يكشنبه، 18 مرداد 1388 - شماره 2021
   
 
صفحه نخست :: ضميمه روزانه :: لحظه ها و هميشه
اتفاق خودش مي افتد
چه شد که نانسي کواک در فيلم داريوش مهرجويي بازي کرد
نمي دانم خود داريوش مهرجويي از تمام جزئيات اين موضوع آگاه است يا نه، اما حتي اگر آگاه هم باشد جايي آن را نديده ايم که نقل کند. محقق و مترجم برجسته حسن کامشاد در خاطرات خود با نام «حديث نفس» که توسط نشر ني منتشر شده است، اطلاعاتي در اين باره مي دهد که جذاب و خواندني است. او در آن سال ها به عنوان استاد مهمان در دانشگاه «يو سي ال اي» زبان فارسي درس مي دهد. در کلاس هاي تابستاني که تقريبا ثبت نام براي همه آزاد است، گروهي از علاقه مندان ايران و زبان فارسي ثبت نام مي کنند. آن سال يکي از کساني که در اين کلاس ها ثبت نام مي کند به قول حسن کامشاد نيمچه ستاره يي از هاليوود است که نه يک دل بلکه صد دل عاشق ايران است. نانسي کواک به قول کامشاد زني خوش سيما، خوش قامت، بيست و هفت، هشت ساله و داراي تحصيلات دانشگاهي بود که در نوجواني چند بار ملکه زيبايي چندين ايالت امريکا شده بود و پيش از اينکه در اين کلاس شرکت کند در هاليوود در کنار بازيگران برجسته سينما نقش ايفا کرده بود، اما در آن سال ها وضع مالي چندان رو به راهي نداشت. او دلش در ايران بوده و دست به دامن استادش مي شود که راهي پيدا کند براي سفرش به ايران. حالا شما شانس اين خانم را ببينيد که شوهر خواهر يکي از باجناق هاي آقاي کامشاد صاحب سينماهاي مولن روژ بوده و همان سال ها قصد تهيه فيلمي را دارد و با داريوش مهرجويي که تازه از امريکا برگشته، قراردادي براي کارگرداني فيلمش بسته است و خود راهي سفري است به امريکا براي يافتن يک هنرپيشه هاليوودي. خلاصه معامله جوش مي خورد و آقاي کامشاد که حالا به ايران برگشته است به فرودگاه مهرآباد مي رود براي استقبال از نانسي. هرچه در فرودگاه منتظر مي ماند، مسافران همه مي روند و خبري از نانسي نمي شود تا صداي بلندگو بلند مي شود و آقاي کامشاد را فرامي خواند و معلوم مي شود نانسي خانم اصلاً خبر نداشته براي ورود به ايران بايد ويزا مي گرفته و خيال مي کرده براي ورود به ايران گذرنامه امريکايي کفايت مي کند. آقاي کامشاد دست به دامن دوست و آشنا مي شود و خلاصه با فرصتي 24ساعته براي دريافت ويزا او به ايران وارد مي شود و در فيلم «الماس 23» آقاي مهرجويي بازي مي کند. ظاهراً همين طور که اين فيلم براي مهرجويي اعتباري کسب نمي کند، اين سفر هم براي نانسي کواک چندان خوشايند نبوده و به گمان آقاي کامشاد ايران را سرخورده و با دل شکسته ترک مي کند، اما در سال هاي بعد با زوبين مهتا رهبر ارکستر و موسيقيدان نامدار پارسي تبار ازدواج مي کند و صاحب مال و منال مي شود و به قول نويسنده به حلقه از مابهتران راه مي يابد.
آينه هاي رو به رو
کريستي خواني در جهان

حتي براي يک بار هم که شده يکي از داستان هاي جنايي آگاتا کريستي را خوانده ايد. اگر هم نه حتماً سريال هايي را که از روي آثارش ساخته شده است از تلويزيون ديده ايد. هم هرکول پوآرو را مي شناسيد و هم خانم مارپل را؛ پيرزني که از دهکده خود بيرون نرفته است و با آن کلاه و رفتار انگليسي خود همه را با مردمان دهکده اش مقايسه مي کند و در آخر مي تواند جاني يا کسي را که مشکلي را به وجود آورده، کسي را به قتل رسانده يا دزدي کرده است پيدا کند. آن ديگري مردي است مودب و بلژيکي با نام «هرکول پوآرو» که نه مانند شرلوک هلمز روي زمين دراز مي کشد و نه داد و هوار مي کند. او همواره فقط براساس نشانه هايي که با دقت دنبال مي کند مي تواند باهوش ترين جنايتکاران و خطاکاران را پيدا کند. او 66 رمان براساس اين دو شخصيت نوشته است و انواع و اقسام فيلم ها و سريال ها براساس اين دو کاراکتر ساخته شده است. اما درباره خالق اين دو شخصيت يعني «آگاتا کريستي» چيزي نمي دانيم. همين يکي دو ماه پيش بود که دو مجموعه داستان کوتاه منتشر نشده او در منزل ييلاقي وي پيدا شد. اين مجموعه داستان ها که درباره شخصيت داستاني محبوب و کارآگاه بلژيکي «هرکول پوآرو» است به دستخط نويسنده در منزل ييلاقي او پيدا شده است. اين دست نوشته ها روي 73 دفترچه يادداشت به رشته تحرير درآمده و حاوي دو مجموعه داستان کوتاه به صورت جداگانه است.

اين مجموعه داستان ها که با عنوان «سلول هاي کوچک خاکستري» از هم جدا شده اند، داستان هايي است درباره کارآگاه محبوب بلژيکي «هرکول پوآرو» که يکي از مشهورترين شخصيت هاي داستاني تاريخ ادبيات است.

آگاتا کريستي از اين شخصيت در بيش از 50 داستان کوتاه و بالغ بر 30 داستان بلند به عنوان شخصيت اصلي استفاده کرده است که اين آمار با کشف دو مجموعه داستان کوتاه درباره اين شخصيت داستاني افزايش پيدا مي کند. در حاشيه اين دو مجموعه داستان منتشر نشده طرح ها و جزيياتي درباره شخصيت هاي اصلي و فرعي اين داستان ها توسط آگاتا کريستي طراحي شده است. اين مجموعه تا شهريور منتشر مي شود. شهريور امسال همچنين يک برنامه مفصل ديگر برپا مي شود و به مدت يک هفته آثار اين بانوي انگليسي خوانده مي شود. از 13 تا 20 سپتامبر (22 تا 29 شهريور) هفته «آگاتا کريستي» نويسنده مشهور رمان هاي پليسي - جنايي در لندن برگزار مي شود. در طول هفته «آگاتا کريستي» نويسندگان داستان هاي پرفروش پليسي چون کيت موس، وال مک درميد و جاسپر فورد درباره ويژگي هاي رمان هاي اين نويسنده سخنراني خواهند کرد. لورا تامسون زندگينامه نويس کريستي نيز درباره زندگي و ويژگي هاي اين نويسنده سخن خواهد گفت.در جشنواره سالانه کريستي که در ريويرا برگزار مي شود نيز بيش از 40 برنامه مختلف شامل اجراي نمايشنامه هاي کريستي، اکران فيلم هايي براساس رمان هايش، کتابخواني و جلسات نقد برگزار خواهد شد. به او ملکه جنايت هم مي گويند.

عادت مي کنيم
پايان سانسور

يک کمدي گانگستري پس از سال ها از قفسه هاي خاک گرفته بيرون آمد و بر پرده سينماهاي آلمان رفت. گاردين اين بار از فرش قرمزي گزارش داده است که براي فيلم «دست ها بالا والا شليک مي کنم» پس از چهار دهه برگزار شد. فيلمي که به عنوان آخرين فيلم توقيف شده آلمان شرقي معروف است. حزب کمونيست در سال هاي حکومت خود در بلوک شرق اين فيلم را توقيف کرد. فيلمي که در سال 1965 توقيف شد. اين فيلم در سالي توليد شده بود که يکي از وظايف دولت کمونيست آلمان شرقي از نظر خودشان کنترل طنز و کمدي بود. اين فيلم براساس سياست هاي آن زمان ساخته شده بود اما در يکي از ميتينگ هاي حزبي يکي از رهبران سخناني را عنوان کرد که به تغيير سياست ها منجر شد و اين فيلم هم به ليست بلندبالاي فيلم هاي توقيفي اضافه شد.

در واقع انتقادهاي طنزآميز آن به سيستم حکومتي اين کشور کمونيستي باعث اين اتفاق شد. خوش شانسي يا بدشانسي اين فيلم اين است که به عنوان آخرين فيلم توقيفي آلمان شرقي سابق براي علاقه مندان سينماي آلمان اکران شده است. مي توانست زودتر اين فيلم اکران شود. اين فيلم براي تماشاگران اکنون مي تواند جذاب باشد و خاطرات دهه 1960 آنان را زنده کند. به خصوص آناني که شهروند بخش شرقي اين کشور بودند. گزارشگر گاردين از مراسم فرش قرمز اين فيلم نيز گفته است. هربرت کوفر تنها نماينده «دست ها بالا...» بود که در مراسم فرش قرمز اين فيلم در درسدن آلمان حضور داشت. اين بازيگر 88 ساله که در فيلم نقش يک جنايتکار را بازي مي کند، در همان دوران مجري تلويزيون دولتي آلمان شرقي هم بود. او که تنها عضو زنده گروه فيلم هم بود، در اين مراسم گفت؛ «من نيم قرن براي رسيدن چنين روزي منتظر مانده بودم. مردم با اين فيلم همذات پنداري مي کنند چون در دولت کمونيستي هيچ کس از ديگري نمي دزديد. در آن زمان ما هيچ وقت در خانه مان را قفل نمي کرديم چون مي دانستيم هيچ کس آن را نمي شکند. البته اين کارها فقط به اين دليل بود که مي دانستند اگر کسي به زندان برود هيچ وقت از آنجا بيرون نمي آيد.»

رالف هريشت، ابرهارد کورس، گرد شفر و مانفرد اوليگ بازيگران اين فيلم کمدي به کارگرداني هانس يواخيم کاسپريسک هستند که پليس آلمان شرقي آن را يک «کمدي گانگستري» توصيف کرد. سرکردگان حزب کمونيست در نخستين نگاه «دست ها بالا والا شليک مي کنم» را تاييد کردند، اما تغيير معيارهاي جامعه آلمان در اواسط دهه 60 به ضرر فيلم تمام شد.

روزانه
ديده پنهان

اين کاريکاتور را جواد عليزاده سال 64 کشيده است اما اين روزها در مترو برلين در کنار آثار کاريکاتوريست هاي 11 کشور ديگر به نمايش گذاشته شده است. هرکدام اين کاريکاتورها 40 بار در روز روي چهارهزار پرده ويدئويي به همراه نام خالق اثر و کشورش از ساعت چهار بامداد تا 24 روز بعد در مترو برلين به نمايش گذاشته مي شود و بنا بر اعلام، احتمال مي رود اين کارتون ها توسط يک و نيم ميليون بيننده در روز ديده شوند.

خشت و آينه
شفيعي کدکني، آقاي شعر

از جلوي کتابفروشي ها که بگذريد دو کتاب جدي جزء پرفروش ها هستند. يکي کتاب جديدي است و تازه منتشر شده است و شايد در برخي کتابفروشي ها هم پيدا نشود. کتاب «در عشق، زنده بودن» شامل گزيده غزليات شمس با انتخاب و توضيح محمدرضا شفيعي کدکني است و ديگري همان است که اسفند سال 86 در يک مراسم جدي از آن رونمايي شد؛ کتاب هاي عطار با تصحيح شفيعي. در همان مراسم بود که جعفر ياحقي با اشاره به اينکه شيوه تصحيح متن احتياج به تجديد نظر اساسي دارد، گفت؛ «کارکرد شيوه تصحيح متن با روش محمد قزويني امروز به پايان رسيده و امروز بايد يک رنسانسي در شيوه تصحيح متن ايجاد شود.» او از شفيعي کدکني خواهش کرد روش، شيوه و دستور العمل متدولوژيک تصحيح متن را بنويسد. حالا مردم ايران زمين هم تصحيح سه کتاب عطار را دارند و هم غزليات شمس را. اين گزيده غزليات شمس با مقدمه، گزينش و تفسير شفيعي کدکني همراه است. شايد به خاطر درخواست ياحقي در آن مراسم بود که شفيعي مقدمه يي مفصل در اين کتاب نوشته است و به موضوع نام و نشان ها، معاصران مولانا، آثار مولانا، در قلمرو عاطفه و انديشه ها، تخيل مولانا، زبان شعر، موسيقي شعر مولانا و شکل غزل پرداخته و تاکيد کرده است؛ «اين کتاب برگزيده يي است از مجموعه دوجلدي گزيده غزليات شمس تبريزي که چندي پيش منتشر شد و براي خوانندگان و دانشجوياني که در فرصت کوتاهي مي خواهند با جهان بيني و سبک شاعري مولانا و نمونه هاي درخشان هنر او آشنايي به دست آورند، مناسب است.» اين فرصت کوتاه حدود 467 صفحه است. اين استاد ادبيات فارسي 177 غزل منتخب از مولانا را آورده و در ادامه دو شعر منسوب به مولانا و 59 رباعي را اضافه کرده است. بخش تعليقات کتاب نيز با شرح لغات و اصطلاحات غزل هاي منتخب همراه است و بخش ديگري هم به تعليقات رباعي ها اختصاص دارد. راهنماي تعليقات، مشخصات مراجع، مقاله ها و مراجع انگليسي بخش هاي پاياني کتاب يادشده را تشکيل مي دهند.ناشر اين کتاب نشر سخن - علي اصغر علمي - پيش از اين به مرارت هاي انتشار کتاب هاي شفيعي کدکني اشاره کرد و گفت؛ «انتشار کتاب هاي شفيعي 30 سال زمان برده و تاکنون 5 مجلد از آن منتشر شده است.»چندي پيش شايعه رفتن دکتر شفيعي از ايران مطرح شد و گفته شد وي مي خواهد براي هميشه ايران را ترک کند. البته او مدتي را بنا به دعوت دانشگاه هاي آکسفورد انگلستان و پرينستون امريکا به عنوان استاد به تدريس و تحقيق اشتغال داشت. بي ترديد دکتر شفيعي از استادان بارز و متبحر ادبيات معاصر ايران و از محققان بزرگ به شمار مي رود که در نقد شعر و ادب فارسي صاحب نظر است و در شعر و شاعري نيز مقام والايي دارد و صاحب سبک و شيوه خاصي است که او را به عنوان شاعري پيشرو مي شناسند و يکي از ويژگي هاي شخصيتي دکتر شفيعي اين است که وي در محافل ادبي به ندرت ظاهر مي شود و بيشتر در انزواي اهل ادب به سر مي برد. کمتر گفت وگو يا مصاحبه يي نيز از او منتشر شده است. هر بار که کتابي از او چاپ مي شود در واقع اتفاقي بزرگ مي افتد. همان گونه که به تعبير بزرگان در برنامه رونمايي از سه کتاب منظوم عطار با تصحيح محمدرضا شفيعي کدکني عنوان شد که دقت و وسواس علمي، اطلاعات محلي و نگاه نوين شفيعي کدکني، عطار نيشابوري را به جايگاه واقعي خود در سطح جهان مي رساند.او هميشه يکي از آثارش را در مجله بخارا منتشر مي کند. در واقع يکي از راه هاي ارتباط و خبرگيري از اين استاد مهم زبان و شعر ايراني همين مجله است. اين روزها از او شعري بيش از هميشه در دنياي وب مطرح مي شود؛ شفيعي کدکني؛ پيش از شما / بسان شما / بي شمارها / با تار عنکبوت / نوشتند روي باد.

کتاب
ميليونر زاغه نشين در ايران

هنگامي که عيد امسال تلويزيون فيلم «ميليونر زاغه نشين» را با سانسور پخش کرد خيلي ها تعجب کردند. فيلمي که برنده هشت اسکار بود.تلويزيون هر کاري مي کرد تا نظر مردم را به خود جلب کند. حالا مي توانيم خوشحال تر باشيم که قرار است بار ديگر ترجمه کتاب آن توسط مهدي غبرايي منتشر شود. کساني که قبل تر اين کتاب را با عنوان «سوال و جواب» خوانده بودند، حالا مي توانند ترجمه اين اثر پرفروش «ويکاس سوارب» را با نام مشهورش بخوانند. نويسنده هندي مي خواهد مانند بازيگران کوچک اين فيلم از شهرت خود استفاده کند. او نويسنده کتابي است که دني بويل انگليسي از روي آن اين فيلم را ساخته است. داستان به گفته غبرايي مترجم شناخته شده از پيچ و خم هاي زيادي همچون داستان هاي هزار و يک شب برخوردار است .کتابي که جزئيات جامعه هند و به خصوص شهر بمبئي را از شهرت و شکوهش تا فقر و نداري اش در بر مي گيرد. با پرفروش شدن فيلم ميليونرهاي زاغه نشين بازيگران زاغه نشين آن همچون روبينا علي مشهور شدند و حتي اين دختر 9 ساله کتابي از زندگي خود نوشت و منتشر کرد که پرفروش بود.به گزارش ايسنا نشر کتابسراي نيک اين کتاب را براي کسب مجوز نشر ارائه داده است. با توجه به نشان دادن فيلم در تلويزيون مي توان اميدوار بود، کتاب به سادگي منتشر شود و پرفروش هم باشد.

موسيقي
وعده هاي بسيار در روزهاي آخر
علي اصغر اميرنيا مدير بنياد رودکي

- از آنجا که بازيگران حوزه نمايش زياد هستند و معمولاً اجراهاي تئاتر با گروه هاي موسيقي تداخل پيدا مي کند، تصميم گرفتيم با همفکري مديران معاونت هنري بخش تئاتر را در قياس با سال هاي گذشته کم کنيم و اين امکان را در اختيار گروه هاي موسيقي قرار دهيم.

- قرار بود برنامه نغمه هاي آسماني در ماه رمضان برگزار شود که به دلايلي اين برنامه در سال جاري به يک همايش سه روزه در تاريخ هاي 14 تا 16 ماه مبارک رمضان خلاصه شد.

- اپراي رستم و سهراب، مکبث و اپراي عاشورا تا پايان سال جاري به کارگرداني بهروز غريب پور اجرا مي شود و اپراي عاشورا اجراي ويژه يي در شهر رم دارد.

- ارکستر موسيقي ملي سال ها به عنوان يکي از ارکسترهاي دولتي زيرمجموعه دفتر موسيقي فعاليت مي کرد، اما فرهاد فخرالديني از چند سال پيش بحث خصوصي شدن ارکستر را مطرح کرده بود که به دلايلي تاکنون ميسر نشده بود و خوشبختانه در شرايط حاضر ارکستر موسيقي ملي با وضعيت جديدي با پشتيباني بنياد رودکي به عنوان يک نهاد غيردولتي فعاليت خود را آغاز خواهد کرد و اميدواريم با شکلي جديد در سراسر کشور اجرا داشته باشد. (ادعاي جديدي درباره رفتن فخرالديني؟)

- تلاش داريم روشويي برج آزادي را که به مرحله تخريب رسيده است، پيگيري کنيم. از کساني که مسووليت بازسازي اين مجموعه را بر عهده دارند خواهش مي کنيم بيش از اين باعث تخريب اين مجموعه نشوند و در جهت بهسازي آن عمل کنند.

- براي تقويت امکانات موسيقي و هنرمندان اين حوزه تجهيزات ويژه يي خريداري شده است که اميدواريم تا يک ماه آينده اين تجهيزات وارد کشور شود و به زودي در دسترس هنرمندان اين حوزه قرار گيرد.

- ما اجاره سالن نداريم و حتي به گروه هايي که در اين مجموعه ها اجرا مي روند، سوبسيد مي دهيم و حداقل هزينه ها را در نظر مي گيريم، اما قيمت بليت را بنياد تعيين نمي کند، بلکه پايه بليت وحدت 10 هزار تومان است و هر گروهي براساس هزينه ها و کيفيت کار اين قيمت را تغيير مي دهد.

- اگر گروهي در تالار ديگري اجرا داشته باشد و در يکي از تالارهاي تحت پوشش ما تمرين کند با حداقل هزينه از آنها اجاره بها دريافت مي کنيم. در مورد ساخت دکور نيز براي هنرمندان همين طور خدمات ارائه مي دهيم.

- با شروع سال غير از حوزه تجسمي فعاليت خاصي نداشتيم که ناشي از شرايط انتخابات و وضعيت خاص جامعه بود.

- به دليل گلايه مخاطبان مبني بر عدم تبليغات جدي به دنبال اطلاع رساني دقيق تري از فعاليت هاي اين مجموعه هستيم.

- با توجه به بودجه مربوط به بنياد پيگيري آن کار سختي است، اما اميدواريم به زودي اين مشکل حل شود.
ديد و بازديد
يکي ميزبان 160 تا

اين روزها گالري گلستان براي هفدهمين سال ميزبان 100 اثر از 100 هنرمند است. ليلي گلستان که بيش از 40 سال است صاحب اين گالري است اين ابتکار را به خرج داده است تا آثار هنرمندان جوان در کنار آثار صاحب نام قرار گيرند و بتوانند ديده شوند. در عين حال خيلي از هنرمندان سرشناس در اين نمايشگاه با قيمت هاي مناسب و پايين تر از معمول آثار خود را ارائه مي دهند. به همين خاطر است که معمولاً در همين دو، سه روز اول تعداد زيادي اثر فروخته مي شود. مثلاً فروش سال قبل در سه روز اول 157 ميليون تومان بوده است. خود ليلي گلستان در اين باره معتقد است قيمت مناسب آثار ارائه شده در اين نمايشگاه مشوق علاقه مندان به خريد اين آثار است. او همچنين بر نکته ديگري هم تاکيد دارد؛ «اين نمايشگاه با هدف تشويق هنرمندان جواني که بسياري از آنها براي اولين بار آثار هنري خود را ارائه کرده اند، برپا مي شود. کليه آثار اين نمايشگاه به دليل ناشناخته بودن اين هنرمندان با قيمت هاي پايين و البته با کيفيت هاي بالا به فروش مي رسد.» در اين دوره نمايشگاه آثار 160 هنرمند نمايش داده مي شود.

محمد احصايي، هانيبال الخاص، حسين زنده رودي، محمدعلي ترقي جاه، بهرام دبيري، صادق تبريزي، پرويز کلانتري، محمدابراهيم جعفري، فريده لاشايي و ناصر اويسي در اين نمايشگاه اثري دارند.

اين نمايشگاه تا پنجم شهريور در نگارخانه گلستان در خيابان دروس، خيابان شهيد کماسايي، شماره 34 ادامه دارد.

عناوين اين صفحه
چه شد که نانسي کواک در فيلم داريوش مهرجويي بازي کرد
کريستي خواني در جهان
پايان سانسور
ديده پنهان
شفيعي کدکني، آقاي شعر
ميليونر زاغه نشين در ايران
وعده هاي بسيار در روزهاي آخر
يکي ميزبان 160 تا

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام