.jpg)
رويا خالقي/ Royakhaleghi@gmail.com
شايد براي بسياري از خوانندگان محترم اين سوال پيش بيايد که چرا وقتي مديري در صنعت نفت برکنار مي شود در مقابل او مي نشينيم و خواستار پاسخگويي به سوالات مان هستيم؛ سوالاتي که مي توانست رنگ و بوي برکناري نداشته باشد و به مسائل توسعه يي و روند اجرايي پروژه يا حتي تدوين برنامه پنج ساله پنجم توسعه براي مهم ترين صنعت کشور يعني نفت بينجامد اما اين فرصت براي اطلاع رساني به مردم از من و شما گرفته مي شود. البته اين سد محکم براي همه رسانه ها نيست. رسانه ها دو گروه اند؛ رسانه هايي که به راحتي مي توانند گفت وگو انجام دهند و رسانه هايي که به درخواست شان پاسخي داده نمي شود و البته برخي جرايد که شامل هيچ کدام از اين دو گروه نمي شوند. آخرين درخواست گفت وگو با اکبر ترکان در تاريخ 20 ارديبهشت 88 به شماره 88/023/الف/س. هنوز جوهر قلم حکم مشاور بودن آقاي ترکان که روي بورد ششمين طبقه مرکز تحقيقات استراتژيک قرار گرفته، خشک نشده است. او کوله بارش را در صنعت نفت بسته و به مرکز تحقيقات استراتژيک کوچ کرده است اگرچه معتقد است اين کوچ به معناي دل کندن او از صنعت نفت نيست و کماکان به تلاشش براي توسعه و ارتقاي صنعت نفت ادامه خواهد داد. او مي گويد نظام جمهوري اسلامي تنها قوه مجريه نيست و مي توان در بخش هاي ديگر همانند مجمع تشخيص مصلحت نظام به کشور و نظام کمک کرد. مشاور جديد مرکز تحقيقات استراتژيک سخنان اخير آقاي هاشمي رفسنجاني در نماز جمعه را کامل مي داند و معتقد است آقاي يزدي در حدي نيست که از آقاي هاشمي انتقاد کند. اکبر ترکان همچنين در اين گفت وگو از دلايل عدم توسعه صنعت و چگونگي قلع و قمع کردن مديران ارشد نفت مي گويد و اعتقادش اين است سيدکاظم وزيري هامانه نخستين وزير نفت دولت نهم به نفت وفادارتر مانده است تا ديگران.
---
-چرا معاون وزير نفت دولت نهم پس از 22 خرداد مورد خشم قرار گرفت و از طريق تابلوي اعلانات وزارتخانه متوجه برکناري خود شد؟
نمي دانم از خودشان بپرسيد.البته حدس مي زنم.
-شما چه حدسي مي زنيد؟
فکر مي کنم بيان واقعيت درباره آمارهاي وزارت نفت موجب دلگيري آنها شد.
-مگر مطالبي که شما عنوان کرديد واقعي نبود؟
آن چيزي که عنوان کردم درست، دقيق و صحيح بوده است.
-اما مديران ارشد کنوني نفت مدعي هستند شما حقيقت را وارونه جلوه داديد؟
نمي دانم آنها مدعي چه چيزي هستند. هيچ کدام از معاونان آقاي نوذري نگفتند آمارهايي که از سوي من ارائه شد، اشتباه بود.
-شما گفتيد دست از نفت برنخواهيد داشت، چگونه قرار است به صنعت نفت کمک کنيد؟
من گفتم همچنان به صنعت نفت کمک خواهم کرد چون به صنعت نفت علاقه مندم و در طول هشت سال گذشته تمام تلاش و کوششم را براي ارتقا و توسعه صنعت نفت انجام دادم و بازهم اين کوشش را ادامه مي دهم. حالا اگر در بيرون از صنعت نفت هستم، علاقه ام از صنعت نفت به جايي نرفته و کماکان در راستاي علايقم کار خواهم کرد.
-شما در حالي قرار است به نفت کمک کنيد که از شما به عنوان مخالف نفت نام برده مي شود.
با آنان کاري ندارم.
-پس چگونه قرار است به آنها کمک کنيد که آنها شما را به عنوان منتقد قبول ندارند؟
فکر مي کنم مي توانم به توسعه صنعت نفت کمک کنم.
-اگر امکان دارد برنامه هايتان را که قرار است در خارج از صنعت نفت انجام دهيد، تشريح کنيد.
من برنامه يي براي اين کار ندارم. من دلسوز و فداکار صنعت نفت هستم و به توسعه صنعت نفت کمک مي کنم.
-چگونه؟
اجازه بدهيد کار را شروع کنيم و يک مقدار جلو برويم، بعد توضيح مي دهم. زمان مشخص خواهد کرد که آيا من مي توانم به صنعت نفت کمک کنم يا خير.
-فکر مي کنيد بتوان به وزارت نفت که وزير آن هيچ اختياري ندارد، کمک کرد؟
من به اشخاص کاري ندارم. من به صنعت نفت کمک مي کنم.
-اما آقاي ترکان، وقتي از شما به عنوان مخالف
نام برده مي شود يعني اينکه شما در پيشبرد اهداف صنعت نفت نمي توانيد نقشي داشته باشيد؟
من با اشخاص ممکن است مخالف باشم اما معني اش مخالفت با صنعت نفت نيست.
-اما شما از صنعت نفت کنار گذاشته شديد؟
بله، همين طور است.
-مسائلي که شما مطرح مي کنيد با هم همخواني ندارد. شما چگونه قرار است به صنعت نفت کمک کنيد در حالي که به عنوان مخالف نه به عنوان کسي که به دلايل شخصي کنار گذاشته شد، برکنار شديد؟
من مصلحت صنعت نفت ايران را مي دانم. از اين رو کمک مي کنم آن چيزي که مصلحت است، انجام شود.
-مصلحت نفت چيست؟
آن چيزي که به عنوان برنامه پنج ساله براي نفت با مسووليت من و ديگر مديران صنعت نفت طراحي شده است. خيرخواهي صنعت نفت در اجراي آن برنامه پنج ساله است.
-اما آن برنامه هنوز تصويب نشده و ممکن است تصويب نشود.
من کوشش مي کنم آن برنامه تصويب و اجرا بشود.
- متاسفانه جواب سوالم را درباره کمک شما به صنعت نفت نگرفتم. چگونه....
بحث هايي که من درباره آمارهاي آقاي احمدي نژاد عنوان کردم، انتقاد نبود بلکه بيان واقعيت بود. آقاي احمدي نژاد گفتند فازهاي 6 تا 8 پارس جنوبي در اين دولت شروع شده و به پايان رسيده. که من گفتم فازهاي 6 تا 8 پارس جنوبي با پيشرفت بالاي 60 درصد به اين دولت رسيد و همچنين درباره فازهاي 9و 10 که من گفتم اين پروژه در دولت قبل با پيشرفت 27 درصدي مواجه بود و در اين دولت آغاز نشده است. اظهارات ارائه شده آقاي احمدي نژاد غلط است الان هم همين موضع را دارم. آقاي احمدي نژاد همچنين در جاي ديگري گفت پالايشگاه پارسيان در اين دولت شروع شد و خاتمه يافت که من گفتم فاز 1 اين پالايشگاه در دولت قبل افتتاح شده و خاتمه يافته و فاز 2 هم در دولت قبل شروع شد و سال 85 خاتمه يافت. اظهارات آقاي احمدي نژاد صحت ندارد. اين آماري که من مي گويم اظهارنظر روي هوا نيست. اسناد و مدارک آن موجود است و قابل انکار نيست. پس از آن اظهار نظرها نامه يي به آقاي نوذري نوشتم و در آن ضمن ارائه گزارش درباره پروژه ها، مطالب ارائه شده از سوي رئيس دولت نهم را غيرواقعي دانستم.
-چه جوابي دادند؟
هيچ.
-اما چهار معاون کنوني وزير نفت در چهار شرکت اصلي موضع گيري کرده و گزارش شما را غيرواقعي عنوان کردند.
خب آن حرف ها، حرف هاي تبليغاتي و انتخاباتي بود.
-آيا حرف شما تبليغاتي نبود؟
آن چيزي که من گفتم فني و حرفه يي بود.
-اما از حرف هاي شما هم برداشت تبليغاتي شد؟
خب بله، چون حرف دکتر احمدي نژاد براي تبليغات انتخابات بود و من هم گفتم اين حرف ها که در نطق تبليغاتي گفته شده، صحت ندارد.
-به هر حال چون شما هم از يک کانديداي خاصي حمايت مي کرديد جنبه تبليغاتي آن زياد شد.
بله، همين طور است. من طرفدار آقاي احمدي نژاد نبودم و از آقاي موسوي حمايت مي کردم فرمايشات آقاي احمدي نژاد را در نطق انتخاباتي شان غلط و اشتباه مي دانستم و گفتم غلط است.
-يکي از مديران ارشد نفت شما را به سوءاستفاده از آماري که در اختيارتان بود، متهم کرده است؟
اين سوءاستفاده نيست بلکه کسي که دروغ مي گويد از وضعيت سوءاستفاده مي کند.اگر حرف هايي که گفتم درست نباشد، مي توانند هر قضاوتي بکنند ولي وقتي حرف هاي من صحت دارد اين واژه ها در مورد آن صحيح نيست.
-وقتي شما به آقاي نوذري نامه نوشتيد و او را در جريان آمارهاي واقعي نفت قرار داديد برخورد ايشان به عنوان وزير نفت چگونه بود؟
بايد از خودشان بپرسيد. اما آن چيزي که من در اظهاراتم گفتم به صورت کتبي و شفاهي موجود است و صحت دارد. اگر دولت آقاي احمدي نژاد مي توانست به گزارش واقع بينانه من جواب دهد حتماً اين کار را مي کرد در حالي که کسي نگفت حرف هاي من غلط است. آقايان حرف هاي ديگري را پاسخ دادند و حرف هاي من را پاسخ ندادند. تک تک دوستاني که در اين زمينه حرف زدند ابراز علاقه و عشق شان را به آقاي احمدي نژاد فرمودند که مي توانند باز هم بفرمايند ولي هيچ کس تاکنون نگفته حرف هاي من اشتباه بوده است چون اسناد آن در وزارت نفت موجود است. در صنعت نفت پروژه ها گزارش پيشرفت ماهانه دارند و آخرين ماهي که در دولت خاتمي گزارش داده شد، درصد کلي پروژه ها در آن نوشته شده است. همه قسمت هاي ذي ربط صنعت نفت ماه به ماه گزارش پيشرفت کار مي دهند، بنابراين اگر مديري آمد و گفت در فلان ماه فلان پروژه«آ» درصد پيشرفت کرده، ماه آينده مي گويد «آ»به علاوه ايکس که معلوم مي شود ايکس درصد پيشرفت اين ماه بوده لذا عرايض بنده غيرقابل رد کردن است.
-ارزيابي شما از صنعت نفت از سال 84 تاکنون چيست؟ لطفاً شفاف پاسخ دهيد؟
در امور جاري و بهره برداري خوب بود.
-يعني چه اموري.
در توليد و در بهره برداري از تاسيسات موجود خوب عمل کرد اما طرح هاي بزرگ مثل فازهاي12(پتروپارس)، 15و16 (قرارگاه خاتم الانبيا) و 17و 18 (مشارکت سازمان گسترش و اويک) پارس جنوبي که هر سه پيمانکارش ايراني هستند، پيشرفت خوبي نداشتند.
-يعني معتقديد چون پيمانکاران اين پروژه ها ايراني بودند، پيشرفت خوبي نداشتند؟
نه، اين گونه نيست. اين پروژه ها خوب مديريت نشدند. در پروژه هاي نفتي بهره برداري از تاسيسات موجود و حفظ ظرفيت خوب بوده ولي طرح هاي بزرگ مثل آزادگان، يادآوران و فاز سوم دارخوين از جا کنده نشدند. در واقع طرح هاي کوچک را به خوبي انجام دادند اما نتوانستند طرح هاي بزرگ را اجرا کنند. البته شرايط و محدوديت هاي بين المللي هم بي تقصير نبوده، منتها کفايت، قابليت و کارداني مديران بسيار تاثيرگذار است که متاسفانه در اين دولت مديران اصلي کنار گذاشته شده اند و آخرين آن هم آقاي نعمت زاده بود که پس از آنکه از پالايش و پخش فرآورده هاي نفتي کنار گذاشته شد، تمام پروژه ها خوابيد و کار به کندي پيش رفت.
-يعني دليل اصلي عقب افتادگي ايران در برداشت از مخزن مشترک پارس جنوبي و عدم توسعه پروژه هاي بزرگ صنعت نفت ضعف مديريت است؟
مسائل بين المللي همانند تحريم، قطع فاينانس و عدم کارايي مديران دليل اصلي عقب ماندگي پروژه هاي صنعت نفت و پارس جنوبي است. يک مدير کاردان مي تواند با همه اين مشکلات ميزان موفقيت بيشتري به دست بياورد.
-آن چيزي که در اين دولت به آن توجه نمي شود کارايي مديران است. به عنوان نمونه آقاي جشن ساز که در مصاحبه هايشان به آمار شما استناد مي کرد و مدرک غيرمرتبط با نفت دارد، هم اکنون به آمارهاي ارائه شده از سوي شما ايراد مي گيرد و آن را غيرواقعي مي داند. دليل اين گونه موضع گيري چيست؟
براي اين است که هفته آخر قبل از انتخابات بنده يک گزارش از عملکرد چهارساله برنامه پنج ساله چهارم و ميزان موفقيت و عدم موفقيت ارائه دادم که در آن روند اجراي کار در صنعت نفت را توضيح دادم؛ اينکه چقدر از اهداف محقق شد و چقدر موفق نشده. در آن گزارش همچنين گفته شد پروژه هاي کوچک و متوسط با موفقيت پيش رفته و پروژه هاي بزرگ مثل پالايشگاه ها، فازهاي پارس جنوبي و ميادين بزرگ نفتي به خوبي پيش نرفته است. در حال حاضر هم اين موضوع را عنوان مي کنم و آن اطلاعات صحيح است.
-يعني با توجه به آن گزارش چنين موضع گيري کردند؟
نمي دانم به چه دليل موضع گيري کردند، اما آن گزارش که نسخه يي از آن در اختيار مجلس شوراي اسلامي قرار گرفت، درست و دقيق است.
-به نظر شما دلايل عدم موفقيت صنعت نفت در چهار سال گذشته چه بوده است؟
دلايل عدم موفقيت زياد است اما دليل اصلي آن عدم حمايت رئيس جمهور در چهار سال گذشته از صنعت نفت بود.
در دوره آقاي هامانه شما شاهديد احمدي نژاد موضع حمايت از صنعت نفت را نداشت و در دوره نوذري هم به عدم حمايت خود ادامه داد. ولي نوذري هنوز محبوب رئيس جمهور نيست به همين دليل رئيس جمهور موضع حمايت از نفت را هنوز ندارد و ممکن است در دولت دهم از حلقه اول يارانش شخصي را در نفت بگذارد و از صنعت نفت حمايت کند.
-شما فکر مي کنيد دليل اصلي عدم حمايت آقاي احمدي نژاد از نفت به خاطر اين بود که مهره دلخواه شان در نفت نبود؟
بله. به نظر من نوذري با وجود اينکه همه حرف هاي رئيس جمهور را درباره برکناري مديران ارشد نفت گوش کرد اما هنوز جزء حلقه اول نيست.
-يعني رئيس جمهور به صورت مستقيم در قلع و قمع هاي وزارت نفت دخالت داشت؟
نمي دانم ولي بالاخره چه با دستور و چه بي دستور همه مديران ارشد نفت برکنار شدند. اگر شما ليستي تهيه کنيد مي بينيد افراد زيادي برکنار شدند که در زمان هامانه مديريت مي کردند. منتها به رغم همه اين کارها آقاي نوذري جزء حلقه اول نيست و قطعاً آقاي احمدي نژاد وزير نفت جديدي را انتخاب مي کند.
-متاسفانه آقاي نوذري حتي بعد از چند دهه فردي را به عنوان قائم مقام پذيرفت که مي تواند يکي از نقاط تاريک کارنامه وزارتش باشد.
بله، درست است. آقاي کردان هم نخستين قائم مقام نفت بعد از انقلاب بود.
-با اين توضيحات شما، به نظر مي رسد آقاي هامانه اهميت بيشتري براي مديران ارشد نفت قائل بودند.
من فکر مي کنم هامانه به نفت وفادارتر ماند تا ديگران.
- در جلسه توديع آقاي وزيري هامانه، او گفت عده يي دارند صنعت نفت را شخم مي زنند، آيا صنعت نفت شخم زده شد؟
کساني در بيرون گفتند صنعت نفت را بايد شخم زد. اما آن شخم را آقاي هامانه نزد.
-يعني آقاي نوذري صنعت نفت را شخم زد؟
نمي دانم اما کوشش کرد. اينکه آيا اين شخم مورد رضايت بوده يا نه، اطلاعي ندارم.
-اگر شما جاي آقاي نوذي بوديد و به شما مي گفتند اين تغيير و تحولات را انجام دهيد، مي پذيرفتيد؟
من جاي ايشان نيستم و قطعاً در اين زمينه با ايشان مشابهت ندارم چون من وزير آقاي هاشمي رفسنجاني که هيچ گاه وارد اختيارات وزير نمي شدند، بودم.
-آمدن شما از نفت و گاز پارس به معاونت برنامه ريزي آيا به شخم زدن در نفت برمي گردد؟
وقتي آقاي نوذري حکم سرپرستي گرفتند اولين تغييرشان جابه جايي من بود.
-اما توسعه فازهاي پارس جنوبي مهم تر از معاونت برنامه ريزي در وزارت نفت بود، آيا به اين جابه جايي بدبين نشديد؟
من چنين تصوري نداشتم و فکر مي کردم هر جا که لازم باشد بايد رفت و کمک کرد. من هيچ وقت به اين پيشنهاد با ذهن بدبيني نگاه نکردم. من فکر مي کردم نوذري از من کمک مي خواهد.
-در حال حاضر چه فکر مي کنيد؟
فکر مي کنم از نوذري خواسته شده من را جابه جا کند.
-آيا در طول چهار سال گذشته زمزمه برکناري شما مطرح شد؟
نه، کسي درباره برکناري من صحبتي نکرد.
-بعد از رفتن شما از نفت و گاز پارس در واقع توسعه، اجرا و همچنين به مناقصه رفتن فازهاي جديد با مشکل مواجه شد. شما با اين نظر موافقيد؟
در اين زمينه من نمي توانم قضاوت کنم، ديگران بايد قضاوت کنند.
-آقاي ترکان، در حکم برکناري شما از معاونت برنامه ريزي وزارت نفت چه دليلي ذکر شد؟
با مشخص کردن سرپرست از من تشکر کردند.
-اگر صنعت نفت در چهار سال آينده با همين روند اداره شود چه سرنوشتي خواهد داشت؟
من به مجلس با رياست دکتر علي لاريجاني بسيار اميدوارم چون او سعي کرد منزلت ازدست رفته مجلس در دوره رياست آقاي حدادعادل را که به شدت از موضع نظارتي خود افول کرد، برگرداند. آنچه ظواهر نشان مي دهد او قصد دارد منزلت مجلس را حفظ کند و اگر اين طور باشد مجلس اجازه نخواهد داد هر اتفاقي در صنعت نفت بيفتد.
-يعني توسعه و آينده صنعت نفت به مجلس گره خورده است؟
آنچه از رفتار آقاي لاريجاني ملاحظه مي کنم اين است که او قصد ندارد مجلس را به عنوان امربر رئيس جمهور اداره کند. مجلس قانونگذار است و بر اجراي قانون که وضع مي کند بايد نظارت کند و ظواهر نشان مي دهد آقاي لاريجاني قصد دارد منزلت مجلس را احيا کند.
-از نگاه شما کسب رضايت آقاي رئيس مهم تر از توسعه صنعت نفت است؟
از نظر من يا آقاي احمدي نژاد.
-از نظر شما، چون قطعاً ايشان با روزنامه اعتماد مصاحبه نمي کند که به اين سوال پاسخ دهد.
آقاي احمدي نژاد مديري را که صاحب فکر و برنامه باشد، نمي خواهد. او کسي را مي خواهد که تابع او باشد. به نظر من برنامه داشتن و خلاق و معمار بودن در صنعت نفت از نظر آقاي احمدي نژاد اهميت اول را ندارد. از نظر آقاي احمدي نژاد متابعت محض مهم است. او نه تنها مي خواهد وزرايش از او متابعت محض کنند بلکه انتظار دارد خارج از قوه مجريه هم از ايشان متابعت کنند. ايشان علاقه مندند همه از ايشان اطاعت محض کنند.
-ارزيابي شما از برخورد آقاي احمدي نژاد با وزرا و معاونان شان چگونه است؟
در دور گذشته هيچ منزلتي براي وزرا و معاونان شان نماند. منزلت فقط اطاعت محض از آقاي احمدي نژاد بود ولي در دور آينده فکر مي کنم مجلس هوشيار تر عمل کند.
-در نماز جمعه که آقاي هاشمي رفسنجاني خطيب بودند شما در رديف اول حضور داشتيد. نظرتان درباره خطبه هاي آقاي هاشمي که بازتاب بسيار گسترده يي داشت، چيست؟
به نظر من آقاي هاشمي رفسنجاني با نهايت دلسوزي راه حل هاي بسيار عالي براي حل نگراني ها و مسائل فعلي کشور ارائه دادند که بسيار جامع و کامل بود.
-اگرچه خطبه هاي ايشان بسيار جامع و کامل بود اما منتقدان به سخنان آقاي هاشمي از جمله آقاي يزدي معتقدند سخنان ايشان بذر تفرقه را در جامعه مي پاشد، نظرتان در اين باره چيست؟
آقاي يزدي در جايگاهي نيست که چنين حرف هايي بزند چون او در حد و اندازه آقاي هاشمي رفسنجاني نيست. فرمايشات آقاي هاشمي خيرخواهانه و خطبه هايشان جامع بود و به نظر من همه چيز را دربر گرفت.
-آقاي ترکان، آمدن شما به مرکز تحقيقات استراتژيک يعني نزديک تر شدن به حلقه آقاي هاشمي رفسنجاني...
من هميشه دوستدار و ارادتمند ايشان بوده و هستم. اتفاق جديدي نيفتاده است، ضمن اينکه ما عهد کرديم تا آخر وفادار به نظام اسلامي بمانيم. در قوه مجريه ما را نخواستند ولي فرصت کمک و کار کردن براي نظام تمام نشده و ما هر جايي که بتوانيم به نظام جمهوري اسلامي و کشور کمک مي کنيم. مجمع تشخيص مصلحت نظام هم جزيي از نظام است و آنجا هم اگر بتوانيم کمک کنيم، کمک به نظام است. ما که از نظام جدا نشديم از قوه مجريه جدا شديم.