پنج شنبه، 15 مرداد 1388 - شماره 2019
   
 
صفحه نخست :: ضميمه روزانه :: تلويزيون
شتاب در رفت وآمدهاي مديريتي راديو
راديو در آستانه خاموشي

فاطمه رحيمي

راديو پس از انقلاب در ايران سه دوره متفاوت 10ساله را پشت سر گذاشت و هم اکنون در آستانه ورود به دوره 10ساله چهارم است. دوره اول که از سال 57 آغاز شد و تا سال 67 ادامه يافت عصر طلايي راديو محسوب مي شود. دوره دوم که از سال 67 آغاز شد و تا سال هاي 77 و 78 ادامه يافت دوران رکود راديو و کم اقبالي از سوي مخاطبان بود و از سال 78 به تدريج روزگار شکوفايي مجدد راديو و تولد دگرباره آن آغاز شد و اين روند در سال هاي 85 تا 87 به اوج خود رسيد. راديو در دهه اول بعد انقلاب توانست با درک وضعيت و شرايط اجتماعي و سياسي خاص جامعه به عنوان رسانه يي منحصر به فرد انيس مردم ايران باشد. التهاب ناشي از دوران جنگ و نياز مردم براي دسترسي به اطلاعات از سريع ترين راه ممکن، خلاء رسانه ها و خبرگزاري هاي متنوعي که اخبار و اطلاعات را براي مردم در کمترين زمان مخابره کنند و درايت و مديريت رسانه يي مديران وقت راديو همه دست به دست هم داد تا اين رسانه گرم شنيداري در 10ساله اول پس از انقلاب به عنوان رسانه يي پيشتاز و مقبول عصر طلايي خود را پشت سر بگذارد. اما بعد از پايان جنگ، رسانه هاي متنوعي به متن جامعه نفوذ پيدا کردند، تلويزيون تنوع و زمان پخش برنامه هايش را افزايش داد و به تدريج شبکه هاي ديگري آغاز به کار کردند و راديو کم کم رو به فراموشي رفت. اين دوره که حدود 10 سال به طول انجاميد دوران رکود راديو و کم اقبالي از سوي مخاطبان است اما دوره سوم وقتي آغاز شد که راديو براي خود استراتژي هاي جديد تعريف کرد؛ حفظ مخاطب فعلي و جذب مخاطب جديد اولين راهبردي بود که دکتر حسن خجسته مدير وقت راديو تبيين کرد. در اين دوره راديو با توجه به اقتضائات و شرايط روز جامعه براي خود ماموريت و کارکردهاي جديدي را تعريف کرد و با عبور از کارکرد تفريحي به سمت کارکردهاي اطلاع رساني و آموزشي رفت. براي محقق شدن اين کار شبکه هاي تخصصي راديو افزايش يافتند. در اين دوره که روزگار تولد دوباره و شکوفايي راديو محسوب مي شود شبکه هاي راديويي در سه گروه شبکه هاي عمومي، شبکه هاي اختصاصي و شبکه هاي تخصصي تکثر پيدا کردند. به اين ترتيب مخاطبان هر يک از شبکه هاي تخصصي و اختصاصي بسته به نوع علاقه مندي و تخصص خود در اين شبکه ها تقسيم شدند. حالا ديگر راديو کارکرد صرفاً تفريحي نداشت که مردم در اوقات فراغت خود به شنيدن برنامه هايش تمايل داشته باشند. شنيدن برنامه هاي تخصصي براي مخاطبان آنها حکم ضرورتي اجتناب ناپذير را داشت. از سوي ديگر راديو هاي جوان و گفتگو در راستاي سياست هايي که سازمان صدا و سيما براي هر يک از شبکه هاي راديويي در افق رسانه ترسيم کرده بود به کار خود ادامه مي دادند. راديو جوان ماموريت ويژه ارتباط با نسل جوان جامعه و جذب آنها را بر عهده داشت. براي تحقق اين امر بايد برنامه هايي به روي آنتن مي رفتند که از زباني متفاوت برخوردار بودند و روحيات جواني را در نظر داشتند. اين رويه راديو جوان که در سياست هاي سازمان صدا و سيما روي آن تاکيد شده بود، به مذاق برخي ها خوش نيامد و دامنه اعتراضات تا جايي پيش رفت که برنامه هاي شبکه راديو جوان قائم به فرد تلقي شود و به برکناري مدير جوان و جسور آن بينجامد. راديو گفتگو شبکه يي بود براي تضارب آرا و گفت وگوي انديشه هاي متفاوت. در واقع محلي بود براي تمرين چندصدايي در رسانه ملي که ضرغامي پيش از آن قولش را داده بود. فشارهاي بيرون از سازمان به اين شبکه نيز تا آنجا پيش رفت که مدير اين راديو هم برکنار شود. با وجود اعمال فشارهايي از اين دست توسعه شبکه هاي تخصصي همچنان از اولويت هاي ويژه راديو بود چنان که خبر راه اندازي راديو خانواده و راديو نمايش به عنوان پانزدهمين و شانزدهمين شبکه راديويي در رسانه ها اعلام شد. ضرورت راه اندازي چنين شبکه هايي در سپهر رسانه يي کشور بارها از سوي کارشناسان رسانه و مديران وقت راديو مورد تاکيد قرار گرفت. مثلاً عنوان مي شد خانواده در نظام جمهوري اسلامي مي تواند محور و مبناي توسعه قرار گيرد و در صورتي که در نظام خانواده گسستي صورت نگيرد، بزهکاري هاي اجتماعي شکل نمي گيرند و بساط بسياري از مفاسد نيز برچيده خواهد شد و هيچ کس منکر نقش رسانه در تاثير گذاري بر جامعه نيست. راديو خانواده قرار بود با اين هدف شروع به کار کند و بر جامعه تاثير بگذارد. راديو نمايش هم وظيفه پيوند ميان هنرهاي نمايشي کشور را بر عهده داشت و قرار بود با تحليل و نقد هنرهاي نمايشي کشور اعم از تئاتر، سينما، تلويزيون و راديو کانوني باشد براي گردهمايي هنرمندان و منتقدان و در نهايت به اعتلاي هنر در کشور کمک کند. در کنار همه اين روش هاي منحصر به فرد در دوره سوم حيات بعد از انقلاب و استراتژي هاي دوازده گانه يي که اين رسانه را به افق جديدي هدايت مي کرد در راديو اقدامات ديگري نيز صورت گرفت که موجبات اعتلاي اين رسانه را فراهم کرد. از جمله ايده برگزاري جشنواره راديو به صورت بين المللي بود که تعامل و تبادل تجربه برنامه سازان راديويي ايران با برنامه سازان ديگر کشورهاي جهان را فراهم کرد. در دوره سوم حيات بعد از انقلاب راديو قانوني وضع شد که بر اساس آن همه مديران راديو از ميان خلاق ترين و بهترين برنامه سازان راديو انتخاب مي شدند و در واقع به شيوه ديگر بخش ها هرگز در اين مدت کسي از بيرون مجموعه وارد نشد که بخواهد در مجموعه مديريت کند. بنابراين اين اميد در وجود برنامه سازان ساختارشکن و خوشفکر راديو وجود داشت که در صورت بالا رفتن ضريب رضايتمندي از برنامه هاي آنان مي توانند سمت هاي مديريتي را از آن خود کنند. دوره سوم با همه شکوفايي و موفقيت هايش در حالي که هنوز راديوخانواده و راديونمايش کار خود را آغاز نکرده بودند با استعفاي ناگهاني دکتر خجسته پايان يافت و محمدحسين صوفي به عنوان معاون صدا به راديو آمد تا دوره چهارم را آغاز کند.

خجسته در اول بهمن ماه سال 87 از راديو رفت. او قول افتتاح راديوهاي خانواده و نمايش را در دهه فجر داده بود. مدير جديد راديو در اولين مصاحبه هاي خود از ادامه روش هاي اصولي مدير قبل صحبت کرد و گفت اين دو راديو تا پايان بهمن ماه راه اندازي مي شوند.

اگرچه مدتي بعد صداي رسمي راديو اعلام کرد راديوخانواده در سه ماهه اول سال 88 شروع به کار مي کند و زمان راه اندازي راديونمايش هم مشخص نيست. دوره چهارم با کنار گذاشتن برخي از افراد که از ارکان و پايه هاي راديو بودند کار خود را آغاز کرد و برخلاف شيوه دوره پيش، مديران راديو از ميان کساني انتخاب شدند که راديويي نبودند. محمدمهدي لبيبي از راديو تجارت رفت، مجيد حسيني مدير راديو«نوا» در همان روزهاي آغازين دوره چهارم از سمت خود استعفا داد، مسعود ترقي جاه باجناق حدادعادل به جاي حسن محمديان مدير راديو گفتگو شد. محمود زنده نام مستندساز به جاي شهرام گيل آبادي به مرکز هنرهاي نمايشي راديو رفت و حميدرضا خزايي قائم مقام معاون صدا و اولين مدير راديوجبهه مسووليت خود را به منصور کريميان بخشيد. به جاي ساناز حاجي زاده دبير جشنواره راديو مجيد هاشمي فر و به جاي دکتر کلانتري مديرکل پژوهش هاي راديو مقدسي قرار گرفت. مديران منتخب فعلي راديويي نيستند و اهالي راديو آنها و سابقه شان را نمي شناسند.

زمزمه هاي ديگري نيز شنيده مي شود که چندان خوشايند برنامه سازان راديو نيست. مثلاً مي گويند مديران ديگري همچون محمد جهاني مدير راديو پيام و عليرضا نوري مدير راديو ايران نيز قرار است از بدنه راديو جدا شوند. تغيير مديران راديو از اين جهت زيان محسوب مي شود که همگي اين افراد کارشان را از برنامه سازي در راديو آغاز کرده اند.همگي آنها در سال هاي گذشته مشاغل متعدد نويسندگي، سردبيري و تهيه کنندگي راديو را تجربه کردند و سپس مدير شدند؛خصوصيتي که در مديران انتخابي فعلي وجود ندارد. اين مساله از آنجا اهميت مي يابد که براي برنامه سازي راديويي رشته دانشگاهي و منابع مکتوب متنوعي وجود ندارد. آنچه هم اکنون هست به همت اداره کل پژوهش هاي راديو و با حمايت مدير وقت دوره سوم ترجمه و تاليف شد تا در اختيار حوزه هاي آکادميک قرار بگيرد. بنابراين افرادي که از خارج وارد مجموعه راديو مي شوند ممکن است هيچ دانش و تجربه يي در کار برنامه سازي راديو نداشته باشند و در اين صورت اين سوال پيش مي آيد که چگونه مي خواهند موجب ارتقاي راديو شوند؟، چرا که در 10 سال گذشته راديو همزمان با ورود به حوزه هاي تئوريک و دانشگاهي خود را نيز تغيير داد و با برقراري پيوند ميان مباحث نظري و برنامه سازي ميزان رضايتمندي مخاطب از اين رسانه را آن هم در عصر هجوم رسانه هاي رنگا رنگ تا حد زيادي بالا برد؛رضايتي که چند ماهي است از آن کاسته شده است.راديو جوان و راديو گفتگو ماموريت ويژه خود را به فراموشي سپردند و راديوهاي ديگر هم در آستانه تغيير و تحولات غيرکارشناسي هستند. مساله راه اندازي راديو خانواده و راديو نمايش منتفي شده است و دايره صميمي راديو با کنار گذاشتن ارکان اصلي آن در حال فروپاشي است. گويي افق رسانه که در آن بر توسعه کيفي و کمي شبکه هاي راديويي تاکيد شده، فقط کتابچه يي براي مطالعه است چون راديو در روزهاي ابتدايي دوره چهارم حيات بعد انقلاب خود نشان داده است به جاي توسعه تخصصي قصد کوچک کردن بدنه خود را دارد.

يکي از استراتژي هاي راديو در دوره سوم راهبرد پرواز بود به اين معنا که راديو به عنوان پرنده خوش صداي کوچکي بايد پرواز کند تا ديده شود. براي پرواز راديو در دوره سوم برنامه هايي مثل جشنواره بين المللي راديو، کنفرانس راديوهاي قرآني و اسلامي، جشن قرآني تسنيم، همايش تجليل از پيرغلامان، همايش طنز 18 کلمه يي و کنفرانس بين المللي رسانه هاي سلامت محور طراحي شد. اما راديو در آغازين روزهاي دوره چهارم با لغو برگزاري همايش رسانه هاي سلامت محور يک ماه پيش از برگزاري - قرار بود اين سمينار را راديو سلامت برگزار کند- که 80 درصد کار آن پيش رفته بود و ادغام جشن ملي راديو با جشنواره بين المللي صدا اين طور نشان داد که ديگر ميلي به پرواز و ديده شدن ندارد.

آخرين رفتار رسانه يي راديو در روزهاي اخير و در ابتداي راه دوره چهارم واکنش خشمگينانه يي بود به استاد شجريان. راديو که سال هاست مردم با حس سحرهاي خاطره انگيز و افطارهاي نوستالژيک آن زندگي کرده اند، بي توجه به ميل و رغبت مخاطبانش که صاحبان اصلي اين رسانه ملي هستند، اعلام کرد ادعيه و ربناي شجريان را هم در ماه رمضان پخش نمي کند. اولين واکنش سازمان صدا و سيما در برابر شجريان پس از شکايت او از سوي راديو صورت گرفت. شايد براي اينکه اين رسانه در دوره چهارم حيات پس از انقلاب خود قصد دارد به صراحت به مخاطبانش اعلام کند چندان به مثلث مصلحت، ميل و نياز که ضامن موفقيت و اقبال راديو در دوره سوم بود، اعتقادي ندارد. ويليام اش مي گويد؛ هيچ کاري در جهان آسان تر از خاموش کردن راديو نيست. شايد انديشه فعلي حاکم بر راديو غافل از اين است که اگر ميزان رضايتمندي مردم از راديو پايين بيايد ابتدا پيچ آن را مي چرخانند و اگر باز هم در شبکه يي ديگر مطلب درخوري نيابند آن را خاموش مي کنند. راديو هم اکنون در آستانه خاموشي است.

نگاهي به وضعيت راديو در دوران مديريت دکتر حسن خجسته
رسانه يي که صميمي بود


حامد جوادزاده

به لطف ارديبهشت ماه و سالگرد راديو، تقريباً همه مردم مي دانند دستگاه ضبط صدا اولين بار توسط وزير مظفرالدين شاه وارد ايران شد و اولين صدايي که ضبط شد، صداي همان مظفرالدين شاه بود که به وزير زحمتکشش که سوغات فرنگ را برايش به ارمغان آورده بود، اعلام کرد از او و زحماتش راضي است و به او اين اميد را داد که در آينده او را مورد لطف و تفقد قرار دهد. بعد از آن چند سالي گذشت تا راديو در ايران شروع به فعاليت کند ولي وقتي شروع کرد، مهم ترين اتفاق آن دوران بود، کتابي مي خواندم که در آن تاثير راديو در انقلاب مشروطه به طور مبسوط تشريح شده بود و براي بيان اهميت راديو، اين رسانه را جزء لاينفک انقلاب مشروطه دانسته بود. اينها همه گذشت تا راديو مکاني شد براي اجتماع هنرمندان و محيطي براي عرضه هنر و اقتدار هنرمند، اين يعني عمده هنرمندان نامي کنوني و هنرمندان نامي فقيد که دستي بر آواز و ترانه و موسيقي و قلم داشتند، براي فرهيختگي خود، در کارنامه شان سال هاي حضور در راديو را پررنگ تر مي نوشتند و براي مخاطب، توان حضورشان را در راديو به رخ مي کشيدند، اين اتفاق وقتي افتخار مي شد که آنها همه در بيان چگونگي حضورشان در راديو، قبولي در آزمون ورودي را امري محال نشان مي دادند، با اين حال اينها همه در تاريخ راديو به يادگار مانده و امثال ياحقي ها و صابري فومني ها و قوامي ها و اخوان ثالث ها و نوذري ها و عاملي ها و خيلي هاي ديگر در تاريخ راديو ثبت شده اند و از آن اعتبار گرفته اند و به آن اعتبار داده اند. پس از آن بود که راديو در گويش اهالي اش به «رسانه گرم» و «رسانه صميمي» ملقب شد و کارشناسان دست به قلم رسانه، در تحليل هايشان راديو را رسانه يي دانستند که به دليل دارا بودن دو عنصر کلام و موسيقي، «رسانه يي گرم» است و به دليل سهل الوصول بودن «رسانه يي صميمي»، اما اين رسانه گرم و صميمي بعد از انقلاب چه نقشي داشت؟ «راديو جنگ» يا «راديو صداي جبهه» از مهم ترين عناصر دفاع مقدس بود و کسب آخرين اطلاعات و اخبار از جنگ و ايجاد روحيه براي رزمندگان و تخريب روحيه و عمليات رواني براي دشمن از جمله رسالات و فعاليت هاي راديو در زمان جنگ به حساب مي آمد، بعد از جنگ هم راديو به عنوان رسانه يي گرم و صميمي، کماکان کارکرد خود را حفظ کرد و برجا ماند. تا اينکه در سال هاي اخير افزايش راديو ها و کارکرد جديدي که براي راديو در نظر گرفته شد، شروع فاز جديدي از فعاليت اين رسانه را کليد زد، اين اتفاق به حدي جدي است که مي توان و بايد راديوي بعد از انقلاب يا دقيق تر راديوي بعد از جنگ را به دو قسمت تقسيم کرد؛ راديو در زمان مديريت دکتر حسن خجسته و راديوي بعد از خجسته،

اين تقسيم بندي هرچند سريع صورت گرفته است، اما دقيق است و در عرصه راديو کاربردي، با اين توضيح که در مورد راديوي بعد از خجسته، فعلاً نمي توان نظر صريح داد اما بررسي ديدگاه هاي مديران ارشد نسبت به اين رسانه گرم، آينده يي براي راديو متصور مي کند. مديريت حسن خجسته علاوه بر تمام انتقاداتي که به آن وارد بود، مديريتي علمي بود که با تجربه برنامه سازي عجين شده بود، در بيش از يک دهه مديريت اگر هم ايرادي بود، پس از گذشت سال ها مرتفع شده بود و اين در حالي است که حسن خجسته افراد زيرمجموعه اش را به رغم تعددشان، به اسم و مشخصات شخصي مي شناخت و اين براي تبديل شدن راديو به مکاني گرم و صميمي نکته يي حياتي به نظر مي رسيد، اما حسن خجسته در راديو چه کرد؟

در حال حاضر تعداد شبکه هاي راديويي از 12 شبکه فراتر رفته و حسن خجسته در تاسيس و راه اندازي اکثر آنها دخالت مستقيم داشته است، تخصصي کردن راديو ها اراده خجسته است که در مورد درستي يا نادرستي اين تصميمات آينده نظر مي دهد، اما راديو هايي که در اين چند سال بعد از جنگ راه اندازي شد، کدام هاست و هر کدام چه مي کنند؟

شبکه هاي تمام وقت عبارتند از؛ ايران، جوان، قرآن، تهران، پيام، فرهنگ، ورزش و معارف و شبکه هاي به اصطلاح تخصصي و پاره وقت نيز عبارتند از؛ گفت وگو، سلامت، آوا، نوا، تجارت و کرج که به اينها مي توان راديو هايي نظير راديو برون مرزي صداي آشنا، راديو اينترنتي ايران صدا يا راديو هاي در حال راه اندازي خانواده و نمايش را نيز اضافه کرد، در ضمن اداراتي مانند اداره کل نمايش که پس از حضور دکتر گيل آبادي به مرکز هنرهاي نمايشي تغيير نام و ماهيت داد) و نيز اداره کل نغمات آييني هم در تقسيم بندي هاي راديو تاثيرپذير و تاثيرگذارند،

اما اکنون بايد پرسيد اين همه راديو براساس کدام نيازسنجي و کدام مخاطب شناسي راه اندازي شد، کارکرد اين راديو ها چيست، نگاه به اين شبکه ها فرهنگي صرف است، آموزشي صرف است، امنيتي صرف است، فرهنگي - امنيتي است، فرهنگي - آموزشي است؟ يا...

همه اين مطالب قابل بررسي است اما اين مطلب راهي دگر دارد و آن هم اين است که کدام يک از اين راديو ها کارکرد اصلي خود را انجام مي دهد و در بيان منويات شبکه يي موفق تر بوده است؟

تقريباً مي توان از نام شبکه ها پي به محتواي آنها هم برد و اين اولين اتفاقي است که در مراجعه به راديو رخ مي دهد، اما آيا در بين مخاطبان هم چنين احساسي وجود دارد؟

بدون شک در بين تمام راديو هاي تمام وقت - بدون اولويت بندي- راديو هاي پيام، جوان، ايران، ورزش و تهران شناخته ترين و پرشنونده ترين راديو ها هستند و در بين شبکه هاي پاره وقت، راديو گفتگو در سال هاي اخير با موجي از مخاطب روبه رو شد، اما در اين بين راديوجوان به سبب سبک برنامه سازي و انتخاب موسيقي، تا يکي دو سال قبل پرشنونده ترين شبکه راديويي کشور بود و بعد از چند سال موفق شد در رقابت بين شبکه يي، راديوي پرمخاطب پيام -البته پرمخاطب در تهران- را جا بگذارد، به طوري که براي بررسي راديو در سال هاي اخير نمي توان راديوهاي جوان و گفتگو را ناديده گرفت؛ راديوهايي که بسياري را براي اولين بار جذب راديو کرد و با مقوله راديو آشنا کرد،

بررسي پديده يي به نام راديوجوان و راديوگفتگو، شايد ديدگاهي شفاف تر درخصوص نوع نگاه به راديو به ما بدهد.

اما قبل از آن با بررسي سياست هاي وقت راديو، زمينه هاي شکل گيري راديو هاي جوان و گفتگو را راحت تر بررسي مي کنيم،

زماني در مديريت راديو سياستي وجود داشت که با برخورد هاي دسته دوم با راديو مقابله مي کرد و به شدت بر اين نکته که راديو رسانه يي مستقل، متشخص، اصول مند و کاراست، تاکيد و اصرار داشت به اين معني که از ظرفيت هاي راديو براي تبليغ راديو استفاده مي شد و با تبليغات از رسانه يي مانند تلويزيون با وسواس برخورد مي کرد، گويندگان راديو براي حضور در تلويزيون محدوديت داشتند و... به طور خلاصه راديو قلمرو خود را طوري مشخص کرده بود که هيچ شخصي اعم از حقيقي و حقوقي جرات تعدي به او را نداشت و مجبور بود راديو را به شکل رسانه يي مستقل قبول کند. در چنين فضايي راديو هايي مانند جوان و گفتگو جوانه زدند و چنان با قدرت به فعاليت پرداختند که نگاه قبلي را تحکيم کردند. به بيان ديگر بستري که تفکر مديريتي حاکم بر راديو ايجاد کرد، ظرفي مدعي به وجود آورد که نيازمند مظروفي درخور بود، بر اين اساس شبکه هاي مذکور شروع به فعاليت کردند و به شهادت مخاطب، اين اتفاق، درست و کم نقص و در چارچوبه منشور صداوسيما رخ داد و نويدبخش آينده يي بود که راديو ظرفيت هايي مانند تلويزيون، رسانه هاي مکتوب، فضاي سايبر (اينترنت) و... را به چالش بکشد که به نظر اين روند تحمل نشد و با تغيرات مديريتي گسترده يي که رخ داد، حرکت پرسرعت راديو ابتر ماند.

اما چرا مي توان با اين صراحت در مورد ابتر ماندن حرکت راديو سخن گفت؟

بحث معروف صف و ستاد(Line & Staff) در رسانه هم جايگاه پراهميتي دارد و تقريباً براي همگان نيز مشخص شده است که «صدا» و «سيما» يا به قولي «راديو» و «تلويزيون» که در واقع خروجي سازمان بزرگي به نام صدا و سيماست، به عنوان «صف» مطرح مي شود که به طور طبيعي براي هدايت اين مجموعه مديراني را بايد به کار گرفت که خصوصيات هدايت خط آتش را داشته باشند؛ مديراني که صدا و سيما از وجودشان بي بهره هم نيست. اما شرايط در دو سال اخير به نوعي پيش رفت که بالاجبار راديو و تلويزيون و بالطبع رسانه، مجبور به استفاده از مديراني شدند که بيشتر توانايي هدايت ستاد را در خود پرورش داده بودند، البته شايد در تحليل ها چنين بيان شود که مديران ستادي هم کارنامه درخشاني از خود بروز داده اند، که اين مورد تاييد تمام عقلا خواهد بود چراکه بدون پشتيباني از طرف ستاد، هيچ صفي موفق عمل نخواهد کرد يا حرکتش تکميل نمي شود، اما به هر شکل در حال حاضر مديراني با خصوصيات اداره صف بر راديو حاکميت نمي کنند و بر اين اساس است که مي توان صراحتاً اعلام کرد حرکت پرشتاب راديو، که با راديوجوان و راديو گفتگو شروع شد، ابتر مانده است، از طرفي همان طور که در ابتداي مطلب نگاشته شد براي قضاوت درخصوص راديوي بعد از خجسته، قدري زود است و بايد منتظر ماند تا سياست هاي راديو بعد از خجسته هم تبيين شود سپس قضاوت کرد که راديو ره به کجا مي برد. اما نکته يي که کارشناسان و مخاطب حرفه يي را نگران مي کند اين است که چه نيروي مديريتي جايگزين شناخت، تجربه و جسارت مديريت زمان اوج راديو خواهد شد،؟

راديوجوان و راديوگفتگو نمونه هاي خوبي براي تصميم گيري درخصوص تفکر حاکم بر راديو خواهند بود و به بياني، ميزان الحراره صداي رسانه ملي، راديو هاي جوان و گفتگو هستند که در حال حاضر و پس از تغييرات مديريتي، راديو هايي خنثي و کم اثر به حساب مي آيند. اما در اين بين رشد ملايم راديو هايي مانند ايران و تهران و همچنين راديوي پاره وقت آوا (راديوموسيقي) به همراه حرکت نوين راديو اينترنتي ايران صدا، منافذي از اميد ايجاد کرده است تا مخاطب اميدوار باشد که پس از حاکميت آرامش و اعتدال عمومي بر جامعه، راديو هم به مسير گذشته اش ادامه دهد.در پايان ذکر اين نکته بسيار ضروري به نظر مي رسد که پس از بررسي تفکرات کلان راديو، نبايد از حرکات نااميدانه سطوح بعضي از شبکه ها غافل ماند که در اين شرايط ضعف مفرط حاکم بر اين شبکه ها، به افراد همان شبکه و غفلت آنها از فراگيري فرمت هاي جديد برنامه سازي و شناخت سطح نياز مخاطب برمي گردد که طبيعتاً در شرايطي که راديو بخواهد با همان سرعت به مسير گذشته اش ادامه دهد، اين شبکه ها با اين وضعيت، از گردونه رقابت خواه ناخواه خارج خواهند شد و بازيابي موقعيت نيم بند فعلي هم براي آنها بسيار سخت و پرمشقت خواهد بود.
عناوين اين صفحه
راديو در آستانه خاموشي
رسانه يي که صميمي بود

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام