مسعود رفيعي طالقاني / Mass.rafi@gmail.com
رئيس دولت نهم در آخرين روزهاي کاري دولتش در آيين يازدهمين هم انديشي علمي - پژوهشي استادان کشور و در جمع استادان بسيجي حاضر شد و پس از آنکه به رسم معمول به تمام منتقدان برون جناحي و البته درون جناحي - اصولگرا - خود درباره مسائل اخير - آنچه پيرامون انتصاب و عزل اسفنديار رحيم مشايي و عزل وزراي اطلاعات و فرهنگ و ارشاد اسلامي رخ داده بود - پاسخ داد، کوشيد در ادامه سخنانش دو موضوع مهم را درخصوص روند کاري دولت آينده تشريح کند و استادان بسيجي يا همان کساني که او آنان را همکاران آرماني خود خواند، از کم و کيف سياستگذاري دولت آينده آگاه سازد تا آنان نيز هر يک به زعم خود همان رويه را در پيش گيرند.
اين دو موضوع مهم چيزي نبود جز سياست هاي دانشگاهي و دانشگاه سازي ايده آل دولت و نيز برنامه کلان قوه مجريه در قبال اجتماع که هر دو بر مدار تحول به سبک دولت نهم استوار بود.
اين البته در حالي بود که در همايشي به نام استادان کشور تعداد بسيار زيادي از استادان برجسته حضور نداشتند و در پي موج بازنشستگي استادان که توسط وزارت علوم دولت نهم و از دو سال پيش آغاز شده بود يا راهي خارج از مرزها شدند يا راه خانه هاي خويش را در پيش گرفتند. هرچند وزارت علوم در واپسين روزهاي مانده به انتخابات و در پي ادامه يافتن اعتراضات دانشجويان دانشگاه هاي سراسر کشور نسبت به سياست هاي اين وزارتخانه، ناچار شد قول دهد از استادان بازنشسته به عنوان سرمايه هايي عظيم دوباره بهره خواهد جست و اتاق هايي را مخصوص آنها در دانشگاه ها ايجاد مي کند. اگرچه اين تصميم نيز با کمک مالي نابهنگام و البته شائبه ساز رئيس جمهور به دانشجويان دانشگاه تهران چندان خوشايند نبود و ادامه اعتراض ها را متوقف نساخت.
با اين حال اما احمدي نژاد نزد استادان بسيجي يا همان سفراي دانشگاهي اش خواست دانشگاه با فرهنگ و انديشه بسيجي اداره شود و پرچم فرهنگ بسيج به عنوان پرچم عزت، آزاديخواهي و روحيه نشاط در دانشگاه ها برافراشته شود. او دانشگاه ايده آل خود را دانشگاهي دانست که بايد پرچمدار باشد و تاکيد کرد؛ بايد در دانشگاه ها سطح انتظار از خودمان را بالا ببريم و انتظار اين است که دانشگاه و حوزه پرچمدار تحولات گوناگون در کشور باشند.
اما نکته دومي که رئيس دولت نهم به آن اشاره کرد نکته يي کلان تر و حساس تر بود؛ تحولات اجتماعي در دور جديد حيات دولت. محمود احمدي نژاد در اين باره نيز گفت؛ در نظام اسلامي همه بايد احساس امنيت و آرامش کنند و هيچ کس نبايد احساس کند کرامت او مخدوش شده است و از اين رو جامعه اسلامي بايد سرشار از نشاط، شادابي، سرزندگي و اميد باشد. او بر اين نکته تاکيد کرد که دولت در دوره جديد بايد به دنبال ايجاد تحولات اجتماعي باشد و اين گونه بود که او نخستين گام ها را براي تبيين سياست هاي تازه دولتش برداشت.
اين اما در حالي است که طي سال هاي گذشته در خصوص هر دو نکته گفته شده از سوي محمود احمدي نژاد، حرف و حديث هاي بسياري مطرح بوده است هرچند دولت نهم انتقادها را تنها مي شنيد و چندان وقعي به عمل به پيشنهادها نمي نهاد.
رئيس اصولگراي دولت نهم سال ها قبل از رياست جمهوري و حتي شهرداري ا ش آن هنگام که در دانشگاه علم و صنعت ايران به تدريس اشتغال داشت، سياست هاي دانشگاهي دولت اصلاحات را در گفت وگو با يک نشريه اصولگرا به باد انتقاد گرفته و خواستار تغيير در اين سياست ها شده بود. آن زمان دانشگاه آرماني او، دانشگاهي ديگرگونه بود که سياستش را دانشجو رقم مي زند و نه رئيس جمهور حال آنکه در موسم رياست بر قوه مجريه سياست هاي دانشگاهي استاد منتقد در چرخشي آشکار، به سياست هاي دانشگاهي رئيس جمهوري سياستگذار بدل شد و همه چيز به يکباره رنگ باخت، رئيس جمهور دانشگاه را خود تبيين کرد و وزارت علوم نيز به همان راهي رفت که شخص رئيس دولت مي خواست. استادان برجسته کشور به حکم اجبار بازنشسته شدند، بومي گزيني جنسيتي باب شد، تضارب افکار و آرا در دانشگاه و در ميان دانشجويان تا حد زيادي محدود شد، دانشجوياني از تحصيل محروم شدند، روساي منتقد دانشگاه عزل شدند، تحقيق و پژوهش دانشگاهي به محاق رفت و دانشجويان بسياري ستاره دار شدند هرچند محمود احمدي نژاد در مناظره هاي زنده تلويزيوني در ايام پيش از انتخابات ستاره دار کردن دانشجويان توسط وزارت علوم دولت نهم را تکذيب و آن را به گردن وزارت علوم دولت اصلاحات تحت رياست مصطفي معين انداخت.
اين چرخش آشکار در سياست هاي دانشگاهي اما در حالي رخ داد که ظاهراً رئيس دولت بنا داشت پس از گذشت يک دوره چهارساله عمر دولت،پشت تريبوني قرار بگيرد و بار ديگر دانشگاهي ايده آل خود را ترسيم کند؛ هرچند در خلال اين سال ها نيز عملکرد نه چندان مثبت وزارت علوم آيينه يي از تمايلات رئيس دولت بوده است.
از همين رهگذر است که مي توان دانست محمود احمدي نژاد در سال هاي ميان استادي تا رياست جمهوري، در نگاه به دانشگاه و دانشجو چرخشي نمايان کرده است و از اين پس نيز مي کوشد فضاي دانشگاهي کشور را فارغ از نظرات منتقدان و دلسوزان بر مدار خواست و اراده خويش اداره کند. حال آنکه دانشگاه را دانشجو تعريف مي کند.