نعمت احمدي*

تقريباً همه پذيرفته بودند بعد از تشکيل هيات سه نفره توسط رياست محترم قوه قضائيه و تعيين ضرب الاجل يک هفته يي براي ارائه گزارش به ايشان و ملاقات با تک تک زندانيان و مهم تر از همه بسته شدن زندان کهريزک معروف به «سوله» به دستور مقام رهبري محاکمه يي در کار نخواهد بود تا هيات سه نفره گزارش خود را به رياست محترم قوه قضائيه تحويل دهند، از طرفي با تشکيل هيات ويژه يي در مجلس و اعلام نظر بعضي از مراجع راجع به حوادث بعد از انتخابات و اعلام نارضايتي از نحوه دستگيري، بازجويي و اخذ اعتراف در زندان و تقريباً همه کساني که به نحوي طي اين مدت اظهارنظر کرده بودند، اميد مي رفت بيشتر دستگيرشدگان حوادث اخير آزاد شوند که اين آزادي مي توانست تاثير مثبت خود را در ايجاد فضاي وحدت بگذارد.
اما سير حوادث به صورتي که انتظار مي رفت پيش نرفت. صبح دهم مردادماه تعدادي از بازداشت شدگان حوادث اخير دستبند به دست وارد سالن اجتماعات مجتمع امام خميني شدند. اگر گفته مي شد قرار است تعدادي از عوامل تخريب و وابستگان گروهکي، امروز محاکمه شوند اما سالن اجتماعات مجتمع امام خميني چهره ديگري داشت. آنچه مهم بود حضور تعداد زيادي از مسوولان نظام طي سه دهه گذشته با سابقه وزارت و وکالت بود. و آنچه صحن دادگاه را از ديگر محاکمات از اين دست متمايز مي ساخت، حضور افسران نيروي انتظامي در کنار متهمان بود؛ نکته ظريفي که مکان نگهداري و مسوولان پرونده ها و اينکه وابسته به چه نهادي هستند را مورد گمانه زني قرار مي داد. هر چند تعداد متهمان معلوم نبود و از حدود 10 تا 30 نفر نوشته شده بود اما کيفرخواست واحدي نوشته شده بودکه توسط نماينده مدعي العموم قرائت شد. اينکه مي توان طي يک کيفرخواست چندين نفر را محاکمه کرد اشکالي ندارد به شرط اينکه اتهام هر يک از اين افراد يکي باشد و موضوع و مصاديق اتهامي هم واحد باشد و مهم تر اينکه وحدت قصد و اشتراک عمل بين طرفين وجود داشته باشد و عناوين اتهامي از قبيل معاونت و مشارکت يا آمريت در کيفرخواست آمده باشد.
کيفرخواست صادره بيشتر به بيانيه سياسي شبيه بود تا کيفرخواست قضايي زيرا در مقدمه به اصطلاح کيفرخواست نظريه تدوين کننده متن را به اينکه اقدامات انجام يافته پيش مقدمه انقلاب مخملي است کوشش شده بود «اصلاحات» در ايران را الگوبرداري شده از نظريات نظريه پردازان انقلابات مخملي بدانند. جاي تعجب است در يک متن قضايي که عنوان ادعا نامه مدعي العموم يا کيفرخواست را عليه سران اصلاحات در ايران دارد به مقابله نظري دو مساله جدا از هم يکي «انقلاب مخملي» و ديگري «اصلاحات» مي پردازد. صرف نظر از مورد فوق که براي نخستين بار در کيفرخواستي با اين ابعاد که به يقين يکي از پرونده هاي مهم جمهوري اسلامي ايران خواهد بود عدول از قوانين آمرانه موجود در ايران است. هر چند برابر تبصره ماده 128 قانون آيين دادرسي کيفري در مواردي که در تبصره آمده است، حضور وکيل در مرحله تحقيق با اجازه دادگاه است اما حضور وکيل در جلسه دادگاه ديگر بستگي به نظر دادگاه ندارد بلکه اين متهم است که وکيل خود را معرفي مي کند و بايد وکيل در کنار موکلش باشد تا موارد موردنظر را با صلاحديد يکديگر تهيه و ارائه کنند. ظرف چند روز گذشته حداقل آقاي صالح نيکبخت و هوشنگ پوربابايي ضمن صحبت با رسانه ها قبول وکالت چند نفر از بازداشت شدگان را اعلام داشته بودند و وکالت آقاي نيکبخت از آقاي بهزاد نبوي حداقل براي نگارنده اين سطور مشخص و معلوم بود. نمي دانم چرا آقاي نبوي و ديگران بدون وکيل در دادگاه شرکت داشتند. از نظر شکلي ايرادات ديگري هم بر دادگاه وارد بود. مدت ها است ديگر خبري از لباس زنداني نيست و روزنامه ها سال قبل جشن لباس سوزي در زندان اوين را خبر دادند. هر چند لباس زندانيان امروز با لباس مخصوص زندان که به فراموشي سپرده شده بود فرق داشت و ظاهراً لباس فرم يکي از نهادهاي ضابط است که اين افراد را بازداشت کرده است اما حضور سيدمحمدعلي ابطحي با لباس فرم مخصوص زندان جلب توجه مي کرد. آقاي ابطحي روحاني است و بايد به مجازات روحانيون در دادگاه ويژه روحانيت رسيدگي شود و چون روحاني است تا وي را خلع لباس نکرده باشند به حرمت لباس روحانيت، وي بايد با لباس هميشگي خود در دادگاه حاضر مي شد. آنچه کيفرخواست قرائت شده توسط قاضي محبتي را از ديگر کيفرخواست ها متمايز مي کرد ارجاعات کيفرخواست بود. برابر بند 4 ماده 3 اصلاحي قانون تشکيل دادگاه هاي عمومي و انقلاب در کيفرخواست بايد؛
1- نام و نام خانوادگي، نام پدر، سن، شغل، محل اقامت، متهم باسواد است يا نه، مجرد است يا متاهل
2- نوع قرار تامين با قيد اينکه متهم بازداشت است يا آزاد
3- نوع اتهام
4- دلايل اتهام
5- مواد قانوني مورد استناد
6- سابقه محکوميت کيفري در صورتي که متهم داراي سابقه محکوميت کيفري باشد
7- تاريخ و محل وقوع جرم.
در متني که به عنوان کيفرخواست قرائت شد و در سايت ها آمده است رعايت بند م ماده 3 اصلاحي قانون تشکيل دادگاه هاي عمومي و انقلاب نشده است و جالب است به گفته ديگران عليه بازداشت شدگان استناد شده است؛ کساني که بعضاً جزء بازداشت شدگان نيستند مانند موسوي خوئيني ها و علي اکبر محتشمي پور يا مصطفي تاج زاده که در دادگاه حضور نداشتند. نمي توان در کيفرخواست بدون ذکر سند و مدرک به اخبار و شايعات استناد جست مثلاً در متن کيفرخواست آمده است با توجه به آنچه تاکنون گفته شد مي توان نقش برخي از احزاب مانند مشارکت، سازمان مجاهدين و کارگزاران را در زمينه سازي و اجراي کودتاي مخملي در ايران در محضر دادگاه در محورهاي ذيل تبيين کرد. اين بخش از کيفرخواست به 9 بند تقسيم شده است که هر يک از بندها جز اخبار و شايعات، مستند ديگري ندارد. براي نمونه به بند 5 اشاره مي شود.
5؛ بنابر اطلاعات منابع موثق در يکي از جلسات سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي شاخه اصفهان در بين کليه اعضا نظرسنجي مي شود که در صورت حمله امريکا به ايران آيا رهبر جمهوري اسلامي را تسليم مهاجمان کنيم يا نه و اين در حالي است که هيچ يک از شاخه ها اقداماتي در اين سطح را جز با هماهنگي مرکزيت انجام نمي دهند. به راستي آيا مي توان اين بند را نوعي اتهام دانست. اين موضوع آنقدر دور از ذهن است که نه امريکا جرات حمله به ايران را دارد و نه اينکه در فرض محال اگر چنين حمله يي صورت بگيرد، امريکا موفق مي شود و مهم تر اينکه مگر رهبر انقلاب در اختيار سازمان مجاهدين است که فلان شاخه اين سازمان بنا بر اطلاعات موثق چنين اظهارنظري کرده است که حتماً با مرکزيت تهران هماهنگ بوده است و با چنين کيفرخواستي، مجازات بازداشت شدگان از دادگاه درخواست شده است. به اين بخش توجه کنيم.
رياست محترم دادگاه، آنچه گذشت خلاصه يي از اقدامات طراحان و هدايت کنندگان داخلي پروژه شکست خورده کودتاي مخملي بود. جالب است با آن مقدمه و آن «اطلاعات موثق» هم در ايران کودتاي مخملي شد و هم کودتا شکست خورد و حالا که کودتا شکست خورده است بايد ديد نقش و اتهامات عوامل ميداني اين پروژه چيست؟ محاربه و افساد في الارض از طريق تلاش و فعاليت مستمر در راستاي پيشبرد اهداف گروهک تروريستي منافقين... اينکه در کيفرخواستي که به ظاهر براي تعدادي که بايد معاونت يا مشارکت در يک جرم داشته باشد، اتهام محاربه و افساد في الارض به صورت مجازات اوليه عنوان شود و تعيين نشود که اين اتهام مربوط به کدام متهم است، بيشتر به طنزي تلخ مي ماند که قرار است از اين کيفرخواست چه استفاده يي بشود. اگر متن کلي کيفرخواست ناقص است که نماينده مدعي العموم مي گويد... اجازه مي خواهم در فرصتي که اعلام مي فرماييد کيفرخواست انفرادي هر يک از متهمان با ذکر نوع اتهامات و دلايل و مستندات جهت صدور حکم شايسته به استناد مواد 500 ، 610 ، 618 ، 687 ، 689 قانون مجازات اسلامي بيان کنم. همين مطلب نقص و اشکال اساسي آنچه امروز در دادگاه به عنوان کيفرخواست براي عده يي خوانده شد را مي رساند. استناد به موادي که از مجازات محارب تا حبس را در پي دارد و مشخص نيست مربوط به چه کسي است چرا و با اين عجله در دادگاه قرائت شد. دادگاه امروز را بايد با ادبيات حقوقي تازه يي که نمي دانم چگونه ادامه خواهد يافت نگاه کرد. به يقين اگر دادگاه با همين روند پيش برود، با حکمي روبه رو خواهيم شد که همانند حکم هاشم آقاجري با آن برخورد خواهد شد و اگر ايرادات چنين دادگاهي بعد از پخش آن و آنچه مورد نظر باشد متوقف يا برطرف شد، بسياري از موارد ذکر شده و افراد حاضر در دادگاه به يقين در جايگاه متهم نخواهند بود.
* حقوقدان و وکيل دادگستري