پنج شنبه، 29 مرداد 1388 - شماره 2031
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: پزشكي
لزوم آماده سازي رواني کودکان براي انجام اعمال جراحي
صميميت والدين و مهارت پزشکان

ماندانا سلحشور

متاسفانه گاهي مواردي پيش مي آيد که کودکي نياز به بستري شدن در بيمارستان، انجام آزمايش هاي گوناگون و عمل جراحي دارد. از اين رو روانشناسان و مشاوران درماني توصيه مي کنند در شرايطي که کودک از سلامت جسماني برخوردار است و هيچ حادثه و رويدادي براي او پيش نيامده است، پدر و مادر يک بار مراحل مختلف بستري شدن را (حتي به صورت اجراي نمايشنامه يي ساده و کوتاه) با او مرور کنند تا در صورت نياز، کودک آمادگي ذهني لازم را براي رويارو شدن با چنين شرايطي داشته باشد. انجام يک عمل جراحي انتخابي (تمريني) نه تنها موجب کاهش اضطراب کودک مي شود، بلکه فرآيند درمان و رسيدگي به موقعيت دشوار بيماري را نيز تسهيل مي کند. براي مثال تصور کنيد کودکي افتاده و پاي او ترک برداشته است. اين کودک نياز به عکسبرداري از استخوان پا دارد. اگر کودک از قبل با مراحل درماني خود آشنا باشد (حتي به صورت عکس، فيلم و...) راحت تر و بهتر مراحل عکسبرداري را مي پذيرد و پزشک جراح نيز زودتر مي تواند او را مداوا کند تا کودکي که گريان و فريادکنان از عمل عکسبرداري مي ترسد و امتناع مي ورزد. دادن آگاهي هاي اوليه و ضروري به کودک از يک طرف ذهنيت وحشتناک او را از آزمايش هاي پزشکي از بين مي برد و از طرف ديگر احساس ترس و بي تابي او را کاهش مي دهد. پدر و مادر بايد به کودک شان کمک کنند خود را با موقعيت بيمارستان سازگار کند و ناراحتي هاي ناشي از مراحل درماني را راحت تر بپذيرد.

تمام کودکان در هر سن و سالي که باشند اگر نسبت به رويداد پيش آمده آگاه و مطلع باشند، بهتر با مشکل کنار خواهند آمد. بديهي است براي آماده سازي ذهن کودک، ابتدا پدر و مادر بايد خود ذهنيتي درست درباره بيماري و مراحل درمان آن داشته باشند تا بتوانند کمک هاي لازم را به کودک شان بکنند.

آمادگي والدين


به طور حتم، داستان هاي ترسناک بي شماري از زبان پدربزرگ ها و مادربزرگ ها درباره لحظه بحراني جدا شدن پدر و مادر از کودک هنگام بستري شدن کودک در بيمارستان ها شنيده ايد. در گذشته در بيمارستان ها قوانين سخت تري در بخش کودکان اجرا مي شد. براي مثال اغلب جراحان در ملاقات اوليه، بدون هيچ آمادگي و مقدمه يي مي گفتند «همين امروز بايد عمل شود» و پرستاران سعي مي کردند کودک را سريع در اتاقي بستري کنند تا او را براي انجام عمل جراحي آماده کنند.

اما امروزه اغلب بيمارستان ها در بخش کودکان، امکاناتي براي والدين پيش بيني کرده اند که در صورت لزوم حداقل يکي از آنها بتواند کنار کودک باشد و او را تا پايان مراحل مختلف آزمايش ها و عمل جراحي (در حد امکان) همراهي کند. در اين گونه شرايط اغلب والدين نيز مضطرب، نگران و تحت فشار عصبي هستند و ممکن است خود به کمک و حمايت نياز داشته باشند. از اين رو پزشکان، پرستاران و کادر درماني بيمارستان سعي مي کنند آنچه را که لازم است پدر و مادر درباره بيماري کودک بدانند، به اطلاع آنها برسانند. آنها قصد دارند استرس ها و نگراني هاي آنها را کاهش دهند. يکي از مواردي که گاهي موجب پريشاني فکر والدين مي شود، بيهوشي ضمن عمل جراحي است. امروزه مراحل مختلف بيهوشي با استفاده از دستگاه هاي جديد و پيشرفته يي صورت مي گيرد که دقت و حساسيت بسيار بالايي دارند.

مورد ديگر زماني است که کودک احتياج به بستري شدن طولاني مدت تري دارد. اغلب بيمارستان ها امکاناتي براي والدين فراهم کرده اند که آنها بتوانند کنار فرزندشان بمانند. در ضمن ساير اعضاي خانواده هم مي توانند در طول روز به ملاقات کودک بيايند. کودک هم مي تواند به محض بهبودي نسبي (تا زماني که مرخص نشده است) با ساير کودکان به بازي يا تماشاي تلويزيون بپردازد.

شرح مشکل


در مواردي که کودک دچار بيماري شده است و نياز به بستري شدن در بيمارستان و عمل جراحي دارد، پدر و مادر مي توانند درباره عمل جراحي در يک فرصت مناسب، خيلي ساده با کودک شان صحبت کنند. براي کودک متناسب با سن و ميزان درک و فهم او از نوع بيماري و مراحل درماني توضيحاتي بدهيد. سعي کنيد از واژگاني که موجب ترس و وحشت کودک مي شود، مثل بريدن، پاره کردن، بخيه زدن و... استفاده نکنيد. تنها بگوييد «جراح با مهارت خودش مشکل تو را حل مي کند». همچنين مي توانيد براي کاستن از ميزان اضطراب کودک اين نکته را به او يادآور شويد که خيلي از کودکان دچار اين گونه بيماري ها و ناراحتي ها مي شوند که با چند روز بستري شدن در بيمارستان حال شان خوب مي شود و زود به خانه برمي گردند.

نکته يي که کودکان کمتر به زبان مي آورند اما موجب ترس و نگراني آنها مي شود، آن است که تصور مي کنند پدر و مادرشان همه چيز را به او نمي گويند. به عبارتي تصور مي کنند اوضاع وخيم تر از آن چيزي است که پدر و مادر مي گويند. والدين براي جلب اعتماد کودک بايد اين اطمينان را به کودک بدهند که گفته هايشان عين حقيقت است و چيزي را از او مخفي نکرده اند تا به اين ترتيب ترس را از دل کودک دور کنند. علاوه بر آن بهتر است والدين سعي کنند هميشه حقيقت را به او بگويند و او را گمراه نکنند.

رويارو شدن با ترس هاي کودک

يکي از نکاتي که ممکن است موجب ترس کودک از عمل جراحي شود، تحمل دردهاي ناشي از عمل است. پدر و مادر براي اينکه نگراني او را در اين مورد کاهش دهند، مي توانند براي او شرح دهند که هنگام عمل، او را خواب مي کنند و او چيزي از عمل جراحي نخواهد فهميد. آنها مي توانند براي کودک توضيح دهند که او با داروي بيهوشي به خوابي عميق و راحت فرو خواهد رفت و پس از پايان عمل جراحي از خواب بيدار خواهد شد.

باز هم تکرار مي شود سعي کنيد از به کار بردن هرگونه کلمه يا جمله يي که موجب هراس کودک شود، جداً بپرهيزيد. نگوييد «تو با گاز بيهوش مي شوي» يا «با تزريق آمپول بيهوش ات مي کنند» زيرا کودک ممکن است بعدها اين گاز را با گاز آشپزخانه که سمي است، يکي بگيرد و شما را دچار مشکل کند. اين اطمينان را به کودک بدهيد که شما در تمام مراحل درمان در کنار او خواهيد بود و بعد از اينکه او از خواب بيدار شود، مي تواند شما را با اسباب بازي مورد علاقه اش ببيند. چنانچه بعد از عمل هم کودک احساس درد داشته باشد، پزشکان يا پرستاران مي توانند داروهايي به او بدهند که درد او را آرام کند.

در ضمن اين نکته را به کودک يادآور شويد که مطرح کردن ترس ها و نگراني ها کاملاً طبيعي و عادي است و هر فردي در چنين شرايطي ممکن است دچار ترس شود. بکوشيد هرگونه سوء تفاهم، بدفهمي و سوءتعبير درباره عمل جراحي را رفع کنيد. اگر فرزندتان نوجواني 15- 14ساله است، او را تشويق کنيد تا با مطالعه و خواندن کتاب هاي علمي- پزشکي ساده درباره کارکرد اندام هاي مختلف بدن آگاهي يابد و درک خود را از نوع بيماري و عمل جراحي بالا ببرد.

يکي ديگر از نگراني هايي که اغلب کودکان در تمام سنين هنگام عمل جراحي به آن دچار مي شوند، ديده شدن اندام هاي خصوصي بدن شان است. اگر عمل جراحي مستقيماً روي اندام هاي جنسي کودک است، اين اطمينان را به او بدهيد که پزشکان و پرستاران براي انجام اين عمل ناگزير به معاينه و پانسمان هستند و او نبايد از آنها خجالت بکشد يا احساس شرمندگي و گناه کند.

کودک را تشويق کنيد هرگونه پرسشي درباره تجربه بيمارستاني و مشکل سلامتي اش دارد، از شما بپرسد. تمامي پرسش هاي کودک را با جديت و شفافيت (تا حد توان درک کودک) پاسخ دهيد. همچنين اين فرصت را به کودک بدهيد که پرسش هاي خود را مستقيم از پزشکان و پرستاران بپرسد.

رهايي از احساس گناه

برخي از کودکان بر اين باورند که بيماري ها و مشکلات جسمي آنها تنبيهي براي بدرفتاري ها و لجبازي هاي آنهاست. آنها ممکن است اين موضوع را به زبان نياورند، ولي اين احساس را مي کنند و معتقدند خودشان موجب آن بيماري شده اند.

براي کودک توضيح دهيد که بيماري او نتيجه رفتار يا کج خلقي هاي او و عمل جراحي هم تنبيهي براي آرام ساختن او نيست. از طرف ديگر، اگر مشکل کودک ناشي از حادثه يا تصادفي باشد که کودک از انجام آن نهي شده بوده است، تاکيد شما بايد بر اين باشد که تنها بي احتياطي او موجب اين پيشامد شده است و صدمه و آسيبي که او ديده، هيچ ارتباطي با تنبيه شدن او ندارد. از اين رو بهتر است هرگاه قصد داريد تذکري درباره رعايت نکته هاي ايمني و سلامتي به کودک بدهيد، توجه کنيد دليل احتياط را حتماً برايش شرح دهيد و او را بي جهت از موضوع هاي واهي نترسانيد. براي مثال به او نگوييد «چون تو به حرف پدر گوش نکردي، افتادي و پايت شکست».

شرح مراحل درمان


سعي کنيد کتاب هاي علمي- پزشکي ساده يي که در حد فهم و درک کودک نوشته شده است، تهيه کنيد و براي او بخوانيد و درباره مطالب آن با کودک حرف بزنيد. براي کودک خردسال مي توانيد لوازم پزشکي اسباب بازي بخريد و از او بخواهيد با گذاشتن گوشي پلاستيکي روي قلب شما يا گرفتن درجه تب يا پانسمان انگشت دست تان او را با کارهاي پزشکان و پرستاران آشنا کنيد. به خاطر داشته باشيد در تمام مراحل درمان، از رفتارها، کلمات، حرکات بدن، آهنگ صدا و تغييرات چهره تان طوري نباشد که موجب ترس و نگراني کودک شود. اگر شما بترسيد و هول کنيد، به طور حتم کودک هم با مشاهده شما خواهد ترسيد.

روز جراحي


هنگامي که به بخش مخصوص جراحي مي رويد، به طور حتم پرستار يا روانشناس بخش درصدد آرام کردن و دادن رهنمودهايي به شما براي مقابله با ترس و اضطراب کودک برمي آيند. شما مي توانيد بعد از جراحي و به محض بيدار شدن کودک، نزد او برويد. در طول مدتي هم که کودک در اتاق مراقبت هاي ويژه به سر مي برد، شما مي توانيد دستورات لازم را براي رفتن به بخش بگيريد و وسايل لازم را براي راحتي کودک فراهم کنيد. براي دانستن نکات لازم هيچ احساس خجالت و شرمندگي نکنيد و هرگونه پرسشي (چه در طول بستري شدن در بيمارستان و چه هنگام مرخص شدن و به خانه رفتن) که در زمينه رسيدگي به وضع کودک تان داريد، از پزشکان و کادر درماني بيمارستان بپرسيد.
شتاب بخشيدن به درمان با سود جستن از سينما
فيلم درماني در نگاهي گزيده
دکتر بهنام اوحدي* / www.iranbod.com

در دو هفته گذشته کاربردهاي گوناگون مکتب «فيلم (سينما) درماني» در شتاب بخشيدن به روند مشاوره و فرآيند روان درماني به گونه يي گزيده وار بيان شد. آنچه در ادامه مي آيد بخش پاياني اين کاربردهاست که از نظرتان مي گذرد.

---

14- فيلم هاي مستند و نيمه مستند نمايشگر طبيعت خداوندي همچون «راز بقا»، آموزگار سترگ «معنويت حقيقي» جاري و ساري در طبيعت ويران نشده به دست توده هاي نادورانديش آدميان بوده و هستند. اين نماها، بسيار بيش از هر فيلم و کارتون داستاني، مي توانند آموزنده «روح واقعي» زندگي طبيعي براي ما آدميان باشند. آدمي روز به روز، سال به سال و سده به سده بيش از گذشته از «روح اصيل و واقعي» زندگي به دور افتاده و مي افتد. اين گونه فيلم ها، از بنيان هاي «درمان معنوي» يعني عشق به ديگران، عشق به کار، عشق به داشتني ها و دلبستگي ها، باور به معنويت، باور به يگانگي و باور به دگرگوني، به ويژه باور به «معنويت» (يعني باور به حرمت هر چيزي است که در اطراف ماست و نيازمند دور شدن از دارايي هاي مادي است) و باور به «يگانگي» (به معناي احساس نامتمايز بودن آدمي از دنياي بيرون او، طبيعي و فراتر از طبيعي) را نيرومند و استوار مي سازند. هنگامي که دشواري هاي زندگي فرد چنان سنگين مي شود که شخص نمي تواند «مفهومي جهاني» براي خود بيابد، «يگانگي» براي آدمي معنا و آرامش به ارمغان مي آورد. «ياسپرس» اشاره کرده که «يگانگي» را نه از طريق جهاني منطقي و علمي و نه در درون يک مذهب جهاني مي توان يافت. «يگانگي» تنها از طريق ارتباط بي حد و مرز به دست مي آيد. «يگانگي»، احساس مسووليت در برابر همه، احساس تعهد همه جانبه و يک شيوه ارتباط فداکارانه با دنياي پيرامون خود است. افزون بر اين، باور به «يگانگي» در نهايت بازتابي از يکپارچگي ذهن، جسم و روح است. چنان که «کاول» مي گويد؛ «اگر ذهن و جسم يکپارچه باشند، روح مي آيد تا در آن «يگانگي» جاي گيرد و اين آمدن و بودن منوط به شيوه کارکرد و رابطه ما با دنيا است.» آنچنان که «رين پاچ» به يک نماي آشکار از تکامل رابطه دوسويه حس «زنده بودن و دوست داشتن» يا «انسانيت» اشاره مي کند. شيوه دست يافتن به چنين يگانگي پر رمز و رازي، گونه يي از عشق است که خود ما را از ديگر افراد، ديگر چيزها و در نهايت از جهان متمايز مي گرداند، اندازه ها و چارچوب هاي ما را گسترش داده و مرزهاي ما را فراخ مي سازد. بنابراين هر چه ما خويشتن مان را بيشتر و پردامنه تر گسترش دهيم، جدايي بين خويشتن ما و جهان کمرنگ تر مي شود. ما به گونه يي فراتر از فرد شناخته مي شويم و احساس شور و فراز (همان احساس عاشق شدن) را بيشتر و بيشتر تجربه مي کنيم. اگر شما عاشق ديگران نباشيد، نمي توانيد به پروردگار عشق بورزيد و اگر عاشق حيوانات نباشيد، نمي توانيد به آدميان و کل طبيعت عشق بورزيد. اين «يگانگي»، رحم و شفقت به دنبال دارد. اين «يگانگي ترحم آميز» از سوي همه مذاهب القا شده است. فيلم هاي مستند و «راز بقا»گونه، آموزنده اين نکته نغز هستند که آدمي با نگهداري از ديگر آفريدگان زنده و جاندار پروردگار (يعني گياهان و حيوانات خانگي و آپارتماني) دست کم در خانه و کاشانه کوچک خود مي تواند خود و خانواده اش را از مدفون شدن در فناوري هاي گوناگون، ايمن و سالم نگه دارد. خوشبختي از آن کسي خواهد بود که در جست وجوي خوشبختي همه آفريده هاي پروردگار (اعم از گياه و حيوان و آدمي) باشد. آن هنگام که آدمي خود را رئيس بي رقيب آفريده ها بداند و از کودکي و نوجواني آموخته باشد هرگاه هوس کند، حق دارد شاخه روينده يي را بشکند تا دلشوره اش فرو گذارد و به جنبنده يي بي آزار و بي خانمان، حتي چندين روز لقمه يي به چنگ نياورده، آسان و آسوده آزار رساند، شگفت نيست که خوي نيکوي انساني، شتابان و فراوان از دست برود و خصائل و سگال ديوي و ددي چيره و فراگير شود. در اين حالت چگونه باور به «معنويت» (به معني باور به حرمت هر آنچه در پيرامون ماست) رخ مي نماياند؟، «احساس پيوستگي معنوي» در آدمي آن هنگام پديد مي آيد که در زندگي اش اصولاً ديگران (آدميان، حيوانات و گياهان) را به رسميت بشناسد و حقوق آنان را پاس دارد و گرنه آدمي در زندگي خودخواهانه مادي مدفون شده و از «معنويت واقعي» و «سلامت روحي -رواني شايسته» به دور مي افتد.

15- از زندگينامه (بيوگرافي)هاي مستند و نيمه مستند تلويزيوني و سينمايي، جدا از فرو نشاندن عطش کنجکاوي آدميان، مي توان با تيزبيني و هوشياري در راستاي شتاب بخشيدن به روان درماني شناختي- رفتاري سود جست. در بسياري از جوامع اين گوي گردان- به ويژه در اجتماعات در حاشيه گرفتار جهان سومي (در چند و چون پيشرفت)- درباره بزرگان و نخبگان مثبت و حتي منفي تاريخ آدمي، افسانه هاي فراوان ساخته و پرداخته شده است. به اين گونه، نخبگان مثبت در گذر گزافه پردازي (اغراق) -يا به بيان بهتر «خيالپردازي خلاقانه» و «افسانه بافي»- تبديل به الگوهاي شبه آسماني و آسماني دور از دسترس شده اند. نخبگان منفي، آدم ستيز و هستي سوز نيز در همين گذر بسان اهرمن هاي هراسناک و ديو و هيولاهاي افسانه يي شناسانده شده اند. در چنين حالت، نه تنها کودکان و نوجوانان که حتي جوانان و بزرگسالان نيز درنمي يابند «هيچ ابر مرد و ابر زني وجود نداشته و نخواهد داشت» و آدمي، هر چند در چنگال «جبر ژنتيک سرشت» و «جبر محيط منش و پرورش» ، فراوان و گران، دربند و گرفتار بوده و هست، اما در گذر «انگيزش، اختيار، خواست و اراده» مي تواند از جايگاه فرازيافته «فرشتگي» به جهنم فروافتاده «اهرمني» يا واژگون اين سقوط، فرود و فراز يابد. اين بيوگرافي هاي تصويري مي توانند چهره واقعي بزرگان و نخبگان مثبت و منفي تاريخ را از پس پرده خيالپردازي و افسانه بافي برون آورده و در شتاب بخشيدن به اصلاح «خطاها و طرح واره هاي شناختي» همگان و نيز کنترل «وسواس هاي کمال گرايانه» شخصيتي «محور دو» و نيز «محور يک»، نقشي بي مانند داشته باشند. بيان هوسراني هاي «آلبرت اينشتين» دچار هم ابتلايي «آسپرگر- بيش فعالي» يا نشان دادن فراز و فرودهاي خلقي و غريزي سيکلوتايميک «اچ جي ولز»، «شکسپير»، «اسحاق نيوتن»، «توماس اديسون»، «چارلز چاپلين» و بيشتر بزرگان و نخبگان تاريخ، نه تنها چهره آنان را ويران نمي کند که با نمايان ساختن سرشت ژنتيک و منش پرورشي شان، از اين بزرگان، «الگوهاي زميني» و در دسترس براي نوجوانان و جوانان پديد مي آورد. «وسواس هاي کمال گرايانه شبه معنوي» و «وسواس هاي کمال گرايانه تحصيلي و شبه علمي» محور يک (اضطرابي) يا محور دو (شخصيتي)، پس از «وسواس هاي جنسي - آميزشي» محور يک (اضطرابي)، از شايع ترين وسواس هاي ديده شده در مراجعان و بيماران است که نه تنها آدميان را به کمال معنوي موعود نمي رساند که آنان را در گردابي هائل برآمده از خطاهاي فکري و باتلاقي بزرگ پديد آمده از طرح واره هاي بيمارگونه شناختي گرفتار مي کند. وسواس- چه روان نژندانه (نوروتيک) و چه روان پريشانه (سايکوتيک)- نه فقط گوهر بي همتاي زمان، که گوهر هستي آدمي را به کام نابودي هميشگي مي برد و از «کمال» جز افسوس و حسرت باقي نمي گذارد. در حالي که دستيابي به معنويت و گام زدن در راه کمال، چندان دشوار نيست. افسار و مهار زدن بر «شهوت قدرت و ثروت»- يا همان «سوي تاريک قدرت»، به تعبير «جرج لوکاس» آفريننده سري فيلم هاي اپيزوديک «جنگ ستارگان»- راهبرد بنياديني است که پرهيز از به کار بستن «دروغ» و «نيرنگ» نخستين گام عملي و راهکار سودمند آن است. «دروغ» بدترين و زشت ترين کردار آدمي است که فراگير و راهبرد شدن آن در هر آدم يا اجتماعي، آغاز سلطه «سوي تاريک قدرت» است؛ چراکه دروغ از مجاز و مشروع شدن هر کردار و گفتار بر پايه «خودخواهي» سرچشمه مي گيرد و به چرخه معيوبي مي انجامد که دستاورد آن دروغ بيشتر و باز هم بيشتر است. «دروغ» جز توهين نمايان به درک و شعور مخاطبان، اهانتي آشکار به سرشت الهي آفرينش آدمي و هستي بوده و هست.

*روانپزشک و درمانگر مشکلات جنسي زناشويي و خانوادگي
راهنمايي هايي براي سلامت دندان
خميردندان مکمل مسواک است
دکتر ياشيل احدي مقدم* / www.doctoryashil.com

خوانندگان محترم مي توانند پرسش هاي خود را با ذکر سن، محل سکونت و شرح مختصري از مشکل و هر موضوعي که در يافتن علت کمک کند مطرح سازند تا پاسخ داده شود. براي طرح پرسش هاي خود مي توانيد با آدرسinfo@doctoryashil.com مکاتبه کنيد.

---

-دختري هجده ساله هستم که مدتي است در ناحيه مفصل فک (سمت راست) دچار مشکل شده ام. فکم هنگام باز شدن صدا مي دهد وکمي به چپ منحرف مي شود.

بايد به متخصص فک و صورت مراجعه کنيد تا با راديوگرافي هاي لازم، مفصل شما را ارزيابي کند. اگر ديسک (غضروف) بين مفصلي شما در يک ناحيه دچار مشکل يا ساييدگي شده باشد، فک موقع باز شدن دهان، به يک سمت منحرف خواهد شد. براي درمان آن باز بايد راديوگرافي هاي شما را ارزيابي کرد تا بتوان به يک درمان جامع رسيد.

-آيا خميردندان هاي ژله يي که مثل ژله هستند و رنگي هستند، مثل بقيه خميردندان ها خوب هستند؟ زماني که من از آنها استفاده مي کنم، حس مي کنم چندان دندان ها را تميز نمي کنند.

خميردندان در اصل ماده يي مکمل مسواک است و به تنهايي تاثير چنداني در پاک کردن دندان ها ندارد. بسته به وضعيت و محيط دهان هر کس، استفاده از خمير دندان خاصي در مواقعي به خمير دندان هاي ديگر برتري دارد. خميردندان هاي ژله يي به واسطه رنگ و طعم بهتر، غالباً ابزار تشويقي خوبي براي مسواک زدن بچه ها هستند. همچنين افرادي که حساسيت به طعم و کف خميردندان هاي ديگر دارند نيز از خميردندان هاي ژله يي از آن نوعي که شما گفتيد، استفاده مي کنند. در حالت کلي، اگر احساس مي کنيد روش مسواک زدن تان درست است، اما خميردنداني که مصرف مي کنيد به اندازه کافي احساس تميز و خوشبو بودن محيط دندان تان را به شما نمي دهد، آن را عوض کنيد. از خميردندان هاي فلورايددار و استاندارد استفاده کنيد.

-نوک يک دندان من حالت گچي مانند پيدا کرده و رنگش نسبت به بقيه قسمت هاي دندان تغيير کرده. حالا مي خواهم براي درمان از ماده کامپوزيتي دوسطحي استفاده کنم. آيا اين روش عوارضي براي دندانم دارد و آيا در اثر تراشيدن قسمت مذکور براي جاسازي ماده کامپوزيتي بعد از گذشت چند سال دندان سياه نمي شود يا رنگ دندان در اثر تراشيدگي تغيير نمي کند؟

اگر فکر مي کنيد اين رنگ گچي در ظاهر دندان شما تاثير بدي دارد، مي توان با کامپوزيت آن را اصلاح کرد. البته دنداني که به اين شکل ترميم شده، نياز به مراقبت و رعايت بهداشت بيشتر دارد وگرنه بر اثر گذشت زمان و در درازمدت دچار تغيير رنگ خواهد شد. البته کامپوزيت هاي جديد تا حدودي اين مشکل را مرتفع کرده است و اين عيب با تعويض کامپوزيت برطرف خواهد شد.

-آيا استفاده از دهانشويه کلر هگزيدين دو درصد بدون تجويز دکتر مشکلي ايجاد مي کند؟ مضرات آن را توضيح دهيد.


دهانشويه کلرهگزيدين يک دهانشويه ضدباکتري است و در درمان عفونت هاي لثه يي و دهاني استفاده مي شود و مانند آنتي بيوتيک ها جنبه درماني دارد. اين دهانشويه، حتماً بايد با تجويز پزشک و در مدت زمان خاصي مصرف شود. استفاده بيش از حد مجاز و خودسرانه اين دارو ممکن است باعث ايجاد اثرات جانبي مانند مقاوم شدن باکتري ها و نيز از بين رفتن باکتري هاي مفيد محيط دهان شود.

-دو دندان پيش، از فک بالا را روکش کرده ام. در ميان اين دو يک دندان بدون روکش دارم که به مرور از طولش کاسته شده و کوتاه تر از دو دندان روکش دار طرفين است. اگر نخواهم اين يکي را روکش کنم آيا راه ديگري براي بلندتر کردن و همسان کردنش با دو دندان ديگر وجود دارد؟

توصيه مي کنم اول علت کوتاه شدن اين دندان بررسي شود. ممکن است اشکال از روکش هاي موجود و تغيير مکان آنها باشد که در اين صورت با تعويض روکش ها مشکل حل خواهد شد. اما اگر روکش ها سالم باشند، مي توان با استفاده از روش «لمينيت» دندان کوتاه را همسان کرد. لمينيت روشي است که با کمترين تراش روي دندان، يک لايه نازک چيني روي دندان مي چسبانند و عيوب تقارني و اندازه و شکستگي و پريدگي گوشه هاي دندان را اصلاح مي کنند. با استفاده از بيلدآپ کامپوزيتي نيز مي توان چنين عيبي را اصلاح کرد.

-بر اثر پوسيدگي يک سوراخ بين دندان 5 و 6 من ايجاد شده بود. بعد با ماده آمالگام آن را ترميم کردم. حالا بين دندان هايم بر اثر ترميم با آمالگام سياه شده است. آيا مي شود فقط سياهي بين دندان 5 و 6 تراشيده شود و با ماده کامپوزيتي پر شود يا بايد کل ماده سياه موجود در دندان 6 تخليه شود و به جاي آن ماده کامپوزيتي قرار بگيرد؟ چون مقاومت ماده سياه نسبت به ماده سفيد خيلي بيشتر است، براي همين نمي خواهم همه ماده سياه در دندان 6 تخليه شود.


بايد کل آمالگام تخليه و به جاي آن از کامپوزيت استفاده شود. تصور شما مبني بر «خيلي بيشتر» بودن مقاومت ماده سياه در مقايسه با ماده سفيد، زياد هم درست نيست. به اين معني که امکان پر کردن دندان هاي آسياب با کامپوزيت هم وجود دارد. در کامپوزيت هايي که اکنون وجود دارد، نوعي کامپوزيت مخصوص دندان هاي خلفي (آسياب) وجود دارد که مقاومت فشاري آنها بسيار مناسب است. در مورد استفاده از کامپوزيت به اين نکته بايد خوب توجه کرد که اين ماده احتياج به رعايت بهداشت دقيق تري دارد. اگر فکر مي کنيد در رعايت بهداشت اهمال خواهيد کرد، اصلاً به آمالگام هاي خود دست نزنيد. نکته ديگري را نيز يادآوري کنم که اگر سياهي بين دندان ها زياد نمايان نيست، بهتر است آمالگام هاي سالم را صرفاً به دليل سفيد کردن دندان تعويض نکنيم. چون با هر بار تراشيدن دندان، خواه ناخواه مقداري از بافت سالم دندان شما برداشته خواهد شد و ممکن است دندان هاي شما مدتي حساس شود.

*جراح، دندانپزشک
عناوين اين صفحه
صميميت والدين و مهارت پزشکان
فيلم درماني در نگاهي گزيده
خميردندان مکمل مسواک است
خطر آنفلوآنزاي معمولي را جدي بگيريد
آفتاب مصنوعي بدون شک سرطان زاست
تاثير فوق العاده داروي جديد سرطان

خطر آنفلوآنزاي معمولي را جدي بگيريد
رئيس جامعه پزشکان متخصص داخلي ايران با هشدار اينکه خطر آنفلوآنزاي معمولي کمتر از نوع خوکي نيست بر واکسينه کردن افراد در معرض خطر در برابر بيماري آنفلوآنزا تاکيد کرد. دکتر «ايرج خسرونيا» با اعلام اين خبر افزود؛ «بيماري آنفلوآنزاي معمولي که در ظاهر بيماري بي خطري است مبتلايان را دچار عفونت ريه و عوارض مغزي، قلبي-عروقي، تورم مغز و نيز تورم سطح داخلي مخاط قلب کرده، حتي در مواردي منجر به مرگ مبتلايان به اين بيماري مي شود.» وي اظهار داشت؛ «همه ساله افراد زيادي در فصل پاييز و زمستان بر اثر ابتلا به آنفلوآنزا فوت مي کنند که متاسفانه اين آمار در جايي به ثبت نمي رسد.» رئيس جامعه پزشکان متخصص داخلي ايران تاکيد کرد؛ «بهترين روش مقابله با عوارض اين بيماري، رعايت بهداشت فردي در وهله نخست و در گام بعدي واکسينه کردن افراد در معرض خطر است. به همين منظور پزشکان، اواخر شهريور و اوايل پاييز را به عنوان زمان مناسب واکسينه شدن افراد توصيه مي کنند.» وي با اشاره به اينکه آنفلوآنزا به شدت واگيردار بوده و از شخصي به شخص ديگر منتقل مي شود، يادآور شد؛ «رعايت نکردن بهداشت، سرفه و عطسه در فضاي باز، دست دادن، بوسيدن، مصرف مشترک ليوان و ظروف سبب انتقال اين بيماري شده و در مکان هايي که اصول اوليه بهداشت فردي رعايت نمي شود و مردم از وضعيت اقتصادي نامناسبي برخوردارند، شيوع بيشتري دارد.» دکتر «خسرونيا» بر ضرورت واکسينه کردن اطفال، سالمندان و مبتلايان به بيماري هاي مزمن مانند انواع سرطان ها تاکيد کرد. وي ادامه داد؛ «با رعايت بهداشت مي توان از ابتلا به انواع آنفلوآنزا شامل آنفلوآنزاي انساني، نوع A، پرندگان و... جلوگيري کرد.» رئيس جامعه پزشکان متخصص داخلي ايران به مبتلايان به آنفلوآنزا توصيه کرد از رفتن به مجامع عمومي مانند کلاس هاي آموزشي، مهدکودک ها، سربازخانه ها و ... خودداري کنند، زيرا اين امر سبب کاهش شيوع آنفلوآنزا مي شود.


آفتاب مصنوعي بدون شک سرطان زاست
محققان مي گويند آفتاب مصنوعي که بسياري از آن براي برنزه شدن استفاده مي کنند، بدون شک خطر ابتلا به سرطان پوست را افزايش مي دهد. پيش تر آژانس تحقيقات درباره سرطان (IARC) به اين نتيجه رسيده بود که آفتاب مصنوعي «احتمالاً» خطر ابتلا به سرطان را زياد مي کند، اما حال اين آژانس مي گويد «به طور حتم»چنين خواهد شد. فعالان مي گويند انتشار اين خبر در مجله علمي «لانست آنکولوژي» فشار را براي تنظيم مقررات سختگيرانه تر در مراکز سولاريوم بيشتر مي کند. ارزيابي جديد، خطر استفاده از آفتاب مصنوعي را همتراز با کشيدن سيگار و قرار گرفتن در معرض آزبست (پنبه نسوز) قرار داده است. اما انجمن سانبد (Sunbed Association) در بريتانيا گفته است هيچ ارتباط مستقيمي بين استفاده صحيح از آفتاب مصنوعي با ابتلا به سرطان وجود ندارد. آژانس تحقيقات درباره سرطان، کميته يي متشکل از کارشناسان است که توصيه هاي خود را در اختيار سازمان بهداشت جهاني قرار مي دهد. اين آژانس در پي بازبيني تحقيقاتي که نشان مي داد خطر ملانوما، مهلک ترين نوع سرطان پوست، در افرادي که پيش از 30سالگي شروع به استفاده از آفتاب مصنوعي کرده اند به ميزان 75 درصد افزايش داشته است، اين موضوع را اعلام کرد. همچنين نتيجه چندين تحقيقات نشان مي دهد بين استفاده از آفتاب مصنوعي و ابتلا به ملانوماي چشم ارتباط مستقيم وجود دارد. سازمان خيريه پژوهش سرطان در بريتانيا در اوايل سال جاري اخطار داده بود استفاده زياد از آفتاب مصنوعي باعث شده است براي اولين بار در اين کشور تعداد مبتلايان به ملانوما به 10 هزار نفر برسد. طي 30 سال گذشته، ميزان ابتلا به سرطان پوست در بريتانيا چهار برابر شده است. دولت بريتانيا سرگرم مطالعه پيشنهاداتي براي منع کردن استفاده افراد زير 18 سال از آفتاب مصنوعي در انگلستان است. مقرراتي مشابه در اسکاتلند وضع شده است که طبق آن افراد زير 16 سال از استفاده از آفتاب مصنوعي منع شده اند.


تاثير فوق العاده داروي جديد سرطان
پژوهشگران امريکايي مي گويند روش درماني جديدي پيدا کرده اند که به طور بالقوه مي تواند از پخش شدن سرطان در بدن انسان جلوگيري کند. در اين روش جديد، براي درمان مستقيماً سلول هايي که مرکز سرطان را تشکيل مي دهند، هدف قرار مي گيرند. تاکنون از بين بردن کامل اين سلول ها بسيار مشکل بوده و در مواردي اين سلول ها پس از درمان بيمار، موجب عود کردن بيماري سرطان مي شوند. روش هاي معمول براي از بين بردن سلول هاي اصلي سرطاني، عمل جراحي، خارج کردن غده هاي سرطاني در حد ممکن و پس از آن تلاش براي از بين بردن عامل سرطان از طريق شيمي درماني و راديوتراپي است. اين روش ها همواره کاملاً موثر نيست و ريشه سرطان يعني سلول هاي پايه سرطاني غالباً در برابر اين نوع درمان ها مقاومت نشان مي دهند و سبب رشد مجدد غده هاي سرطاني مي شوند. مشکل ديگر اين است که سلول هاي سرطاني ممکن است در ميان رگ هاي خون، در داخل نسوج و نيز اندام هاي بدن مانند مغز و کبد بيمار زنده باقي بمانند. به همين دليل تلاش براي درمان آنها با روش هاي معمول مي تواند زندگي بيمار را تهديد کند. اکنون دانشمنداني که در انستيتويي در بوستون درباره روش هاي جديد در درمان سرطان مطالعه مي کنند، دريافته اند که يک داروي موجود به نام سالينومايسن، آنتي بيوتيکي که براي معالجه عفونت هاي معده و روده احشام به کار مي رود، در از بين بردن سلول هاي پايه سرطاني در موش ها موثر بوده است. اين دارو در از بين بردن سلول هاي پايه سرطاني در موش ها، صد برابر موثرتر از روش عادي شيمي درماني بوده است. اين دانشمندان مي گويند يک چنين تحولي مي تواند به پيدا کردن روش جديدي براي معالجه سرطان کمک کند ولي قبل از آزمايش آن روي انسان، هنوز بايد کار زيادي روي اين برنامه انجام شود.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام