پنج شنبه، 15 مرداد 1388 - شماره 2019
   
 
صفحه نخست :: ضميمه روزانه :: لحظه ها و هميشه
همه مردان احمدي نژاد


گيسو فغفوري؛ مراسم تحليف احمدي نژاد به عنوان رئيس جمهور دهم در مجلس در حالي برگزار شد که هنوز حاشيه هاي مراسم تنفيذ تمام نشده است. در مراسم تنفيذ ابتکاري جديد زده شد و برخي هنرمندان همچون محمدرضا شريفي نيا، احمد نجفي، مجيد مظفري، جهانگير الماسي، محمدصالح علاء، فرج الله سلحشور، جمال شورجه، مسعود ده نمکي، آرش مجيدي، اقبال واحدي در اين مراسم حضور داشتند. مجريان و چند تن از چهره هاي شناخته شده سينما و سيما. البته حساب برخي از حاميان هميشگي احمدي نژاد همچون شورجه و شمقدري و ده نمکي جداست. اما واکنش ها به اين حضور ها کاملاً در بين مردم فرق دارد. عده يي از معترضان به انتخابات در اين چند روز در فضاي مجازي در اين زمينه واکنش هايي نشان داده اند. گفته مي شود بيش از هزار نفر نام «محمدرضا شريفي نيا» را از ليست فيس بوک خود حذف کرده اند. همچنين عده يي نيز اين جمله «بهرام بيضايي» در کتاب «جدال با جهل» را که به تازگي منتشر شده است، درباره احمد نجفي آورده اند؛ «او حسابش جداست. فرصت نشد با او تمرين کنيم و يک راست آمد سر صحنه. اين آقا نه بازيگر بوده و نه هست». همچنين درباره دو مجري 30/20 نيز در فضاي اينترنتي واکنش هايي وجود دارد. در آخرين واکنش به گزارش سايت ها بسياري از کاربران اينترنتي کامنت هاي اعتراضي شديدي را روي وبلاگ شخصي ايمان مراتي قرار دادند. حملات به اين وبلاگ به قدري شديد بود که پس از چند ساعت از دسترس خارج شد. او پرسشگر ابطحي و عطريانفر در اين برنامه بود که در فضاي باز و در واکنش به انتقادات پيرامون دادگاه مطرح شده بود.


اعضاي کابينه دهم قرار است تا چند روز ديگر مشخص شوند. با توجه به اتفاقاتي که اين روزهاي آخر در کابينه افتاده است بسياري از پيش بيني ها به نظر ناممکن مي رسد. حذف ناگهاني «محمدحسين صفارهرندي» مدافع احمدي نژاد در چهار سال پيش خود يکي از اين دلايل است. احمدي نژاد در اولين نطق انتخاباتي خود فرهنگ را در دولت نهم با آنچه مدنظر رهبري بود مطابق ندانست. پس از آن بود که اين وزير جزء حذف شده ها بود. عدم رضايت هنرمندان از اين وزير در نامه هاي متعدد حمايتي که قبل از انتخابات امضا شده بود، بيشتر خود را نشان داد. کمتر کسي بعد از اظهارات احمدي نژاد از وزير مغضوب حمايت کرد؛ يکي از آنها مشاور وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در امور ايثارگران بود. دعواي وزير و رئيس جمهور ادامه پيدا کرد؛ اسامي زيادي براي پست وزارت اعلام شد. در اين مدت فهرست هاي متعددي اعلام شد. فهرست اوليه کانديداهاي تصدي مسووليت هاي کابينه، ششم مردادماه از سوي هيات 10نفره مشورتي رئيس جمهور با حدود 10 کانديدا براي هر پست تعيين شده بود. اما در نهايت فهرست کانديداهاي تصدي مسووليت وزارتخانه ها و معاونت هاي رياست جمهوري به جمع بندي نهايي نزديک تر شد و کانديداهاي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي حدادعادل، سيدمحمد حسيني و شمقدري اعلام شدند. قرار است پس از تاکيد رئيس جمهور براي اضافه کردن کانديداهاي جديد جهت تصدي مسووليت هاي کابينه اسامي آنها اعلام شود. البته به گزارش سايت هاي خبري کميته بررسي اعضاي کابينه، براي بيشتر مسووليت ها دو کانديدا تعيين شده است. با اين حال تصميم نهايي و قطعي با شخص رئيس جمهور است و احتمال تغيير ترکيب افراد پيشنهادي براي معاونت ها و وزارتخانه ها از سوي احمدي نژاد وجود دارد. حالا بايد ديد چه کساني حاضر هستند با رئيسي که امکان دارد هر لحظه عصباني شود و آنها را مجبور به استعفا کند، کار کند. درباره کابينه قبلي گفته مي شد از آنها يکسري استعفانامه سفيد گرفته شده است و اين کابينه بيش از هر دوره يي پس از انقلاب تعويضي داشته است. اما خب خيلي ها حاضرند اين پست را از آن خود کنند مانند شمقدري که در اين مدت براي وزارت برنامه داده، هم فيلم تبليغاتي رئيس جمهور را ساخت، هم به عنوان مشاور رئيس جمهور پاسخ کارگردانان معترض را مي داد و هم براي نمايش برخي فيلم ها وساطت مي کرد. نام ديگر حدادعادل است و بايد ديد پست وکالت را با وزارت عوض مي کند يا نه؛ پستي که دو سال ديگر ادامه دارد و عوض شدني نيست با پستي که شايد هر لحظه از او بگيرند.
آوازهاي پاپ


بعضي از نام ها و بزرگان کارهايي انجام مي دهند که هم عجيب است و هم نشان دهنده همسو شدن آنها با مردم و مدرنيته. رفتارهايي که شايد براي ما عجيب باشد و براي آنها نه. «پاپ بنديکت شانزدهم»، اولين آلبوم موسيقي خود را منتشر مي کند. البته او مثل سران برخي کشورها مثلاً نيکلا سارکوزي کار عجيبي نمي خواهد انجام دهد. او مي خواهد آواز و مناجات و دعاهايي را که خوانده است منتشر کند.

در واقع براي راحت تر شدن مردم. آنان مي توانند در خانه، ماشين يا هر جاي ديگر دعا و مناجات را بشنوند. قرار است اين آلبوم به پنج زبان زنده دنيا (لاتين، ايتاليايي، پرتغالي، فرانسوي و آلماني) سرود مذهبي، مناجات و همچنين متون مذهبي خوانده شود. اين آلبوم قرار است در استوديوي «ابي رود» لندن پر شود. «بنديکت شانزدهم» در مصاحبه با تلويزيون رويترز گفت؛ «به نظرم در اين دوره زمانه و عصري که هستيم، مردم مجذوب انواع مختلف موسيقي هستند و ما نبايد به يک نوع از موسيقي اکتفا کنيم.» با مراجعه به گذشته به نظر مي رسد اين اولين باري نيست که يک پاپ آلبوم موسيقي منتشر مي کند. در سال 1999 «پاپ جان پل دوم» نيز آلبوم «Abba Pater» را در سبک موسيقي کلاسيک منتشر کرد. البته اين پاپ جديد که سه سال قبل تاجگذاري کرد از ابزار مدرنيته استفاده حداکثري مي کند و براي خود سايت اينترنتي و شبکه يوتيوب دارد و در فيس بوک نيز فعال است.

آلبوم او با نام «Alma Mater»، پاييز منتشر مي شود و درآمد آن که از هم اکنون پيش بيني مي شود بسيار زياد باشد، صرف حمايت از آموزش موسيقي کودکان فقير سراسر دنيا خواهد شد. او پيش از اين تجربه پرفروش شدن کتابش با عنوان «مسيح ناصريه» را داشته است.
بازي بزرگان بدون پول
اين روزها بازيگران شناخته شده سينماي جهان به سراغ آثار کودک و نوجوان رفته اند اما به شيوه هاي خودشان. از تيم برتن بگذريم که «آليس در سرزمين عجايب» را ساخته و منتظر اکران است از طرف ديگر «لئونارد دي کاپريو» بازيگر و تهيه کننده هاليوودي، ساخت «شنل قرمزي» را آغاز کرده است. اين فيلم براساس يک قصه کلاسيک دوران «گوتيک» تصوير خواهد شد. البته خود او احتمالاً در اين فيلم بازي نمي کند. مشهورترين نسخه قصه «شنل قرمزي» در قرن نوزدهم ميلادي توسط «برادران گريم» منتشر شده است. «جاني دپ»،هم ديگر بازيگر هاليوودي است البته او پيش از اين هم در فيلم هايي براي کودکان و نوجوانان بازي کرده است. اين بار او به روسيه خواهد رفت. او موافقت خود را براي سفر به منطقه اورال روسيه و ايفاي نقش در اين فيلم اعلام کرده است. اغلب آثار او مورد توجه کودکان است؛ چه کاپيتان اسپارو در فيلم دزدان دريايي کارائيب يا صاحب کارخانه شکلات سازي. اين فيلم که قرار است در روسيه ساخته شود يک اثر تخيلي خواهد بود و «جاني دپ» نقش اصلي را خواهد داشت و حتي اعلام کرده حاضر است بدون دستمزد بازي کند. اين فيلم با بودجه تنها يک ميليون دلار اواخر سال 2010 مقابل دوربين خواهد رفت. فيلم هاي «جاني دپ» تاکنون ¸/´ ميليارد دلار فروش جهاني داشته اند.
دو اثر از موتزارت هفت هشت ساله

دو آهنگ از موتزارت پيدا شده است. خب بعضي ها استعدادشان از همان ابتدا مشخص مي شود. ولفگانگ آمادئوس موتزارت هم يکي از آنها است. او از همان 15 ، 16سالگي آثاري خلق کرده که به شدت مورد استقبال بوده است. هرچند جواني و جاه طلبي در کنار هم سبب شد مسائل مختلفي برايش پيش بيايد. اکنون در نيمه تابستان سال 2009 زماني که بيش از 250 سال از تولد او مي گذرد دو قطعه آهنگ پيدا شده است که به عقيده کارشناسان متعلق به سال هاي 1760 است. اين آهنگ ها براي تمرين موسيقي خواهر موتزارت براي ياد گرفتن کليدهاي پيانو «ماريا آنا» توسط پدرشان لئوپولد نوشته شده و پس از تحقيق موسسه موتزارت در سالزبورگ معلوم شده احتمالاً دو قطعه از آن را ولفگانگ 7 ، 8ساله نوشته است. هرچند اينها با دستخط پدر آنها است اما کارشناسان اين مرکز تاکيد کرده اند اين قطعه ها را که موومان هايي براي پيانو است موتزارت نوشته است. ليسينگر در گفت وگويي تلفني با نيويورک تايمز حدس مي زند اين قطعه ها در سال هاي 1763 يا 1764 نوشته شده است. لئوپولد دفترچه يي داشته است شامل 60 قطعه که بيشتر آنها با دستخط هاي خودش بوده است اما پس از مرگ موتزارت آنچه را به خط ولفگانگ بوده در اختيار دوستان برادرش قرار داده است.
پناهي؛ آقاي ساده

بعضي ها مردن شان هم مثل خودشان ساده است. بعضي ها وقتي مي ميرند رفتن شان زود فراموش مي شود. بعضي ها وقتي مي ميرند، در تنهايي مي ميرند با اينکه خيلي ها آنها را دوست دارند. «حسين پناهي» هم يکي از آنها بود. حالا ديگر کمتر کسي يادش هست که 14 مرداد روز رفتن او بود. پروازش در تنهايي بود و هنگامي که دوستانش پس از چند روز بي خبري سراغش آمده بودند و در بسته را شکستند جسدش را ديدند که بي حرکت در خانه افتاده است. شايد اگر تنها نبود زودتر با خبر مي شدند يا مي شد برايش کاري کرد. اما خب او با همان روحيه هنرمند و منحصر به فردش بود که زياد در جمع نمي توانست باشد. در جمع هم خودش بود، کارهايش و بازي هايش همه مثل خودش بودند. آن لباس هايي که براي بسياري از بازي هايم پوشيد براي خودش بود.

همان طوري زندگي مي کرد و همان طوري با ديگران حرف مي زد. دنبال «سايه خيال» بود، که شايد بعد تر فهميد که آن قطعه خورشيدي که از بالا افتاده است، يک قوطي کمپوت است. حساس بود و نازک دل. يک مهرباني، سادگي. خانواده اش هم مثل او بودند به همين خاطر نتوانستند و خيلي زود آثارش فروخته شد و امکان و حق چاپش هم از بين رفت. حسين پناهي دژکوه در 1335 در روستاي دژکوه از توابع شهرستان سوق در استان کهکيلويه و بويراحمد متولد شد. دوره چهارساله هنرجويي را در مدرسه آناهيتا گذراند. اولين بار که او را ديديم، محله بهداشت بود. اما در آن سال ها که نمايش هاي تلويزيوني طرفدار داشتند، دو مرغابي در مه بود که خيلي طرفدار پيدا کرد؛ کاري که خودش هم نوشته و بازي کرده بود. يک گل و بهار هم ديگر تئاتر پر طرفدار او بود که بارها نشان داده شد.

پناهي در سال 67 براي بازي در فيلم «در مسير تندباد» کانديداي جايزه بهترين بازيگر نقش دوم شد، در سال 69 براي بازي در فيلم «سايه خيال» نامزد دريافت جايزه بهترين بازيگر مرد و در سال 71 براي بازي در فيلم مهاجران نامزد دريافت بهترين بازيگر نقش دوم شد و ديپلم افتخار جشنواره نهم فجر را براي بازي در فيلم سايه خيال دريافت کرد.

بازي او در آژانس دوستي هم به ياد ماندني است، آن گونه که روي ماشين مي نشست و حرف مي زد. حالا ديگر از آن سريال خيلي ها رفته اند مثل «اسماعيل داورفر». «من و نازي»، «ستاره»، «چيزي شبيه زندگي»، «دو مرغابي در مه»، «گلدان و آفتاب»، «پيامبر بي کتاب» و «دل شير»، «سلام خداحافظ» و «ستاره ها» کتاب هايش هستند. سال قبل براي او مراسم بزرگداشتي با حضور کروبي برگزار شد اما انگار امسال خبري نيست. همه درگير انتخابات و ماجراهاي آن هستند.
بازهم گنجينه يک ميلياردي

موزه هنرهاي معاصر براي دومين بار در مدت چهار سال گذشته مجموعه يي از آثار گنجينه گرانقيمت خود را به نمايش گذاشته است و تا 25 مرداد هم بيشتر زمان نيست تا از اين آثار ديدن کنيد. اين آثار پيش از انقلاب تهيه شده اند و جزء گرانقيمت ترين آثار خاورميانه هستند البته تاکنون چون همين طور که زمان مي گذرد اهالي عرب نشين حوزه خليج فارس سعي دارند همه چيز را خريداري کنند از جمله تاريخ را. به مدد پول هم انگار اين امکان فراهم هست. به هر حال اين مجموعه جزء آثار گرانقيمت و منحصر به فرد جهان از هنرمندان شناخته شده است.

چندي پيش شبکه اي بي سي امريکا از آن گزارشي تهيه کرد که با واکنش هاي متضادي روبه رو شد. در مدت برگزاري اين نمايشگاه مدام آثار اين گنجينه تغيير مي کرد و تابلوها جابه جا مي شدند مثلاً بيش از 60 تابلوي جديد از هنرمندان صاحب نام جهان جايگزين آثار ماه قبل شده بود.

اين آثار به صورت گردشي نشان داده شده است. اين طرح با توجه به حجم بالاي آثار موجود در گنجينه اين موزه و محدود بودن فضاي نمايش، براساس تصميم شوراي برگزاري نمايشگاه و خواست مخاطبان براي ديدن تعداد بيشتري از آثار اجرا شده بود.

هرچند در اين دوره قيمت بالاي بليت نمايشگاه يعني پنج هزار تومان با واکنش منفي روبه رو شد ولي به نظر مي رسيد اين قيمت براي بازديدکنندگان خارجي اين آثار چندان زياد نبود.

نمايشگاه گنجينه موزه هنرهاي معاصر تهران پنجم خرداد با نمايش نسخه اصلي بيش از120 اثر فاخر نقاشي هنرمندان صاحب نام جهان گشايش يافته و تا حالا50 درصد آثار تغيير يافته است.

آثار هنرمندان برجسته و صاحب سبک در هنرهاي تجسمي همچون گوگن، پيکاسو، فرانسيس بيکن و ونگوگ در اين نمايشگاه هستند.

پايان پل استر در ايران


چند سالي است که پل استر جزء پرفروش ها و پرطرفدارها در ميان کتابخوان هاي ايران است. از اولين باري که پل استر به ايران آمده است تا اين روزها که آخرين رمان پل استر با ترجمه خجسته کيهان منتشر شده بيش از هفت سال مي گذرد. خرداد 1381 خوانندگان ايران با انتشار رمان «شهر شيشه يي» براي نخستين بار با نام «پل استر» نويسنده پست مدرن امريکايي آشنا شدند.

شهر شيشه يي که يکي از کتاب هاي سه گانه نيويورکي اين نويسنده است، اولين بار با ترجمه خجسته کيهان توسط کتاب هاي ارغواني منتشر شد اما در سال 82 توسط شهرزاد لولاچي بار ديگر ترجمه شد و در نشر افق به چاپ رسيد و از آن پس افق به ناشر جدي آثار استر تبديل شد. از آن زمان تاکنون هم نشر افق و هم «خجسته کيهان» به عنوان معرفي کنندگان اين نويسنده به ايران شناخته شده اند. او طرفداران زيادي دارد و تقريباً بيشتر آثارش در ايران منتشر مي شود.

گفت وگوهايي با او انجام شده و قرار بود مانند پائولو کوئيلو به ايران بيايد که البته نشد. اما آخرين کتاب او را نيز خجسته کيهان ترجمه کرده است مثل «مردي در تاريکي». خجسته کيهان پيشتر، «ديوانگي در بروکلين»، «هيولا»، «ارواح»، «شب پيشگويي»، «کشور آخرين ها»، «موسيقي شانس» و «شهر شيشه يي» را از پل استر به فارسي ترجمه کرده است.

«مردي در تاريکي» داستان پيرمردي است که دچار بي خوابي شده و در اين بي خوابي هاي شبانه خود به کشف چيزهاي تازه يي از اطرافش مي رسد. استر در اين کتاب، ماجراي مردي تنها و منزوي به نام «آگوست بريل» را که همسرش را چند سال پيش از دست داده است، نقل مي کند که همراه دخترش، در امريکا زندگي مي کند. ماجراي کتاب از جايي آغاز مي شود که شبي آگوست از خواب مي پرد و در مورد يک داستان خيالپردازي مي کند. او در خيالش امريکاي ديگري را تصور مي کند که هيچ شباهتي با امريکاي امروزي ندارد. کيهان در اين باره به ايسنا گفته است؛ «اين کتاب در واقع رماني ضدجنگ است که استر در آن به موضوعات مختلفي چون حادثه 11 سپتامبر، انتخابات رياست جمهوري امريکا و جنگ هاي داخلي اين کشور اشاره کرده است، که در پايان به گروگانگيري مي رسيم.» البته اين کتاب قبل تر با عنوان «مرد در تاريکي» با ترجمه الاهه دهنوي از سوي نشر مرواريد منتشر شده است.
نقد بيان عيب ها

عبدالعلي دستغيب منتقد و صاحب نظر؛

- در جلسه نقد مساله يي به نام «بررسي» نداريم، بلکه آثار مورد سنجش قرار مي گيرند.

- در سال هاي اخير نقدهاي مناسب و خوبي ارائه شده مخصوصاً از بانوان نقدهاي خوبي خوانده ام.

- اظهارات اغلب افراد منتقدي که درباره مدرن و پست مدرن صحبت مي کنند، نامفهوم است، زيرا زبان آنها ساختگي است و من با اين شيوه موافق نيستم.

- منتقد بايد صراحتاً نظرات خود را ارائه دهد.

- در نقد بايد معني گرفته شود چرا که دريافت لفظ «هنر» محسوب نمي شود.

- يک منتقد بايد بداند يک متن چه مي گويد، بعد دريافت کند که چگونه مي تواند آن را به علاقه مندان زبان فارسي منتقل کند.

- سابقه نقد ادبي به شکل منسجم نداشته ايم.

- نقد يعني تفاوت، خراب کردن، عيب جويي ولي نظريه ادبي ايده يي را پيشنهاد و ارائه مي دهد تا متن بدان گونه خوانده شود.

- نقد ادبي هميشه نظر به عيب دارد.آنچه از نام نقد برمي آيد به معناي تراشيدن و خراشيدن است.

-ما جامعه يي هستيم که از انتقاد استقبال نمي کنيم، ولي انسان بايد بر خشم و غرور خود غلبه کرده و نقد را بپذيرد.

- نقد ادبي به تشريح و تفسير اثر نمي پردازد چرا که وظيفه نقد اين نيست.
عناوين اين صفحه
همه مردان احمدي نژاد
آوازهاي پاپ
بازي بزرگان بدون پول
دو اثر از موتزارت هفت هشت ساله
پناهي؛ آقاي ساده
بازهم گنجينه يک ميلياردي
پايان پل استر در ايران
نقد بيان عيب ها

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام