
گروه حوادث؛ سارقي که با شيوه تکراري خوراندن آبميوه مسموم از شهروندان سرقت مي کرد در جريان يکي از دزدي هايش مرتکب قتل شد و اکنون به عنوان قاتل بايد در دادگاه کيفري استان فارس پاسخگوي اعمال خود باشد.به گزارش خبرنگار ما اين جنايت سال 86 به وقوع پيوست اما تلاش براي دستگيري متهم، بازجويي از او و تنظيم کيفرخواست تا اوايل هفته جاري به طول انجاميد.
کشف جسد
مردادماه سال 86 ماموران پليس شيراز از طريق گزارش هاي مردي باخبر شدند جسد مردي مسن در منطقه باباکوهي رها شده است. آنها وقتي به محل حادثه رفتند با بررسي مدارک هويتي متوفي متوجه شدند او مردي 72 ساله به نام نادر است، هر چند هيچ اثري از جراحت و درگيري در پيکر پيرمرد مشهود نبود ولي مرگ وي در آن منطقه مشکوک به نظر مي رسيد به همين سبب پرونده يي در شعبه 17 دادسراي جنايي شيراز تشکيل و پزشکي قانوني موظف شد علت فوت نادر را مشخص کند. متخصصان براي پاسخ دادن به سوالات بازپرس پرونده راهي جز آزمايش سم شناسي نداشتند. محتويات معده پيرمرد نشان از آن داشت که او در واپسين لحظات عمرش داروي بيهوشي مصرف کرده است. از آنجا که انجام چنين کاري توسط خود پيرمرد بسيار دور از ذهن بود کارآگاهان يقين حاصل کردند فرد يا افرادي او را کشته اند. بنابراين گمانه زني ها آغاز شد. جسد مقتول با لباس بيرون پيدا شده بود و اين نشان مي داد وي در مکان مسقف به قتل نرسيده است. همچنين به گفته اعضاي خانواده او هيچ دشمني نداشت و فرضيه کينه جويي کاملاً مردود بود. از طرفي کارآگاهان با بازخواني پرونده متوجه شدند زمان کشف جنازه نادر هيچ پولي همراه نداشت بنابراين قوي ترين فرضيه بر اين اصل استوار شد که قاتل يا قاتلان با اغفال پيرمرد به او داروي بيهوشي خورانده و مرگش را رقم زده اند تا پول هايش را بدزدند.
چند شکايت
در همان حال که کارآگاهان جنايي سرگرم پيگيري اين پرونده بودند همکاران آنها در دايره مبارزه با سرقت با چند شکايت مشابه مواجه شدند که نشان مي داد يک سارق حرفه يي در شهر فعال شده است و با آبميوه مسموم از مردم دزدي مي کند. آن طور که مالباختگان اعلام کرده بودند متهم ناشناس طعمه هاي خود را به باباکوهي و کوهپايه مي برد و در آنجا نقشه خود را اجرا مي کرد. يکي از افرادي که گرفتار اين سارق شده بود در توضيح ماجرا گفت؛ من براي تفريح از خانه بيرون آمده بودم. از وقتي بازنشسته شدم معمولاً بعدازظهرها اين کار را انجام مي دهم تا هم ورزش کرده باشم و هم حال و هوايم عوض شود. روز حادثه مردي ميانسال سراغم آمد و سر صحبت را باز کرد. او بسيار خوش زبان بود و توانست مرا تا باباکوهي با خودش همراه کند. وقتي براي استراحت در گوشه خلوتي نشستيم او آبميوه تعارف کرد و خودش هم يک قوطي نوشيد. من بعد از خوردن آبميوه نفهميدم چطور از حال رفتم. وقتي به خودم آمدم از آن مرد خبري نبود و پول هايم به سرقت رفته بود.کنار هم گذاشتن اظهارات شاکيان و انجام چهره نگاري سبب شد سرنخ هايي از اين سارق به دست بيايد. اطلاعات فاش شده گواه آن بود که سارق مردي 45 ساله است و اين شگرد سرقت را از خردادماه شروع کرده و هر از گاهي طعمه يي را شکار مي کند. البته او در دزدي طمع نمي کرد و بعد از هر سرقت مدتي خانه نشين مي شد.
دستگيري سارق
سرانجام ردپاي متهم به دست آمد و اين مرد ميانسال که حسن نام دارد روز چهارم شهريورماه همان سال بازداشت شد. او پس از انکارهاي اوليه به انجام شش فقره سرقت اعتراف کرد و توضيح داد چطور طعمه هاي خود را بيهوش مي کرده است. پنج نفر از مالباختگان شناسايي شده بودند اما هنوز از يکي از آنها خبري نبود. وقتي اين پرونده با مستندات قتل نادر مطابقت داده شد کارآگاهان اطمينان حاصل کردند اين جنايت به دست حسن رقم خورده است چرا که شيوه سرقت با شگرد متهم يکسان و محل کشف جنازه نيز درست همان منطقه يي بود که سارق حرفه يي طعمه هايش را به آنجا مي کشاند. بنابراين سرنوشت آخرين مالباخته نيز مشخص شد ولي حسن زير بار اتهام قتل عمد نرفت و گفت گناهش فقط دزدي است. رسيدگي قضايي به پرونده در چنين اوضاع و احوالي ادامه پيدا کرد تا اينکه بالاخره بازپرس جنايي شيراز مرد 45 ساله را در قتل عمد گناهکار شناخت و براي او قرار مجرميت صادر کرد. اين تصميم با موافقت نماينده دادستان همراه شد و بالاخره با صدور کيفرخواست، پرونده حسن روي ميز قضات دادگاه کيفري استان فارس جاي گرفت و اين مرد به زودي محاکمه خواهد شد.