دوشنبه، 12 مرداد 1388 - شماره 2016
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه آخر
انصراف بيش از 100 کارتونيست از حضور در دوسالانه کاريکاتور



گروه فرهنگي؛بيش از صد کارتونيست ايراني در بيانيه يي عدم مشارکت خود را در نهمين دوسالانه بين المللي کاريکاتور تهران اعلام کردند. امضاکنندگان اين بيانيه تاکيد کرده اند کاريکاتوريست ها همواره در کنار مردم، سعي در به تصوير کشيدن رنج ها و انتقاد از کاستي ها و نکوهش خشونت و ترويج روح عدالت طلبانه داشته و همواره نداي صلح طلبي سرداده اند.امضاکنندگان بيانيه عبارتند از؛ آروين، ناهيده آسيابي، مهدي آقاجاني، مجتبي اديبي، مجيد اديبي، علي اسدي، ليلا افسري، رضا اميررياحي، سپيده انجم روز، رويا انوشه، مهران ايرانلو، محسن ايزدي، صادق باقري، حامد بذرافکن، رحيم بقال اصغري، سعيد بهداد، حميد بهرامي، وجيهه پري زنگنه، پيام پورفلاح، نعيم تدين، يحيي تدين، عبدالعباد تقوي، مهدي تميزي، عبدالهادي ثنايي، سعيد جانقربان، شهاب جعفرنژاد، جواد جعفريان، محمود جوادي، بزرگمهر حسين پور، هادي حيدري، ساسان خادم، نازنين خامي، محمد خدادادي، حسين خسروجردي، مرتضي خسروي، حميد خلقي، بهنام خميسي، محمدعلي خوشکام، حميده خياباني، حسام دادخواه، رحمان دادگستر، بهتاش داورپناه، سعيد داوري، حميدرضا داودي، علي درخشي، پريا دهقاني، خشايار رادافشار، فرشيد رجبعلي، جمال رحمتي، مريم رحيمي، هادي رحيمي، سعيد رزاقي، اردشير رستمي، داريوش رمضاني، کيانوش رمضاني، شيوا زمانفر، کيارش زندي، کيوان زرگري، افشين سبوکي، پويا سيدکاظمي، فاطمه شکول، مهدي صادقي، حميد صادقيان، حسين صافي، مجيد صالحي، محسن ظريفيان، احمد عبداللهي نيا، احمد عرباني، مهدي علي بيگي، فائز عليدوستي، جواد عليزاده، امين علي نياشالي، نوشين عمراهي، آرش فرخي، حسام فطرتي، محمد فيض آبادي، شيرين قلي پور، مجيد کاظمي، مهدي کريم زاده، احسان گنجي، قاسم لطفي، فيروزه مظفري، بهار موحدبشيري، امين مويدي، شهناز مهي، علي ميرايي، آيت نادري، مهنام نجفي، عليرضا نصرتي، مريم نورمحمدزاده، سعيد نوروزي، مانا نيستاني، وحيد نيک گو، پانته آ واعظ نيا، هومن هادي زاده، علي هنرور، محمد سجادطاهري، محمودمحمد تبريزي، سعيد نعمتي، سلمان رئيس عبداللهي، پيمان رضايي.
پخش کننده خبر داد
«شب» و «هر شب تنهايي» اکران مي شوند



گروه فرهنگي؛مدير پخش «نمايشگران» از تدارک اکران دو فيلم «شب» و «هر شب تنهايي» به کارگرداني رسول صدرعاملي در اواخر ماه مبارک رمضان يا همزمان با ماه محرم خبر داد. اميرحسين علم الهدي عنوان کرد؛ «اين فيلم ها در حال حاضر در مرحله عقد قرارداد با سينماها قرار دارند و در آينده يي نه چندان دور اکران خواهند شد.» او در پاسخ به اين سوال که آيا چنين ماه هايي براي اکران مناسب محسوب مي شوند، گفت؛ «فيلم خوب در هر شرايطي مخاطب خاص خود را به سينماها مي کشاند. علاوه بر اين در فصلي مانند تابستان، مخاطبان اغلب در پي سرگرمي هستند و شايد اين زمان، فرصت مناسبي براي فيلم هاي فرهنگي نباشد.» به گزارش ايسنا دو فيلم سينمايي «هر شب تنهايي» و «شب» به کارگرداني رسول صدرعاملي دو فيلم از مجموعه «شهري که دوست مي دارم» درباره زائران حرم امام رضا (ع) است. به گزارش ايسنا اين کارگردان چندي قبل اعلام کرده بود؛ منتظرم يکي از اين دو فيلم اکران شود تا روند توليد سومين فيلم خود را درباره زائران امام رضا (ع) آغاز کنم. فيلم «هر شب تنهايي» که در جشنواره گذشته فيلم فجر به نمايش درآمد، روايت «عطيه» نويسنده و مجري يک برنامه خانوادگي راديو است. او هر روز به سوالات شنوندگان اين برنامه پاسخ مي دهد و به آنها توصيه مي کند با همسرشان چگونه باشند تا زندگي زناشويي بهتري داشته باشند.عطيه به شهر مقدس مشهد آمده است، اما او درگير مناسبات خود و همسرش است و مشکلي دارد که حل نشدني است و....در اين فيلم ليلا حاتمي و حامد بهداد حضور دارند. نويسنده فيلمنامه «هر شب تنهايي» کامبوزيا پرتوي، کارگردان رسول صدرعاملي، بر اساس طرحي از اصغر فرهادي است. فيلم «شب» صدرعاملي نيز در جشنواره دو سال گذشته فجر به نمايش درآمد. «شب» نيز براساس طرحي از اصغر فرهادي با فيلمنامه از کامبوزيا پرتوي روايت گروهباني است که براي تحويل دادن مجرمي سابقه دار به زندان يکي از شهرستان ها مجبور مي شود به همراه مجرم و دستبند، شبي را در مشهد بگذراند. در اين فيلم عزت الله انتظامي، خسرو شکيبايي و امين حيايي به ايفاي نقش مي پردازند.
مستند پشت صحنه درباره الي نمايش داده شد


گروه فرهنگي؛نخستين نشست تخصصي با حضور کاربران سايت «سينماي ما» در پرديس سينمايي «زندگي» برگزار شد. در اين جلسه که حدود پنج ساعت طول کشيد، اصغر فرهادي به همراه مريلا زارعي، احمد مهرانفر و صابر ابر حضور داشتند و فيلم مستند «همه چيز درباره الي» ساخته سيدوحيد حسيني به نمايش درآمد. در اين مستند علاوه بر بخش هايي از پشت صحنه «درباره الي...» بازيگران فيلم هم نظرشان را درباره شخصيت داستاني الي ابراز مي کردند. گلشيفته فراهاني بازيگر سفر رفته فيلم هم حضور داشت که گفت؛ «نقطه به نقطه بازي من طراحي شده بود. فرهادي در بازي گرفتن از آدم ها اعجوبه است. حيرت آور بود. هيچ وقت فکر نمي کردم آدمي وجود داشته باشد که با وجود شرايط سخت سينماي ما و کمبود نگاتيو آنقدر به ريزه کاري ها توجه کند تا جايي که حتي کوچک ترين جزييات برخي سکانس ها را تکرار کند.» اصغر فرهادي از اينکه تعدادي از مخاطبان سايت و هواداران فيلم اش، از شهرستان هاي مختلف به اين جلسه آمده اند ابراز خوشحالي کرد. بيشترين پرسش از اصغر فرهادي در نشست پرسش و پاسخ بعد از نمايش فيلم، درباره دليل مرگ الي و معصوميتش بود و اينکه چرا شيوه مرگ الي آنقدر مبهم بوده است و آيا اين ابهام به اين دليل بوده که براي خود فرهادي هم دليل مرگ الي روشن نيست؟ فرهادي عدم تمايلش را براي پاسخ به اين سوال چنين مطرح کرد؛ «به راحتي مي توانم بگويم که موقع نوشتن فيلمنامه دقيقاً چه چيزي در ذهنم بوده است اما هر پاسخي که به اين سوال بدهم باعث مي شود دايره لذت و تخيل عده يي محدود بشود. و در مرحله بعد هم من به اين ابهام نمي گويم. نشانه هاي مختلفي از حوادث مختلف در فيلم وجود دارند که باعث مي شود هر کس با توجه به شخصيت خودش آينده را پيش بيني کند. من عاشق فيلم هايي هستم که به تعداد تماشاگران شان تکثير مي شوند و آرزويم هم ساخت چنين فيلمي است که هر کس بتواند برداشت خودش را داشته باشد.» مسوولان سايت سينماي ما مي گويند هدف شان از برگزاري اين نشست ها، برخورد مستقيم تماشاگران جدي علاقه مند به سينما با فيلمسازان است و فرهادي هم اذعان داشت سالن شماره دو پرديس «زندگي»، بهترين سالن سينمايي است که فيلم اش را در آن ديده است. به اعتقاد فرهادي کيفيت اين سالن از مجموعه سالن هاي جشنواره برلين هم به هنگام نمايش اين فيلم بهتر بوده است.
دلتنگم پدر
فاطمه امين زاده*

پدر دلتنگم. براي تو و براي لحظه هاي ناب زندگي خودم که به آموختن از تو و گفت وگو با تو درباره ايران، دين، سياست و اقتصاد گذشته است. چه ناب بوده است لحظه هاي زندگي من در کنار پدري چون تو. چه صبور بودي براي پاسخ گفتن به ترديدها و سوالاتم و چه بزرگ براي پذيرفتن سليقه ام و اختلاف نظرهايمان. من پرسشگر و جسور بودم و تو صبور و بردبار. صبر و اميد تو هرگز کم نشد اما صبر و اميد من در اين سال ها کمتر و کمتر شد. هميشه مرا به بردباري و پرهيز از تعصب فرامي خواندي. اين روزها نامه هايي را که در اين سال ها برايم نوشته بودي مرور مي کنم. در جايي برايم نوشته بودي؛ «بردبار بودن نسبت به ديگري که مانند ما فکر نمي کند کار سختي است. گاهي عذاب آور است. و در جاي ديگر؛ «من فکر مي کنم اگر هرکدام از ما در زندگي با تجربه يي مواجه شديم و واکنش مان نسبت به آن پديده، به رفتار افراطي و نابردباري منتهي شد و بعد به غلط بودن آن پي برديم، بايد از آن تجربه بياموزيم و باز هم روي بردباري خودمان بيشتر کار کنيم. بيشتر باور کنيم که همه حق نزد ما نيست. ممکن است بخشي از آن نزد ديگري، حتي مخالف من باشد. چون با بردباري بيشتر، اشتباهات خيلي کمتري رخ مي دهد. اشتباهات به شکل شرم آوري بزرگ نمي شوند و جبران آنها هم امکان پذيرتر است.» و امروز بردبار بودن چه سخت است پدر... اين روزها دلتنگي ام و همه عشقم به وجودت را در جاي جاي تنهايي ام جمع مي کنم به اميد مجالي که در چشمانت بنگرم و بگويم چه اندازه به وجودت افتخار مي کنم. پدر، مي خواهم بداني بهترين پدرها بوده يي و صبورترين و باگذشت ترين دوست ها بوده يي.شايد بحث ها و گفت وگوهاي دوستانه مان مجال نداد که بگويم چه اندازه به بزرگي ات افتخار مي کنم. براي تو که در ميان مردان سياست در يکي بودن حرف و عملت در خانه و بيرون از خانه کم مانندي. تويي که در ايمان و تقوايت شک ندارم که دينت دين تزوير، ريا و عوامفريبي نيست. تويي که همواره کرامت انسان را پاس داشته يي و هرگز نديدم حتي بر ما که فرزندانت هستيم انديشه ات را تحميل کني يا به سبب مناسبات سياسي، انتخاب هايمان و آزادي مان را مصلوب خواسته هاي پدرانه ات کني. تو همراه با مادر آزادانديشم، حرمت آزادي بيان و انديشه را در خانواده مان به ما آموختي و از ما خواستي تا انسان هايي خردورز و به دور از تعصب و افراط باشيم و چه بسيار جاهايي که بر من به خاطر نقد متعصبانه دشمنانت خرده گرفتي. مي دانم مرد سياست بودن و در عين حال پدر دو دختر بودن بسيار سخت تر است. اما به ياد نمي آورم به خاطر زن بودن مان چيزي را بر ما منع کرده باشي و استقلال مان را ناديده گرفته باشي. گرچه مي دانم اينچنين احترامي به سلايق ما گاهي براي تو دشوار بوده است. پدر کاش بداني براي ذره ذره آنچه به من آموخته يي چه اندازه ارزش قائلم. آنچه در وجود من است عشقي است به سرزمينم که با آن هرگز اسير کينه و جهل دشمنان امروزمان نخواهم شد. کينه ميراث جاهلان است و تو هميشه مرا از ادبيات کينه و نفرت

بر حذر داشته يي و هرگز از دشمنانت هم با نفرت سخن نگفته يي. تاريخ به قضاوت خواهد نشست. بر تو نازنيني که اينک براي عدالتخواهي و حق طلبي در زنداني و بر آنان که چنين نخبگان و انديشمندان را در حبس مي کنند و از مشاهده تزلزل عزت و اعتبار ايران و ايراني کمترين هراسي به دل راه نمي دهند. آري، تاريخ به قضاوت خواهد نشست.

*دختر محسن امين زاده
پيدا و پنهان
? انتقاد آيت الله امجد از سقوط هواپيماها؛ آيت الله محمود امجد در سخنان اخلاقي چندي پيش خود، تذکرات مهم اخلاقي و اجتماعي را خطاب به مردم، مسوولان و نخبگان بيان کرد. به گزارش «آينده»، در فرازهايي از اين بيانات آمده است؛ هيچ يک از ما در خواندن نماز به پاي خوارج نمي رسيم. پيشاني آنها از نماز خواندن پينه بسته بود ولي بهترين کار را کشتن اميرالمومنين(ع) در شب قدر مي دانستند. آيا کفر بهتر از اين اسلام نيست؟ کجا است خدا در زندگي ما؟ آيا ما لااله الاالله را باور کرده ايم؟ ما يک عمر با نام الله در خدمت شيطان بوده ايم، با خدا بودن به حرف و لفظ و نماز خواندن و الله الله گفتن و... نيست. و ما که روحاني هستيم از همه بيچاره تريم، ما زياد گول مي خوريم و به ظاهر توجه داريم. مثلاً فلان مجلس حال خوبي داشت و چند نفر غش کردند، و ما هم خيلي گريه کرديم. اينها اسلام نيست. اينها دين نيست. به جاي شور بايد به شعور توجه کرد. شور تنها مشکلي را حل نمي کند. متاسفانه ما به جاي توجه به اخلاق ديني، سليقه خود را بر دين تحميل کرده ايم و بيشتر به ظاهر دين چسبيده ايم و از اين ظاهر قصد ديگري داريم، نبايد مردم را از دين ترساند. حوادثي نظير سقوط هواپيما نياز به حسن تدبير دارد. به خصوص تکرار اين حوادث درست نيست و نشان از بي تدبيري دارد و نبايد بي تدبيري خود را به پاي مشيت الهي بگذاريم، خداوند به ما عقل و تدبير داده تا از آن استفاده کنيم. بايد صداقت و حسن نيت داشته باشيم،

? درخواست فتح براي مذاکره با ايران؛ به گزارش فارس مطبوعات عربي متن پيش نويس جنبش فتح را که قرار است در نشست روز سه شنبه در «بيت اللحم» به بحث گذاشته شود، منتشر کردند. به گزارش فارس در اين پيش نويس، جنبش فتح از حاميان خود درخواست کرده بود به هيچ عنوان اسرائيل را به عنوان يک کشور يهودي نپذيرند و هرچه سريع تر گفت وگوهاي راهبردي با ايران را آغاز کنند.

? احتمال سفر رفسنجاني به شمال؛ به گزارش جهان منابع خبري از احتمال سفر آيت الله هاشمي رفسنجاني به يکي از استان هاي شمالي خبر مي دهند. گفته مي شود هاشمي رفسنجاني نمي تواند در مراسم تنفيذ و تحليف حکم رياست جمهوري شرکت کند. پيش از اين نيز سيدمحمد خاتمي با سفر به اردکان يزد عدم حضورش در مراسم تنفيذ حکم رياست جمهوري را اعلام کرده بود. منابع نزديک به ميرحسين موسوي نيز اعلام کردند وي قطعاً در مراسم تنفيذ و تحليف شرکت نخواهد کرد.

? حق نخبگي حذف شد؛ «حق نخبگي» کارمندان نخبه دستگاه هاي اجرايي پس از ابلاغ قانون مديريت خدمات کشوري از فيش حقوقي آنان حذف شده است. گزارش هاي دريافتي مهر نشان مي دهد حقوق نخبگان دستگاه هاي اجرايي نه تنها با ابلاغ قانون مديريت خدمات کشوري افزايش نيافته بلکه با کاهش در دريافتي حقوق نيز مواجه شده است. در اين ميان، پيش از ابلاغ قانون مديريت خدمات کشوري، در فيش حقوقي کارمندان نخبه دستگاه هاي اجرايي بخشي به عنوان «حق نخبگي» وجود داشت که پس از ابلاغ اين قانون، بخش مذکور نيز از فيش حقوق آنان حذف شده است.

? زد و خورد سيا و اينتليجنت سرويس؛ کرمان نما؛ آيت الله محمد جواد حجتي کرماني تصريح کرد؛ آيا واقعاً در اين وقايع اسفبار که به قيمت جان جوانان بي گناه ما از پسر و دختر و هتک حرمت بسياري از افراد و زنداني شدن عده يي ديگر تمام شد شخص زيد و عمرو و بکر و خالد و... هيچ کدام مقصر نبودند و اين شياطين و اجنه يا ماموران سيا و اينتليجنت سرويس و موساد بودند که در خيابان هاي تهران به زد و خورد پرداختند و هتاکي کردند و دست شان به خون بي گناهان آلوده شد؟

? بازداشت مادر يکي از کشته شدگان اخير؛ مادر يکي از کشته شدگان اخير در کرمانشاه بازداشت شده و هيچ اطلاعي از سرنوشت وي در دست نيست. به گزارش سايت تغيير براي برابري، زهرا نوذري مادر پويا مقصود بيگي دانشجوي دانشگاه علوم پزشکي کرمانشاه ، در ساعت 10 شب اولين روز تحصن خود دستگير شده است. پويا مقصود بيگي در تاريخ 30 خرداد 88 توسط نيروهاي امنيتي کرمانشاه دستگير شد و پس از آزادي فوت کرد.

? شاهرودي به قم مي رود؛ رئيس حوزه رياست قوه قضائيه، عزيمت آيت الله هاشمي شاهرودي به مشهد در ايام پس از تحويل مسند رياست قوه قضائيه را منتفي اعلام کرد و از راهي شدن وي به قم خبر داد. ايزدپناه در گفت وگو با مهر با اعلام اين خبر تصريح کرد؛ هم اکنون بحث عزيمت آيت الله هاشمي شاهرودي به مشهد مقدس منتفي شده و راهي شدن وي به قم جهت کار فقهي، حوزوي و مرجعيت قوت گرفته است.

? غيبت امام زمان به خاطر تنبلي شيعيان است؛ يک مبلغ ديني گفت؛ غيبت امام زمان به خاطر تنبلي شيعيان است که از انجام تکاليف يک منتظر واقعي سر باز مي زنند. حجت الاسلام سعيد مرداني در ارتباط با زمينه سازي ظهور اظهار داشت؛ با غيبت حضرت مهدي(عج) نه تنها شيعيان که همه مسلمانان وبلکه همه عالم محروم شدند و آنچه امروز رسالت شيعيان است زمينه سازي براي ظهور است.

?بدنبال بازرس مهندس موسوي؛ محمدرضا معتمدنيا بازرس ويژه ميرحسين موسوي به دنبال تماسي که با وي گرفته شد و بعد از چند روز ناپديد شد. وي از 13 تيرماه به بعد در مکان نامعلومي نگهداري مي شود و از آن زمان تاکنون دو بار با منزل خود تماس گرفته است. محمدرضا معتمدنيا سابقه بازرسي ويژه شهيدان رجايي و باهنر و نخست وزيري مهندس موسوي را در کارنامه خود دارد. وي در اين انتخابات بازرس ستاد مرکزي موسوي بود.
عناوين اين صفحه
انصراف بيش از 100 کارتونيست از حضور در دوسالانه کاريکاتور
«شب» و «هر شب تنهايي» اکران مي شوند
مستند پشت صحنه درباره الي نمايش داده شد
دلتنگم پدر
پيدا و پنهان
حال ما خوب است
مسابقه عکاسي با موضوع مترو
عبدالله کوثري ديگر شاهکار ماشادو د آسيس را ترجمه کرد
آقاي بتهوون
روزگاري که جوان بيشتر مي بيند تا پير

نامه به يک محمدعلي ابطحي
حال ما خوب است
ابراهيم رها

سلام ابطحي

محمدعلي جان ديدمت، به به، به به انصافاً چه خوشگل شده بودي اون شب. حر ف هايت خيلي قشنگ بود و ما خيلي لذت برديم مخصوصاً آنجا که گفتي؛ در زندان خيلي به تو و باقي دوستان تان خوش گذشته يعني در واقع خوش گذرانده اند به شما، کاملاً هم معلوم بود. خانمم مي گفت که خانمت گفته حدود 20 کيلو وزن کم کرده يي. اين نشان مي دهد که برادران در زندان چقدر در اين مدت به فکر سلامتي ات بوده اند، گمان مي کنم يک مدت ديگر آنجا بماني رسماً بتوانيم تو را «مملي باربي» صدا بزنيم.

ابطحي جان گفتي يعني از روي نوشته برايمان قرائت کردي که «تقلب» کد رمز بوده و تقلب يعني «آشوب». با اين حساب سال هاست بچه ها در مدرسه از روي دست هم آشوب مي کنند مثل تو که از روي آن کاغذ آشوب مي کردي و خلاصه آشوبتو بخورم،

محمدعلي ابطحي عزيز به عطريانفر هم بگو که حواس مان بود در صحبت هايش گفت؛ بهزاد نبوي گفته من پشت تريبون نمي آيم و به مهندس موسوي خيانت نمي کنم.

بگو دفعه بعد آنقدر تابلو اطلاعات ندهد و خلاصه يعني اي شيطون،

محمدعلي ابطحي، سابقاً مي گفتم از اون بالا کفتر ميايه. حالا مدتي است اين بيرون از اون بالا کرکس ميايه. آن تو البته معلوم نيست از اون بالا چي ميايه که ما وقتي به قيافه تو و بقيه دوستانت نگاه کرديم دل مان کباب شد و با ريحون و دوغ البته،

محمدعلي ابطحي خان جان، به باقي دوستانت اگر دسترسي داشتي بگو حتي اگر لازم بود آنفلوآنزاي خوکي را هم به گردن بگيرند. يک شاعري يک وقتي گفته بود؛ «حال ما خوب است اما تو باور نکن». همين،


مسابقه عکاسي با موضوع مترو
شرکت بهره برداري راه آهن شهري تهران و حومه در نظر دارد دومين مسابقه عکاسي خود را با موضوع «مترو و مردم» با هدف بهره برداري از هنر عکاسي در راه گسترش فرهنگ درست استفاده از مترو در دو بخش همگاني و دانش آموزي با رويکرد مستند برگزار کند. عکس ها بايد تا 30/8/88 به دبيرخانه مسابقه ارسال شود. علاقه مندان مي توانند فرم شرکت در مسابقه عکاسي را از طريق پايگاه اينترنتي به نشاني www.tehranmetero.com يا ايستگاه هاي شهيد حقاني، امام خميني، شهرري، صادقيه، دانشگاه علم و صنعت، کرج و گلشهر تهيه کنند.


عبدالله کوثري ديگر شاهکار ماشادو د آسيس را ترجمه کرد
رمان «دن کاسمورو» ماشادو د آسيس با ترجمه عبدالله کوثري منتشر مي شود. اين اثر که در ژانر شرح حال داستاني است، در سال 1899 در برزيل منتشر شده است. «دن کاسمورو» يکي از شاهکارهاي ادبيات رئاليسم و روايت يک شوهر حسود و غيرقابل اعتماد است. کوثري ترجمه اين اثر را به تازگي تمام کرده و آن را به نشر ني سپرده است. اين مترجم پيش تر نيز «خاطرات پس از مرگ براس کوباس» اين نويسنده را که يکي ديگر از شاهکارهاي اوست و همچنين مجموعه داستان «روانکاو و داستان هاي ديگر» او را ترجمه کرده است. به گزارش ايسنا ژواکيم ماريا ماشادو د آسيس داستان نويس و شاعر برزيلي در سال 1908 در ريودو ژانيرو متولد شد. کارهاي او تاثير زيادي در مکتب هاي ادبي برزيل داشت و خيلي ها او را بزرگ ترين نويسنده تمام ادوار برزيل مي دانند.

ماشادو د آسيس شعرهاي بسياري هم سروده است. شعرهاي او با بقيه آثارش تفاوت بسيار محسوسي دارد؛ در حالي که آثار نثرش بسيار شيوا و بليغ است، شعرهايش به خاطر استفاده از واژه هاي بي پروا شوک آميز است. از سوي ديگر، رمان «باغ همسايه»ي خوزه دونوسه با ترجمه عبدالله کوثري از سوي نشر آگه منتشر خواهد شد. او ترجمه «زندگينامه آيزايا برلين» مايکل ايگناتيف را نيز به پايان رسانده است که اين اثر از سوي نشر ماهي به چاپ خواهد رسيد.


به بهانه بازگشايي فروشگاه بتهوون
آقاي بتهوون


جعفر مدرس صادقي

آقاي چمن آرا زياد تحويلمان نمي گرفت. با اين که اگر نه هر روز، لااقل يک روز در ميان بتهوون بوديم. شايد هم درست به همين دليل. چون که بيشتر وقتها چيزي نمي خريديم - فقط تماشا مي کرديم و گوش مي داديم. با اين که هميشه کلاسيک پخش نمي شد. ايراني هم پخش مي شد. طبقه ي پايين ايراني مي فروختند و طبقه ي بالا کلاسيک. از در که وارد مي شديم، يکراست مي رفتيم طبقه ي بالا. روي جلد صفحه هاي جديد را تماشا مي کرديم و صفحه هايي را که داشت پخش مي شد گوش مي داديم. چه عيبي داشت که فقط تماشا کني و گوش کني؟ هيچ تابلويي به چشممان نخورده بود که «توقف بي جا مانع کسب است.» خود آقاي چمن آرا هم هيچ اعتراضي نمي کرد. شايد به اين دليل که فقط تماشا کردن و گوش دادن نبود. گاهي وقتها صفحه هم مي خريديم. فقط گاهي وقتها. دير به دير. آقاي چمن آرا با اکراه صفحه اي را که مي خواستي بخري از توي لفاف بيرون مي کشيد و مي گذاشت روي گرامافون تا قبل از خريدن گوش بدهي. صفحه هاي بازشده داشت که مال گوش دادن بود و صفحه هايي که آکبند بود که تا نمي خريدي باز نمي کرد. صفحه را با چه احتياط و احترامي از توي لفاف بيرون مي کشيد. انگشت شست روي سوراخ وسط و انگشت وسط لب صفحه. يادمان مي داد که چه جوري بايد صفحه را از توي لفاف کشيد بيرون که انگشت هات به پïشت و روي صفحه اصابت نکند. چه جوري بايد کشيد بيرون، چه جوري بايد گذاشت، چه جوري بايد برداشت و چه جوري بايد گذاشت سر جاش. حتا وقتي که صفحه اي را که درخواست مي کرديم مي گذاشت، اخمهاش را باز نمي کرد، حتا وقتي که دوتادوتا مي خريديم، يا چندتا چندتا. حتا لبخند نمي زد. فقط يک بار لبخند زدنش را ديدم. خانمي که تازه از پله ها آمده بود بالا و نفس نفس مي زد رفت به سمت او و گفت «سلام، آقاي بتهوون.» آقاي چمن آرا لبخندي زد و گفت «لطفن منو لودويگ صدا کنيد،»


نسبت تازه مهر جويي، فرمان آرا و حاتمي کيا با جوانان اين روزها
روزگاري که جوان بيشتر مي بيند تا پير


امير قادري



اين روزها - حالا دلايلش هم مفصل است و هم اغلب، معلوم - که نوع نگاه و طرز برخورد با نسل جوان کشور تغيير کرده است. مطالبا ت شان از هميشه بيشتر جدي گرفته مي شود و در معرض ديد قرار گرفته اند. پس هيچ عجيب نيست اگر سه فيلمساز برجسته کشورمان، پيش يا بعد از اين اتفاقات، به نحوي چشم هاي تيزشان را به اين نسل انداخته باشند. متوجه شان شده باشند. بحث اصغر فرهادي و پرويز شهبازي و حميد نعمت الله و شهرام مکري نيست که به اين نسل نزديک ترند. داريم درباره سه فيلمسازي صحبت مي کنيم از نسل پيش و پس از انقلاب. از داريوش مهرجويي و بهمن فرمان آرا و ابراهيم حاتمي کيا. منظورم اين است که نسل جوان اين دوران، خودش را به هر فيلمسازي از هر دوره يي با هر سليقه يي تحميل کرده است؟ دقيقاً. - بهمن فرمان آرا؛ اين روزها فيلم خاک آشنا بر پرده سالن هاي سينماي تهران است. ازتان دعوت مي کنم که به تماشاي اين فيلم برويد. نسل جوان البته شايد از برخورد اوليه با اين فيلم زده بشود. داستان يک روشنفکر سرخورده از نسل قديم که مدام نماينده يي از اين نسل را شماتت مي کند که چرا مسووليت سرش نمي شود، چرا اينقدر مرده دل است. چرا حالش خوش نيست. چرا صبح زود از خواب بيدار نمي شود. چرا بي هدف و بي آرمان است. چرا مدام يللي تللي مي کند. و از اين بساط. اما فيلم بايد آدم را مجاب کند و آن وقت حرفش را آدميزاد مي تواند بپذيرد. درباره فيلم بهمن فرمان آرا، اين اتفاق حداقل براي من افتاد. پشت اين نصيحت ها و ابراز عقيده ها، يک جور اعتقاد صادقانه بود که حرف هنرمند را باورپذير مي سازد. عقده و کينه يي در کار نيست. ضمن اينکه به نظرم اصالتي پشت نظر روشنفکري است که از نسل جوان مي خواهد تا خانه اش را بسازد و پايش را روي زمين سفت بگذارد. عوض پراکندن تخم يأس و نوميدي، و انتقال مدام کمبودها و کينه ها و عقده هاي قديم، بر خلاف موارد مشابه، بهمن فرمان آرا آرزوي محترم و موقري براي نسل تازه دارد. سوال من اما اينجاست. کارگردان خاک آشنا، بعد از اين چند ماه و در ميانه هاي مرداد 1388، باز همين گونه درباره جوان ايران امروز فکر مي کند؟ - ابراهيم حاتمي کيا؛ فيلمساز جنجالي دهه 1370، اين بار سکوتش را با پرسشي از همين نسل جوان شکست. او که در چند ماه گذشته، ترجيح داده بود تا هيچ جور موضع گيري در برابر اتفاقات روز انجام ندهد، اين بار با سوالي خطاب به کاربران سايت «سينماي ما»، از آنها خواست نظرشان را درباره «آژانس شيشه يي»، فيلم 12 سال قبلش بگويند، و اينکه اگر شخصيت هاي آژانس، حالا و در اين شرايط زنده بودند؛ هر کدام شان چه برخوردي انجام مي دادند و چه کاري مي کردند؟ طرف کي بودند؟ حاتمي کيا دانسته که در شرايط پيچيده امروز، بسيار پيچيده تر از زمان توليد آژانس شيشه يي، نسل جوان کشور، بيش از آنکه دنباله رو باشد؛ پيش قراول است. چطور مي شود به برنامه يي، تحليلي، مسيري، و چارچوبي فکر کرد، بي آنکه از آنها نظر خواست؟ که بازي شان نداد؟ که همه چيز را پيش خود نگه داشت؟ «آژانس شيشه يي 2» هر چه باشد، اگر ساخته شود، در برابر نسل تازه قضاوت خواهد شد. نسلي که درک و تحليل موثر خودش را از حاج کاظم و عباس و سلحشور و سلمان و فاطمه دارد. پاسخ هاي گوناگون و متفاوت و پيشرو مخاطبان حاتمي کيا در سايت «سينماي ما»، اين را ثابت مي کند. هوش و غريزه ابراهيم، اين بار هم درست عمل کرده است. اين نسلي نيست که بشود پيشاپيش آن حرکت کرد. - و بالاخره داريوش مهرجويي؛ اما مهرجويي بسيار پيش از اين استارت زده بود. «سنتوري» او، اگر خوب ديده مي شد، پيشگوي بسياري از حوادث و ماجراهاي هفته هاي اخير بود. او روايتش از نسل جوان اين روزها را با سنتوري شروع کرد و امسال، با چاپ رمان «به خاطر يک فيلم بلند لعنتي» ادامه داد. داستان جوانک 25 ساله يي که هر چه مي دود، از آرزوهايش دورتر مي شود. هامون عصر نو. مهرجويي بزرگ که جلو و نه عقب نسل تازه، که همراه و هم شانه شان حرکت مي کند يکي از آنهاست. عيب اين نسل، عيب او و قوت شان، قوت اوست. اينکه مي گويند؛ سن فقط يک عدد است؛ اينجا خودش را نشان مي دهد. فاصله يي ميان هنرمند 70 ساله و جوان 20 ساله امروز نيست. هر دو مي دوند، هر دو از پيگيري آرمان ها و آرزويشان خسته نشده اند، هر دو هنوز نرسيده اند و البته کيست که انکار کند هر دويشان، يک مو با نيستي و حسرت و دلمردگي فاصله دارند. ماليده اند، اما نمرده اند. - اينکه تا اينجا. و آينده هنر و سينماي اين مملکت را همين جوان ها تعيين مي کنند. نخبگان کشور، خيلي که هنر کنند، مسير حرکت شان را رصد خواهند کرد.

amirghaderi@cinemaema.com


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام