شنبه، 27 تير 1388 - شماره 2003
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه نخست
با حضور ميليوني مردم برگزار شد
نمازجمعه تاريخي تهران

گروه سياسي؛ صلات ظهر ديروز آيت الله هاشمي رفسنجاني بي سابقه ترين نماز جمعه تهران پس از انقلاب را در ميان انبوه «سبزپوشان» و حضور سه کانديداي معترض به انتخابات اخير اقامه کرد. هاشمي رفسنجاني رئيس توامان مجلس خبرگان رهبري و مجمع تشخيص مصلحت نظام که به گفته خود در قامت «همراه لحظه به لحظه انقلاب» پشت تريبون قرار گرفته بود، از ايام کنوني به خاطر وقايع پس از انتخابات با عنوان «بحران» و «دوران تلخ» ياد کرد و با گفتن اين جمله که «همه ضرر کرديم» و پيش چشم قرار دادن اين نکته که «اگر مشکلات پيش نمي آمد، مي توانستيم در 30 سالگي انقلاب بهترين گام را برداريم» از رويدادهاي پس از انتخابات ابراز تاسف کرد. وي سپس به انتقاد از دو نهاد صدا و سيما و شوراي نگهبان پرداخت و با تاکيد بر اينکه عملکرد رسانه ملي باعث شد «ترديد مثل خوره به جان مردم» بيفتد، به شوراي نگهبان نيز به دليل عدم استفاده از مهلت پنج روزه قانوني اعتراض کرد. هاشمي رفسنجاني سپس با تاييد ديدار خود با جمعي از اعضاي مجلس خبرگان و مجمع تشخيص مصلحت نظام راهکارهايي که به گفته او ماحصل رايزني هاي وي با اين طيف بوده است، ارائه کرد. آزادي زندانيان سياسي، دلجويي از آسيب ديدگان حادثه اخير و بازگرداندن اعتماد از دست رفته مردم، اختصاص دادن وقت و تريبون از سوي صدا و سيما به منتقدان و احترام به آزادي فعاليت قانوني رسانه ها از جمله پيشنهادات هاشمي بود که به اعتقاد او مي تواند به برون رفت از «بحران» فعلي منجر شود. خطيب نماز جمعه تهران در پايان با تاکيد بر اينکه «بايد برادرانه و خواهرانه با يکديگر حرف بزنيم»، پيشنهاد کرد در پايان از مردم پرسيده شود چه مي خواهند. هاشمي رفسنجاني ديروز در حالي پس از هشت هفته غيبت پشت تريبون نماز جمعه تهران قرار گرفت که ساعت ها پيش از حضور وي در جايگاه، خيابان انقلاب و ساير خيابان هاي منتهي به مکان نماز جمعه تهران به دليل کثرت جمعيت قفل شده بود؛ جمعيتي که کوشيده بودند با نمادهاي سبز خود در اين مراسم حاضر شوند. عده يي از زنان چادر سبز به سر کرده بودند و پيش از شروع خطبه ها نيز پرچم سبز بلندي ميان نمازگزاراني که در خيابان 16 آذر سجاده خود را پهن کرده بودند، گردانده شد. در همين حيص و بيص بود که تردد يک روحاني در اين خيابان که تسبيح سبزرنگي را در دستش مي چرخاند، با شعارهاي حمايتي مورد استقبال قرار گرفت. خيابان هاي قدس، 16 آذر، انقلاب، بلوار کشاورز تا ميدان وليعصر، ميدان طالقاني، امير آباد و ...در جمعيت غرق شده بود. اما آنچه در کنار اين جمعيت به چشم مي خورد، حضور گسترده نيروهاي پليس ضدشورش بود که با اتوبوس به محل نماز جمعه منتقل شده بودند. در اين ميان بود که عده يي از نمازگزاران که دستبندهاي سبز بسته بودند و دسته هاي بزرگ گل در دست داشتند، به سمت نيروهاي امنيتي حاضر رفتند و به آنها شاخه گل تقديم کردند؛ گل هايي که از سوي نيروي انتظامي پذيرفته مي شد. نمازگزاران در خلال حضور خود و آماده شدن براي برپايي نماز شعارهايي را در حمايت از ميرحسين موسوي سر دادند. «الله اکبر» و «ياحسين، ميرحسين» از جمله اين شعارها بود که واکنش تند رئيس ستاد اقامه نماز جمعه را به دنبال داشت. سيدرضا تقوي که به عنوان سخنران پيش از خطبه ها سخن مي گفت از مردم خواست نهاد نماز جمعه را با شعارهاي حزبي و جناحي تحت الشعاع قرار ندهند. اما همان گونه که ميرحسين موسوي و مهدي کروبي وعده داده بودند، در اين مراسم حاضر شدند و موسوي بين جمعيت و کروبي در جايگاه ويژه مسوولان حضور به هم رساندند تا در کنار محسن رضايي به عنوان سه کانديداي معترض به نتيجه انتخاباتي که محمود احمدي نژاد پيروز آن اعلام شد، در اين مراسم حضور داشته باشند. علي اکبر ناطق نوري، حسن روحاني، سيد ياسر خميني،امامي کاشاني، سعيد مرتضوي، مجيد انصاري، علي فلاحيان، قدرت الله عليخاني، باهنر، علي رازيني و زهرا رهنورد از ديگر مسوولاني بودند که در جايگاه ويژه حاضر شده بودند. اين در حالي بود که هيچ يک از مقام هاي دولتي در نماز جمعه حضور نداشتند. به هر حال دقايقي پيش از حضور هاشمي جمعيتي که جلوي جايگاه حاضر بودند، با سر دادن شعارهايي خواستار موضع گيري صريح وي درباره انتخابات و وقايع پس از آن بودند؛ شعارهايي که در خلال خطبه ها جاري بود و پس از هر موضع گيري هاشمي شعاري متناسب با آن مطرح مي شد. اين شعارها به گونه يي بود که هاشمي رفسنجاني گفت؛ «تاييد شما با اين شعارها کافي است بگذاريد من بهتر از شما بگويم.» «مرگ بر چين»، «مرگ بر روسيه»، «غزه فلسطين چه فرقي داره با چين» نيز از جمله شعارهايي بودند که پس از انتقاد هاشمي رفسنجاني از مسلمان کشي دولت چين در بين جمعيت طنين انداز شد. اما پيش بيني حسين شريعتمداري مديرمسوول روزنامه کيهان از وقوع برخي خشونت ها به وقوع پيوست. خبرگزاري فارس پرتاب گاز اشک آور ميان نمازگزاران را تاييد کرد البته با اين عنوان که «هنگام ورود هاشمي رفسنجاني به دانشگاه تهران، حاميان موسوي با تجمع مقابل در دانشگاه مانع ورود وي شده بودند.

به همراه دو ياداشت تحليلي درباره نماز جمعه ديروز تهران در صفحه اقتصاد

مهدي کروبي و ميرحسين موسوي ديروز به عهد خود با مردم وفا کردند

 

به همين دليل و براي پراکنده کردن اين افراد و تسهيل در ورود هاشمي به اين دانشگاه، نيروي انتظامي گاز اشک آور به سمت افراد پرتاب و آنها را پراکنده کرد.» پرتاب دو گاز اشک آور در خيابان 16 تير و خيابان قدس در شرايطي صورت گرفت که در بين نمازگزاران، زنان و کودکاني ديده مي شدند که در بين جمعيتي که براي فرار از اين گازها مي دويدند، صدمه ديدند. برخي از نمازگزاران نيز با پناهنده شدن در پارک هاي اطراف به صورت فرادا نماز خود را اقامه کردند. پس از اتمام نماز جمعه نمازگزاران با سر دادن شعارهايي در حمايت از هاشمي و موسوي جايگاه را ترک کردند.

دوران تلخي است، همه ضرر کرديم

اما هاشمي رفسنجاني خطبه هاي نخست خود را با اشاره به تشکيل حکومت اسلامي در زمان پيامبر اختصاص داد و به کنايه مواردي را گوشزد کرد. وي اما حجم عمده خطبه هاي دوم را به انتخابات اخير اختصاص داد و گفت؛ اين انتخابات اگر مشکلاتي در آن پيش نمي آمد، ما در 30 سالگي انقلاب بهترين گام را در جهت تحقق جمهوري اسلامي برمي داشتيم. من نمي گويم اين اتفاق نيفتاده است، اما ما از اواخر دوران تبليغات دچار ترديد شديم. افرادي ترديد کردند، تبليغات نادرست و عمل نادرست صدا و سيما باعث شد بذر ترديد در دل مردم به وجود بيايد که مثل خوره به جان ما افتاده است. ما ترديد را بدترين مصيبت مي دانيم.وي ادامه داد؛ البته دو گروه هستند؛ عده يي ترديدي ندارند، قاطع ايستاده اند و کار خودشان را مي کنند، اما عده يي هستند که کم نيستند و بخش زيادي از مردم فهيم و عالم کشورمان هستند که مي گويند ما ترديد داريم. ما بايد براي رفع ترديد آنها کار کنيم. شرايط و دوران تلخي است. هيچ کس از همه جريانات دلش نمي خواست اين طور شود. همه ضرر کرديم. چرا بايد اين طور شود؟ ما امروز بيش از هميشه نياز به وحدت داريم. کشور ما بايد در برابر خطرهايي که ما را تهديد مي کنند و امروز باج خواهي شان بيشتر شده، متحد شود. آنها دارند جلو مي آيند که اين زحمت طولاني ما را در به دست آوردن تکنولوژي برتر و به خصوص هسته يي از دست ما بگيرند. البته خداوند به آنها مهلت نمي دهد اما آنها به هوس افتاده اند. وي خطاب به نمازگزاران گفت؛ برادران و خواهران من و همه جريان ها، شما من را مي شناسيد و مي دانيد که هيچ وقت از اين تريبون نخواستم جناحي استفاده کنم و هميشه فراجناحي حرف مي زنم، اکنون هم همين طور مي گويم.

پيشنهادات هاشمي رفسنجاني

وي در بيان پيشنهادات خود اظهار کرد؛ من اين پيشنهادات را با جمعي از خبرگان و اعضاي مجمع تشخيص مصلحت که به فکرشان اعتماد دارم، مطرح کردم و به اينجا رسيدم. من اينها را به عنوان راه حل عرض مي کنم. شايد ديگران هم بپذيرند و عمل کنند. مساله مهم ما اين است؛ اعتمادي که مردم را با آن وسعت وارد ميدان کرد، امروز قدري مخدوش شده است. ما اين اعتماد را برگردانيم و اين بايد هدف مقدس ما باشد؛ اما اين اعتماد چگونه بايد برگردد. وي افزود؛ همه ما نظام، حکومت، دولت، مجلس، نيروهاي امنيتي، نظامي و انتظامي و مردم يعني به اصطلاح معترضان همه بايد در چارچوب قانون حرکت کنيم. اگر از قانون تجاوز کنيم ديگر هيچ مرزي نداريم. بايد با قانون مسائل مان را حل کنيم و همه به اين قانع باشيم. اگر کساني با بعضي از قوانين دلخوشي ندارند بايد سعي کنند اين قوانين اصلاح شود و هر وقت لازم است اين اشکالات روزي حل شود؛ اما چارچوب مان را قانون قرار دهيم. هاشمي رفسنجاني با بيان اينکه «اين اتفاقات در يک روز و يک شب انجام نمي شود و جرياني طولاني است»، گفت؛ ما بايد به گونه يي عمل کنيم و فضايي به وجود آوريم که همه افراد بتوانند آنجا حرف شان را بزنند. هر طرف منطقي، بدون دعوا و بدون مشاجره حرف بزنند. البته کار عمده در اين زمينه مربوط به صدا و سيماست که بايد انجام دهد زيرا مستمعين زيادتري دارد و ساير رسانه ها هم بايد اين کار را بکنند. بحث ها منطقي باشد، برادرانه و خواهرانه بنشينند و حرف شان را بزنند و دلايل شان را هم بگويند. بالاخره مردم در اين بين خودشان مي فهمند. طوري باشد که ما اين اعتماد را برگردانيم. وي با اشاره به فرصت پنج روزه مقام معظم رهبري به شوراي نگهبان براي رسيدگي به اعتراضات کانديداهاي معترض انتخابات رياست جمهوري تاکيد کرد؛ متاسفانه از اين فرصت که رهبري به شوراي نگهبان دادند و گفتند برويد عقلا و موجهين را بياوريد تا بررسي کنند و اعتماد مردم را جلب کنيم، استفاده خوبي نشد و من نمي خواهم بگويم تقصير چه کسي بود که نشد، اما نشد. به هر حال آن گذشت و ما از اين مرحله گذشته ايم و مرحله ديگري است. من فکر مي کنم براي آينده، براي اتحاد و براي جلوگيري از خطر نظام و حفظ ارزش هايي که انقلاب خلق کرده و براي بناي باشکوهي که امام(ره) آن را با خون شهدا و مجاهدات مردم و رزمندگان و براي اينکه اين نظام براي نسل هاي بعد بماند، مي توانيم در اين مقطع حرکاتي انجام دهيم. وي با بيان اينکه «اگر اين دو کار را بپذيريم که قانوني باشد و راه براي مناظره و مذاکره، مباحثه و استدلال باز باشد، شايد در مدت کوتاهي به قناعت برسيم» با صدايي بغض آلود خاطرنشان کرد؛ در اين فاصله بايد کارهاي ديگري هم بکنيم؛ لازم نيست در اين شرايط ما افرادي را به اين نامي که الان است در زندان داشته باشيم. اجازه بدهيم اينها بيايند و به خانواده هايشان برسند. نگذاريم به خاطر زنداني بودن يک عده دشمنان ما، ما را سرزنش و شماتت کنند. براي ما بخندند و براي ما نقشه بکشند. ما بايد اينقدر رشادت، حلم و صبر داشته باشيم که همديگر را تحمل کنيم. رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام ادامه داد؛ مساله بعد اين است که با آسيب ديدگان حوادثي که اتفاق افتاده همدردي و دلجويي شود، آنهايي که عزادارند هم به آنها تسليت بدهيم و هم دل آنها را دوباره به نظام نزديک کنيم، اين کار شدني است. کساني که وفادار به انقلاب باشند و ببينند نظام به سراغ شان مي رود، آنها زود با دل و جان شان با ما همراهي مي کنند. بايد اين کار را انجام دهيم و از آنها دلجويي کنيم. بايد سعه صدر داشته باشيم. وي خاطرنشان کرد؛ اينجا لازم نيست ما عجله داشته باشيم و لازم نيست ما خود را گرفتار کنيم. بگذاريد رسانه هايمان اگر با معيارهاي قانوني اجازه گرفتند، محدودشان نکنيم البته در حد قانون. ملاک بايد قانون باشد، نه رسانه ها انتظار داشته باشند بيش از اجازه قانوني عمل کنند و نه نظام از آنها توقع داشته باشد که حق قانوني شان را نديده بگيرند. همه با هم بگذاريم فضايي آرام و آزاد، انتقادي يا تاييدي هر دو به وجود بيايد. هاشمي رفسنجاني گفت؛ من فکر مي کنم اگر مسوولان، نيروهاي انتظامي، نظامي و امنيتي رعايت کنند همه ما عضو يک خانواده هستيم. همه آسيب ديده در راه انقلاب هستيم. همه جزء کساني هستيم که در جهاد طولاني دفاع مقدس سرمايه گذاري کرديم. همه در گلزارهاي شهدا شهيد داريم و همه در خانه هايمان جانباز داريم. چرا بايد ديگران از راه هاي دور براي ما نسخه بپيچند؟ ما خودمان هستيم. ما اينقدر عاقل نيستيم؟ ما اين مباني را نداريم؟ ما تجربه 30 سال اداره کشور را نداريم؟ ما علما را نداريم؟ مراجع ما که هميشه پشتيبان و حقيقتاً بدون توقع در حوزه هاي علميه در خدمت بودند، چرا بايد بعضي از آنها برنجند؟ بايد آنها را کنار خودمان حفظ کنيم. بايد به آنها متکي باشيم. امام جمعه موقت تهران تاکيد کرد؛ اگر ان شاءالله بتوانيم اين يکپارچگي را فراهم کنيم اميدوارم اين خطبه نماز جمعه شروع تحولي در آينده باشد و بتوانيم از اين مشکلي که مي شود متاسفانه اسم بحران روي آن گذاشت، به خوبي عبور کنيم و دوباره شاهد همدلي، همرزمي و همراهي و رقابت سالم، و هر کس را مردم خواستند، باشيم.

انتقاد از دولت چين

هاشمي رفسنجاني در بخش ديگري از سخنان خود نسبت به کشتار اخير مسلمانان در چين نيز ابراز تاسف کرد و گفت؛ من به دولت چين عرض مي کنم که از آنها انتظار مي رود بتوانند در مقابل مظالمي که به اين مردم وارد مي شود کار درستي انجام دهند. عده يي از نمازگزاران شعار مرگ بر چين سر دادند که هاشمي رفسنجاني گفت؛ شعار ندهيد. به دلايلي که شما هم مي دانيد و شرايط خاصي که در خيابان هاي اطراف دانشگاه تهران حاکم است، از شما مي خواهم شعار ندهيد. رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام در ادامه سخنان خود باز هم به انتخابات اخير رياست جمهوري اشاره کرد و افزود؛ در انتخاباتي که انجام شد ما خيلي خوب شروع کرديم و رقابت خوبي شکل گرفت. چهار نفري که از نظر شوراي نگهبان صالح معرفي شدند رقابت کردند و مردم هم به آزادي انتخابات اميدوار شدند و حضور بي سابقه يي داشتند. در اين شرايط همه چيز آماده ايجاد افتخاري بزرگ بود که ما بايد اين افتخار را مربوط به مردم بدانيم و بايد از همه آنها تشکر کنيم که آزادانه آمدند و در انتخابات شرکت کردند ولي اي کاش همان شرايط تا امروز ادامه داشت و امروز ما سربلندترين شرايط را مي توانستيم در جهان داشته باشيم ولي آن طور که مي خواستيم نشد. وي با طرح اين سوالات که «ما چه مي خواهيم؟ انقلاب اسلامي چه مي خواهد؟» خاطرنشان کرد؛ شما اين سخنان را از کسي مي شنويد که از پيش از شروع مبارزات قبل از انقلاب که توسط حضرت امام آغاز شد، لحظه به لحظه همراه انقلاب بوده است و صحبت از 60 سال پيش است؛ ما مي دانيم اساس تفکر امام(ره) چه بوده است. امام مي فرمايند آنچه من مي خواهم مردم است و هرچه مي توانيد بايد تلاش کنيد تا دل مردم را به دست بياوريد.

تصميمات غيرمنتظره احمدي نژاد
رحيم مشايي معاون اول، ثمره دستيار ارشد زريبافان رئيس بنياد شهيد،بذرپاش رئيس سازمان ملي جوانان

گروه سياسي؛ محمود احمدي نژاد، اسفنديار رحيم مشايي را به عنوان معاون اول خود در دولت جديد منصوب کرد تا مشايي در اولين گام تشکيل کابينه دهم با ارتقايي «معنادار» در دولت احمدي نژاد ابقا شود. احمدي نژاد اواخر هفته گذشته به مشهد رفت تا فارغ از اعتراض هايي که به نتيجه انتخابات مطرح شد و هنوز هم ادامه دارد پيش از تنفيذ حکم رياست جمهوري و آغاز رسمي کار، نخست جايگاه سه تن از دوستان و نزديکانش در کابينه بعدي را اعلام کند. بر اين اساس بود که «مسعود زريبافان» و «مجتبي ثمره هاشمي» دبير و مشاور مستعفي دولت به کابينه احمدي نژاد بازگشتند تا اولي به عنوان معاون رئيس جمهور و رئيس بنياد شهيد و مستضعفان جاي «دهقان» بنشيند و ديگري پس از چند ماه پر کار در قامت رئيس ستادهاي انتخاباتي احمدي نژاد در مقام جديدالتاسيس «دستيار ارشد»، احمدي نژاد را در دولت جديد همراهي کند. اما انتصابي که بيش از همه توجه محافل سياسي و رسانه يي را به خود جلب کرد حکم معاون اولي براي چهره جنجالي دولت نهم يعني اسفنديار رحيم مشايي معاون احمدي نژاد و رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري بود؛ چهره يي که بعد از رئيس دولت با گفته ها و تصميماتش با حاشيه هاي فراواني همراه بود تا جايي که دو غائله وي با نامه مسوولان ارشد نظام فيصله داده شد. اگرچه موضوعاتي از قبيل حضور در مراسم اجراي رقص در ترکيه، وعده ساخت هتل هاي پنج ستاره «به اندازه يي که نتوان آنها را شمرد»، مصاحبه با يک روزنامه خارجي و آزاد دانستن حجاب در ايران، حمل قرآن با حرکات موزون محلي در يکي از همايش هاي سازمان ميراث فرهنگي براي دولت احمدي نژاد دردسرساز شد اما ابراز دوستي او به مردم اسرائيل و الحاق سازمان حج و زيارت به مجموعه تحت مديريتش از جمله مواضع و تصميم گيري هايي بود که از سويي به خاطر بالا گرفتن حواشي و اعتراض ها به دخالت مستقيم مسوولان ارشد نظام انجاميد و از سوي ديگر جبهه بزرگي از منتقدان که عمدتاً از جناح راست بودند را مقابل وي بسيج کرد که البته در راس آن روحانيون مجلس، علماي بلندپايه و مراجع عظام تقليد بودند. در پس اين تصميم ها و موضع گيري ها بود که درخواست ها از احمدي نژاد براي عزل يا استعفاي وي بالا گرفت که البته هر کدام پس از ديگري از سوي رئيس دولت نهم رد مي شد. اگرچه برخي همسويان دولت معتقد بودند احمدي نژاد در کابينه جديد بايد عذر چهره هاي جنجال برانگيز را بخواهد يا در تصميم گيري به گونه يي عمل کند تا وعده «تغيير»ي که در نخستين نطق تلويزيوني اش بعد از انتخابات داده بود حداقل در چيدن کابينه نمودار شود اما چنين نشد و با نخستين انتصاب ها احمدي نژاد نه تنها آب پاکي را روي دست توصيه کنندگان ريخت بلکه نخستين انتصاب را به حاشيه سازترين چهره اختصاص داد تا موضع خود در مقابل منتقدان در دولت جديد را روشن کند.

اسفنديار رحيم مشايي نه تنها معاون و رئيس سازمان ميراث فرهنگي است بلکه در دولت نهم عهده دار رياست مرکز مطالعات جهاني شدن، جانشين رئيس جمهور در شوراي عالي ايرانيان خارج از کشور، عضو شوراي نظارت بر صدا و سيما، عضو شوراي فرهنگي دولت و عضو کميسيون هاي اقتصادي و فرهنگي دولت بود. اگرچه سابقه آشنايي محمود احمدي نژاد با مشايي به 30 سال گذشته بازمي گردد اما نزديکي اين دو در دوره چهارساله رياست جمهوري احمدي نژاد به اوج رسيد تا آنجا که علاوه بر احکام پي درپي رئيس دولت و حمايت هاي علني و غيرعلني اش از وي در سال 86، احمدي نژاد به منزل مشايي رفت تا با خواستگاري دختر او براي پسر بزرگش پيوندهاي کاري را با پيوندهاي خانوادگي استحکام بخشد؛ پيوندي که آنچنان محکم است که ظاهراً احمدي نژاد را بر آن داشته است تا نخستين تصميم گيري اش به عنوان «رئيس دولت دهم» را به او مقيد کند و با ارتقاي جايگاه وي در تصميمي که پيش از آغاز رسمي دوره جديد رياست جمهوري اش اتخاذ شده براي منتقدان اين پيام را ارسال کند که گوشش بدهکار اعتراضي نخواهد بود. حال اين اعتراض چه درباره انتخابات باشد و چه در اعتراض به تصميم گيري ها و انتصاب ها. اما اين تنها تصميم احمدي نژاد در روز پنجشنبه نبود. اگرچه انتصاب دوباره مجتبي ثمره هاشمي مشاور ارشد احمدي نژاد که براي سر و سامان دادن به کارهاي انتخاباتي وي استعفا داده بود چندان دور از ذهن به نظر نمي رسيد اما کمتر کسي فکر مي کرد انتصاب او با تعريف يک مسووليت جديد همراه شود. بنا بر تصميم احمدي نژاد «دستيار ارشد رئيس جمهور» عنواني است که قرار است چهار سال در پس نام مجتبي ثمره هاشمي تکرار شود؛ «مشاوري که به رئيس جمهور در سايه دولت نهم تعبير مي شد و بسياري معتقد بودند کارگرداني بسياري از تصميم هاي دولت نهم که بر زبان احمدي نژاد جاري مي شود از سوي وي هدايت مي شود. دوستي ثمره هاشمي با احمدي نژاد نيز قدمتي مشابه دوستي احمدي نژاد با مشايي دارد. اين سه از حدود 30 سال پيش دست همديگر را به نشانه دوستي و همکاري فشردند. سال 1360 زماني که احمدي نژاد به فرمانداري ماکو رسيد مجتبي ثمره هاشمي معاونت استانداري آذربايجان را عهده دار شد و اندکي بعد اسفنديار رحيم مشايي به آنان پيوست و به عنوان يکي از اعضاي شوراي تامين استان در کنار صادق محصولي حلقه يي را تشکيل دادند که بعدها به حلقه اروميه يي ها موسوم شد.» اين حلقه در سال 65 به غرب کشور مهاجرت کرد. در اين سال محمود احمدي نژاد به سمت معاون استانداري کردستان منصوب شد. اين در حالي بود که پرويز فتاح وزير فعلي نيرو، ديگر يار اروميه يي وي، مسووليتي در يکي از يگان هاي ويژه برون مرزي را برعهده گرفت. يگان فوق به سرپرستي صادق محصولي وزير فعلي کشور زير نظر قرارگاه رمضان به فرماندهي «سردار ذوالقدر» مشغول به کار بود. در همان زمان اسفنديار رحيم مشايي به عنوان «مسوول تدوين استراتژي نظام جمهوري اسلامي در خصوص اکراد ايراني» به فعاليت پرداخت تا زنجيره دوستي هاي اين حلقه گسسته نشود. اگرچه اين گروه کوشيد انسجام خود را در تمام سال ها حفظ کند اما رابطه محمود احمدي نژاد، مجتبي ثمره هاشمي و صادق محصولي که سابقه آشنايي شان به دوره دانشجويي در دانشگاه علم و صنعت بازمي گشت، قوام و قصه يي ديگر يافت و به عنوان هسته مرکزي اين گروه ارتباط خود را هر روز مستحکم تر از گذشته ساخت. با پايان يافتن جنگ، «صادق محصولي» تجارت پيشه کرد، احمدي نژاد استاندار اردبيل شد و فتاح مديريت امور قراردادي پروژه هاي عمراني قرارگاه سازندگي خاتم الانبيا را بر عهده گرفت. در اين اثنا بود که مجتبي ثمره هاشمي به سفارش «صادق محصولي» باجناق «علي اکبر ولايتي» وزير امور خارجه وقت به اين وزارتخانه راه يافت و بعد از مدت کوتاهي به سمت مديرکلي اداره گزينش اين وزارتخانه منصوب شد. اگرچه اين حلقه فراز و فرود بسياري را تجربه کرد و دوستان صميمي گاه گرد هم آمدند و گاه به حکم پيشه از هم جدا ماندند اما دست تقدير «دوستان 30 ساله» را دوباره به سوي هم هدايت کرد و آن وقتي بود که محمود احمدي نژاد توانست در کسوت شهردار تهران کليد پايتخت را به دست بگيرد و همان موقع بود که «حلقه اروميه» در خيابان بهشت مستقر شد. با فتح پاستور نوبت به اداي دين احمدي نژاد رسيد. وي که حالا رداي رياست جمهوري ايران را بر دوش خود مي ديد، ياران قديم را نزد خود فراخواند. فتاح وزير نيرو شد، اسفنديار رحيم مشايي به معاونت احمدي نژاد و رياست بر سازمان ميراث فرهنگي منصوب و صادق محصولي براي تصاحب کرسي وزارت نفت به مجلس معرفي شد. در اين حيص و بيص بود که ثمره هاشمي تنها سمت عالي ترين مشاور احمدي نژاد را پذيرفت و تصميم گرفت پشت پرده برخي تصميم هاي دولت را هدايت کند. شايد همين حضور پشت پرده بود که به شايعاتي پيرامون وي دامن زد تا آنجا که برخي سايت هاي خبري مدعي شدند محمود احمدي نژاد در نماز به ثمره اقتدا مي کند. شرايط اما به ميل مجتبي ثمره هاشمي پيش نرفت و وي ناچار شد براي تصدي پستي اجرايي اتاق کار احمدي نژاد را به مقصد برج وزارت کشور ترک کند و تازه در اين هنگام بود که از مرد شماره دو کابينه رونمايي شد؛ حضوري که مستدام نماند. شهريور سال 86 در حالي که هنوز حضور ثمره در وزارت کشور به يک سال نرسيده بود، به دستور مستقيم احمدي نژاد، عليرضا افشار به مصطفي پورمحمدي وزير وقت کشور معرفي شد تا در اتاق ثمره هاشمي مستقر شود. به اين ترتيب ثمره هاشمي به اتاق کارش در پاستور بازگشت تا پشت درهاي بسته همراه صادق محصولي که از تصدي وزارت نفت بازمانده بود، زوج ارشد مشاوران رئيس دولت نهم را تشکيل دهند. با استيضاح «علي کردان» دومين وزير کشور دولت نهم، احمدي نژاد صادق محصولي گزينه يي که يک بار با «نه» مجلس هفتم پشت در بسته وزارت نفت مانده بود را تحت عنوان وزير پيشنهادي کشور روانه مجلس هشتم کرد تا مجلسي که تمام رمقش را براي استيضاح کردان گذاشته بود، محصولي را با رايي شکننده «وزير» وزارتخانه يي کند که انتخابات رياست جمهوري دهم که احمدي نژاد يکي از کانديداهاي اصلي آن است را برگزار کند. چند ماهي از انتصاب محصولي نگذشته بود که مجتبي ثمره هاشمي استعفاي خود را تقديم رئيس جمهور کرد تا حلقه اروميه يي ها تمام قواي خود را براي تمديد رياست جمهوري احمدي نژاد و حفظ سنگر پاستور بسيج کند؛ کوششي که ظاهراً به ثمر رسيد و حالا نوبت به اداي دين دوباره احمدي نژاد رسيد تا وي از اين حلقه نخست ثمره هاشمي و رحيم مشايي را به دستيار ارشدي و معاون اولي منصوب کند تا فعاليت آنان در جايگاهي مصون از راي اعتماد و استيضاح ادامه يابد. در همين راستا بود که پرويز داودي معاون اول احمدي نژاد که حال کرسي خود را به مشايي پيشکش شده مي بيند به عنوان مشاور رئيس جمهور برگزيده شد. و حميد بقايي جانشين مشايي در سازمان ميراث فرهنگي خواهد شد.
با انتصاب علي اکبر صالحي صورت گرفت
پايان رياست آقازاده بر سازمان انرژي اتمي

فرشته صالحي؛ غلامرضا آقازاده معاون رئيس جمهوري و رئيس سازمان انرژي اتمي ايران اول تيرماه و چند روز پس از انتخابات رياست جمهوري 22 خرداد ماه، با نوشتن استعفاي خود به 12 سال سکانداري و هدايت فني و حقوقي خود بر برنامه هسته يي ايران خاتمه داد. تنها چند ساعت پس از اعلام رسمي اين خبر از سوي آقازاده احمدي نژاد نيز جايگزيني علي اکبر صالحي نماينده پيشين ايران در آژانس بين المللي انرژي اتمي را اعلام کرد. موضوع استعفاي آقازاده و پذيرش آن يک روز پس از انتقاد پرويز فتاح وزير نيرو درباره راه اندازي نيروگاه اتمي بوشهر و در حالي مطرح مي شود که کمتر از يک ماه به پايان دولت نهم باقي مانده است.در واقع استعفاي مرد فني شماره يک برنامه هسته يي ايران نخستين استعفا پس از انتخابات رياست جمهوري و نخستين تغيير در کابينه دولت دهم محسوب مي شود؛ تغييري که آقازاده خود براي آن پيشقدم بوده است. آقازاده که بيست و چهارم اسفندماه 1327 در شهرستان خوي واقع در استان آذربايجان غربي و در خانواده يي مذهبي متولد شد،30 سال است که به طور مداوم در مسووليت هاي خطير و حساسي ايفاي نقش کرده و در زمره مسوولان کم حاشيه نظام محسوب مي شود. او اگرچه مديري اجرايي و کم حرف است اما در پشت پرده بسياري از تصميم گيري هاي مهم در حوزه هاي مسووليتش چه در وزارت نفت و چه سازمان انرژي اتمي نقش موثري ايفا کرده است.آقازاده اگرچه گرايش هاي سياسي خود را به صورت علني بيان نمي کرد اما نگاهي بر سه دهه فعاليت هاي اجرايي او، مبين نزديکي او با شخصيت هاي طراز اول نظام در دوره هاي مختلف همچون ميرحسين موسوي، هاشمي رفسنجاني و سيدمحمد خاتمي است. ويژگي هاي شخصيتي وي و اينکه تعيين رئيس سازمان انرژي اتمي با تاييد رهبري بوده است، موجب شد آقازاده تنها چهره يي در دولت نهم باشد که تغيير نکند.آقازاده که داراي مدرک کارشناسي رشته رياضي در سال 1349 و مهندسي علوم کامپيوتر در سال 1354 است، با تشکيل جمعيت مسلمانان مبارز، فعاليت هاي سياسي خود را تشکيلاتي کرد و سپس براي تحصيلات تکميلي به امريکا رفت و به عضويت کنفدراسيون دانشجويان درآمد اما در سال 1354 به ايران بازگشت و براي پيروزي انقلاب اسلامي تلاش کرد. وي از اعضاي فعال حزب جمهوري اسلامي بود و در سال 1358 که ميرحسين موسوي روزنامه جمهوري اسلامي را اداره مي کرد، مدير داخلي اين روزنامه بود. در سال 1359، هنگامي که موسوي در دولت محمدجواد باهنر وزير امور خارجه شد، به عنوان معاون امور اقتصادي و سرمايه گذاري دستگاه ديپلماسي منصوب شد و دو سال بعد با نخست وزير شدن موسوي به معاونت اجرايي نخست وزير رسيد.وي در اواخر سال 1360 مسووليت فروش نفت در بازارهاي خارجي را بر عهده داشت و همزمان ستاد بسيج اقتصادي کشور را سرپرستي مي کرد. در دومين دوره نخست وزيري موسوي يعني از سال 1364 تا سال 1376 - پايان دوران هشت ساله رياست جمهوري هاشمي رفسنجاني - به مدت 12 سال سکان وزارت نفت را بر عهده گرفت. هاشمي رفسنجاني اگر چه حدود 80 درصد اعضاي کابينه موسوي را در دولت خود حفظ کرد اما براي وزير نفت خود شروطي گذاشت که اولاً توليد نفت را که در جنگ آسيب جدي ديده بود به توليد اوايل انقلاب يعني حدود شش ميليون بشکه برگرداند و ثانياً گاز را جايگزين نفت کند.

وي همچنين قرار گذاشته بود صنعت پتروشيمي نيز توسعه يابد و با اين شروط بود که تيرماه 1368، آقازاده به عنوان وزير نفت دولت سازندگي معرفي شد. او ظرفيت توليد نفت ايران را به حدود چهار ميليون بشکه در روز رساند تا اينکه بيژن نامدار زنگنه اين پست را در دوره رياست جمهوري خاتمي از او تحويل گرفت. پس از روي کار آمدن دولت خاتمي در دوم خرداد 1376، آقازاده پس از 16 سال تجربه در حوزه مديريت نفت، گاز و پتروشيمي به رياست سازمان انرژي اتمي برگزيده شد و در پي تشکيل شوراي فناوري هاي پيشرفته در سال 76 که سرآغاز طرح جامع برنامه هسته يي ايران بود، توانست ساخت تاسيسات عظيم غني سازي نطنز و مجتمع آب سنگين اراک و تکميل پروژه يوسي اف اصفهان يا همان فناوري تبديل اورانيوم را به کمک همکارانش به سرانجام برساند. به اين ترتيب او روز پنجشنبه در شرايطي پست رياست سازمان انرژي اتمي را به جانشين خود تحويل داد که بيش از هفت هزار سانتريفوژ در نطنز نصب شده، مجتمع آب سنگين اراک و يو سي اف اصفهان نيز به بهره برداري رسيده و اکنون در حال فعاليت است؛ پروژه هايي چون رآکتور تحقيقاتي اراک نيز در حال تکميل شدن است و ساخت رآکتور 360 مگاواتي دارخوين نيز آغاز شده است. نيروگاه اتمي بوشهر هم در مقايسه با 12 سال پيش از پيشرفت هاي فني بسيار وسيعي برخوردار شده و به گفته مقامات سازمان انرژي اتمي اکنون در مراحل نهايي پيش راه اندازي به سر مي برد اما هنوز تا مرحله بهره برداري به نظر مي رسد راه پرفراز و نشيبي دارد. اگرچه آقازاده در سال 1385 در سفر به مسکو در شديدترين انتقاد علني از روسيه اظهار داشت اگر در زمان انعقاد قرارداد تکميل نيروگاه اتمي بوشهر با روسيه حضور مي داشت، تکميل اين نيروگاه را توصيه نمي کرد اما بر کسي پوشيده نيست که به رغم همه پيشرفت هاي فني و ادعاهاي روسيه، راه اندازي و بهره برداري اين نيروگاه در گرو مسائل و تحولات سياسي به ويژه در پرونده هسته يي است.

در هر حال شايد استعفاي آقازاده همچنان که يک سال قبل، هنگامي که در محفلي خصوصي از او سوال شده بود آيا حاضر است در صورت تداوم دولت کنوني در سمتش باقي بماند، به بيان اين جمله بسنده کرده بود که «به درخواست رهبري در اين سمت باقي مانده است». آقازاده معتقد بود حل بسياري از مسائل در عراق، افغانستان و لبنان از طريق مذاکره ايران و غرب امکان پذير است و نقش موثر ايران در اين تحولات مي تواند راه را براي موضوع هسته يي بگشايد و از فشارهاي سياسي بکاهد.

آقازاده اگرچه در مذاکرات با غرب شخصاً حضور نداشت و همواره معاون وي محمد سعيدي نمايندگي اش را در اين مذاکرات بر عهده داشت اما در مذاکرات فني و حقوقي با آژانس و غرب نقش موثري داشت تا جايي که در اوايل دولت نهم برخلاف احمدي نژاد که به مذاکرات سياسي با غرب اعتقادي نداشت، همپاي علي لاريجاني دبير وقت شوراي عالي امنيت ملي و مسوول وقت مذاکرات هسته يي براي به ثمر نشستن مداليتي يا همان برنامه عمل به منظور حل مسائل فني باقيمانده در پرونده هسته يي کوشيد. البته آقازاده در اوج رقابت هاي انتخاباتي 22 خرداد و جدال دولت نهم بر سر برنامه هسته يي و انتقاداتش از دولت هاي گذشته سکوت اختيار کرد. آقازاده همچنين عضو حقيقي مجمع تشخيص مصلحت نظام است و گفته مي شود از اين پس پست دولتي نخواهد داشت. در هر حال چندين ساعت پس از انتشار خبر پذيرش استعفاي آقازاده، احمدي نژاد در مشهد از انتصاب علي اکبر صالحي به سمت معاونت خود و رياست سازمان انرژي اتمي ايران خبر داد. علي اکبر صالحي نماينده پيشين ايران در آژانس بين المللي انرژي اتمي در دولت هشتم است که رياست بر دانشگاه صنعتي شريف را طي سال هاي 1361 تا 1368 نيز در کارنامه خود دارد. صالحي که داراي دکتراي فيزيک هسته يي است و تحصيلاتش را در موسسه فني ماساچوست امريکا گذرانده است اگرچه در سي ام دي ماه 1382 به دليل انتقاد هاي صريح از ضعف و ناتواني تيم وقت مذاکره کننده هسته يي برکنار شد اما در اواخر مسووليتش از سوي کمال خرازي وزير خارجه وقت دولت خاتمي به عنوان مسوول امضاي پروتکل الحاقي تعيين شد و اين پروتکل را از سوي دولت داوطلبانه امضا کرد؛ پروتکلي که بارها و بارها احمدي نژاد و حاميانش دولت خاتمي را به خاطر امضا و اجراي داوطلبانه آن سرزنش کردند. صالحي پس از برکناري از سمتش در آژانس بين المللي انرژي اتمي به سمت مشاور علمي و بين المللي خرازي منصوب شد و در شهريور 1384 در اولين سفر احمدي نژاد به نيويورک در تيم 10نفره همراه وي حضور داشت و در مهرماه همان سال به عنوان معاون دبيرکل سازمان کنفرانس اسلامي به جده در عربستان سعودي رفت که چندي است ماموريتش پايان يافته است. وي علاوه بر عضويت در هيات علمي دانشگاه صنعتي شريف، عضو انجمن هسته يي و استاد فيزيک هسته يي دانشگاه شهيد بهشتي است. صالحي در اوايل سال 82 در جمعي دوستانه در انتقادي صريح گفته بود؛ «وقتي زمزمه هايي از موضوع ايران در آژانس مطرح شد بنده در جلسات مکرر با آقايان خاتمي و روحاني از قريب الوقوع بودن هجمه همه جانبه غربي ها عليه برنامه هسته يي کشورمان اظهار نگراني مي کردم و از اين دوستان تقاضا مي کردم هر چه سريع تر تيم ديپلماتيک قوي را به همراه اينجانب رهسپار وين کنند اما اين آقايان فقط مي گفتند؛ آقاي صالحي دچار توهم شده ايد.» صالحي همچنين در برنامه گفت وگوي ويژه خبري شبکه دوم سيما در سال 83، صدور قطعنامه شديداللحن آژانس عليه ايران را ناشي از خواب بودن تيم مذاکره کننده هسته يي ايران دانسته و گفته بود؛ متاسفانه تيم مذاکره کننده ايران در قرارداد پاريس موضوعاتي را پذيرفتند که حتي فراتر از قطعنامه درخواستي شوراي حکام بود و حتي تعليق را بدون محدوديت پذيرفتند و تازه پس از مطرح شدن فعاليت هاي تحقيقاتي هسته يي، دوستان از خواب بيدار شدند. وي با اشاره به عکس العمل رسانه هاي کشورهاي مختلف درباره عملکرد تيم ديپلماسي ايران در زمينه 20 سانتريفوژ تحقيقاتي گفته بود؛ خنده همه از عملکردها در مساله سانتريفوژهاي تحقيقاتي درآمده است. صالحي با اشاره به اظهارات تيم مذاکره کننده هسته يي که عنوان کرده اند اين سانتريفوژها پلمب نمي شود، اما از آنها استفاده نيز نمي کنيم، اظهار داشته بود؛ مگر اينجا موزه است که سانتريفوژها در آن به نمايش درآيد؟ وي همچنين گفته بود؛ عنوان تعليق در ديگر قطعنامه ها و اظهارات مختلف البرادعي ذکر شده و نبايد ذکر شدن آن يک مساله جديد و پيروزي تلقي شود. اينک با توجه به پيامدهاي انتخابات 22 خرداد و نيز تحولات سياسي بين المللي به رغم آنکه صالحي وارث دستاوردهاي فني ارزشمندي است، اما براي تکميل و توسعه آن راه پرفراز و نشيبي را به همراه دارد. او که به دليل انتقادات صريح و بي پرده در دولت قبل کنار گذاشته شد آيا همان رويه را در دولت دهم ادامه خواهد داد يا اينکه صرفاً يک مجري در برنامه هسته يي خواهد بود. آيا او در سازمان انرژي اتمي دست به تغيير و تحولات اساسي خواهد زد يا اينکه با معاونان و مديران کنوني، برنامه هاي خود را پيش مي برد و آيا تغييرات او جنبه سياسي دارد يا صرفاً تخصصي و به منظور افزايش راندمان کار خواهد بود و آيا او خواهد توانست برنامه فني تدوين شده سلف خود را به نقطه مطلوب برساند و قادر خواهد بود کليد نيروگاه اتمي بوشهر را در آشفته بازار تحولات سياسي از همتاي روسي خود بگيرد؟

احمدي مقدم؛ پرونده قتل ندا به وزارت اطلاعات واگذار شد


گروه اجتماعي؛فرمانده نيروي انتظامي جمهوري اسلامي درباره پرونده قتل «ندا آقاسلطان» و آخرين نتايج به دست آمده در اين زمينه گفت؛ اين پرونده به وزارت اطلاعات واگذار شده و کارآگاهان جنايي آگاهي هم به اين وزارتخانه مامور شده اند و نيروهاي تشخيص هويت ناجا هم در اين رابطه همکاري دارند.سردار اسماعيل احمدي مقدم شامگاه چهارشنبه در سفر به همدان گفت؛ در خصوص امنيت اخلاقي که بيشتر مساله جلوگيري از توسعه باندهاي فساد و مظاهر مفاسد اخلاقي در اولويت کاري بوده، گشت هاي ارشاد يکي از ابزارها براي پيشگيري است که در صورت نتيجه بخش بودن روش هاي فرهنگي نيازي به اين گشت ها نيست.
به ياد اسماعيل فصيح
جاي خالي يک نويسنده منحصر به فرد

کاوه ميرعباسي



اسماعيل فصيح در ادبيات معاصر و تاريخ داستان نويسي ما يک نمونه منحصر به فرد است. نه اينکه اين جايگاه نتيجه يک قضاوت کيفي درباره آثارش باشد بلکه به گمان من فصيح را بايد از چندين و چند زاويه ديد تا ارزش و قدر کارش را دريافت. من مجموعه آثارشان را مي پسندم اما براي هر خواننده جدي و حرفه يي داستان نويسي فارسي شايد اين آشکار باشد که کيفيت مجموعه آثارش يکدست نيست. آثار بسيار خوبي دارد مثل «زمستان 62» و «ثريا در اغما» و رمان هاي خوب ديگري چون«سوگ سياوش»، «شهباز و جغدان»، «دل کور» و «داستان جاويد». در مقابل آثار ديگر فصيح به خصوص آنها که در نخستين سال هاي نويسندگي نوشته مثل «شراب خام» غيرخام و نامنسجمند و مثل کارهاي اول، آخرين آثارش هم لابد به دليل کهولت سن رو به افت گذاشته اند. با اين همه کارنامه اسماعيل فصيح به عنوان يک رمان نويس گوياي آن است که نامش قطعاً در ادبيات معاصر ما ماندگار خواهد شد و جايش را به کس ديگري نخواهد داد چرا که سبک و سياق داستانگويي اش هم تقريباً منحصر به خودش است. از مصداق هاي اين سبک و سياق يکي خلق شخصيتي است به نام جلال آريان که از شراب خام تا آخرين اثر فصيح در رمان هايش حضور دارد و رفته رفته همپاي نويسنده سنش بالا مي رود و پيش مي آيد. تکرار يک شخصيت در چند رمان نمونه هاي ديگري هم دارد مثلاً کسراي جعفر

مدرس صادقي يا خالد احمد محمود. ولي خصلت خاص کار فصيح آن است که جلال آريان را در طول يک عمر پي گرفته است.

آريان خويشتن ديگر خود اسماعيل فصيح است. به قول فرنگي ها «ال ترکوي» فصيح. اگر فصيح نويسنده و مترجم است جلال آريان کارآگاه که نه اما دست کم کاوشگري است که سرش درد مي کند براي پي گرفتن ماجراها و داستان ها. در «داستان جاويد» جلال آريان سي و يکي دوساله است، زمان نگارش اثر 1347 است يعني نويسنده هم دست بالا يکي دو سالي بزرگ تر از جلال آريان است. از آن پس آريان در کتاب ها همپاي فصيح در زندگي حقيقي پيش مي آيد و سن و سالش بالا مي رود. تا اينکه در «عشق و مرگ» که شايد ديگر رمان نباشد و بهتر باشد آن را زندگينامه فصيح بدانيم جلال آريان 60 ساله است. هر دو همسر اول شان را از دست داده اند. اين جلال آريان به جز اينکه شبيه اسماعيل فصيح است همزاد کارآگاهان امريکايي رمان هاي سياه هم هست. اسماعيل فصيح در نحوه قصه گويي تحت تاثير ريموند چندلر است. اين است که جلال آريان هم مي شود فيليپ مارلوي وطني، منتها نه شخصيت بي اصل و نسب و ريشه و پادرهوا، اتفاقاً جلال آريان خيلي اينجايي و ايراني است. خلاصه آنکه با وجود ايراني نوشتن و ساختن فضاهاي بومي و انسان هاي اينجايي يک جور پس زمينه رمان غربي و به خصوص امريکايي در سليقه و نگاه داستان نويسي اش مشهود بود.

در رمان هاي ديگرش، خانواده آريان هم حضور دارند. پدر خانواده دو زن داشته، جلال سه برادر دارد و يک خواهر که اينها را در رمان «دل کور» مي خوانيم. در اين اثر با يک پيرنگ پليسي مواجهيم. يک نکته قابل توجه ديگر درباره اسماعيل فصيح اين است که او تنها نويسنده ايراني است که ژانر گوتيک را تجربه کرده. اين تجربه رمان درخشان «داستان جاويد» است که تمام خصوصيات رمان گوتيک را دارد. مکان ها، سردابه هاي تاريک و نمور و ترسناک، رفتارهاي شقاوت آميز و راز و رمز شخصيت ها. من در تاريخ رمان نويسي فارسي اثر ديگري که اينقدر در قالب گوتيک بگنجد، سراغ ندارم.

دو رمان مهم جلال آريان يعني «ثريا در اغما» و «زمستان 62» از نظرهايي با ديگر آثارش متفاوت است. اين دو رمان پيرنگ پليسي و معمايي ندارند. «ثريا در اغما» در خارج از کشور مي گذرد و تصويري است از زندگي روشنفکران خارج نشين ايراني در سال هاي آغازين جنگ. و «زمستان62» جنگ را تصوير مي کند يعني جنبه اجتماعي و تحليلي اثر در اينجا غالب است. در هر دو اثر متوجه مي شويم يک نوع تجربه زيسته ارزشمند، رئال، دقيق و تيزهوشانه پشت اين داستان هاست. به همين خاطر است که اين دو رمان گوشت و خون دارند. امتياز ديگر اين دو اثر آن است که اسماعيل فصيح هرچند شيرين اما در بيشتر آثار شلخته مي نوشت. تنها در اين دو اثر است که شلختگي وجود ندارد يا توي چشم نمي زند. در يکي يک برهه تاريخي را با هنرمندي تصوير کرده و در ديگري يک قشر را که تقريباً از نظر دور مانده بود.

گفتاري از محمد علي سپانلو براي اسماعيل فصيح
همين شهر، همين مردم، همين خيابان ها

اگر هدايت و چوبک را به عنوان نسل اول رمان نويسان ايران در نظر بگيريم در نسل بعدي مي توان از اسماعيل فصيح در کنار محمود دولت آبادي، احمد محمود، گلشيري و سيمين دانشور به عنوان يکي از برجسته ترين رمان نويس ها نام برد.

ويژگي هاي خاص رمان هاي اسماعيل فصيح زندگي شهري است. معمولاً اغلب قصه هاي ما در شهرهاي دورافتاده يا روستاها مي گذرد. يا مکان و زمان فرضي است يا مکان و زمان دورافتاده است، اما پرداختن به همين شهر، همين خيابان ها و همين مردم از ويژگي هاي ممتاز رمان نويسي اسماعيل فصيح است. کتاب «زمستان 62» فصيح بهترين سند درباره جنگ ايران و عراق است. در عين حال اسماعيل فصيح به دليل علاقه به ادبيات پليسي امريکا به خلق رمان هاي پرحادثه و جذاب هم اشراف داشت.

رمان هايي مثل «درد سياوش» يا «شراب خام» از رمان هاي پرحادثه او هستند.

من معتقدم با مرگ او نسل دوم ادبيات يکي از بهترين و برجسته ترين رمان نويسان خودش را از دست داد.

عناوين اين صفحه
نمازجمعه تاريخي تهران
تصميمات غيرمنتظره احمدي نژاد
پايان رياست آقازاده بر سازمان انرژي اتمي
احمدي مقدم؛ پرونده قتل ندا به وزارت اطلاعات واگذار شد
جاي خالي يک نويسنده منحصر به فرد
همين شهر، همين مردم، همين خيابان ها

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام