.jpg)
هومان دورانديش
دکتر الهه کولايي مديرگروه مطالعات منطقه يي در دانشکده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران است. کولايي در اين گفت وگو با توضيح منشأ پيدايش و زمينه هاي رشد مطالعات منطقه يي در جهان، مشکلات توسعه و ارتقاي اين رشته علمي را در مراکز آکادميک ايران برمي شمارد.
---
-رشته مطالعات منطقه يي از چه سالي در ايران تاسيس شد؟
موضوع مطالعات منطقه يي يکي از مباحث عملي و پژوهشي است که البته در کشور ما خيلي دير مورد توجه قرار گرفت. مطالعه در مورد مناطق مختلف جهان در دانشگاه هاي کشورهاي گوناگون، پس از دوران جنگ سرد اهميت بيشتري پيدا کرد. فارغ از ملاحظات دوران جنگ سرد، کشورها متناسب با منطقه يي که در آن زندگي مي کنند براي شناخت آن منطقه و همسايگان خود، اقدامات گوناگوني را انجام مي دهند. کشور ما نيز پس از فروپاشي اتحاد شوروي در يکي از پرتلاطم ترين مناطق جهان قرار گرفت و شناخت اين منطقه براي ما واجد اهميت بسيار زيادي بود. در وزارت امور خارجه نيز به اين موضوع توجه شد و از همان آغاز سال 70 مطالعات مربوط به شناخت منطقه آسياي مرکزي و قفقاز شکل گرفت. به تدريج يکي دو مرکز مطالعاتي ديگر نيز براي شناخت بيشتر اين حوزه ايجاد شد. اما متاسفانه دانشگاه هاي ما کمتر به اين موضوع توجه داشتند تا اينکه در پايان دهه 70 در دانشگاه تهران دو گرايش مطالعات آسياي مرکزي و قفقاز و مطالعات خاورميانه- شمال آفريقا راه اندازي شد. شکل گيري اين دو گرايش مطالعاتي ناشي از تلاش هاي استادان گروه هاي روابط بين الملل و علوم سياسي دانشکده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران بود. آنها پس از چند سال پيگيري و تلاش هاي پژوهشي توانستند اين رشته ها را در وزارت علوم به تصويب برسانند. سرانجام در سال 1380، 13 گرايش در حوزه مطالعات منطقه يي تعريف و تصويب شد. اين 13 گرايش براي مطالعه و پژوهش در مناطق مختلف جهان از جمله آسياي مرکزي و قفقاز، خاورميانه- شمال آفريقا، شرق آسيا، جنوب شرقي آسيا، اروپا، امريکاي شمالي، آفريقا و... بود. دانشگاه تهران هم دو گرايش خاورميانه و آسياي مرکزي را راه اندازي کرد.
-تفکيک گرايش هاي مختلف رشته مطالعات منطقه يي از سوي وزارت علوم صورت گرفت؟
پيشنهاد آن از طرف دانشکده بود که از طريق مجاري ذي ربط در وزارت علوم بررسي شد و مورد تصويب قرار گرفت. از همان زمان دو دانشگاه علامه طباطبايي و شهيد بهشتي نيز به پذيرش دانشجو در گرايش هاي خاورميانه و اروپا و امريکا پرداختند.
-الان رشته مطالعات منطقه يي در چند دانشگاه تدريس مي شود؟
در کنار دانشگاه هاي دولتي، دانشگاه آزاد هم گرايش هاي آسياي مرکزي و قفقاز و خاورميانه را راه اندازي کرده است.
-اين رشته از چه زماني در دنيا تاسيس شد؟
اين موضوع همزمان با تشديد جنگ سرد بيشتر مورد توجه قرار گرفت. در دوران جنگ سرد جهان به دو اردوگاه کمونيسم و سرمايه داري تبديل شد و براي هر دو قطب کنترل مناطق تحت نفوذشان بسيار حائز اهميت بود. از سوي ديگر افزايش نفوذ در مناطق تحت کنترل رقيب نيز موضوع مهمي بود. مطالعات منطقه يي در دوران جنگ سرد از اين حيث حائز اهميت بود. مثلاً در دانشگاه کلمبيا مرکز شوروي شناسي بسيار بزرگي تاسيس شد. در مسکو نيز مراکز بسيار بزرگي براي مطالعه اروپا، امريکا، کانادا، خاورميانه و شرق آسيا شکل گرفت. در واقع هر دو ابرقدرت امکانات خود را براي شناخت بهتر حوزه هاي نفوذ به کار گرفتند. اين رويکرد در دوران جنگ سرد به اوج خود رسيد. پس از پايان جنگ سرد شايد براي مدتي کوتاه تصور مي شد با فروپاشي نظام دوقطبي، اهميت شناخت مناطق گوناگون نيز کاهش يافته است. اما اين تصور ديري نپاييد زيرا در کنار گرايش مطالعات منطقه يي، گرايش منطقه گرايي نيز وجود داشته است يعني بررسي مسائلي از اين قبيل که منطقه چيست و کشورها چطور مي توانند يک منطقه را تشکيل دهند. اين گرايش به موضوعاتي نظير روند شکل گيري اتحادهاي منطقه يي و هويت و يکپارچگي منطقه يي مي پردازد. مثلاً اينکه چطور مجموعه يي از کشورها مثل کشورهاي اروپايي مي توانند به يک هويت واحد تبديل شوند. بنا بر اين بحث مناطق از اين زاويه هم بسيار حائز اهميت است چرا که آنچه در روند يکپارچه شدن اروپا اتفاق افتاد، به يک الگو براي کشورهاي ديگر تبديل شده است. اين اتفاق در «آسه آن» افتاد و بعد از فروپاشي اتحاد شوروي بين کانادا و مکزيک (نفتا) هم شکل گرفت. در دوران جنگ سرد نيز اين گرايش منطقه گرايانه با هدف تشکيل دادن قطب هاي اقتصادي در جهان مورد توجه بود.
-در واقع شما مي فرماييد توجه به اين امور باعث شد وجود رشته يي به نام مطالعات منطقه يي همچنان ضرورت داشته باشد.
دقيقاً. مي خواهم بگويم مطالعه در خصوص مناطق از زواياي گوناگون قابل پيگيري است. در واقع در سياست بين الملل چنين ديدگاهي وجود داشته است که در دولت ها و ملت ها و نظام بين المللي، حد واسطي به نام منطقه وجود دارد که مي تواند حلقه يي باشد که ملت ها و دولت ها را به نظام جهاني بهتر پيوند دهد و به تعامل اين مجموعه ها کمک کند. حتي بعضي ها در دوران پاياني اتحاد شوروي، بحث شکل گرفتن مناطق و رقابت هاي مناطق را به جاي رقابت کشورها در برابر يکديگر مطرح کردند. به هرحال موارد مذکور و نيز مسائلي از اين قبيل که چطور دولت ها مي توانند خودشان را از سطح واحدهاي سياسي به سطح يک منطقه ارتقا دهند، مسائلي هستند که در رشته مطالعات منطقه يي مورد توجه قرار مي گيرند.
-فرق اساسي رشته مطالعات منطقه يي با رشته روابط بين الملل چيست؟
روابط بين الملل مجموعه يي از تعامل هاي متنوع و متفاوت کشورها را در حوزه جهاني دربرمي گيرد. اين روابط ممکن است اقتصادي، سياسي، فرهنگي، حقوقي و... باشد. اين رشته از زواياي مختلف به کل مباحثي مي پردازد که در سطح جامعه جهاني مطرح است. مطالعات منطقه يي از دل روابط بين الملل بيرون مي آيد و وضعيت مناطق مختلف جهان را مورد بررسي قرار مي دهد. هر منطقه يي ويژگي هاي خاص خودش را دارد. اين رشته به ما کمک مي کند واحدهاي ملي يعني کشورها را در سطح يک منطقه مورد بررسي قرار دهيم. يعني ويژگي هاي فرهنگي، اجتماعي، تاريخي و جغرافيايي يک مجموعه از کشورها را در کنار هم بررسي کنيم تا ببينيم آيا آنها مي توانند نظير کشورهاي اروپايي يک هويت جمعي را به وجود بياورند و از سطح هويت ملي به سطح هويت منطقه يي ارتقا پيدا کنند؟ امروز اتحاديه اروپا به عنوان يک هويت منطقه يي وارد تعامل بين المللي مي شود. ما شاهد وجود شوراي اروپا و پارلمان اروپا هستيم. يعني کشورهاي اروپايي ضمن اينکه داراي هويت خاص خودشان هستند، با يک هويت جمعي وارد تعامل با جامعه جهاني مي شوند. تجربه اروپا باعث شده است سياست هاي مشابه در ساير مناطق جهان هم دنبال شود. مطالعات منطقه يي اين امکان را فراهم مي آورد که مجموعه يي از کشورها که در يک منطقه قرار گرفته اند، شناخت بهتري از يکديگر پيدا کنند، زمينه هاي تامين منافع خود را بهتر درک کنند و امکان بيشتري براي دفع تهديدات خارجي به دست آورند. از منظر جامعه شناسي سياسي، مطالعات منطقه يي اين امکان را فراهم مي کند که شما ساختار سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي کشورهايي را که در يک منطقه قرار گرفته اند، مورد بررسي قرار دهيد. وقتي شما ايران را در متن خاورميانه مورد بررسي قرار مي دهيد، اشتراکات، پيوندها و تفاوت هاي ايران و کشورهاي اطرافش را بهتر مي شناسيد يعني شما درمي يابيد که ساختارهاي اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و سياسي ايران و کشورهاي پيرامونش چه شباهت هايي با يکديگر دارند يا اينکه تعامل اين کشورها با جامعه جهاني به چه صورت است. در واقع مطالعات منطقه يي به پژوهشگران و دانشجويان امکان درک مکانيسم هاي دگرگوني فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي و سياسي يک منطقه خاص جهان را اعطا مي کند. تقسيم بندي هاي 13گانه مناطق جهان در دانشگاه هاي ايران نيز بر مبناي چنين منطقي صورت گرفته است. در واقع ما به جاي اينکه تک تک واحدهاي سياسي جهان را - که تقريباً 200 کشور هستند- در دانشگاه هاي خودمان مورد مطالعه قرار دهيم، با تعريف رشته مطالعات منطقه يي، خوشه هايي از درخت جامعه جهاني را مورد مطالعه و بررسي قرار مي دهيم. دانشجويي که خاورميانه را مطالعه مي کند، درکي کلي از شباهت ها و تفاوت هاي کشورهاي اين منطقه به دست مي آورد و آنگاه در ذيل اين درک، مثلاً روي کشور عراق متمرکز مي شود و به شناخت دقيق و تفصيلي مسائل عراق مي پردازد. امروزه در دانشگاه هاي جهان، با توجه به سابقه 50ساله رشته مطالعات منطقه يي، انبوهي از متخصصان مسائل کشورهاي مختلف وجود دارند. اگر ما در ايران در اين هشت سال اخير به مطالعه کلي مناطق گوناگون جهاني پرداخته ايم و شناختي کلي از اين مناطق را به دانشجويان مان ارائه کرده ايم، در ساير کشورها، حتي کشورهايي نظير ترکيه و پاکستان، نه تنها استادان متخصص مسائل يک کشور وجود دارند، بلکه مسائل بسيار ريز در حوزه هاي اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و سياسي مورد بررسي و تحقيق قرار مي گيرد.
-الان رشته مطالعات منطقه يي در دانشگاه تهران، با تمرکز روي منطقه خاصي شکل گرفته است؟
ما در دانشکده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران، بعد از راه اندازي گروه مطالعات منطقه يي در سه سال اخير، دامنه مطالعاتي گروه را از آسياي مرکزي و قفقاز به اروپا و امريکاي شمالي (حوزه نفتا) گسترش داده ايم.
-آيا دانشکده مطالعات امريکاي شمالي يا دانشکده مطالعات روسيه نيز با گروه مطالعات منطقه يي دانشگاه تهران مرتبط هستند؟
نه، آنها هيچ ارتباطي به دانشکده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران ندارند.
-آنها بيشتر روي يک يا دو کشور خاص متمرکز شده اند.
بله، از اسم شان هم پيداست ولي ما بيشتر روي مناطق جهان متمرکز شده ايم. البته از آنجايي که ما الان به سطح پذيرش دانشجوي دکترا هم رسيده ايم اين امکان را فراهم کرده ايم که دانشجويان در مقطع دکترا با تمرکز بيشتري مسائل اين منطقه را مورد مطالعه قرار دهند و احتمالاً بتوانند روي کشورهاي خاصي متمرکز شوند.
-آيا وجود دانشکده هايي مثل دانشکده مطالعات امريکاي شمالي يا دانشکده روسيه، در کنار وجود رشته مطالعات منطقه يي در دانشگاه هاي دولتي، نوعي موازي کاري محسوب نمي شود؟
نه، زيرا آنها بيشتر به مسائل فرهنگي و اجتماعي و مسائل خرد اين مناطق توجه دارند اما مطالعات ما خصلت کلان دارد و بيشتر به مسائل سياسي- استراتژيک اين مناطق توجه داريم.
-مهم ترين تصميمات و اقدامات شما به عنوان مدير گروه مطالعات منطقه يي دانشکده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران در دوران مديريت تان تاکنون چه بوده است؟
خود تاسيس گروه مهم ترين اقدامي بود که تاکنون انجام شده است زيرا ما در ساير دانشگاه ها گروه هاي مستقل مطالعات منطقه يي را نداريم و گروه روابط بين الملل در اين دانشگاه ها، مطالعات منطقه يي را به عنوان يک گرايش فرعي مطالعه مي کند. در حالي که با توجه به اهميت مناطق در جهان و روندهاي منطقه گرايي موجود و نيز با عنايت به مباحث نظري و عملي بسيار گسترده موجود در اين حوزه، تاسيس گروه هاي مطالعات منطقه يي در دانشکده هاي علوم سياسي کشور، امري ضروري است تا از اين طريق زمينه تربيت متخصصان حوزه هاي مختلف فراهم شود. ما چندي پيش نيازمند يک سخنران براي يکي از کشورهاي همسايه بوديم اما متاسفانه در هيچ يک از دانشگاه هاي ايران، متخصص اين کشور وجود نداشت. ما فاقد متخصصان کافي براي کشورهاي مختلف جهان هستيم. به همين دليل من فکر مي کنم نقش تاسيس گروه مطالعات منطقه يي در دانشگاه تهران اقدامي بسيار مهم بوده است. اقدام مهم ديگر راه اندازي دوره دکتراي مطالعات منطقه يي است که امکان پيشرفت را براي کساني که وارد اين حوزه مي شوند، فراهم مي کند. اقدام سوم راه اندازي «قطب علمي» مطالعات منطقه يي در دانشگاه تهران است که در حال حاضر روند اداري تاسيس آن در حال طي شدن است.
اقدام چهارم برگزاري همايش مطالعات منطقه يي در بهار امسال بود. ما به رغم ضعف ادبيات موجود در مطالعات منطقه يي، موفق شديم با گرد آوردن تمامي استادان صاحب نام مطالعات منطقه يي، همايش مذکور را برگزار کنيم. در اين همايش بحث هاي نظري و جنبه هاي کاربردي اين مباحث براي نظام جمهوري اسلامي، مورد بررسي قرار گرفت. اين همايش با استقبال خوب استادان و دانشجويان مواجه شد. اقدام ديگري که در حال پيگيري است، راه اندازي انجمن علمي مطالعات منطقه يي است. ما از اين طريق متخصصان و پژوهشگران اين حوزه را مي توانيم گرد هم بياوريم و فعاليت هاي علمي و پژوهشي را در اين حوزه ارتقا ببخشيم. يکي از مهم ترين موضوعات مطرح در خصوص رشته مطالعات منطقه يي، که البته اين موضوع شامل اکثر رشته هاي علوم انساني مي شود، ايجاد فرصت مناسب براي به کارگيري دانش آموختگان اين رشته است تا آنها بتوانند دانسته هاي خود را در حوزه هاي اجرايي و مراکز تصميم گيري، منشأ و مبناي تصميم گيري و سياست سازي قرار دهند. اين کار در همه کشورهاي جهان انجام مي شود. مراکز تحقيقاتي متعدد بايد شکل بگيرند تا امکان جذب اين دانش آموختگان فراهم آيد و از مطالعات آنها در حوزه هاي تصميم گيري و اجرا استفاده شود.
-شما براي جذب فارغ التحصيلان اين رشته در مراکز علمي و حکومتي چه تمهيدي انديشيده ايد؟
تمهيد ما همين طرح موضوع است. در واقع ما سعي کرده ايم ضرورت توجه به جذب فارغ التحصيلان اين رشته در چنين مراکزي را از هر طريقي مطرح کنيم. شکل گيري گروه مطالعات منطقه يي، قطب علمي و انجمن علمي اين رشته نيز در راستاي برجسته ساختن همين ضرورت است. همه دستگاه هاي اجرايي، بودجه هاي مناسبي را براي فعاليت هاي پژوهشي دارند و اين بودجه ها را در چارچوب صلاحديد خودشان مصرف مي کنند. اما ما متاسفانه فاقد مراکز پژوهش متعدد در حوزه مطالعات منطقه يي هستيم و اين امر، يکي از کم کاري هاي ماست. ما در دانشگاه تهران ظرف پنج سال اخير، «برنامه اوراسياي مرکزي» را با توجه به ضرورت جذب دانشجويان و پژوهشگران مطالعات منطقه يي تاسيس کرده ايم. لازمه ايجاد و توسعه چنين مراکزي، حمايت از فعاليت هاي پژوهشي در رشته مطالعات منطقه يي است. ما در کنار «برنامه اوراسياي مرکزي» که فقط به آسياي مرکزي، قفقاز و روسيه مي پردازد، نيازمند تاسيس مراکز ديگري هم هستيم که به مناطق ديگر جهان بپردازند. در دانشگاه تهران هيچ منعي براي اين کار وجود ندارد. فقط استادان بايد براي راه اندازي اين نوع مراکز تلاش بکنند. البته ما نيازمند بودجه هاي مناسب براي اين اقدامات هستيم. در مجموع من فکر مي کنم ما در اين زمينه با مشکلات جدي مواجه هستيم اما نبايد در اثر اين مشکلات نااميد و زمين گير شويم.
-مراکز تحقيقاتي مورد نظر شما با هدف جذب فارغ التحصيلان اين رشته بايد تاسيس شوند؟
ما بايد مراکز مطالعه مناطق مختلف جهان را تاسيس کنيم. مثلاً مرکز ژاپن شناسي يا چين شناسي. اين کشورها بسيار علاقه مند هستند که چنين مراکزي در دانشگاه هاي ايران راه اندازي شود. دستگاه هاي ذي ربط مثل وزارت خارجه، وزارت فرهنگ و ارشاد و وزارت دفاع بايد دانشگاه ها را مورد حمايت قرار دهند تا آنها مراکز مطالعات کشورهاي مختلف جهان را راه اندازي کنند. من به جرات مي گويم که ما در اين حوزه عقب ماندگي هاي بسيار جدي داريم و اميدوارم تلاش هايي که در زمينه رفع اين عقب ماندگي ها در حال انجام است به صورت جهشي دنبال شود. خوشبختانه ما الان در دانشگاه هاي مشهد، مازندران و تربيت مدرس، مراکز مطالعات منطقه يي را داريم.
-ببخشيد من دقيقاً متوجه نشدم که اين مراکز بايد توليد نيرو بکنند يا نيروهاي توليدشده را جذب کنند؟
نه، بايد نيروهاي توليدشده را جذب کنند ولي ما اول بايد اين نيروها را تربيت کنيم و پس از آن انتظار جذب آنها را داشته باشيم. ما در حوزه هايي هم که نيرو تربيت کرده ايم براي جذب نيروهايمان مشکل داريم. به هر حال وظيفه دانشگاه تربيت اين متخصصان است ولي من اميدوارم ما در کنار اين امر زمينه هاي مناسب براي جذب اين متخصصان در نهادهاي تحقيقاتي را فراهم کنيم.
من در مسکو که بودم واقعاً به کثرت انستيتوها و مراکز پژوهشي اين شهر غبطه مي خوردم. اين وظيفه ما دانشگاهيان است که براي راه اندازي چنين مراکزي تلاش کنيم تا علاوه بر تربيت متخصصان، به کارگيري آنها را در يک برنامه جامع در حوزه مطالعات منطقه يي دنبال کنيم.
-الان مقطع دکتراي رشته مطالعات منطقه يي، فقط در دانشگاه تهران وجود دارد؟
ما براي اولين بار در دانشگاه تهران براي دو گرايش «آسياي مرکزي و قفقاز» و «خاورميانه- شمال آفريقا»، مقطع دکترا را راه اندازي کرده ايم.
-تفاوت اساسي مقطع دکترا با کارشناسي ارشد، متمرکز شدن روي کشورهاي خاص است؟
طبيعتاً ما در سطح کارشناسي ارشد يک مجموعه اطلاعات کلي را درخصوص کشورهاي يک منطقه خاص به دانشجوهايمان ارائه مي کنيم تا يک شناخت بسيار کلي از آن منطقه به دست بياورند و براي نگارش پايان نامه بتوانند روي يک کشور خاص متمرکز شوند. اما در مرحله دکترا دانشجويان بايد به سطح افرادي برسند که واجد توان تحليل، توصيه و پيش بيني باشند و از درکي عميق و گسترده از مسائل يک منطقه برخوردار شوند زيرا مطالعات منطقه يي در مقطع دکترا مبتني بر يک روند انباشت اطلاعات در خصوص يک منطقه است؛ اطلاعاتي که خود مبتني بر روش پژوهش باشند. بنابراين ماهيت اين دو مقطع تحصيلي از نظر ما متفاوت است يعني در مقطع دکترا فرد کارشناس بايد به سطح تحليل علمي از مسائل يک منطقه ارتقا پيدا کند. البته همان گونه اشاره کردم، ما در حال حاضر در اين حوزه بسيار فقير هستيم.
-مطالعات منطقه يي در مقطع کارشناسي ارشد، قرابت زيادي با رشته روابط بين الملل دارد. اين طور که شما مي فرماييد، اين رشته در مقطع دکترا فاصله بيشتري با رشته روابط بين الملل پيدا مي کند.
بله، طبيعتاً اين گونه است.
-شما چه توصيه يي براي داوطلبان تحصيل در رشته مطالعات منطقه يي داريد؟
طبق بحث هايي که ما در گروه مطالعات منطقه يي داشته ايم و ضرورت هايي که براي شناخت هر منطقه وجود دارد، افرادي که مي خواهند در يک منطقه خاص تحصيل کنند، حتماً بايد زبان آن منطقه را فرا بگيرند. يادگيري زبان منطقه مورد نظر، امکان دسترسي به منابع منطقه و درک ديدگاه هاي درون منطقه را فراهم مي کند به ويژه اينکه ما در شرايط فعلي در کشورمان، فاقد امکان مطالعات ميداني هستيم. در واقع دانشجويان مطالعات منطقه يي در کشور ما با اين مشکل اساسي مواجه هستند. ما بايد بتوانيم دانشجويان مان را پس از گذراندن واحدهايي معين، به مناطق مورد مطالعه شان اعزام کنيم تا با مشاهدات خود، شناخت شان را از آن منطقه عميق تر کنند. اين امکان هنوز براي ما فراهم نشده است. ايجاد فرصت مناسب براي مطالعات ميداني در رشته مطالعات منطقه يي امر بسيار مهمي است که امکان آن تاکنون براي ما ميسر نشده است. بنابراين به دليل محدوديت هاي جدي موجود در اين زمينه، دانشجويان بايد يادگيري زبان هاي محلي را در برنامه کاري خود قرار دهند. عمل به اين توصيه به خصوص براي دانشجويان مقطع دکترا بسيار ضروري است.
-در مجموع شما فکر مي کنيد در دوران مديريت خودتان تا چه حد توانسته ايد رشته مطالعات منطقه يي را به جايگاه شايسته خودش برسانيد؟
طبيعتاً به دليل غفلتي که در کشور ما در دو دهه گذشته نسبت به موضوع مطالعات منطقه يي صورت گرفته است، ما در شرايط فعلي با محدوديت هايي جدي مواجه هستيم. وقتي ما محققان و متخصصان مناسبي را در اين حوزه تربيت نکرده ايم، طبيعتاً با محدوديت براي پيشبرد و انجام فعاليت هايمان مواجه مي شويم. لذا با توجه به اينکه جلوي ضرر را در هر کجا که بگيريم منفعت است، بايد با استفاده از صاحب نظران و استادان کم شمار و معدودي که در حال حاضر در اين رشته وجود دارند، محدوديت هاي موجود را از بين ببريم. بدون ترديد ما براي رسيدن به شرايط مطلوب نيازمند گذشت زمان و تلاش و پيگيري خستگي ناپذير همه کساني هستيم که معتقدند رشته مطالعات منطقه يي، به ويژه براي کشور ما، حائز اهميت فراوان است. ما در منطقه يي بسيار حساس از جهان قرار گرفته ايم، چرا که با آسياي غربي، خاورميانه، آسياي مرکزي و قفقاز مجاورت و تداخل داريم و اين امر ما را ملزم مي کند مناطق پيراموني خود را به شکلي دقيق بشناسيم تا بتوانيم دوستان و دشمنان خود را به درستي شناسايي کرده و براي تامين منافع خودمان اقدام کنيم. من فکر مي کنم ما دانشگاهيان به حکم وظيفه يي که برعهده داريم، بايد سعي کنيم نارسايي هاي موجود را، که البته اندک هم نيستند، برطرف کنيم تا رشته مطالعات منطقه يي را در آينده به شرايطي قابل قبول ارتقا دهيم.