
حميدرضا حسيني
ابن سينا گفته عرض زندگي مهم تر از طول آن است و چه خوشبخت بود حاج حسين آقا ملک که طول و عرض زندگي را با هم داشت. صد و يک سال از خدا عمر گرفت و حدود سه چهارمش را صرف گردآوري و اهداي آثار فرهنگي کرد. در اواخر دهه 1340 خورشيدي ارزش مادي موقوفات ملک بالغ بر دو ميليارد تومان برآورد شد که البته اموال غيرفرهنگي همچون زمين هاي وسيع کشاورزي و مراکز درماني را نيز دربر مي گرفت. حسين ملک يازدهم ربيع الاول سال 1288 ه.ق (1250خورشيدي) در تهران متولد شد. خانواده اش اصالتاً تبريزي و مجتهد زاده بودند و اين به شهادت دست نوشته هاي اوست که در آنها پدرجد خود را «ملا ابوعلي» فرزند «حاج آقا بابا مجتهدتبريزي» معرفي مي کند. با اين حال، پدربزرگش «آقا مهدي ملک التجار تبريزي» به کسوت روحانيان درنيامد، بلکه در جنگ هاي ايران و روس به قشون دولتي پيوست و تا درجه سرهنگي پيش رفت. پس از جنگ به تجارت روي آورد و از امتياز دوستي با ميرزاتقي خان اميرنظام (اميرکبير بعدي) برخوردار شد. اميرنظام در آن سال ها پيشکار وليعهد قاجار در آذربايجان بود. وقتي محمد شاه قاجار از دنيا رفت، در خزانه پولي نبود که با آن ناصرالدين ميرزاي وليعهد را به تهران بياورد و به تخت بنشاند. ناگزير به آقا مهدي متوسل شد و 100 هزار تومان از او قرض گرفت. آقا مهدي خود نيز به تهران آمد و به پاس خدماتش لقب ملک التجاري گرفت. پس عجيب نيست که در تمام دوران سلطنت ناصرالدين شاه از امتياز اين همراهي برخوردار بوده باشد. مسجد ملک در بازار تهران باقيات الصالحات اوست. بعد از آقا مهدي لقب ملک التجاري به فرزندش محمد کاظم رسيد که خصايل متفاوتي را از خود بروز مي داد. در جواني ورزشکار و نوچه پهلوان ابراهيم يزدي بود. سپس مثل پدر وارد تجارت شد. از سياست نيز برکنار نبود و با وجودي که حاج حسين او را «شديد الباس» خوانده است، طبعي لطيف داشت و شعر مي سرود. اشعارش در آن حد نبود که براي اين تاجر لوطي مسلک شهرت ادبي دست و پا کند اما معيارهاي يک شعر متوسط را در خود داشت. حاج حسين و دو برادر و سه خواهرش با چنين تباري و زير دست چنين پدري پرورش يافتند. چون پدرش به مدارس جديد با ديده ترديد مي نگريست و آنها را مخل ديانت مي دانست، حسين را به مدارس دارالشفا و صدر تهران فرستاد تا به تحصيل علوم قديمه همت گمارد. استادان او «سيدمحمدعلي مازندراني» و «ميرشهاب الدين نيريزي» بودند و گويا با «ميرزا ابوالحسن جلوه» حکيم بزرگ عصر ناصري هم موافقت داشت- آنقدر که وقتي سيدمازندراني از پي تنبيهش برمي خاست به حجره ميرزاي جلوه پناه مي برد. يک چند هم دور از چشم پدر به مدرسه فرانسوي «آليانس» رفت تا زبان فرانسه را بياموزد. در آنجا با کساني چون «ذکاء الملک فروغي» اديب و نخست وزير سال هاي بعد، هم دوره بود. محمد کاظم ملک التجار، از راه تجارت و به واسطه املاک وسيعي که در خراسان خريد، ثروت انبوهي را براي فرزندانش به ارث گذاشت و اين اساس ثروت حاج حسين ملک بود. او دستياري پدرش در اداره املاک خراسان را بر عهده داشت و خود نيز املاکي را بدان افزود. گويا نخستين علقه هاي فرهنگي اش در سفري که همراه پدر به مشهد رفت، بسته شد. در آنجا به راهنمايي يکي از دوستان پدر با پاره يي نفايس حرم رضوي آشنا شد و بعدتر به سال 1278 خورشيدي وقتي در نيشابور نسخه يي از ديوان «ابن يمين فريومدي» (شاعر سده ششم هجري) را به دست آورد، فکر بنياد يک کتابخانه بزرگ به ذهنش خطور کرد. اين زمان 28ساله بود. کتابخانه يي که ملک فراهم آورد، ابتدا در مشهد بود و سپس به خانه پدري او در بازار بين الحرمين تهران منتقل شد تا در اختيار اهل فضل و دانش قرار گيرد. آن گاه در سال 1316 وقف آستان امام رضا(ع) شد. در اين زمان رضاشاه دست درازي به املاک مردم در اين سو و آن سوي کشور را آغاز کرده بود. بنابراين برخي کسان نتيجه گرفته اند که حاج حسين از ترس مصادره اموال دست به وقف زد. اما نبايد فراموش کرد که او در سال 1316 نه زمين هاي مرغوب خود بلکه مجموعه يي از کتاب هاي خطي نفيس را وقف کرد و زمين هايش عمدتاً در دوره پهلوي دوم وقف شدند. به هر روي حسين ملک در شش آبان ماه 1316 خانه پدري خود در بازار بين الحرمين تهران را به همراه تمام اثاثيه و کتاب هاي موجود در آن وقف آستان امام رضا (ع) کرد تا «شعبه يي از کتابخانه مقدسه رضويه باشد» و «کافه و عامه افراد سکنه ايران بدون رعايت مليت حق استفاده داشته غباشندف.» آنچه وقف شد علاوه بر هزاران نسخه خطي نفيس يا چاپ سنگي شامل فرش ها، لوسترها، مبلمان و تابلوهاي نقاشي بود که حاج حسين به عنوان لوازم و تجملات زندگي شخصي از آنها استفاده مي کرد. همچنين دو مجموعه کم مانند تمبر و سکه ميانشان ديده مي شد. اين آثار ابتدا کنار کتابخانه به نمايش درآمدند و سپس هسته اوليه موزه ملک را شکل دادند. کتابخانه ملک اکنون در کنار کتابخانه ملي، کتابخانه مجلس شوراي اسلامي، کتابخانه آستان قدس رضوي، کتابخانه مرکزي دانشگاه تهران و کتابخانه مرحوم آيت الله مرعشي نجفي يکي از شش گنجينه بزرگ نسخ خطي ايران است و البته از حيث نفايس خطي شايد سرآمد ديگران. ملک در وقف نامه کتابخانه، توليت موقوفه را به خود اختصاص داده و پس از مرگ به نايب التوليه آستان قدس رضوي سپرده است. نظارت بر اجراي وقف نامه با دو تن از فرزندانش (بانو عزت ملک و مرحومه فلورت خانم) و مدعي العموم ديوان عالي تميز (دادستان کل کشور در تشکيلات امروزي قوه قضائيه) است. اين نظارت پس از دختران او با فرزندان شان «با تقدم طبقه سابقه بر لاحقه و تقدم ذکور هر طبقه بر اناث» خواهد بود. طبق وقف نامه، کتابخانه ملي ملک همه روزه به جز تعطيلات براي استفاده عموم باز است، اما «بيرون دادن و بردن کتاب» ممنوع است و کتاب ها بايد در محل کتابخانه مطالعه شوند. همچنين نمي توان قرآن ها و کتاب هاي دعا را براي تماشا به غيرمسلمانان داد. مفاد وقف نامه ملک که حتي مطالعه کنندگان را از تر کردن انگشت براي تورق کتاب برحذر داشته، خود موضوعي جالب و شاهد دقت بي اندازه اوست. نيز شم اقتصادي و ژرف نگري حاج حسين به آن پايه بود که اموال زيادي را وقف کتابخانه کرد تا پس از مرگش درآمدي براي توسعه کمي و کيفي آن فراهم باشد. نخستين بار در سال 1325 خورشيدي و سپس در 25 فروردين ماه 1330 املاک و مستغلات زيادي را وقف آستان قدس رضوي کرد و درآمدشان را به کتابخانه اختصاص داد. املاک وقفي در سال 1330 شامل 20 قطعه زمين بزرگ کشاورزي در خراسان و تعداد زيادي دکان در بازار تهران بود. توليت و نظارت اين موقوفات مانند کتابخانه است و عمدتاً صرف کارهاي ذيل خواهد شد.
1- اختصاص نيم عشر (پنج درصد) از عوايد خالص سالانه براي خريد کتاب و لوازم موزه ،2- اداره کتابخانه شامل مرمت کتاب ها و حقوق متولي، ناظران ، مدير و کارکنان ،3- برپايي جشن در سالروز ولادت پنج تن آل عبا(ع) و بعثت حضرت ختمي مرتبت(ص) و ميلاد فرخنده امام رضا(ع) ،4- برپايي مراسم سوگواري در روزهاي هفتم تا يازدهم محرم، 5- برگزاري مراسم يادبود در سالروز درگذشت واقف.
حاج حسين ملک در سال هاي 1331 و 1334 براي چندمين بار املاک و مستغلاتي را وقف آستان قدس رضوي کرد و مقرر داشت بخشي از عوايد آنها به کتابخانه و موزه و بخش ديگر به ساخت و اداره بيمارستاني در چناران خراسان اختصاص يابد. با اين حال موقوفات او از اينها فراتر مي رفت. او علاوه بر ساخت يک بيمارستان در چناران خراسان، زمين هاي بزرگي را وقف امور خيريه کرد. دو ميليون متر مربع از اراضي وکيل آباد مشهد که به آموزش و پرورش، اداره مخابرات و شهرداري مشهد هديه شده، تنها يک قلم از زمين هايي است که وقف امور عام المنفعه کرده است. حاج حسين آقا ملک در چهارم مردادماه سال 1351 خورشيدي در 101 سالگي چشم از جهان فروبست و در حرم امام رضا(ع) به خاک سپرده شد. او نيکوکار مردي است که از حيث ارزش و گستردگي اموال وقفي و از آن مهم تر اختصاص بخش عمده اين اموال به بنيادي ترين امور فرهنگي تا به امروز که 37 سال از مرگش مي گذرد، بي تکرار مانده است.