

به دستور بازپرس پرونده جسد جوان 22ساله به پزشکي قانوني انتقال يافت و کار جست وجو براي يافتن زن جوان که سحر نام دارد آغاز شد و پليس توانست او را در خانه پدرش دستگير کند. اين زن 16ساله اتهام قتل را قبول کرد و گفت؛ مدتي قبل با شوهرم سعيد ازدواج کردم. من هيچ چيز از زندگي مشترک نمي دانستم و سعيد هم خيلي در مورد من سخت گيري مي کرد. کم کم اختلاف بين ما بالا گرفت. سعيد مي دانست من نسبت به خانواده ام خيلي حساس هستم به همين خاطر هم هر بار که مي خواست مرا عصباني کند به آنها بد و بيراه مي گفت. هميشه به خاطر بددهني هاي سعيد با هم مشکل داشتيم.

اين زن در مورد روز حادثه گفت؛ در آشپزخانه بودم که سعيد به خانه آمد و دوباره اختلافات قديمي ما سر باز کرد. او داشت در مورد من حرف مي زد و توهين مي کرد. درگيري من و شوهرم زماني اوج گرفت که او به پدرم فحش داد. هميشه اين کار را مي کرد و من عصباني مي شدم. پدرم هيچ نقشي در اين درگيري ها نداشت و توهين به او مرا خيلي آزار مي داد.

وي ادامه داد؛ آنقدر عصباني شدم که کنترل خودم را از دست دادم. چاقويي از آشپزخانه برداشتم و به سمت هال رفتم. شوهرم در آنجا بود و همچنان داشت به فحاشي هايش ادامه مي داد. فقط يک ضربه به او زدم. نمي دانم چه اتفاقي رخ داد. آنقدر عصبي بودم که يادم نمي آيد دقيقاً چه شد و چه کردم. فقط مي دانم يک ضربه به شوهرم زدم و بعد از آن سعيد غرق در خون روي زمين افتاد. آنقدر ترسيده بودم که نتوانستم حتي به او کمک کنم. چادرم را سر و به سمت خانه پدرم فرار کردم. رنگ پريده ام نشان مي داد اتفاق بدي افتاده است. با اين حال هر چه پدرم از من پرسيد چه شده است جوابي ندادم تا اينکه ماموران آمدند و مرا دستگير کردند.

زن نوجوان در مورد اينکه چطور با شوهرش ازدواج کرده بود، گفت؛ ما از قديم همديگر را مي شناختيم. يک روز خانواده سعيد به خواستگاري آمدند و بعد هم پدرم قبول کرد مرا به سعيد بدهد. البته من نظر خاصي در اين باره نداشتم و هر چه پدرم گفت پذيرفتم. من واقعاً مي خواستم با سعيد زندگي کنم و قصدم اين بود که براي او زندگي خوبي بسازم اما سعيد با من بدرفتاري و به خانواده ام توهين مي کرد.

در حال حاضر زن نوجوان بازداشت است و تحقيقات از وي همچنان ادامه دارد.
کلاهبرداري ميلياردي تاجر قلابي از پنج مرد ثروتمند

گروه حوادث؛
قراردادهاي کلان و وعده پرداخت سود هنگفت شگردي بود که يک مجرم حرفه يي براي کلاهبرداري از پنج مرد ثروتمند به کار گرفت و رقمي ميلياردي به جيب زد.

به گزارش خبرنگار ما روز 10 تيرماه مرد 45ساله يي به اداره چهاردهم پليس آگاهي تهران مراجعه و اعلام کرد آذرماه سال گذشته از طريق يکي از دوستانم با مردي 40ساله به نام محمد آشنا شدم. محمد مدعي بود 15 سال است در زمينه تهيه و فروش مواد صنعتي از جمله مواد اوليه پتروشيمي فعاليت دارد. پس از مدتي به من که شرکت واردات و صادرات دارم، پيشنهاد همکاري و سرمايه گذاري داد. با بررسي شرايط و امکانات وي و همچنين چند مرحله حضور در محل کارش در بلوار ميرداماد، شرکت او را براي سرمايه گذاري مناسب تشخيص دادم. از اواخر سال گذشته با وي همکاري کردم. ابتدا مبلغ 60 ميليون تومان با قرارداد کوتاه مدت و پس از اين مرحله در قراردادهاي ديگر 100 و 200 ميليون تومان و در آخرين مورد يک ميليارد تومان به وي پرداخت کردم. در هر مرحله نيز محمد سود سرمايه گذاري مرحله قبلي را به من مي پرداخت و در مقابل، مبلغ بالاتري را براي قرارداد جديد پيشنهاد مي داد. اما او پس از گرفتن يک ميليارد تومان بدون پرداخت سود، دفترش را تعطيل و فرار کرد. پس از آن تحقيقاتي انجام دادم و متوجه شدم مواد پتروشيمي در خارج از بورس، خريد و فروش نمي شود و محمد از ابتدا قصد کلاهبرداري داشت.

کارآگاهان پس از بررسي اظهارات مالباخته تحقيقات خود را براي بازداشت محمد آغاز کردند و در تاريخ 31 تيرماه وي را در محل دفتر کار جديدش که آن هم در بلوار ميرداماد بود، دستگير کردند.

متهم پس از انتقال به پليس آگاهي جرمش را انکار کرد و گفت؛ من مدرک کارشناسي ارشد مهندسي از يکي از دانشگاه هاي معتبر کشور دارم و مدت 15 سال است که در زمينه تهيه و توليد مواد پتروشيمي فعاليت مي کنم. در خصوص شاکي پرونده مبلغ اولين قرارداد ما 60 ميليون تومان بود که پس از گذشت 20 روز و اتمام قرارداد، مبلغ 68 ميليون تومان به او برگرداندم. يک هفته بعد نيز يک قرارداد 100 ميليون توماني با وي منعقد و يک ماه بعد، در پايان مهلت قرارداد حدود 125 ميليون تومان به وي پرداخت کردم و در چند مرحله هر بار مبلغ قرارداد افزايش مي يافت تا اينکه در قرارداد يک ميلياردي، من با مشکل بازپرداخت پول مواجه شدم و بخشي از مبلغ را به وي برگرداندم اما شاکي از من مدارکي چند برابر اصل بدهي گرفت.

محمد در حالي اتهام کلاهبرداري را انکار مي کرد که در ادامه تحقيقات، چهار نفر ديگر او را به عنوان مجرم معرفي کردند. سه نفر از اين افراد که در ساختمان سازي فعاليت دارند و با هم شريک هستند، اعلام کردند؛ اواخر سال گذشته متهم به ما گفت حالا که کار ساخت و ساز راکد شده است، مي توانيم در خصوص صادرات و واردات مواد پتروشيمي با او شريک شويم. ما نيز مبلغ 700 ميليون تومان در شرکتش سرمايه گذاري کرديم اما بعد از تعطيلي محل کارش در ميرداماد فهميديم او يک کلاهبردار است.

مالباخته ديگر که مردي 35 ساله و مدير يک شرکت واردات و صادرات است نيز در شکايتش گفت؛ متهم براي سرمايه گذاري در توليد و صادرات مواد پتروشيمي، مبلغ 300 ميليون تومان از من کلاهبرداري کرده است.

کارآگاهان پليس در ادامه رسيدگي به اين پرونده پي بردند متهم در سال هاي گذشته نيز به علت صدور چک بلامحل داراي سابقه کيفري است و احتمال دارد او از تعدادي ديگر از شهروندان کلاهبرداري کرده باشد.

سرهنگ عباسعلي محمديان رئيس پليس آگاهي تهران با اعلام اين خبر گفت؛ برخي متهمان امکانات ظاهري يک شرکت معتبر را در نقطه يي مناسب از شهر براي خود فراهم مي کنند و برخي از شهروندان در مواجهه با چرب زباني هاي آنها در اين دفاتر و مشاهده محل کار شيک و تميز آنان با کمترين تحقيقات لازم قراردادهاي سنگين مالي منعقد مي کنند و پس از تعطيلي دفتر شرکت متوجه اصل موضوع مي شوند.

سرهنگ محمديان افزود؛ البته افرادي نيز هستند که ابتدا قصد کلاهبرداري از ديگران را ندارند اما به چند دليل پايان کار آنان مشابه سرنوشت کلاهبرداران رقم مي خورد. به عنوان مثال ناآشنايي با شرايط و مقررات حاکم بر شغل و حرفه مورد نظر و بازار مربوطه، برداشتن گام هاي بلند يا وزنه هاي سنگين تر از توان و به طور خلاصه پيمودن يک شبه ره صدساله، مهم ترين دليل سرنوشت تلخ اين گونه اشخاص است.
سرقت از مسافران تحت عنوان مسافرکش
دو سارق که در قالب مسافرکشي با تهديد چاقو از مسافران سرقت مي کردند با تلاش کارآگاهان استان تهران دستگير شدند.

«سرهنگ اسماعيل هادئي» رئيس پليس آگاهي استان تهران با اعلام اين خبر گفت؛ در پي دريافت شکايتي مبني بر وقوع سرقت توسط دو نفر از سرنشينان يک دستگاه خودرو پژو آردي نقرابي رنگ، بررسي موضوع در دستور کار ماموران پليس آگاهي قرار گرفت و کارآگاهان موفق به شناسايي و دستگيري دو متهم به نام هاي «حسن س» و «مهران ک» شدند.سرهنگ هادئي تصريح کرد؛ متهمان در بازجويي ها ضمن اعتراف به سرقت گفتند در ساعات پاياني شب با تردد در سطح شهر، پس از سوار کردن مسافر و طي مسافتي به بهانه يي مسير را تغيير مي دادند و با هدايت خودرو به نقاط خلوت، با تهديد چاقو پس از سرقت وجوه نقد، گوشي تلفن همراه، اشياي قيمتي و اسناد و مدارک، مسافر را در همان مکان رها مي کردند و متواري مي شدند.رئيس پليس آگاهي استان تهران خاطرنشان کرد؛ از متهماني که در سطح شهرستان کرج و شهرهاي تابعه استان تهران اقدام به سرقت مي کردند، حين دستگيري 10 دستگاه گوشي تلفن همراه کشف و ضبط شده است.

سرهنگ هادئي با اشاره به اينکه سارقان تاکنون به هشت فقره دزدي اعتراف کرده اند و با توجه به اينکه احتمال وقوع سرقت هاي بيشتري از سوي اين افراد وجود دارد، درخواست کرد چنانچه افرادي با اين شيوه مورد سرقت قرار گرفته اند با مراجعه به اداره پليس آگاهي استان تهران واقع در کرج - ميدان طالقاني براي ارائه شکايت عليه اين سارقان اقدام کنند.
عناوين اين صفحه
سايه مرگ از سر چهار محکوم به قصاص برچيده شد
زن 16ساله شوهرش را کشت
کلاهبرداري ميلياردي تاجر قلابي از پنج مرد ثروتمند
سرقت از مسافران تحت عنوان مسافرکش
نمي توانيم براي محافظت از هر زن يک پليس بگذاريم
تاييد حکم قصاص قاتل يک زن
کلاهبرداري به بهانه آزاد کردن زنداني
مجازات دو محکوم به مرگ در زندان اصفهان
کشتار مرد آلماني در دهکده
واژگوني کاميون در اندونزي 25 کشته بر جاي گذاشت
پسر امريکايي خانواده اش را به قتل رساند
فرار عجيب از زندان آلمان

استاندار خوزستان با اشاره به قتل هاي سريالي ماهشهر؛
نمي توانيم براي محافظت از هر زن يک پليس بگذاريم
استاندار خوزستان با بيان اينکه علت اصلي وقوع قتل و مشکلات امنيتي براي زنان، رعايت نکردن مسائل ايمني از سوي خود زنان است، گفت؛ ما نمي توانيم براي محافظت از هر زن يک پليس قرار دهيم، بلکه نکات ايمني بايد از سوي شهروندان رعايت شود. «سيدجعفر حجازي» در گفت وگو با ايسنا اظهار داشت؛ اعتقاد ندارم امنيت زنان خوزستاني در خطر است بلکه معتقدم رعايت نکردن نکات امنيتي از سوي زنان موجب بروز مشکلات مي شود. وي افزود؛ قتل هاي زنجيره يي آبادان و ماهشهر از سوي افرادي اتفاق افتاده است که از نظر رواني دچار مشکل هستند و نيروي انتظامي قادر به تشخيص مشکلات رواني همه افراد نيست. حجازي خاطرنشان کرد؛ قتل هاي زنجيره يي آبادان - که متهم آن اخيراً محاکمه شد - در منطقه حاشيه يي رخ داده که قربانيان آن منطقه در انتخاب مسير عبور و مرور، امنيت را رعايت نکرده اند. آن منطقه، متروکه و مخروبه است. وي افزود؛ با کارهاي انتظامي و امنيتي که نمي توان ذهن افراد را کنترل کرد. از اين اتفاقات که جنون به سر کسي بزند و دست به چنين قتل ها و جناياتي بزند در همه جاي دنيا وجود دارد. طرح هاي پيشگيرانه يي که از سوي ما بايد انجام شود را انجام مي دهيم ولي از سوي ديگر برخي زنان رعايت نمي کنند.


تاييد حکم قصاص قاتل يک زن
حکم قصاص پسري که يک زن جوان را قرباني جنايت مستانه خود کرد ديروز در ديوان عالي کشور به تاييد رسيد. به گزارش ايسکانيوز افسر نگهبان کلانتري نبرد، هفتم اسفند سال 86 مرگ اسرارآميز زن 35ساله يي به نام «مريم» را در خيابان 45 متري آهنگ (مجاور چهارراه دانشگاه) با دادسراي امور جنايي در ميان گذاشت. سپس بازپرس محمدحسين شهرياري و افسران اداره 10 پليس آگاهي به ساختمان موردنظر رفتند و با ديدن جنازه اين زن که خفه شده بود رسيدگي به ماجرا را در دستور کار خود قرار دادند. زينب که همسايه مريم بود، گفت؛ پسري يک ساعت پيش، سراسيمه از خانه اين زن خارج شد و به گمانم او در جنايت دست دارد. با طرح اين فرضيه و کشف سرنخ ها «نويد» 18 ساله روز 10 اسفند همان سال در تهرانسر رديابي و دستگير شد. وي که ابتدا خود را بي گناه مي خواند سرانجام به قتل اقرار کرد و گفت؛ مريم فاميل دورمان بود و به خانه اش رفت و آمد داشتم. من به دخترش علاقه مند شده بودم و مي خواستم با او ازدواج کنم. آن روز، زماني که فهميدم پسرخاله ام عاشق مهسا (دختر مريم) شده و با او رابطه دارد به خانه شان رفتم.پسر جوان افزود؛ «مريم» با مشروب از من پذيرايي کرد و من در حالت مستي، او را با يک کراوات خفه کردم. من آن لحظه کنترلم را از دست داده بودم و حالا پشيمانم. با اين اعتراف ها کيفرخواست از سوي «آرش سيفي» داديار شعبه اظهارنظر دادسراي ناحيه جنايي صادر و نويد محاکمه شد. او در دادگاه از اولياي دم مقتول درخواست بخشش کرد و در مقابل سوال هاي قاضي، مهر سکوت بر لب زد.هيات قضايي پس از بررسي مدرک هاي موجود «نويد» را به قصاص نفس محکوم کرد که اين راي ديروز در شعبه 27 ديوان عالي کشور مهر تاييد خورد.


کلاهبرداري به بهانه آزاد کردن زنداني
فردي که به بهانه آزاد کردن زندانيان با دريافت مبالغ ميليوني از خانواده هاي آنها اقدام به کلاهبرداري مي کرد، بازداشت شد.

به گزارش اداره اجتماعي پليس آگاهي ناجا، سرهنگ احمدي رئيس پليس آگاهي استان مرکزي در توضيح اين خبر گفت؛ در پي شکايت فردي از شهرستان خمين مبني بر کلاهبرداري مبلغ سه ميليون تومان از وي بابت آزادي دامادش از زندان، کارآگاهان پيگيري هاي خود را شروع و از شاکي دعوت کردند براي انجام تحقيقات بيشتر به پليس آگاهي بيايد. شاکي در خلال اظهاراتش بيان کرد؛ چندي پيش به ملاقات دامادم که دوره محکوميت اش را در زندان سپري مي کند رفتم. در محوطه زندان منتظر شروع ساعات ملاقات بودم که شخصي سر صحبت را باز کرد و گفت دوستان بانفوذي دارد و قادر است در قبال دريافت مبلغي مقدمات آزادي فرد زنداني را فراهم کند. او براي جلب اعتماد من ادعا کرد؛ هم اکنون يکي از زندانيان نيز در شرف آزاد شدن است و حتي مشخصات آن زنداني را به من داد. سرهنگ احمدي ادامه داد؛ شاکي طي ملاقات هاي خود با دامادش در زندان، در رابطه با مشخصات زنداني که توسط شياد به او داده شده بود سوال پرسيد و پس از اطمينان از گفته هاي اين کلاهبردار مبلغ سه ميليون تومان به وي پرداخت، اما مدتي گذشت و خبري از آزاد شدن زنداني نشد. رئيس پليس آگاهي استان مرکزي افزود؛ کارآگاهان که خود را در برابر يک کلاهبردار حرفه يي مي ديدند به شکل کاملاً تخصصي به موضوع پرداختند و موفق شدند متهم را طي يک اقدام غافلگيرانه دستگير کنند. اين مرد به اتهام خود اقرار کرد و گفت با شناسايي خانواده زندانيان، از ساه لوحي آنها سوء استفاده و با وعده هاي واهي مبالغ هنگفتي را از آنها دريافت مي کرد و همدستي نيز در زندان داشت که با بيان سخناني دروغ سبب جلب اعتماد بيشتر خانواده زندانيان مي شد. در نهايت پس از اين اعترافات، پرونده تکميل و متهم به دادسرا اعزام شد.


مجازات دو محکوم به مرگ در زندان اصفهان
گروه حوادث، حميد بارورز؛ دو مرد که به جرم قتل و قاچاق مواد مخدر به مرگ محکوم شده بودند در زندان مرکزي اصفهان به دار آويخته شدند.بنا بر محتويات نخستين پرونده که در سال 85 تشکيل شد، ماموران انتظامي شهرستان شاهين شهر اصفهان وقتي از يک درگيري منجر به جرم باخبر شدند به محل حادثه رفتند و با جواني به نام فريدون که بر اثر ضربات چاقو به شدت مجروح شده بود، مواجه شدند. اين جوان پس از انتقال به بيمارستان جان باخت و ماموران با تهيه گزارش و انجام تحقيقات اوليه پرونده را نزد بازپرس ويژه قتل ارسال و دستورهاي لازم را براي شناسايي و دستگيري قاتل يا قاتلان دريافت کردند.کلانتري محل پس از تحقيق از شاهدان عيني دريافت ضارب جواني 22 ساله به نام ميثم است که در درگيري نقش اصلي را داشته است. بر همين اساس ميثم در تاريخ 10 مرداد سال 85 دستگير شد و در تحقيقات اوليه گفت؛ از کنار پارک رد مي شدم که سرنشينان يک پيکان که صداي ضبط خودروشان بسيار بلند بود به من توهين و فحاشي کردند و به همين دليل به اتفاق تعدادي ديگر با آنها درگير شدم و در اين دعوا سه ضربه چاقو به کمر مقتول وارد کردم و چاقو را همان جا انداختم.اين پسر پس از محاکمه در دادگاه کيفري استان اصفهان به قصاص محکوم و اين راي بعد از تاييد در ديوان عالي کشور صبح ديروز اجرا شد. دومين اعدامي نيز مرد 51 ساله يي بود که آذرماه سال 86 به جرم قاچاق مواد مخدر دستگير و به اعدام محکوم شده بود. پس از آنکه کميسيون عفو و بخشودگي با درخواست بخشش اين مرد مخالفت کرد نام او در فهرست اعداميان قرار گرفت و حکم صبح ديروز اجرا شد.


کشتار مرد آلماني در دهکده
مردي خشمگين با تيراندازي، يکي از دهکده هاي آلمان را به خون کشيد و جان دست کم چهار نفر را گرفت. به گزارش ايسکانيوز روز سه شنبه مردي به نام «توماس» که با همسر پيشين خود، دعواي حقوقي داشت در يکي از دهکده هاي «شوآلم تال» در غرب آلمان خون به پا کرد.پليس جنايي وقتي در جريان تيراندازي و مرگ دست کم چهار نفر قرار گرفت به تعقيب مجرم پرداخت و سه ساعت بعد او را دستگير کرد. «توماس» در بازجويي ها گفت؛ در حالي که با وکيلان سرگرم گفت وگو براي فروش خانه خانوادگي بودم کنترلم را از دست دادم و تيراندازي کردم.


واژگوني کاميون در اندونزي 25 کشته بر جاي گذاشت
مقامات پليس اندونزي اعلام کردند بر اثر واژگوني يک کاميون حامل بيش از 60 مسافر در اين کشور دست کم 25 نفر جان خود را از دست دادند. «ماد آردانا» سخنگوي پليس منطقه «کالي مانتان» در اندونزي به رويترز گفت؛ اين کاميون حامل کارگران کارخانه روغن خرما و خانواده هايشان بود که به دليل واژگوني در حومه شهر «کالي مانتان» 25 نفر از سرنشينان آن از جمله 12 کودک کشته و 26 نفر ديگر نيز مجروح شدند. اين مقام مسوول افزود؛ خواب آلودگي راننده باعث وقوع چنين حادثه رانندگي شده است. حال 12 نفر از مجروحان اين حادثه وخيم گزارش شده است.


پسر امريکايي خانواده اش را به قتل رساند
پسر نوجوان امريکايي با اسلحه والدين و برادرانش را در حالي که خواب بودند به قتل رساند. گزارش «فاکس نيوز» حاکي است پس از آنکه چهار جنازه غرق در خون يک خانواده امريکايي در اتاق خوابشان پيدا شد، پسر 16ساله اين خانواده با معرفي خود نزد پليس اين جنايت را گردن گرفت. متهم توضيح داد چگونه به پدر 43 ساله و مادر 45 ساله و برادران دوقلوي 10ساله خود تيراندازي کرده و بعد تفنگ شکاري را پنهان کرده است. البته او در مورد انگيزه اين قتل توضيح نداد. همسايگان اين خانواده به پليس گفتند والدين اين پسر کاسبان بنام منطقه تفريحي «پورتوريکو» بودند.


فرار عجيب از زندان آلمان
مقامات زندان جنوب آلمان اعلام کردند دو زنداني محکوم به حبس ابد با گره زدن ملحفه هاي تخت هايشان از اين زندان گريختند. به گزارش رويترز رئيس زندان منطقه «نورنبرگ» در جنوب آلمان گفت؛ اين دو زنداني که 30 و 37 ساله هستند با گره زدن ملحفه هاي تخت هايشان از زندان منطقه گريختند. وي افزود؛ هر دو زنداني به دليل تجارت مواد مخدر و قتل به حبس ابد محکوم بودند اما در نهايت با اين کار موفق شدند از سلول هاي خود بگريزند. گفته مي شود ارتفاع ديواري که اين دو زنداني از روي آن عبور کردند 15 متر است و بنا به تخمين افسران امنيتي زندان، اگر اين دو زنداني از روي ديوار مي افتادند مرگ شان حتمي بود. همچنين اين دو زنداني روي سقف سلول خود سوراخي ايجاد کرده بودند تا از طريق آن بتوانند روي بام بروند و از طريق آن فرار کنند. تلاش ها براي دستگيري اين دو زنداني فراري توسط ماموران پليس آلمان ادامه دارد.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام