سه شنبه، 13 مرداد 1388 - شماره 2017
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: حوادث
تازه ترين جزييات از قتل سريالي زنان در ماهشهر


گروه حوادث؛ تحقيقات دوماهه پليس پيرامون قتل هاي زنجيره يي ماهشهر هنوز به نتيجه يي غير از دستگيري سه مظنون منجر نشده است و کارآگاهان همچنان به تلاش خود براي رازگشايي از اين جنايات ادامه مي دهند.

در حالي که روز يکشنبه جانشين فرمانده انتظامي مهاباد از دستگيري قاتل سريالي در اين شهر خبر داده و اعلام کرده بود اين مرد چهار زن و دختر را به قتل رسانده است، ديروز سرهنگ رادي جلالي رئيس پليس آگاهي خوزستان نيز به تشريح روند تحقيقات در پرونده قتل هاي زنجيره يي ماهشهر پرداخت و نتايجي را که تاکنون به دست آمده است، تشريح کرد.

اين جنايت ها از روز 12 خردادماه امسال کليد خورد و جسد زني 24ساله در خارج از شهر و در حالي که دست و پايش طناب پيچ شده بود، پيدا شد. 24 روز بعد جنازه زن 26ساله يي در نزديکي پيکر مقتول اول يافت شد و سپس روز 24 تيرماه کارآگاهان جسد سومين قرباني را که زني 27ساله بود، پيدا کردند. محل کشف اجساد، ميانگين سني مقتولان، شيوه قتل و آثار و ادله ديگر باعث شد کارآگاهان فرضيه سريالي بودن قتل ها را مطرح و تحقيقات ويژه يي را در اين خصوص آغاز کنند.

سرهنگ رادي جلالي درباره اين پرونده گفت؛ در حال حاضر تيم اعزامي از پليس آگاهي کشور به «ماهشهر» به همراه کارآگاهان استان در حال بررسي شواهد و مدارک اين قتل ها هستند اما پيگيري هاي انجام شده تاکنون منجر به شناسايي قاتل نشده است. وي با بيان اينکه در روند رسيدگي به پرونده مظنوناني نيز مد نظر هستند، افزود؛ تاکنون سه تن که دو نفر از آنها مرد و يک نفر زن هستند، به عنوان مظنون توسط پليس دستگير شده اند و تحقيقات از اين افراد ادامه دارد. سرهنگ رادي جلالي درباره انگيزه قاتل يا قاتلان احتمالي در اين پرونده نيز گفت؛ يکي از ويژگي هاي اصلي قتل هاي سريالي نبودن انگيزه هايي همچون اختلاف، سرقت، تجاوز و... است و در برخي موارد حالات رواني موجب وقوع قتل از سوي قاتل مي شود.

وي ادامه داد؛ سه مقتول زن اين پرونده هيچ نسبت فاميلي با هم نداشتند و با توجه به کشفيات پليس هيچ ربايشي نيز توسط قاتل يا قاتلان احتمالي در کار نبوده است. با توجه به گزارش اوليه پزشکي قانوني و نبود آثار ضرب و جرح و تجاوز به نظر مي رسد مقتولان با ميل و رغبت به خودروي احتمالي قاتل يا قاتلان سوار شده بودند. وي دور بودن محل کشف اجساد از شهر را دليل استفاده قاتل يا قاتلان از خودرو عنوان و تصريح کرد؛ ظواهر امر و حرف هاي اعضاي خانواده مقتولان نشان مي دهد قربانيان هيچ گونه مشکل اخلاقي نداشته اند.

به گفته سرهنگ رادي جلالي با توجه به نوع کشته شدن اين افراد پليس حدس مي زند قاتل يا قاتلان احتمالي مرد باشند، اما هنوز رسماً نمي توان جنسيت متهم را مشخص کرد.

وي در پاسخ به اينکه آيا مقتولان پيش از خفگي بيهوش شده اند يا خير، گفت؛ جزييات چگونگي قتل ها فعلاً مشخص نيست و پليس منتظر نتيجه نهايي گزارش پزشکي قانوني در اين رابطه است.
دو متهم بعد از دستگيري اقرار کردند
تعرض به زنان تحت پوشش مسافرکش


گروه حوادث؛ در حالي که تحقيقات جديد از مردي که با شوک الکتريکي به زنان تعرض مي کرد، نشان مي دهد او به 30 زن تعرض کرده است، اعضاي باند ديگري که در قالب مسافرکش چند زن را مورد آزار قرار داده اند، دستگير شدند.

به گزارش خبرنگار ما، در پرونده جديد که روز گذشته به دادگاه کيفري استان تهران فرستاده شد، آمده است دو مرد تحت عنوان مسافرکش به چند زن تعرض کرده اند.

در اولين شکايت که به ماموران ارائه شد زني به ماموران گفت به عنوان مسافر سوار ماشيني شد و دو مردي که در خودرو بودند او را مورد آزار قرار دادند.

اين زن گفت؛ من داخل شهر تهران سوار اين خودرو شدم. نمي خواستم جاي دوري بروم و فکر نمي کردم مشکلي برايم پيش بيايد. پرايدي که به نظر مي رسيد مسافرکش است جلوي پاي من توقف کرد. چون فرد ديگري هم سوار اتومبيل بود به راننده شک نکردم و سوار شدم. بعد از اينکه چندمتري را طي کرديم متوجه رفتار مشکوک مرد راننده و مسافري که کنار او نشسته بود، شدم. خواستم پياده شوم که ديدم درها از داخل قفل است و نمي توانم آن را باز کنم. مرد راننده نيز به فريادهاي من توجهي نکرد. آنها مرا به جاي خلوتي بردند و مورد آزار قرار دادند.

بعد از اظهارات اين زن شکايت مشابه ديگري به پليس ارائه و فاش شد عاملان اين جرم، همان متجاوزان قبلي هستند اما از آنجايي که اطلاعاتي در مورد خودرو متهمان يا افراد داخل آن به ماموران داده نشد پليس به سرنخ هاي زيادي دست نيافت و با گشت هاي نامحسوس در حال پيگيري اين پرونده ها بود تا اينکه چند روز قبل دختري به ماموران خبر داد او نيز مورد آزار قرار گرفته است. اين دختر دانشجو گفت شماره خودرو متجاوزان را يادداشت کرده است. اين دختر گفت؛ دو مرد من را از مقابل دانشگاه سوار کردند. رفتار آنها طوري بود که هر کس هم به جاي من بود شک نمي کرد و سوار مي شد.

گفته هاي اين دختر در مورد اينکه چطور مورد آزار قرار گرفته است، آنقدر تلخ بود که او ديگر نتوانست به بازجويي ها ادامه دهد و پليس ترجيح داد ادامه اين بازجويي ها را به وقت ديگري موکول و کار را با رديابي شماره پلاک خودرو دنبال کند. دو روز بعد ماموران موفق شدند پرايد تحت تعقيب را شناسايي و صاحب آن را دستگير کند. بررسي ها نشان داد صاحب پرايد يکي از همان متهمان تحت تعقيب است. اين مرد به جرم خود اعتراف کرد و گفت؛ با همدستي دوستش مجيد اين جرائم را مرتکب شده است.

ماموران در اقدام بعدي مجيد را هم دستگير کردند. اين دو متهم پذيرفتند زنان را به عنوان مسافر سوار مي کردند و آنها را مورد تعرض قرار مي دادند. مجيد در اعترافات خود گفت؛ زماني که سوژه مناسبي را پيدا مي کرديم او را به عنوان مسافر سوار مي کرديم. بعد از مسير خارج مي شديم و به جايي مي رفتيم که بتوانيم نقشه خود را اجرا کنيم. اين زنان زماني که خودرو در حال حرکت بود وقتي متوجه نيت ما مي شدند، سعي مي کردند از ماشين پياده شوند اما از آنجايي که ما قبلاً دستگيره در را خراب کرده بوديم، نمي توانستند در را باز کنند. ما بعد از اينکه به نيت خود مي رسيدم اين زنان را تهديد مي کرديم و به آنها مي گفتيم اگر به ماموران شکايت کنند بلايي بدتر بر سر آنها خواهيم آورد. ماموران با توجه به شکايات سه زن پرونده را به دادگاه کيفري استان تهران نزد قاضي ساعي و چهار مستشارش فرستادند و وي دستور بازداشت متهمان را صادر کرد. در حالي که تحقيقات از اين دو مرد ادامه داشت، ماموران پليس فشافويه طي گزارشي به دادگاه کيفري استان تهران خبر دادند مردي که در اين منطقه با استفاده از شوک الکتريکي به زنان تعرض مي کرده در آخرين بازجويي ها به 30 فقره تعرض اعتراف کرده است. مطابق گزارشي که ماموران ارائه داده اند اين متهم که محسن نام دارد اعلام کرده زنان مسافر را با شوک الکتريکي از حرکت باز مي داشته و در خودرو به آنها تعرض مي کرده است اما از آنجايي که آنها را به شدت مي ترسانده بسياري از آنان شکايت نکرده اند.

محسن که از هفت ماه پيش تحت تعقيب پليس بود، زماني دستگير شد که ماموران گشت او را حين آزار زني در ماشين ديدند. محسن بعد از دستگيري مدعي شده بود زماني اقدام به تعرض مي کرده که به لحاظ رواني تحت فشار قرار داشته است.

تاکنون 15 زن به دادگاه مراجعه و از محسن شکايت و او را شناسايي کرده اند. پليس تلاش دارد ديگر شاکيان وي را نيز شناسايي کند. قاضي ساعي اعلام کرده است اگر کسي توسط اين متهم مورد آزار قرار گرفته و تاکنون شکايت نکرده است، مي تواند به شعبه 77 دادگاه کيفري مراجعه کند.

وي گفت؛ اين شعبه امانتدار گفته هاي اين زنان خواهد بود و اسرار آنها را در مدارک محرمانه پرونده نگهداري خواهد کرد.
خواب آلودگي نوعروس او را به دادگاه کشاند


گروه حوادث؛ نوعروس خواب آلود که به خاطر اين خصلتش توسط مادر و خواهرشوهرش کتک خورده بود، به دادگاه خانواده رفت و گفت با چنين خانواده يي نمي تواند زندگي کند و تصميم گرفته از شوهرش جدا شود.

به گزارش خبرنگار ما صبح ديروز اين نوعروس 24ساله به نام پريا در حالي که به تنهايي به شعبه 268 مجتمع قضايي خانواده ونک رفته بود، به قاضي دادگاه گفت؛ چند روز قبل که همراه شوهرم به خانه پدري اش رفته بوديم صبح زود مادر و خواهرشوهرم با کتک مرا از خواب بيدار کردند و گفتند من زن تنبلي هستم و لياقت اينکه عروس شان باشم را ندارم. وي ادامه داد؛ شب قبل از اين ماجرا شوهرم کريم گفت مادرش ما را به خانه شان دعوت کرده و برايمان تدارک ديده است. چون مدت ها بود به آنجا نرفته بوديم، دعوت آنها را قبول کرديم. همه چيز خوب بود و خانواده همسرم پذيرايي مفصلي از من کردند. آنها از ما خواستند شب را آنجا بخوابيم. فرداي آن روز حدود ساعت هفت صبح بود که با صداي داد و فرياد از خواب بيدار شدم و مادر و خواهرشوهرم را ديدم که بالاي سرم ايستاده و من را زير مشت و لگد گرفته بودند. در حالي که شوهرم نيز صبح زود به سرکار رفته بود با زحمت خودم را از زير دست و پاي آنها بيرون کشيدم و علت اين اقدام شان را پرسيدم. مادرشوهرم گفت من زن تنبل و خوشخوابي هستم و لياقت آنکه عروسش باشم را ندارم. من که از رفتن به خانه مادرشوهرم پشيمان شده بودم با گريه و زاري به منزل مان برگشتم. شب وقتي کريم به خانه آمد ماجرا را برايش تعريف کردم و از او خواستم در اين باره با خانواده اش صحبت کند اما او از مادرش جانبداري کرد و گفت آنها حق داشتند مرا کتک بزنند. کم مانده بود حرف هايم باعث شود شوهرم نيز مرا به باد کتک بگيرد به همين دليل وسايلم را جمع کردم و به خانه پدرم رفتم. اين زن افزود؛ دو هفته بعد به گمان اينکه کريم و خانواده اش آرام شده اند، با او تماس گرفتم ولي او همچنان عصباني بود و گفت حق ندارم به خانه برگردم. من هم بعد از آنکه با پدرم مشورت کردم تصميم گرفتم از شوهرم طلاق بگيرم. خواب آلودگي من بهانه است و احتمالاً مشکل ديگري وجود دارد که خانواده همسرم آن را مخفي مي کنند.

در پي ثبت اين اظهارات قاضي حسن عموزادي در تعيين وقت جديد براي رسيدگي به اين پرونده ادامه دادرسي را به جلسه بعدي موکول کرد.
درخواست طلاق از مردي که همسرش را ربود


گروه حوادث؛ زني که شوهرش او را ربوده و تحت آزار و اذيت قرار داده بود، با مراجعه به دادگاه خانواده خواستار طلاق شد. به گزارش خبرنگار ما اين زن که ناصيه نام دارد در حالي که به خاطر آزار و اذيت هاي شوهرش ناصر از او در دادسراي عمومي نيز شکايت کرده است، اين بار به دادگاه خانواده رفت تا با ارائه مدارک و شواهدش از وي طلاق بگيرد. اين زن هنگامي که در برابر قاضي عليرضا صداقتي رئيس شعبه 262 قرار گرفت ماجراي زندگي اش را اين طور تعريف کرد؛ سال گذشته در حالي که تازه در دانشگاه قبول شده بودم و همه فکرم مشغول درس بود، ناصر که از فاميل هاي دورمان است براي انجام کاري به تهران آمد و چون جايي را نداشت چند روزي در خانه ما ماند.در اين چند روز هيچ حرف و صحبتي با او نکردم تا اينکه چند هفته بعد که ناصر به شهرستان برگشت پدرم گفت او به من علاقه مند شده و قصد دارد به خواستگاري ام بيايد. من به رغم اينکه هيچ شناختي از او نداشتم به خاطر حرف پدرم با پيشنهاد ازدواج موافقت کردم و به عقد هم درآمديم و قرار شد بعد از پايان تحصيلم عروسي کنيم. در اين مدت ناصر چند مرتبه به ديدنم آمد و با هم به گردش رفتيم. رفتارهاي او کمي غيرطبيعي به نظر مي رسيد در حالي که در پارک کنار هم نشسته بوديم او من را تنها مي گذاشت و حدود نيم ساعت به جاي نامعلومي مي رفت يا بيشتر وقت ها دير و با ظاهري نامرتب سر قرارمان حاضر مي شد. اين وضع باعث نگراني ام شده بود تا اينکه فهميدم او معتاد است و اين ماجرا را از من و خانواده ام پنهان کرده است. به همين دليل يک روز با شوهرم تماس گرفتم و گفتم از ازدواج با او پشيمان شده ام. او از اين حرفم عصباني شد و گفت تحت هر شرايطي بايد به اين زندگي ادامه بدهم. بعد از اين تماس تا چند ماه هيچ رابطه يي با هم نداشتيم تا اينکه مدتي قبل او تماس گرفت و با معذرت خواهي از من گفت اشتباه کرده و سعي مي کند با ترک کردن مواد گذشته را جبران کند.يک روز ناصر با ماشينش نزديک دانشگاه محل تحصيلم آمد و از من خواست با هم به گردش برويم. من هم که از نقشه او بي خبر بودم سوار خودرو شدم اما ساعتي بعد او اتومبيلش را در يک محل خلوت در حاشيه شهر متوقف و من را از خودرو پياده کرد و زير مشت و لگد گرفت. او مدام به من فحش مي داد و مي گفت بايد تاوان حرف هايي را که چند ماه قبل درباره انصراف از ازدواج زده بودم، بدهم. اين زن ادامه داد؛ من به دادگاه آمده ام تا از ناصر طلاق بگيرم. زندگي با چنين مردي برايم غيرممکن است. او مرا ربوده و مورد شکنجه قرار داده است. به دنبال اين اظهارات قاضي احضاريه يي براي ناصر ارسال کرد تا در جلسه بعدي او با حضور در دادگاه در برابر حرف هاي همسرش از خود دفاع کند.
متهمان نحوه 50 فقره سرقت را توضيح دادند
دو جيب بر حرفه يي سر طعمه هاي خود را گرم مي کردند





گروه حوادث؛ دو جيب بر که در بانک ها و مراکز پرتردد تجاري به کمين شهروندان مي نشستند و پول هايشان را سرقت مي کردند پس از دستگيري به 50 فقره دزدي اقرار کردند. به گزارش خبرنگار ما چندي قبل در پي گزارش دستگيري يک سارق در بانکي واقع در ميدان ونک ماموران کلانتري رهسپار آنجا شدند. بررسي هاي اوليه نشان داد متهم دستگير شده به نام مرتضي با همدستي جوان ديگري قصد داشته پول هاي يکي از مشتريان بانک را بدزدد اما با هوشياري يکي از مراجعه کنندگان به بانک وي به دام افتاده اما همدستش فراري شده است. مردي که سارقان نقشه سرقت پول هايش را کشيده بودند، ماجرا را براي ماموران اين طور تعريف کرد؛ چهار ميليون تومان پول و چک پول به بانک برده بودم تا به حسابم واريز کنم. بانک شلوغ بود و افراد زيادي در آنجا ازدحام کرده بودند. در اين بين جواني به سويم آمد و شروع به گفت وگو با من کرد. او سوالات بي ربطي مي پرسيد و نشان مي داد به خاطر کار ديگري به بانک آمده است. در حالي که توجهم به حرف هاي اين جوان جلب شده بود ناگهان خانمي که در بانک بود با نشان دادن جواني که از در خارج مي شد فرياد زد و از مردم کمک خواست. در همين حال جواني که تا آن زمان با من مشغول گفت وگو بود نيز به سمت در خروجي فرار کرد اما مردم او را دستگير کردند. من که تازه به خودم آمده بودم فهميدم پول هايم سرقت شده و اين ماجرا فقط نقشه يي براي دزديدن پول هاي من بوده است. متهم دستگيرشده پس از انتقال به پايگاه سوم پليس آگاهي تحت بازجويي قرار گرفت. وي ضمن اعتراف به مشارکت در سرقت پول هاي مشتري بانک گفت؛ من و همدستم پرويز مدت ها بود از مشتريان بانک ها دزدي مي کرديم. ما يک موتورسيکلت داريم که با آن مقابل بانک ها و مراکز تجاري پررفت و آمد به کمين افرادي که پول زيادي با خود حمل مي کنند، مي نشستيم و در فرصتي مناسب پول هايشان را سرقت مي کرديم و با موتورسيکلت مان از آنجا متواري مي شديم. وي در خصوص شيوه اين دزدي ها گفت؛ معمولاً پس از انتخاب طعمه مان من سراغ او مي رفتم و با سوالات مختلف سرش را گرم مي کردم و سعي مي کردم حواس او را پرت کنم. در اين لحظه پرويز که کنار ما ايستاده و مشغول خواندن روزنامه بود، وارد عمل مي شد و بدون آنکه طعمه مان متوجه شود به طرز ماهرانه يي جيب هايش را خالي مي کرد و از بانک خارج مي شد. من هم در شرايطي که صاحب پول ها هنوز متوجه دزديدن پول هايش نشده بود از او خداحافظي مي کردم و از محل خارج مي شدم.

اين متهم در ادامه تحقيقات به سرقت از مسافران اتوبوس هاي تندرو بي آرتي نيز اقرار کرد و گفت؛ در اين مورد هم من با يک نفر شروع به حرف زدن مي کردم و پرويز هم که طبق معمول يک روزنامه در دست داشت کارش را شروع مي کرد و وقتي پول ها را سرقت مي کرد هر دو در ايستگاه بعدي از اتوبوس پياده مي شديم. به دنبال اين اعترافات و با اطلاعاتي که مرتضي در اختيار کارآگاهان قرار داد چند روز بعد پرويز نيز در مخفيگاهش دستگير شد. بررسي سوابق اين متهم 27ساله نشان مي داد وي هشت فقره سابقه کيفري در پرونده اش به ثبت رسيده است و تاکنون چندين مرتبه به خاطر جيب بري و حمل و نگهداري مواد مخدر به زندان افتاده است. به اين ترتيب وي نيز تحت بازجويي هاي فني قرار گرفت تا جزئيات بيشتري از سرقت هايش را فاش کند. او در اين خصوص گفت؛ در چند سرقت از جيب طعمه هايمان کارت عابربانک دزديدم و از قضا رمز کارت نيز در کنار آن بود. به همين دليل به راحتي موجودي صاحب حساب را خالي کرديم. در آخرين مورد کارتي را ربوديم که يک ميليون و 700 هزارتومان موجودي داشت. ابتدا 200 هزار تومان از پول را از طريق يک خودپرداز به صورت نقدي دريافت کرديم و سپس نيز موجودي را به حسابي که با مدرک جعلي در يکي از بانک ها باز کرده بوديم، واريز کرديم. اين دو متهم علاوه بر اين اعترافات به سرقت چندين دستگاه گوشي تلفن همراه نيز اعتراف کردند و در نهايت 50 فقره جيب بري را گردن گرفتند.
عناوين اين صفحه
تازه ترين جزييات از قتل سريالي زنان در ماهشهر
تعرض به زنان تحت پوشش مسافرکش
خواب آلودگي نوعروس او را به دادگاه کشاند
درخواست طلاق از مردي که همسرش را ربود
دو جيب بر حرفه يي سر طعمه هاي خود را گرم مي کردند
جنايت در خانه مرد معتاد چگونه رقم خورد
اعدام سه متجاوز در همدان
مرگ يک محکوم به قصاص در زندان
بدهي سه ميليوني انگيزه جنايت

پدر مقتول شرح داد
جنايت در خانه مرد معتاد چگونه رقم خورد
پدر جواني که توسط يک مرد ميانسال در غرب تهران به طرز فجيعي به قتل رسيده است، جزئيات کشف جسد فرزندش و دستگيري متهم را شرح داد.

به گزارش ايسنا ساعت 20 روز 31 تيرماه، زنگ تلفن همراه محمدحسين شهرياري بازپرس کشيک قتل تهران به صدا در آمد و ماموران کلانتري ستارخان وي را در جريان کشف جسد بسته بندي شده جواني به نام «مهريار» در خانه فردي ميانسال به نام «رحيم» قرار دادند. رحيم با اعتراف به جنايت به بازپرس ويژه قتل گفت؛ من از حدود پنج ماه پيش که همسرم مرا ترک کرد با دختر معلول ±± ساله ام زندگي مي کنم و فرزند ديگرم همراه همسرم است. مدتي قبل در محل با «مهريار» آشنا شدم و او را به خانه ام دعوت کردم. وي که به ماده روانگردان شيشه اعتياد دارد درباره روز حادثه گفت؛ روز دوشنبه «مهريار» را به خانه ام دعوت کردم. پس از چند ساعت سر مساله يي با هم درگير شديم و من او را به قتل رساندم. بعد جسدش را داخل يک ملحفه پيچيدم و با چند سفره آن را بسته بندي کردم.

بعد از دو روز که جسد در خانه بود، تصميم داشتم آن را به بيرون از خانه منتقل کنم که دستگير شدم. در حالي که تحقيقات از اين متهم براي افشاي انگيزه اش از جنايت ادامه دارد پدر مهريار ديروز در مورد اين حادثه گفت؛ روز 29تيرماه ساعت حدود ±± شب مهريار در حال مکالمه با شخص ناشناسي بود. نيم ساعت بعد از خانه خارج شد تا به پارک مقابل منزل مان برود و مثل هر شب ساعتي را با دوستانش بگذراند. ساعتي از اين ماجرا که گذشت، با او تماس گرفتيم. گفت تا 15دقيقه ديگر به خانه بازمي گردد. اين در حالي بود که مهريار هيچ وقت شب را بيرون از خانه نمي گذراند و همين امر ما را نگران کرد. مجدداًبا او تماس گرفتيم و گفت تا پنج دقيقه ديگر به خانه مي رسد. حدود ساعت 20/² بامداد بود که هيچ خبري از او نشد. وقتي مجدداً با او تماس گرفتيم، يکي از تلفن هايش خاموش شد و تلفن ديگرش را هم جواب نداد. تا صبح به همين منوال گذشت و هر دو تلفن خاموش شد. وي ادامه داد؛ ساعت16 روز 30 تير به کلانتري ستارخان مراجعه کرديم اما گفتند تا 24ساعت براي مفقودي، پرونده تشکيل نمي دهيم. ما به هر جا که مي شد مثل منزل دوستان، بيمارستان ها، اورژانس و ... سر زديم اما هيچ کس مهريار را نديده بود. ساعت 19بالاخره براي ما تشکيل پرونده دادند و گفتند فردا صبح به آگاهي مراجعه کنيد. همان شب يکي از دوستانش به ما گفت مهريار را به تازگي با يک نفر که به پارک مي آمده و يک دخترعقب مانده ذهني دارد، در حال صحبت ديده است. اين تنها سرنخ ما بود.

پدر مقتول در ادامه اظهاراتش گفت؛ صبح چهارشنبه 31 تير به آگاهي مراجعه و اين مساله را عنوان کرديم چون به ما گفته بودند به هر کسي مظنون هستيد، او را معرفي کنيد. پس از مراجعه به آگاهي، آدرس آن مرد را از ما خواستند اما نه او را مي شناختيم و نه آدرسش را داشتيم. فقط مي دانستيم حوالي منزل مان زندگي مي کند. ساعت 30/12 ظهر پس از نااميد شدن از آگاهي، خودمان به محل رفتيم و از تمام خانه ها، مغازه ها، آژانس، سوپرمارکت، اتوشويي، بنگاه و عابران پرسيديم اما هيچ کس اين شخص را با اين مشخصات نمي شناخت. حدود ساعت 30/14 از چند پسربچه داخل همان خيابان از هويت اين شخص پرسيديم که به طور اتفاقي او را مي شناختند. پس از مراجعه به محل و تحقيق از همسايه ها مطمئن شديم او همان کسي است که آخرين بار با مهريار ديده شده است.

پدر مهريار افزود؛ منزل را يک مرتبه بازديد کرديم. از پشت در، قفل شکسته بود و او در خانه نبود. من، دختر، پسر و نوه ام بيرون خانواده نگهباني داديم تا اينکه مجدداً به آگاهي مراجعه کردم تا مامور بياورم و از اين شخص در مورد مهريار سوال کنيم اما مامور پرونده در منزل خود به سر مي برد و افسر نگهبان هم با ما همراهي نکرد.

وي گفت؛ بدون لحظه يي وقفه در دو سوي منزل متهم نشستيم تا اينکه حدود ساعت 45/19 يکي از پنجره ها بسته شد. دختر و نوه ام را به سمت شمالي منزل او فرستادم تا از بازگشت رحيم مطمئن شوند. دخترم و نوه ام وقتي زنگ در را زدند، رحيم سرش را از پنجره بيرون آورد و هنگامي که بچه هايم از او خواهش کردند به پايين بيايد، در را باز و آنها را به بالا دعوت کرد. دخترم موضوع را به من اطلاع داد. بلافاصله به همراه دو پسرم به سمت ديگر منزل دويديم و دختر و نوه ام را در حال مکالمه با او ديديم. اين در حالي بود که هر دو دست رحيم باندپيچي شده بود و مي گفت به دليل جمع آوري قطعات گلداني که توسط دخترش شکسته شده اين اتفاق رخ داده است. وقتي به او گفتيم مهريار گم شده و آخرين بار با شما ديده شده است، کاملاً منکر شد.

پدر مهريار ادامه داد؛ به پليس 110زنگ زديم. بعد از 20دقيقه ماموران رسيدند. رحيم چند بار با تلفن خود به طور مشکوک صحبت کرد و از پله ها بالا رفت و در را بست. او را با خواهش به پايين کشيديم تا چند سوال بپرسيم. وقتي جلوي در آمد، به او و ماموران گفتم من مطمئن هستم فرزندم در خانه اين مرد است اما او منکر شد و همه را به بالا دعوت کرد. قرار شد او جلو برود، من پشت سرش و مامور هم پشت ما بيايد. از پله ها بالا رفتيم، در منزلش را باز کرد، همين که وارد خانه شديم ديديم جسد مهريار داخل سفره وسط هال خانه گذاشته شده است. همه هوار و فرياد مي کشيديم که ناگهان ديديم متهم فرار کرد. پسرم دنبال او دويد و نهايتاً او را گرفتيم. اين شخص با بيان اينکه انگيزه متهم از ارتکاب جنايت هنوز مشخص نيست، گفت؛ «از افسر نگهبان آگاهي تحت عنوان سهل انگاري و عدم مسووليت پذيري در اين حادثه به مرجع صالح شکايت کرده ام.»


اعدام سه متجاوز در همدان
دادستان همدان از اعدام سه مرد متجاوز در زندان مرکزي اين شهر خبر داد. «اکبر بيگلري» گفت؛ روز 22 بهمن 85 به پليس امنيت اخلاقي همدان خبر رسيد دو مرد جوان، دختري را ربوده و او را در خانه يي کوچک آزار داده اند. بنابراين کارآگاهان به مکان مورد نظر رفتند و متوجه شدند يک دوربين در آنجا نصب شده است و متهمان از طعمه هاي خود فيلمبرداري مي کردند. اين مقام قضايي اضافه کرد؛ به دنبال بازداشت تبهکاران و تکميل تحقيق، پرونده به دادگاه کيفري استان فرستاده شد و حکم اعدام آنها صادر شد. سپس ديوان عالي کشور نيز حکم را تاييد کرد و جنايتکاران در زندان مرکزي همدان به دار مجازات آويخته شدند. دادستان همدان خاطرنشان کرد؛ تجاوز به عنف يکي از جرم هاي سنگين و مجازات آن اعدام است. همچنين طبق قانون مجازات تجاوز به عنف براي مرد مجرد يا متاهل تفاوتي ندارد و حتي اگر شاکي خصوصي هم رضايت بدهد در اجراي حکم تاثيري ندارد. اين جرم، در نظم و امنيت جامعه اختلال ايجاد مي کند و همه را به خطر مي اندازد.

«بيگلري» با اشاره به اعدام يک مرد ديگر به جرم تجاوز به عنف اظهار داشت؛ زن و شوهري که رهسپار روستايي در حوالي همدان بودند راه را گم کردند و از يک موتورسوار کمک خواستند، اما اين موتورسوار زوج مسافر را به بيراهه کشاند و تلفني از سه نفر از دوستان خود خواست به محل مورد نظر بروند. به اين ترتيب نقشه آزار زن جوان به اجرا درآمد و شوهر آن زن يک هفته بعد بر اثر آسيب هاي رواني سکته کرد و جان سپرد. وي توضيح داد؛ حکم اعدام يکي از چهار مجرم در دادگاه کيفري استان همدان صادر شد و پس از تاييد ديوان عالي کشور به اجرا درآمد.


مرگ يک محکوم به قصاص در زندان
مرد ميانسالي که به جرم قتل به قصاص محکوم شده بود قبل از رسيدن به طناب دار در زندان رجايي شهر جان باخت. به گزارش فارس ساعت 15 روز 21 بهمن سال 86 ماموران کلانتري تهران نو از وقوع يک درگيري منجر به ضرب و جرح باخبر شدند و وقتي به خيابان صفاي شرقي رفتند، دريافتند جواني 29ساله به نام فرشاد در پي درگيري با مردي 50ساله به نام حميدرضا با ضربه چاقو مجروح شده و قبل از انتقال به بيمارستان جان باخته است.

حسين اصغرزاده بازپرس شعبه دوم دادسراي امور جنايي در خصوص اين پرونده گفت؛ حميدرضا در بازجويي اوليه به ارتکاب قتل اعتراف کرد و مدعي شد با مقتول بر سر خريد يک سيم کارت اعتباري تلفن همراه درگير شد و پس از آنکه مقتول و برادرش وي را کتک زدند او نيز به فرشاد حمله کرد.

بازپرس پرونده افزود؛ حميدرضا و فرشاد هر دو به صورت مجردي در يک خانه زندگي مي کردند و به گفته همسايه ها از چندي قبل با يکديگر درگيري داشته اند. اصغرزاده گفت؛ تحقيقات در خصوص زواياي پنهان اين پرونده ادامه يافت تا اينکه اين فرد از سوي شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران به قصاص محکوم شد، اما ماموران زندان از بيماري وي مطلع شدند و او به بيمارستان رجايي کرج انتقال يافت و در آنجا جان باخت.


بدهي سه ميليوني انگيزه جنايت
گروه حوادث؛ مردي که مدعي بود با انگيزه ناموسي مرتکب جنايت شده است در آخرين جلسه بازجويي اظهاراتش را پس گرفت و مقتول را از فساد اخلاقي مبرا دانست. روز سوم تيرماه ماموران گشت انتظامي پليس در حوالي خيابان فداييان اسلام با يک خودرو سوخته شده روبه رو شدند و پس از خاموش شدن اين خودرو جسد يک مرد ميانسال را در صندوق عقب آن مشاهده کردند. سپس مشخصات خودرو به مرکز شماره گذاري خودرو اعلام و محل سکونت صاحب اتومبيل شناسايي شد. با حضور ماموران در محل سکونت صاحب خودرو مشخص شد جسد سوخته شده متعلق به همان فرد است و فرزند وي مدعي است پدرش به يک بنگاه معاملات ملک رفته تا يک خانه را اجاره کند و بعد از آن به منزل بازنگشته است. در ادامه کارآگاهان به همراه فرزند اين فرد به بنگاه معاملات املاک رفتند و تحقيقات خود را از صاحب بنگاه آغاز کردند. مرد مظنون مدعي شد صاحب خودرو پس از اتمام کارش در بنگاه سوار يک خودرو پژو سبزرنگ مغازه او را ترک کرده است.

ماموران حين بازجويي متوجه ضد و نقيض گويي هاي اين فرد شدند و او را بازداشت کردند و وي بالاخره به ارتکاب قتل اعتراف کرد و مدعي شد مقتول به همسرش که منشي وي در بنگاه بود نظر سوء داشت. متهم گفت؛ مقتول در چندين مورد بدون آنکه بداند منشي من همسرم است از من خواست با منشي خودم صحبت و او را به برقراري ارتباط با وي ترغيب کنم. وي ادامه داد؛ روز حادثه نتوانستم جلوي خودم را بگيرم و او را به قتل رساندم و پس از انتقال خودرواش به خيابان فداييان اسلام آن را به آتش کشيدم. بازپرس شعبه هفتم دادسراي امور جنايي تهران درباره اين پرونده گفت؛ ادعاي متهم دور از ذهن به نظر مي رسيد، به همين دليل از همسر وي نيز بازجويي به عمل آمد و اين زن گفت تاکنون در بنگاه منشي گري نکرده است.

محمدحسين شهرياري افزود؛ در پي اين اظهارات بار ديگر متهم به بازجويي فراخوانده شد. او اعترافات قبلي خود را پس گرفت و گفت سه ميليون پول از مقتول گرفته و چون توانايي بازپرداخت آن را نداشته وي را به قتل رسانده است. بنا بر اين گزارش در حال حاضر تحقيقات از متهم ادامه دارد.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام