سه شنبه، 6 مرداد 1388 - شماره 2011
   
 
صفحه نخست :: ضميمه روزانه :: صفحه نخست
اظهارات آقاي احمدي نژاد غلط است

معاون برکنار شده وزير نفت باز هم عنوان کرد

پس از انتخابات و تاملي درباره «وضعيت کلامي» ما
به کجا مي رويم
مقصود فراستخواه

ما در شرايط بسيار مخاطره آميزي به سر مي بريم؛ مناقشه يي سياسي همچنان در حالت «سرکوفت شده» مانده است و دارد به اعماق اجتماعي واپس زده مي شود و بر عقده ها و نارضايتي ها مي افزايد. با يک نگاه سريع به پشت سر مي توانيم ببينيم اين وضع از کجا ناشي شده است. موجي عظيم از هستي اجتماع ايراني برخاست. موجي که چشم نواز و نويدبخش بود، ظهوراتي از استعدادهاي معنوي و اخلاقي يک ملت، تجلياتي از شور زندگي اجتماعي و تظاهراتي از نشاط سياسي او بود. اين موج در منطق جامعه شناسي سياسي، يک سرمايه پرقدر اجتماعي و از منظر ايماني يک نعمت الهي بود. خصوصيت هاي کم نظيري در اين موج به چشم مي خورد، خاستنگاه مشروع قانوني در خود اين کشور داشت. از متن انتخاباتي آغاز شد که در چارچوب قوانين موجود «جمهوري اسلامي» صورت مي گرفت (به رغم همه محدوديت هايش). هيچ دلالتي و تمايلي به گسست ويرانگر نداشت، به روشني سرشار از فرهنگ و ادبيات انقلابي بود؛ ادبياتي که «جمهوري اسلامي» در دامن آن به وجود آمده و از آن مشروعيت برگرفته است. مي بينيم فهم و بلوغ سياسي مردم اعتلا يافته است و نمي خواهند پي در پي شالوده هاي سياسي بسازند و سپس آنها را بشکنند و به تعبير زيبايي که در قرآن آمده است، رشته ميثاق هاي اجتماعي را پي در پي پنبه کنند (کالتي نقضت غزل ها من بعد قوه انکاثا...) و آزموده هاي تاريخ معاصر ايراني را باز بيازمايند.

اما چرا آن موج چشم نواز به يکباره متلاطم شد؟ همه مي دانيم اين امر از اشکالات به وجود آمده در برگزاري انتخابات در نحوه راي گيري، نظارت هاي قبل و بعد بر صندوق ها، اوراق راي، شمارش آرا و تجميع آنها و مابقي قضايا ناشي شد و به سوالاتي جدي و اعتراضاتي فراگير انجاميد. اما اين مناقشات از سوي مسوولان کشور اصلاً به صورت رضايت بخش رفع و رجوع نشد. مديريت تعارض و حل تعارض در حوزه مديريت و سياست اکنون در همه جاي دنيا چه در سطح نظري و چه در سطح عملي، موضوع شناخته شده يي است. هر دانش آموز مدرسه و هر کارشناس مبتدي با آن آشناست، به سادگي مي شد با پيگيري هاي موثر و تشکيل کميته هايي بي طرف و مورد توافق، ظرفيت هايي براي گفت وگو و حل مساله ايجاد کرد. دريغا که نه تنها اين اتفاق نيفتاد بلکه با تبعات متلاطم ناشي از آن متاسفانه برخورد قهرآميزي صورت گرفت. قتل و ضرب و جرح و بازداشت هاي وسيع و همزمان با آن، دستگيري ها در مقياس بزرگ بر شدت اين بليه افزود. حوزه عمومي به طرز نامطلوبي انتظامي و امنيتي شده و کنترل شديد بر رسانه ها، امکانات ارتباطي، مطبوعات و سايت ها به ابعاد قهر و بيگانگي و نارضايتي، هرچه بيشتر دامن زده است. اين وضعيت به لحاظ روانشناسي اجتماعي بسيار مخرب است. خصوصاً که شرايط ما از حيث بين المللي، منطقه يي و سرزميني نيز به غايت حساس و در معرض انواع تهديدهاي بالقوه است. به لحاظ اقتصادي هم دشواري هاي سختي در پيش رو داريم. در مجموع هر کس با درک متعارف مي فهمد جامعه ايراني در گذرگاه صعبي است. کفران نعمت الهي شده و جامعه در معرض خطر جدي است. (الم تر الي الذين بدلوا نعمت الله کفروا اجلوا قومهم دارالبوار...)

اگر امروز اقدام موثري صورت نگيرد، فردا خيلي دير و کيان اجتماعي با ابتلائات پرهزينه تري مواجه خواهد شد که چه بسا هيچ کس به اين زودي نتواند از پس آن بربيايد. اکنون چه بايد کرد؟ به نظر مي رسد راهي جز پروژه زبان و «وضعيت کلامي آرماني» نيست. همان چيزي که بلافاصله پس از آفرينش انسان به او تعليم شده است؛ «خلق الانسان علمه البيان...» در اينجا دو نوع الگوي متفاوت از زبان پيش روي ماست. زبان هم جايگاه بازتوليد سلطه و تغلب و هم جاپاي رهايي و تفاهم است. هم وسيله تنافر و شقاق و هم مبناي تعامل و وفاق است.

تنها «ارتباط گفت وگويي» است که مي تواند پلت فورمي براي بازگشتن از ميانه يک خطاي جبران ناپذير در جامعه کنوني ما ايجاد بکند. پلت فورم هاي جايگزين سياسي چه از سوي حاکمان کنوني و چه از سوي مخالفان و منتقدان شان احتمالاً خصلت استراتژيک و ابزاري خواهند داشت. اين نوع پلت فورم ها امکانات و ظرفيت هاي کنش ارتباطي و مفاهمه يي را در گرانيگاه هاي اصلي ملت- دولت ايران خواه ناخواه، به تعويق مي افکنند و مسدود مي سازند و به ابعاد واگرايي هاي قابل گسترش و مرزناشناس دامن مي زنند. کنترل چنين پلت فورم هايي معمولاً از مصدر عقلاني و محک و مبناي منافع و مصلحت عمومي به در مي رود، کشور ما را در موقعيتي شکننده قرار مي دهد و با خطرهاي سهمگين مواجه مي کند.«وضعيت کلامي آرماني» اين است که هر طرف ارتباط آگاهانه و اکتشافي با طرف ديگر برقرار کند، تفسير امور و قضاوت درباره آنها فرآيندي بي پايان است. اين امور به طور يکجانبه قابل انديشيدن و نهايي کردن و فيصله دادن نيستند. هر کس بايد جهد کند که صداي ديگران را بشنود، همه صداها استماع بشود. «ارتباط گفت وگويي» خصيصه يي هنجاري دارد،در پلت فورم «ارتباط گفت وگويي» ظرفيت هاي ميان ذهني و ذخاير معرفتي و اخلاقي و معنوي سرشاري براي «جست وجوي مشترک رضايت بخش» در جهت حل مساله ها،نيل به هم فهمي و حصول توافق مطلوب وجود دارد.در مقابل اين نوع الگوي هنجاري، زبان متداول سياسي در ميان ما بيش از اندازه خصلت ابزاري دارد. طرف ها مي خواهند از وسيله کلمات و گزاره ها صرفاً به عنوان راهبردي براي تعقيب اهداف پيشين خود استفاده کنند، ميل غالب، غلبه بر خصم و اسکات حريف است. قرار نيست در اثناي گفت وگو اتفاقي جز مقاصد «از پيش نهايي شده» روي بدهد. هرکس تصميم خود را در وضعيت پيش از گفت وگو گرفته است و از زبان صرفاً براي پيشبرد آن بهره مي گيرد و انتظار ندارد به ميانجيگري گفت وگو، تصميمات بهتر و رضايت بخش تري اتخاذ بشود، انتظار ندارد توافقي چندجانبه صورت بپذيرد و ميانگيني از نقطه هاي بهينه طرف هاي مختلف حاصل شود.

اين در حالي است که در «وضعيت کلامي آرماني » طرف ها به ميانجيگري زبان است که درصدد فهم بهتر امور برمي آيند،به وساطت زبان است که آنها هدفگيري مي کنند. زبان رسانه يي براي مذاکره،براي مفاهمه و براي پي جويي امور و فرآيند داوري بين الاذهاني است. هر طرف از طريق زبان توجهات ديگران را به مساله ها و مرادات خود معطوف مي کند،هر تکه گفتار از هر کس بازنمود صادقانه و اصيل تجربه ها و افق هاي نگريسته شده او تلقي مي شود. در اثناي «زبان ارتباطي و گفت وگويي» است که تصميمات نهايي مي شود. در «ارتباط گفت وگويي» دعاوي اعتبارً طرف ها، پيوسته به بحث بيشتر گشوده اند و آماده نقدند، گفت وگو همچنان ادامه دارد، حقيقت امور بسيار غامض، و زمان براي گفت وگوهاي بيشتر زياد است. تفسير امور فرآيندي بي پايان است. توافق به دست آمده از گفت وگو و يکپارچگي حاصل از آن از نوع اختلافي و کثرت گرايانه و تنوع پذير است.

موج و جنبشي که در آغاز اين نوشته به آن اشاره شد حتي با همه تلاطمات اخيرش هنوز هم استعداد آن را دارد که فضايي براي گفت وگوي همگاني در سطح ملت- دولت در کشور ايجاد بکند،هر چند لحظه به لحظه دير مي شود اما اين جنبش امکان گشوده شدن فضاهاي ميان ذهني و شرايط احساس نياز به بحث و بازانديشي درباره روال ها و رويه ها و کردارهايي را فراهم آورده است که به شيوه معمول شايد به اين زودي ها به سر وقت شان نمي رفتيم و باز هم متراکم و متکائف مي شدند و جامعه ما را در آينده با دشواري هايي از اين هم سخت تر دست به گريبان مي کردند. تحولات عميقي در جامعه ايراني روي داده است. گروه هاي جديد اجتماعي مانند جوانان، زنان، طبقات متوسط شهري، ميليون ها دانشجو و تحصيلکرده دانشگاهي، تنوع جويي در سبک زندگي، دگرگوني هاي ساختار ارتباطي و محيط رسانه يي و ده ها تحول ساختي- کارکردي ديگر تراز تازه و متفاوتي از اداره کشور را ايجاب مي دارند. دولت ديگر آن هوش کنترل کننده (و سيبرنتيک) نيست که جامعه پيچيده و به غايت متنوع و سيال امروزي را کنترل کند. جامعه ديگر آن جامعه پيشين يکدست با علايق و نگرش ها و عادات پايدار نيست، بي وقفه در تب و تاب و بازانديشي است. در چنين بحبوحه يي از تحولات دوراني اين چه بازي پرخطري است که ما در پيش گرفته ايم؟ اکنون اين پرسش هست که از کجا بايد آغاز بکنيم. ايجاد پلت فورمي که در اين نوشته به آن اشاره شد، البته مسووليت مشترکي است. آنان که اختيارات بيشتري دارند وظايف اخلاقي سنگين تري هم بر دوششان هست، از کساني که نزديک ترين عزيزانشان کشته يا مصدوم شده، از آنان که در زندان به سر مي برند، از خانواده هاي نگران وضعيت پدران و فرزندان و همسران بعضاً بيمار و رنجور، از آنان که هنوز پاسخگويي رضايت بخشي نسبت به دادخواهي شان به عمل نيامده است، چگونه مي توان انتظار داشت که پا پيش بنهند. پس آنان که بر مرکب استطاعت سوارند، بايد برانند.ابتدايي ترين حکم منطق و اخلاق و سياست به ما مي گويد نخست بايد به «شرايط گفت وگو» برگشت. «ارتباط گفت وگويي» و «وضعيت کلامي آرماني» با آن مختصاتي که به اجمال ياد شد، بايد با آزادي دستگيرشدگان، مداواي بيماران و تسريع در فرآيند قضايي عادلانه و منصفانه در خصوص مقتولان و مصدومان آغاز شود.خوب عمل کردن در اين بحبوحه، البته نيازمند نيروي معنوي و اخلاقي زيادي است ولي پاداش آن به همان اندازه عظيم و ماندني است که کيفر بي عملي و بدعملي.
عناوين اين صفحه
اظهارات آقاي احمدي نژاد غلط است
به کجا مي رويم

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام