يكشنبه، 4 مرداد 1388 - شماره 2009
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه آخر
آيا جشنواره فجر برگزار مي شود
کند شدن روند توليد در سينما زمزمه هايي را مبني بر عدم برگزاري جشنواره فجر به وجود آورده است



چند روز پيش خبر غير رقابتي برگزار شدن جشن سينماي ايران به اخباري غيررسمي که از مدت ها پيش توسط اهالي سينما دهان به دهان مي گشت رسميت داد و خبر آنهايي که در محافل فرهنگي از برگزار نشدن جشن سينماي ايران سخن مي گفتند با واژه هاي غير رقابتي و بدون داوري جنبه رسمي به خود گرفت. حالا و در فاصله 200 روز مانده به برگزاري جشنواره فجر باز هم اخبار غيررسمي سينماي ايران حکايتي دارد. شنيده ها حاکي از آن است که امسال جشنواره فجر برگزار نمي شود و شايد اين رويداد فرهنگي که هر ساله شور و هيجاني در فضاي سينماي ايران به وجود مي آورد به رويدادي دو سالانه تبديل شود. در اين روزها و با اين فاصله زماني تا روزهاي باقيمانده جشنواره فجر کسي حاضر به صحبت در اين باره نيست اما زمزمه هايي مبني بر اينکه احتمالاً امسال جشنواره فيلم فجر نداريم به گوش مي رسد. از روزهاي جشنواره فجر و انتشار خبرهايي مبني بر عدم اکران درباره الي و بعد وساطت رئيس جمهور ديگر به اخبار غيررسمي اعتماد بيشتري کرده ايم چراکه به فاصله چند روز شکل رسمي به خود مي گيرند. مثل خبر استعفاي اکبر نبوي که ابتدا با الفاظي نظير گفته مي شود و نوشته مي شود مطرح شد و بعد با معرفي جانشين اش رسميت يافت. هرچند خبرهاي غيررسمي بعد از استعفاي نبوي از عدم برگزاري جشنواره کودک حکايت کرد و جعفري جلوه از استواري اين جشنواره و برگزاري حتمي آن خبر داد اما هنوز هم بسياري به برگزاري جشنواره کودک امسال خوشبين نيستند. به هر صورت روند کند توليد سينماي ايران در روزهاي اخير باعث مي شود به شنيده ها در مورد عدم برگزاري جشنواره فجر هم بيشتر از پيش اطمينان کنيم. خبرگزاري مهر در گزارشي روند توليد در سينماي ايران را کند مي خواند و چنين گزارش مي دهد؛ «در ماه هاي اخير توليد فيلم هاي سينمايي متاثر از شرايط اجتماعي روندي آهسته پيدا کرده است. کمتر پروژه يي در بخش خصوصي کليد خورده و حتي توليد فيلم هايي که در مراحل فني هستند، به کندي پيش مي رود. اين وضعيت نگراني هايي را براي برگزاري جشنواره بيست و هشتم به وجود مي آورد و وضعيت اين دوره را در هاله يي از ابهام قرار مي دهد.» در ادامه اين گزارش آمده است؛ «بنياد سينمايي فارابي به تازگي فهرستي از توليدات سينماي ايران در مراحل مختلف منتشر کرده که در اين فهرست 47 فيلم مراحل مختلف توليد را پشت سر مي گذارند و به زودي آماده نمايش مي شوند. اين آمار در نگاه اول اميدوارکننده است، اما بايد در نظر گرفت تمام اين آثار در جشنواره بيست و هشتم روي پرده نمي روند. بخشي از اين آثار قابليت نمايش در جشنواره را ندارند و بخشي به خواست و سليقه تهيه کننده و کارگردان پيش از جشنواره و در زمان مناسب اکران عمومي مي شوند، بخش ديگري در مسير پر پيچ و خم فني به نتيجه مطلوب نمي رسند و به جشنواره نمي رسند. معمولاً فيلم هايي که در نيمه دوم سال توليد مي شوند کمتر فرصت حضور در جشنواره را پيدا مي کنند. پس مي توان پيش بيني کرد توليداتي که در نيمه اول امسال کليد خورده اند بخش قابل توجهي از سهم جشنواره را به خود اختصاص دهند. از ميان اين فيلم ها «فرزند صبح» بهروز افخمي، «پاداش» کمال تبريزي و «ملک سليمان» شهريار بحراني سال گذشته توليد شده اند و قرار بود در جشنواره بيست و هفتم شرکت کنند، اما براي نمايش آماده نشدند. فيلم هاي سينمايي «گل بارون» شاهين باباپور، «زندگي شيرين» قدرت الله صلح ميرزايي، «در شب عروسي» رضا قهرماني، «شير و عسل» آرش معيريان، «لج و لجبازي» سيد مهدي برقعي، «وقتي که دزد بودم» شهرام شاه حسيني، «غريبه يي در شهر» جهانگير جهانگيري و «خانواده ارنست» محسن مير دامادي گزينه هاي مناسبي براي نمايش در جشنواره نيستند و براي مخاطب انبوه ساخته شده اند.» اين خبرگزاري در بخشي از گزارش فيلم هاي در حال توليد نوشته 39 فيلم بخت بيشتري براي حضور در جشنواره دارند و چنين آورده است؛ «اين فيلم ها در مراحلي هستند که حضورشان در جشنواره طبيعي به نظر مي رسد. در اين روزها فيلمسازاني هم ترجيح مي دهند پس از تغيير مديران فرهنگي و شروع فعاليت دولت جديد، فيلم تازه شان را کليد بزنند. ابراهيم حاتمي کيا، رخشان بني اعتماد، رضا ميرکريمي، تهمينه ميلاني، احمدرضا درويش، مجيد مجيدي و... فيلمسازاني هستند که مي توانند با حضورشان به جشنواره گرما و شور بيشتر بدهند، اما به نظر نمي رسد برنامه يي براي جشنواره بيست و هشتم داشته باشند. شايد بهتر است بپذيريم که آسمان جشنواره بيست و هشتم کمتر ستاره دارد.» و اما پايان گزارشي که در خبرگزاري مهر منتشر شده است

گوشه چشمي به زمزمه هاي سينمايي ها مبني بر عدم برگزاري جشنواره فجر نيز انداخته است. گرچه مشخص نيست اين موضوع به حقيقت بپيوندد يا نه. آيا امسال جشنواره فجر برگزار مي شود؟ اين پرسشي است که مسوولان و سينماگران بايد به آن پاسخ دهند.
مدير گروه اجتماعي شبکه 3 سيما؛
شايد برخي روش هايمان اشتباه بود


مدير گروه اجتماعي شبکه 3 سيما گفت؛ «آگاه سازي مردم هنگام التهابات اجتماعي اصل مهمي است که پس از انتخابات تلاش کرديم تا حد امکان به آن عمل کنيم.» مدير گروه اجتماعي شبکه 3 درباره ساخت برنامه هاي اجتماعي در شرايط افزايش التهاب در جامعه با اعلام اين مطلب گفت؛ «پس از انتخابات تلاش کرده ايم شبهات به وجودآمده براي برخي از افراد درباره اين رويداد را در برنامه هاي گفت وگومحور برطرف کنيم. در اين جهت به فراخور زمان، برنامه «ايران 88» را پخش کرديم و در آن يکسري مسائل باز شد.» فضل الله شريعت پناهي ضمن بيان اين مطلب که يکي از مهم ترين وظايف اين گروه، پخش برنامه ها براساس روال عادي است، گفت؛ «ساخت و روي آنتن فرستادن برنامه هاي جذاب و شاد از جمله اهداف ماست. البته گروه هاي مختلف به ويژه گروه اجتماعي پيش از برگزاري انتخابات، درگير برنامه هاي مربوط به آن بودند و بيشتر برنامه هاي اين گروه به غير از «لطفاً راي ندهيد» به اين موضوع اختصاص داشت.» مدير گروه اجتماعي شبکه 3 سيما درباره برنامه هاي تلويزيون در ايام انتخابات گفت؛ «گروه اجتماعي تمام توان خود را روي انتخابات گذاشت البته انتظار نداشتيم پس از انتخابات چنين مسائلي به وجود آيد. با پيش آمدن برخي رويداد ها پس از اين انتخابات نتوانستيم خيلي از برنامه هاي تابستاني را در زمان پيش بيني شده آغاز کنيم، اما برنامه هايي درباره آگاهي بخشي به مخاطبان را تا حدودي پخش کرديم.» به گزارش ايسنا شريعت پناهي درباره اهميت برنامه هاي خانوادگي در ايجاد آرامش در خانواده ها هنگام بروز التهابات اجتماعي مانند انتخابات اخير گفت؛ «ايران، تهران نيست. با توجه به پخش اين شبکه در کل کشور نبايد مسائل به وجودآمده در برخي از مناطق تهران و بعضي شهرستان ها پس از انتخابات را سراسري مي کرديم، چون در شهرستان ها و روستاها اصلاً خبري نبود و التهابي در خانواده ها وجود نداشت. بنابراين دامن زدن به اين مسائل به صلاح مردم عام نبود.» او در ادامه گفت؛ «تا حد لازم به چنين موضوعاتي پرداختيم البته شايد برخي روش هايمان اشتباه بود، ولي کار خود را انجام داديم. البته مسائل به وجودآمده نياز به تحليل دارد.» شريعت پناهي در پايان از ساخت مستند هايي در زمينه هاي مربوط به انتخابات رياست جمهوري خبر داد و گفت؛ «يکي از اين مستند ها «دعوت پوشالي» نام دارد که به فعاليت هاي رسانه هاي فارسي زبان ماهواره يي درباره انتخابات مي پردازد.»
با آثاري از کلانتري، احصايي، الخاص در کنار آثار هنرمندان جوان و...
نمايشگاه «100 اثر، 100 هنرمند» 17ساله مي شود


گالري گلستان مطابق رسم

هر ساله اش نمايشگاه «100 اثر، 100 هنرمند» را مردادماه امسال برگزار مي کند. هفدهمين دوره اين نمايشگاه از 16 مردادماه با حضور 160 هنرمند جوان و پيشکسوت در گالري گلستان برپا مي شود. آثار هنرمندان مطرحي چون محمد احصايي، هانيبال الخاص، ناصر اويسي، پروانه اعتمادي، ثميلا اميرابراهيمي، صادق تبريزي، محمدابراهيم جعفري، بهرام دبيري، حسين زنده رودي، ايرج زند، پرويز کلانتري، فريده لاشايي و

مش اسماعيل در کنار جوان ترهايي که نام هاي درخشاني ميان آنهاست در اين نمايشگاه به نمايش درخواهد آمد تا هدف برگزاري اين برنامه که هم برپا شدن نمايشگاهي گروهي و هم فروش آثار با قيمت مناسب و پايين است برآورده شود.

شهريار احمدي، اليکا

ابراهيمي قاجار، حسين چراغچي، مصطفي و مرتضي دره باغي، آزاده رزاق دوست، دلبر شهباز، کوروش صفي نيا، گلنار قديري و... هم از جمله هنرمندان جوان حاضر در اين نمايشگاه خواهند بود. اين نمايشگاه در دوره هاي قبلي خود فروش خوبي داشته و انتظار مي رود امسال هم شاهد فروش بالاي آثار در اين نمايشگاه باشيم. ليلي گلستان هدف اصلي از برپايي چنين نمايشگاهي را تشويق هنرمندان جوان براي ارائه اولين آثار خود در کنار توجه به کيفيت بالاي آثار اعلام مي کند و البته حضور هنرمندان برجسته و نامدار در کنار اين جوانان را باعث تشويق و استقبال آنها از چنين نمايشگاه هايي مي داند. نمايشگاه «100 اثر، 100 هنرمند» از روز جمعه 16 مرداد تا پنجم شهريورماه داير خواهد بود و ساعت بازديد 4 تا 8 بعدازظهر است. گالري گلستان در دروس، بالاتر از ميدان هدايت، خيابان شهيد کماسايي، پلاک 34 واقع است.

نمايش پنج فيلم ايراني در جشنواره فيلم «دوربان»

پنج فيلم بلند، کوتاه و مستند ايراني در جشنواره بين المللي فيلم «دوربان» روي پرده مي روند. فيلم داستاني بلند «آرام باش و تا هفت بشمار» به کارگرداني «رامتين لوافي پور» با مدت زمان 89 دقيقه، در بخش رقابتي آثار بلند و مستند «درياچه يي که بود» محصول ايران و بريتانيا به کارگرداني «پژمان مظاهري پور» با مدت زمان 26 دقيقه در اين جشنواره آفريقايي روي پرده مي روند.به گزارش ايسنا در جشنواره فيلم دوربان، در بخش فيلم هاي کوتاه اين فستيوال نيز «اينجا آنتن نمي دهد» اثر بتين قبادي با مدت زمان 11 دقيقه، «آن مرد» اثر هروز قبادي با مدت زمان 14 دقيقه و فيلم انيميشن «قلکي که پيدا کردم» ساخته آرشام نقشبندي با مدت زمان 6 دقيقه در معرض تماشاي مخاطبان قرار مي گيرد.

تدوين شناختنامه يي براي محمدعلي سپانلو

آرش سنجابي که پيش تر تدوين شناختنامه يي را براي علي اشرف درويشيان با همکاري بهمن قبادي به انجام رسانده، به تدوين «شناختنامه محمدعلي سپانلو» مشغول است. به گفته او، در اين شناختنامه که از سوي انتشارات مرواريد به چاپ مي رسد، با تعدادي از چهره هاي ادبي و هنري درباره اين شاعر، مترجم و نويسنده گفت وگو شده است. همچنين ارائه برخي مقاله ها، شعرها و عکس هاي سپانلو از ديگر بخش هاي اين شناختنامه است. به گزارش ايسنا از سوي ديگر با ترجمه سنجابي از زبان کردي، رمان «آخرين انار دنيا» نوشته بختيارعلي- نويسنده کردستان عراق ساکن آلمان - منتشر خواهد شد. به گفته او، اين کتاب اولين بار در سال 2003 در آلمان چاپ شده و تا امروز در 16 کشور ترجمه و منتشر شده است.

پيدا و پنهان

? تقلب در ثبت اتاق امن، نام مخترعان عوض شد؛ دادگاه عمومي تهران، با صدور حکمي ضمن تاييد تقلب در ثبت اختراع اتاق امن، دستور به تغيير نام مخترعان داد. به گزارش همشهري، به دنبال شکايت فرزاد سليمي از موسي مظلوم و علي اکبر محرابيان (وزير صنايع) مبني بر ثبت اختراع او توسط اين دو نامبرده به نام خودشان، دادگاه بر اساس شواهد تاييد کرد اختراع «اتاق امن زلزله» پيش از آنکه به نام محرابيان به ثبت برسد، توسط شاکي اختراع و طراحي شده بود و شاکي اين طرح را سال 82 به شهرداري تهران و سال 83 به مطبوعات ارائه داده بود. بر اين اساس دادگاه نتيجه گرفت مقامات وقت شهرداري تهران با دريافت طرح، آن را به نام خود ثبت کرده اند. در نهايت دادگاه حکم به بطلان ثبت اختراع به نام محرابيان و همکارش داد و حق معنوي اختراع را از آن فرزاد سليمي و محمود حسيني دانست.

? ممنوع التصويري براي حضور در نماز جمعه؛ اميررضا خادم نماينده سابق مجلس شوراي اسلامي طي مطلبي در وبلاگ شخصي اش از ممنوع التصوير شدن خود در تلويزيون خبر داد. وي در مطلبي با اشاره به حضورش در محل برگزاري مسابقات بين المللي قرآن کريم نوشته است؛ در حاشيه اين رقابت ها مثل بسياري جاها که مي روم، دعوت شدم تا براي مصاحبه تلويزيوني در خصوص اين رقابت ها بروم بيرون از سالن اصلي. گفتم چند دقيقه ديگر مي آيم. در بين بازديدي که از غرفه هاي گوناگون داشتم، يکي از دوستانم دم گوشم گفت؛ «يکي از تصميم گيران دوربين صداوسيما مستقر در سالن گفته با تو مصاحبه نکنند چون هفته گذشته در نماز جمعه به امامت آقاي هاشمي حضور داشته يي و عکس ات را در سايت ها ديده.» حقيقتش اينکه اولاً نمي دانستم رفتن به نماز جمعه هم گاهي خوب و گاهي بد شده و ثانياً شايد زياد هم براي من حياتي نباشد مصاحبه کردن در مقابل دوربين يک برنامه آن هم به اتهام رفتن به نماز جمعه يا راي دادن به يکي از کانديداهاي مورد تاييد شوراي نگهبان، اما نگران کننده خواهد بود که چنين مساله يي در رسانه ملي واقعيت داشته باشد و آنچه براي خودم اتفاق افتاد يا در نشريات نوشته شده بود که با فعاليت بيش از 200 هنرمند در برنامه هاي صدا و سيما مخالفت شده، واقعيت داشته باشد.

? پاسخ روزنامه ايران؛ به دنبال چاپ مطلبي با عنوان «افت تيراژ روزنامه ايران» به نقل از سايت تابناک، روابط عمومي موسسه فرهنگي مطبوعاتي ايران کپي پاسخي را که براي تابناک فرستاده است، براي روزنامه ارسال کرد. در اين نامه آمده است؛ در پاسخ به مطلب دروغ و هدفدار آن سايت عليه روزنامه ايران، موارد ذيل را به اطلاع مي رساند؛ 1- روزنامه ايران با زحمات و کوشش پرسنل توانا و حرفه يي خود، در حال حاضر همچون گذشته به عنوان يکي از پرمخاطب ترين و پرتيراژترين روزنامه ها به فعاليت خود ادامه مي دهد. تنظيم تيراژ قطعاً وابسته به عوامل بسيار و محاسبه و پيش بيني هزينه و درآمد است و اين روزنامه در هفته هاي گذشته از ظرفيت افزايش جدي تيراژ و ثبت رکوردي بي سابقه (با حفظ ميزان برگشتي کمتر از پنج درصد) حتي در ايام رقابت هاي انتخاباتي برخوردار بود که البته به دليل برخي ملاحظات از انجام آن خودداري شد. اين نويد را به مخاطبان خود داده ايم که ان شاءالله با جمع بندي پيشنهادات ايشان در نظرسنجي که در اواخر سال گذشته با مشارکت بيش از پنج هزار نفر برگزار شد، تغييراتي را در روزنامه شامل فرم و نيز محتوا اعمال خواهيم کرد. 2- ادعاي آن سايت مبني بر کاهش رجوع مردم به اين رسانه براي درج آگهي و انتشار نيازمندي ها دروغي واهي است که آمار ذيل روشنگر آن است. بر اساس نمودار اخير آگهي هاي هر سه روزنامه ايران، همشهري و جام جم در هفته هاي اخير کاهش داشته اما روزنامه ايران همچنان توليد بالاتري نسبت به ايشان دارد. مناسب است مقطع زماني پاييز 1387 را که رتبه روزنامه ايران از لحاظ کادر آگهي ارتقا داشته به دقت مورد بررسي قرار دهيد. (جدول الف)

3- اين مديريت از ابتداي ماموريت خود، موضوع ارتقاي نيازمندي هاي روزنامه ايران را در دستور کار خود قرار داد. اينکه صرفاً با شمارش صفحات نيازمندي هاي روزنامه ها شما مدعي رتبه بندي هر يک از نشريات شويد، برداشت تان کاملاً سطحي و غلط است...

اعتماد؛ لازم به توضيح است که تنها شش خط از گزارش تابناک مربوط به نيازمندي هاي «ايران» در اين ستون چاپ شده بود که بخش نخست اين نامه نيز درباره آن است و اين پاسخ بسيار بيشتر از آن چيزي است که بر اساس قانون مطبوعات موظف به چاپ آن بوديم.

? درگذشت يک دانشجو؛ يکي از دانشجويان مديريت صنعتي دانشگاه آزاد قزوين در زندان درگذشت. به خانواده امير جوادي فر که در جريان تجمعات 18 تيرماه گذشته بازداشت شده بود اطلاع داده شده ساعت 9 صبح امروز، پيکر او را تحويل بگيرند. وي که در روز 18 تير به دليل شکستگي دست و بيني به بيمارستان منتقل شده بود، بعد از مداواي اوليه بازداشت شده بود.

? محمدرضا يزدان پناه آزاد شد؛ محمدرضا يزدان پناه يک روزنامه نگار و فعال سياسي بعد از گذشت حدود 17 روز بازداشت آزاد شد. او که از وبلاگ نويسان نيز هست، خبر آزادي خود را تلويحاً با نوشتن مطلبي در وبلاگش اعلام کرد.

? حذف اضافه حقوق انتخاباتي؛ مبالغ اضافه شده به حقوق کارکنان دولت در دو ماه منتهي به انتخابات رياست جمهوري دهم، از فيش حقوقي تيرماه حذف شده و به روال سابق بازگشته است. اضافه حقوق فوق که در آن ايام نيز انتقادات فراواني را از رئيس دولت نهم سبب شده و منتقدان آن را داراي اهداف انتخاباتي مي دانستند، در کنار واريز ناگهاني سود سهام عدالت، از جمله اعتراضات کانديداهاي رقيب محمود احمدي نژاد است. کارمندان دولت از اين اتفاق حيرت زده شده اند.
ما کارگران نمايشيم...*


محمد رحمانيان



صحنه تالارهاي نمايش قديمي- مثل تالار سنگلج- دو ورودي بيشتر ندارند؛ يکي سمت چپ صحنه و ديگري سمت راست. در مواردي استثنايي، اگر بخواهي بازيگران از انتها و مرکز صحنه وارد شوند بايد کلک بزني و پرده يي چاکدار را در انتها بياويزي. يا ديوار انتهايي را جلوتر نصب کني و دري مقابلش قرار دهي و به ضرب و زور سايه روشن و بازي نور و تاريکي به تماشاگران بقبولاني که در انتهايي صحنه نه به ديوار که به اتاقي و تالاري و کوچه يي و خياباني راه دارد. اما دردسر واقعي زماني است که بخواهي در چنين تالارهايي مدرن بازي در بياوري و بازيگرانت را از ميان تماشاگران و از در ورودي تالار به صحنه بکشاني. آن هم در شرايطي که نه راهروي ويژه يي براي عبور بازيگران وجود دارد و نه ايستگاهي براي توقف و تمرکز آنها. درهاي پشت صحنه نه به راهروهاي عبور بازيگران که به کوچه پشتي تالار راه دارد. کوچه يي با برگ ريز پاييزي يا برف زمستاني. و تو بازيگر اگر بخواهي به فرمان کارگرداني که شيفته ايده هاي مدرن تري براي اجراست تن در دهي و در ميانه بازي، ناگهان از در تماشاگران وارد تالاري مثل تالار سنگلج بشوي، بايد از در پشتي به کوچه بيايي

- کوچه يي با برگ ريز پاييزي يا برف زمستاني- و تمام راه را بدوي و به خيابان حافظ برسي و به خيابان بهشت بپيچي و تالار انتظار را طي کني و نفس زنان پشت در بايستي و گوش هايت را تيز کني تا بازيگر روي صحنه با جمله يي «کيو»يً ورود تو را بدهد و تو از دري که تماشاگرانت هم از آن وارد شده اند به وسط جمعيت پرتاب شوي. موضوع اين است؛ فرقي ندارد بازيگر باشي يا تماشاگر... در تالارهاي قديمي نمايش در ويژه يي وجود ندارد.

---

اين اتفاقي بود که هنگام ديدن نمايش «خاطرات هنرپيشه نقش دوم» نوشته بهرام بيضايي و کارگرداني هادي مرزبان در تالار سنگلج شاهدش بودم. با دقت به صحنه و بازيگران پيش رويت خيره شده يي که ناگهان صداي بازيگران ديگر را از پشت سر مي شنوي. برمي گردي، آنها را در نقش تظاهرکنندگان مي بيني، يا متظاهران به تظاهر، يا پليس هاي ضدشورش. مرز ميان صحنه و تماشاگر شکسته شده است. آنان حريم امن ما را رعايت نکرده اند يا ما جاي آنها را تنگ کرده ايم؟ هرچه هست، هر کارگرداني که حتي يک بار نمايشي بر صحنه تالار سنگلج برده باشد، به طرفه العيني مي فهمد اين گروه از بازيگران که ناگهان از پشت سر تو را غافلگير کرده اند، تمام کوچه پشتي تالار را دويده اند- کوچه يي با برگ ريز پاييزي يا برف زمستاني- و از خيابان حافظ گذشته اند و به بهشت رسيده اند و... اينجوري است که کوچه هاي پشتي تالارهاي نمايش هم جزيي از صحنه ما مي شود، و خيابان هاي اطرافش. اينجوري است که صحنه ها کم کم بزرگ و بزرگ تر مي شوند و ديگر حريم امني براي تماشا و تماشاگران باقي نمي ماند. همه ما جزيي از بازي هستيم، درست وسط بازي هستيم، ما همه رهگذران کوچه هاي پشتي تالارها و خيابان هاي اطرافش. خش خش برگ هاي پاييزي زير پاي تماشاگر و رهگذر و بازيگر يک صدا بيشتر ندارد. اگر يکي از ما، بازيگر يا تماشاگر يا رهگذر روي برف زمستاني ليز بخورد، به زمين بيفتد و مجروح شود، ديگري زير بغلش را مي گيرد و با خود به تالار نمايش- که حالا بزرگ شده، خيلي بزرگ- مي کشاند. بعد من روي صندلي تماشاگران مي نشينم و تو بازي مي کني. تو زخم مي خوري و من مي گريم. تو لبخند مي زني و من دلشاد مي شوم. تو مي ميري و من دلم مي شکند. من نشسته ام تا برخاستن، دوباره برخاستن تو را ببينم. من براي رنج هاي تو کف مي زنم و تو به احترام اشک هاي من سر خم مي کني. پرده ها فرو مي افتند و من در کوچه پشتي- کوچه يي با برگ ريز پاييزي يا برف زمستاني- با گل سرخي به انتظارت مي مانم...

*از نمايشنامه خاطرات هنرپيشه نقش دوم نوشته بهرام بيضايي
عناوين اين صفحه
کند شدن روند توليد در سينما زمزمه هايي را مبني بر عدم برگزاري جشنواره فجر به وجود آورده است
شايد برخي روش هايمان اشتباه بود
نمايشگاه «100 اثر، 100 هنرمند» 17ساله مي شود
ما کارگران نمايشيم...*
چهره ها
سيماي پير اين سينما
دو بيانيه از دو انجمن مدني و صنفي

چهره ها
? «محاکمه در خيابان»کيميايي آماده نمايش شد؛ مسعود کيميايي در مورد فيلم جديدش گفت؛ «فيلم در 94 دقيقه آماده شده است که اکران آن را به علي سرتيپي در فيلميران سپرده ايم و به دنبال تهيه مواد تبليغي فيلم است تا آن را در برنامه بعد از عيد فطر اکران کند. »کيميايي حال و هواي بيست وپنجمين فيلمش را شبيه آثار سال هاي دورش خواند و گفت؛ «فضاسازي فيلم و بو و رنگش به کارهاي سياه و سفيدم نزديک است.»

? حضور بازيگر شرلوک هلمز در «موعد مقرر» ؛ رابرت داوني جونيور بازيگر آثاري چون «مردآهني 2» و «شرلوک هلمز» نيز به پروژه سينمايي «موعد مقرر» پيوست.داوني جونيور در پروژه سينمايي «موعد مقرر» در نقش مردي ظاهر مي شود که به زودي پدر خواهد شد اما به ناگاه خود را در مسير يک سفر پرمخاطره مي يابد.

? کراننبرگ رمان «جهان کيهاني» را به سينما مي برد ؛ ديويد کراننبرگ کارگردان سرشناس امريکايي رمان «جهان کيهاني» را به سينما مي برد. کمپاني «آلفاما فيلمز» اعلام کرد، ديويد کراننبرگ رمان «جهان کيهاني» نوشته دن دليلو امريکايي را اقتباس سينمايي خواهد کرد. فيلمنامه اين فيلم را که با بودجه 12 ميليون دلاري ساخته خواهد شد، کراننبرگ مي نويسد.


جلوه هايي از «معاصر بودن» در نمايش هاي روي صحنه
سيماي پير اين سينما


امير پوريا



اين تصور قديمي ميان سازندگان مجموعه هاي تلويزيوني و فيلم هاي سينمايي جريان دارد که اگر داستان کارشان در دوره قاجار يا پهلوي نگذرد يا مکان و زمان اصلي رخدادها حجاز و کوفه و شام دوران صدر اسلام نباشد، ديگر بدون کوچک ترين ترديدي «معاصر» به حساب مي آيد. غافل از اينکه وقوع وقايع در تهران امروز نه تنها اثر را به تنهايي «معاصر» نمي کند، بلکه چه بسا به دليل دوري مناسبات و مکالمات و دغدغه ها و دلمشغولي هاي آدم هاي فيلم در قياس با آنچه در طبقه مشابه آنها در واقعيت اين جامعه و اين زمانه جريان دارد، فيلم را تاريخي تر يا دقيق تر بگويم «به تاريخ پيوسته »تر جلوه مي دهد. اين روزها منهاي «درباره الي...» که هر ايراني اين نسل و اين دوره، در هر بزنگاه قضاوت درباره آدم و رفتاري که به نظر مي رسد تکليف غيراخلاقي بودن عملش روشن است، بارها شرايط و رفتار و گفتار آدم هاي فيلم را تجربه يا به آن عمل کرده، تمام فيلم هاي ديگر روي اکران از کمترين جلوه هاي معاصر بودن بي بهره اند. داستان «پسر تهروني»، «امشب شب مهتابه»، «خروس جنگي» و «هر چي تو بخواي» مثل نام خود فيلم ها که گوياي حد و سطح نگاه جاري در آنهاست، ظاهراً همين دور و برها مي گذرد؛ اما کلام و رفتارها و خواسته ها و گاه حتي ظواهر آدم ها طوري است که هر بيننده يي با اطمينان مي تواند بگويد نمونه عيني و مشابهي در زندگي واقعي و فضاي معاصر سراغ ندارد. فاصله ها چنان است که مقايسه، کار پرتي به چشم مي آيد؛ ولي حتي در محدوده وجوه ظاهري داستان و آدم هاي «درباره الي...» مي توان به وضوح ديد فيلم چنان واقع نما و عيني و ملموس است که احياناً هر تماشاگر آن در هر مسافرتي به شمال، برخي گوشه ها و لحظه هاي فيلم را به ياد مي آورد که عيناً زندگي شان کرده و مي کند.

به زودي در صفحات سينمايي ضميمه فرهنگي روزنامه به خدمت فيلم هاي روي پرده کنوني و ميزان بي ربطي شان به دنيا و دغدغه هاي معاصر خواهيم رسيد. ولي فارغ از جزييات اين بحث، به طور کلي جالب و عجيب است که تئاتر با تمام اتصال و وابستگي هاي معمولش به متون کلاسيک و دوره هاي کهن وقوع حوادث، اين روزها تصويري بسيار معاصرنماتر از سينماي ما آفريده است. در فضا و مناسباتي که شباهتي به هم ندارند، «خانه» به کارگرداني کيومرث مرادي با متني از نغمه ثميني، «همه چيز درباره آقاي ف» نوشته و کار آرش عباسي و «اهل قبور» نوشته و کار حسين کياني، از ديالوگ ها و دلمشغولي هايي بهره مي گيرند که از موقعيت و مسائل روز جامعه و مردمان امروز نشانه ها دارد. بديهي است که لحن و شکل هر کار مختصات خاص خود را دارد و از جمله، وجوه «فانتزي» مشهود در دکور و تمهيدات تصويري و ميزانسن هاي نمايش «خانه» به رئاليسم محض دو نمايش مورد اشاره ديگر که حتي غذا و چاي خوردن شخصيت(ها) را به طور عيني و به دور از قراردادهاي تئاتر نشان مان مي دهند، شبيه و نزديک نيست. اما مثلاً بخش مربوط به بارداري دختر (ستاره پسياني) و تلاش او براي سقط در «خانه» مثل دغدغه هاي اقتصادي فرهاد (احمد مهرانفر) در «...آقاي ف» و همه اعضاي خانواده در «اهل قبور»، به روشني مابه ازاهاي اجتماعي ملموس و معاصري دارد. اشاره هاي فراوان فرهاد/ آقاي ف به شباهت وضعيت فيزيکي و اجتماعي اش به قهرمانان فيلم «آژانس شيشه يي» حاتمي کيا و بيش از همه به ديالوگ «با تراکتور و بي تراکتور» عباس (حبيب رضايي) خود نشاني از همين معاصر بودن او و نسبت هاي دروني اش با دنياي بيرون از صحنه تئاتر است. همين طور آن ديالوگ مهم شخصيت لطيف (مهدي پاکدل) در آخرين دقايق «اهل قبور» که در قالبي امروزي و باورپذير، طنيني از ديالوگ مشهور زن آسيابان (سوسن تسليمي) در متن و اجرا و فيلم بزرگ «مرگ يزدگرد» (بهرام بيضايي) دارد (آنجا که زن مي گفت «شما را که درفش سپيد بود، اين بود داوري؛ تا راي درفش سياه آنان چه باشد») با نسبت نزديکي که با شرايط روز پيدا مي کند و واکنش گرم کف زدن مردم در اغلب اجراها نشان مطمئني از آن است.

اما صرف نظر از اين ديالوگ ها و جزييات، کل متن «اهل قبور» و موقعيت مرکزي اش يعني خانواده يي که قراردادي بسته اند تا 20 هزار قبر براي سربازان دشمن بکنند و دست آخر حتي وقتي مي خواهند از فرط فقر و فلاکت، چهار پنج تايي از آنها را به قبر خودشان تبديل کنند هم نمي توانند، وجه تمثيلي غريبي دارد که در کنار و در دل آن رئاليسم عيني وصف شده جذاب تر به نظر مي رسد. پرهيز کياني از اشاره و تاکيد بر وجه تمثيلي در اجرايش از هوشمندي هاي اوست که ضمن فراهم آوردن امکان اجراي کار، از احتمال حرکت به سمت شعارپردازي نيز جلوگيري مي کند.

amirpouria@gmail.com


دو بيانيه از دو انجمن مدني و صنفي
انجمن دفاع از آزادي مطبوعات در بيانيه يي ضمن اعتراض به اعمال فشار به مطبوعات، بازداشت روزنامه نگاران، تشديد فيلترينگ و قطع ارسال پيامک، اين اعمال را در جهت تحقق انسداد در فضاي اطلاع رساني ارزيابي کرده و آورده است؛ در چند هفته اخير و از فرداي اعلام نتايج انتخابات 50 تن از روزنامه نگاران بازداشت شده اند که هنوز نيمي از آنان در حبس به سر مي برند و سه نفر آنان آقايان عيسي سحرخيز، احمد زيدآبادي و کيوان صميمي از اعضاي شوراي مرکزي انجمن دفاع از آزادي مطبوعات هفته ها است که در بازداشت به سر مي برند. در اين بيانيه به کيفيت دستگيري ها اشاره شده که در جريان انجام وظايف حرفه يي آنان بوده و همچنين از نامعلوم بودن نوع اتهام آنان و جلوگيري از تماس بازداشت شدگان با خانواده يا وکلايشان. انجمن دفاع از آزادي مطبوعات در اين بيانيه با ابراز نگراني نسبت به نحوه برخورد با روزنامه نگاران بازداشتي و به ويژه سه تن از اعضاي شوراي مرکزي خود، توصيه کرده است حقوق اساسي شهروندان و تصريحات قانون اساسي در اين زمينه پاس داشته شود. همچنين انجمن دفاع از حقوق زندانيان در پي نگراني هاي روزافزون خانواده هاي بازداشت شدگان حوادث اخير از سرنوشت آنها با صدور بيانيه يي درخواست کرد مرکز واحدي در قوه قضائيه به عنوان تنها مرجع قانوني، مسوول بازداشت شدگان، پاسخگويي به خانواده ها را عهده دار شود و محل بازداشت و ارگان بازداشت کننده ها مشخص شود.

همچنين اين بيانيه با تاکيد بر اينکه فهرست دقيق بازداشت شدگان اعلام شود تا از نگراني خانواده هايشان کاسته شود، بيان مي دارد امکان اطلاع رساني، تماس و ملاقات براي آنها فراهم شود.در اين بيانيه همچنين آمده است؛ در حالي که بيش از يک ماه و نيم از انتخابات رياست جمهوري دهم گذشته است متاسفانه همچنان شاهد بازداشت هاي جديد هستيم. گذشته از وضعيت حقوقي اين زندانيان مساله نگران کننده شرايط خانواده هاي آنان است که بدون هيچ دليل قانوني و انساني با فشار و ظلم مضاعف روبه رو هستند. تعدد مراکز دستگيرکننده و تشتت بازداشتگاه باعث شده است خانواده ها در پيگيري وضعيت عزيزان شان سردرگم شوند. مرجع مشخصي پاسخگوي آنان نيست و اغلب با فرافکني نهاد مربوطه روبه رو مي شوند.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام