با يادداشت هايي از؛ ابراهيم حاتمي کيا، حسين پاکدل، جواد طوسي، اميرحسين رسائل
.jpg)
گروه فرهنگي، ايمان پاکنهاد؛ ميان آمد و رفت ها، گريستن ها، تاسف ها و آرام نواي قرآن، دو شمع سياه روي رف خانه روشن است و بين آنها عکسي سفيد و سياه حکايت از رفتني ديگر دارد. روي تصوير نوشته است «داد از اين بي دادي / خالق «بازمانده»ي سينماي ايران درگذشت». سيف الله داد رفته است، درگذشته و ديگر باز نخواهد گشت. سيف الله داد را همه هنري ها مي شناسند. هم براي سينمايي ها آشناست و هم در خاطر ديگر اهالي هنر زنده. کارگرداني فيلم هاي به ياد ماندني «کاني مانگا» و «بازمانده» در سينماي جنگ، نامي به ياد ماندني تر از او به يادگار نهاده. اما بالاتر از اينها، داد در سه سال نخست رياست جمهوري سيدمحمد خاتمي، معاونت سينمايي وزارت فرهنگ را عهده دار بود. عطاء الله مهاجراني که از وزارتخانه رفت، او هم جاي خود را به ديگري سپرد. دوراني سه ساله که سينمايي ها از آن به شکوفايي هنر هفتم در ايران ياد مي کنند.سال 73 بود که پشتيباني سيف الله داد و کوشش هايش، شکل گيري يکي از نهادهاي مدني قوي و پرکار را رقم زد. خانه سينما تاسيس شد تا دو سال بعدتر جشن خانه سينما به همت داد پايه ريزي شود.در ورودي خانه اش در آپارتماني در قيطريه باز است. تصويري از او در آخرين روزهاي حيات اش راهنماي ميهمانان سوگوار است. سرطان داشت و دردش از چند سال پيش فزون تر مي شد روزبه روز. اما در ميان جمع مي گفتند زودتر از آنچه مي بايد بدرود گفته است. «پنج روز اخير در کما بود. پيش از آنکه در اغما فرو افتد، بي قرار بود و کلافه.» علي شاکري همسر خواهر بزرگ سيف الله داد که روزهاي آخر را در بيمارستان مهر تهران کنارش بوده با بغضي که کم کم به اشک مبدل شد اين را گفته و از صبر بسيارش سخن گفت؛ «فقط زماني از درد مي گفت که با اصرار بسيار همراهانش مواجه مي شد. بيشتر وقت ها تحمل مي کرد اما بي قراري اش موجب مي شد تا مدام قصد تغيير جا کند. يک بار به بهانه نماز خواست از تخت پايين بيايد. قوت کنترل خود را نداشت به همين دليل خواهرش به بهانه اينکه سمت قبله را اشتباه ايستاده، طوري جابه جايش کرد که بتواند به جايي تکيه داده و به زمين نيفتد.»از او درباره روزهاي پس از انتخابات پرسيدم و اينکه «آيا اخبار را پيگيري مي کرد؟» پاسخ داد؛ «از روز پس از اعلام نتيجه انتخابات متاثر از وقايع بود و مرتب اخبار را پيگيري مي کرد. البته فقط از طريق راديو و تلويزيون. چون توان در دست گرفتن روزنامه را نداشت. نمي توانست مطالعه کند.»هشت ونيم صبح ديروز بود که با همسر سيف الله تماس گرفته و خبر درگذشت اش را شنيده. سيف الله داد پنج بامداد ديروز از دنيا رفته بود.ابوالحسن داودي فيلمساز که از ابتداي شکل گيري خانه سينما در کنار داد بوده، دست بر زير چانه گذاشته و گوشه يي نشسته است. مي گويد؛ «از کجا شروع کنم. سال 59 بود که در اولين برخورد فهميدم همسايه هستيم. 13 سال با هم در همين کوچه زندگي مي کرديم. نقش سيف الله در زندگي من بسيار تعيين کننده تر از خيلي هاي ديگر بود. سيف الله بود که مرا به عرصه فعاليت هاي صنفي و خانه سينما کشاند. چهار سال با هم در جلسه هاي متعدد کار کرديم تا به جريان دوم خرداد رسيديم. بعد از اين اتفاق هم شايد بيشترين ارتباط فکري را در کار داشتيم. گاه با هم اختلاف نظر هم داشتيم اما هيچ گاه شخصيت نهايي سيف الله براي من قابل مقايسه با هيچ شخص ديگري نبود. اگر بگويم در حوزه سينما تعيين کننده ترين نقش را داشت شايد اغراق نکرده باشم.»داودي آرام و شمرده ادامه مي دهد؛ «در کوراني که سيف الله معاون سينمايي بود نزديک ترين شخص به او بودم و پس از آنکه مسووليت اش در خانه سينما به گردنم افتاد دقيقاً به خاطر دارم در چندماه نخست مسووليت در خانه سينما ماموريت ها و برنامه هاي سال هاي آينده وزارت ارشاد پايه ريزي شد.
يعني جلسه هاي وزارت ارشاد به نوعي در داخل خانه سينما اداره مي شد. همين جلسه ها هم بود که با همراهي نخبه هاي مشاور باعث فرو ريختن انضباط هاي آهنيني شد که مانع بروز و شکوفايي عرصه هاي فرهنگ و اقتصاد مي شد. عاقبت به گونه يي شد که با وجود تنگ تر شدن زاويه آزادي ها، شرايط هرگز به روال قبل از سيف الله بازنگشت.» حميد فرخ نژاد هم آمده بود. مي گفت؛ «در شرايطي نيستم که درباره سيف الله سخن بگويم. اين آخرها پيامک هايم به سيف الله بي پاسخ ماند...» اين بازيگر فقط يک جمله گفت؛ «به پايان فکر نکن. انديشيدن به پايان هرچيز، شيريني حضور را تلخ مي کند؛ بگذار پايان تو را غافلگير کند، درست مانند آغاز.» رئيس شوراي صنفي نمايش مهدي کرم پور هم درباره داد اين گونه گفت؛ «وقار، احترام، بينش هوشمندانه، نظم فوق العاده و تعهد صنفي از ويژگي هاي بارز سيف الله بود. اين اواخر خيلي غمگين بود. مي گفت چرا در اين چهار سال مديران فرهنگي و سينمايي از احوالاتش سراغي نمي گيرند. کارگرداني که نماد سربلندي سينماي ايران بود.» قرار بود يک اپيزود از فيلم سه اپيزودي «تهران تهران» را سيف الله داد بسازد. فيلمي که اپيزودهاي ديگرش را داريوش مهرجويي و مهدي کرم پور ساخته اند. کرم پور توضيح مي دهد؛ «ديگر فرصت نشد آن اپيزود نهايي را بسازد. فرصت نکرد اما پيشنهاد داد دست کم تيتراژ فيلم را بسازد که درگذشت اش اين فرصت را هم از ما گرفت. حالا تصميم گرفته ايم فيلم را به تهيه کنندگي محمدعلي حسين نژاد به سيف الله داد تقديم کنيم.» سهيل محمودي که مي رسد قلمي دست مي گيرد و پيام تسليت را مي نويسد؛ «خبر کوتاه بود و تلخ. شخصيت فرهيخته، فرهنگي و هنرمند توانا و متعهد سينماي ايران به ديدار معبود شتافت.» شمع هاي روي رف در حضور افرادي مثل مجيد مجيدي، سيدمحمد بهشتي، فخرالدين انوار، محمدعلي حسين نژاد، رضا ميرکريمي، جعفر صانعي مقدم، نريمان شاداب، محمد حاج داودي، علي اکبر ثقفي، محمدحسين حقيقي، شادمهر راستين، محمدعلي نجفي، فرهاد توحيدي، مهدي کرم پور، عليرضا رئيسيان، ايرج تقي پور، سيدضياء هاشمي، ابوالحسن داودي، منوچهر محمدي، عليرضا رضاداد، محمدمهدي عسگرپور، عبدالحسين برزيده، منوچهر شاهسواري، حسين فرحبخش، احمدرضا درويش، حسين پاکدل، اکبر نبوي، حميد فرخ نژاد، کامبوزيا پرتوي، سهيل محمودي، جعفري جلوه و ... آرام آرام آب شدند. سيف الله داد در آخرين فعاليت سينمايي اش در فيلمي تبليغاتي از ميرحسين موسوي کانديداي اصلا ح طلب حمايت کرده بود. مراسم خاکسپاري و تشييع پيکر سيف الله داد ساعت 9 صبح امروز از مقابل ساختمان شماره 2 خانه سينما واقع در خيابان وصال تقاطع طالقاني به سمت قطعه هنرمندان برگزار مي شود.