دوشنبه، 26 مرداد 1388 - شماره 2028
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: حوادث
قاتل با برادر مقتول در زندان ازدواج کرد


گروه حوادث؛ زن شوهرکش که براي نجات از اعدام در زندان به عقد برادر شوهرش درآمده است آزاد شد تا با شوهر جديدش زندگي کند.

به گزارش خبرنگار ما ،اين زن که راضيه نام دارد شش سال پيش به جرم قتل شوهرش زنداني شده بود. او پس از دستگيري در اعترافاتش گفت ديگر نمي توانست با شوهرش زندگي کند به همين دليل هم مرتکب قتل شد.

راضيه که در زمان قتل 15 ساله بود داستان زندگي اش را اين گونه تعريف کرد؛ زماني که با شوهرم ازدواج کردم دختربچه بودم و چيزي از زندگي نمي دانستم. مدتي کوتاه بعد از اين ازدواج بود که درگيري ها من و شوهرم شروع شد. شوهرم مرد بداخلاقي بود و مرتب من را اذيت مي کرد. از آنجايي که من هيچ کس را نداشتم، بي سواد بودم و نمي توانستم جايي کار کنم، مجبور بودم اين وضعيت را تحمل کنم.

وي ادامه داد؛ روز حادثه به دليل اختلافات متعددي که با شوهرم داشتم پر از نفرت و کينه شدم و بعد از درگيري و زماني که او خواب بود با ضربات چاقو او را کشتم. من نمي خواستم اين کار را بکنم اما از شدت خشم نمي توانستم خودم را کنترل کنم و آنقدر به او ضربه زدم تا جان باخت.

پرونده راضيه بعد از اعترافاتش به جريان افتاد و در همين حين متهم متوجه شد باردار است. از آنجايي که مطابق قانون زن باردار را نمي توان قصاص کرد، هرچند او به قصاص محکوم شد اما اجراي حکم وي تا پايان دوران بارداري و بعد از آن شيردهي به فرزندش به تعويق افتاد. راضيه بعد از به دنيا آمدن دخترش در زندان به فرزندش مدت يک سال و نيم شير داد و بعد از آن بود که دخترک را از مادرش جدا کردند تا به تقاضاي اولياي دم حکم اجرا شود.

با توجه به شرايطي که راضيه داشت مددکاران زندان تلاش زيادي را براي نجات او از قصاص انجام دادند. آنها بعد از برگزاري چندين جلسه صلح و سازش بالاخره موفق شدند خانواده مقتول را راضي به گذشت کنند. البته پدر و مادر مقتول اعلام کردند تنها در صورتي حاضر به بخشش هستند که عروس شان 20 ميليون تومان به آنها بدهد و به عقد پسر 18 ساله شان درآيد و هيچ حقي هم نسبت به فرزندش نداشته باشد چرا که آنها دوست ندارند نوه کوچک شان درس بخواند و بايد بعد از اينکه به سن بلوغ رسيد ازدواج کند. همچنين راضيه بايد در اتاقي که شوهرش را کشته است با برادر شوهرش زندگي کند تا هر روز در آنجا عذاب بکشد. راضيه که براي بودن کنار فرزندش چاره يي به جز پذيرش اين شروط نداشت آنها را قبول کرد اما اينکه دخترش به مدرسه نرود را نپذيرفت. راضيه که حالا 21 ساله است به مددکارش گفت؛ اگر من سواد داشتم و درس مي خواندم،مي توانستم پيشرفت کنم و اين طور غرق در بدبختي نبودم و مجبور نمي شدم به خواست خانواده ام با مردي ازدواج کنم که دوستش ندارم. اگر من سواد داشتم حالا مجبور نبودم به خانه برادر شوهرم بروم و در اتاقي زندگي کنم که در آنجا همسر اولم را به قتل رساندم و هر روز با ديدن آن اتاق عذاب بکشم. من مجبور هستم در اين آتش بسوزم اما نمي خواهم دخترم مثل من سياه بخت شود. درست است که من به خانه بخت مي روم اما اين برايم سياه بختي است. من مي دانم بعد از اين هم رفتار درستي با من نخواهد شد اما به خاطر اينکه بتوانم در کنار فرزندم باشم همه شروط را قبول مي کنم ولي بايد فرزندم به مدرسه برود. بعد از کش و قوس هاي فراوان بالاخره قضات ناظر زندان توانستند اولياي دم را راضي کنند تا اتاقي به غيراز قتلگاه براي او در نظر بگيرند و بعد هم اجازه دهند اين زن دخترش را به مدرسه بفرستد. سر انجام مراسم عقد در زندان عادل آباد شيراز برگزار شد و راضيه به دنبال شوهرش براي رفتن به خانه يي که معلوم نيست در آن چه سرنوشتي خواهد داشت از زندان بيرون رفت.
تعهد به خروج از تهران قاتلي را از مرگ نجات داد


گروه حوادث؛ پسر جواني که شوهر دختر مورد علاقه اش را به قتل رسانده بود، تعهد داد هرگز در تهران نباشد و به اين ترتيب از قصاص رهايي يافت.

به گزارش خبرنگار ما در ابتداي جلسه محاکمه محمد شادابي نماينده دادستان تهران در جايگاه حاضر شد و در توضيح کيفرخواست گفت؛ محمد که مطابق اوراق پرونده شوهر دختر مورد علاقه اش را با ضربات چاقو به قتل رسانده است، توانسته با رضايت اولياي دم از قصاص رهايي يابد اما از آنجايي که اين اقدام متهم در نظم عمومي اخلال ايجاد کرده است به عنوان نماينده دادستان تهران تقاضاي صدور حکم مجازات به لحاظ جنبه عمومي جرم را دارم.

در ادامه جلسه دادگاه با توجه به اينکه اولياي دم مقتول اعلام گذشت کرده بودند، متهم در جايگاه حاضر شد. وي گفت؛ اوايل سال 86 عاشق دختري به نام مژگان شدم و حتي زماني که با مژگان نبودم تصوير او مقابل چشمانم بود. ما هر روز همديگر را مي ديديم و از آينده براي هم مي گفتيم. تا اينکه يک روز متوجه شدم پسر ديگري به خواستگاري مژگان رفته است. خواستگار جديد که نام او هم محمد است، مي دانست مژگان نامزد من است با اين حال به اين ازدواج اصرار داشت. من از اين موضوع چندان ناراحت نبودم و فکر مي کردم مژگان قبول نمي کند اما در کمال ناباوري يک روز مژگان با من تماس گرفت و گفت ديگر نمي خواهد مرا ببيند چون با خواستگار جديدش قرار ازدواج گذاشته است. خيلي سعي کردم دوباره مژگان را قانع کنم اما نشد و او مي گفت اگر با خواستگار جديدش ازدواج کند خوشبخت مي شود و به من گفت اگر واقعاً او را دوست دارم ديگر سراغش نروم و بگذارم زندگي خوبي داشته باشد. متهم ادامه داد؛ من واقعاً عاشق مژگان بودم به همين خاطر هم به خواسته اش عمل کردم تا اينکه چند ماه بعد به طور اتفاقي او را در خيابان ديدم و با هم سلام و احوالپرسي کرديم. فهميدم مژگان ازدواج کرده است اما مي گفت از زندگي اش راضي نيست و ابراز پشيماني مي کرد تا اينکه محمد شوهر مژگان از ماجراي ديدار ما مطلع شد. او فکر مي کرد من باعث شده ام زندگي آنها دگرگون شود. ما قرار گذاشتيم و با هم صحبت کرديم و من توضيح دادم اشتباه مي کند. با اين حال محمد قانع نمي شد.

متهم ادامه داد؛ محمد دوباره سراغ من آمد به او گفتم تصوراتش اشتباه است. بالاخره قرار شد من به خانه محمد بروم و در مورد آنچه اتفاق افتاده است با هم صحبت کنيم. زماني که به آنجا رفتم به محمد گفتم من در اين مدت يک بار بيشتر مژگان را نديده ام و اين ديدار هم اتفاقي بوده است. به هر حال محمد قانع نشد و به يکباره بين ما درگيري اتفاق افتاد. من در يک لحظه زماني که محمد به من حمله کرد با چاقو ضربه يي به او زدم تا بتوانم از خودم دفاع کنم و همان ضربه هم باعث مرگش شد. متهم گفت؛ من به عمد محمد را نکشتم و از آنچه اتفاق افتاده است پشيمان هستم. عذاب قتل يک انسان بسيار زياد است و من مدت ها است که اين عذاب را تحمل مي کنم. خانواده ام با سختي زيادي توانستند رضايت اولياي دم را جلب کنند و خانواده مقتول هم از من تعهد گرفتند ديگر در تهران زندگي نکنم. من هم براي اينکه آنها در آرامش باشند بعد از آزادي قصد دارم تهران را براي هميشه ترک کنم. بعد از پايان جلسه دادگاه هيات قضات شعبه 74 دادگاه کيفري استان تهران براي صدور راي دادگاه وارد شور شدند.
دختر 32ساله براي پيدا کردن شوهر از دادگاه کمک خواست


گروه حوادث؛ دختري که تا 32 سالگي نتوانسته شوهر مورد علاقه اش را انتخاب کند در اقدامي عجيب با در دست داشتن ليستي از مشخصات مرد ايده آ لش به دادگاه خانواده رفت و از قاضي براي پيداکردن شوهر کمک خواست.

به گزارش خبرنگار ما اين دختر که بنفشه نام دارد صبح ديروز براي پيگيري درخواستش به شعبه 262 مجتمع قضايي خانواده رفت و هنگامي که قاضي عليرضا صداقتي علت حضورش در دادگاه را پرسيد ماجرا را اين طور تعريف کرد؛ چند سال قبل تصميم گرفتم ازدواج کنم اما مشکلاتي برايم پيش آمد که نتوانستم به خانه بخت بروم. آن زمان چند نفر به خواستگاري ام آمدند اما پدرم به بهانه هاي مختلف مخالفت کرد و گفت آنها افراد مناسبي براي ازدواج نيستند. چند نفر از خواستگارانم که علاقه زيادي به من داشتند پس از مخالفت پدرم از خانواده ما کينه به دل گرفتند و سعي کردند با کارهايشان اقدام پدرم را جبران کنند. بعد از اين ماجرا آن خواستگاران هر جواني را که از من تقاضاي ازدواج مي کرد منصرف مي کردند. در آخرين مورد وقتي يکي از آنها فهميد يک پزشک قرار است به خواستگاري ام بيايد به مطب او رفت و با ادعايي دروغ وي را منصرف کرد. او به خواستگار تازه ام گفته بود من از نوعي بيماري روحي- رواني رنج مي برم و در صورت ازدواج با من ممکن است دچار مشکل شود. به اين ترتيب او هم با پدرم تماس گرفت و گفت قصد ندارد ازدواج کند. بنفشه پس از پايان درددل هايش در ادامه خواسته عجيبي را مطرح کرد و از قاضي خواست به او کمک کند. او گفت؛ در حال حاضر به طور مشخص مردي براي ازدواج در نظرم نيست اما از دادگاه مي خواهم فرد مناسبي را براي زندگي مشترک به من معرفي کند. اين دختر فقط به اين خواسته بسنده نکرد و علاوه بر آن شروطي را نيز براي انتخاب مرد ايده آلش مطرح کرد. او در اين لحظه برگه يي را از کيفش بيرون آورد که شرايط روي آن نوشته شده بود. او گفت قد شوهرم بايد بين 170 تا 180 سانتيمتر و چهارشانه و زيبا باشد و تا به حال هم ازدواج نکرده باشد. اين دختر ادامه داد؛ چون من در منطقه يک تهران سکونت دارم او هم بايد در همين منطقه يا منطقه دو زندگي کند و علاوه بر آن تا حدودي هم شأن من باشد. من ليسانس معماري دارم و او هم بايد حداقل مدرک کارشناسي داشته باشد. مرد ايده آل من نبايد اهل سيگار و مواد مخدر باشد و بايد قول بدهد بعد از ازدواج حداقل در ماه يک بار من را به مسافرت ببرد.

در حالي که همچنان شرايط بنفشه در مورد همسر دلخواهش ادامه داشت، کارمندان دادگاه که تا پيش از اين چنين موردي را نديده بودند با حيرت به حرف هايش گوش مي دادند. پس از پايان اظهارات اين دختر در شرايطي که براساس قانون اگر شخص درخواست ازدواج داشته باشد بايد فرد مورد نظر را نيز به دادگاه معرفي کند، قاضي صداقتي رسيدگي به اين پرونده را به جلسه ديگري موکول کرد.

رئيس شعبه 262 مجتمع قضايي خانواده درباره اين پرونده به خبرنگار ما گفت؛ معمولاً در دعاوي اينچنيني دختري که پدرش مجهول المکان است، شرايط خاصي دارد يا آنکه پدرش با ازدواج او با شخص مورد نظرش مخالف است به دادگاه مراجعه مي کند و پس از طي مراحل قانوني و انجام تحقيقات در صورتي که فرد مورد نظر صلاحيت هاي لازم را دارا باشد، دادگاه به آنها اجازه ازدواج مي دهد. حال آنکه در اين پرونده خواهان هيچ کس را به عنوان شخص مورد علاقه معرفي نکرده و فقط يکسري شرايط را به دادگاه اعلام کرده است. به رغم اين در جلسه بعدي به اين ماجرا رسيدگي خواهد شد.
دفترچه خاطرات، مدرکي عليه يک سارق حرفه يي
گروه حوادث؛ دفترچه خاطرات يک سارق حرفه يي دست او را رو و فاش کرد که وي چگونه از 20 راننده خودرو اخاذي يا کلاهبرداري کرده است. به گزارش خبرنگار ما اين متهم پس از آنکه طعمه هايش را متوقف مي کرد با معرفي خود به عنوان مامور آنان را فريب مي داد و نقشه اش را به اجرا درمي آورد.

طرح شکايت

دهمين روز تيرماه مردي به کلانتري آزادي رفت تا از يک مامور قلابي شکايت کند. او گفت؛ ساعت 20 حوالي فرودگاه مهرآباد سوار بر خودرو سمندم در حرکت بودم که يک موتورسوار راه را بر من بست. آن مرد خودش را مامور معرفي کرد و با گفتن اين جمله که به من مشکوک شده است شروع به بازرسي خودروام کرد. او در يک لحظه چاقويي از جيبش بيرون کشيد و با تهديد گردنبند طلايم را که دو ميليون تومان ارزش داشت به همراه 100 هزار تومان وجه نقد همراهم ربود و فرار کرد. پس از آنکه شکوائيه اين مرد به شعبه 11 دادسراي ناحيه 5 ارجاع شد، کارآگاهان تحقيقات خود را براي شناسايي سارق آغاز کردند. آنها متوجه شدند چند مورد شکايت مشابه ديگر نيز در مراجع قضايي و انتظامي مطرح شده و تلاش ها براي معرفي متهم اين دزدي ها تاکنون به نتيجه نرسيده است. افسران اداره 5 پليس آگاهي وقتي اين پرونده را مرور کردند فهميدند مامور قلابي با پرسه زدن در خيابان هاي ميرعماد، شهيد مطهري، شريعتي، مجاهدين اسلام، انقلاب، پيروزي و حوالي هفت تير طعمه هايش را از بين رانندگاني که صداي پخش خودروشان بلند است انتخاب و با بهانه قرار دادن صداي موسيقي آنها را به توقيف اتومبيل تهديد مي کند. سپس در مواردي از رانندگان باج مي گيرد و در برخي مواقع نيز با تهديد از آنان سرقت مي کند. زنجير طلا، پول نقد، لپ تاپ و دوربين عکاسي از جمله اموالي بود که 10 مالباخته در اين پرونده از دست داده بودند.

شناسايي متهم

در بين شاکيان مردي وجود داشت که بيش از ديگران با متهم گفت وگو کرده و اطلاعات بيشتري از وي مي دانست. او توضيح داد؛ وقتي سارق جلويم را گرفت و پيشنهاد داد با پرداختن رشوه خودروام را از توقيف نجات بدهم به او گفتم پول نقد همراه ندارم و اگر به خواسته اش مصر است بايد همراه من به بانک بيايد. او هم قبول کرد و من وي را به شعبه يي که در آنجا حساب داشتم بردم و مبلغي به وي پرداخت کردم. در پي اظهارات اين مالباخته کارآگاهان به شعبه موردنظر رفتند و از طريق فيلم دوربين مداربسته تصوير سارق را به دست آوردند. مطابقت دادن اين تصوير با آلبوم عکس مجرمان سابقه دار فاش کرد متهم مردي 35 ساله به نام مصطفي است که از سال 83 تاکنون پنج بار به زندان افتاده و هر دفعه بعد از آزادي دزدي هايش را از سر گرفته است. ماموران وقتي به نشاني ثبت شده از متهم مراجعه کردند، فهميدند او خانه اش را تخليه و به کرج نقل مکان کرده است. به اين ترتيب با اخذ نيابت قضايي راهي کرج شدند و پس از مدتي تحقيق و تفحص توانستند خانه او را بيابند.

اعتراف

هنگامي که ماموران وارد خانه مصطفي شدند يک کارت شناسايي قلابي و مجوز جعلي حمل گاز اشک آور و تعداد زيادي عينک آفتابي پيدا کردند و در ادامه جست وجوهاي خود دفترچه يي را يافتند که مرد سارق خاطراتش را در آن نوشته بود. مصطفي در اين دفتر جزئيات 20 دزدي را ثبت کرده و حتي از نکاتي مانند مشخصات خودرو طعمه اش، توصيف چهره او و محل دقيق سرقت غافل نشده بود. خاطرات مصطفي فاش کرد تعداد جرائم وي دو برابر آنچه تاکنون تصور مي شد،است. به اين ترتيب متهم جرمش را پذيرفت و راهي بازداشتگاه شد.

سرهنگ عباسعلي محمديان رئيس پليس آگاهي تهران با اشاره به اين موضوع که ماموران و ضابطان قضايي در زمان رسيدگي به جرائم موظف به همراه داشتن حکم ماموريت و کارت شناسايي سازماني هستند، به شهروندان گفت در هيچ شرايطي و به هيچ عنواني ماموران مجاز به دريافت وجه نقد نيستند و در صورت طرح چنين درخواستي از سوي افرادي که در قالب مامور به آنها مراجعه مي کنند، اين احتمال را در نظر بگيرند که اين شخص اقدام به جعل عنوان مامور کرده است و قصد اخاذي از آنان را دارد. سرهنگ عباسعلي محمديان در پايان از شهرونداني که به اين شيوه از آنها سرقت يا اخاذي صورت گرفته است دعوت کرد براي پيگيري موضوع به بازپرسي شعبه پنجم دادسراي ناحيه 11 تهران يا اداره پنجم پليس آگاهي تهران مراجعه کنند.
عناوين اين صفحه
قاتل با برادر مقتول در زندان ازدواج کرد
تعهد به خروج از تهران قاتلي را از مرگ نجات داد
دختر 32ساله براي پيدا کردن شوهر از دادگاه کمک خواست
دفترچه خاطرات، مدرکي عليه يک سارق حرفه يي
سقوط بالگرد آموزشي نيروي هوايي ارتش
دستگيري نخستين مظنون پرونده قتل زوج سالمند
کلاهبرداري 600 ميليوني از شرکت ها با جعل چک
فروش سيم کارت وعده يي براي کلاهبرداري
75 درصد شکايات از پليس مربوط به رفتار ماموران است
دست استاد قلابي دانشگاه رو شد
سرقت خودرو از سر عادت

سقوط بالگرد آموزشي نيروي هوايي ارتش
فرماندار شهرستان شهريار سقوط يک فروند بالگرد نيروي هوايي ارتش را در اين شهرستان تاييد کرد. محمدعلي عرفان منش در گفت وگو با مهر اظهار داشت؛ طبق بررسي هاي به عمل آمده اين هلي کوپتر آموزشي متعلق به نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران است که در اطراف زمين هاي کشاورزي زرنان شهرستان شهريار سقوط کرده است. وي افزود؛ در اين سانحه سه نفر کشته شدند. اين مسوول اعلام کرد؛ اکيپ هايي از هلال احمر، نيروي انتظامي، آتش نشاني، دستگاه قضايي و... در حال بررسي و کسب جزئيات بيشتر از اين سانحه هستند.


دستگيري نخستين مظنون پرونده قتل زوج سالمند
نخستين مظنون پرونده قتل يک زوج سالمند دستگير و بازجويي هاي پليسي از او شروع شد.

به گزارش فارس روز دوم تيرماه ماموران کلانتري افسريه از قتل يک زوج 75 و 60 ساله به نام هاي غلامرضا و فاطمه با ضربات چاقو باخبر شدند و به خانه آنها در خيابان نيروي هوايي رفتند. محمد روشن بازپرس شعبه سوم دادسراي جنايي درباره اين پرونده گفت؛ مشخص شد غلامرضا داروخانه دار بوده است. وي ادامه داد؛ يکي از فرزندان اين زوج در طبقه بالاي ساختمان محل قتل زندگي مي کرده و چون در شب قبل از کشف جسد صداي تلويزيون بسيار بلند بوده فرزند اين خانواده مشکوک شد و به در خانه زن و شوهر مسن رفت و با پيکر بي جان آنها روبه رو شد. وي افزود؛ اين زوج لباس شيک به تن داشتند و به احتمال زياد ميزبان يک يا چند ميهمان بودند و در اين ميزباني طعمه قاتلان شده اند.

بازپرس شعبه سوم دادسراي جنايي گفت؛ قاتلان به قصد سرقت به خانه اين زوج رفته و اموال آنها را که شامل طلا و جواهرات و پول نقد بوده به سرقت برده بودند. وي ادامه داد؛ تحقيقات ادامه يافت تا اينکه يک مرد 28ساله به نام امير به عنوان مظنون اصلي اين پرونده دستگير شد. تحقيقات در خصوص زواياي پنهان اين پرونده ادامه دارد.


کلاهبرداري 600 ميليوني از شرکت ها با جعل چک
افرادي که با جعل ماهرانه چک هاي بانکي مبالغ کلاني را از حساب هاي سه شرکت خصوصي خارج کرده بودند، شناسايي و دستگير شدند. به گزارش اداره اجتماعي پليس آگاهي ناجا، سرهنگ مداحي

- رئيس پليس آگاهي استان آذربايجان شرقي- در اين باره گفت؛ در پي کلاهبرداري از سه شرکت با استفاده از جعل چک، نمايندگان حقوقي اين شرکت ها شکاياتي را ارائه و توضيح دادند افراد ناشناس با جعل چک و ارائه آنها به بانک از حساب شرکت ها مبالغ کلان برداشت کرده اند. کارآگاهان بعد از تنظيم پرونده توانستند با استفاده از اطلاعات مردمي، ترسيم تصاوير فرضي و تلاش شبانه روزي، مخفيگاه يکي از متهمان را شناسايي و او را دستگير کنند. وي افزود؛ پس از انجام تحقيقات لازم، متهم که در برابر شواهد و قرائن به دست آمده چاره يي جز اعتراف نداشت، عنوان کرد با دستگاه هايي که در اختيار داشت چک ها را جعل مي کرد و با همدستي دو نفر ديگر از حساب شرکت ها پول برمي داشت. در پي اعتراف متهم هر دو همدست وي نيز شناسايي و دستگير شدند و به برداشت غيرقانوني مبلغ 600 ميليون تومان از حساب سه شرکت اعتراف کردند.

سرهنگ مداحي گفت؛ متهمان پس از تکميل پرونده در اختيار مرجع قضايي قرار گرفتند.


فروش سيم کارت وعده يي براي کلاهبرداري
کلاهبردار حرفه يي که قصد داشت با راه اندازي يک شرکت صوري تحت عنوان خريد و فروش سيم کارت تلفن هاي همراه از شهروندان کلاهبرداري کند، شناسايي و دستگير شد. سرهنگ سلطاني رئيس پليس آگاهي استان گلستان درباره جزئيات اين پرونده گفت؛ پليس آگاهي شهرستان گرگان از طريق گزارش هاي مردمي مطلع شد شخصي با راه اندازي مغازه فروش تلفن همراه و لوازم جانبي در شهرستان گرگان تحت عنوان نمايندگي يکي از شرکت هاي ارتباطي در زمينه خريد و فروش سيم کارت و کارت هاي شارژ تلفن همراه اقدام به دريافت وجه از افراد مي کند. متهم همچنين براي جلب اعتماد بيشتر مشتريان با نشان دادن مدارک و انجام مکالمات تلفني واهي در برابر متقاضيان خود را يکي از افراد بانفوذ معرفي مي کرد.

وي افزود؛ کارآگاهان مبارزه با کلاهبرداري که نسبت به موضوع مشکوک بودند، تحقيقات گسترده خود را آغاز کردند و پس از چند روز پيگيري مستمر و با استفاده از روش هاي خاص پليسي دريافتند اين شرکت هيچ گونه مجوزي براي فعاليت به عنوان نمايندگي ندارد. به همين خاطر متهم دستگير و به اداره آگاهي منتقل شد.

رئيس پليس آگاهي استان گلستان بيان کرد؛ متهم که در ابتدا شرکت خود را نمايندگي قانوني ارائه خدمات در زمينه سيم کارت هاي تلفن همراه معرفي مي کرد به دليل ناتواني در ارائه مدارک به جرمش اعتراف کرد. سرهنگ سلطاني عنوان کرد؛ در پي اعتراف متهم، 16 نفر به عنوان شاکي شناسايي شدند و پس از بررسي هاي تکميلي مشخص شد مبلغي در حدود 700 ميليون تومان بين متهم و شاکيان رد و بدل شده است.


معاون آموزشي ناجا؛
75 درصد شکايات از پليس مربوط به رفتار ماموران است
معاون آموزش نيروي انتظامي گفت؛ 75 درصد شکايات مردمي از پليس به رفتار ماموران مربوط است. سردار محمد تقي عصار معاون آموزش نيروي انتظامي افزود؛ استاندارد سازي و تعالي رفتار پليس يکي از برنامه هاي محوري ناجا است. پليس بايد متناسب با ارزش ها و آرمان هاي انقلاب رفتار کند.

وي ادامه داد؛ استاندارد سازي رفتار پليس از سال 85 آغاز و توليدات متعدد شنيداري، ديداري، کتاب و... نيز آماده شده و در اختيار پرسنل نيروي انتظامي است. سردار عصار تاکيد کرد؛ براي رفتار با کودکان، زنان، جوانان، سالمندان و افراد ديگر دستور العمل هايي تدوين و ابلاغ شده است تا در برخورد لازم با اين افراد رعايت شود.سردار عصار گفت؛ چهار هزار و 800 نفر از نيروهاي پليس تا به حال دوره استانداردسازي رفتار را طي کرده اند و امسال نيز 13 هزار نفر از نيروهاي پليس راه اين آموزش ها را خواهند ديد. کلانتري ها در برنامه بعدي اين آموزش ها قرار دارند. سردار عصار افزود؛ فرماندهان ارشد پليس نيز در طرح استانداردسازي حضور دارند و آموزش هاي لازم را در اين خصوص دريافت مي کنند. سردار عصار با تاکيد بر اينکه رفتار غلط پليس ممکن است باعث درگيري و تشديد آن شود، گفت؛ امسال 10 درصد تلفن هاي واصله به 197 شکايت بوده که 75 درصد آن مربوط به رفتارهاي نامناسب ماموران پليس است. وي اظهار داشت؛ فرماندهان نيروي انتظامي هر سال دو بار آموزش هاي تعالي رفتار را مي گذرانند که چهار هزار نفر از نيروهاي پليس را در بر مي گيرد.


دست استاد قلابي دانشگاه رو شد
مرد ديپلمه که قصد داشت با ارائه اسناد و مدارک جعلي به عنوان استاد دانشگاه مشغول به تدريس شود، به تله افتاد. به گزارش اداره اجتماعي پليس آگاهي ناجا، سرهنگ اميدي رئيس پليس آگاهي استان کرمانشاه در تشريح جزييات اين پرونده گفت؛ گزارش هاي مردمي مبني بر اينکه فردي قصد دارد با ارائه مدرکي که احتمال جعلي بودن آن هست به عنوان استاد مشغول به تدريس در دانشگاه شود، سبب تشکيل پرونده يي در آگاهي شد. وي افزود؛ کارآگاهان ابتدا مدارک ارائه شده از طرف مرد مظنون را از دانشگاه تحويل گرفته و آنها را به اداره تشخيص هويت ارسال کردند. رئيس پليس آگاهي استان کرمانشاه بيان کرد؛ مدارک در آزمايشگاه هاي اداره تشخيص هويت مورد آزمايش قرار گرفت و جعلي بودن شان محرز شد، لذا کارآگاهان با اخذ مجوز قضايي متهم را دستگير و تحقيقات خود را از وي آغاز کردند. متهم در ابتدا منکر اتهامات وارده شد و بيان کرد از مشخصات و عکس وي سوء استفاده شده است. ولي در ادامه با جمع آوري قرائن و دلايل کافي و نيز کشف فرم تقاضاي استخدام در دانشگاه، اظهار کرد با توجه به آشنايي که به دروس حقوق داشتم با استفاده از کامپيوتر شخصي خود اقدام به جعل و تهيه مدارک کارشناسي ارشد کردم و آنها را به دانشگاه ارائه دادم و قصد داشتم به عنوان استاد تدريس کنم که موفق نشدم. سرهنگ اميدي عنوان کرد؛ متهم پس از اين اعترافات به همراه مدارک جعلي براي اخذ تصميم لازم به مرجع قضايي معرفي شد.


سرقت خودرو از سر عادت
فردي که از روي عادت اقدام به سرقت خودروها مي کرد حين دزدي دستگير شد. به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان از دادسراي ناحيه 11 تهران، چندي پيش در پي اعلام مرکز فوريت هاي پليسي 110 مبني بر وقوع سرقت يک اتومبيل، ماموران به منظور بررسي موضوع به محل اعزام شدند. پس از حضور ماموران در محل مشخص شد جواني پس از باز کردن در يک خودروي پژو پارس هنگامي که قصد داشت فرار کند با صاحب اتومبيل درگير و در نهايت دستگير شده است .پس از انتقال متهم به نام سامان به کلانتري وي به سرقت چند خودروي ديگر نيز اعتراف کرد و گفت؛ پس از بررسي خودروهايي که امکان سرقت آنها وجود داشت دست به کار مي شدم و پس از مدت کوتاهي استفاده، آنها را در خيابان رها مي کردم. وي مدعي شد فقط از روي عادت اين دزدي ها را انجام مي داده و انگيزه ديگري نداشته است. متهم پس از اعتراف به جرمش توسط مقام قضايي روانه زندان شد.





مرگ 41 مهمان جشن عروسي در کويت

41 زن و کودک کويتي بر اثر آتش سوزي مهيب در يک جشن عروسي کشته شدند.

به گزارش ايسکانيوز شامگاه شنبه يک چادر بزرگ که براي جشن عروسي در الجهرا- شمال کويته-

بر پا شده بود، ناگهان شعله ور شد و ده ها آتش نشان، پليس و امدادگر اورژانس را به آنجا کشاند. هنگام بروز آتش، 110 زن و کودک درون چادر بخش بانوان بودند که دست کم 41 نفرشان جان سپردند و 76 نفر نيز زخمي شدند. رئيس سازمان آتش نشاني کويت اعلام کرد؛ شمار زيادي از مهمانان وحشت زده هنگام فرار از آتش، زير دست و پا ماندند و قرباني شدند. «جاسم المنصوري» ادامه داد؛ تحقيق براي افشاي علت اصلي بروز آتش سوزي در شرايطي ادامه دارد که با توجه به وخامت حال برخي از آسيب ديدگان، احتمال افزايش شمار قربانيان ادامه دارد. شواهد نشان مي دهد رعايت نکردن اصول ايمني اين فاجعه را رقم زده است.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام