سه شنبه، 6 مرداد 1388 - شماره 2011
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: گزارش اجتماعي
به مناسبت سي و هفتمين سالروز درگذشت حاج حسين آقا ملک
پولدار بي تکرار

حميدرضا حسيني

ابن سينا گفته عرض زندگي مهم تر از طول آن است و چه خوشبخت بود حاج حسين آقا ملک که طول و عرض زندگي را با هم داشت. صد و يک سال از خدا عمر گرفت و حدود سه چهارمش را صرف گردآوري و اهداي آثار فرهنگي کرد. در اواخر دهه 1340 خورشيدي ارزش مادي موقوفات ملک بالغ بر دو ميليارد تومان برآورد شد که البته اموال غيرفرهنگي همچون زمين هاي وسيع کشاورزي و مراکز درماني را نيز دربر مي گرفت. حسين ملک يازدهم ربيع الاول سال 1288 ه.ق (1250خورشيدي) در تهران متولد شد. خانواده اش اصالتاً تبريزي و مجتهد زاده بودند و اين به شهادت دست نوشته هاي اوست که در آنها پدرجد خود را «ملا ابوعلي» فرزند «حاج آقا بابا مجتهدتبريزي» معرفي مي کند. با اين حال، پدربزرگش «آقا مهدي ملک التجار تبريزي» به کسوت روحانيان درنيامد، بلکه در جنگ هاي ايران و روس به قشون دولتي پيوست و تا درجه سرهنگي پيش رفت. پس از جنگ به تجارت روي آورد و از امتياز دوستي با ميرزاتقي خان اميرنظام (اميرکبير بعدي) برخوردار شد. اميرنظام در آن سال ها پيشکار وليعهد قاجار در آذربايجان بود. وقتي محمد شاه قاجار از دنيا رفت، در خزانه پولي نبود که با آن ناصرالدين ميرزاي وليعهد را به تهران بياورد و به تخت بنشاند. ناگزير به آقا مهدي متوسل شد و 100 هزار تومان از او قرض گرفت. آقا مهدي خود نيز به تهران آمد و به پاس خدماتش لقب ملک التجاري گرفت. پس عجيب نيست که در تمام دوران سلطنت ناصرالدين شاه از امتياز اين همراهي برخوردار بوده باشد. مسجد ملک در بازار تهران باقيات الصالحات اوست. بعد از آقا مهدي لقب ملک التجاري به فرزندش محمد کاظم رسيد که خصايل متفاوتي را از خود بروز مي داد. در جواني ورزشکار و نوچه پهلوان ابراهيم يزدي بود. سپس مثل پدر وارد تجارت شد. از سياست نيز برکنار نبود و با وجودي که حاج حسين او را «شديد الباس» خوانده است، طبعي لطيف داشت و شعر مي سرود. اشعارش در آن حد نبود که براي اين تاجر لوطي مسلک شهرت ادبي دست و پا کند اما معيارهاي يک شعر متوسط را در خود داشت. حاج حسين و دو برادر و سه خواهرش با چنين تباري و زير دست چنين پدري پرورش يافتند. چون پدرش به مدارس جديد با ديده ترديد مي نگريست و آنها را مخل ديانت مي دانست، حسين را به مدارس دارالشفا و صدر تهران فرستاد تا به تحصيل علوم قديمه همت گمارد. استادان او «سيدمحمدعلي مازندراني» و «ميرشهاب الدين نيريزي» بودند و گويا با «ميرزا ابوالحسن جلوه» حکيم بزرگ عصر ناصري هم موافقت داشت- آنقدر که وقتي سيدمازندراني از پي تنبيهش برمي خاست به حجره ميرزاي جلوه پناه مي برد. يک چند هم دور از چشم پدر به مدرسه فرانسوي «آليانس» رفت تا زبان فرانسه را بياموزد. در آنجا با کساني چون «ذکاء الملک فروغي» اديب و نخست وزير سال هاي بعد، هم دوره بود. محمد کاظم ملک التجار، از راه تجارت و به واسطه املاک وسيعي که در خراسان خريد، ثروت انبوهي را براي فرزندانش به ارث گذاشت و اين اساس ثروت حاج حسين ملک بود. او دستياري پدرش در اداره املاک خراسان را بر عهده داشت و خود نيز املاکي را بدان افزود. گويا نخستين علقه هاي فرهنگي اش در سفري که همراه پدر به مشهد رفت، بسته شد. در آنجا به راهنمايي يکي از دوستان پدر با پاره يي نفايس حرم رضوي آشنا شد و بعدتر به سال 1278 خورشيدي وقتي در نيشابور نسخه يي از ديوان «ابن يمين فريومدي» (شاعر سده ششم هجري) را به دست آورد، فکر بنياد يک کتابخانه بزرگ به ذهنش خطور کرد. اين زمان 28ساله بود. کتابخانه يي که ملک فراهم آورد، ابتدا در مشهد بود و سپس به خانه پدري او در بازار بين الحرمين تهران منتقل شد تا در اختيار اهل فضل و دانش قرار گيرد. آن گاه در سال 1316 وقف آستان امام رضا(ع) شد. در اين زمان رضاشاه دست درازي به املاک مردم در اين سو و آن سوي کشور را آغاز کرده بود. بنابراين برخي کسان نتيجه گرفته اند که حاج حسين از ترس مصادره اموال دست به وقف زد. اما نبايد فراموش کرد که او در سال 1316 نه زمين هاي مرغوب خود بلکه مجموعه يي از کتاب هاي خطي نفيس را وقف کرد و زمين هايش عمدتاً در دوره پهلوي دوم وقف شدند. به هر روي حسين ملک در شش آبان ماه 1316 خانه پدري خود در بازار بين الحرمين تهران را به همراه تمام اثاثيه و کتاب هاي موجود در آن وقف آستان امام رضا (ع) کرد تا «شعبه يي از کتابخانه مقدسه رضويه باشد» و «کافه و عامه افراد سکنه ايران بدون رعايت مليت حق استفاده داشته غباشندف.» آنچه وقف شد علاوه بر هزاران نسخه خطي نفيس يا چاپ سنگي شامل فرش ها، لوسترها، مبلمان و تابلوهاي نقاشي بود که حاج حسين به عنوان لوازم و تجملات زندگي شخصي از آنها استفاده مي کرد. همچنين دو مجموعه کم مانند تمبر و سکه ميانشان ديده مي شد. اين آثار ابتدا کنار کتابخانه به نمايش درآمدند و سپس هسته اوليه موزه ملک را شکل دادند. کتابخانه ملک اکنون در کنار کتابخانه ملي، کتابخانه مجلس شوراي اسلامي، کتابخانه آستان قدس رضوي، کتابخانه مرکزي دانشگاه تهران و کتابخانه مرحوم آيت الله مرعشي نجفي يکي از شش گنجينه بزرگ نسخ خطي ايران است و البته از حيث نفايس خطي شايد سرآمد ديگران. ملک در وقف نامه کتابخانه، توليت موقوفه را به خود اختصاص داده و پس از مرگ به نايب التوليه آستان قدس رضوي سپرده است. نظارت بر اجراي وقف نامه با دو تن از فرزندانش (بانو عزت ملک و مرحومه فلورت خانم) و مدعي العموم ديوان عالي تميز (دادستان کل کشور در تشکيلات امروزي قوه قضائيه) است. اين نظارت پس از دختران او با فرزندان شان «با تقدم طبقه سابقه بر لاحقه و تقدم ذکور هر طبقه بر اناث» خواهد بود. طبق وقف نامه، کتابخانه ملي ملک همه روزه به جز تعطيلات براي استفاده عموم باز است، اما «بيرون دادن و بردن کتاب» ممنوع است و کتاب ها بايد در محل کتابخانه مطالعه شوند. همچنين نمي توان قرآن ها و کتاب هاي دعا را براي تماشا به غيرمسلمانان داد. مفاد وقف نامه ملک که حتي مطالعه کنندگان را از تر کردن انگشت براي تورق کتاب برحذر داشته، خود موضوعي جالب و شاهد دقت بي اندازه اوست. نيز شم اقتصادي و ژرف نگري حاج حسين به آن پايه بود که اموال زيادي را وقف کتابخانه کرد تا پس از مرگش درآمدي براي توسعه کمي و کيفي آن فراهم باشد. نخستين بار در سال 1325 خورشيدي و سپس در 25 فروردين ماه 1330 املاک و مستغلات زيادي را وقف آستان قدس رضوي کرد و درآمدشان را به کتابخانه اختصاص داد. املاک وقفي در سال 1330 شامل 20 قطعه زمين بزرگ کشاورزي در خراسان و تعداد زيادي دکان در بازار تهران بود. توليت و نظارت اين موقوفات مانند کتابخانه است و عمدتاً صرف کارهاي ذيل خواهد شد.

1- اختصاص نيم عشر (پنج درصد) از عوايد خالص سالانه براي خريد کتاب و لوازم موزه ،2- اداره کتابخانه شامل مرمت کتاب ها و حقوق متولي، ناظران ، مدير و کارکنان ،3- برپايي جشن در سالروز ولادت پنج تن آل عبا(ع) و بعثت حضرت ختمي مرتبت(ص) و ميلاد فرخنده امام رضا(ع) ،4- برپايي مراسم سوگواري در روزهاي هفتم تا يازدهم محرم، 5- برگزاري مراسم يادبود در سالروز درگذشت واقف.

حاج حسين ملک در سال هاي 1331 و 1334 براي چندمين بار املاک و مستغلاتي را وقف آستان قدس رضوي کرد و مقرر داشت بخشي از عوايد آنها به کتابخانه و موزه و بخش ديگر به ساخت و اداره بيمارستاني در چناران خراسان اختصاص يابد. با اين حال موقوفات او از اينها فراتر مي رفت. او علاوه بر ساخت يک بيمارستان در چناران خراسان، زمين هاي بزرگي را وقف امور خيريه کرد. دو ميليون متر مربع از اراضي وکيل آباد مشهد که به آموزش و پرورش، اداره مخابرات و شهرداري مشهد هديه شده، تنها يک قلم از زمين هايي است که وقف امور عام المنفعه کرده است. حاج حسين آقا ملک در چهارم مردادماه سال 1351 خورشيدي در 101 سالگي چشم از جهان فروبست و در حرم امام رضا(ع) به خاک سپرده شد. او نيکوکار مردي است که از حيث ارزش و گستردگي اموال وقفي و از آن مهم تر اختصاص بخش عمده اين اموال به بنيادي ترين امور فرهنگي تا به امروز که 37 سال از مرگش مي گذرد، بي تکرار مانده است.

اصول پيشگيري از تکدي گري
در برنامه هاي ويژه مدارس
برنامه هاي پيشگيري ويژه مدارس بايد همه کودکان را از دوران مهدکودک تا دبيرستان تحت پوشش قرار دهد، برنامه هاي پيشگيري بايد مداخلات چندگانه در مقاطع مختلف تحصيلي(ابتدايي، راهنمايي و متوسطه) را مورد توجه قرار دهد، برنامه هاي پيشگيري بايد مهارت هاي مقاومت در برابر انگيزه کسب درآمد از طريق تکدي را با روش هاي تعاملي آموزش دهد (روش هايي نظير الگوسازي، ايفاي نقش، بحث گروهي، ارائه بازخورد به يکديگر و تقويت رفتار مناسب) ، بايد احساس تعلق دانش آموزان را به محيط مدرسه تقويت کند، بايد احساس تعلق دانش آموزان را به محيط اجتماعي تقويت کند، بايد احساس تعلق دانش آموزان را به سازمان ها و نهادهاي حمايتي تقويت کند، بايد احساس مسووليت اجتماعي دانش آموزان را تقويت کند، بايد به توانمندکردن دانش آموزان براي شناخت خود، ديگران و محيط اجتماعي کمک کند، بايد به دانش آموزان مهارت هاي حل مشکل را ياد دهد، بايد به دانش آموزان عوامل سببي گرايش افراد به تکدي را بياموزد، بايد به دانش آموزان رفتارهاي جايگزين کمک مستقيم به متکديان را بياموزد، بايد به دانش آموزان آسيب هاي فردي- اجتماعي ناشي از تکدي را بياموزد، بايد بتواند فشار مثبت گروه همسال را تقويت کند، بايد بتواند هنجارهاي اجتماعي ضدتکدي را تقويت کند، بايد بتواند هنجارهاي اجتماعي ضدسوءمصرف مواد مخدر را در بين دانش آموزان تقويت کند، برنامه هاي پيشگيري بايد بر روش هاي آموزش مهارت هاي متفاوت تاکيد کند، بايد به اندازه و مدت کافي اجرا شود (10 تا 15 جلسه در يک سال، 10 تا 15 جلسه مکمل)، براي افزايش اثرات مطلوب خود، مولفه هاي اصلي يک طرح مداخله يي موثر را داشته باشد، به منظور ملاحظات مربوط به اثربخشي برنامه هاي موجود، ارزيابي دوره يي از برنامه ها صورت گيرد.

آموزش رسمي متکي بر برنامه درسي

به منظور بالا بردن سطح آگاهي دانش آموزان درباره آسيب هاي اجتماعي (از جمله تکدي) و پيامدهاي فردي- اجتماعي ناشي از آن مي توان اطلاعات مورد نظر را در کتب درسي از قبيل ادبيات فارسي، دانش اجتماعي، اخلاق و معارف اسلامي گنجاند. براي اينکه دانش آموزان با جنبه هاي مختلف تکدي و نتايج آسيب زاي آنها آشنايي حاصل کنند و مطالب يادگرفته به سرعت دچار فراموشي نشود، لازم است مطالب به صورتي ساده ولي جالب در دروس مختلف و سال هاي متوالي تکرار شوند. جلب علاقه و همکاري مسوولان و کارشناسان قسمت برنامه ريزي آموزشي وزارت آموزش و پرورش در اين مورد حائز اهميت است. به همين منظور تشکيل کارگاه يا سميناري خاص در اين خصوص ضروري خواهد بود.

معلمان مي توانند به کودکان و نوجوانان بياموزند؛

- بر اساس ماده 712 قانون مجازات اسلامي تکدي جرم محسوب مي شود.

- بر اساس ماده 713 سوءاستفاده از کودکان در امر تکدي جرم است.

- کمک نکردن به افراد متکدي به معني نداشتن مهر و محبت و دلسوزي نيست.

- کمک نکردن به افراد متکدي به معني بي تفاوتي و بي مسووليتي نسبت به انسان ها نيست.

- کمک نکردن به متکدي موجب گرايش آنها به کار و فعاليت مي شود.

- کمک نکردن به افراد متکدي موجب کاهش اين پديده آسيب زا مي شود.

- کمک نکردن به افراد متکدي رفتار غيرانساني نيست.

- کمک نکردن به افراد متکدي گناه محسوب نمي شود.

- بسياري از افراد متکدي از کودکان براي اعمال ناشايست خود سوءاستفاده مي کنند.

- بسياري از متکديان هزينه مواد مخدر خود را از طريق تکدي تامين مي کنند.

- بسياري از متکديان افرادي شياد و عوام فريب هستند.

- اکثريت متکديان به دلايل متعددي سابقه کيفري دارند.

- اکثريت متکديان در قالب تکدي به جرائم متعددي مي پردازند.

- اکثريت متکديان دچار بيماري هاي جسماني و رواني اند و احتمال آسيب جسمي يا رواني قابل تصور است.

- اکثريت متکديان از مهاجران آسيب ديده و آسيب پذيرند و کمک به آنها موجب افزايش مهاجرت اقشار آسيب پذير مي شود.

- کمک مالي کردن به افراد معلول در معابر عمومي موجب افزايش پديده تکدي مي شود.

- کمک کردن به افرادي که در سر چهارراه ها شيشه ماشين پاک مي کنند به افزايش پديده تکدي کمک مي کند.

معلمان مي توانند به کودکان و نوجوانان بياموزند؛

- با کمک مستقيم به متکديان مسووليت نهادهاي حمايتي را ناديده مي گيرند.

- با کمک به نهادهاي حمايتي به جاي کمک مستقيم به متکديان مي توانند از نيازمندان واقعي حمايت کنند.

- با کمک به نهادهاي غيردولتي فعال در امر پيشگيري از تکدي سهم مهمي ايفا کنند.

- چگونه افراد متکدي با شيوه هاي مختلفي تکدي مي کنند.

- چه تهديدهايي ممکن است توسط افراد متکدي گريبانگير آنها شود.

- چگونه کودکان و نوجوانان باورهاي مربوط به حمايت و کمک مستقيم به متکدي را اصلاح کنند.

- آنها مسووليتي در تامين خواسته هاي متکديان ندارند.

- فروش آدامس يا کبريت در معابر عمومي نوعي تکدي محسوب مي شود.

- فروش سيگار يا فال در معابر عمومي نوعي تکدي است.

- دودکردن اسپند در معابر عمومي نوعي تکدي است.

- درصورت مزاحمت متکديان از پليس کمک بخواهند.

- درصورت مزاحمت متکديان از مردم کمک بخواهند.

- درصورت مزاحمت متکديان از دوستان خود کمک بخواهند.

- درصورت مزاحمت متکديان به والدين شان اطلاع دهند.

- درصورت مزاحمت متکديان با شماره تلفن 110 تماس گرفته و مراتب را گزارش کنند.

- چگونه آنها مي توانند با اطلاع دادن به سامانه 137 به شناسايي و جمع آوري متکديان در سطح شهر، شهرداري را ياري کنند.
چه کسي پاسخگوست
حسين بيات*

به خاطر مي آورم چند سال قبل، پس از حادثه سقوط هواپيماي 130 - c ارتش حامل عده کثيري از خبرنگاران صدا و سيما و کشته شدن تمامي مسافران آن طي مقاله يي که در سايت خبرگزاري دانشجويان ايران درج شد، حادثه سقوط هواپيماي مسافربري بعدي را تسليت گفتم. اکنون نيز چنين کرده، به رغم ميل باطني و با نهايت رنج و اندوه، سانحه سقوط هواپيماي مسافربري بعدي را قبل از وقوع تسليت مي گويم. هواپيمايي که شايد حامل نويسنده اين سطور، يکي از خوانندگان يا يکي از عزيزان و دوستان و آشنايان ما باشد.

اين سناريوي غم انگيز، داستان غريب و دهشتناک هيولايي است که به روال و رويه مالوف ساليان اخير، چنگال خونينش را بر گلوي انسان هاي بي گناه فرو برده، قربانيان خويش را به کام مرگ فرو مي کشد. قربانيان بي گناهي که تنها گناهشان اعتماد به سيستم ناکارآمد پروازي کشور بوده است. اما به راستي چرا چنين است؟ چرا در گذر ايام ناگوار، شنيدن خبر سقوط هواپيماهاي مسافربري و مرگ تاسف بار و همزمان عده کثيري از مسافران بي گناه خطوط حمل و نقل هوايي، ديگر متحيرمان نمي سازد؟ چرا ديگر اين گونه حوادث با همه اهميت و تاسف آور بودن آن، حساسيت افکار عمومي، ارباب جرايد، صاحب نظران و انديشمندان را برنمي انگيزد؟ چرا دولتمردان و مسوولان ذي ربط جز به بيان عرض تسليتي و ذکر مصيبتي يا بيان جملات کليشه يي و تکراري نظير آنکه علت سقوط هواپيما خطاي خلبان يا بروز نقص فني بوده است، به اقدام تاثيرگذاري در ممانعت و پيشگيري از اين گونه حوادث رقت آور دست نمي يازند؟ چگونه است در نظامي که بر پايه ايمان به کرامت و ارزش والاي انسان و تماميت جسماني و معنوي وي استوار شده است (بند 6 اصل 2 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران) جان انسان ها اين گونه بي ارزش، در مسلخ بي تدبيري ها به هيچ و پوچ فنا مي شود؟ مگر نه آنکه خداوند متعال مصداق «و لقد کرمنا بني آدم...» وجود انساني را ارج نهاده بر ساير مخلوقات برتري داد؟ آيا نبايد تلفات انساني پي در پي اخير قلوب انديشمندان و متفکران و مسوولان نظام سياسي را به درد آورده ايشان را به تدبر در چرايي حوادث اخير وادار سازد؟ آيا اگر حقيقتاً دستگاه هاي ذي ربط و مسوول در مقام عمل به تکاليف قانوني خويش حقيقت ماجرا را آن گونه که رخ داده پي جويي کرده، نتيجه تحقيقات خويش را در معرض قضاوت افکار عمومي قرار مي دادند دگر بار شاهد وقايعي از اين دست مي بوديم؟ آيا اگر ارباب جرايد، رسانه ها و مطبوعات مصداق بارز وظيفه رسانه يي خويش با کنکاش در حواشي و بطن ماجرا، پرده ها از حقيقت ماجرا مي گشودند دگر بار شاهد مرگ عزيزان و هموطنان بي گناه خود مي بوديم؟ به راستي حلقه مفقوده کجاست؟

آيا در صورتي که منطبق با اصول 58 ، 71 و 76 قانون اساسي، نمايندگان مجلس شوراي اسلامي با تهيه و تدوين قوانين کارآمد درصدد الزام قوه مجريه و دستگاه هاي ذي ربط به رفع مشکلات اداري، اجرايي و معضلات پيش روي سازمان هواپيمايي کشوري در تامين منابع مالي و امکانات مادي نوسازي ناوگان هواپيمايي برآمده و با استفاده مناسب از ابزارهاي نظارتي قوي موجود نظير تحقيق و تفحص، سوال و استيضاح زمينه معرفي مقصران و عاملان و معاونان و مباشران سوءتدبيرها، بي احتياطي ها و بي مبالاتي ها را به پيشگاه ملت حسب وظايف نمايندگي فراهم مي آوردند، دگرباره شاهد چنين سوانحي مي بوديم؟،

آمارها نشان مي دهد طي 28 سال گذشته، آسمان ايران شاهد 30 سانحه هوايي بوده که 14 مورد از آنها مربوط به هواپيماهاي غيرنظامي بوده و منتهي به مرگ حداقل 1020 نفر انسان بي گناه شده است. جالب توجه آنکه بيشترين و پرتلفات ترين سوانح هوايي غيرنظامي مربوط به هواپيماهاي توپولف نظير سانحه دلخراش اخير در قزوين بوده است. براساس گزارش هاي مستدل و آماري از مراجع ذي ربط طي يک سال گذشته حداقل 300 پرواز به دليل مشکلات فني در مسيرهاي داخلي لغو شده يا با تاخير طولاني انجام شده است. اين همه را علاوه کنيد به وضعيت نامطلوب سرويس دهي مسافران، کيفيت و کميت پروازها، قيمت بليت و هزار و يک مشکل لاينحل ديگر.

آيا دستگاه دادگستري کشور مصداق وظايف و تکاليف مندرج در بند 2 اصل 156، بند 2 و 4 اصل 158 و اصول 173 و 174 قانون اساسي در نظارت بر حسن اجراي قوانين و وظايف دستگاه هاي اجرايي ذي ربط به شايستگي عمل کرده است؟ آيا نقايص پرشماري که در نحوه عملکرد و خدمت رساني سازمان هواپيمايي کشوري مشاهده مي شود و همه ساله به رغم همه مصاحبه ها و وعده و وعيدهاي تکراري کمافي السابق پابرجا بوده و بلکه رو به تزايد است، به درستي توسط دستگاه هاي نظارتي قضايي همچون سازمان بازرسي کل کشور و... رصد شده و متخلفان و ناقضان قانون به مراجع قضايي معرفي شده اند؟

چگونه است که در عمده سوانح هوايي عامل خطاي انساني علت تامه وقوع سانحه عنوان مي شود تا به اين لحاظ با بالا رفتن از ديوار کوتاه خلباني که دست وي از دنيا کوتاه شده و امکان دفاع از خود ندارد درهاي نقد را بر بي کفايتي ها بسته و باب مجادله و تفحص علمي را بر حقيقت ماجرا مي بنديم؟ چرا از خويشتن خويش نمي پرسيم علت بروز اين همه خطاي انساني در ناوگان هوايي ما چيست؟ اگر نقصي در سيستم آموزشي فني و تخصصي هوانوردان وجود داشته يا دارد چگونه است که با گذشت سال ها کما في السابق به قوت خود باقي است و همچنان قرباني مي گيرد؟ به راستي کجايند ارباب جرايد تا پرسشگر اين سوال و بسياري سوالات بي پاسخ ديگر باشند؟

ادامه در صفحه 10
عناوين اين صفحه
پولدار بي تکرار
در برنامه هاي ويژه مدارس
چه کسي پاسخگوست
شکايت ساحل نشينان زاينده رود از بوي تعفن

شکايت ساحل نشينان زاينده رود از بوي تعفن
رضا خليلي ورزنه

در حالي که خشکسالي و گرماي کم سابقه هوا در شهر ورزنه، لحظات سختي را براي مردم اين منطقه به وجود آورده است، بوي نامطبوع لجن و فاضلاب شهري مشکل را دوچندان کرده است. در سال هاي گذشته آب جاري در زاينده رود باعث کاهش غلظت آلاينده ها مي شد.

بوي نامطبوع ناشي از ورود فاضلاب هاي شهري به زاينده رود در پارک ساحلي شهر ورزنه موجب نارضايتي و اعتراض شهروندان اين شهر شده است. در سال هاي گذشته زاينده رود داراي مقداري آب بود که از حاشيه به درون آن تراوش مي کرد و همين مقدار آب باعث کاهش غلظت آلاينده ها مي شد. اما امسال زاينده رود در محل شهر ورزنه خشک شده است و تنها منبع تامين آب موجود در زاينده رود، در حد فاصل دو پل تاريخي و جديدالتاسيس، آب فاضلاب خانه تعدادي از شهروندان ساکن بافت قديم شهر ورزنه است. در گذشته قبل از بهره برداري شبکه فاضلاب ورزنه، فاضلاب منازل از طريق چاه يا خندق موجود در شهر هدايت مي شد. اين شبکه ها آب موجود در خندق را به سمت زاينده رود هدايت مي کردند ولي خوشبختانه با بهره برداري از شبکه فاضلاب و نصب انشعاب فاضلاب، مشکل دفع فاضلاب در شهر ورزنه حل شد. با اين حال به گفته مدير شرکت آب و فاضلاب شهر ورزنه، هنوز 290 نفر از شهروندان ساکن بافت قديم شهر ورزنه، هيچ اقدامي جهت دفع بهداشتي و اخذ انشعاب فاضلاب خود انجام نداده اند. ميري مدير شرکت آب و فاضلاب شهر ورزنه اظهار داشت؛ «طبق قانون براي ايجاد هر انشعاب جديد بايد از شهرداري مجوز اخذ کرد. متاسفانه شهروندان براي اخذ مجوز به شهرداري مراجعه نمي کنند و اين در حالي است که شهرداري و شوراي اسلامي شهر ورزنه با توجه به به خطر افتادن سلامت مردم بارها آمادگي خود را در دادن مجوز اتصال فاضلاب اعلام داشته اند.» غلامي، شهردار ورزنه، بيان کرد؛ «طبق قانون، شهرداري موظف به بررسي پرونده ساختماني مراجعه کنندگان است تا نسبت به رفع نواقص پروانه يا دادن بدهي و تخلفات ساختماني و عوارض و ساير موارد خود اقدام کنند و هزينه دريافتي جهت عمران و آباداني شهر مصرف مي شود. اما متاسفانه به دليل کشاورزي بودن منطقه، منابع تامين درآمد شهرداري ناچيز و عمدتاً از طريق وصول عوارض و پروانه هاي ساختماني تامين مي شود.» شفيعي رئيس شوراي اسلامي شهر ورزنه نيز اعلام کرد؛ «به زودي شهرداري، شوراي شهر، مسوولان سازمان آب و فاضلاب و مسوولان بهداشت محيط زيست شهر ورزنه جلسه يي را در خصوص رفع اين مشکل زيست محيطي برگزار مي کنند و براي تشويق شهروندان بافت قديم، در اخذ انشعاب فاضلاب تسهيلات و امتيازاتي در نظر خواهند گرفت.» لازم به ذکر است از سال هاي گذشته تاکنون، جلسات متعددي تحت عناوين مختلف و با حضور مسوولان امر برگزار شده است، ولي همچنان مشکل فاضلاب شهري ورزنه در جاي خود باقي مانده است.

منبع؛ CHN


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام