يكشنبه، 4 مرداد 1388 - شماره 2009
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: سياسي
پاسخ به يک ادعاي دروغ
من همسر باکري هستم

فاطمه چهل اميراني*

يا ايها الذين امنوا ان جاءکم فاسق بنبافتبينوا ان تصيبوا قوما بجهاله فتصبحوا علي ما فعلتم نادمين (آيه شش سوره حجرات) اي کساني که ايمان آورده ايد، اگر فاسقي برايتان خبري آورد نيک وارسي کنيد تا مبادا به ناداني گروهي را آسيب رسانيد آنگاه بر آنچه کرده ايد پشيمان شويد.

به راستي زينب کيست؟، دکتر شريعتي مي گفت او پيام آور کربلا است و علما و بزرگاني درباره شخصيت اين زن کتاب ها نوشته اند و يقيناً هم هيچ کس نتوانسته است آن طور که بايد و شايد حق مطلب را ادا کند. هر کس به اندازه فهم و وسع خويش از زينب(س) دختر علي و فاطمه مي گويد. من که ادعايي ندارم مي گويم زينب يک شاهد صادق بود که با صداقت تمام آنچه را ديده بود بيان کرد تا دين جدش را از انحراف نجات دهد.

زندگي حميد، من و بچه هايم ذره يي کوچک از يک تفکر بزرگ بود که تنها سرمايه اش صداقت، راستي و درستي بود. من يک شاهد هستم و امين همسر شهيدم بودم. بعد از شهادت حميد مخصوصاً بخش فرهنگي نظام از ما همسران شهدا توقع داشتند که بايد براي انقلاب زينب وار عمل کنيم. من هيچ وقت زينب نبودم اما از باب امانت آنچه مي دانستم گفتم و تا همين چند وقت پيش دائماً به هر مناسبتي فيلم مصاحبه هايم از تلويزيون پخش مي شد و آقايان بسيج، گفته هاي مرا مرتب به صورت کتاب و سي دي در اختيار نسل جوان قرار مي دادند. تا شش ماه قبل من خانم باکري بودم. تا آنکه آن خاطراتي که نبايد گفته مي شد را نيز گفتم و مقبول نيفتاد، و من را نيز به دايره غيرخودي ها فرستادند، الهي شکر که خوب زندگي کرده ام و جرم ديگري برايم پيدا نکرده اند. آنچه آقاي ذوالنوري مرا به آن متهم مي کند يک عمل شرعي است که البته من موفق به انجامش نشده ام،

من به شهادت اطرافيانم در همه حال با حميد باکري زندگي مي کنم و هنوز هم به حرف و سفارش او عمل مي کنم و فقط از او حساب مي برم و او را بهترين هديه خداوند در زندگي خود مي دانم. عشق حميد و عشق فرزندان او معامله يي است که در مقابل همه دنيا و مافيها کرده ام و واقعاً تاکنون از اين معامله پشيمان نيستم و همين ها باعث مي شود بتوانم اين دنيايي را که هيچ وابستگي به آن ندارم، تحمل کنم. نمي دانم اين آقايان و امثالهم اين واژه ها را درک مي کنند؟،

من از منظر مردم صادق، خانم باکري هستم و خواهم بود اين خانم باکري بودن مثل ديدگاه آقايان براي من هيچ نفع دنيايي ندارد و نخواهد داشت. هرگاه حرفي به درستي و از سر وظيفه مي زنم زندان دنيا برايم تنگ تر مي شود. اما اين آقايان براي دنيايشان حرف مي زنند، در حالي که آخرت شان را از دست مي دهند،

من نه به عنوان همسر شهيد باکري بلکه از جانب همسران شهدا چه آنها که ازدواج کرده اند و چه آنها که نکرده اند، معتقدم به امثال اين آقايان بايد گفت آيا همسر شهيدي که ازدواج کرده است ديگر وابسته به شهيد نيست؟ آيا اين توهيني به خانواده شهدا نيست؟ آيا همسران شهدايي که فرزندان آنها را بزرگ کرده اند، ديگر اعمال و گفتارشان قابل اعتنا نيست، شهيد يک ارزش است و هيچ همسر شهيدي از اين ارزش جدا نمي شود. شايد آقاي ذوالنوري با از دست دادن شهدا، نسبتي بين خود و آنها نبيند، اما خانواده هاي شهدا و همسران شان حتي آنها که ازدواج کرده اند خود را متعلق به شهدا مي دانند و به تاسي از زينب کبري وظيفه و تکليف خويش را ادامه رسالت شهدا مي دانند، چه به مذاق بعضي ها خوش بيايد و چه نيايد.

وقتي در جمهوري اسلامي افرادي در لباس روحانيت گاهي به اسم قرباني، گاهي به اسم ذوالنوري به راحتي ضداخلاقي ترين و ضد و نقيض ترين رفتارها را نشان مي دهند، نمي دانم چگونه براي فرزندانم توجيه کنم. ما که هر وقت خواستيم از اسلام بگوييم، از اخلاق پيامبر که به کمک آن توانست دين را گسترش دهد، گفتيم نه از باتوم و چماق و تکنولوژي هسته يي. ما از صداقت پيامبر گفتيم و نه از دروغ و حرف هاي متناقض سياست پيشگان.

امثال اين آقايان در رفتار و کردار و گفتارشان دچار تناقض هستند. اين آقا حتي اسمش نيز با عملش در تضاد است چون ظاهراً ايشان صاحب تاريکي ها هستند و نه نور. و اصرار دارند اين تاريکي ها را با ديگران تقسيم کنند، چون گناه آشکار انجام مي دهند. اي کاش ايشان به فرموده علي(ع) پيش از حرف زدن کمي تحقيق مي کردند تا در گرداب دروغگويي اطرافيان شان گرفتار نشوند. من مي خواستم از ايشان به دادگاه ويژه روحانيت شکايت کنم ولي اميد به اجراي عدالت در جو کنوني ندارم. ايشان را نخواهم بخشيد و به خدا خواهم سپرد. به قول حميد «بو قيامتين دردينه يي ير»غاين به درد قيامت مي خوردف.

بهتر است آقاي ذوالنوري و امثال شان براي روز قيامت خود از خداوند متعال و رسول گرامي به خاطر کلماتي که بر زبان رانده اند طلب بخشش و در رسانه ها از همه همسران معظم شهدا عذرخواهي و طلب حلاليت نمايند. گرچه يقين دارم بعضي ها به علت دور بودن از رحمت الهي هرگز چنين توفيقي را نخواهند يافت.

جا دارد بخشي از فرمايشات امام به مناسبت روز زن در تاريخ 25/1/61 را جهت اطلاع اين آقايان که قرار است خط امام را حفظ کنند، بيان کنم؛ «هم اکنون يک نصيحت مخلصانه و پدرانه به بانواني که جوانند و همسران شان به لقاء الله پيوسته اند، مي نمايم که از ازدواج، اين سنت ارزنده الهي سر باز نزنند و با ازدواج خود يادگارهايي چون خود، مقاوم و ارزنده به جاي گذارند و به وسوسه بعضي اشخاص بي توجه به صلاح ها و فسادها گوش فرا ندهند.» ضمناً من از همه دروغگويان فتنه گر و منافق بيزارم چرا که بين مردم با دروغ هايشان نفاق انداخته اند. زيرا شهدايي که با آنان همنشين بوده ام از صادقان و صالحان بوده اند و من نيز ان شاءالله هم پيمان آنان خواهم بود. 

* همسر شهيد حميد باکري و يک معلم بازنشسته شهرستاني

نگراني اسرائيل درباره ايران برطرف نشد
با پايان يافتن سفر منطقه يي «اويگدور ليبرمن» وزير امور خارجه اسرائيل به امريکاي لاتين ظاهراً نگراني اسرائيل در مورد نفوذ ايران و قدرت گرفتن روزافزون حزب الله در امريکاي لاتين به ويژه ونزوئلا برطرف نشده است.

به گزارش ايرنا روزنامه جروزالم پست ديروز در گزارشي به اهداف سفر هفته گذشته وزير امور خارجه اسرائيل به امريکاي لاتين و حضور ايران و حزب الله در اين منطقه پرداخت و نوشت؛ انتظار مي رفت ليبرمن در اين سفر با گوشزد کردن خطر پيشرفت نفوذ و تاثيرگذاري ايران و حزب الله در ونزوئلا ، کشورهاي ميزبان خود را به جلوگيري از اين نفوذ ترغيب کند.

ليبرمن چهارشنبه گذشته در سفر به برزيل در ديدار با «لوئيز ايناسيو لولا دا سيلوا» رئيس جمهور بزرگ ترين کشور امريکاي لاتين از او خواست از نفوذش براي متوقف کردن برنامه هسته يي ايران استفاده کند.

در اين زمينه وزارت امور خارجه اسرائيل در ماه مه ميلادي گزارشي کامل منتشر کرد که در آن به کمک «هوگو چاوس» رئيس جمهور ونزوئلا به ايران براي چيره آمدن بر تحريم هاي شوراي امنيت سازمان ملل متحد اشاره شده بود. جروزالم پست در ادامه مي نويسد؛ مقامات اسرائيل نگراني هاي خود را از پيوندهاي رو به رشد جمهوري اسلامي با کشورهاي چپگرا در امريکاي لاتين ابراز کرده اند.

جروزالم پست در ادامه مي نويسد؛ ايران در سال 1982 به منطقه امريکاي لاتين راه پيدا کرد و اين نفوذ را از کوبا و برقرار کردن مناسبات تجاري با آن آغاز کرد. ايران متعاقب آن سفارتخانه هايي در مکزيک، برزيل، کلمبيا، آرژانتين، شيلي، ونزوئلا و اروگوئه گشود.

همچنين پروازهاي هفتگي ميان ايران و ونزوئلا از سال 2007 برقرار شده است. در همين حال اويگدور ليبرمن وزير امور خارجه اسرائيل در جريان سفر ده روزه خود به کشورهاي امريکاي لاتين روز پنجشنبه به آرژانتين رفت تا با مقامات اين کشور ديدار کند. ليبرمن در حالي عازم آرژانتين شد که اين کشور يکي از بزرگ ترين جوامع يهودي نشين در امريکاي لاتين است. وي در اين سفر با ادعاي اينکه هدف از اين سفر مقابله با «تمايلات توسعه طلبانه ايران در امريکاي لاتين» است و اين موضوع محور اساسي گفت وگوهاي وي بوده، گفت؛ اگر توانايي هاي هسته يي ايران توسعه يابد، نه تنها خاورميانه بلکه جهان با يک تهديد جدي روبه رو خواهد شد زيرا پس از دستيابي ايران به بمب اتمي به يک مسابقه هسته يي در منطقه دامن زده خواهد شد. در خبري ديگر در اين ارتباط، دان مويدور وزير سرويس هاي اطلاعاتي اسرائيل از سخنان هيلاري کلينتون وزير امور خارجه امريکا که گفته است امريکا در صورت دستيابي ايران به تسليحات هسته يي ، متحدانش در منطقه را مسلح خواهد کرد به شدت انتقاد کرد. وي گفت؛ اظهاراتي که از جانب امريکايي ها شنيدم که براساس آن امريکا در صورت به کارگيري سلاح هسته يي در ايران از متحدانش دفاع خواهد کرد، به اين معني است که گويا آنها در برابر چنين احتمالي تسليم شده اند.

او افزود؛ اين اشتباه است، ما نمي توانيم اکنون با اين فرض که ايران قادر باشد خود را به سلاح هسته يي مسلح کند اقدام کنيم بلکه بايد با چنين احتمالي مقابله کنيم.

موضع برزيل تغيير نمي کند

از سوي ديگر وزير امور خارجه برزيل اعلام کرد اين کشور موضعش را در قبال ايران تغيير نخواهد داد.

به گزارش ايسنا پايگاه اينترنتي «ميدل ايست آنلاين» با اشاره به اظهارات اويگدور ليبرمن وزير امور خارجه اسرائيل عليه ايران در سفرش به امريکاي لاتين نوشت؛ سلسو آموريم وزير امور خارجه برزيل از هدف ايران براي توسعه انرژي هسته يي براي استفاده منحصراً غيرنظامي در يک چارچوب قابل راستي آزمايي دفاع کرد. وي همچنين گفت برزيل تمايل دارد همه کشورها معاهده منع اشاعه تسليحات هسته يي را امضا کنند. ليبرمن از همتاي برزيلي خود خواسته بود برزيل و ساير کشورهاي حوزه امريکاي لاتين از نفوذ خود براي کمک به توقف برنامه هسته يي ايران استفاده کنند.
نامه محمدعلي انصاري به آيت الله مومن- بخش اول
هشدار به کساني که امام و مردم را همراهي نکرده اند

گروه سياسي؛ حجت الاسلام والمسلمين «محمدعلي انصاري» در نامه يي به آيت الله «محمد مومن» با انتشار اسنادي تاريخي و معتبر به خاطرات اين عضو جامعه مدرسين حوزه علميه قم پاسخ داد. چندي پيش روزنامه هاي ايران و جوان و خبرگزاري ايرنا در اقدامي هماهنگ بخشي از خاطرات آيت الله مومن درباره انتخابات دوره سوم مجلس را چاپ کرده بودند که البته در اخبار درج شده اشاره يي به زمان ذکر خاطرات نشده بود، اما انصاري براي روشن شدن ابهامات موجود درصدد پاسخگويي برآمد.

در اين نامه چنين آمده است؛ بسمه تعالي

خدمت حضرت آيت الله مومن دامت برکاته

با سلام و تحيت


مطلبي را خبرگزاري ايرنا و روزنامه ايران در مورخه14/4/1388 صفحه پنج با عنوان «دولت موسوي در بازشماري انتخابات اخلال کرد» و روزنامه جوان صفحه يک از قول حضرتعالي منتشر کرده اند که تداعي کننده اين معناست که گويا جنابعالي در همين ايام که بحث انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري جدي است اين مطالب تفصيلي را بيان نموده ايد که بخشي از آن به انتخابات دوره سوم مجلس شوراي اسلامي پرداخته است که 21 سال از آن مي گذرد. اخلاق روزنامه نگاري ايجاب مي کرد مطلب با ذکر تاريخ و مکان و مناسبت آن همراه باشد. با کمال تاسف در بخشي از اين اظهارات مطالبي دور از انتظار نسبت به امام و خلاف واقع نسبت به انتخابات دوره سوم مجلس نقل شده است؛ از جمله اينکه با تصريح چندباره براينکه گزارشات خلاف به امام منعکس کردند، نتيجه گرفته ايد؛ «در نهايت، حضرت امام را وادار کردند که نامه يي براي شوراي نگهبان بنويسند و اعلام کنند انتخابات تهران، صحيح برگزار شده است و صحت آن را اعلام کنيد» و گفته ايد؛ «در کل حس من اين بود که نمي بايست کار به صدور پيام امام منجر مي شد؛ منتهاي مراتب به لحاظ اينکه آن بزرگوار هرچه بود، علم غيب نمي دانستند، اين مسائل اجتناب ناپذير بود. ولي ما از برخي آقايان گله منديم که مطالب را آن گونه که شايسته بود، خدمت امام منتقل نمي کردند.» به جلسه شوراي نگهبان با امام اشاره کرده و با آنکه تصريح کرده ايد در اين جلسه؛ «من هم در آخر به امام عرض کردم شوراي نگهبان اصلاً تصميم بر ابطال انتخابات ندارد و ما انتخابات تهران را صحيح مي دانيم» ولي بلافاصله با اشاره به موضع امام در مورد صحت انتخابات چنين جمع بندي کرده ايد؛ «اين اتفاق، هيچ توجيهي ندارد؛ جز اينکه نگذاشته اند حضرت امام در جريان امر قرار گيرند؛ در نهايت هم ما نتوانستيم بفهميم انتخابات دوره سوم مجلس در تهران چگونه برگزار شد،» يا گفته ايد صندوق ها را براي بازشماري در اختيار شوراي نگهبان نگذاشتند؛ يا آنجا که به رغم صدور حکم کتبي امام به اينجانب براي نظارت بر بازشماري آرا گفته ايد؛ «از طرف دفتر، آقاي محمدعلي انصاري براي اين نظارت انتخاب شد،» و با وجود حکم صريح امام به اينجانب، در بخش ديگر گفته ايد؛ «آقاي محمدعلي انصاري نماينده دفتر حضرت امام در مرحله بازشماري آرا شدند...» از آنجا که نقل و انتشار اظهارات شما به قصد همانند سازي انتخابات اخير و توجيه وقايع تلخ آن صورت گرفته است و از آنجا که در چند مورد نام اينجانب را برده ايد چون اولين بار با موضع گيري جنابعالي درباره انتخابات دوره سوم مجلس مواجه شدم و عمده مطالب نيز به جريان بازشماري و به دوره مسووليتم از سوي امام برمي گردد ناچارم به رغم ميل باطني مطالبي را جهت اطلاع حضرتعالي و تنوير افکار عمومي تقديم کنم؛ حقيقت اين است اگر کسي بخواهد انتخابات دوره سوم را به درستي تحليل کند، بايد به مسائل مهم و تاريخي ديگري بپردازد که ريشه در جريان اختلاف نظرها و تفکرات و عملکردهايي دارد که از حداقل دو سه سال قبل از انتخابات دوره سوم رخ کرد و تصميمات حضرت امام (روحي فداه) در کفايت جايگاه شرعي و قانوني مجلس در اثبات ضرورت ها و عناوين ثانويه (در موارد اختلاف بين مجلس و شوراي نگهبان) با تصويب دوسوم راي نمايندگان و در فرمان تشکيل شوراي مصلحت و پاسخ به نامه هاي متعدد وزراي دولت و اعضاي شوراي نگهبان گواه بر اين معناست.

در مورد انتخابات دوره سوم نيز حداقل مي توان گفت چندين ماه مسائل به اندازه يي روشن بوده و موضع گير ي هاي امام و توصيه هاي ايشان آنقدر واضح و شفاف است که با اندک تاملي مي توان دريافت که امام به رغم اينکه مهم ترين دغدغه و حساسيت شان به جنگ معطوف بود، اما در همان شرايط در موضوع مهم انتخابات نيز برخلاف آنچه شما فرموده ايد با چشمان تيزبين خود همه موضع گيري ها و جبهه بندي ها را رصد مي کرد و آگاهانه قدم برمي داشت. تحليل مباحث انتخابات دوره سوم به طور مبسوط در اين مجال نمي گنجد. براي آنکه متهم به جهت گيري خاصي نشوم- که اين روزها بازار اتهام زني و بي تقوايي بسي داغ است- از اشاره به نوع مواضع و هشدارهاي امام نسبت به جريان هاي سياسي آن دوران و تبيين اسلام ناب و اسلام امريکايي که در نامه ها، سخنراني ها و تذکرات مشفقانه امام به همه، از مسوولان گرفته تا روحانيون و سياسيون و شوراي نگهبان و مجلس و دولت در صحيفه امام قابل مراجعه مي باشد، خودداري مي کنم اما بيان تفصيلي و مستند سير روند ورود امام به موضوع انتخابات دوره سوم مجلس تا آنجا که اينجانب مسووليت داشته و در جريان بوده ام را براي کشف حقيقت و ثبت در تاريخ و قضاوت نسل جوان و نسل هاي آينده انقلاب ضروري مي دانم. آنچه در اظهارات شما راجع به آن دوران به اينجانب مربوط مي شود، موضوع نمايندگي بنده از سوي حضرت امام در هيات ويژه بازشماري آراي انتخابات تهران در دوره سوم مجلس است. بيان واقعيت را از اين مقطع آغاز مي کنم که رئيس جمهور وقت، حضرت آيت الله خامنه يي در مورخه 26/12/66 طي نامه يي به حضرت امام پيشنهاد کردند با توجه به عدم حصول نتيجه از تلاش ميانجيگرانه يي که در سه روز اخير داشته اند، و نجات انتخابات تهران محتاج به اشاره آن حضرت بوده است، طرفين را ملزم و مکلف فرمايند در اسرع وقت از هر طريق ممکن و البته قانوني هيات اجرايي ديگري را انتخاب و به جاي هيات غيرقانوني قبلي اعلام کنند. حضرت امام در تاريخ

28/12/66 مرقوم فرمودند؛

بسمه تعالي

پس از اهداي سلام، مطالبي که مرقوم نموده ايد احمد کراراً به من گفته و چون بنا ندارم در انتخابات دخالت کنم، احمد کوشش مي کند راه حلي پيدا کند.

ان شاء الله تعالي آنچه صلاح است پيش آيد. - والسلام

بر اين اساس مرحوم حجت الاسلام والمسلمين آقاي حاج سيداحمد خميني در 29/12/66 نامه يي به حضرت امام به اين شرح نوشت؛

بسم الله الرحمن الرحيم

پدر بزرگوار، حضرت امام مدظله العالي

پس از عرض سلام در مورد معتمدين و هيات اجرايي انتخابات تهران آنچه موجب دوگانگي برداشت و نظرات هيات مرکزي نظارت شوراي نگهبان در انتخابات و وزارت کشور شده بود، به اين نتيجه رسيد که از ليست مورد قبول هيات نظارت تهران چهار نفر به انتخاب آن هيات و از ليست مورد قبول وزارت کشور(فرمانداري تهران) چهار نفر به انتخاب فرماندار تهران هيات اجرايي تشکيل شود و کارهايي که تاکنون انجام شده است و اعضاي علي البدل به همان صورت قبل باشد بديهي است انتخاب اين گونه افراد تنها با دستور حضرتعالي بلامانع است و مشکل حل مي شود.

امام در جواب مرقوم فرمودند؛

بسمه تعالي

به همين گونه که مرقوم شده است انجام شود، ان شاء الله تعالي موفق باشيد.

29/12/66

سرانجام با اين تدبير امام، روند برگزاري مقدمات انتخابات که به دليل اختلاف نظر شديد شوراي نگهبان با وزارت کشور به بن بست رسيده بود، سرعت گرفت و هيات هاي اجرايي و نظارت انتخاب شدند و عملاً آغاز سال 1367 با رقابت بسيار جدي و تنگاتنگ کانديداها در تهران و استان ها و شهرستان ها همراه شد. امام با توجه به حساسيت موضوع انتخابات در 11 فروردين 67 پيام مهمي خطاب به ملت صادر فرمودند که در بخشي از آن آمده است؛ «به ياري خداوند متعال ملت شريف ايران با حضور گسترده خود انتخابات را در موعد مقرر و با قدرت و قاطعيت برگزار مي کنند و مطمئناً در زير موشک و بمب هم اگر قرار گيرند به پاي صندوق ها مي روند و به تکليف شرعي و الهي خود عمل خواهند کرد و اينجانب تحت هر شرايطي در انتخابات شرکت خواهم نمود.»

در ادامه مي فرمايند؛

«همان طور که بارها گفته ام مردم در انتخابات آزادند و احتياج به قيم ندارند و هيچ فرد يا گروه و دسته يي حق تحميل فرد يا افرادي را به مردم ندارند.»

حضرت آيت الله مومن، جنابعالي به خوبي مي دانيد سال 66 و67 سخت ترين دوران جنگ بود. جنگ شهرها به شدت ادامه داشت، بمباران شيميايي حلبچه انجام گرفت، به تهران متجاوز از 140 موشک اصابت کرد. همه به ياد داريم تهران به شهري خاموش و نيمه تعطيل تبديل شده بود. بعضي از ترس اينکه مبادا مردم به پاي صندوق ها نيايند پيشنهاد تعويق انتخابات مي دادند. حقيقتاً برگزاري انتخابات کشور کمتر از عمليات گسترده در جبهه نبود. در عين حال همه مسوولان نظام اتفاق به انجام انتخابات داشتند و سرانجام در روز 19 فروردين انتخابات در سراسر کشور با شکوه و عظمت خاصي برگزار گرديد و همه مسوولان شور و عظمت آن را تحسين کردند و تنها مي توان گفت معجزه الهي و انفاس قدسيه امام و شعور بالاي سياسي مردم توانست آن حماسه تاريخي را خلق کند. در هر حال جدي بودن رقابت ها و حضور چهره هاي سرشناس سياسي و روحاني کشور در انتخابات و اعلام نتايج اوليه و شايد اختلافات چند ماه ميان دست اندرکاران انتخابات در وزارت کشور و شوراي نگهبان باعث گرديد مجدداً بحث ها پيرامون انتخابات خصوصاً در حوزه انتخابيه تهران شدت يابد و طبعاً بسياري از مباحث مهم از طريق کانال هاي ارتباطي گسترده يي که امام داشتند به ايشان انتقال يافته است. اختلاف جدي بر سر انتخابات تهران بود که اکثريت کانديداها - به اصطلاح آن زمان - از جبهه چپ و روحانيون مبارز پيروز شدند و شوراي نگهبان اعتقاد داشت در جريان برگزاري انتخابات تهران به نوعي اعمال نفوذ شده است و اصرار داشتند علاوه بر صندوق هاي شکايت شده بايد صندوق هايي که ناظرين روي آنها گزارش داشته اند، بازشماري شود که از مجموع 2500 صندوق تهران حدود 600 صندوق را براي بازشماري مي خواستند. بدين ترتيب يکي از موارد مناقشه ميان وزارت کشور و شوراي نگهبان بازشماري صندوق هايي بود که ناظرين شوراي نگهبان فقط روي آنها گزارش داشته اند نه شکايت که در مورخه 3/2/67 مرحوم يادگار امام طي نامه يي مرقوم داشتند؛

بسمه تعالي

پس از عرض سلام به عرض حضرت امام مي رساند در تماس هاي مکرر تلفني که با آيت الله امامي کاشاني و حجت الاسلام والمسلمين محتشمي داشته آقايان به اين نتيجه رسيدند که

1- صندوق هاي مورد شکايت از هم اکنون مشخص شود.

2- آراي کليه کانديداهايي که در صندوق آرا هستند شمرده شود نه کانديداهاي خاصي.

3- در مواردي که نمايندگان اجرايي يا نظارت در شمارش آراي صندوق ها مواجه با اشکال شدند بلافاصله به اطلاع جناب آقاي امامي و محتشمي رسانده تا فردي از سوي آقاي امامي آمده صندوق مورد اشکال را در مقابل (هيات) نظارت و اجرا بازشماري کند.

4- هيات نظارت به تعداد خواهران مامور اجرا از خواهران استفاده کند.

مساله حتي المقدور تا آخر اين هفته يا 10 روز تمام شود. والسلام

امام مرقوم فرمودند؛

بسمه تعالي

طبق آنچه ذکر شده است بايد عمل شود، مسامحه جايز نيست.

ان شاء الله موفق و مويد باشيد.

3/2/67

حضرت آقاي مومن، همان گونه که بيان نموده ايد بعد از اين نامه اعضاي محترم شوراي نگهبان در عصر روز پنجم ماه رمضان در حالي که ملاقات هاي امام تعطيل بوده است خدمت امام مي رسند و تمامي مطالب را شما و ساير عزيزان در اين ملاقات بيان نموده ايد. تا آن روز نيز اينجانب هيچ مسووليتي نداشته ام و خودتان فرموديد که «امام فرمودند؛ به من گفتند شوراي نگهبان مي خواهد انتخابات تهران را باطل کند». به خوبي پيداست اين موضوع يک مساله خلق الساعه نبوده است. پيشنهادات مختلفي به امام شده است و با حضور حضرات شوراي نگهبان مرحوم يادگار امام در محضر ايشان ابراز کردند که خوب است يک نفر هم از دفتر امام بر اين بازشماري نظارت داشته باشد و شما فرموديد شايد اين کار دون شأن دفتر باشد. جالب است در حالي که حضرت امام شخصاً اينجانب را به عنوان نماينده خود انتخاب فرمودند و حکم کتبي دادند جنابعالي در بيانات اخيرتان در دو مورد فرموده ايد که «آقاي محمدعلي انصاري از طرف دفتر امام براي اين نظارت انتخاب شدند»، خيلي فرق است که من از سوي امام نمايندگي داشته ام يا دفتر امام. تا اين مرحله جنابعالي يک مورد هم از دخالت و اظهارنظر اينجانب در مورد انتخابات پيدا نمي کنيد و حقير هيچ علاقه يي هم نسبت به دخالت و حتي اين مسووليت نداشتم و همه دوستان دفتر و آشنايان مي دانند اينجانب در دوران دفاع مقدس به خاطر بيشترين ارتباطي که با فرماندهان و اخبار جنگ داشتم مسائل را به امام منتقل مي کردم و قطعاً اگر نبود حکم حضرت امام هرگز زير بار اين مسووليت نمي رفتم. و خوب است که بدانيد وقتي مرحوم حاج احمدآقا به من فرمودند امام بنا دارند شما را به نمايندگي خود انتخاب کنند حقير از ايشان درخواست کردم اينجانب را معاف نمايند. ولي حساسيت موضوع انتخابات و لطف امام باعث شد حکم صريح زير را با تعيين حدود مسووليت و وظايف براي اينجانب صادر فرمايند؛

بسمه تعالي

جناب حجت الاسلام آقاي حاج شيخ محمدعلي انصاري دامت افاضاته

جنابعالي که فردي متدين و آگاه مي باشيد به عنوان نماينده اينجانب با دو نفر از طرف شوراي محترم نگهبان و دو نفر از طرف وزير محترم کشور موظف مي باشيد به موارد ذيل عمل نموده و کار انتخابات تهران را به پايان برسانيد.

1- آقايان بايد تمام تلاش خود را بنمايند تا انتخابات مرحله دوم در روز قدس صورت گيرد و مجلس سوم در وقت مقرر تشکيل شود.

2- هيات نظارت شوراي محترم نگهبان موظف است از ابتدا تعداد صندوق هايي را که از آنها شکايت شده است، مشخص نمايد.

3- وزارت کشور موظف است تمامي صندوق هاي مورد شکايت را همين امروز به شوراي محترم نگهبان منتقل گرداند.

4- وزارت کشور مي تواند افرادي را در موقع شمارش آرا بر سر صندوق ها بگمارد تا براي هيچ کس هيچ شبهه يي پيش نيايد.

5- آرا نسبت به همه کانديداها شمارش شود نه کانديداهاي خاص. مسووليت حفظ صندوق هاي منتقل شده با شوراي نگهبان است.

جنابعالي موظف مي باشيد مسائل را به اينجانب گزارش نماييد تا قوه قضائيه با هر کس که در راه پيشبرد کارها مانع ايجاد مي کند قاطعانه برخورد نمايد.

خداوند همه را به راه راست هدايت فرمايد و از کيد شيطان نفس نجات دهد.

والسلام - 6/2/67

ملاحظه مي فرماييد حکم امام آنقدر واضح است که نياز به تفسير ندارد. با فرض اينکه اعضاي محترم شوراي نگهبان قبل از اين حکم به امام پيشنهاد تحويل صندوق هاي مشتبه را داده باشند ولي حکم ايشان به اينجانب- برخلاف آنچه در اظهارات شما منعکس شده است - رسيدگي به صندوق هاي مورد شکايت بوده است ولاغير. بر همين مبنا اينجانب به سرعت کار خود را آغاز نموده و اولين جلسه را در محل شوراي نگهبان و با حضور بعضي از اعضاي آن شورا و نمايندگان آنان و نيز نمايندگان وزير کشور تشکيل دادم، توافق هاي اوليه براي اجراي اين دستور هم حاصل شد و علاوه بر اينکه از محل بعضي از صندوق ها بازديد نمودم محل ديگري که در مجاورت مجلس شوراي اسلامي جديد قرار داشت براي بررسي صندوق هاي مورد شکايت انتخاب کرديم و علاوه بر برگزاري جلسه عمومي براي ناظران شوراي نگهبان و سخنراني پيرامون ضرورت رسيدگي به انتخابات تهران در محدوده حکم حضرت امام، عصر آن روز کار تحويل صندوق هاي شکايتي را آغاز کردم. برادران شوراي نگهبان ليست تعداد زيادي از صندوق ها را که حدود يک سوم صندوق آراي تهران بود، ارائه دادند که به آنها تحويل دهيم. من وقتي با اين ليست مواجه شدم تعجب کردم که امام در حکم شان صندوق هاي شکايتي را تعيين نموده اند ولي عزيزان تعداد زيادي صندوق ها را مطالبه مي کردند. از آنها سوال کردم آيا اينها صندوق شکايت است؟ جواب دادند خير. اکثر اين ليست صندوق هاي گزارشي است و ما به آن صورت صندوق مورد شکايت نداريم و اگر شما دنبال صندوق شکايت مي گرديد صندوق مورد شکايت کم است. من پيشنهاد کردم برادران اول صندوق هاي شکايت شده را مشخص کنند و آمار صندوق هاي گزارشي را هم ارائه دهند تا براساس اهميت گزارش ها تعدادي از آن صندوق ها نيز در اختيار آنها قرار گيرد که همين مطلب مورد توافق واقع شد. فرداي آن روز در جلسه يي که با حضور هيات نظارت و اجرايي و بعضي از اعضاي محترم شوراي نگهبان تشکيل شد يکي از فقهاي محترم در نوشته حضرت امام تشکيک فرمودند که در متن نوشته حضرت امام کلمه شکايت است ولي استنباط ما از کلمه شکايت اين است که حضرت امام عنايت به گزارش دارد، به رغم توضيح اينجانب که منظور حضرت امام صندوق هاي مورد شکايت است ولي مورد قبول واقع نشد و حضرت آيت الله امامي کاشاني نامه يي به اين شرح به امام نوشتند؛

بسمه تعالي

محضر مبارک حضرت امام امت مدظله العالي

بعدالتحيه و السلام در شرفيابي شوراي نگهبان به محضر مقدس تان عرض شد که حق قانوني شوراي نگهبان است که هر تعداد صندوق را لازم دانستند، بازشماري نمايند و وظيفه قانوني نسبت به صندوق هايي که گزارشات ناظرين و بازرسين روي آنهاست در اولويت است اما در متن حکم حضرتعالي به جناب آقاي انصاري کلمه شکايت آمده است و لازم است عرض کنم شکايات در هيات مشترک اجرايي و نظارت رسيدگي مي شود اما نظارت شوراي نگهبان در مقطع فعلي به گزارشات توجه مي نمايد. استدعا دارد نسبت به کلمه شکايت يا گزارش، رفع ابهام فرماييد.

7/2/67

جواب حضرت امام؛

بسمه تعالي

با تشکر از زحمات و صميميت هيات نظارت و اجرا، مقصود در نوشته اينجانب شکايت است نه گزارش. براي اطمينان بيشتر اگر نماينده اينجانب و نمايندگان شوراي نگهبان هر سه با هم تشخيص دادند که بعضي از صندوق هاي گزارش شده احتياج به شمارش دارد اقدام مي نمايند.

7/2/67 - روح الله الموسوي الخميني

و اما نحوه رسيدگي به صندوق هاي شکايات و حتي بعضي از صندوق گزارشات به اندازه يي روشن و شفاف بود که من به تعبير شما از تريبون راديو و تلويزيون به طور مبسوط آن را به اطلاع مردم رساندم. براي روشن شدن امر توصيه مي کنم علاقه مندان به کشف حقيقت مصاحبه تفصيلي اينجانب که از شبکه يک سيما در تاريخ 20/2/1367پخش شده است و عين آن را روزنامه ها خصوصاً روزنامه اطلاعات چهارشنبه 21/2/67 در صفحه اول با تيتر بزرگ و در صفحه سه درج کرده است و در آن گزارشي شفاف از ماموريت امام به اينجانب و نتايج بازشماري به مردم تهران ارائه شده است را به طور کامل مطالعه فرمايند و خود آنان قضاوت نمايند که آيا عملکرد اينجانب مطابق نظر امام و بر مبناي ماموريت ايشان بوده است يا آن گونه که به نقل از خاطرات جنابعالي بازگويي شده است مورد بهره برداري آقايان براي توجيه وقايع اخير انتخابات قرار گرفته است؟، برخلاف آنچه از مطالب شما القا مي شود لازم به ذکر است در ماموريتي که از سوي امام داشتم چهار موضوع مورد اهتمام جدي بود.

1- گزارش دقيق و روزانه به حضرت امام

2- گزارش به مسوولان و اعضاي محترم شوراي نگهبان که ياد دارم علاوه بر حضور در جلسه اصلي شوراي نگهبان به لحاظ اينکه حضرت آيت الله امامي کاشاني در جماران اقامت داشتند گزارش جامعي را نيز به ايشان ارائه دادم. و پس از انتخابات نيز شرح ماوقع را خدمت مسوولان عالي رتبه نظام خصوصاً حضرت آيت الله خامنه يي و آيت الله هاشمي رفسنجاني ارائه دادم.

3- پيگيري دقيق و سريع و کشف واقعيت و انتقال نتيجه بررسي به امام و مسوولان و مردم

4- اصرار بر اينکه انتخابات مرحله دوم در روز قدس با حضور گسترده مردم انجام شود و مجلس شوراي اسلامي در زمان مقرر افتتاح گردد همان گونه که در بند اول حکم امام آمده بود.

نهايتاً محصول بازشماري و پيگيري اينجانب با همکاري نمايندگان شوراي نگهبان و وزارت کشور، صحت انتخابات و بي تاثير بودن ابهامات و شکايات در نتيجه مرحله اول بود. با گزارشات مستندي که از روند بازشماري و نتايج آن خدمت شوراي نگهبان ارائه گرديد اينجانب بسيار مايل بودم که خود عزيزان شوراي نگهبان پيشگام در اظهارنظر به محضر امام باشند که متاسفانه اين امر محقق نشد. به تصور بنده- که شايد اشتباه هم باشد - بعضي از عزيزان چندان حساسيتي به اين موضوع نداشتند و در بعضي از جلسات به صراحت مي فرمودند موضوع برگزاري انتخابات در روز قدس و طولاني شدن اعلام نتايج انتخابات براي ما مهم نيست، به ناچار اينجانب به اتفاق دو تن از حقوقدانان شوراي نگهبان خدمت امام رسيديم و گزارشي از روند اجراي بازشماري و صحت انتخابات ارائه نموديم و حضرت امام در 13/2/67 طي نامه يي چنين مرقوم داشتند؛ ادامه دارد...

براي گفت وگو با ايران صبر نمي کنيم
وزير خارجه ايتاليا به اسرائيل هشدار داد هرگونه اقدام نظامي عليه ايران «فاجعه بار» خواهد بود. به گزارش ايلنا به نقل از پايگاه خبري ايسريا «فرانکو فراتيني» با اشاره به برخي ادعاهاي اسرائيل براي حمله به تجهيزات هسته يي ايران گفت؛ «ايتاليا بزرگ ترين دوست اسرائيل به شمار مي رود، ولي هرگونه اقدام نظامي تل آويو عليه تهران فاجعه يي براي تمامي جهان خواهد بود. ما تهديد ايران را درک مي کنيم ولي اميدواريم مسائل از طريق راه حل هاي تاکتيکي و نه از طريق جنگ حل وفصل شود.»

وي در ادامه افزود؛ «دو موضوع مهم در ارتباط با ايران وجود دارد. هيچ کشوري نمي تواند به سمت اشاعه (هسته يي) جديد حرکت کند. ما خواستار گفت وگوهاي شفاف درباره مسائل هسته يي برمبناي اصول سازمان ملل متحد هستيم. مساله ديگر ثبات افغانستان است. آيا ايران توقف قاچاق مواد مخدر را خواستار است؟ دست ما (به سمت ايران) دراز شده است ولي کسي بايد براي گرفتن آن آمادگي داشته باشد؛ نمي توانيم براي زمان نامحدودي صبر کنيم.»
بخش پاياني
گوشه هايي از طالباني شدن پاکستان

 سوزانه کولبل / ترجمه؛ محمدعلي فيروزآبادي

در فرانسه هم زنان ما از پوشيدن چادر منع شده اند. آنها در اينجا به دنبال دستگيري بيت الله هستند يعني کسي که هر لحظه آماده شهادت است، اما امريکايي ها با آن هواپيماهاي فوق مدرن تنها غيرنظاميان را مي کشند. يک مسلمان واقعي چگونه مي تواند در مقابل اين جنايات دست روي دست بگذارد؟» «محمدالله» آن هنگام که براي وداع جلوي دوربين ويدئويي مي نشيند 14 يا حداکثر 15 سال دارد. او که پوستي سفيد و دماغي کوچک و خوش فرم دارد، بازو به بازوي دو دوست ديگرش روي نيمکت مي نشيند. هر سه نفر آنها براي عمليات انتحاري ثبت نام کرده اند. سپس محمدالله را پشت ميز خطابه يي که در کنار آن دسته هاي گل قرار دارد، مي برند. يکي پس از ديگري محمد را در آغوش گرفته و او را مي بوسند و چند کلمه يي در گوشش مي گويند. در آن صف چند تن از فرماندهان رده بالاي طالبان که چهره هاي خود را پوشانده اند نيز حضور دارند. آنها سرود خداحافظي مي خوانند؛ سرودي زيبا براي مرگي زيبا. و محمد سعي دارد لبخند بزند. سپس بار ديگر در مقابل دوربين قرار مي گيرد، اين بار با يک قبضه کلاشنيکف که تقريباً هم قد خود اوست. يک دستگاه گيرنده قوي در جليقه انفجاري او قرار دارد. محمد از روي يک نوشته آخرين جملاتش را مي خواند و مي گويد يک «فدايي» است و مي خواهد به عنوان يک شهيد ماموريتي را که بيت الله محسود به وي محول کرده به انجام برساند. اين خانه که مراسم خداحافظي در آن برگزار مي شود با تاج هاي گل و مبل هاي راحتي انگليسي تزيين شده و در دره سوات قرار دارد. با طلوع آفتاب محمدالله را در اتومبيلي مي نشانند و او را به سوي «چارساوا» شهري در غرب ايالت شمال غرب مي برند. وظيفه محمد ترور يکي از سياستمداران جوان و مشهور به نام «سکندر شرپاو» است. سکندر فرزند 33ساله وزير سابق کشور يعني «آفتاب شرپاو» است. اين وزير سابق يکي از ملاکان بزرگ و ليبرال به شمار مي آيد که در واقع نمادي است از پاکستان کهنه و فئودالي. طالبان بر آنند آن نظم کهنه پاکستان را از بين ببرند و بزرگان قبايل و سياستمداران، اربابان و روحانيون را به حاشيه برانند. مساله اصلي آنها حکومت بر اين منطقه است نه مذهب و ايمان. ماموران پليس چارساوا در سوم آوريل 2009 و قبل از آنکه محمد به شرپاو جوان نزديک شود او را شناسايي و به سوي وي شليک کردند. پليس چند روز بعد آن فيلم خداحافظي محمدالله را در ماشيني پيدا کرد که توسط يک حمله کننده انتحاري ديگر هدايت مي شد. اين عمليات جديد براي انتقام خون محمدالله صورت مي گرفت. اما پاکستان تا چه زماني مي تواند اين وضعيت را تحمل کند؟ آيا بار ديگر شاهد برگزاري نمايشگاه هاي گل و حضور صوفيان در دره اسماعيل خان خواهيم بود؟ يکي از افسران بلندپايه سرويس امنيتي پاکستان در پاسخ به اين پرسش تنها سرش را تکان مي دهد. در دفتر او در اسلام آباد يک ميز شيشه يي و يک کاناپه چرم مدرن و گران قيمت قرار دارد. او که نمي خواهد نامش فاش شود، عقيده دارد همه چيز اشتباه بوده است. از نظر او حمله نظامي امريکا به افغانستان و پاکستان «از اساس اشتباه» بود.هيچ فرد و سازماني بيشتر از سرويس اطلاعات و امنيت پاکستان از طالبان شناخت ندارد. اين سازمان سال هاي سال نقش مشاور و کمک دهنده طالبان را داشت و احتمالاً هنوز هم اين نقش را برعهده دارد. از نظر پاکستان طالبان هميشه به عنوان يک ارتش کمکي براي نفوذ اسلام آباد در کابل به حساب مي آمد. براي پاکستان برخلاف امريکا يک افغانستان ضعيف و غيرمستقل مهم تر از يک افغانستان دموکرات و عاري از بنيادگرايان است. اين روزها روابط ميان سرويس امنيتي پاکستان ( به عنوان يکي از ارکان ارتش) با نيروهاي مسلح امريکا چندان حسنه نيست. آنها در مورد استراتژي فعلي و هدف جنگ در مناطق شمال غرب اختلاف نظر دارند. امريکايي ها يگان هاي عملياتي خود را تقويت کرده و در خاک افغانستان به حمله يي زميني و شديد عليه طالبان دست زده اند. آنها با هواپيماهاي بدون سرنشين به رهبران القاعده و طالبان در خاک پاکستان حمله مي کنند و خواهان پيروزي در اين جنگ هستند. اما دولت و ارتش پاکستان بيش از هر چيز ترجيح مي دهند با طالبان در شمال غرب به توافق برسند و بار ديگر دست به معامله بزنند و احتمالاً اعلام آتش بس کنند. اما دليل واقعي اين خواست پاکستان چيست؟ اين افسر بلندپايه امنيتي پاکستان ابرو در هم مي کشد و خود را به سمت جلو خم مي کند. او مي گويد مي خواهد براي روشن شدن اين وضعيت داستاني را براي ما تعريف کند؛ «پنج سال پيش در وزيرستان جنوبي و در دهکده يي به نام کالوشا بودم. اين دهکده در زماني که ارتش به مناطق قبيله يي پشتون ها حمله کرد کانون و مرکز القاعده به حساب مي آمد. در آن زمان با بيت الله محسود جنگيدم و او را مغلوب کردم. سپس يکي به عنوان برنده و ديگري به عنوان بازنده نشستيم و گفتيم ما بايد به يکديگر احترام بگذاريم اما امريکايي ها موافق اين مساله نيستند.» اين افسر بلندپايه نيز مانند محسود يک پشتون است.

منبع؛ اشپيگل

منازعات مستمر چين و امريکا در قلمرو آبي
منازعات چين و امريکا در قلمرو آبي درياي جنوبي چين به يک مشکل مستمر و لاينحل در روابط دو کشور تبديل شده است.

درحالي که چين به شدت با گشت زني هاي کشتي هاي جاسوسي و ناوهاي امريکايي و کشتي هاي تحقيقاتي اين کشور در درياي جنوبي مخالف است، واشنگتن آن را حق خود مي داند. اين مساله باعث رويارويي مکرر کشتي هاي دوطرف شده و براي اثبات اينکه اين منطقه متعلق به چين است، پکن اقدام به اعزام کشتي هاي گشتي و جنگي به اين دريا کرده است. از سوي ديگر قابليت هاي نظامي روزافزون چين باعث شده است اين کشور در قبال تحرکات امريکا در اين دريا ايستادگي کرده و در رايزني با مقام هاي نظامي امريکا نيز به آنان اعلام کرده است درياي جنوبي بخش غيرقابل منازعه از خاک چين است. اين در شرايطي است که همين روند فزاينده قدرت گرفتن نيروي نظامي چين و تاکيد چين بر اينکه اين منطقه جزيي از قلمرو آبي اين کشور است، باعث بروز مناقشه ميان دو کشور و نگراني امريکا شده است. روزنامه «چاينا پست» تايوان در اين باره از قول سناتور «جيم وب» مي نويسد؛ مساله در کميته هاي ذي ربط مجلس سناي امريکا مورد بررسي قرار گرفته است. وي مي افزايد؛ در اين وضعيت از دولت امريکا مي خواهيم در چنين منازعاتي نقش بانفوذتري ايفا کند. درياي جنوبي چين منطقه يي است که در سه دهه گذشته حادثه جدي نداشته است اما اکنون اين سناتور دموکرات امريکايي از ايالت ويرجينيا مي گويد؛ بايد تلاش هاي چين براي حضور گسترده در اين منطقه را با دقت بررسي کرد و اجازه ندهيم تهديدهاي جدي عليه امريکا در درياي جنوبي شکل بگيرد و به واقع توازن در منطقه برقرار شود. وي در حضور شمار ديگري از مسوولان امريکايي گفته است؛ چين نه تنها نفوذ اقتصادي و سياسي خود را افزايش مي دهد بلکه در حال گسترش قلمرو خود است و به نوسازي ناوگان نظامي مي پردازد تا از اين ادعاهايش حمايت کند. اين اظهارات بيانگر نگراني هاي عميق مقام هاي امريکايي از آن چيزي است که واشنگتن ادعاهاي چين مي نامد. امريکا اکنون در اين خصوص که چين بر حق مالکيت بر جزاير «اسپراتلي» و «پاراسل» در درياي جنوبي تاکيد مي ورزد، نگران است؛ جزايري که داراي منابع غني انرژي نيز هستند و کشورهايي نظير ويتنام، فيليپين، مالزي، برونئي و منطقه تايوان خود را مالک آن مي دانند و ميان آنها و چين نيز مشکلات جدي و منازعات لاينحلي شکل گرفته است. از آنجا که اين جزاير داراي ذخاير بزرگ گاز طبيعي و نفت هستند، مشکلات در اين منطقه بارزتر شده و تهديدهاي روزافزون حضور خارجيان به خصوص براي چين بزرگ ترين قدرت منطقه- بيشتر احساس مي شود. چين- اين منطقه و جزاير آن را جزء آب هايي مي داند که در منطقه انحصاري اقتصادي اين کشور مي گنجد و هرگونه تلاش براي حضور در آن را از سوي هر قدرتي از جمله امريکا برنمي تابد. امريکا و چين به رغم چند دور رايزني درباره حل اختلافات شان در درياي جنوبي هنوز به توافق نرسيده اند و از ديدگاه «وب» نکته مهم اين است که امريکا در اين منطقه بايد قدرت ملي خود را اثبات کرده و به توازني که از حضور مقتدرانه چين شکل گرفته است، پايان دهد. اگرچه امريکا مدعي مالکيت بر اين منطقه نيست اما ارتش امريکا به دليل عملياتي که در درياي جنوبي چين داشته با اين کشور رويارو شده است. در آخرين حادثه در ماه مارس امسال يک کشتي نيروي دريايي امريکا (ايمپکبل) توسط گروهي از کشتي هاي نظامي چين تحت تعقيب قرار گرفت و پکن به دنبال آن واشنگتن را متهم کرد که از قانون بين المللي درياها تخطي کرده و وارد حريم آبي چين شده است. اما از ديدگاه کساني مانند «رابرت سيشر» معاون دستيار وزير دفاع امريکا فعاليت هاي اين کشور در منطقه درياي جنوبي مطابق قوانين بين المللي و مقررات سازمان ملل است. وي مي گويد؛ فعاليت هاي نظامي امريکا در اين منطقه عادي و بر اساس قانون بين المللي درياهاست. با اين حساب هر چه امريکا بر حق و حقوق حضور نظامي در اين منطقه و عمليات در آن اصرار ورزد و هر چه حضور نيروي نظامي چين در اين منطقه گسترده تر شود، مشکلات و تهديدهاي امنيتي درياي جنوبي صلح آميز چين را به يک منطقه پرخطر تبديل خواهد کرد که هر آن ممکن است حادثه يي چون درگيري نظاميان نيروي دريايي دو کشور را به دنبال داشته باشد.

منبع؛ ايرنا
عناوين اين صفحه
من همسر باکري هستم
نگراني اسرائيل درباره ايران برطرف نشد
هشدار به کساني که امام و مردم را همراهي نکرده اند
براي گفت وگو با ايران صبر نمي کنيم
گوشه هايي از طالباني شدن پاکستان
منازعات مستمر چين و امريکا در قلمرو آبي
ونزوئلا ادعاي اسرائيل را رد کرد
حزب الله دخالت در درگيري هاي تهران را تکذيب کرد
امريکا برنامه صلح آميز هسته يي ايران را به رسميت مي شناسد
طرح سنا براي مقابله با سانسور در ايران

ونزوئلا ادعاي اسرائيل را رد کرد
کاراکاس ادعاي يک ديپلمات اسرائيلي مبني بر قرار دادن اسناد جعلي در اختيار ايراني ها را که بنا بر آن ايرانيان مي توانند به سهولت در منطقه امريکاي لاتين رفت و آمد کنند، تکذيب کرد. به گزارش ايسنا خبرگزاري فرانسه با اعلام اين خبر افزود دوريت شاويت ديپلمات ارشد اسرائيل در امريکاي لاتين روز جمعه ادعا کرد ونزوئلا اسنادي جعلي را در اختيار ايراني ها قرار مي دهد. وي ادامه داد؛ آنها با داشتن اين اسناد براي ورود به ديگر کشورهاي امريکاي لاتين به ويزا نياز ندارند. هيچ گردشگري از اين مزايا برخوردار نيست و هيچ کس نمي داند اين شهروندان ايراني چه اقداماتي انجام مي دهند. وي بدون ارائه مدرکي تاکيد کرد «دوستي» ميان ايران و ونزوئلا «روشن» است. او به سفرهاي محمود احمدي نژاد رئيس جمهور ايران به کاراکاس و سفرهاي هوگو چاوس رئيس جمهور ونزوئلا به تهران اشاره کرد. اين ديپلمات که اويگدور ليبرمن وزير امور خارجه اسرائيل را در سفر به امريکاي لاتين همراهي مي کند از روابط رو به رشد کاراکاس و تهران انتقاد کرد.


حزب الله دخالت در درگيري هاي تهران را تکذيب کرد
دفتر حزب الله لبنان در تهران با انتشار بيانيه يي شايعه مشارکت افرادي از حزب الله در درگيري هاي پس از انتخابات تهران را در چارچوب جنگي دانست که استکبار جهاني از طريق آن خواهان تضعيف جريان مقاومت و ايجاد فتنه و تفرقه در ميان يک جبهه واحد است. به گزارش ايلنا، در بيانيه دفتر حزب الله در تهران آمده است؛ حزب الله که خود را جزء محبان مقام معظم رهبري و مردم جمهوري اسلامي ايران مي داند، اهتمام دارد شايعه هايي را که اخيراً پيرامون مشارکت افرادي از حزب الله لبنان در درگيري هاي اخير در چارچوب جنگي که استکبار جهاني از طريق آن خواهان تضعيف جريان مقاومت و ايجاد فتنه و تفرقه در ميان يک جبهه واحد است، مطرح شده عاري از صحت مي داند. حزب الله لبنان از کساني که اين شايعه را ترويج مي دهند درخواست اجتناب از اشاعه فتنه و تفرقه ميان دو ملت برادر لبنان و ايران مي کند.


امريکا برنامه صلح آميز هسته يي ايران را به رسميت مي شناسد
معاون وزير خارجه امريکا در امور سياسي گفت ايالات متحده اطمينان دارد مقام هاي روسيه در نگراني هاي واشنگتن در رابطه با آنچه ساخت سلاح کشتار جمعي در ايران در چارچوب برنامه هسته يي اين کشور ناميده شده است، شريک هستند. به گزارش ايلنا به نقل از نووستي «ويليام برنز» درباره فعاليت هاي هسته يي تهران گفت؛ «حق ايران براي داشتن برنامه صلح آميز هسته يي را به رسميت مي شناسيم اما ايران بايد اثبات کند اين برنامه صرفاً صلح آميز است، روسيه در نگراني هاي استراتژيک امريکا شريک و معتقد است که ايران نبايد به سلاح هسته يي دست پيدا کند.»


طرح سنا براي مقابله با سانسور در ايران
مجلس سناي امريکا با تصويب طرحي خواستار اختصاص 20 ميليون دلار براي مقابله با سانسور اينترنت در ايران شد. اين طرح که قانون «قربانيان سانسور در ايران» نام دارد علاوه بر مقابله با سانسور اينترنت شامل تقويت ارسال برنامه هاي راديويي و تلويزيوني به ايران نيز مي شود. اين طرح به اختصار وويس خوانده مي شود و به وسيله سناتورهاي جمهوريخواه جان مک کين و ليندزي گراهام، سناتورهاي دموکرات تد کافمن و رابرت کيسي و سناتور مستقل جو ليبرمن به مجلس سنا تقديم شده است. پيش نويس اين طرح دو هفته پس از برگزاري انتخابات جنجالي رياست جمهوري ايران و در واکنش به مسدود کردن سايت به سنا ارائه شد.

قانون وويس 30 ميليون دلار براي کمک به صداي امريکا و راديو فردا براي مبارزه با ارسال پارازيت روي امواج آنها اختصاص داده است. اين مبلغ علاوه بر بودجه سالانه اين دو سازمان رسانه يي است. 20 ميليون دلار اختصاص داده شده براي کمک به دسترسي ايراني ها به اينترنت نيز به صندوقي واريز خواهد شد تا براي پيدا کردن راه هاي موثر براي مقابله با سانسور و تبادل اطلاعات الکترونيک در ايران هزينه شود. اين طرح همچنين از باراک اوباما رئيس جمهوري امريکا مي خواهد به طور سالانه درباره شرکت هاي غيرامريکايي که در زمينه سانسور اينترنت به دولت ايران کمک مي کنند، به کنگره گزارش دهد. به گزارش ايلنا يکي ديگر از موارد در نظر گرفته شده در اين طرح، اختصاص پنج ميليون دلار به وزارت خارجه امريکا است تا اسناد لازم را درباره آنچه نقش حقوق بشر در ايران ناميده شده است جمع آوري کند.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام