يكشنبه، 18 مرداد 1388 - شماره 2021
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: حوادث
اين مرد بعد از شليک به همسر، دختر و مادرزنش خودکشي کرد
کشتار خانوادگي مرد ايراني در منهتن امريکا


گروه حوادث؛ يک مرد ايراني ساکن نيويورک به خاطر اختلافات خانوادگي، دختر و مادرزنش را کشت و پس از تيراندازي به همسرش به زندگي خود پايان داد. اين جنايت روز جمعه به وقوع پيوست و پليس جنايي نيويورک اکنون اميدوار است با بهبودي همسر قاتل به جزييات اين جنايت پي ببرد.

تيراندازي

ساعت 30/12 ظهر روز جمعه صداي شليک چند گلوله در خياباني در 20 مايلي شرق منهتن شنيده شد و اهالي وحشتناک و سراسيمه با مرکز 911 تماس گرفتند تا از واقعه يي خونين خبر بدهند. «آمبرين سالن»- يکي از اهالي محل- مي گويد؛ من صداي شليک سه گلوله را شنيدم. آن زمان در کوچه بودم. به شدت ترسيدم. از وحشت دست و پايم مي لرزيد. دوان دوان به داخل خانه رفتم. دنبال موبايلم گشتم و با 911 تماس گرفتم. نمي دانستم چه اتفاقي افتاده است فقط اميدوار بودم خون به پا نشده باشد.

يکي ديگر از همسايه ها نيز مي گويد؛ من مردي را ديدم که يک ساک ورزشي در دست داشت. او وارد يک خانه شد و دقايقي بعد صداي تيراندازي آمد.

پس از گزارش اهالي محل خودروهاي پليس و آمبولانس به محل حادثه اعزام شدند و منطقه جرم با نوارهاي زردرنگ محصور شد تا ورود و خروج ممنوع شود و آثار جرم از بين نرود.

کشف اجساد

کارآگاهان وقتي وارد خانه شدند خود را در برابر صحنه يي دلخراش ديدند. خون در و ديوار را پوشانده و جسد مردي وسط هال افتاده بود. کمي آن طرف تر جنازه يک زن مسن قرار داشت و يک زن و دختر ديگر مجروح و غرق در خون در بخش ديگر خانه نقش بر زمين شده بودند. آن دو هنوز نفس مي کشيدند و براي زنده ماندن آنها اميدهايي وجود داشت. به همين خاطر مجروحان به سرعت به بيمارستان انتقال يافتند. پزشکان به محض ديدن پيکرهاي نيمه جان بيماران اعلام کردند نمي توان کار زيادي براي آنها انجام داد. اصابت چندين گلوله و خونريزي شديد زن و دختر نوجوان را تا يک قدمي مرگ پيش برده است.

هنگامي که پزشکان از اتاق عمل بيرون آمدند خبر رضايت بخشي براي پليس نداشتند. دختر نوجوان جان باخته بود و زن مجروح نيز در وضعيت وخيمي به سر مي برد و امکان بازجويي از وي براي کشف حقايق اين جنايت وجود نداشت.

بازرسي صحنه جرم

در حالي که هيچ يک از شاهدان نحوه رقم خوردن اين کشتار را از نزديک نديده بودند و تنها بازمانده حادثه نيز قادر به تکلم نبود پليس جنايي نيويورک ترجيح داد با بازرسي قربانگاه سرنخ هايي در اين خصوص پيدا کند. در اين مرحله هويت مقتولان فاش شد. تمامي قربانيان اين حادثه ايراني بودند. زن 66 ساله يي که در همان محل جان باخته بود بتول نام داشت و مادر هاله 40ساله- زن مجروح- و مادربزرگ ماندانا 17 ساله بود. مدارک هويتي نشان مي داد مرد کشته شده نيز همسر هاله است. او 49ساله بود و محمد نام داشت. جنايت هاي خانوادگي که توسط ايرانيان رقم مي خورد براي پليس امريکا پرونده تازه يي نيست. کارآگاهان قبلاً نيز چنين مواردي را ديده بودند و تجربه به آنها ثابت کرده بود معمولاً اين قتل عام ها به خاطر اختلافات زناشويي به وقوع مي پيوندد اما اين بار هنوز علت کشتار فاش نشده بود و پليس قبل از هر چيز بايد جاني يا جانيان را شناسايي مي کرد. کشف يک قبضه سلاح کنار پيکر محمد اين فرضيه را پيش کشيد که مرد ايراني همسر، دختر و مادرزنش را به گلوله بسته است. اين احتمال زماني قوت گرفت که متخصصان بررسي صحنه جرم و پزشکي قانوني اعلام کردند به تک تک قربانيان چند تير شليک شده اما محمد فقط هدف يک گلوله قرار گرفته است. اين تير از فاصله بسيار نزديک به شقيقه مرد 49ساله اصابت کرده بود و اين نشان مي داد محمد پس از يک کشتار تمام عيار به زندگي خودش نيز پايان داده است.

انگيزه جنايت

به اين ترتيب نام محمد به عنوان عامل جنايت در پرونده ثبت شد اما هنوز ابهامات زيادي وجود داشت. مرد ميانسال با چه انگيزه يي همسر خود را که يک پزشک است هدف خشم خود قرار داده و چرا مادر زن و دخترش را کشته است؟ کارآگاهان براي پاسخ دادن به اين سوالات چاره يي نداشتند جز اينکه زندگي خانوادگي زوج ايراني را واکاوي کنند. آنها متوجه شدند محمد و هاله از مدت ها قبل با يکديگر اختلاف داشتند. درگيري آنها بر سر چه موضوعي بود؟ پليس نتوانست به آن پي ببرد اما تا همين اندازه اطلاعات به دست آمده فاش کرد درگيري هاي خانوادگي زن و شوهر آن دو را به پايان راه رسانده بود و آنها از 18 ماه قبل جدا از هم زندگي مي کردند و اخيراً به اين نتيجه رسيده بودند که طلاق مهم ترين گزينه است. ظاهراً هاله بيش از شوهرش به جدايي اصرار داشت. در اين بين دختر 17ساله آنها نيز از مادر جانبداري مي کرد و اين مادر و دختر به همراه بتول اخيراً خانه يي را که جنايت در آن رخ داد اجاره کرده بودند تا زندگي مستقلي را شروع کنند.

اطلاعات به دست آمده توسط پليس به اين چند نکته محدود شد و اکنون کارآگاهان اميدوار هستند پزشک ايراني از مرگ نجات يابد و جزييات بيشتري را از علت اقدام جنون آميز شوهرش بازگو کند. البته تيم درماني اعلام کرد ه اين اميد چندان به واقعيت نزديک نيست و هر لحظه احتمال دارد هاله به چهارمين مقتول اين پرونده تبديل شود.
متهمان در پليس آگاهي اعتراف کردند
فروش کودک ربوده شده براي خريد مواد مخدر


گروه حوادث؛ مردي معتاد پس از ربودن يک کودک سه ساله او را به زوجي نابارور فروخت تا با پول به دست آمده از اين معامله مدتي زندگي اش را بگذراند.

به گزارش خبرنگار ما اين ماجرا زماني فاش شد که زن و مردي به پليس آگاهي استان تهران رفتند و از ناپديد شدن پسربچه سه ساله شان به نام مهدي خبر دادند. پدر و مادر مهدي به ماموران گفتند او مقابل در خانه شان واقع در يکي از خيابان هاي اسلامشهر مشغول بازي با دوستانش بوده اما به طور ناگهاني مفقود شده است و هيچ کس نيز خبري از او ندارد. اين اظهارات باعث مطرح شدن فرضيه هاي مختلفي از سوي کارآگاهان شد؛ نخست آنکه ماموران احتمال دادند مهدي بر اثر حادثه يي مجروح و به بيمارستان منتقل شده باشد. به همين دليل به جست وجوي وي در پزشکي قانوني و مراکز درماني و بهزيستي پرداختند. اما نام اين کودک در ليست هيچ يک از اين مراکز به ثبت نرسيده بود. گزينه بعدي که ماموران درباره آن تحقيق کردند، آدم ربايي بود. ناپديد شدن ناگهاني پسربچه و اينکه پس از خروج مهدي از خانه هيچ کس او را نديده بود، باعث تقويت اين احتمال شد. اما از آنجا که هيچ تماسي با خانواده کودک سه ساله گرفته نشده بود، ماجرا مرموز به نظر مي رسيد. در اين ميان يکي از همسايه هاي پدر مهدي که تازه از اين ماجرا باخبر شده بود، نزد پليس رفت و گفت چند روز قبل مردي را ديده که مهدي را در مقابل خانه شان سوار يک خودرو پيکان سفيدرنگ کرد و او را با خود برد. به اين ترتيب جاي هيچ ترديدي در ربوده شدن پسر سه ساله باقي نماند. چند روز بعد در حالي که عکس مهدي منتشر شد، مردي با خانواده اين کودک تماس گرفت و گفت از محل نگهداري فرزندشان باخبر است. اين مرد ناشناس با ارائه آدرسي مدعي شد مهدي چند روز است که توسط يک زن و شوهر در آنجا نگهداري مي شود. با يافتن اين سرنخ تحقيقات با جديت بيشتري ادامه يافت. در اين مرحله گروهي از ماموران خانه مورد نظر را به طور نامحسوس کنترل کردند و از صحت گفته هاي مرد ناشناس مطمئن شدند. از آنجا که هر اقدام غيرمنطقي ممکن بود جان مهدي را به خطر بيندازد، کارآگاهان نقشه يي حساب شده طراحي کردند و سرانجام در عملياتي غافلگيرکننده وارد خانه شدند و با نجات دادن مهدي زن و مردي را دستگير کردند. اين زوج هنگامي که به پليس آگاهي منتقل شدند، ادعا کردند از ماجراي آدم ربايي اطلاعي ندارند. آنها گفتند مدتي است با هم ازدواج کرده اند و چون بچه دار نمي شدند، تصميم گرفتند يک کودک را به فرزندخواندگي قبول کنند اما شرايط سخت تحويل گرفتن کودک آنها را وادار کرده مهدي را از يک مرد بخرند. دستگيرشدگان در اين باره گفتند؛ پس از آنکه نتوانستيم از طريق قانوني حضانت کودکي را برعهده بگيريم از طريق يک واسطه با مردي آشنا شديم که ادعا مي کرد از کودکي که والدينش را از دست داده است، نگهداري مي کند. به همين دليل ما هم با پرداخت چند صد هزار تومان کودک را از او تحويل گرفتيم و با خيال آسوده به خانه برديم تا از او مراقبت کنيم. ما هيچ اطلاعي از دزديده شدن مهدي نداشتيم.

با روشن شدن ماجرا، ماموران سراغ مرد آدم ربا رفتند و او و همدستش را دستگير کردند. متهمان با پذيرش اتهام شان نياز مالي را علت اين اقدام شان اعلام کردند و گفتند؛ روز حادثه مهدي مقابل خانه اش تنها بود و هيچ کس هم آن اطراف حضور نداشت. ما هم فرصت را مناسب ديديم و او را با نشان دادن شکلات فريب داديم و سوار خودرومان کرديم تا به ظاهر به پارک ببريم. چند روز بعد در حالي که از ماجراي بچه دار نشدن زن و شوهري باخبر بوديم، به آنها گفتيم مهدي پدر و مادرش را از دست داده و به اين ترتيب او را فروختيم. بررسي ها نشان داد آدم ربايان به مواد مخدر اعتياد دارند و انگيزه اصلي شان براي ربودن کودک سه ساله تهيه پول مواد بوده است. بنا بر اين گزارش هم اکنون متهمان با صدور قرار قانوني در بازداشت به سر مي برند و تحقيقات از آنان ادامه دارد.
با اعلام رضايت اولياي دم مقتول در جلسه دادگاه
قاتلان مرد ثروتمند از مرگ گريختند


گروه حوادث؛ دو جوان که متهم هستند مرد ثروتمندي را خفه کرده و کشته اند با رضايت اولياي دم از قصاص رهايي يافتند.

به گزارش خبرنگار ما نوزدهم بهمن سال 85 به افسر نگهبان کلانتري قلهک خبر رسيد شهروند 48 ساله يي به نام «جمشيد» در خانه اش کشته شده است. پس از اين تماس بازپرس کشيک جنايي و کارآگاهان ويژه مبارزه با قتل به قتلگاه رفتند و فهميدند جمشيد سال 82 از خارج به ايران برگشته بود و با دو نفر به نام هاي ابراهيم و دلير ارتباط نزديکي داشت. با افشاي اين مساله ابراهيم 17ساله و دلير 27ساله در کاشمر رديابي و دستگير شدند و تحت بازجويي قرار گرفتند.

ابراهيم در بازجويي گفت با همدستي دلير قتل را انجام داده است. بعد از بازداشت دو متهم و پايان بازجويي ها کيفرخواست عليه آنها صادر شد. ابراهيم که پسر نوجواني بود به اتهام مباشرت در قتل پاي ميز محاکمه رفت. وي در جلسه اول دادگاه ادعا کرد مقتول او را مورد آزار قرار مي داده و به همين خاطر هم با چاقو به او چند ضربه زده است. اين متهم مدعي شد همدستش نيز جمشيد را خفه کرده. در پايان جلسه هيات قضات به دليل اينکه مشخص نبود دلير چه نقشي در اين جنايت داشته است پرونده را به پزشکي قانوني فرستادند و نظريه پزشکي قانوني سير پرونده را تغيير داد چرا که در اين نظريه آمده بود خفه کردن مقتول به تنهايي مي توانسته باعث مرگ او شود، بنابراين دلير هم در قتل شريک بوده است. روز گذشته در جلسه دوم محاکمه، دلير و ابراهيم در جايگاه متهم قرار گرفتند و بعد از اينکه محمد شادابي نماينده دادستان تهران براي هر دو متهم درخواست مجازات کرد اولياي دم در جايگاه حاضر شدند و گفتند از خون جمشيد مي گذرند و هيچ کدام از دو متهم را قصاص نمي کنند. مادر مقتول گفت؛ من نمي توانم شاهد مرگ نوجواني 17ساله باشم حتي اگر او خطاي بزرگي مثل قتل فرزندم را انجام داده باشد. با اينکه داغي سنگين بر دل دارم از قصاص هر دو متهم مي گذرم و ديه هم نمي خواهم. سپس ابراهيم در جايگاه حاضر شد. او گفت؛ اتهام قتل عمد را قبول دارم. من براي فرار از مجازات حرف هايي در مورد مقتول زدم که واقعيت نداشت. او مرد خوبي بود و چون ثروت زيادي داشت من و همدستم به خانه او رفتيم تا سرقت کنيم.

وي ادامه داد؛ از آنچه اتفاق افتاده است به شدت ناراحتم و از خانواده جمشيد که با بزرگواري از خون من گذشتند، تشکر مي کنم و از آنها مي خواهم مرا از صميم قلب ببخشند. من در حق آنها بدي کردم و تهمت ناروا به فرزندشان زدم. سپس دلير متهم رديف دوم از خود دفاع کرد. او گفت؛ من هم اتهام را مي پذيرم. خانواده جمشيد بسيار مهربان هستند و من از آنها ممنونم که ما را بخشيدند. از کرده خود پشيمان هستم و در برابر قضات قول مي دهم ديگر مرتکب چنين خطايي نشوم. بعد از پايان جلسه محاکمه هيات قضات براي صدور راي پرونده وارد شور شدند.
دو زن پس از کلاهبرداري 5/2 ميلياردي دستگير شدند


گروه حوادث؛ دو زن شياد که به بهانه سرمايه گذاري در پروژه هاي تجاري و فروش زمين 5/2 ميليارد تومان کلاهبرداري کرده بودند، دستگير شدند.

به گزارش خبرنگار ما چندي قبل مردي به دادسراي ناحيه دو تهران رفت و مدعي شد زني به نام فهيمه با وعده سرمايه گذاري در يک پروژه تجاري در جزيره کيش او را فريب داده و يکصد ميليون تومان کلاهبرداري کرده است. شاکي که مرد ثروتمندي است، در اين باره گفت؛ مدتي قبل از طريق يکي از دوستانم فهميدم زني که مدير يک شرکت است احتياج به سرمايه دارد. طبق گفته هاي دوستم اين زن که فهيمه نام دارد، در جزيره کيش فعاليت هاي تجاري گسترده يي انجام مي داد و همه پروژه هاي او نيز پرسود بود. به همين دليل من هم مشتاق شدم تا با او همکاري کنم. يک روز که به دفتر کار فهيمه رفتم، او گفت براي تکميل آخرين پروژه اش که ساخت يک مرکز تجاري در کيش است، نياز به يکصد ميليون تومان پول دارد و در صورت سرمايه گذاري در اين پروژه سود زيادي نصيبم خواهد شد. من هم طي يک فقره چک اين پول را پرداخت کردم. بعد از اين ماجرا او تا دو ماه مبلغي را به عنوان سود سرمايه گذاري به من پرداخت مي کرد ولي بعد از آن به يکباره ناپديد شد و محل کارش را نيز تعطيل کرد. با ثبت اين شکايت بازپرس پرونده حکم جلب متهم را صادر و ماموران پليس آگاهي را موظف کرد تحقيقات خود را در اين خصوص آغاز کنند. از آنجا که اطلاعات زيادي در مورد زن شياد در دست نبود، ابتدا تصوير فرضي او با کمک شاکي ترسيم شد و در اختيار واحدهاي گشتي پليس قرار گرفت. با انتشار اين تصوير که شباهت زيادي به فهيمه داشت، ماموران به اطلاعاتي دست يافتند که نشان مي داد او در خانه يي واقع در منطقه لواسان مخفي شده است. به همين دليل گروهي از افسران پليس به آنجا رفتند و متهم را بازداشت کردند. زن جوان هنگامي که تحت بازجويي قرار گرفت ابتدا سعي داشت ماجرا را به کلي انکار کند اما وقتي با شاکي اش روبه رو شد علاوه بر کلاهبرداري يکصد ميليون توماني به فريب دادن 16 نفر ديگر و به دست آوردن دو ميليارد تومان از اين راه اعتراف کرد.

همزمان با دستگيري اين زن، متهم ديگري نيز که از مدت ها قبل به اتهام کلاهبرداري از طريق جعل سند زمين تحت تعقيب بود، عاقبت به دام افتاد. تلاش براي دستگيري اين زن که نادره نام دارد، از چهارماه قبل و با ثبت چند شکايت از او آغاز شد. شاکيان اعلام کردند هنگامي که قصد داشتند زمين بخرند نادره با جعل سند به آنان زمين هايي را فروخته که وجود خارجي ندارد.

براساس اظهارات شاکيان متهم از هر يک از آنها مبلغي بين 20 تا يکصد ميليون تومان دريافت کرده بود و بر همين اساس مبلغ کلاهبرداري شده از سوي زن شياد بيش از 500 ميليون تومان تخمين زده شد و تلاش ها براي دستگيري او با انجام عمليات چهره نگاري ادامه يافت. با وجود انتشار تصوير نادره بين واحدهاي گشتي پليس هيچ ردي از او پيدا نشد و تلاش ها چهار ماه به طول انجاميد تا اينکه سرانجام شک يکي از ماموران پليس مستقر در فرودگاه به زني که شباهت زيادي با تصوير نادره داشت، باعث به دام افتادن وي شد. متهم پس از دستگيري ضمن اعتراف به انجام کلاهبرداري گفت قصد داشته از کشور فرار کند. او همچنين از دست داشتن مردي به نام ياسر در اين ماجرا خبر داد و گفت با همکاري او اسناد جعلي را تهيه کرده و به طعمه هايش ارائه داده است. بنابر اين گزارش هم اکنون متهم در بازداشت به سر مي برد و تحقيقات براي دستگيري همدستش ادامه دارد.
عناوين اين صفحه
کشتار خانوادگي مرد ايراني در منهتن امريکا
فروش کودک ربوده شده براي خريد مواد مخدر
قاتلان مرد ثروتمند از مرگ گريختند
دو زن پس از کلاهبرداري 5/2 ميلياردي دستگير شدند
تاييد حکم قصاص به جرم قتل در 16 سالگي
درگيري خونين بر سر بسته مرموز
مسموميت 29 زن شناگر در استخر
300 فقره سرقت راديوپخش خودروها در کارنامه دو سارق
جعل مدرک براي دريافت جوايز ميليوني
فروپاشي باند بزرگ سرقت
ازدواج مجدد در سفر کاري

تاييد حکم قصاص به جرم قتل در 16 سالگي
حکم قصاص پسري که از 16 سالگي به جرم آدمکشي در زندان است، به تاييد ديوان عالي کشور رسيد. به گزارش ايسکانيوز در جلسه رسيدگي به اين پرونده که در شعبه 74 دادگاه کيفري استان تهران برگزار شد، «علي دلداري» به عنوان نماينده دادستان اعلام کرد؛ «رضا» عصر 20 اسفند 82 هنگامي که 16 ساله بود، به دنبال درگيري در «ملارد» کرج، پسري به نام «رحمان» را با چاقو کشت و از سوي قضات شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران به قصاص محکوم شد.وي ادامه داد؛ اين راي در شعبه 27 ديوان عالي کشور تاييد شده بود اما در مرحله استيذان از سوي رئيس قوه قضائيه ، نقض و پرونده به شعبه 1186 دادگاه عمومي ويژه اطفال فرستاده شد. قاضي اين دادگاه هم با صدور قرار عدم صلاحيت، پرونده را به دادگاه کيفري برگرداند. نماينده دادستان در ادامه خواستار مجازات رضا شد.سپس وکيل خانواده مقتول براي «رضا» حکم مرگ خواست و متهم نيز در دفاع از خود گفت؛16ساله بودم و به مدرسه مي رفتم که مشکلي برايم پيش آمد و گوشه گير شدم. به همين دليل ترک تحصيل کردم و «رحمان» که تنها رفيقم بود، مدام سراغم مي آمد و با کنجکاوي هايش کلافه ام مي کرد. آن روز وقتي در محل قدم مي زدم «رحمان» و پسر عمويم «صياد» را ديدم. «رحمان» باز هم سراغم آمد و سوال پيچم کرد. من که کلافه بودم، با او درگير شدم و چاقو کشيدم تا او بترسد اما ضربه من باعث مرگش شد.در پايان جلسه محاکمه اين متهم حکم قصاص وي صادر شد و اين راي ديروز به تاييد شعبه هفتم ديوان عالي کشور رسيد. اين در حالي است که تلاش وکيل مدافع پسر جوان براي جلب رضايت شاکيان ادامه دارد.


درگيري خونين بر سر بسته مرموز
درگيري خونين قاچاقچيان مواد مخدر با مرگ يک جوان 25 ساله خاتمه يافت.به گزارش فارس، ساعت 10 شامگاه يکشنبه هفته گذشته ماموران کلانتري افسريه از وقوع يک درگيري و نزاع خونين باخبر شدند و دريافتند يک جوان 25 ساله به نام جمال به قتل رسيده است. محمد روشن بازپرس شعبه سوم دادسراي تهران درباره اين پرونده گفت؛ تحقيقات نشان داد اين فرد سوار بر يک خودرو پرايد بود اما ناگهان از خودرو پياده شد و شروع به فرار کرد. وي ادامه داد؛ هنگامي که جمال از خودرو پياده شد و بسته بزرگي نيز همراه داشت او مسافتي را پياده دويد تا اينکه سرنشينان يک خودرو ديگر به وي حمله ور شدند و با ضربات يک درفش وي را به قتل رساندند. وي افزود؛ بقاياي به جامانده از بسته يي که همراه مقتول بود نشان مي دهد محتواي بسته به احتمال زياد کراک است البته گويا کيسه سوراخ شده و قدري از آن روي زمين ريخته است. روشن گفت؛ تحقيقات نشان مي دهد پيش از رسيدن ماموران افرادي به جسد نزديک شده و بسته ديگري را از جيب وي بيرون آورده و سپس متواري شده اند. وي ادامه داد؛ مشخص نيست چه کساني آن بسته را به سرقت برده اند اما تحقيقات براي مشخص شدن ماجرا ادامه دارد. بازپرس شعبه سوم دادسراي امور جنايي تهران گفت؛ البته احتمال مي رود فرد ديگري نيز به همراه جمال در صحنه حضور داشته که شايد اين فرد از فرصت استفاده و بسته را از محل خارج کرده است. وي ادامه داد؛ فرضيه پليس اين است که جمال و همراهش قصد داشتند يک معامله مواد مخدر انجام بدهند که به احتمال زياد در خصوص چگونگي تسويه حساب با مشکل مواجه شدند و اين موضوع باعث درگيري بين دو طرف شد.


مسموميت 29 زن شناگر در استخر
مسموميت با کلر در يک استخر زنانه 29 تن را راهي بيمارستان کرد. دکتر منتظر خراساني مسوول اتاق بحران مرکز مديريت حوادث غيرمترقبه و فوريت هاي پزشکي در گفت وگو با ايسنا درباره اين حادثه گفت؛ روز شنبه ساعت 59/11 مسموميت با کلر در استخر بانوان در شهرستان «شيروان» استان خراسان شمالي به اورژانس گزارش شد. وي ادامه داد؛ امدادگران اورژانس 5 دقيقه پس از اعلام گزارش در محل حادثه که استخر بانوان در استاديوم ورزشي شهرستان شيروان بود، حاضر شدند و 29 تن را به بيمارستان امام خميني(ره) شيروان منتقل کردند. به گفته مسوول اتاق بحران مرکز مديريت حوادث غيرمترقبه و فوريت هاي پزشکي حال مصدومان اين حادثه مطلوب گزارش شده و فقط يک نفر به آي سي يو بيمارستان منتقل شده است.


300 فقره سرقت راديوپخش خودروها در کارنامه دو سارق
دو سارق پس از دستگيري به بيش از 300 فقره سرقت راديو پخش خودروها اعتراف کردند.به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان از دادسراي ناحيه يک تهران، چند شب قبل ماموران کلانتري پاسداران حين گشت زني در حوزه استحفاظي خود با مشاهده شخصي که با وسيله يي فلزي در حال تخريب قفل و بازکردن در يک خودرو پژو بود، وي را بازداشت و به کلانتري منتقل کردند.متهم در ابتدا منکر هرگونه جرمي شد ولي سرانجام در بازجويي هاي فني پليسي به بيش از 300 فقره سرقت راديوپخش خودرو با همکاري سارق ديگري به نام عباس اعتراف کرد، سپس ماموران در عملياتي ضربتي وارد مخفيگاه عباس شدند و علاوه بر دستگيري وي 100 دستگاه راديوپخش سرقتي را کشف و ضبط کردند.با تشکيل پرونده در دادسراي ناحيه يک متهمان تا صدور حکم نهايي روانه زندان شدند.


جعل مدرک براي دريافت جوايز ميليوني
فردي که با اظهارنامه هاي اقتصادي جعلي قصد داشت جوايز ميليوني مختص صادرکنندگان را دريافت کند، توسط کارآگاهان پليس آگاهي استان کردستان دستگير شد. به گزارش اداره اجتماعي پليس آگاهي ناجا سرهنگ قنبري رئيس پليس آگاهي استان کردستان در توضيح جزئيات اين خبر گفت؛ در پي کسب خبر از سوي اداره بازرگاني استان کردستان مبني بر مشکوک به نظر رسيدن تعدادي اظهارنامه هاي اقتصادي، کارآگاهان اداره مبارزه با جرائم خاص رايانه يي پليس آگاهي اقدامات خود را در اين رابطه آغاز و اظهارنامه هاي مشکوک را به اداره تشخيص هويت ارسال کردند. وي ادامه داد؛ کارشناسان اداره تشخيص هويت پس از انجام آزمايش هاي تخصصي فاش کردند تمامي اظهارنامه ها جعلي است در نتيجه با در دست داشتن دلايل علمي که اثبات مي کرد فرد ارائه دهنده اظهارنامه هاي مجرم است، در بررسي هاي خود اين فرد را شناسايي و دستگير کردند. سرهنگ قنبري با بيان اينکه متهم پس از انتقال به اداره پليس آگاهي و مواجهه با دلايل غيرقابل انکار علمي، به بزه خود اعتراف کرد، افزود؛ متهم انگيزه خود را از اقدام جعل اظهارنامه هاي اقتصادي، مشکلات مالي بيان و اظهار کرد چندي پيش متوجه شد براي صادرات يکسري کالا، جايزه تعلق مي گيرد سپس با پرداخت مبلغ ميليوني اظهارنامه هاي جعلي را تهيه کرد تا جوايز را تصاحب کند. به گفته سرهنگ قنبري، با توجه به اعترافات متهم، دو تن ديگر که در انجام امور جعل با وي همکاري داشتند، شناسايي و دستگير شدند.


فروپاشي باند بزرگ سرقت
چهار سارق سابقه دار که با راه اندازي يک شبکه سرقت اقدام به ربودن بيش از 28 دستگاه خودرو و سرقت از 37 منزل مسکوني کرده بودند، روانه زندان شدند. به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان از مجتمع قضايي عدالت، در پي مطرح شدن شکايت هاي متعدد مبني بر چند فقره سرقت از منازل مسکوني در منطقه نياوران، رسيدگي به موضوع در دستور کار ماموران آگاهي قرار گرفت و آنها در تحقيقات خود به سارق سابقه داري به نام حسين که نزديک به دو سال بود از زندان آزاد شده مظنون شدند.کارآگاهان پس از پيدا کردن مخفيگاه حسين وي را به مدت سه هفته به صورت نامحسوس زير نظر گرفتند و متوجه شدند او با راه اندازي يک شبکه سرقت و با همکاري سه سارق سابقه دار ديگر اقدام به ربودن خودرو و سرقت از منازل مي کنند، به اين ترتيب ماموران با دستور مقام قضايي وارد محل اختفاي آنان شدند و چهار سارق حرفه يي را بازداشت کردند.متهمان در بازجويي هاي فني و پليسي به سرقت از 37 منزل مسکوني در محدوده شمال شهر و بيش از 28 فقره سرقت خودرو اعتراف کردند. همچنين از مخفيگاه آنان دو کيلوگرم طلا، مبلغ 50 ميليون تومان تراول چک مسروقه، تعدادي لوازم صوتي سرقتي و پنج قبضه چاقو کشف و ضبط شد.متهمان با دستور مقام قضايي و صدور قرار قانوني روانه زندان شدند و اکنون پرونده براي تحقيقات بيشتر در مجتمع قضايي عدالت تحت بررسي است.


ازدواج مجدد در سفر کاري
مرد ميانسالي که براي کارکردن به شهرستان سفر و ازدواج مجدد کرده بود، با شکايت همسرش به دادگاه فراخوانده شد. زن ميانسال وقتي به مجتمع قضايي شماره دو رفت با طرح دادخواست طلاق گفت؛ 24 سال قبل ازدواج کردم. آن زمان 18 سال بيشتر نداشتم. همسرم ديپلمه بود و 24 سال داشت. تا زماني که حقوق بگير دولت بود از زندگي مان راضي بودم تا اينکه صاحب دختري شديم و همان موقع همسرم تصميم گرفت کارش را تغيير دهد و به شغل آزاد روي بياورد به همين دليل مرا مجبور کرد از پدر و برادرم مبلغ 15 ميليون تومان به عنوان قرض بگيرم تا او آن مبلغ را به سرمايه تبديل کند.وي ادامه داد؛ محمد با قرض فراوان کاسبي اش را راه انداخت و از آن زمان گرفتاري من و دخترم نيز آغاز شد. از آنجا که شوهرم نتوانست بدهي هايش را پرداخت کند با فردي که مدعي بود مهندس عمران است يک شرکت ساخت و ساز در شهرستان اروميه راه انداختند و آخر هفته ها براي بررسي کارها به آن شهرستان سفر مي کرد. چند ماهي که گذشت وضع زندگي مان خوب شد و همسرم نيمي از بدهي هايش را با پدرم تسويه کرد اما پس از مدتي فاصله ديدارهاي ما بيشتر شد طوري که گاهي مواقع همسرم دو تا سه ماه يک بار هم به من و دخترم سر نمي زد تا اينکه به کمک برادرم بدون خبر به اروميه و شرکت همسرم رفتيم و هنگامي که از منشي شرکت سراغ همسرم را گرفتم گفت وي به دليل کسالت فرزندش به شرکت نمي آيد. تازه متوجه شدم شوهرم با اين سن و سال در آن شهرستان زندگي تازه يي تشکيل داده است به همين دليل ديگر حاضر به ادامه زندگي با مردي که از اعتمادم سوء استفاده کرده نيستم.قاضي دادگاه پس از شنيدن اظهارات زن ميانسال از همسرش خواست در اين باره توضيح بدهد. او گفت؛ هنگامي که قصد راه انداختن شرکتم را داشتم با پرستو آشنا شدم و وي پول زيادي را در اختيارم گذاشت، همين باعث شد با او ارتباط برقرار کنم و پس از مدتي وي را به عقد خود درآوردم و زندگي مشترکم را با او آغاز کردم، اکنون هم که همسر اولم تقاضاي طلاق کرده حرفي ندارم و با پرداخت حق و حقوقش وي را طلاق مي دهم.قاضي پرونده پس از ثبت اظهارات طرفين صدور حکم را به جلسه ديگري موکول کرد.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام