شنبه، 3 مرداد 1388 - شماره 2008
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: علم
آشنايي با ويژگي هاي علم و شبه علم و ريشه هاي آن
مشتري هاي زياد سياره مشتري

دکتر مهدي زارع*

در فرهنگ روزمره و گفتار و باورهاي عاميانه مردم با طرز فکرها و ادعاها و دعوي هايي مواجه مي شويم که علمي نيستند، ولي ظاهر علمي دارند و از بيان و کلام ظاهراً علمي براي اثبات ادعاهاي غيرعلمي استفاده مي کنند. به اين نوع ادعاها و طرز فکرها شبه علم مي گويند. شبه علم معمولاً بيشترين آسيب را به علم و توسعه و ترويج آن مي زند، چرا که ظاهر علمي دارد، ولي به ترويج خرافات و موهومات در قالب و ظاهر علم کمک مي کند. بسياري از دانشگران حوزه تاريخ و فلسفه علم مصداق هايي از جمله طالع بيني، ستاره بيني، کف بيني، هوميوپاتي و طب سوزني و انواع پيشگويي ها را از جمله موارد مرتبط با شبه علم مي دانند.

ويژگي هاي شبه علم

- ادعاهايي با طبيعت و ظاهر علمي که شواهد علمي قابل تکرار و مستند ندارد.

- مبتني بر شواهد روايي (حکايت ها) است.

- روي موارد ناسازگاري هاي (مفروض) علمي مانور مي دهد.

- براي توصيف مسائل غيرقابل توضيح به صورت راز يا اسطوره تلاش مي کند.

- براساس برقراري تشابه صرف بحث مي کند.

- از بحث هاي آماري سوءاستفاده مي کند.

- آمار را فيلتر مي کند يا رويکردي انتخابي با آمار دارد.

- پيش فرض هاي غيرقابل ابطال دارد.

- تجديد نظر نمي کند، حتي اگر ثابت شود که غلط است.

- مطالبش مستقيماً به روزنامه ها مي رود به جاي اينکه قبلاً در ژورنال هاي معتبر علمي با داوري منتشر شود.

- ادعا مي کند در معرض حذف و آزار قرارگرفته است.

- ادعا مي کند الگوي نمونه جديدي را کشف کرده است.

- ادعا مي کند براي هر مرضي حتماً يک درمان دارد.

تفاوت علم و شبه علم

علم آن چيزي است که به عنوان قانونمندي هاي طبيعت و زندگي از طريق فنون آزمايشي جديد، از طريق روش علمي و به صورت پويا به دست آيد. علم به پيش بيني آينده بر اساس قانونمندي هاي جهانشمول و قابل آزمون مي پردازد. اين قانونمندي ها را مي توان در هر عرصه تخصصي مطرح کرد. اين پيش بيني ها در جهان واقعي قابل پيگيري است. قانون هاي علمي با قوانين رياضي قابل بيان بوده و کوتاه و منسجم است. امکان کشف و ابطال هر گزاره علمي وجود دارد و سازوکاري قابل توضيح براي قانون هاي علمي بر اساس نيروهاي شناخته شده وجود دارد. نوشته ها و گزاره هاي علمي در صورت ابطال با گزاره جديد جايگزين مي شود.

تفاوت هاي علم و شبه علم از جنبه هاي گوناگون

به رغم شباهت ظاهري ادعاهاي شبه علم با گزاره هاي علمي، معيارهايي وجود دارد که با آنها مي توان علم را از شبه علم تشخيص داد. ازجمله مهم ترين معيارها مي توان به موارد زير اشاره کرد؛

1- نقش شاهد

علم؛ به صورت مستقل، قابل کنترل است و هيچ تناقضي پذيرفته شده نيست. هر اصلي بايد مورد نقد واقع شود و در معرض سوال يا ابطال در هر زمان قرار گيرد.

شبه علم؛ بر مبناي حکايت است و به صورت مستقل قابل کنترل نيست. مشاهدات يا داده هايي که با باورهاي از پيش بنا شده همخوان نباشد، ناديده گرفته شده يا پنهان مي شود.

2- نوآوري

علم؛ مدل هايي را که براساس ايده هاي قديمي بنا شده است، مي توان هر جا لازم باشد، براساس شواهد جديد اصلاح کرد.

شبه علم؛ نسبتاً صلب است و براساس سلسله مراتب نخبگي تعريف مي شود، چرا که براساس شواهد تجربي بنا نشده است. تجربه در آن کمتر دخيل است، چرا که عقيده در ابتدا بنا شده است. کمي هم تحقيق و تجربه انجام مي شود که هدفش بيشتر آن است که اعتقاد حاصل شده را توجيه کند نه براي بررسي و توسعه يک ايده.

3- مقام و سلسله مراتب نخبگي

علم؛ در علم کارشناس نخبه ويژه وجود ندارد. ايده ها و مفهوم هاي علمي بر مبناي شايستگي خودشان، شواهد و دانش موجود پايدار مي مانند يا سقوط مي کنند.

شبه علم؛ اغلب براساس سلسله مراتب و کسوت و مقام نخبگان تعريف مي شود.

4- پاسخگوي نيازها يا مقاصد ما

علم؛ ممکن است باشد، ممکن است نباشد.

شبه علم؛ حتماً هست،

البته شبه علم هايي از قبيل کيمياگري و طالع بيني که در دنياي قديم (در دنيا و در ايران) رايج بوده، چه بسا در مواردي و طي تاريخ علم به عنوان شروع بسياري از فعاليت هاي علمي تلقي شده باشند. ولي امروزه علوم شيمي و اخترشناسي به عنوان شاخه هاي تخصصي علمي وجود دارد و فعاليت هايي از قبيل کيمياگري و طالع بيني در دسته شبه علم قرار مي گيرد.

عوامل موثر در گسترش شبه علم

پايين بودن سطح سواد عمومي (يعني آن چيزي که در هر زمان به عنوان حداقل هاي سطح سواد عمومي تعريف مي شود)، نبود برنامه آموزش علمي همگاني موفق، عدم دقت در برنامه آموزش علمي در مدارس، و ژورناليسم علمي بي دقت و مغلوط همه از عواملي هستند که به ترويج شبه علم مي انجامد. بعضي آمارها از رشد باور مردم به شبه علم در کشورهاي مختلف دنيا (از ايالات متحده امريکا گرفته تا هند) اشاره دارد. دعوي هاي شبه علم معمولاً قابل آزمون نيست و براساس گفته هاي بزرگان در آن حوزه تخصصي منتقل مي شود. اين نوع گفته ها قبلاً در هيچ نشريه علمي معتبر منتشر نشده است و صرفاً بر مبناي آنچه پيران قوم ممکن است گفته باشند (و ممکن هم هست که تعابيري را بيان کرده باشند که اطرافيان به آن پروبال شبه علمي داده باشند) به شيوه يي ذکر مي شود که به صورت غيرقابل اجتناب بايد آن را پذيرفت(،) اين موضوع هم به نظريه هاي خاص بين المللي بنيان ساز و مهم و هم به موضوعات علمي-تخيلي مربوط است. در ايران امروز، از دانشمنداني که در چند دهه قبل مي زيسته اند، در حوزه هاي تخصصي علوم پايه (بيشتر فيزيک و رياضي) تعابيري موجود است که معمولاً با قصد ترويج علم بيان شده، ولي عملاً هم موضوع و هم نحوه بيان آن از مصداق هاي بارز شبه علم است.

درباره انتخاب شدن فردي به عنوان مرد علمي سال، بايد تاکيد کرد برخي موسسه هاي خصوصي بين المللي (معمولاً انتفاعي) با دريافت مبالغي، متقاضي را به عنوان مرد علمي جهان (در رشته يي که خود متقاضي پيشنهاد مي کند،) معرفي و همراه با زند گي نامه يي به قلم متقاضي(،) در يک کاتالوگ چاپ و منتشر مي کنند. با توجه به اينکه چنين انتخابي صرفاً بر اساس پرداخت پول (و نه خرد جمعي گروهي از کارشناسان يک حوزه تخصصي و علمي) صورت مي گيرد، اصلاً اعتبار علمي ندارد. اينکه در کشوري که در زمينه هاي تخصصي مربوط به پژوهش هاي کيهان شناسي، هنوز در مراتب ايجاد زيرساخت علمي اوليه (با استانداردهاي علم نوين) است، مطرح شود که يوفوها و موجودات فرازميني وجود دارند و به زمين رفت و آمد دارند، نه کشور را در علم پيش مي برد و نه موجب توسعه کيهان شناسي است بلکه احتمالاً موجب فروش بيشتر داستان هاي علمي تخيلي (به صورت فيلم و کتاب) خواهد شد. اينکه هنوز ببينيم در کشور ما که مقالاتي با ترجمه (يا تاليف) بعضي متخصصان براي ترويج اکسير جواني يا افزايش قد يا زيباتر کردن افراد از طريق داروهاي شيميايي در بعضي مجلات علمي چاپ شود، نمايانگر آن است که هنوز اين نوع باورها متاسفانه از سوي بعضي از دانشگران (يا حداقل با عنوان هايي که در مقالات چاپ شده نشان از تحصيلکرده بودن نويسنده يا مترجم دارد) پذيرفته مي شود و همين افراد اين مصداق هاي شبه علم را نيز (احتمالاً با انگيزه هاي تجاري) گسترش مي دهند. اينکه براي انرژي درماني، طب سوزني و طب هاي جايگزين هنوز بعضي از مردم صف مي بندند (و اين در حالي است که بسياري از محققان حوزه علم و تاريخ علم، اين موضوعات را از مصداق هاي شبه علم مي دانند نه پزشکي) و بعضي از رسانه هاي نوشتاري و راديو و تلويزيون همچنان به ترويج آنها اقدام مي کنند، نمايانگر آن است که باور به شبه علم همچنان نزد بعضي از مردم از باور به علم قوي تر است. به هر حال طالع بيني، ستاره بيني، انواع پيشگويي (به ويژه پيشگويي قطعي زلزله،)، کف بيني، داستان هاي علمي تخيلي در مورد موجودات فرازميني و موجودات زنده (شبه انساني) که در زير زمين زندگي مي کنند (،) و ... همگي از مصداق هاي شبه علم است. واقعيت آن است که بعضي از بزرگان حوزه هاي تخصصي مختلف در زمان هاي گذشته نيز به بعضي از اين مسائل (به باور من به دليل علاقه به ترويج علم در ميهن خويش) پرداخته اند، ولي نمي توان اين نيت و قصد خير را منبع و مستند صحت چنين تفکرات شبه علمي دانست.

بعضي از اطرافيان و نزديکان اين بزرگان نيز چنان با آب و تاب به موفقيت هاي کسب نشده و تخيلي آنها (و به آنچه گوشه کوچکي در واقعيت داشته) پرداخته اند و به همه کساني که سعي دارند حقيقت را از افسانه، علم را از شبه علم و واقعيت را از خرافه متمايز کنند، مي تازند که جايگاه والا و زحمات و شأن علمي و اجتماعي آن بزرگان را ناديده مي گيرند، غافل از آنکه شأن علمي و اجتماعي آن بزرگان تنها با کنار گذاشتن هاله اوهام، به درستي شناخته مي شود وگرنه تا ابد وضع به همين منوال خواهد بود و اين دستاوردهاي خيالي تنها موجب دلخوشي و رفع حس خودکم بيني عده يي و ارضاي حس خودبرتربيني عده ديگري خواهد شد که با دنياي علم بيگانه اند، اما تاييد دانشمندان واقعي و دلسوز را به همراه ندارد و موجب توسعه کمي و کيفي علم در کشور نمي شود. اگر همان گونه که ادعا مي شود، بسياري از نظريات علمي بديع در کشور ما مطرح و توسعه علم و فناوري را در بسياري از نقاط دنيا يا کشورهاي اطراف موجب شده باشد، در آن صورت انتظار داريم توسعه فناوري در کشور ما نيز بسيار راحت تر از آنچه امروز مي بينيم، امکان پذير باشد. در ضمن اگر اين نظريه ها (آن گونه که ادعا مي شود) تاثيرگذار بودند بايد در جايي چاپ و منتشر مي شدند و ديگر دانشمندان همان حوزه علمي، ادامه کار را پي مي گرفتند و در نتيجه موجب گسترش کمي و کيفي آن حوزه مي شدند و در نهايت مورد پذيرش جامعه علمي قرار مي گرفت.همه مي دانيم که واقعيت چنين نيست و ما هنوز در عرصه نظريه پردازي علمي مدرن وارد نشده ايم، البته در بسياري از جنبه هاي تخصصي در آن راستا در حال تلاش هستيم و بعضي موفقيت ها (هر چند اندک ولي باارزش) کسب شده است. از مشخصات پرورش ايده هاي شبه علمي در ايران تلاش (گاه اغراق آميز) براي بيان اين نکته است که تمام جنبه هاي علم و فناوري نوين در گذشته هاي دور و نزديک تاريخي ما ريشه دارد. اينکه تلاش هاي دانشمنداني که در محدوده تمدني ايران و بين النهرين (با بيشترين نزديکي فرهنگي و تمدني به ما) مي زيسته اند مورد بررسي و نقد و تحليل تاريخي قرار گيرد، براي توسعه دانش تاريخ علم در ايران بسيار مهم است. اين کار لازم است و البته بايد با بي طرفي، بدون تعصب، و همراه با واقع گرايي صورت گيرد. اگر چنين نباشد، حس ناسيوناليستي حاد برخي، موجب داستان سرايي درباره کارهاي انجام نشده در گذشته مي شود و در نهايت به خيالبافي هايي درباره پيشرفت هاي هرگز رخ نداده در تاريخ علم و فناوري منجر مي شود. آنچه البته در اين نوع شبه علم بروز بيشتري دارد، يک حس حقارت و عقب ماندگي تاريخي است که به شکل اغراق آميز با تحريف تاريخ يا تفسيرهاي خاص از بعضي از فعاليت هاي علمي دانشمندان گذشته و نماياندن کار آنها به عنوان همانندهاي علم مدرن و امروزي صورت مي گيرد. گفته مي شود آنچه امروزه کشف، منتشر يا اختراع يا به عنوان نظريه نوين مطرح شده، در واقع کار جديدي نيست و همان است که دانشمندان ما در سده ها و هزاره هاي پيش کشف کرده اند بنابراين اولاً؛ ما (اجداد ما) زودتر به اين دستاوردها رسيده اند و درثاني؛ آنچه ديگران به آن رسيده اند، بايد با ذکر دستاورد گذشته ما صورت گيرد و آنها مديون ما هستند(،)

در ايران اگر در پزشکي، به طب سنتي و طب سينايي به عنوان تاريخچه علمي پزشکي بپردازيم و کار پژوهشي در اين زمينه انجام شود، قطعاً کار بسيار لازم و جالبي است که اکنون در پژوهشکده طب سينايي در تهران و مراکز ديگري در ايران دنبال مي شود. ولي چگونه مي توانيم (و اساساً چرا بايد) تلاش کنيم که تمام دستاوردهاي علم پزشکي نوين را که پژوهشگران پزشکي ايراني نيز در آن سهيم هستند، به صورت تطبيقي و نعل به نعل به طب سينايي مربوط کنيم؟ نکته ديگر در اين نوع شبه علم بيان قوانين علمي و جست وجوي مفاهيمي از يافته هاي نوين علمي در لابه لاي اشعار و متون ادبي تاريخي است. به باور من انطباق مفهومي به طور کلي ميان مفاهيم نوين و اشعار و متون کهن تلاشي است که گاهي (اگر حساب شده انجام شود) مي تواند نشان دهد اين نوع تفکر در زمان کهن نيز وجود داشته است، مثلاً اين بيت از

هاتف اصفهاني که به عنوان نماد در نشانه سازمان انرژي اتمي ايران مورد استفاده قرار گرفته است؛

دل هر ذره را که بشکافي/ آفتابيش در ميان بيني

(از هاتف اصفهاني شاعر نيمه اول قرن دوازدهم هجري قمري، زاده اصفهان و درگذشته در قم).

نشان از وجود انرژي و نور (آفتاب) در دل ذره (اتم) دارد که به خوبي به کارکرد سازماني علمي به نام سازمان انرژي اتمي در ايران مي خورد و در سردر آن قرار گرفته است. با اين کار و استفاده از اين بيت طبيعتاً تلاشي نمي شود که گفته شود آخرين دستاوردهاي علمي در زمينه اتم و انرژي اتمي مربوط به 200 سال قبل و در ايران است بلکه تلاشي است براي بيان يک مفهوم و با وام گيري از ادبيات ايران و براي قرار گرفتن در نشانه اين سازمان که سازماني است جديد، مدرن و پيشرفته علمي و با دانشگراني که در استاندارد هاي روز جهان در حال کارند. ولي اينکه مثلاً انديشه هاي مولانا را به صورت کوانتومي ببينيم؛کاري که دکتر «محسن فرشاد» انجام داده است و به نظرم يک مطالعه تطبيقي است که با نيت و قصدي نيک انجام شده و انصافاً برايش زحمت هم کشيده است، ولي چه اصراري هست که ثابت شود نوعي خاص از شناخت (عرفان) که هفت سده پيش توسط «مولانا جلال الدين محمد بلخي» به زيباترين شکل بيان شده است، بر مفهوم جديد فيزيکي (کوانتوم) که مربوط به سده بيستم است، مربوط و منطبق بوده است؟ براساس آنچه در جامعه تخصصي پيرامون خود مي بينيم، گاه با عبارت ها و گزاره هايي مواجه مي شويم که به پايان يک دانش و امکان ناپذير بودن توسعه در آن حوزه تخصصي اشاره دارد. آنچه موجب شده است اين نوع نگاه ايجاد شود، در بعضي موارد نگاه استادان (فقط چند نفر در هر رشته) است که (به تعبير ديگران) آنها خود را پايان علم و انتهاي مسير قابل طي شدن دانش در آن رشته ديده اند بنابراين امکان رشدي بيش از اين براي نسل بعد از خود قائل نيستند.

مقابله با شبه علم

براي مقابله مي توان حداقل با پذيرش امکان صحت ادعاهاي شبه علمي آغاز کرد. ابتدا بايد پيش فرض قابل امتحاني را بر اساس ادعاي شبه علمي ايجاد کنيم. در موضوع شبه علمي مطروحه يک متغير وابسته و يک متغير مستقل تعيين کنيم. چند متغير کنترلي مستدل تشخيص دهيم. يک آزمايش مستدل براي آزمودن پيش فرض شبه علمي طراحي کنيم. آزمايش مي تواند شامل يک آزمون و يک گروه کنترلي باشد. به اين ترتيب شبه علم را در هر مورد به آزمون بکشيم.

بعضي از ويژگي هاي روش علمي

- قابل آزمون و قابل ابطال است.

- ساده ترين نظريه يا نظريه همخوان با مشاهدات بايد مورد استفاده قرار گيرد.

- وقتي مشاهدات و آزمايش هاي بيشتر ديگر با نظريه قبلي همخوان نبود، آن نظريه يا کنار گذاشته مي شود يا اصلاح مي شود تا نظريه جديد با مشاهدات و آزمايش هاي جديد همخواني داشته باشد.

- تا هنگامي که انجام آزمايش ممکن است، بايد تکرار شود.

- هيچ حقيقت مطلقي در علم نداريم، ولي عملاً در شرايطي مي توان در وراي شک هاي منطقي به حقيقت هاي کلي دست يافت.

- داور نهايي حقيقت در علم، شاهد است نه چيزي که فرد ديگري آن را نوشته يا به آن معتقد باشد، حتي اگر آن فرد دانشمند مشهوري باشد.

- هيچ تعصبي (دگم) در علم وجود ندارد غير از اين جمله متعصبانه که؛ «در علم هيچ تعصبي نيست،» اگرچه بعضي دانشمندان متعصبند و مثل همه انسان ها تحت تاثير عواطف و احساسات هستند.

- علم فقط به تحقيق در مورد جهان طبيعت مي پردازد. در علم هيچ فرضي در مورد الاهيات يا فراطبيعت نمي شود.

- علم کاري با منظور (نيت) و مقصود ندارد. اين موضوعات به فلسفه و الاهيات مربوطند. اينها مثال هايي از علوم هستند؛ نجوم، زمين شناسي، زيست شناسي، فيزيک، شيمي، باستان شناسي، ديرينه شناسي و يخچال شناسي.

بعضي از ويژگي هاي شبه علم

- چيزي که به عنوان حقيقت بيان مي شود، باوري است که نه قابل سنجش و نه قابل ابطال است، يا اگر هم باشد، ابطال شده است. البته اين نوع ادعاها با زبان و لحن علمي بيان مي شود.

- ادعاها اغلب مبهم و تا حدي بي معني است، مثل مورد طالع بيني.

- حقايق يا اظهارات مسوولان و دانشمندان مشهور بنا شده است، يا بر مبناي نظر شخصيت هاي مذهبي يا متون مقدس. چنين حقايقي از دسته الاهيات است و علم نيست.

- بعضي انواع شبه علم در ذات خود جلوه هايي از متافيزيک و الاهيات دارند. بعضي از نمونه هاي شبه علم عبارتند از؛ يوفولوژي، علم آريايي (هيتلر)، خلاقيت گرايي (پروتستان، شاخه امريکايي (موريس))، خلاقيت گرايي (اسلام ترکيه عثماني (هارون يحيي))و هوميوپاتي.

«هانري موريس» (1970) در کتاب «جهانشناسي انجيلي و علم مدرن» مي گويد؛ «دليل اصلي اينکه سيل سراسري در جهان به عنوان حقيقت تاريخي و وسيله اوليه تفسيرهاي زمين شناختي است، آن است که خداوند در انجيل آن را بيان مي کند. هيچ مشکل زمين شناسي (واقعي يا خيالي) اجازه ندارد در حقايق روشن و بيان لازم اين متن مقدس ترديد کند.» وي مي افزايد؛ «تنها راهي که مي توان به سن حقيقي زمين دست يافت، رجوع به خداوند است تا حقايق را به ما بگويد. او خيلي صريح در کتاب مقدس انجيل به ما گفته است چند هزار سال پيش، و نه بيشتر، اين حقيقت رخ داده تا تمام سوالات زمان سنجي مربوط به زمين پاسخ داده شود.»

وضعيت آموزش عمومي در ايران

کيفيت آموزش و پرورش در ايران و عدم انطباق آن با استانداردهاي جهاني (فضاي آموزشي، آرامش در محيط آموزشي، تعداد دانش آموزان در کلاس، محتواي دروس و...) از ديد توسعه شبه علم قابل توجه است. به نکته هاي زير به عنوان وضعيت آموزش عمومي در ايران بايد توجه کرد.

- قديمي بودن محتواي بيشتر کتاب هاي درسي

- تمرکز آموزش کيفي در مدارس پولي (غيرانتفاعي،؟)

- عدم نظارت کيفي بر مدارس و تمرکز بر پرورش سريع دانش آموزان که مفاهيم سرسري را خوب حفظ کنند.

- حجم بالاي تکاليفي که علاقه يي برنمي انگيزد و بيشتر دانش آموزان را از علم و پژوهش دور مي کند.

- ياد دادن مفاهيم ظاهراً علمي توسط مربيان و معلماني که خود مفاهيم علمي را نمي دانند. اين مفاهيم در يکي از دبستان هاي غيرانتفاعي دخترانه شميران که بسيار معروف است در سال تحصيلي 88- 87 سر کلاس از سوي يکي از آموزگاران با 28 سال سابقه کار بيان شده است.

- سياره مشتري به دليل داشتن مشتري زياد به اين عنوان ناميده شده(،)

- خانم «ماري کوري» همان دانشمندي بود که در نهايت کور شد (،)

راه حل ها براي بهبود وضع آموزش عمومي

- افزايش سرمايه گذاري در بهبود کيفيت آموزش عمومي

- مرور انتقادي برنامه هاي آموزشي مدارس توسط گروه هاي تخصصي مستقل (که يا در نهادي غير از آموزش و پرورش يا در بخش خصوصي و با کيفيت بالا به نقد برنامه ها بپردازند)

- عدم استفاده از برنامه هاي آموزشي سفارشي در آموزش و پرورش

- ايجاد برنامه هاي مشارکت در پژوهش هاي علمي براي دانش آموزان

- بالا بردن استاندارد روزنامه نگاري

- حمايت و توسعه از رسانه هاي جايگزين (اينترنت و...)

* معاون پژوهش و فناوري پژوهشگاه بين المللي زلزله شناسي و مهندسي زلزله

آشنايي با ساختار و ماهيت دنباله دارها
عروس دريايي آسمان
امين حمزه ئيان - www.Nutshell.ir

گهگاه پديدار شدن ستاره هاي دنباله دار، آسمان شب را بيش از حد شگفت انگيز مي کند؛ جرمي که با دنباله يي بلند براي مدتي پرنور شده و سپس فروغ خود را از دست مي دهد و از زمين و خورشيد دور مي شود. مردمان باستان با ظهور هر دنباله دار در آسمان فکر مي کردند اتفاق بدي خواهد افتاد و ترس وجودشان را فرا مي گرفت.

ستاره هاي دنباله دار برخلاف آنچه ناميده مي شوند، ستاره نيستند و اين نام تنها اصطلاحي است که از گذشته روي آنها مانده است. امروزه خيلي از منجمان آماتور و حرفه يي توسط تلسکوپ هاي شخصي يا تلسکوپ هاي بزرگ رصدخانه ها، هر شب بخش هايي از آسمان را مي پيمايند تا نشاني از يک دنباله دار جديد بيابند. با بررسي هر شب آسمان ممکن است جرمي کوچک و کم نور را پيدا کنيم که گويي هاله يي اطراف آن را پوشانده است. اين جرم احتمالاً يک دنباله دار است. اگر طي شب هاي بعد دوباره همان منطقه از آسمان را رصد کنيم، متوجه مي شويم آن نقطه مه آلود از مکان قبلي خود کمي حرکت کرده است. ستاره هاي دنباله دار از اجزاي کوچک اما باشکوه منظومه شمسي به حساب مي آيند.

ستاره هاي دنباله دار اجزايي کوچک هستند که در دام گرانش ستاره منظومه شمسي يعني خورشيد گرفتار شده اند. دنباله دارها معمولاً يک مدار بسيار کشيده بيضي شکل دارند به طوري که در زمان حرکت خود به سمت خورشيد معمولاً از مدار زمين هم گذر مي کنند و به خورشيد نزديک مي شوند و سپس با دور شدن از خورشيد به وراي مدار آخرين سياره منظومه شمسي نپتون مي روند. ستاره هاي دنباله دار زماني که در فاصله دوري از خورشيد هستند بسيار کم نور هستند اما زماني که به سمت خورشيد مي آيند، هرچه به اين ستاره نزديک تر مي شوند هسته نمايان تري همراه با دنباله يي بلند پيدا مي کنند. اگر دنباله داري بيشتر از 200 سال طول بکشد که يک گردش کامل به دور خورشيد بزند آن را دنباله دار بلنددوره مي نامند و اگر اين دوره گردش کمتر از 200 سال باشد، دنباله دار کوتاه دوره ناميده مي شود.

اما ستاره هاي دنباله دار واقعاً از چه ساخته شده اند که اين گونه عمل مي کنند؟ يک گلوله نامنظم، حدوداً به طول 16 کيلومتر را فرض کنيد؛ گلوله يي که يخي و گل آلود است. اين هسته جامد يک ستاره دنباله دار متوسط و معمولي است. اين هسته از غبار، ذرات و کلوخ هاي ريز به هم چسبيده تشکيل شده است که در اثر گرانش متقابل کنار يکديگر قرار گرفته اند. به اين ترتيب اين هسته بيشتر شبيه به يک گلوله بزرگ برفي و کثيف است. زماني که هسته دنباله داري از فاصله هاي دور منظومه شمسي که در آنجا دما بسيار پايين است به سمت خورشيد فروزان مي آيد، دنباله يي بلند که بر اثر تبخير مواد تشکيل دهنده هسته است، پشت آن پديدار مي شود، به صورتي که ممکن است دم يک دنباله دار متوسط تا چند ميليون کيلومتر در فضا کشيده شود. جالب آنکه حتي دم دنباله دارهاي بزرگ ممکن است بيشتر از 150 ميليون کيلومتر يعني بيشتر از فاصله زمين از خورشيد هم کشيده شود، دم دنباله دارها همواره مخالف جهت تابش هاي خورشيد تشکيل مي شود. هيچ يک از بخش هاي تشکيل دهنده دنباله دارها از خود به تنهايي نوري ندارند و ما تنها به دليل بازتاب نور خورشيد از برخورد با ذرات بسيار کوچک و غبار موجود در هسته و دم دنباله دار است که مي توانيم آنها را مشاهده کنيم.

نظريه هاي مختلفي براي منشأ و چگونگي تشکيل دنباله دارها در منظومه شمسي مطرح شده است که بعضي از آنان امروزه ديگر از اعتبار کافي برخوردار نيستند. نظريه يي بيان مي کند دنباله دارها از تکه هاي باقيمانده سياره هايي هستند که نتوانسته اند به هم متصل شوند. نظريه ديگري بيان مي کند دنباله دارها تکه هاي خردشده سياره يي هستند که اکنون ديگر وجود ندارند. در نظريه ديگري هم بيان شده است دنباله دارها در اطراف خورشيد تشکيل شده و به وسيله گرانش سياره يي بزرگ به حرکت درآمده اند. اما امروز با پيشرفت علم بالطبع نظريات علمي و دقيق تري مطرح مي شود و براي به اثبات رسيدن هر نظريه بايد دلايل بسيار محکم تري نسبت به گذشته ارائه شود. طبق نظريه يي که اکنون قبول داريم احتمالاً دنباله دارها از مناطقي که در وراي آخرين سياره هاي منظومه شمسي قرار دارند، مي آيند. دو منطقه به نام ابرکويي پر و ابراورت. نظر بر اين بود که ميلياردها هسته دنباله دار در اين مناطق وجود دارد که هر از چند گاهي برخي از آنها به دلايل گوناگون حرکت کرده و در مداري بيضي شکل به دور خورشيد به گردش درمي آيند. اين نظريه زماني که تلسکوپ فضايي هابل توانست هسته هاي دنباله دار فراواني را در مناطق دوردست منظومه شمسي کشف کند، قوت بيشتري گرفت.

زماني که دنباله داري از مدار سياره يي مانند زمين گذر مي کند ذرات و غبار بسياري را از خود در فضا به جا مي گذارد که با گذر زمين از اين مناطق و برخورد ذرات باقيمانده با جو بالايي زمين، شب هايي باشکوه که موجب ديدن صدها يا شايد هزاران شهاب در ساعت مي شود، پديد مي آيد.
عناوين اين صفحه
مشتري هاي زياد سياره مشتري
عروس دريايي آسمان
نابينايان هم مي توانند رانندگي کنند
خطر انتقال نمونه هاي مريخي به زمين
دانشمندان موفق به توليد اسپرم شدند
خانه يي براي دنباله دارهاي بي خانمان

نابينايان هم مي توانند رانندگي کنند
محققان امريکايي نمونه آزمايشي خودرو کاملاً نوآورانه يي را ساخته اند که به دليل برخورداري از سيستم هاي هوشمند ويژه مي تواند مورد استفاده رانندگان نابينا قرار گيرد. پژوهشگران Blind Driver Challenge و لابراتوار مکانيسم دانشگاه ويرجينيا نمونه آزمايشي اين خودرو نوآورانه را معرفي کردند. اين خودرو مجهز به يک تداخل سنج صوتي است. اين تداخل سنج از طريق يک رايانه متصل به کنترل کننده هاي صوتي به راننده اين امکان را مي دهد که در مواقع مورد نياز سرعت بگيرد، ترمز کند و در کل خودرو را هدايت کند به طوري که اين سيستم پيشرفته، رايانه را به چشم هاي راننده تبديل مي کند و به اين ترتيب مي تواند براي رانندگي نابينايان از اهميت ويژه يي برخوردار باشد. اين سيستم مجهز به يک نرم افزار مخصوص است. اين نرم افزار روي رايانه يي نصب شده است که به حسگرهاي ليزري، لرزاننده ها و کنترل کننده هاي صوتي مجهز است. به گزارش مهر نتايج اولين آزمايش هاي اين خودرو چهارچرخ نوآورانه مورد توجه فدراسيون ملي نابينايان قرار گرفته است. به اعتقاد کارشناسان اين فدراسيون، اين خودرو مي تواند کيفيت زندگي نابينايان را بهبود بخشد.


خطر انتقال نمونه هاي مريخي به زمين
کارشناسان تاکيد کرده اند اگر آژانس فضايي امريکا (ناسا) در نظر دارد نمونه هاي تحقيقاتي را از مريخ به زمين بياورد بايد کاملاً نسبت به خطر اين کار آگاه بوده و محتاطانه عمل کند. آنها معتقدند اين نمونه ها ممکن است حاوي ارگانيسم هايي باشند که مي تواند براي انسان و ساير موجودات زنده زميني خطرناک باشد. شوراي تحقيقات ملي امريکا با انتشار گزارشي در اين زمينه اعلام کرد؛ «به منظور جلوگيري از اين آلودگي احتمالي توسط هر نوع ماده زنده مريخي، سازمان فضايي امريکا (ناسا) بايد در مراحل ابتدايي ماموريت خود تاسيسات ايمني را روي زمين بسازد تا بتواند نمونه هاي مريخي را در اين تاسيسات جاسازي کند.» براساس اين گزارش، ناسا اميدوار است طي دو دهه آينده ماموريت را به مريخ آغاز کند که بتواند طي آن نخستين نمونه هاي سالم و دست نخورده يي را از اتمسفر مريخي و سنگ ها و خاک اين سياره به زمين بياورد. اين نمونه ها براي انجام آزمايش هايي به زمين آورده خواهند شد که انجام آنها با بازوهاي روباتيک کاوشگرهاي مريخي امکان پذير نيست. اما خطراتي که ممکن است اين مواد براي حيات زميني داشته باشند، هم اکنون نامعلوم است. احتمال دارد برخي از اين ارگانيسم ها که مي توانند تکثير شوند، پس از آمدن به زمين اين سياره را آلوده کنند يا روي اکوسيستم هاي آن تاثيرات نامطلوبي بر جاي بگذارند. به همين دليل در گزارش شوراي تحقيقات ملي امريکا تاکيد شده اين نمونه ها بايد در تاسيسات خاصي به صورت ايزوله نگهداري شوند تا خطري زمين را تهديد نکند.


دانشمندان موفق به توليد اسپرم شدند
جمعي از پژوهشگران در نيوکاسل در شمال انگلستان براي اولين بار در جهان موفق به ايجاد اسپرم انسان در آزمايشگاه شدند. به گفته اين محققان اين اقدام مي تواند به مرداني که دچار مشکلات باروري هستند، کمک کند. اين در حالي است که گروهي ديگر از کارشناسان مي گويند هنوز به طور کامل متقاعد نشده اند که اين پژوهشگران موفق به توليد اسپرمي که از نظر ساختاري کامل است، شده باشند. تيم تحقيقاتي دانشگاه نيوکاسل معتقد است دست کم تا تکميل اين پروژه تحقيقاتي پنج سال وقت لازم است. اين تيم تحقيقاتي براي عملي شدن اين پروژه، رشته هاي سلول هاي پايه را از جنين چند روزه انسان گرفته، آنگاه آنها را در مخزني از نيتروژن مايع قرار دادند. سپس دماي اين مخزن نيتروژن را برابر با دماي بدن انسان کرده و با قرار دادن در ترکيبي شيميايي زمينه را براي رشد اين سلول هاي بنيادي ايجاد کردند. در طول اين مدت سلول هاي بنيادي تحت تاثير فرآيند شديد تقسيم سلولي قرار گرفته و در نهايت بين چهار تا شش هفته روند توليد و رشد اسپرم به طول مي انجامد. پژوهشگران اين تيم تحقيقاتي مي گويند اين اسپرم کاملاً بالغ و داراي تحرک است.


خانه يي براي دنباله دارهاي بي خانمان
اخترشناسان به تازگي دريافته اند کمربند سيارکي خانه دنباله دارهاي سرگردان و بي خانمان است. يک گروه از متخصصان اخترفيزيک اعلام کردند بسياري از اجرام آسماني اوليه که در اطراف کمربند سيارکي پرسه مي زنند، در واقع دنباله دارهاي قديمي تر هستند. اين دنباله دارهاي آواره توسط سياره هاي خارجي غول پيکر و زورگو از مدار بيرون انداخته شده اند. براساس يک تئوري پذيرفته شده کمربند سيارکي لاشه سنگ برجاي مانده از يک پيش صفحه سياره يي است. اين پيش صفحه سياره يي، حلقه متراکمي از گاز است که يک ستاره نوزاد را احاطه مي کند، اما سنگ هاي مدارگرد از مدت ها پيش سوال برانگيز بوده اند. اين سنگ هاي آسماني بسيار متنوع هستند و از ترکيبات يخ و سنگ به اشکال مختلف ساخته شده اند. براساس يک تحقيق جديد که در مجله نيچر به چاپ رسيده پاسخ اين سوال اسرارآميز امروز پيدا شده که براساس آن بخش مهمي از جمعيت سيارک ها، دنباله دارهاي سابق هستند. اين دنباله دارها تنها به عنوان «توپ هاي برفي کثيف» شناخته شده اند که از يخ و غبار کيهاني تشکيل شده اند و در فواصل دور از منظومه شمسي پرسه مي زنند. محققان فرانسوي و امريکايي با کمک مدل رياضياتي از منظومه شمسي ابتدايي به اين واقعيت دست يافته اند.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام