پنج شنبه، 1 مرداد 1388 - شماره 2007
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: گزارش اجتماعي
ميداني تاريخي براي فروش صنايع دستي کشور چين

ميدان امام اصفهان يا همان نقش جهان، آنقدر در اين سال ها خبرساز بوده که بتوان جدا از همه ويژگي هاي ساختاري اش، آن را مشهور دانست. سايه بلند برج جهان نما بر اين ميدان تاريخي و اعتراض برخي از مردم اصفهان و در نهايت فشار يونسکو براي کوتاه شدن آن، داربست تاريخي مسجد امام، نفوذ رطوبت به کاشي ها و آجرهاي بدنه ميدان امام و اکنون رخنه صنايع دستي چيني به درون حجره هاي اين ميدان توريستي، همه قصه اين ميدان تاريخي است.با فشار سازمان ميراث فرهنگي به شهرداري اصفهان براي احداث برج جهان نما، شهرداري اصفهان نيز به تلافي درآمد و گزارش هايي را مبني بر گسترش رطوبت بر بدنه ميدان امام منتشر کرد. براساس اظهارنظر کارشناسان شهرداري، سازمان ميراث فرهنگي به جاي کنترل حريم هوايي ميدان نقش جهان بهتر است جلوي نفوذ رطوبت به آجرهاي ميدان امام را گرفته و فروپاشي و ترک هاي عميق اين ميدان تاريخي را کنترل کند. با اين حال اين بازسازي و مرمت در دستور کار ميراث فرهنگي اصفهان قرار گرفت تا اينکه کمتر از يک ماه پيش مدير پايگاه ميراث فرهنگي شهر تاريخي اصفهان خبر داد اجراي مرحله دوم طرح مرمت و تکميل طبقه فوقاني ميدان امام(ره) اصفهان با يک ميليارد ريال اعتبار آغاز شد. عباس صنيع زاده وعده داده بود؛ «در اين مرحله 30 حجره بين مسجد شيخ لطف الله تا خيابان حافظ که چند سال پيش سفت کاري شده بود، تا پايان سال استحکام بخشي، مرمت و احيا مي شود.»در کنار گذشت تاريخ و نفوذ فرسودگي به ميدان تاريخي نقش جهان تردد، اجراي برنامه هاي مختلف مذهبي و هنري و ملي، آلودگي هوا و حتي تغيير اقليم، همگي منجر شده ميدان نقش جهان پير تر از آني نشان داده شود که عمر کرده است. به گفته کارشناسان ميراث فرهنگي از عوامل تخريب و فرسايش آثار تاريخي و فرهنگي اصفهان، به خصوص اماکن اطراف ميدان نقش جهان، صداي بلندگوهايي است که در ميدان نقش جهان براي اجراي مراسم مختلف به کار برده مي شود.يکي از کارشناسان ميراث فرهنگي ايران معتقد است؛ «صداي اين بلندگوها به شدت باعث تخريب و فرسايش بافت خشتي منطقه مي شود. اين فرسايش و تخريب غيرقابل بازگشت است زيرا تنها راه جلوگيري آن ممانعت از ايجاد صداي بيش از حد در اطراف اماکن باستاني است و راه ترميمي يا محافظتي خاصي ندارد.» با اين حال مدير پايگاه ميراث فرهنگي شهر تاريخي اصفهان اعلام کرده تنها 1/0 اعتبار مورد نياز براي مرمت مجموعه تاريخي ميدان امام(ره) در سال اختصاص يافت. به گفته عباس صنيع زاده به دليل کمبود امکانات و اعتبارات امسال تنها حفاظت و بازسازي آثار تاريخي مجموعه ميدان امام انجام شد. اما ميدان امام فقط به خاطر مساجد و بناهاي تاريخي قرار گرفته در داخل آن و حتي معماري محوطه مورد توجه گردشگران نيست. امري که باعث شده گردشگران با رغبت بيشتري در اين ميدان بزرگ قدم بزنند، حجره هايي است که آثار و صنايع دستي اصفهان را به فروش مي رسانند هر چند اکنون صنايع دستي چين جايگزين صنايع دستي اصفهان شده و در تاريخي ترين ميدان کشور به فروش مي رسند. نماينده مردم اصفهان در مجلس شوراي اسلامي با بيان اينکه جلوگيري از مرگ صنايع دستي به عنوان يک فرهنگ اهميت دارد، تشکيل يک کارگروه متشکل از اصناف و نهادهاي مختلف را يکي از راهکارهاي حل تغيير کاربري مغازه هاي ميدان امام تلقي مي کند و بر اين باور است که تغيير کاربري مغازه هاي صنايع دستي ميدان نقش جهان اصفهان به گزفروشي، اسباب بازي فروشي و... که از چند سال پيش آغاز شده، آسيب جدي به هويت ميدان امام وارد کرده است.به گفته محمدتقي رهبر «صنايع دستي ما به دليل اينکه يک ميراث فرهنگي، ملي و سنتي است، مورد توجه است و بايد از آن حمايت شود تا از نابودي آن جلوگيري شود. در صورتي که از صنايع دستي حمايت نشود، هنرمندان و فعالان اين رشته از صحنه کنار مي روند و خطر انقراض و نابودي چنين هنري به وجود مي آيد. تاکنون کار درست و موثري در اين زمينه صورت نگرفته است.»به گفته او «بايد مسوولان با اصناف گفت وگو کنند و مشکلات آنها را جويا شوند. همان طور که ما نيز بايد چنين کاري انجام دهيم، اما تاکنون کسي از اصناف به ما مراجعه نکرده است. بايد براي رفع اين معضل تلاش کرد تا صنعت ملي از بين نرود. جلوگيري از مرگ صنايع دستي براي ما بسيار مهم است و براي همين بايد پيگير اين مشکل شد.»نماينده مردم اصفهان با اظهار اين مطلب که بايد براي حمايت از هنرمندان صنايع دستي جايزه قائل شويم، اضافه کرد؛ «تلاش براي جلوگيري از عدم تغيير کاربري مغازه هاي ميدان نقش جهان خوب است و نبايد به مغازه هايي که قصد دارند تغيير کاربري بدهند، مجوز داد اما يکي ديگر از راه ها، حمايت از صنعتگران است. مواد اوليه براي توليد صنايع دستي گران است. بنابراين دولت بايد در اين زمينه سرمايه گذاري کند و به توليدکنندگان يارانه بدهد چون صنايع دستي تنها توليد يک کالا نيست بلکه به فرهنگ و هنر کشور ما برمي گردد. صنايع دستي تنها براي ارائه به گردشگران نيست. مردم کشور خودمان هم بايد آن را بخرند اما زماني که قيمت مواد اوليه بالا برود، صنعتگر مجبور است از مواد بي کيفيت تر استفاده کند. البته متاسفانه اين روند در کفش و ديگر صنايع ما هم پيش آمده است.»غلامعلي فيض اللهي رئيس اتحاديه صنايع دستي اصفهان معتقد است؛ «تغيير کاربري مغازه هاي صنايع دستي ميدان نقش جهان هنوز رو به افزايش است. به گفته او تلاش اتحاديه اين است که کاربري صنايع دستي مغازه هاي صنايع دستي ميدان نقش جهان را در کميسيون ماده 5 استانداري تصويب کنند تا از اين طريق جلوي نابودي صنايع دستي گرفته شود.»

دومين ميدان بزرگ کره زمين
ميدان نقش جهان در سال 1021 هجري قمري به فرمان شاه عباس اول در مرکز شهر اصفهان احداث شد. اين ميدان از لحاظ ابعاد و عظمت و اهميت بناهاي پيرامون آن يکي از مهم ترين ميادين تاريخي جهان به شمار مي آيد.طراح اين ميدان علي اکبر اصفهاني ملک المعمار دربار شاه عباس بوده است. پيش از عهد صفويه به جاي ميدان فعلي، باغ هاي وسيع نقش جهان قرار داشته اند. در آن زمان ميدان کهنه در جوار مسجد جامع نقش مرکزيت شهر اصفهان را ايفا مي کرده است. هر چند با انتخاب اصفهان توسط شاه عباس اول به عنوان پايتخت، جاه طلبي هاي او ايجاب مي کرد محور جديدي براي توسعه شهر در نظر گرفته شود. به همين منظور بود که ميدان جديد در محل باغ هاي قديمي بنا شد. از زمان بناي ميدان نقش جهان تا به امروز تغييرات بسيار کوچکي در آن رخ داده است. از جمله بناهايي که از بين رفته اند مي توان به برج ساعت در شمال مسجد شيخ لطف الله و نقاره خانه در بالاي سردر قيصريه اشاره کرد. البته چمن و حوض وسط ميدان مربوط به دوره پهلوي است. با اين وجود شيوه زندگي امروزه در اين ميدان با آنچه در عهد صفوي معمول بوده تفاوت بسيار دارد. ميدان نقش جهان در عصر صفويه استاديوم اصلي و به قول امروزي ها ورزشگاه صدهزار نفري ورزش ملي و فراموش شده کشورمان چوگان بوده است. گفته مي شود شاه عباس شخصاً در اين مسابقات شرکت مي کرد و هرگاه او گوي مي زد نقاره ها در نقاره خانه به علامت تشويق به صدا درمي آمد. در مواقع ديگر که او خود در بازي شرکت نمي کرد از ايوان عالي قاپو مسابقات را تماشا مي کرد. در زمان صفويه در ميدان دکلي قرار داشته است که براي قاپواندازي مورد استفاده قرار مي گرفته است به اين صورت که بر فراز اين دکل کاسه يي پر از سکه هاي طلا قرار داده مي شد، آنگاه سواران با عبور مسافتي به پشت برمي گشتند و کاسه را با تير و کمان هدف قرار مي دادند. چنانچه تيرشان به هدف اصابت مي کرد، سکه ها را جايزه مي گرفتند. شاهان صفوي در اين مسابقات نيز گهگاهي خودشان شرکت مي کردند. در دوره هاي بعدي اين دکل جاي خود را به چوبه دار داد. ميدان نقش جهان با بيش از 80 هزار مترمربع وسعت، 510 متر طول و 163 متر عرض، دومين ميدان بزرگ جهان پس از ميدان تيان آن من پکن است.اطراف ميدان، بناي دوطبقه يي وجود دارد. امروز طبقه پايين اختصاص به فروشگاه هاي صنايع دستي دارد و طبقه دوم آن قرار است تبديل به موزه بزرگ اصفهان شود.

* برگرفته از کتاب راهنماي سفر به اصفهان
رئيس سازمان ميراث فرهنگي اصفهان؛
هر کس تيشه به ريشه پل خواجو زده است، جنايتکار فرهنگي است

به گزارش CHN، جلسه يي مطبوعاتي با موضوع مرمت پل خواجو در اصفهان و محل سازمان ميراث فرهنگي برگزار شد. در اين جلسه مسوولان ميراث فرهنگي با ارائه مدارکي از شيوه مرمت پل خواجو توضيحاتي در اين باره به خبرنگاران دادند. «احمد امين پور» رئيس سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان اصفهان در اين جلسه با انتقاد از عملکرد برخي رسانه ها درخصوص درج اخباري با موضوع مرمت غيراصولي پل خواجو گفت؛ «بعضي رسانه ها گفته اند به جاي مرمت به جان پل خواجو افتاده اند و با تيشه به ريشه آن مي زنند. هرکسي که اين کار را کرده است يک جنايتکار فرهنگي قلمداد مي شود و بايد بي آبرو شده و به زندان بيفتد.» وي در ادامه گفت؛ «ما وظيفه خطيري در حفاظت از آثار ميراث فرهنگي استان داريم که در اين ميان پل ها از جايگاه ويژ ه يي برخوردارند. اين پل ها براي يونسکو نيز ارزشمندند و تاکنون به ما ايراد گرفته شده است که چرا هنوز پل هاي سي وسه پل و پل خواجو در فهرست ميراث جهاني به ثبت نرسيده اند.»امين پور با بيان اين مطلب که از سال گذشته براي مرمت پل خواجو تلاش هاي زيادي صورت گرفته است، گفت؛ «از سال قبل تلاش هايي براي تامين اعتبار پل خواجو آغاز شد که در سال جاري به نتيجه رسيد و ما موفق شديم از محل اعتبارات استاني 200 ميليون تومان براي مرمت اين پل تاريخي بگيريم.» وي همچنين از تشکيل يک دفتر فني در کنار پل خبر داد که از ابتداي کار مرمت تمامي سوابق پل و مطالعات آن اعم از مستندنگاري و ديگر برنامه هاي پژوهشي را دنبال مي کرد.اين جلسه مطبوعاتي پس از آنکه برخي رسانه ها با انتقاد به عملکرد سازمان ميراث فرهنگي در مرمت پل خواجو مطالبي را منتشر کرده بودند، تشکيل شد. در ابتداي اين جلسه «حامد ايمان طلب» کارشناس ارشد «بنا» و مشاور دفتر معاونت ميراث فرهنگي استان اصفهان درباره مرمت انجام گرفته روي پل گفت؛ «ما براساس سنگ هاي پل خواجو و وضعيت موجود آنها سه روش مرمتي را در پل اتخاذ کرديم؛نخست سنگ هايي بودند که آسيب چنداني نديده بودند و با يک تيشه گيري سطحي قابل مرمت بودند. دوم سنگ هايي که به لحاظ فرسودگي در درجه متوسط بودند. اين سنگ ها از طريق وصالي و افزودن سنگ هاي جديد در ميان قطعات قديمي قابل استفاده مي شوند و سوم سنگ هاي کاملاً فرسوده بودند که ديگر قابل استفاده نيستند و حتماً بايد سنگ هاي جديدي جايگزين آن شوند.» وي در ادامه گفت؛ «پيش از برداشتن سنگ ها يک گروه مرمت با شماره گذاري و پازلي کردن سنگ ها آنها را از جاي خود جدا کرده و هر سنگي را جلوي پلکان مربوطه تخليه کردند.» ايمان طلب با بيان اين مطلب که چند سنگ نفيس نيز در اين ميان پيدا شد، گفت؛ «هنگام جداسازي سنگ ها هشت سنگ نفيس هم پيدا شد که تعدادي از آنها به موزه سنگ چهل ستون منتقل شده و بعضي از آنها که به سنگ قبرهاي تخت فولاد شباهت داشتند پس از انجام نامه نگاري هاي مربوطه به موزه سنگ اين قبرستان تاريخي منتقل مي شوند. ايمان طلب درباره استفاده از ماشين آلات در مرمت پل خواجو گفت؛ «سنگ ها با استفاده از ماشين آلات از روي پل برداشته شده اند و پس از مرمت به جاي اصلي خود بازمي گردند. در زير سنگ ها 50 سال قبل مرمت هايي انجام شده که پي آن با آجر و سيمان پر شده بود و ما نيز پس از جداسازي پلکان مرمت قبلي را از زير پلکان جدا مي کنيم.»به گفته مشاور دفتر معاونت ميراث فرهنگي اصفهان، ديواري سنگ چين در جلوي پل خواجو به وجود آمده است که از آن به عنوان سپر حفاظتي ياد مي شود. اين سپر دفاعي با استفاده از سنگ هاي قابل استفاده يي که از بستر رودخانه جمع آوري شده،ايجاد شده است. به گفته کارشناسان اين سنگ ها از سنگ هاي استخراج شده از معدن نيز براي انجام اين کار بهتر هستند. «مهرداد کيهان فر» معاون ميراث فرهنگي سازمان ميراث فرهنگي نيز در اين جلسه با دفاع از مرمت انجام گرفته در پل خواجو گفت؛ «از يک سال پيش آسيب شناسي روي بناي آجري و پلکان سنگي پل خواجو شروع شده بود که با خشک شدن زاينده رود و نمايان شدن بستر رودخانه و زيرپله ها، آب شستگي هايي ديده شد که بايد مرمت مي شدند.» وي گفت؛ «اين پروژه پس از تامين اعتبار با عقد قراردادي به صورت اماني به سازمان نوسازي و بهسازي شهرداري اصفهان واگذار شد.» وي همچنين در پاسخ به سوال يکي از خبرنگاران مبني بر اينکه نبود آب باعث تخريب پل ها مي شود، گفت؛ «بدون آب مشکلي براي پل ها به وجود نمي آيد.» مرمت پل خواجو از سه هفته قبل شروع شده بود که از آن تاريخ تاکنون نقد هاي متعددي از سوي رسانه ها و برخي کارشناسان ميراث فرهنگي به اين مرمت ها شده است.پل خواجو از مهم ترين بناهاي ميراث فرهنگي اصفهان است که در زمان شاه عباس صفوي ساخته شده و بخشي از شکوه و عظمت معماري اين دوره را به نمايش مي گذارد.

وقتي امضاهايمان ارزشي ندارد
محبوبه حسين زاده

پدرش مدير يک شرکت بزرگ تجاري است و مادرش وکيل. 10ساله است و به مدرسه يي انگليسي زبان مي رود. کودکان اين ايالت مي توانند با توجه به سطح مالي خانواده شان، مدارس انگليسي زبان با شهريه هاي بالا يا مدارس هندي زبان يا مراتي زبان (زبان ساکنان ايالت ماهاراشترا) را براي درس خواندن انتخاب کنند. با اعتماد به نفسي که از يک بچه 10ساله انتظار نمي رود، مشغول گفت وگو و به نوعي تبادل اطلاعات به زبان انگليسي هستيم. بعد از اينکه مي فهمد ايراني هستم، مي خواهد توضيحاتي در مورد جغرافياي ايران به او بدهم. از پايتخت مي گويم و از کوه هاي البرز و درياي خزر و خليج فارس. تا اسم خليج را مي شنود، با خوشحالي و در حالي که مي خواهد معلوماتش را نشان دهد، مي گويد؛ چه جالب. شما هم در کشورتان يک خليج داريد مثل خليج (...).سعي مي کنم بدون اينکه ناراحتي ام را نشان دهم، برايش توضيح دهم خليجي به اسم خليج(عربي) وجود ندارد. خوشبختانه با يادآوري بحث اختلاف هميشگي هند و پاکستان در مورد کشمير، بهتر مي توانم اين مساله را که چرا کشورهاي عربي تلاش مي کنند اسم خليج فارس را عوض کنند، به يک دانش آموز 10ساله توضيح دهم.از رئيس جمهور ايران مي پرسد و بعد از آن هم در مورد نخست وزير. وقتي مي گويم 20 سال است نخست وزير نداريم با تعجب مي گويد؛ شايد به اين دليل باشد که شما در کشورتان دموکراسي نداريد.به ياد خواهرزاده ام مي افتم و تلاش مي کنم به خاطر بياورم که آيا دانش آموزان 10ساله ايراني تعريف دموکراسي را مي دانند. حداقل مي دانم وقتي ما دانش آموز بوديم از دموکراسي در کتاب هاي درسي خبري نبود. هرچند تحمل شنيدن اين حرف ها را از يک بچه 10ساله ندارم اما به آرامي برايش توضيح مي دهم اين مساله هيچ ربطي به دموکراسي ندارد و کشورهاي دموکرات زيادي هستند که نخست وزير ندارند، هرچند خودم هم به صحت گفته هايم شک دارم.

---

چند روز بعد وقتي در کلاس زبان،استاد با ارائه تصاوير اينترنتي تلاش مي کند معلومات جغرافيايي مان را افزايش دهد باز هم بحث به خليج فارس مي رسد. يکي از همکلاسي هاي اهل عربستان سعودي با افتخار مي گويد؛ خليج (...). او تنها شاگرد عرب کلاسي است که حداقل هشت شاگرد ايراني دارد. پس فقط چند ثانيه کوتاه لازم است تا فضاي دوستانه کلاس با تهديدها و کلماتي که باعث تعجب استاد مي شود، به هم بريزد. به استاد متعجب از اين برخوردهاي کلامي در يک جمله توضيح مي دهيم بحث تغيير نام خليج فارس برايمان مهم تر از اين است که سکوت کنيم. استاد طبق سيستم مديريتي کالج تذکر مي دهد هرگونه بحثي در اين مورد در کلاس ممنوع است، همان گونه که همواره تلاش مي شود بين دانشجويان آسيايي که از کشورهاي مختلف به خصوص کشورهاي عربي و ايران براي يادگيري زبان انگليسي به اين کالج مي آيند همواره صلح و دوستي برقرار باشد.بحث به خارج از کلاس کشيده مي شود. در رستوران کوچک کالج، چند نفر از دانشجويان عرب نه تنها دلايلي براي تغيير نام خليج فارس مطرح مي کنند که مي گويند چون کشور ما تنها کشور غيرعرب حاشيه اين خليج است، پس بايد به حق کشورهاي همسايه عربي در نامگذاري اين خليج احترام بگذاريم، و بحث به ماجراي شرکت آقاي احمدي نژاد در اجلاسي مطرح مي شود که نام خليج فارس از آن حذف شده بود. براي دانشجويان عرب توضيح مي دهيم هرچند اختلاف هايي در داخل کشورمان داريم ولي اين اختلاف ها باعث نمي شود در برابر مسائلي که به کشورمان مربوط است سکوت کنيم. تنها فرد هندي حاضر در بحث، در دفاع از دانشجويان عرب مسائلي را مطرح مي کند. هنوز جمله اش به پايان نرسيده که دوست بلوچ مان با زبان هندي به او تذکر مي دهد حق دخالت و اظهارنظر در اين مورد را ندارد، چون مسلماً اين مساله ربطي به کشورهاي ديگر ندارد همان طور که ما به خودمان اجازه نمي دهيم در مورد اختلاف بين هند و پاکستان سر کشمير اظهارنظر کنيم.بالاخره با توصيه دوست بلوچ مان در اين مورد که بهتر است به عنوان دانشجويان کشورهاي مختلف، فضاي صلح و دوستي حاکم بر محيط آموزشي و دوستي مان را برهم نزنيم، قرار مي شود بعد از اين هيچ بحثي در مورد خليج فارس صورت نگيرد هرچند اين تهديد را هم ضميمه اين توصيه دوستانه مي کنيم که اگر دانشجويان عرب از اين به بعد از نام خليج (...) استفاده کنند، مجبور به استفاده از راهکارهايي ديگر خواهيم شد.چند روز بعد از آن، در اداره اقامت شهر، نقشه بزرگي از جهان که يکي از ديوارهاي ساختمان را به طور کامل پوشانده است، توجهم را جلب مي کند. روي اين نقشه هم اسمي از خليج فارس نيست ولي يک دانشجوي ايراني شايد و شايد هم يک مسافر ايراني با خودکار مشکي و با حروف بزرگ، سه بار کنار نام خليج، کلمه پرشين را به انگليسي اضافه کرده است. شايد هم بعد از آن چهار گلدان بزرگ جلوي نقشه روي زمين گذاشته اند تا هرگونه دستکاري در آن غيرممکن شود. بعد از اين ماجرا، با ورود به هر کتاب يا لوازم التحريرفروشي، فقط کره هاي گرد توجهم را جلب مي کند. روي همه کره هاي زمين، چه کوچک و چه بزرگ، هيچ اسمي از خليج فارس نيست و فقط به درج کلمه خليج(...) بسنده کرده اند. به رديف خودکارها که نگاه مي کنم، دوستم تذکر مي دهد فروشگاه دوربين هاي مداربسته دارد و نه تنها مشکل با اضافه کردن نام فارس به چند عدد کره زمين حل نمي شود بلکه ما مجبور به پرداخت خسارت هم خواهيم شد.

---

از فروردين ماه سال گذشته، کاربران اينترنتي با ارسال اي ميل هاي گروهي و نوشتن در وبلاگ ها و سايت ها، ايرانيان را تشويق به امضاي پتيشن و اعتراض به تغيير نام خليج فارس توسط گوگل مي کردند. همه مي گفتند اگر تعداد امضاها به يک ميليون برسد، گوگل مجبور به تمکين به خواسته ايرانيان مي شود. اما اين روزها که تعداد امضاها از يک ميليون و صد هزار هم گذشته است، نه تنها در گوگل خبري از تغيير نام خليج عربي به خليج فارس نيست، که در خارج از مرزهاي ايران هم حداقل در آسيا، اين خليج با نام ايران شناخته نمي شود.اين روزها و با اعتراض هاي ميليوني ايرانيان نسبت به نتيجه انتخابات رياست جمهوري و بي توجهي به اين اعتراض ها، مدام به اين مساله فکر مي کنم که چرا امضاهاي ما ايرانيان ارزشي ندارد؟ امضاهايمان نه در داخل کشورمان ارزشي دارد و نه در خارج از کشور.ش
عناوين اين صفحه
ميداني تاريخي براي فروش صنايع دستي کشور چين
دومين ميدان بزرگ کره زمين
هر کس تيشه به ريشه پل خواجو زده است، جنايتکار فرهنگي است
وقتي امضاهايمان ارزشي ندارد
صفاي دعاي کميل در بين الحرمين

صفاي دعاي کميل در بين الحرمين
رضا اسماعيلي

يکي از موضوع هايي که هميشه درباره حجاج ايراني مطرح مي کردند، مساله عدم اقبال آنها به نمازهاي جماعت و بي توجهي به نماز اول وقت است. البته مديران کاروان ها و روحانيون در برنامه هاي آموزشي پيش از اعزام زائران به حج چند نکته را به تفصيل براي حجاج شرح مي دهند؛ اينکه فرصت حج به سرعت مي گذرد و اگر توشه يي مهيا نکنيم بعدها افسوس مي خوريم، بهتر است قدر فرصت ها را بدانيم و در نماز اول وقت شرکت کنيم، ارزش يک رکعت نماز جماعت از هزار رکعت نماز فرادا بيشتر است، به ويژه در خانه خدا. نکته مهم ديگري که هميشه روي آن تاکيد مي کنند آن است که زائر ايراني بايد نماينده و سفير نظام اسلامي در خارج از کشور باشد. پسنديده نيست زائري که قرار است الگوي ديگر مسلمانان سراسر جهان شود، بعد از شنيدن نواي دل انگيز اذان، به جاي رو کردن به خانه خدا، به سمت بازار و خريد برود.البته برخي از زائران ايراني اين انتقادها را تاب نمي آوردند و جواب هايي هم رو مي کردند، از جمله اينکه خود عرب ها هم به زور چماق پليس مغازه هايشان را مي بندند و اگر باتوم پليس و جريمه نبود، آنها هم مغازه هايشان باز بود، حالا هم که مغازه را بستند و کرکره را پايين کشيدند نماز نمي خوانند، بلکه در خلوت آن کار ديگر مي کنند.اما موضوع به همين سادگي ها نبود. يک روز که در هتل ماندم، ديدم موقع ظهر چطور زائران دسته دسته به سمت نمازخانه هتل رفتند و نماز اول وقت را به جا آوردند، پس مشکل جاي ديگري بود.يکي از موضوع هايي که باعث مي شد همه ايراني ها در نماز جماعت مسجدالنبي يا مسجدالحرام شرکت نکنند (علاوه بر دوري مسافت هتل تا مسجد يا پيري و ضعف بدني) موضوع عدم شناخت از امام جماعت بود. آنها مي گفتند ما که اين امام جماعت را نمي شناسيم، پس بهتر است پشت سر يک امام جماعت ايراني نماز بخوانيم که به او اطمينان داريم. البته گويا اين فقط ظاهر قضيه بود و موضوع اختلاف هاي مذهبي هم در اينجا نقش پررنگ تري داشت.اما موضوع همين جا تمام نمي شد، بلکه مشکل هاي ديگري هم بود. يکي از اين مشکل ها، همراه داشتن مهر است. اهل تسنن از مهر استفاده نمي کنند و بي تکلف پيشاني بر زمين مي گذارند، اما شيعيان براي سجده بايد پيشاني خود را روي سنگ و خاک بگذارند. مثلاً سجده بر فرش، موکت و آسفالت صحيح نيست. وقتي بيشتر متوجه مشکل مي شويم که بدانيم ماموران عربستان به مهر روي خوش نشان نمي دهند. البته ايراني ها براي اين مشکل هم راه حلي دارند. آنها در مساجد روي فرش و موکت نمي نشينند، بلکه به جايي مي روند که فرش نداشته باشد و سنگ کف مسجد مهرشان باشد. البته تعداد زيادي هم سجاده هايي دارند که در قسمت سجده گاه ورقه کوچک و نازکي از جنس چوب دارد که کار مهر را مي کند. در همان فرودگاه مهرآباد به هر کدام مان يکي از همين سجاده ها دادند که موقع جمع کردن و بسته شدن به شکل کيف درمي آيد و يک طرفش تبليغ شرکت هواپيمايي و طرف ديگرش تبليغ يک شرکت آبميوه است. (اين هم نمونه يي ديگر از ضد تبليغ به جاي تبليغ. وقتي سازمان حج شرکت هواپيمايي مسافران را تعيين و آبميوه آنان را تامين مي کند، چه ضرورتي براي تبليغ هست؟ آيا اصلاً سجاده براي تبليغ رسانه مناسب است، آن هم تبليغ آبميوه در خانه خدا؟) به هر حال بيشتر زائران ايراني به دليل محدوديت در استفاده از مهر هميشه يکي از اين سجاده ها را به همراه دارند و اين سجاده ها يکي از نشانه هايي است که مي توان با آن ايراني ها را شناخت.اما دعاي ايرانيان هم حکايتي است. زائران کشورهاي ديگر بي تکلف دعا مي کنند و خيلي هايشان خواسته ها و نيازهايشان را به زبان خود بيان مي کنند و کمتر در بند آن هستند که دعايشان حتماً عربي باشد، اما ايراني ها کمتر مايلند خواسته هايشان را به زبان خود بگويند، شايد به اين دليل که دعاهاي کاملي دارند مثل دعاي کميل.دعاي کميل نمونه يي است از يک دعاي متعالي. مي گويند اين دعا را حضرت علي(ع) به يکي از يارانش آموخته است. به همين دليل شيعيان اين دعا را هر شب جمعه برگزار مي کنند و اگر کنار بقيع و مسجدالنبي باشد که نور علي نور است. البته برگزاري دعاي کميل در مدينه به اين سادگي ها نيست و مسوولان سازمان حج بايد با مسوولان کشور عربستان کلي جلسه بگذارند و اين تعهد کند و آن تضمين بدهد تا اين دعا برگزار شود. قرار است دعا راس ساعت 10 شب برگزار شود، البته ايراني ها از شوق شان زودتر مي روند. وقتي به نزديکي بين الحرمين مي رسم اوضاع کاملاً امنيتي است. پليس ها با تجهيزات کامل مستقر هستند، چراغ گردان ماشين پليس هم فضاي رعب آوري را ايجاد کرده که فضاي روحاني و معنوي را مخدوش کرده است. جالب آنکه فقط ايراني ها را به مراسم دعا راه مي دهند و بقيه محرومند. هنگام رفتن چند نفر از شيعيان پاکستاني دست به دامان ما مي شوند که ما را هم ببريد. به آنها مي گوييم هيچ واکنشي نداشته باشند و فقط بگويند؛ «ايراني». پليس ها زائران را موقع گذشتن از گيت هاي امنيتي تفتيش مي کنند و اين رفيق هاي پاکستاني ما هم شناسايي مي شوند. آنها را با وضع بد و توهين آميزي اخراج مي کنند. هر کس چيزي مي گويد؛

- من نمي دونم اين خدانشناس ها چرا اينقدر با خدا و پيغمبر دشمني دارن؟ چرا مردم رو وسط دعا و نماز کتک مي زنن؟

- ما فارسيم، عربي حاليمون نمي شه، اونا که خودشون عربن مي دونن اين دعا چي ميگه. موقع دعا تو چشمشون نگاه کن. مي بيني چقدر کفرشون درمي آيد.

- مي بيني چقدر مهربونن، آمبولانس هم آوردن که اگه وسط دعاي کميل با باتوم زدن لت و پار کردن و طرف ناکار شد، ببرن بيمارستان،

به هر ترتيب دعا راس ساعت 10 آغاز و راس ساعت 11تمام مي شود، البته براي اتمام به موقع لازم بود قاري دعا، بخش هاي جانبي مثل ذکر مصيبت را حذف کند. دعا که تمام شد پليس امنيت مردم را به سرعت متفرق مي کند، برخوردشان هم مثل برخورد با کافر حربي است. به هتل مي رسيم. افراد زيادي در لابي هتل ايستاده اند و پخش همين دعا را از شبکه سوم تماشا مي کنند.

«اللهم اني اسئلک برحمتک التي وسعت کل شي».

کنار تصوير زير آرم شبکه سه نوشته شده «زنده»،


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام