
از ولاديمير ناباکف نويسنده نابغه روس تاکنون چندين رمان به فارسي ترجمه شده است. ظاهراً اولين مترجمي که سراغ ناباکف رفت ذبيح الله منصوري بود که « لوليتا» رمان معروف اين نويسنده را به شيوه خاص خود به فارسي ترجمه کرد. نسخه فارسي اين رمان که ابتدا به صورت پاورقي در يکي از مجلات چاپ شده، شباهت چنداني به لوليتاي ناباکف ندارد. بعد از او احمد خزايي رمان « دعوت به مراسم گردن زني» ناباکف را به فارسي ترجمه کرد. در پنج شش سال اخير با انتشار ترجمه هاي اميد نيک فرجام و رضا رضايي از ناباکف فرصت بهتري براي خوانندگان فارسي زبان پيش آمد تا ناباکف را بهتر بشناسند. نيک فرجام دو رمان مهم «زندگي واقعي سباستين نايت» و «خنده در تاريکي» اين نويسنده را ترجمه کرده و رضا رضايي «لوژين» و «پنين» را. .jpg)
همچنين مجموعه سه جلدي داستان هاي کوتاه ناباکف را بهمن خسروي به فارسي برگردانده است. دوستداران ناباکف چشم انتظار شاهکار اين نويسنده «آتش رنگ باخته» اند که ظاهراً نيک فرجام تصميم دارد آن را به فارسي ترجمه کند. انتشار يک ترجمه واقعي از «لوليتا» هم فعلاً امکان پذير نيست. «چشم» کوتاه ترين رمان ناباکف است که در سال 1930 به زبان روسي منتشر شد. 35 سال بعد ديميتري پسر ولاديمير ترجمه انگليسي اين رمان را منتشر کرد. محمدعلي مهمان نوازان اين رمان را به فارسي ترجمه کرده که از طرف نشر مرواريد منتشر شده است. شخصيت هاي رمان مهاجران روسي هستند که بعد از انقلاب اکتبر از روسيه به آلمان گريخته و در برلين ساکن شده اند. راوي معلم سرخانه بچه هاي يک خانواده روس است. در خانه آنها با زني به نام ماتيلدا آشنا مي شود. رابطه ملال آور آنها بعد از بازگشت شوهر زن قطع مي شود. راوي سرخورده و کتک خورده دست به خودکشي مي زند. اما تير تپانچه با وجود اصرار راوي بر مردن به هدف نمي نشيند. بعد از اين واقعه سر و کله شخصيت هاي ديگري در داستان پيدا مي شود. يک خانواده روس در برلين منزل دارند. در خانه آنها محفلي از مهاجران برپاست. وانيا دختر کوچک خانواده ظاهراً براي تمام حاضران در اين محفل چشمگير است. ماخين و رومن بوگدانوويچ دو آشناي قديمي خانواده اند. راوي بنا دارد تازه وارد اين جمع، اسموروف، را از نگاه يک يک حاضران حلاجي کند. ناگفته پيداست اسموروف هم گوشه چشمي به وانياخانم دارد. تحقيقات راوي در باب هويت و شخصيت اسموروف به نتايج شگفت انگيزي مي رسد؛ از همان دست نتايجي که خوانندگان آشنا با جهان داستاني ولاديمير ناباکف انتظار آن را دارند و ندارند. «چشم» هم مثل «زندگي واقعي سباستين نايت» با ايجاد وضعيت وارونگي هويت راوي به پايان مي رسد. در «زندگي واقعي سباستين نايت» راوي تصميم دارد زندگينامه دقيق برادر نويسنده اش سباستين نايت را بنويسد. اما هر چه رمان پيش مي رود، هويت راوي و سباستين نايت بيشتر در هم گره مي خورد تا جايي که براي خود راوي هم قابل تشخيص نيست. «چشم» 106 صفحه است. فونت کتاب هم درشت است. بنابراين خواندن آن بيشتر از يک بعدازظهر وقت نمي برد. قيمت کتاب 2100 تومان است.