.jpg)
اگر به جاي آنکه مردم را خس و خاشاک بنامند و تحقير کنند و در صدا و سيما شروع به جو سازي کنند، مواضع منصفانه يي مي گرفتند و ... ما امروز با بسياري از بحران ها روبه رو نبوديم
گروه سياسي؛ وعده کانديداي اصلاح طلبان در انتخابات رياست جمهوري دهم به هواداران پرشمار اصلاحات، سرانجام روز گذشته محقق شد و ميرحسين موسوي نام جبهه فراگير سياسي خود را اعلام کرد. «تشکيلات راه سبز اميد» عنواني است که نخست وزير محبوب امام و ملت روي حرکت «نهادمند» حاملان و حاميان «جنبش سبز» نهاده و در روزهاي آتي قرار است جزئيات فعاليت اين جبهه فراگير را نيز اعلان عمومي کند. اگر چه بعد از وقايع ناخوشايند انتخابات 22 خرداد و برخورد با اعتراضات گسترده يي که به آمار و ارقام اعلام شده به عنوان نتايج انتخابات صورت گرفت، سران اصلاحات هر يک به نوعي به ارائه راهبرد در خصوص ساماندهي حرکت مردمي پرداختند اما خبر تشکيل جبهه سياسي «ميرحسين»، بيش از بقيه پيشنهادات مورد توجه قرار گرفت. او روز گذشته ميزبان انجمن اسلامي جامعه پزشکي بود که از پزشکان اصلاح طلبي مانند مصطفي معين، علي شکوري راد، محمدرضا خاتمي و... تشکيل شده است. موسوي «تشکيلات راه سبز اميد» را يک «نهضت فراگير» لقب داد و «رنگ سبز» را يک «نماد» ناميد؛ «رنگ سبز نماد اين راه و مطالبه اجراي بدون تنازل قانون اساسي شعار آن است و شبکه هاي اجتماعي خودجوش و خودمختار بي شمار و گسترده در سطح جامعه بدنه اين جنبش هستند. در حقيقت راه سبز اميد ادامه شعار راهبردي هر شهروند يک ستاد است که اين بار براي مطالبات بحق مردم و استيفاي حقوق آنان شکل مي گيرد. ميرحسين از قشري نگري برخي مسوولان هم انتقاد کرد؛ «نمي توان بخش هايي از قانون اساسي را اجرا کرد و بخش هاي ديگر آن را دور انداخت. همين دادگاه هاي نمايشي و کتک زدن و آزار مردم در خيابان ها نشان دهنده يک ساختار شکني روشن است و ربطي به قانون اساسي و اعتقادات ديني و ملي ما ندارد.»به اين ترتيب گام اول در تشکيل جبهه معترضان به شرايط بعد از انتخابات از سوي عضو هسته رهبري اصلاحات برداشته شد و نام اين تشکل که مدت ها روي آن بحث و بررسي صورت گرفت، انتخاب شد. مهندس ميرحسين موسوي در اين ديدار، نگاهي به چرايي اعتراضات مردمي داشت؛ «آنچه موجب پيدايش جنبش اعتراضي مردم و ابعاد روزافزون آن شده است، ناديده گرفتن قانون و کرامت و حقوق ذاتي شهروندان و رفتارهاي فراقانوني است. اگر به جاي آنکه مردم را خس و خاشاک بنامند و تحقير کنند و در صدا و سيما شروع به جو سازي کنند، مواضع منصفانه يي مي گرفتند و اگر قبل از آنکه مردم به خيابان ها بيايند، در چارچوب قانون و با احترام به حقوق مردم با آنان برخورد مي کردند ما امروز با بسياري از بحران ها روبه رو نبوديم.» او همچنين دشواري حفظ نظام را به اين دليل دانست که؛ «شبيه نظام جمهوري اسلامي در جهان وجود ندارد، به همين نسبت حفظ و حراست از آن هم کار دشواري است.» وي افزود؛ شعارهاي ما در طول انتخابات در چارچوب قانون اساسي و اصولي که مردم باور دارند، انتخاب شد. امروز هم به همان شعار ها پايبند هستيم و يقين داريم اگر با خواست مردم منصفانه برخورد مي شد و دستگاه هاي تبليغي به جاي پيوند دادن حرکت هاي خودجوش مردم به بيگانگان و وارونه نشان دادن حقايق سعي در اقناع افکار عمومي با نقد منصفانه و التزام به راستگويي مي کردند، به نفع نظام بود و روح بدبيني و بي اعتمادي به جامعه دميده نمي شد. يکي از فرازهاي اصلي سخنان نخست وزير دوران جنگ اما به بيان ناگفته هاي روز تاريخي 22 خرداد بود؛ روزي که تحليلگران سياسي معتقدند تلاش بي وقفه اصلاح طلبان در دعوت از مردم از يک سو و به جان آمدن جامعه از آنچه در چهار سال گذشته بر همه شئون زندگي آنها گذشته از سوي ديگر حضور 80 درصدي آنها براي «تغيير وضع موجود» را سبب شد اما نتيجه به شکل عکس بروز و ظهور يافت. نامزد اصلاح طلبان که به رغم همه کارشکني ها، راي «13 ميليوني» براي او اعلام شد، براي نخستين بار آنچه در روز انتخابات رخ داد را افشا کرد؛ «از چند روز قبل از 22 خرداد ستادهاي ما با موج عظيمي از تماس هاي مردمي که حاکي از زمينه چيني براي تخلفات گسترده در انتخابات بود و اطلاعات دقيقي در مورد تحرکات در دست انجام و سناريوهايي که براي روز انتخابات و بعد از آن طراحي شده بود، مواجه شدند، به صورتي که در شب انتخابات مجبور به صدور اطلاعيه يي براي فراخواندن مردم به خوش بيني نسبت به مجريان و پرهيز از قصاص قبل از جنايت شديم. اما آنچه در فرداي آن شب ديديم، عبارت از به اجرا درآمدن پيش بيني هاي ارائه شده به ما يکي پس از ديگري و قرائن بي شماري بود که سلامت جريان حوادث را زير سوال مي برد. آري تعليمات اسلامي ما را ملزم مي کند نسبت به اعمال مومنين با حسن ظن برخورد کنيم، اما همين تعليمات به ما اجازه نمي دهد تن به دروغ دهيم.»رئيس فرهنگستان هنر اما بعد از افشاي سناريوي «تخلف گسترده» که پيشتر به طور محدود از زبان سيدمحمد خاتمي و مديران ارشد ستاد مهندس موسوي مورد اشاره قرار گرفته بود، از تماس خود با مسوولان ارشد نظام و اعلام هشدار نسبت به واکنش جامعه به بي تاثير شدن راي خود خبر داد؛ «با تمام اين احوال ما در ابتدا فکر کرديم شايد آنچه شاهد آن هستيم ناشي از سوء تدبير است، براي همين خود من تلاش کردم با مسوولان کشور تماس بگيرم و همان روز دو بار با رئيس قوه قضائيه، دو بار با دادستان کل کشور، دو بار با رئيس مجلس و چهار بار با بيت رهبري موضوع را مطرح کردم.
علاوه بر اين گروهي از طرف ستاد به ديدار وزير کشور رفتند تا نگراني هاي مردم را منتقل کنند و عجيب بود که وزير کشور در حالي که در آن روز قاعدتاً تنها کارش بايد رسيدگي به مسائل مربوط به انتخابات باشد، پس از مدت زيادي معطل کردن افراد اعزام شده به آنان وقت ملاقات نداد. اينها قرائني بود که يکي پس از ديگري انباشته مي شد تا اينکه از عصر روز 22 خرداد حمله به ستادهاي انتخاباتي اينجانب آغاز شد و سپس به ستاد مرکزي و ساير ستادها در سطح کشور گسترش يافت . البته بنده يک راي بيشتر نداشتم و مي توانستم از حق خودم بگذرم، ولي از حقوق مردم نمي توانستم بگذرم، چون ما مسلمان هستيم و آموز ه هاي ديني به ما اجازه نمي دهد به دروغ تن بدهيم. قصد ما اين بود که پس از تلاش نفسگير ايام انتخابات، نتيجه هر چه باشد، آن را بپذيريم اما آنچه اتفاق افتاد ما و جامعه را به اين سمت کشاند.» مهندس موسوي در ادامه سخنان خود با نقد عملکرد متصديان رفتار آنان را فرا قانوني و موجب اصلي حوادث اخير کشور دانست؛ «اگر در جريان انتخابات و حوادث پس از آن مطابق قانون و انصاف عمل مي شد، ما شاهد اين حوادث نبوديم بلکه اگر بنده هم روي مسائلي پا فشاري مي کردم، مورد اعتراض مردم قرار مي گرفتم که چرا تندروي مي کنم. اما ناديده گرفتن قانون و فراتر از قانون عمل کردن و ناديده گرفتن کرامت و حقوق ذاتي شهروندان موجب پيدايش جنبش اعتراضي و ابعاد روز افزون آن شد.» نخست وزير دوران دفاع مقدس در عين حال به طور غيرمستقيم پاسخ محافل سياسي و رسانه يي را داد که پس از اعتراضات مردمي و برخوردهاي خارج از عرف نهادهاي نظامي و امنيتي با معترضان، ميرحسين، کروبي و خاتمي را سبب کشته شدن مردم ناميدند؛ شبهه يي که از سوي پدران و مادران جواناني که دچار آسيب جاني شده اند، رد شده و آنها همراهي خود را با سران اصلاحات به ويژه «ميرحسين» اعلام کردند. او اما در مقام يک کارشناس سياسي، رفتار مسوول دستگاه اجرايي را دور از شأن چنين جايگاهي خواند؛ «به فاصله کمي از انتخابات فردي که به فراخور عنوانش بايد نمونه ادب باشد، يک ساعت و اندي در تلويزيون صحبت کرد و 37 مرتبه نام بنده را به زبان آورد و اين برنامه سه بار از صدا و سيما پخش شد بدون آنکه کوچک ترين فرصتي براي پاسخگويي داده شود. اين تنها يک نمونه از رفتارهاي غيرمنصفانه و تحريک کننده يي بود که مردم را عصبي کرد و موجب گسترش آشوب ها شد. حال آنکه اگر مردم از مسوولان نظام انصاف و احترام به حقوق ذاتي شان را مي ديدند، تجمعي همانند راهپيمايي چند ميليوني 25 خرداد مي توانست آبي بر آتش خشم آنان باشد در حالي که با رفتارهاي غلط و زشت بعدي روز به روز از چنين سرانجامي دورتر شديم.» نخست وزير دوران جنگ سپس به سوءاستفاده از ظرفيت و جايگاه برخي نهادها و رو در رو قرار دادن آنها با مردم اشاره کرد و گفت؛همه ما به انقلاب علاقه داريم. ما به نهادهايي چون بسيج و سپاه علاقه داريم، چون فکر مي کنيم بسيج براي مقابله با دشمن است و سپاه براي آن ايجاد شده تا در مقابل دشمنان بايستد. آيا صف کردن سپاه و بسيج مقابل مردم لطمه به افتخارات آنان نيست و آيا تلاش براي وابسته نشان دادن حرکت خودجوش مردم از سوي صدا و سيما و ساير رسانه هاي دولتي زمينه بي اعتمادي مردم به دستگاه هاي تبليغاتي را فراهم نمي کند؟ ما مي گوييم به جاي آنکه جمعيت هاي ميليوني مردم را متهم کنيد، براي يافتن متهمان اصلي در بين کساني بگرديد که با کارگرداني و صحنه گرداني جنگ مسموم تبليغاتي اعتماد و آرامش مردم را هدف گرفتند و با تحليل هاي ماليخوليايي خود به دشمن خدمت مي کنند. يقيناً جرياناتي که در طول اين دو ماه در صدا و سيما و همچنين در روزنامه کيهان با مردم مي جنگيدند، تامين کننده منافع و در طول سياست هاي امريکا و انگليس هستند. در حالي که از فرداي انتخابات، موج دستگيري گسترده فعالان سياسي اصلاح طلب، اعضاي تشکل هاي صنفي، مدني و جامعه مجازي و برگزاري دادگاهي بدون دسترسي وکلا به آنها اعتراضات گسترده يي را به دنبال داشته است، اعلام شد امروز جلسه سوم اين دادگاه برپا خواهد شد. ميرحسين بخش ديگري از سخنان خود را نيز به اين موضوع اختصاص داد؛ تنها هدف دادگاه هاي نمايشي هفته هاي اخير اثبات يک توهم بي اساس است و اجراي اين سناريوها عليه فرزندان انقلاب را بايد تقبيح کرد. او با اشاره به نقض اصول اوليه دادرسي قضايي از جمله دسترسي آزاد متهمان و خانواده هاي آنان به وکيل و آزادي آنها در دفاع از خود تاکيد کرد؛ اينچنين دادگاه هايي حتي اگر براي دشمنان انقلاب برگزار مي شد، شايسته جمهوري اسلامي نبود. آيا نبايد در برپايي يک دادگاه اصول اوليه دادرسي در مورد دسترسي متهمان و خانواده آنان به وکيل و آزادي آنان در دفاع از خود رعايت شود. وي افزود؛ «اخباري که متاسفانه به تواتر رسيده است اگر درست باشد جا دارد انسان سر زير خاک کند. آيا اين نحوه برخورد با مردمي که با شعار الله اکبر به صحنه آمده اند، به نفع کشور است، به نظر من اين گونه عمل کردن موضوع را بغرنج تر مي کند و راه حل آن را از دسترس دورتر مي برد و زمينه بدبيني و اعتراضات را وسعت مي بخشد.» فعالان سياسي بر اين باورند اگر پس از انتخابات تير 84، مصطفي معين امکان تشکيل جبهه دموکراسي و حقوق بشر را نيافت، شرايط اجتماعي امروز و همراهي کم نظير مردمي در کنار اجماع همه نيروهاي اصيل انقلاب بر مقابله با شرايط موجود نويد جبهه فراگيري را براي بازگرداندن «ميزان، راي ملت است» مي دهد؛ امري که به ثمر نشستن تلاش هاي ياران اصلي انقلاب و مردم را قريب به يقين ساخته است. جبهه يي که در کنار احزاب اصلاح طلب و شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات همان گونه که ميرحسين وعده داده قرار است رويکرد اجتماعي را نيز مد نظر قرار دهد. بايد در انتظار انتشار جزييات «تشکيلات راه سبز اميد» نشست.