.jpg)
حامد جوادزاده
به لطف ارديبهشت ماه و سالگرد راديو، تقريباً همه مردم مي دانند دستگاه ضبط صدا اولين بار توسط وزير مظفرالدين شاه وارد ايران شد و اولين صدايي که ضبط شد، صداي همان مظفرالدين شاه بود که به وزير زحمتکشش که سوغات فرنگ را برايش به ارمغان آورده بود، اعلام کرد از او و زحماتش راضي است و به او اين اميد را داد که در آينده او را مورد لطف و تفقد قرار دهد. بعد از آن چند سالي گذشت تا راديو در ايران شروع به فعاليت کند ولي وقتي شروع کرد، مهم ترين اتفاق آن دوران بود، کتابي مي خواندم که در آن تاثير راديو در انقلاب مشروطه به طور مبسوط تشريح شده بود و براي بيان اهميت راديو، اين رسانه را جزء لاينفک انقلاب مشروطه دانسته بود. اينها همه گذشت تا راديو مکاني شد براي اجتماع هنرمندان و محيطي براي عرضه هنر و اقتدار هنرمند، اين يعني عمده هنرمندان نامي کنوني و هنرمندان نامي فقيد که دستي بر آواز و ترانه و موسيقي و قلم داشتند، براي فرهيختگي خود، در کارنامه شان سال هاي حضور در راديو را پررنگ تر مي نوشتند و براي مخاطب، توان حضورشان را در راديو به رخ مي کشيدند، اين اتفاق وقتي افتخار مي شد که آنها همه در بيان چگونگي حضورشان در راديو، قبولي در آزمون ورودي را امري محال نشان مي دادند، با اين حال اينها همه در تاريخ راديو به يادگار مانده و امثال ياحقي ها و صابري فومني ها و قوامي ها و اخوان ثالث ها و نوذري ها و عاملي ها و خيلي هاي ديگر در تاريخ راديو ثبت شده اند و از آن اعتبار گرفته اند و به آن اعتبار داده اند. پس از آن بود که راديو در گويش اهالي اش به «رسانه گرم» و «رسانه صميمي» ملقب شد و کارشناسان دست به قلم رسانه، در تحليل هايشان راديو را رسانه يي دانستند که به دليل دارا بودن دو عنصر کلام و موسيقي، «رسانه يي گرم» است و به دليل سهل الوصول بودن «رسانه يي صميمي»، اما اين رسانه گرم و صميمي بعد از انقلاب چه نقشي داشت؟ «راديو جنگ» يا «راديو صداي جبهه» از مهم ترين عناصر دفاع مقدس بود و کسب آخرين اطلاعات و اخبار از جنگ و ايجاد روحيه براي رزمندگان و تخريب روحيه و عمليات رواني براي دشمن از جمله رسالات و فعاليت هاي راديو در زمان جنگ به حساب مي آمد، بعد از جنگ هم راديو به عنوان رسانه يي گرم و صميمي، کماکان کارکرد خود را حفظ کرد و برجا ماند. تا اينکه در سال هاي اخير افزايش راديو ها و کارکرد جديدي که براي راديو در نظر گرفته شد، شروع فاز جديدي از فعاليت اين رسانه را کليد زد، اين اتفاق به حدي جدي است که مي توان و بايد راديوي بعد از انقلاب يا دقيق تر راديوي بعد از جنگ را به دو قسمت تقسيم کرد؛ راديو در زمان مديريت دکتر حسن خجسته و راديوي بعد از خجسته،
.jpg)
اين تقسيم بندي هرچند سريع صورت گرفته است، اما دقيق است و در عرصه راديو کاربردي، با اين توضيح که در مورد راديوي بعد از خجسته، فعلاً نمي توان نظر صريح داد اما بررسي ديدگاه هاي مديران ارشد نسبت به اين رسانه گرم، آينده يي براي راديو متصور مي کند. مديريت حسن خجسته علاوه بر تمام انتقاداتي که به آن وارد بود، مديريتي علمي بود که با تجربه برنامه سازي عجين شده بود، در بيش از يک دهه مديريت اگر هم ايرادي بود، پس از گذشت سال ها مرتفع شده بود و اين در حالي است که حسن خجسته افراد زيرمجموعه اش را به رغم تعددشان، به اسم و مشخصات شخصي مي شناخت و اين براي تبديل شدن راديو به مکاني گرم و صميمي نکته يي حياتي به نظر مي رسيد، اما حسن خجسته در راديو چه کرد؟
در حال حاضر تعداد شبکه هاي راديويي از 12 شبکه فراتر رفته و حسن خجسته در تاسيس و راه اندازي اکثر آنها دخالت مستقيم داشته است، تخصصي کردن راديو ها اراده خجسته است که در مورد درستي يا نادرستي اين تصميمات آينده نظر مي دهد، اما راديو هايي که در اين چند سال بعد از جنگ راه اندازي شد، کدام هاست و هر کدام چه مي کنند؟
شبکه هاي تمام وقت عبارتند از؛ ايران، جوان، قرآن، تهران، پيام، فرهنگ، ورزش و معارف و شبکه هاي به اصطلاح تخصصي و پاره وقت نيز عبارتند از؛ گفت وگو، سلامت، آوا، نوا، تجارت و کرج که به اينها مي توان راديو هايي نظير راديو برون مرزي صداي آشنا، راديو اينترنتي ايران صدا يا راديو هاي در حال راه اندازي خانواده و نمايش را نيز اضافه کرد، در ضمن اداراتي مانند اداره کل نمايش که پس از حضور دکتر گيل آبادي به مرکز هنرهاي نمايشي تغيير نام و ماهيت داد) و نيز اداره کل نغمات آييني هم در تقسيم بندي هاي راديو تاثيرپذير و تاثيرگذارند،
اما اکنون بايد پرسيد اين همه راديو براساس کدام نيازسنجي و کدام مخاطب شناسي راه اندازي شد، کارکرد اين راديو ها چيست، نگاه به اين شبکه ها فرهنگي صرف است، آموزشي صرف است، امنيتي صرف است، فرهنگي - امنيتي است، فرهنگي - آموزشي است؟ يا...
همه اين مطالب قابل بررسي است اما اين مطلب راهي دگر دارد و آن هم اين است که کدام يک از اين راديو ها کارکرد اصلي خود را انجام مي دهد و در بيان منويات شبکه يي موفق تر بوده است؟
تقريباً مي توان از نام شبکه ها پي به محتواي آنها هم برد و اين اولين اتفاقي است که در مراجعه به راديو رخ مي دهد، اما آيا در بين مخاطبان هم چنين احساسي وجود دارد؟
بدون شک در بين تمام راديو هاي تمام وقت - بدون اولويت بندي- راديو هاي پيام، جوان، ايران، ورزش و تهران شناخته ترين و پرشنونده ترين راديو ها هستند و در بين شبکه هاي پاره وقت، راديو گفتگو در سال هاي اخير با موجي از مخاطب روبه رو شد، اما در اين بين راديوجوان به سبب سبک برنامه سازي و انتخاب موسيقي، تا يکي دو سال قبل پرشنونده ترين شبکه راديويي کشور بود و بعد از چند سال موفق شد در رقابت بين شبکه يي، راديوي پرمخاطب پيام -البته پرمخاطب در تهران- را جا بگذارد، به طوري که براي بررسي راديو در سال هاي اخير نمي توان راديوهاي جوان و گفتگو را ناديده گرفت؛ راديوهايي که بسياري را براي اولين بار جذب راديو کرد و با مقوله راديو آشنا کرد،
بررسي پديده يي به نام راديوجوان و راديوگفتگو، شايد ديدگاهي شفاف تر درخصوص نوع نگاه به راديو به ما بدهد.
اما قبل از آن با بررسي سياست هاي وقت راديو، زمينه هاي شکل گيري راديو هاي جوان و گفتگو را راحت تر بررسي مي کنيم،
زماني در مديريت راديو سياستي وجود داشت که با برخورد هاي دسته دوم با راديو مقابله مي کرد و به شدت بر اين نکته که راديو رسانه يي مستقل، متشخص، اصول مند و کاراست، تاکيد و اصرار داشت به اين معني که از ظرفيت هاي راديو براي تبليغ راديو استفاده مي شد و با تبليغات از رسانه يي مانند تلويزيون با وسواس برخورد مي کرد، گويندگان راديو براي حضور در تلويزيون محدوديت داشتند و... به طور خلاصه راديو قلمرو خود را طوري مشخص کرده بود که هيچ شخصي اعم از حقيقي و حقوقي جرات تعدي به او را نداشت و مجبور بود راديو را به شکل رسانه يي مستقل قبول کند. در چنين فضايي راديو هايي مانند جوان و گفتگو جوانه زدند و چنان با قدرت به فعاليت پرداختند که نگاه قبلي را تحکيم کردند. به بيان ديگر بستري که تفکر مديريتي حاکم بر راديو ايجاد کرد، ظرفي مدعي به وجود آورد که نيازمند مظروفي درخور بود، بر اين اساس شبکه هاي مذکور شروع به فعاليت کردند و به شهادت مخاطب، اين اتفاق، درست و کم نقص و در چارچوبه منشور صداوسيما رخ داد و نويدبخش آينده يي بود که راديو ظرفيت هايي مانند تلويزيون، رسانه هاي مکتوب، فضاي سايبر (اينترنت) و... را به چالش بکشد که به نظر اين روند تحمل نشد و با تغيرات مديريتي گسترده يي که رخ داد، حرکت پرسرعت راديو ابتر ماند.
اما چرا مي توان با اين صراحت در مورد ابتر ماندن حرکت راديو سخن گفت؟
بحث معروف صف و ستاد(Line & Staff) در رسانه هم جايگاه پراهميتي دارد و تقريباً براي همگان نيز مشخص شده است که «صدا» و «سيما» يا به قولي «راديو» و «تلويزيون» که در واقع خروجي سازمان بزرگي به نام صدا و سيماست، به عنوان «صف» مطرح مي شود که به طور طبيعي براي هدايت اين مجموعه مديراني را بايد به کار گرفت که خصوصيات هدايت خط آتش را داشته باشند؛ مديراني که صدا و سيما از وجودشان بي بهره هم نيست. اما شرايط در دو سال اخير به نوعي پيش رفت که بالاجبار راديو و تلويزيون و بالطبع رسانه، مجبور به استفاده از مديراني شدند که بيشتر توانايي هدايت ستاد را در خود پرورش داده بودند، البته شايد در تحليل ها چنين بيان شود که مديران ستادي هم کارنامه درخشاني از خود بروز داده اند، که اين مورد تاييد تمام عقلا خواهد بود چراکه بدون پشتيباني از طرف ستاد، هيچ صفي موفق عمل نخواهد کرد يا حرکتش تکميل نمي شود، اما به هر شکل در حال حاضر مديراني با خصوصيات اداره صف بر راديو حاکميت نمي کنند و بر اين اساس است که مي توان صراحتاً اعلام کرد حرکت پرشتاب راديو، که با راديوجوان و راديو گفتگو شروع شد، ابتر مانده است، از طرفي همان طور که در ابتداي مطلب نگاشته شد براي قضاوت درخصوص راديوي بعد از خجسته، قدري زود است و بايد منتظر ماند تا سياست هاي راديو بعد از خجسته هم تبيين شود سپس قضاوت کرد که راديو ره به کجا مي برد. اما نکته يي که کارشناسان و مخاطب حرفه يي را نگران مي کند اين است که چه نيروي مديريتي جايگزين شناخت، تجربه و جسارت مديريت زمان اوج راديو خواهد شد،؟
راديوجوان و راديوگفتگو نمونه هاي خوبي براي تصميم گيري درخصوص تفکر حاکم بر راديو خواهند بود و به بياني، ميزان الحراره صداي رسانه ملي، راديو هاي جوان و گفتگو هستند که در حال حاضر و پس از تغييرات مديريتي، راديو هايي خنثي و کم اثر به حساب مي آيند. اما در اين بين رشد ملايم راديو هايي مانند ايران و تهران و همچنين راديوي پاره وقت آوا (راديوموسيقي) به همراه حرکت نوين راديو اينترنتي ايران صدا، منافذي از اميد ايجاد کرده است تا مخاطب اميدوار باشد که پس از حاکميت آرامش و اعتدال عمومي بر جامعه، راديو هم به مسير گذشته اش ادامه دهد.در پايان ذکر اين نکته بسيار ضروري به نظر مي رسد که پس از بررسي تفکرات کلان راديو، نبايد از حرکات نااميدانه سطوح بعضي از شبکه ها غافل ماند که در اين شرايط ضعف مفرط حاکم بر اين شبکه ها، به افراد همان شبکه و غفلت آنها از فراگيري فرمت هاي جديد برنامه سازي و شناخت سطح نياز مخاطب برمي گردد که طبيعتاً در شرايطي که راديو بخواهد با همان سرعت به مسير گذشته اش ادامه دهد، اين شبکه ها با اين وضعيت، از گردونه رقابت خواه ناخواه خارج خواهند شد و بازيابي موقعيت نيم بند فعلي هم براي آنها بسيار سخت و پرمشقت خواهد بود.