پنج شنبه، 15 مرداد 1388 - شماره 2019
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: حوادث
نماينده دادستان و متهم حوادث روز جنايت را براي قضات روايت کردند
قتل پسر مزاحم در محل ملاقات با دختر جوان


گروه حوادث؛ پسر جواني که متهم است براي برداشتن مزاحم تلفني از سر راه خواهرش او را با ضربه چاقو به قتل رسانده، در جلسه محاکمه اش مدعي شد قتل کار او نيست.

به گزارش خبرنگار ما، اولين سکانس اين قتل روزي کليد خورد که مجتبي جوان متهم متوجه شد جواني تلفني مزاحم خواهرش الهه مي شود. او براي انتقام گيري سراغ جوان مزاحم رفت و پس از آن پرونده يي جنايي تشکيل شد.

ديروز در آغاز محاکمه اين جوان نماينده دادستان تهران در مقام دفاع از کيفرخواست گفت؛ نهم خردادماه سال 86 پليس در تعقيب سه موتور سوار متوجه اين قتل شد؛ زماني که يکي از موتورسواران در حالي که غرق در خون بود، روي زمين افتاد.

وي گفت؛ با افتادن جسم نيمه جان حميد روي زمين گروهي از ماموران او را به بيمارستان بردند و گروهي ديگر کار تعقيب و گريز را ادامه دادند و سرانجام موفق شدند دو جوان فراري را دستگير کنند. آنها در مورد علت فرارشان به پليس گفتند؛ ما به اتفاق حميد سر قراري که او با يک دختر گذاشته بود، حاضر شديم اما زماني که به آنجا رسيديم متوجه شديم شخصي که سر قرار آمده يک پسر است. او با حميد درگير شد و با چاقو ضربه يي زد و فرار کرد. ما هم که ديديم حميد زخمي شده است او را سوار موتور کرديم تا به بيمارستان ببريم اما در راه پليس به ما مشکوک شد، ما هم ترسيديم و سرعت خود را بالا برديم همين هم باعث شد حميد روي زمين بيفتد. ما که ترسيده بوديم، فرار کرديم. در حالي که بازجويي ها از اين افراد ادامه داشت از بيمارستان خبر رسيد حميد جان باخته است. پليس اين بار تلفن همراه مقتول را بررسي کرد و متوجه شد او با دختري به نام الهه در تماس بوده است. ماموران به محل زندگي الهه رفتند اما برادر وي که گفته مي شد قاتل است، فرار کرده بود. با بازداشت خانواده مجتبي او سرانجام خود را تسليم ماموران کرد و قتل را بر عهده گرفت.نماينده دادستان تهران ادامه داد؛ مجتبي به قتل اعتراف کرده و با توجه به اينکه مدارک موجود نيز مجرم بودن او را نشان مي دهد، به عنوان نماينده دادستان تقاضاي صدور حکم قانوني را دارم. بعد از اينکه اولياي دم مقتول تقاضاي قصاص را مطرح کردند، مجتبي در جايگاه ايستاد. وي اتهام قتل عمد را رد کرد و گفت؛ مدتي بود که مقتول مزاحم خواهر من مي شد. او مرتب به منزل مان تلفن مي کرد و حتي پا را از اين فراتر گذاشته و به تلفن همراه مادرم زنگ مي زد. تا اينکه تصميم گرفتم او را شناسايي کنم.

وي ادامه داد؛ يک روز جوان مزاحم باز هم با خانه تماس گرفت. من صداي خواهرم را تقليد کردم و جواب دادم و با او قرار گذاشتم. سر قرار حاضر و متوجه شدم چند پسر جوان آنجا هستند. از آنجايي که حميد را نمي شناختم به تلفن او زنگ زدم و وقتي جواب داد، وي را شناسايي کردم.

متهم ادامه داد؛ با اين حال به او چيزي نگفتم و برگشتم. هنوز به خانه نرسيده بودم که او دوباره تماس گرفت و گفت چرا سر قرار نيامدي؟ من هم دوباره صداي خواهرم را تقليد کردم و گفتم مي آيم. قصدم اين نبود که او را بکشم، مي خواستم سر قرار بروم تا با او صحبت کنم و بخواهم که ديگر مزاحم نشود.

متهم ادامه داد؛ وقتي به سمت حميد رفتم او از اينکه مرا مي ديد، تعجب کرد. من خودم را معرفي کردم و از او خواستم ديگر مزاحم خواهرم نشود. حميد توجهي نکرد و درگيري بين ما بالا گرفت. به سمتش رفتم و با عصبانيت لگدي به موتورش زدم. او هم لگدي به موتور من زد. چاقو در دستم بود. حميد را تهديد کردم و گفتم اگر جلو بيايي تو را مي زنم. در اين هنگام او لگد ديگري زد و تعادل من به هم خورد و در اين هنگام چاقو به حميد برخورد کرد.

وي گفت؛ من قصد کشتن کسي را نداشتم و براي قتل هم سر قرار نرفته بودم، فقط مي خواستم به حميد بگويم که ديگر مزاحم خواهر من نشود.

سپس هيات قضات دو شاهدي را که در اين درگيري بودند، به جايگاه دعوت و بعد از تحقيق از آنها ختم جلسه را اعلام کردند و براي صدور راي دادگاه وارد شور شدند.
مردي عليه پسرخاله اش به دادسرا شکايت کرد
15 سال کلاهبرداري از مسافر غيرقانوني ژاپن


گروه حوادث؛ يک مرد ايراني که به صورت قاچاق به ژاپن رفته بود و در مدت 15 سال دسترنج خود را براي پسرخاله اش به ايران مي فرستاد وقتي به کشور بازگشت فهميد پسرخاله اش به او خيانت کرده و با پول هاي او براي خودش خانه خريده است.

به گزارش خبرنگار ما اين مرد که بهروز نام دارد و از 25سالگي براي کار به ژاپن رفته بود ماه گذشته پس از 15 سال در حالي به ايران بازگشت که تصور مي کرد پسرخاله اش رامين پول هايش را پس انداز کرده و اکنون به او تحويل مي دهد. اما وقتي نزد وي رفت، متوجه شد رامين به او خيانت کرده و با پول هايي که او در اين سال ها برايش مي فرستاده صاحب خانه شده است. اين مرد وقتي نتوانست پسرخاله اش را براي پس دادن پول هايش راضي کند به دادسراي ناحيه 4 تهران رفت و از او شکايت کرد. بهروز هنگامي که در برابر بازپرس جواد ميري رئيس شعبه 8 دادسرا قرار گرفت ماجرا را اين طور شرح داد؛ سال 73 يک خودرو داشتم و با آن مسافرکشي مي کردم. اما يک روز صبح وقتي مي خواستم سر کار بروم فهميدم سارقان خودروام را دزديده اند. بعد از آن وضعيت مالي بدي پيدا کردم و پس از مدتي که دنبال کار گشتم تصميم گرفتم همراه چند تن از دوستانم براي کار به ژاپن سفر کنم. آن طور که شنيده بودم در آنجا حقوق خوبي به کارگران مي دادند. در ژاپن چون مهاجرتم غيرقانوني بود همه کارهايم مخفيانه انجام مي شد و مجبور بودم براي انجام کارهايم باج هاي سنگين به دلال ها و قاچاقچيان انسان بپردازم. چند هفته پس از مهاجرت در يک رستوران مشغول به کار شدم و حقوق خوبي هم دريافت مي کردم. بعد از چند ماه که پول هايم زياد شد چون از يک سو اجازه افتتاح حساب در بانک هاي ژاپن را نداشتم و از سويي ديگر نگهداري پول ها در محل کارم عاقلانه به نظر نمي رسيد با پسرخاله ام که از کودکي با هم بزرگ شده بوديم، تماس گرفتم و پس از صحبت با او قرار شد من هر ماه پول هايم را به وسيله پست برايش بفرستم تا برايم پس انداز کند.

اين ماجرا 15 سال طول کشيد و طي اين سال ها به اميد اينکه به ايران برمي گردم و زندگي راحتي خواهم داشت به سختي کار مي کردم. عاقبت پليس ژاپن متوجه اقامت غيرقانوني ام شد و من را از آنجا اخراج کرد. اين موضوع اهميت چنداني برايم نداشت چون مي دانستم پسرخاله ام همه پول هايم را برايم پس انداز کرده است. اما چند هفته پيش وقتي به تهران آمدم و نزد رامين رفتم او منکر همه چيز شد و گفت پولي از ژاپن به دستش نرسيده است. من فکر نمي کردم فردي که با او بزرگ شده ام حاضر شود با دسترنج 15ساله ام اين کار را انجام دهد اما واقعيت اين بود که رامين طي اين سال ها فريبم داده بود. در حقيقت من 15 سال در ژاپن براي پسرخاله ام کار مي کردم.

به دنبال ثبت اين اظهارات بازپرس پرونده رامين را به دادسرا فراخواند تا در برابر اظهارات پسرخاله اش پاسخگو باشد. او هنگامي که خود را در برابر اتهام خيانت در امانت ديد باز هم به انکار ماجرا پرداخت و گفت هيچ پولي از بهروز نگرفته است. در حالي که متهم يک راننده تاکسي ساده است شواهد نشان مي دهد او سال گذشته در يکي از مناطق شمالي تهران خانه مجللي خريده است و همين موضوع باعث شد او بيش از گذشته در مظان اتهام قرار گيرد. از سويي در ادامه روند رسيدگي به اين پرونده شاکي که مدرکي براي اثبات حرف هايش نداشت سه نفر از دوستانش را که در ژاپن همراه او بودند و از ارسال پول براي پسرخاله اش اطلاع داشتند به عنوان شاهد به دادسرا آورد و آنها نيز حرف هايش را تاييد کردند. بنابراين متهم به دستور بازپرس پرونده با صدور قرار وثيقه روانه زندان شد تا تحقيقات تکميلي انجام شود.
مامور پليس به اتهام قتل همکارش محاکمه شد
متهم از اولياي دم تقاضاي عفو کرد


گروه حوادث؛ پليس جوان که متهم است دوست خود را با شليک گلوله به قتل رسانده در جلسه محاکمه با گريه و التماس از اولياي دم مقتول طلب بخشش کرد.

به گزارش خبرنگار ما سوم مهرماه سال گذشته بود که ماموران پليس با تماس تلفني که از يک پمپ بنزين گرفته شد، در جريان قتل يک همکار به دست همکار ديگرش قرار گرفتند. زماني که ماموران در محل حاضر شدند متهم که روح الله نام دارد خود را تسليم ماموران کرد و از همان لحظات اوليه گفت قصد قتل نداشته است. در اين پرونده قاتل و مقتول هر دو مامور نيروي انتظامي بودند و براي تحقيق درباره علت اين حادثه به دستور بازپرس کشيک جسد متوفي به پزشکي قانوني انتقال يافت و بازجويي ها از متهم آغاز شد. اين مرد شليک به دوستش را پذيرفت و گفت قصد قتل نداشته و مرگ مهرداد به خاطر يک شوخي بوده است.

وي در توضيح ماجرا گفت؛ من و مهرداد در پمپ بنزين نشسته بوديم. داشتيم با هم حرف مي زديم و شوخي مي کرديم. رفاقت من و مهرداد قديمي بود و بيشتر اوقات با هم بوديم و درد دل هايمان را به هم مي گفتيم. او بهترين دوست من بود به همين خاطر هم شوخي را با او شروع کردم. من نمي خواستم به او شليک کنم اما نمي دانم چه شد که دستم روي ماشه رفت. بلافاصله بعد از تيراندازي تلاش خودم را براي نجاتش آغاز کردم اما فايده يي نداشت و با خون بسيار زيادي که يکدفعه از بدن مهرداد خارج شد، او جان باخت.در ادامه تحقيقات هيات کارشناسان اسلحه گزارش خود را از نحوه شليک ارائه داد. کارشناسان اعلام کردند اسلحه از نوع رولور بوده و هيچ مشکلي به لحاظ فني نداشته است و نحوه شليک نشان مي دهد متهم از روبه رو و در حالي که ايستاده بوده به سمت مقتول شليک کرده است. با تکميل تحقيقات و صدور کيفر خواست براي متهم وي روز گذشته در شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران پاي ميز محاکمه رفت. در ابتداي جلسه محاکمه محمد شادابي نماينده دادستان تهران در جايگاه حاضر شد و گفت؛ مدارک موجود در پرونده نشان مي دهد روح الله مرتکب قتل عمد شده. او به عمد سمت دوستش شليک کرده و همه شواهد و مدارک حاکي از اين امر است.

وي گفت؛ من به عنوان نماينده دادستان تهران تقاضاي صدور حکم قانوني در اين پرونده را دارم.

در ادامه اولياي دم مهرداد در برابر قضات ايستادند و تقاضاي صدور حکم قصاص کردند. آنها گفتند؛ تا جايي که ما در جريان هستيم مهرداد با کسي مشکلي نداشت. او پليس فداکاري بود که مظلومانه کشته شد و ما حالا تقاضاي صدور حکم قصاص داريم.

اين بار نوبت به روح الله رسيد. وي گفت قبول دارم مهرداد با شليک گلوله من به قتل رسيده است اما من او را به عمد نکشتم و فقط مي خواستم با او شوخي کنم.وي در توضيح روز حادثه گفت؛ با هم در پمپ بنزين نشسته بوديم و داشتيم شوخي مي کرديم. از آنجايي که فانوسقه اذيتم مي کرد ايستاده بودم و مهرداد نشسته بود. به شوخي به او گفتم بزنم، بزنم. بعد سلاح را سمت او گرفتم تا بترسانمش. نمي دانم چه شد که به سمتش شليک کردم. من اصلاً متوجه نشدم ماشه چطور چکانده شد.وي ادامه داد؛ من و مهرداد هيچ خصومتي با هم نداشتيم؛ اين را پدر و مادر مهرداد هم مي دانند اما باور نمي کنند که من اتفاقي پسرشان را به قتل رسانده ام. مهرداد نه تنها همکار من بود بلکه دوست صميمي ام هم بود. متهم در حالي که گريه مي کرد به دست و پاي اولياي دم افتاد و گفت؛ نمي خواستم اين کار را بکنم. آنچه اتفاق افتاد فقط يک اشتباه بود. آنچه در مورد اختلافات من و مهرداد گفته اند، صحت ندارد و همه مي دانند چقدر رابطه ما خوب بود. از شما خواهش مي کنم من را ببخشيد و از قصاصم صرف نظر کنيد.رابطه من و مهرداد آنقدر صميمي بود که تلاش مي کرديم هميشه در ماموريت ها کنار هم باشيم. بعد از پايان جلسه محاکمه هيات قضات دادگاه کيفري استان تهران براي صدور راي پرونده وارد شور شدند.
تازه داماد جهيزيه همسرش را ربود


گروه حوادث؛ تازه دامادي پيش از برگزاري مراسم عروسي جهيزيه همسرش را ربود تا از خانواده او انتقام بگيرد.به گزارش خبرنگار ما چندي قبل زني که خانه اش مورد دستبرد قرار گرفته بود، به دادسراي ناحيه 11 تهران رفت و ضمن گزارش اين سرقت گفت به داماد معتادش مظنون است. شاکي در بيان جزييات اين ماجرا گفت؛ چند روز قبل همراه خانواده به شمال کشور سفر کرديم اما وقتي به خانه برگشتيم فهميدم جهيزيه دخترم که در زير زمين خانه نگهداري مي شد، سرقت شده است. وقتي در اين باره از همسايه ها پرس و جو کردم، آنها گفتند چند روز قبل دامادم مهدي را در حال پرسه زدن در اطراف خانه مان ديده اند. از آنجا که او اعتياد دارد و با دخترم نيز به مشکل برخورده به احتمال زياد او جهيزيه دخترم را دزديده است. اين زن ادامه داد؛ هفت ماه قبل مهدي به خواستگاري دخترم آمد. من و شوهرم راضي به اين ازدواج نبوديم اما رفت و آمدهاي پي درپي مهدي و خانواده اش باعث شد عاقبت با ازدواج او با دخترمان موافقت کنيم. در حالي که مهدي و دخترم به عقد يکديگر درآمده بودند، پي برديم دامادمان معتاد است. به همين دليل دخترم به خانه برگشت و قرار شد از شوهرش طلاق بگيرد. با وجود برملا شدن اعتياد مهدي او اين ماجرا را انکار مي کرد و مي گفت حاضر است براي نشان دادن سلامتي اش آزمايش بدهد ولي دخترم ديگر هيچ علاقه يي به او نداشت و به خاطر اين موضوع به بيماري روحي مبتلا شد. کشمکش بين ما و مهدي ادامه داشت تا اينکه ماجراي سرقت جهيزيه پيش آمد.پس از اين شکايت به دستور بازپرس پرونده ماموران براي بازداشت مهدي به خانه پدري اش رفتند اما خانواده او اعلام کردند مهدي چند روز است به خانه نيامده و آنها نيز هيچ خبري از او ندارند. ناپديد شدن ناگهاني مهدي باعث شد احتمال دست داشتن او در اين سرقت تقويت شود. بنابراين با انجام عمليات چهره نگاري تلاش ها براي يافتن وي ادامه يافت تا اينکه سرانجام او در خانه يکي از دوستانش دستگير شد.هنگامي که مهدي تحت بازجويي قرار گرفت ابتدا منکر سرقت جهيزيه همسرش شد اما وقتي فهميد همسايه ها او را در اطراف خانه پدرزنش ديده اند، لب به اعتراف گشود و گفت؛ خانواده همسرم به من تهمت زدند که اعتياد دارم و قصد داشتند زندگي ام را خراب کنند، من هم براي انتقامجويي وقتي آنها به مسافرت رفته بودند با يک وانت بار به خانه شان رفتم و جهيزيه را دزديدم. ادامه بازجويي ها از اين جوان نشان داد او بيشتر اموال مسروقه را به قيمت ناچيزي فروخته و مقدار کمي از آنها نيز نزد يکي از دوستانش است.
کلاهبرداري با فروش سکه هاي تقلبي


فردي که با فروش سکه هاي تقلبي، کلاهبرداري ميليوني انجام داده بود، روانه زندان شد.

به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان با شکايت يک مرد ميانسال در دادسراي ناحيه دو تهران تحقيقات پليسي در دستور کار قرار گرفت.

شاکي در طرح اظهاراتش گفت؛ دو ماه پيش با مرد جواني به نام منوچهر آشنا شدم. او پس از جلب اعتمادم از من خواست در امر خريد و فروش سکه با وي مشارکت کنم. من به دليل اينکه اطلاعات مناسبي در اين زمينه نداشتم از او خواستم مرا راهنمايي کند، او هم توضيح داد اين کار درآمد بسيار بالايي دارد.

وي افزود؛ پس از گفت وگوي فراوان، به منزل مان آمد و در ازاي 12 کيلو طلا، 150 ميليون تومان دريافت کردم پس از چند روز متوجه تقلبي بودن سکه ها شدم.

شش ماه پس از ثبت اين شکايت ماموران توانستند متهم را در غرب تهران دستگير کنند. او در بازجويي هاي مقدماتي منکر هر نوع کلاهبرداري شد اما بالاخره اتهامش را پذيرفت و روانه زندان شد.
عناوين اين صفحه
قتل پسر مزاحم در محل ملاقات با دختر جوان
15 سال کلاهبرداري از مسافر غيرقانوني ژاپن
متهم از اولياي دم تقاضاي عفو کرد
تازه داماد جهيزيه همسرش را ربود
کلاهبرداري با فروش سکه هاي تقلبي
دختر هفت ساله در خيابان دچار برق گرفتگي شد
سرقت مسلحانه خودرو توسط دو زن
زوج کلاهبردار به دام افتادند
توضيح شرکت آب و فاضلاب درباره کشف جسد در مخزن آب
دختر 12 ساله فرشته نجات شد
بازداشت تاجر افغان به اتهام کشتار خانوادگي در کانادا
دندانپزشک قلابي زنان بيوه و دختران جوان را اغفال مي کرد
سرقت زن و شوهر معتاد از مسافر

دختر هفت ساله در خيابان دچار برق گرفتگي شد
پرونده مرگ دختري خردسال بر اثر برق گرفتگي براي رسيدگي به دادسراي امور جنايي تهران فرستاده شد. به گزارش ايسکانيوز ساعت 9 بامداد سه شنبه محمدحسين شهرياري بازپرس دادسراي ناحيه 27 تهران به دنبال تماس تلفني افسران کلانتري مشيريه از مرگ اعجاب انگيز دختر هفت ساله يي به نام «شيوا» باخبر و پيگير موضوع شد.اين مقام قضايي به همراه پليس به درمانگاه «مشيريه» رفت و پدر «شيوا» گفت؛ دخترم براي خريد از خانه خارج شد و چون دير کرد نگران شدم. بيرون رفتم تا او را پيدا کنم که فهميدم در تقاطع خيابان «اعظم-مطلبي» دچار برق گرفتگي شده است.اين مرد اضافه کرد؛ بلافاصله دخترم را به درمانگاه رساندم اما هيچ کاري از دست پزشکان ساخته نبود.بازپرس شعبه هفتم دادسراي امور جنايي تهران اعلام کرد؛ شاهدان مدعي هستند پست برق کنار چراغ راهنمايي و رانندگي، برق دارد و هر زمان از کنار آن مي گذرند، تحت تاثير قرار مي گيرند. «شهرياري» افزود؛ هم اکنون کارشناسان رسمي دادگستري سرگرم بررسي صحت و سقم اين موضوع هستند و اگر ادعاي شهروندان ثابت شود مسوولان مربوطه بايد پاسخگو باشند.


سرقت مسلحانه خودرو توسط دو زن
دو زن سابقه دار که شبانه با تهديد اسلحه خودرو يک مسافربر را سرقت کرده بودند، بازداشت شدند.

به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان از دادسراي ناحيه دو تهران چندي پيش مردي شکايتي را مبني بر سرقت خودرواش توسط دو زن مطرح کرد.او گفت؛ يک شب دو زن جوان به عنوان مسافر سوار خودروام شدند و در محدوده شهرک غرب با تهديد اسلحه مرا از خودرو پياده و ماشينم را سرقت کردند.به اين ترتيب ماموران جست وجوي خود را آغاز کردند و يکي از خودروهاي گشتي نيروي انتظامي در شرق تهران با مشاهده سرنشينان خودرو نسبت به رفتار آنها مظنون شدند و پيش از آنکه راننده فرصت فرار پيدا کند، خودرو را متوقف کردند.با انتقال دو زن جوان به کلانتري و استعلام شماره خودرو از مرکز پليس مشخص شد خودروي متوقف شده همان اتومبيل مسروقه است.متهمان که داراي سابقه کيفري به اتهام حمل مشروبات الکلي بودند، به جرم خود اعتراف کردند و با صدور قرار قانوني روانه زندان شدند.


زوج کلاهبردار به دام افتادند
يک زوج خلافکار که با چک هاي جعلي سکه و طلا مي خريدند، پس از دستگيري به 18 فقره کلاهبرداري به همين شيوه اعتراف کردند. چندي پيش شخصي با مراجعه به کلانتري ولنجک به ماموران گفت؛ سه روز قبل مرد جواني به اتفاق زني که حدس مي زدم همسرش است به طلافروشي ام آمدند و پس از انتخاب يک سرويس جواهرات به ارزش پنج ميليون تومان مبلغ يکصد هزار تومان آن را به صورت نقدي و در ازاي مابقي آن يک فقره چک پرداخت کردند. وي افزود؛ امروز- روز حادثه- صبح که براي نقد کردن چک به بانک رفتم متوجه جعلي بودن آن شدم و اين در حالي است که هيچ نشاني از خريدار ندارم.پس از مطرح شدن اين شکايت با بررسي اظهارات مشابه يک طلافروش ديگر مبني بر خريد طلا و سکه با چک هاي جعلي توسط يک زن و مرد جوان، بلافاصله اکيپ ويژه يي از کارآگاهان براي رسيدگي به پرونده دست به کار شدند و با استفاده از فيلم دوربين هاي مدار بسته چهره متهمان را به دست آوردند که سرانجام چند روز پيش از سوي ماموران شناسايي و بازداشت شدند. اکرم و حسين که يک زوج خلافکار هستند در بازجويي ها به 18 فقره کلاهبرداري از طريق خريد سکه و طلا با چک هاي جعلي اعتراف کردند.


توضيح شرکت آب و فاضلاب درباره کشف جسد در مخزن آب
روابط عمومي شرکت آب و فاضلاب استان تهران در پي چاپ خبري مبني بر کشف جسد يک انسان در مخزن آب پونک توضيحاتي را به روزنامه ارسال کرد. در اين جوابيه آمده است؛ حجم مخزن يادشده تنها 17 هزار مترمکعب بوده که در خبرهاي منتشرشده 17 ميليون مترمکعب ذکر شده و اين رقم هزار برابر حجم واقعي مخزن است. اين مخزن به صورت مخازن شماره يک و دو (مخزن دوقلو) در خارج از شهر تهران بوده و در کوهپايه هاي شمالي شهر در ارتفاعات پونک واقع شده و آب شرب کمتر از سه هزار مشترک از آن تامين مي شده است. ضمن اينکه به دليل کم بودن مشترک تحت پوشش تنها از مخزن شماره يک استفاده مي شده که اين مخزن و ساير مخازن تامين آب شرب شهروندان نيز به صورت روزانه بازديد مي شود و احتمال هرگونه آلودگي در آن منتفي است. جسد کشف شده در مخزن شماره دو بوده که در طرح توسعه مخازن اين منطقه قرار داشته و از مدار تامين آب شرب شهروندان خارج بوده لذا احتمال هرگونه آلودگي ميکروبي آب شرب در شبکه توزيع منتفي است. ضمن اينکه اين گونه مخازن نيز هر 30 تا 45 روز يک بار به صورت دوره يي و به جهت بررسي هاي فني و پايداري سازه يي به صورت چشمي بازديد مي شوند که جريان کشف جسد در اين بازديد اتفاق افتاده است. بلافاصله پس از اين اتفاق به دستور مقامات قضايي و جهت حصول اطمينان بيشتر توزيع آب شرب در شبکه متوقف و اقدام به شست وشو و کلرزني مجدد مخازن شده که آزمايشات روز گذشته کارشناسان وزارت بهداشت حاکي از سلامت کامل آب موجود در شبکه است. ضمن اينکه براساس تاکيد کارشناسان وزارت بهداشت، در روز وقوع حادثه نيز هيچ گونه آلودگي از اين منبع گزارش نشده است.


دختر 12 ساله فرشته نجات شد
اعضاي بدن دختري که مرگ مغزي شده بود در مشهد به دو بيمار نيازمند پيوند زده شد. به گزارش ايسکانيوز «طاهره بشکني» 12 ساله بر اثر تشنج در مشهد، مرگ مغزي شد و پزشکان از نجاتش قطع اميد کردند. سپس خانواده او اعضاي بدن «طاهره» را به بيماران نيازمند بخشيد. کليه هاي اين دختر به دو بيمار دياليزي اهدا و قرنيه هاي چشمانش هم براي پيوند به بيمارستان خاتم الانبياي مشهد فرستاده شد.


بازداشت تاجر افغان به اتهام کشتار خانوادگي در کانادا
تاجر ثروتمند افغان به اتهام کشتار خانوادگي در يکي از ايالت هاي کانادا بازداشت شد. روز 31 ژوئن 2009 پيکرهاي زن 50 ساله افغان به نام «رونا امير محمد» و سه دختر شوهر او - محمد شفيعا - که «زينب»، «سحر» و «گيتي» نام داشتند و 19 ، 17 و 13 ساله بودند در کانال آب «ردآيو» در «انتاريو» کانادا کشف شد. همگي آنها درون يک خودرو بودند و شواهد نشان مي داد در آب خفه شده اند. پليس جنايي «انتاريو» با طرح سه فرضيه خودکشي، جنايت خانوادگي يا مرگ بر اثر رخداد رانندگي، رازگشايي معما را آغاز کرد. در آن بين مشخص شد «محمد شفيعا» از بازرگانان ثروتمند افغان است که دو سال پيش به کانادا رفته است. او 15 سال در «دوبي» اقامت داشت و پس از آن به همراه دو همسر و هفت فرزند خود، ساکن «مونترال» شده بود. اين تاجر 30 سال پيش در افغانستان با «رونا» ازدواج کرد اما چون اين زن باردار نمي شد همسر ديگري را به نام «طوبي» برگزيد. با وجود دادخواست طلاق از سوي «رونا» شوهرش او را مجبور کرد در کنار هوو زندگي کند. اختلافات در اين خانواده ثروتمند از وقتي شروع شد که زينب - دختر بزرگ تر - با وجود مخالفت خانواده به يک پسر پاکستاني دل بست و قول و قرار ازدواج گذاشت. او حتي يک هفته از ويلاي پدرش گريخت تا براي ازدواج با پسر پاکستاني رضايت بگيرد. بستگان اين خانواده که در فرانسه هستند، معتقدند پدر، مادر و برادر «زينب» در اقدامي کينه جويانه تصميم گرفتند او را سر به نيست کنند و مانع آبروريزي شوند اما ظاهراً نقشه آنان منجر به مرگ سه نفر ديگر شد. در همين حال يکي ديگر از خويشاوندان قربانيان با رد چنين ادعايي، مرگ سه خواهر و نامادري را حاصل خودکشي «زينب» دانست. هم اکنون سه متهم پرونده در بازداشتگاه به سر مي برند و تجسس پليس ادامه دارد.


دندانپزشک قلابي زنان بيوه و دختران جوان را اغفال مي کرد
کلاهبردار حرفه يي که با جعل مدرک و کارت هاي شناسايي و جعل عنوان اقدام به سرقت و اغفال زنان بيوه و دختران کرده بود دستگير شد.به گزارش اداره اجتماعي پليس آگاهي ناجا، سرهنگ مداحي رئيس پليس آگاهي استان آذربايجان شرقي با بيان اين خبر گفت؛ با بررسي چند شکايت از کسبه استان مبني بر اينکه شخصي که خود را جراح دندانپزشک معرفي مي کرد با ظاهري آراسته و به قصد خريد وارد مغازه آنها شده و با چرب زباني اقدام به خريد کالا کرده و در فرصت مناسب دخل زني و سرقت انجام داده و متواري شده است، تحقيقات آغاز شد. همچنين با شکايت چندين دختر و زن بيوه از شخصي که خود را دکتر دندانپزشک معرفي و با شيادي و دادن قول ازدواج آنان را اغفال و در مواردي اخاذي کرده بود، کارآگاهان بر آن شدند تا در اقدامي ضربتي دندانپزشک قلابي و همدستش را دستگير کنند. سرهنگ مداحي افزود؛ کارآگاهان با انجام چهره نگاري از کسبه و زنان اغفال شده و با استفاده از منابع مردمي و بانک هاي اطلاعاتي مخفيگاه مجرمان را شناسايي و در عملياتي ضربتي آنان را دستگير کردند.


سرقت زن و شوهر معتاد از مسافر
زن و شوهري که به بهانه مسافرکشي از مسافرشان کف زني مي کردند روانه زندان شدند.به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان از دادسراي ناحيه 11 تهران مردي به نام محسن با طرح شکايتي گفت؛ چند روز پيش سوار يک خودرو پرايد مسافرکش شدم. زني نيز در صندلي عقب نشسته بود و من ديدم او حرکات و رفتارهاي عجيب انجام مي دهد.از طرفي ديگر راننده مسافرکش نيز به بهانه هاي مختلف با من صحبت مي کرد به نحوي که تمرکز مرا به هم مي زد. براي همين پس از پيمودن مسافت نسبتاً کوتاهي از خودرو پياده شدم و قبل از اينکه کرايه خودرو را بپردازم، ماشين حرکت کرد و راننده به سرعت متواري شد.وي افزود؛ من که به رفتارهاي غيرعادي راننده و زن مسافر مشکوک شده بودم، کيف پولم را بررسي کردم و متوجه شدم تمامي پول ها و تراول چک هايم سرقت شده است. پس از ثبت اين شکايت تحقيقات از سوي ماموران آغاز شد و با بررسي لازم و شناسايي متهمان از طريق چهره نگاري هر دو آنها که زن و شوهر و داراي سوابق کيفري در زمينه هاي سرقت و اعتياد بودند، شناسايي و دستگير شدند.دو متهم در بازجويي ها به جرم شان مبني بر چندين فقره کف زني براي تامين مخارج روزانه و اعتيادشان اعتراف کردند. اين زن و شوهر پس از تکميل تحقيقات با صدور قرار قانوني روانه زندان شدند.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام