داود هرميداس باوند*

پرونده هسته يي ايران پس از تجربه فراز و فرودهاي بسيار، يک بار ديگر در شرايطي تاريخي و خاص قرار گرفته است. آنچه در پايان اجلاس گروه G8 و توسط رئيس جمهور فرانسه به نمايندگي از اين گروه اعلام شد و مهلت تعيين شده از سوي گروه هشت کشور صنعتي که ايران را بر دوراهي قبول مذاکره بر سر برنامه هسته يي يا تحمل مواجهه با تشديد تحريم ها قرار مي دهد، مساله يي است که ايجاب مي کند ايران تجديد نظر در سياست هاي هسته يي خود و اتخاذ موضعي جدي و منطقي را در دستور کار قرار دهد.
پيش از اعلام نتايج انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري اميدهاي زيادي در ميان نخبگان سياسي وجود داشت که با بر سر کار آمدن گزينه يي ديگر و تغيير در مديريت و نگاه حاکم بر دولت گره هاي موجود در بسياري از امور جاري کشور از جمله گره کور افتاده در مسير پرونده هسته يي برطرف شود. اما در مقابل اين اميدواري ها نه تنها تغييري اتفاق نيفتاد بلکه اعتراضات مردمي پس از انتخابات شرايط ويژه يي را بر سياست خارجي ايران و فضاي ارتباطي آن با کشورهاي ديگر به ويژه کشورهاي اروپايي مستولي کرد.
اگرچه تا پيش از اين انتخابات نيز ما با قطعنامه هاي متعدد شوراي امنيت در جهت استفاده از اهرم تحريم مواجه بوديم و بسياري از مشکلات اقتصادي و اجتماعي را به اين دليل دچار شديم اما در کنار اين قطعنامه ها و موضع گيري هاي گروه 1«5 به عنوان گروه کشورهاي مذاکره کننده با ايران در مساله هسته يي نقاط روشني به وجود آمد که متاسفانه از هيچ يک استفاده يي مطلوب صورت نگرفت.
پيام مکتوب اوباما به رهبر ايران، اعلام آمادگي دولت امريکا براي مذاکره مستقيم با ايران و تاکيد هيلاري کلينتون بر اينکه باب مذاکره بسته نشده است، از جمله مواردي بودند که مي توانستند نشانگاني از امکان گفت وگو و دستيابي به يک تفاهم نسبي باشند. چه خوشايندمان باشد چه نباشد موضع امريکا در پرونده هسته يي ايران موضعي نافذ است چنان که اظهارات اوباما و مدودوف در پايان سفر اخير اوباما به روسيه نشان داد به رغم محاسبات انجام شده در دستگاه ديپلماسي ايران رو س ها به موضع امريکا نزديک شده اند.
از اين سو متکي وزير خارجه دولت احمدي نژاد اعلام کرد ايران يک بسته پيشنهادي را به اروپا ارائه خواهد داد. تجربه موضع گيري هاي پيشين و نامه نگاري هاي دولت نهم نشان داده است آنچه در بسته پيشنهادي ايران به احتمال قوي مشاهده خواهد شد، ترکيبي است از پافشاري بر مواضع پيشين ايران در پرونده هسته يي و نيز تاکيداتي مبتني بر مبارزه با تروريسم و مسائل مربوط به امنيت بين المللي. بنابراين اين عدم تمرکز سبب خواهد شد بسته پيشنهادي ايران ويژگي هاي لازم را براي کمک به حل مساله هسته يي در پي نداشته باشد.
اينک مسلم است که بحران داخلي پيش آمده در ايران، فرآيند انتخابات و واکنش هاي مردم به نتايج آن از يک سو و نحوه برخورد نيروهاي دولتي با مردم تاثيرات ويژه يي را بر اذهان مردم جهان و متعاقب آن بر دولتمردان امريکا و اروپا برجاي نهاده است؛ تاثيراتي که سبب شده است اراده مبتني بر مذاکره با دولت ايران تبديل به ترديد شود و در صورت ثبات شرايط و سياست هاي دولت احمدي نژاد مذاکرات احتمالي آينده در فضايي بي رنگ و منفعلانه انجام شود.
اما در برابر تمام فرصت ها و تهديدهاي موجود ديپلماسي دولت که به احتمال قوي در دولت دهم تقويت خواهد شد چيزي نيست جز آنچه تحت عنوان نگاه به شرق با حضور آقاي لاريجاني در تيم مذاکره کننده ايران و در ابتداي شکل گيري دولت نهم مطرح شد و آن چيزي نبود جز حرکت به سوي سه کشور روسيه، هند و چين به عنوان اهرم هاي موازنه در مواجهه با غرب، چرا که وقتي رابطه با غرب تيره شود نگاه به شرق گريزناپذير مي نمايد.
ليکن آنچه از اين چرخش ديپلماتيک حاصل ايران شده در يک بررسي اجمالي نه داراي مزيت نسبي است و نه قابل اعتماد، زيرا در همان ابتداي راه موضع گيري هند در اجلاس شوراي حکام نشان داد هند پيرو بي ترديد نگرش هاي حاکم بر کشورهاي غربي است و به زودي از گردونه کشورهاي مطمح نظر پروژه نگاه به شرق خارج خواهد شد.
روسيه و چين نيز چنان که تا به حال نشان داده اند بيشتر در نقش تعديل کننده حاضر شده اند تا به عنوان يک متحد استراتژيک براي ايران. اما جالب توجه اينجاست که اين دو کشور حتي در همين تعديل کنندگي نيز به ايران به عنوان يک برگ بازي و کارت سياسي نگاه کرده اند. قرارداد گاز پروم روسيه در پارس جنوبي که جايگزين شرکت توتال شده است و امتيازهاي ديگري که اين دو کشور به ويژه روسيه از ايران گرفته، نشان دهنده نگاه ابزاري روسيه و چين به روابط ديپلماتيک شان با ايران است که البته عجيب و غيرمنطقي به نظر نمي رسد.
اما آنچه حقيقتاً عجيب و غيرمنطقي است رفتار ديپلماتيک دولت احمدي نژاد است که مشخص نيست به چه دليل و با چه معياري تمام تخم مرغ هاي خودش را در سبد چين و روسيه گذاشته و چرا به اين شيوه آزادي عمل خود را در عرصه سياست جهاني محدود کرده است؟
بگذريم از ادعاي دولت مبني بر توسعه روابط بين المللي که رابطه با کشورهاي درجه چندم را توجيه گر تيرگي روابط خود با چندين کشور توسعه يافته و موثر در معادلات جهاني مي داند. واقعيت اين است که اگر به رغم حضور اغلب کشورهاي مشترک المنافع و حتي ترکيه و عراق بر سر ميز مذاکرات خط لوله انتقال گاز نابوکو، ايران به عنوان دومين دارنده ذخاير گازي جهان در آن حضور ندارد يا اگر ايران خود را محبور به سکوت و حتي همسويي با دولت هاي چين و روسيه در مسائل پيش آمده براي مسلمانان اويغور، سين کيانگ، چچن و کوزوو مي بيند يا هنگام جدايي طلبي منطقه اوستيا و قفقاز گرجستان با موضع روسيه همسويي مي کند و فراموش مي کند ايران چندقوميتي بايد بيش از اين از تماميت ارضي کشورهاي ديگر دفاع کند، همه به اين دليل است که دولت ايران با در پيش گرفتن ديپلماسي صرف نگاه به شرق آزادي عمل و استقلال راي خود را از دست داده و اين در حالي است که اين کشورها داراي يک هويت مستقل شرقي نيستند بلکه مسلم است که پيرو همسويي که تاکنون با کشورهاي به اصطلاح غربي داشته اند با رصد کردن تحولات ايران و با توجه به موضع ايران تا دو ماه آينده و با توجه به آنچه در اجلاس کشورهاي گروه 20 (20 کشور توسعه يافته و در حال توسعه) شهريورماه سال جاري در پيتزبورگ امريکا و نيز در نشست سران گروه هشت در حاشيه مجمع عمومي سازمان ملل اتفاق خواهد افتاد، اين احتمال وجود دارد که تغييرات محسوسي را در مواضع روسيه و چين شاهد باشيم.
به هر حال چيزي که در حال حاضر براي ايران حائز اهميت است استفاده بهينه دولت از فرصت دوماهه پيش رو است. ايران بايد تا پايان سپتامبر تصميم قاطع خود را براي نشستن پاي ميز مذاکره و نيز تعديل در مواضع اوليه اعلام کند و همه اميدواريم اين تعديل در مواضع امري دوسويه باشد.
پرونده هسته يي ايران با گزينه هاي بسيار متنوعي مواجه است.
از پيشنهاد تعليق در برابر تعليقي که خاوير سولانا مطرح کرده بود تا مذاکره بدون قيد و شرط از سوي دو طرف و از مکانيسم هاي جانشيني مانند مديريت و استفاده مشترک تا کنسرسيوم بين المللي با مقري در تهران يا با مقري گردشي در کشورهاي ذي نفع پيشنهاداتي هستند که هر کدام از وجهي قابل بررسي و تامل اند. دو ماه فرصت براي نيل به تفاهم يا استقبال از تحريم هاي سنگين وجود دارد؛ زماني که اميدواريم تيم ديپلماسي ايران به رغم سياستگذاري هاي پيشينش آن را آسان به هدر ندهد.
* استاد دانشگاه