پنج شنبه، 25 تير 1388 - شماره 2002
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه نخست
دلجويي ميرحسين از خانواده سهراب اعرابي
کروبي نيز ديشب به ديدار خانواده اعرابي رفت

 

مهدي کروبي کشته شدن سهراب اعرابي تاسف برانگيز است


گروه سياسي؛ ميرحسين موسوي همانند دوران انتخابات در کنار همسرش زهرا رهنورد، سه شنبه شب هفته جاري دقايقي را ميهمان خانواده «سهراب اعرابي» بود؛ جوان 19ساله يي که پس از راهپيمايي ميليوني آرام و مسالمت آميز حاميان مهندس موسوي در روز 25 خرداد، جان خود را از دست داده است.يکي از دو کانديداي اصلاح طلبان در انتخابات رياست جمهوري دهم که به همراه مهدي کروبي و حاميان پرشمار خود به نتايج اعلام شده از سوي ستاد انتخابات کشور دولت نهم معترض هستند، ساعت 30/9 سه شنبه شب براي ابراز همدردي و اعلام مراتب تاسف و تالم خود به همراه رهنورد به منزل اعرابي ها در شهرک آپادانا رفتند و ميرحسين با ديدن تاثر مادر «سهراب» تاکيد کرد؛ «اجازه نخواهم داد خون اين جوانان پايمال شود.» ميرحسين که با حالي متاثر به سخنان خانم فهيمي گوش فرا مي داد، سخنان کوتاهي را نيز ايراد کرد. نخست وزير محبوب امام و ملت در دوران دفاع مقدس از يک «راه بي برگشت» سخن گفت؛ «ان شاءالله اين راه پي گرفته شود و همه ما در اين مسير به پيش رويم. اين يک راه بي بازگشت است. ما بايد فضاي امني براي جوانان مان فراهم کنيم.» کانديداي اصلاح طلبان در انتخابات، «سهراب» را يک نماد دانست و تاکيد کرد؛ «خانواده هاي آسيب ديده زيادي هستند که بعضي را مي شناسيم و بعضي را نمي شناسيم که به دنبال بچه هاي خود هستند.»موسوي در ادامه اين ديدار به خانواده اعرابي اطمينان داد در پيگيري ماجراي شهادت سهراب و ساير شهداي درگيري هاي اخير در کنار آنها خواهد ماند و خانواده هاي داغدار را تنها نخواهد گذاشت. نکته جالب توجه اما اين بود که اهالي محل که از حدود يک ساعت قبل، از حضور ميرحسين و رهنورد در خانه اعرابي ها مطلع شده بودند به بستگان و دوستان خود خبر داده و ازدحام جمعيت به حدي شد که امکان گفت وگوي طولاني ميان ميرحسين و خانواده اعرابي ميسر نشد.مردم در مقابل منزل سهراب با سر دادن شعار «يا حسين، ميرحسين» و «موسوي، موسوي حمايتت مي کنيم»، ضمن اعلام حمايت خود از ميرحسين موسوي از کانديداي خود خواستند نگذارد حقوق معترضان و ملت ايران پايمال شود.ميرحسين موسوي پيش از اين نيز با خانواده يکي ديگر از کشته شدگان در ناآرامي هاي تهران ديدار و از آنها دلجويي کرده بود.سهراب اعرابي جوان 19ساله يي از حاميان ميرحسين بود که پس از راهپيمايي مسالمت آميز روز 25 خرداد، در ميان هفت نفري بود که حوالي ميدان آزادي مورد اصابت گلوله قرار گرفت.وي همان روز جان خود را از دست داده و آن گونه که مادرش گفته، جسد وي چهار روز بعد يعني 29 خرداد به پزشکي قانوني تهران تحويل شده است. آن گونه که پروين فهيمي مادر سهراب به بي بي سي گفته خانواده سهراب تا پيش از مطلع شدن از مرگ فرزندشان در روز بيستم خرداد گمان مي کردند وي در زندان است؛ «به تمام مراکز قانوني که مراجعه کردم احتمال اين را داده بودند که صددرصد در اوين است و برخي (نهادهاي قانوني) تاکيد کردند فرزندم در بندهايي زنداني است که ما دسترسي نداريم.»او درباره نحوه اطلاع از مرگ فرزندش که قرار بوده در کنکور سراسري امسال شرکت کند نيز گفته شکايتي را در آگاهي تهران به ثبت رسانده مبني بر اينکه سهراب مفقود شده است. از او مي خواهند براي شناسايي عکس ها به آگاهي برود و وي در آنجا از ميان عکس هاي ديگر توانسته عکس جسد فرزند خود را شناسايي کند.فهيمي عضو گروه مادران صلح - جمعي از فعالان زنان که براي ترويج صلح در ايران و جهان گرد هم آمده اند - بوده و در روز خاکسپاري سهراب نيز جمع زيادي از دوستان وي و اعضاي نهادهاي مدني حضور داشتند. پيکر او در روز بيست و دوم تير در بهشت زهرا(س) به خاک سپرده شد.پروين فهيمي در حالي در کنار ساير خانواده هاي آسيب ديده در جريان اعتراضات به نتيجه انتخابات رياست جمهوري دهم اعلام کرده «موسوي همراه ماست و نمي گذارد حقوق ما پايمال شود» که برخي رسانه هاي حامي دولت و چند روزنامه تندرو مشهور مدتي است با کليد زدن برخي جريان سازي ها، تلاش مي کنند سوء مديريت برخي در مواجهه با اعتراضات را به موسوي، خاتمي و کروبي نسبت دهند و البته به طور خاص تر انگشت اتهام را به سوي «ميرحسين» گرفته اند. استقبال پر شور بخش هاي مختلف مردم، نخبگان و فعالان سياسي از تشکيل جبهه سياسي مهندس موسوي در کنار ابراز احترام خانواده هاي آسيب ديدگان و بازداشت شدگان اخير به «ميرحسين»، از ديد صاحب نظران به معناي بي ثمر بودن پروژه «حمله» به مهندس موسوي ارزيابي شده است. مهدي کروبي نيز اوايل هفته جاري به ديدار خانواده هاي مصطفي تاج زاده، سعيد حجاريان، محسن امين زاده، شهاب الدين طباطبايي، هنگامه شهيدي و محمد قوچاني رفته و از پيگيري هاي خود جهت تعيين وضعيت و آزادي فعالان اصلاح طلب خبر داده بود.

حضور مهدي کروبي در خانه سهراب

ديگر کانديداي اصلاح طلبان در انتخابات رياست جمهوري دهم نيز شب گذشته براي تسلاي خاطر خانواده سهراب راهي منزل آنها شد و نسبت به اين اتفاق ابراز تاسف کرد. مهدي کروبي ابتدا از فعاليت ها و علاقه هاي سهراب اعرابي پرسيد و اطلاعات کاملي در خصوص وي به دبير کل حزب اعتماد ملي داده شد که شيخ را متاثر ساخت. او در سخنان کوتاهي، از نحوه برخورد با اعتراضات مردمي و فعالان سياسي اصلاح طلب انتقاد کرد و کشته شدن سهراب را تاسف برانگيز خواند؛«انتخاباتي برگزار شد که مردم نسبت به نتيجه آن معترض بودند و با برگزاري راهپيمايي آرام خواهان احقاق حق خود بودند ولي متاسفانه عده يي به گونه يي ديگر پاسخ اعتراضات مردم را دادند ولي آيا بايد پاسخ اينگونه داده مي شد؟»همچنين نزديکان خانواده اعرابي از ديدار سه شنبه شب علي شکوري راد عضو شوراي مرکزي حزب مشارکت و از اعضاي ستاد مهندس موسوي در انتخابات خبر دادند. برخي از فعالان اجتماعي حقوق زنان، تشکل هاي دانشجويي دموکراسي خواه و قشرهاي مختلف مردم نيز براي ابراز همدردي و تاکيد بر تداوم مسير در کنار کانديداهاي معترض و رهبران اصلاحات به ديدار خانواده اعرابي رفتند.

 

گفت و گو با شاهدان عيني و روستائيان منطقه سقوط هواپيما
پرواز مرگ

اسامي 168 قرباني سقوط هواپيماي کاسپين در «اعتماد» امروز

بازمانده هواپيما را با بيل جمع کردند
گروه حوادث؛ چند ساعت پس از آنکه محمدعلي ايلخاني بر مسند سرپرستي سازمان هواپيمايي کشوري تکيه زد يکي از تلخ ترين سوانح هوايي ايران با مرگ 168 سرنشين يک فروند توپولف رقم خورد. هنوز علت اين حادثه که در روستايي در حوالي قزوين به وقوع پيوست مشخص نشده و اظهارنظرهاي ضد و نقيضي در اين باره به گوش مي رسد. اين واقعه يک روز بعد از مراسم توديع کاپيتان خانلري و معرفي محمدعلي ايلخاني به عنوان سرپرست سازمان هواپيمايي رقم خورد و خلبان توپولف متعلق به شرکت کاسپين نتوانست مسافران خود را از تهران به ايروان برساند. بروز نقص فني در اين هواپيما تاييد نشده اما شاهدان عيني به خبرنگار اعتماد در قزوين گفته اند توپولف قبل از سقوط دچار آتش سوزي شده بود. کاپيتان شيراکبري ساعت 33/11 صبح ديروز با اجازه برج مراقبت فرودگاه امام خميني(ره) هواپيماي توپولف متعلق به شرکت کاسپين را به حرکت درآورد تا 40 تبعه ارمنستان و 130 مسافر ايراني را به ايروان برساند. از بين اين مسافران 10 نفر از اعضا و مربيان تيم ملي جودوي نوجوانان و بقيه ايرانيان قصد داشتند براي تفريح به ايروان بروند. علاوه بر اين تعداد، خلبان مسووليت جان 14 خدمه پرواز را نيز برعهده داشت. در حالي که در ابتدا هيچ مشکلي وجود نداشت و همه چيز عادي و طبيعي به نظر مي رسيد ناگهان توپولف دچار سانحه شد و هواپيما 16 دقيقه بعد از برخاستن در روستاي فارس جين در 12 کيلومتري جنوب استان قزوين سقوط کرد. يکي از کشاورزان اين روستا که از شاهدان عيني حادثه است به خبرنگار ما گفت؛ مشغول کار بودم که يکدفعه صداي مهيبي شنيدم. صدا از آسمان بود. سرم را بلند کردم. يک هواپيما با سرعت به زمين نزديک مي شد. ناگهان ديدم قسمت زيرين هواپيما به طور کامل آتش گرفته است. همه چيز در چند ثانيه اتفاق افتاد و هواپيما با صدايي مهيب سقوط کرد. يکي ديگر از شاهدان عيني نيز به خبرنگار ما گفت؛ «در نزديکي محل سقوط هواپيما مکاني شبيه به استخر قرار دارد که از آنجا آب به مزارع گندم و ذرت پمپاژ مي شود.


آخرين خبر؛ رضا جعفرزاده-سخنگوي سازمان هواپيمايي کشوري-خبر دادجعبه سياه هواپيماي توپولف پيدا شده است


من ديدم هواپيما آتش گرفته و خلبان سعي دارد آن را به سمت استخر هدايت کند. به نظرم او قصد داشت توپولف را در آن استخر فرود بياورد که نتوانست و سقوط کرد.» يکي ديگر از روستاييان نيز مشاهدات خود را اين طور شرح داد؛ «هواپيما آتش گرفته بود و لحظه به لحظه به زمين نزديک تر مي شد. ديگر ترديدي وجود نداشت که سقوط خواهد کرد. از ترس تمام بدنم مي لرزيد، مي خواستم فرياد بزنم و بقيه را خبر کنم اما صدايم درنمي آمد. من شاهد يکي از وحشتناک و تلخ ترين صحنه هاي عمرم بودم و ديدم گلوله آتش به ارتفاع کمي از سطح زمين رسيد و قبل از اينکه سقوط کند، متلاشي شد. هواپيما با نوک به زمين خورد و صداي مهيبي بلند شد. من با چشمان خودم ديدم ناگهان همه جا در آتش فرو رفت و تکه هاي هواپيما به اطراف پرت شد. واقعاً خطرناک بود و اگر کسي در آن حوالي بود حتماً کشته مي شد.»

چگونگي سقوط

هنوز مشخص نشده اين سانحه به چه دليل رخ داده است و اخبار قابل استنادي در اين زمينه در دست نيست اما سيروس صابري معاون سياسي- امنيتي استانداري قزوين خبر داد اين هواپيما پس از برخاستن دچار نقص فني شد و به سمت زنجان يا تبريز در حرکت بود تا فرود اضطراري داشته باشد اما موفق نشد. وي افزود؛ هواپيما احتمالاً در حالي که از مسير زنجان- تبريز به سمت تهران در بازگشت بود در مسير آتش گرفته و سقوط کرده است. در حالي که برخي منابع خبر داده اند خلبان در تماس با برج مراقبت اعلام وضعيت اضطراري کرده بود، تعدادي از منابع آگاه نيز به خبرنگار اعتماد گفتند خلبان هيچ تماس مشکوکي با برج مراقبت نداشت و حادثه به صورت ناگهاني به وقوع پيوست.شدت برخورد هواپيما با زمين به حدي بود که تکه هاي هواپيما تا شعاع گسترده يي پراکنده و مزارع گندم و ذرت آن حوالي دچار آتش سوزي شد. يکي از همان روستايياني که شاهد سقوط بود در اين باره گفت؛ «تا آنجا که خبر دارم و خودم ديدم تکه هاي هواپيما تا شعاع سه کيلومتر پراکنده و در محلي که توپولف به زمين اصابت کرد گودالي به بزرگي 60 تا 70 متر ايجاد شد. بعد از آن هم مزارع آتش گرفت و تا زماني که گروه هاي امدادي از راه برسند، حريق گسترده تر شد.»


دقايقي پس از محو شدن توپولف از رادار و اعلام گزارش سقوط،گروه هاي امداد به سمت روستاي فارس جين به راه افتادند. آنان زماني به محل حادثه رسيدند که ديگر براي هيچ يک از 168 سرنشين هواپيماي شرکت کاسپين نمي شد کاري انجام داد. يکي از امدادگران که نمي خواست نامي از وي برده شود، به خبرنگار ما گفت؛ «اجساد کاملاً سوخته و متلاشي شده است. به طوري که نمي توان جنازه يي را به طور کامل و سالم پيدا کرد. در حوالي محل سقوط دست و پاي مسافران به چشم مي خورد. در شعاعي بزرگ از محل سقوط تکه هاي هواپيما ديده مي شود و علاوه بر اين من چند عروسک، پاسپورت و مقداري دلار ديدم که مشخص بود از وسايل مسافران است.» عروسک هايي که مرد امدادگر از آن سخن مي گويد متعلق به دو کودکي بود که در بين سرنشينان بودند و به همراه خانواده خود به ايروان مي رفتند.


دکتر سيداحمد موسوي دبير کل جمعيت هلال احمر ظهر ديروز گزارش داد؛ «شدت انفجار پس از سقوط و سوختگي شديد پيکر کشته شدگان باعث شد کمکي از دست ماموران ساخته نباشد و ما اکنون فقط در تلاش هستيم جنازه ها را منتقل کنيم.» مسعود جعفري نسب فرمانده انتظامي استان قزوين نيز به همين موضوع اشاره کرد و گفت؛ «هواپيما به طور کامل منهدم شده و جنازه ها نيز متاسفانه کاملاً سوخته و نابود شده اند. در شرايطي که گروه هاي تجسس هلال احمر، اورژانس، سازمان هواپيمايي، ارتش و دو فروند بالگرد اعزامي مطمئن شده بودند هيچ يک از مسافران زنده نيستند، آتش نشانان دغدغه ديگري داشتند. آنها بايد شعله هاي حريق را که مزارع را مي بلعيد مهار مي کردند. اين عمليات تا ساعت 14 به طول انجاميد و آخرين اخبار از آن حکايت دارد که آتش سوزي پايان گرفته است. به گفته شاهدان عيني در پي اين حادثه بين 10 تا 60 هکتار از مزارع گندم و ذرت در آتش سوخت. يکي از کشاورزان مي گويد؛ «مزرعه من آسيبي نديده اما چند نفر از اهالي روستا متضرر شده اند. با وجود اينکه آتش به زمين هاي کشاورزي من سرايت نکرده به ما گفته اند تا چند روز نبايد به مزارع مان برويم چون منطقه آلوده است البته اين نکته را هم اضافه کرده اند که خسارت ما را پرداخت خواهند کرد.»آلودگي محل حادثه يکي ديگر از دغدغه هاي نيروهاي امدادي است. سيروس صابري معاون سياسي- امنيتي استانداري قزوين در اين باره گفت؛ «از دانشگاه علوم پزشکي تقاضا کرده ايم براي جمع آوري و سمپاشي منطقه وارد عمل شوند که البته با توجه به پراکندگي بسيار زياد اجساد اين کار بسيار مشکل است.»

 


تاکنون علت اين حادثه مشخص نشده و جست وجو براي پيدا کردن جعبه سياه هواپيما آخرين ساعات ديشب به نتيجه رسيد. صابري در اين باره خاطرنشان کرد؛ «نيروهاي ارتش ديروز به دنبال يافتن جعبه سياه هواپيما براي بررسي علت اصلي و دقيق سقوط بودند.» اين در حالي است که تاکنون بزرگ ترين قطعه يي که از هواپيما پيدا شده موتور آن است و بقيه لاشه کاملاً متلاشي شده است. مهندس سروي معاونت استاندارد پرواز سازمان هواپيمايي که به قزوين رفته است نيز به خبرنگار ما گفت؛ «در حال حاضر اولويت اصلي ما پيدا کردن جعبه سياه، يافتن و انتقال اجساد و سپس جابه جايي لاشه هواپيما است.»در همين حال حميد بهبهاني وزير راه و ترابري گروه ويژه اي را براي بررسي اين سانحه به منطقه اعزام کرده است ولي به نظر مي رسد تحقيقات در اين باره به زودي به نتيجه نرسد.


سابقه سقوط

توپولف متعلق به شرکت کاسپين ديروز در حالي سقوط کرد که طي دو سال گذشته حادثه هوايي بزرگي در ايران رخ نداده بود البته چندين ايراني در اين سال ها در دو سانحه که در قرقيزستان و تايلند به وقوع پيوست جان خود را از دست دادند. پيش از آن در روز 10 شهريورماه سال 85 يک فروند توپولف 154 متعلق به شرکت ايران ايرتور در فرودگاه مشهد دچار حريق شد و جان 28 نفر را گرفت و روز شش آذرماه همان سال نيز آنتونف 74 متعلق به سپاه پاسداران سقوط کرد و 36 کشته بر جاي گذاشت. بنا بر آمار موجود تاکنون در مجموع يک هزار و 530 سانحه هوايي در ايران رخ داده و مرگبارترين حوادث در سال هاي 50 تا 70 به وقوع پيوسته است.

اسامي کشته شدگان

اسامي مسافران پرواز 7908، از سوي سازمان هواپيمايي کشور به شرح زير اعلام شد.

اعضاي تيم ملي نوجوانان جودو؛ وحيد ابراهيمي در وزن 51 کيلوگرم، ايمان زيني وند در وزن 55 کيلوگرم، حسين بنا در وزن 60 کيلوگرم، سعيد رسولي در وزن 66 کيلوگرم، مصطفي صباغي در وزن 70 کيلوگرم، يحيي باقرپور در وزن 81 کيلوگرم، مصيب عزيز اللهي در وزن90 کيلوگرم، عليرضا لگري در وزن 90« کيلوگرم، علي بهرامي سرمربي تيم و علي محدث مربي تيم.

کادر پرواز؛ کاپيتان شير اکبري، قائم مقامي، ملک نژاد، اصلاني، فرهادي و جواني.

ساير مسافران؛حميد رضا عبدالله زاده، آرام احمدي نوره، آنت آژنگ، قاسم اکبري، مريم علايي، س. علوي شيرخو، احمد علي محمدي، آرش علي محمدي، علي اکبر علي محمدي، کاوه علي محمدي، منيژه عليرضايي، مژده عليرضايي، آناهيتا اميني علوي، علي اميري، نانا آنتاشيان، ادوين آسادوريان، آرشاوير آواکيان، آزاد آوانسيان، انوش بابوميان، مهدي برفروشان، س. بهشتي نژاد، آنا بوغوسيان، رويا بهلولي، لئون داويديان (نماينده مجلس ششم)، وحيد رضا دهقاني نيا، مارتيک دراوانسيان، داريوش احيا، نائيري استپانيان، شوغر استپانيان، جمشيد فلامرز پور، مرتضي فلاح زاده، رشيد فرج زاده، محسن فضايلي، ملين گارانيان، خانم ف. غفوري سياه، علي قضاوتي، ندا غلامحسيني، حسن قلوبي، هاسماک قلويان هافت، کارابد بوکاسيان، چکادوا سيوي، عباس نيک نام، ناتلا نيکونوا، محسن نوروزپور، ناصر نصرتي، ابراهيم پيدارسي، حماسپور پولادي قلعه، عليرضا پورقرباني، خانم م. پورمقدم، آقاي و. رفيعي منصور، مهدي ريحاني، شهنام صبوري، داود سالاريان، آرين صالحي، سعيد صالحي، ف. سمرقندي، ز. سمرقندي، محمدحسين ثنايي، آرمن سارکسيان، واوه سارکسيان، آرمن سرکيسيان، آقاي س. سيدعلي پور، معصومه شادخو، يوريک شهبازيان، خانم شاهمراديان، خاچاتور سيمونيان، خاچيکي، آرا سيرويان، امين سليماني فر، علي سلطان محمدي، زرمينه سوکتازيان، وارتانوش طهماسيان، لوسيک تارمينيان، رامون تارويان، کريستين ترووانسي، آناهيتا ترووانسي، ناصر تيموري، تاده تيماش، سياوش وطن پرست، يعقوبيان، ر. يعقوبيان، عبدالرضا يميني، رضا يوسفي، آلا زارعان، حسام زارعان، ترلان زارعان، آقاي م. ظريف محمود، آقاي الف. زبردست، آرتور گريگوريان، محمد حدادي، آرين هاديخان، م. ر هاديخان، غلامرضا حق پرست، اسدالله حق پرست، حسن حسن زاده، پلوريک هايروپتو، سيدمهدي حسيني، محمد ايزدجو، جواد جعفري، يعقوب جعفري، مجيد جلالي، وحيد جوانبخش، حميد جوانبخش، سيدمحمد جزايري، سيدشايان جزايري، سيدرهام جزايري، حميدرضا کاکاوندي، تاليان کاراتيپان، ناديا کريمي، نيلوفر کريمي، نيما کريمي، حسين کريمي، س. کاشاني قره، احمد کرماني، امين خبازکار، ادوارد خاچيک، حسن خوانين زاده، علي خيرات ايرون، احمدرضا خرادي، هما خونگرم خو، عليرضا لشگري، رويا لطفي فرد، آقاي الف محمودي زاده، نايري مايليان، آرشاوير ماناسريان، کارين مارگاريان، ماسيس ماتيان کونارا، آني ملکوماکار، آرين ملکوماکار، مقداد معلمي، آقاي ح. محمدي، غلامرضا محمدي، فاطمه محمدصفا، بابک مختاري، آقاي ت. مراديان حاجي، آقاي م. مظفري، نازيلا نعيم، صادق نجفي لاهيجي، آلوارد ناواسارتيان، علي نظري شکيب، آشوت نرسيسيان، هادي نياقي، سيدفرهاد نياوراني و سعيد رسولي.

تکذيب حکم اعدام مصطفي تاج زاده
وزير اطلاعات؛ پخش اعتراف ها منوط به نظر مرجع قضايي است
وزير اطلاعات؛ پرونده سياسيون اغتشاشگر تکميل شده است

گروه سياسي؛ وزير اطلاعات برخي «سياسيون» را به دست داشتن در رويدادهاي اعتراضي پس از انتخابات متهم کرد و پخش آنچه «اعترافات بازداشت شدگان» توصيف مي شود را به نظر قاضي منوط و ارجاع پرونده هاي دستگيرشدگان به مراجع قضايي را تلويحاً تاييد کرد. غلامحسين محسني اژه يي که در حاشيه جلسه هيات دولت با نماينده برخي رسانه ها گفت وگو مي کرد، صدور حکم «اعدام» براي مصطفي تاج زاده معاون وزارت کشور دولت اصلاحات و عضو شاخص احزاب مشارکت و سازمان مجاهدين را تکذيب کرد. وي در مورد آزادي دستگيرشدگان زمان مشخصي را اعلام نکرد اما گفت سرنوشت بازداشتي ها به «خود متهمان و استعلام هايي که از مراجع مختلف درباره آنان به عمل مي آيد» بستگي دارد.به گزارش فارس اژه يي با تاکيد بر اينکه «نقش برخي از اين سياسيون در اغتشاش هاي اخير محرز و مشخص شده و پرونده هاي آنان در حال تکميل است»، گفت؛ تحقيقات از فعالان سياسي دستگير شده همچنان ادامه دارد و وزارت اطلاعات و دستگاه قضايي اين موضوع را همچنان در دست بررسي دارند.وزير اطلاعات در خصوص طولاني شدن نتيجه پرونده اين متهمان گفت؛ اصولاً پرونده تحت نظر قوه قضائيه است و ممکن است پرونده در اختيار ضابط قوه قضائيه براي تحقيقات بيشتر قرار گيرد لذا پرونده متهمان از نظر کلي زير نظر قاضي است ولي براي ادامه تحقيقات به دستگاه هاي ديگري نيز داده شود و نمي توان زماني را براي مشخص شدن نتيجه پرونده ها تعيين کرد چرا که بخش زيادي از آن به خود متهمان و بخشي ديگر به تحقيقات و استعلام ها بستگي دارد و اينکه در مورد يک پرونده چقدر تحقيقات لازم است و بايد در چه مدت زماني انجام گيرد، عمدتاً زير نظر قاضي و ضابط قضايي است.اژه يي در خصوص پخش برخي از «اعتراف ها» از رسانه ملي اظهار داشت؛ اين موضوع بستگي به نظر قاضي دارد و دستگاه قضايي تشخيص مي دهد و تصميم مي گيرد آيا اعتراف ها از صدا و سيما پخش شود يا خير. وي در خصوص شايعه صدور حکم اعدام براي تاج زاده که تاکنون از سوي هيچ منبع خبري يا رسانه يي مطرح نشده است، گفت؛ چنين چيزي وجود ندارد و کسي که هنوز به دادگاه نرفته، چگونه ممکن است چنين حکمي برايش صادر شود. وزير اطلاعات بار ديگر از حضور مخالفان نظام در تظاهرات اخير سخن گفت و اظهار داشت؛ «در اغتشاش هاي اخير برخي از عوامل جريانات ضدانقلاب تابلودار از جمله افرادي وابسته به منافقين دستگير شدند.»سوال درباره وضعيت سياستمداران زنداني و سرنوشت آنها از جمله مصطفي تاج زاده و پخش آنچه «اعتراف» بازداشت شدگان ناميده مي شود، پس از آن به محور پرسش هاي خبرنگاران از مسوولان قضايي و امنيتي و متعاقب آن وزير اطلاعات تبديل شد که يک روز پس از اعلام نتيجه انتخابات رياست جمهوري دهم تعداد زيادي از فعالان سياسي، مسوولان سابق و اعضاي ارشد احزاب و گروه هاي اصلاح طلب بازداشت شدند. بهزاد نبوي، محسن ميردامادي، سعيد حجاريان، عبدالله رمضان زاده، محسن امين زاده، مصطفي تاج زاده، محمد عطريانفر، محسن صفايي فراهاني، علي تاجرنيا، فيض الله عرب سرخي، سعيد شيرکوند، شهاب طباطبايي، مجيد نيري، صادق نوروزي و... از جمله سياسيوني بودند که پس از انتخابات روانه زندان شدند. اندکي پس از بازداشت برخي ارگان هاي نزديک به جناح راست از «اعتراف» اين افراد سخن به ميان آوردند و احمد جنتي دبير شوراي نگهبان نيز در خطبه هاي نماز جمعه بر اين موضوع صحه نهاد و اعتراف گيري از بازداشت شدگان را تاييد کرد؛ موضوعي که به ابراز نگراني هايي در اين خصوص انجاميد و برخي محافل سياسي و رسانه يي صحت اعترافاتي که در دوره بازداشت منتشر شود را مورد ترديد جدي قرار دادند. در اين ميان بي خبري وکلا و خانواده هاي برخي بازداشت شدگان از آنان به برخي شايعات انجاميد که وضعيت نامساعد برخي دستگيرشدگان يا صدور احکام سنگين براي آنان از اين جمله بود.
گزارش ايران خودرو ربطي به شرکت «ايريکو» نداشت
اعتماد؛در گزارش «تلاش براي جلوگيري از ورشکستگي ايران خودرو» عکسي از شرکت ايريکو چاپ شده بود. اين شرکت يکي از شرکت هاي زيرمجموعه ايران خودرو است و به توليد صنايع ريلي اختصاص دارد و خبردار شديم از نظر اقتصادي مشکلي ندارد و به کار اختصاصي خود مشغول است.به همين جهت با اين توضيح که عکس چاپ شده خاص خودروسازي ايران خودرو نبوده است، يادآور مي شويم گزارش چاپ شده مربوط به ايران خودرو به عنوان يک خودروساز بوده و ربطي به شرکت ايريکو نداشته است.
سياست خارجي و پيرمرد تراشکار

فرزانه روستايي

Froostaee@yahoo.com

در گوشه يي از عالم که ما خود را مرکز آن مي دانيم پريروز پيرمرد تراشکار عليل از کار افتاده يي به اتهام کشتن همسرش از شدت فقر و نداري محاکمه شد. کساني که روند دادگاه را پيگيري کردند به جاي بغض و کينه به پيرمرد براي او و روزهاي آخر عمر همسرش اشک ريختند. پيرمردي که به او وعده داده شده بود نفت ميهمان سفره خالي اش باشد پس از 13 روز که به يک مسافرخانه پناه برد با توافق ابتدا همسرش را کشت تا بيش از اين زجر نکشد ولي براي خلاص کردن خودش شهامت کم آورد. اين شهروند کشور ثروتمندي که به طور متوسط سالانه 70-60 ميليارد دلار درآمد بي دردسر نفتي به حساب هايش واريز مي شود پس از سال ها فلاکت، چون شغل خود را در اثر ورشکستگي تراشکاري و معلوليت شغلي از دست داده بود و از حقوق بيکاري يا بازنشستگي بهره يي نداشت فقط به ميزاني پول داشت که چند روز را در يک مسافرخانه پايين شهر روزگار بگذراند. پيرمرد به دليل سابقه صنعتگري اش و اينکه قبلاً زندگي اش را اداره مي کرده نمي توانسته کارتن خوابي يا گدايي را براي گذران عمر برگزيند.

به همين دليل از يک مسافرخانه سر درآورد که نهايتاً او را به زندان و صحن دادگاه وصل کرد.

شبيه او سهيلا دختر جواني است که از 14سالگي به علت نابساماني خانوادگي از غرب کشور فرار کرد و در پارک هاي ميدان تجريش روزگار گذراند و چون سرپناهي نداشت دچار فحشا شد. از شدت بي کسي و بي پناهي پس از چند سال به زندگي با مرد معتادي تن داد و نهايتاً پس از دو سال در حالي که باردار بود فرار کرد، از سوي پليس دستگير شد در بهزيستي فرزندش را به دنيا آورد و تکه تکه کرد. وقتي قاضي از او پرسيد چرا نوزاد خود را کشتي، پاسخ داد؛ «من عاشق فرزندم بودم اما نمي خواستم مثل من بي پناه شود. آقاي قاضي تو معناي گرسنگي را در سرماي دي ماه توي ميدان تجريش نمي فهمي.» وقتي مي خواستند او را از زندان آزاد کنند زار زار گريه مي کرد و مي گفت دوباره بي سرپناه شدم و باز هم براي گرسنه نماندن بايد تن فروشي کنم.

شهروند 62ساله ايراني در شرايطي تصميم به کشتن خود و همسرش گرفته است و سهيلا در شرايطي فرزند خود را کشت که ما حداقل براي سه دهه بسياري را در مبارزات ضداستکباري شريک بودجه هاي کلان و ميليارد دلاري کمک هاي خارجي مان کرده ايم و مي کنيم تا به قدرت برسند يا رقبايشان از قدرت ساقط شوند. چه بسا شهروندان ناکجاآبادهاي شرق دور آسيا يا آن سوي غرب امريکاي لاتين با وصل شدن به بودجه هاي کمک هاي خارجي بي حساب و کتاب ما به نان و سرپناه و سرانجام رسيدند، در حالي که شايد به ندرت نام ايران و اسلام را شنيده باشند يا حتي به انديشه شان خطور کرده باشد کمکي که دريافت مي کنند متعلق به مردماني است که از شدت فقر و نداري، براي حفظ عزت نفس خود را مي کشند تا انسانيت بيش از اين از نداري و گرسنگي آنان شرمنده نشود.

حداقل چهار سال پيش به پيرمرد تراشکار، سهيلا و هزاران تن ديگر همچون او وعده داده شد که زندگي آبرومندي خواهند داشت در حالي که وي همان اندک اندوخته اش را نيز از دست داد و فنا شد. شايد اگر کارگاه تراشکاري که پيرمرد براي آن کار مي کرد در اثر به هم خوردن روابط اقتصادي ورشکسته نشده بود پيرمرد همچنان داراي شغل و حرفه يي مي بود. موج کارگاه هاي کوچک و متوسط که طي چند سال محدود گذشته تعطيل شدند و به لحاظ اجتماعي طيف هاي وسيعي از اقشار کم درآمد جامعه را تحت پوشش خود داشتند بحراني است که با پايان يافتن آخرين اندوخته هاي کارگران بيکار شده شان تازه خود را نشان مي دهد.

شايد اگر مناسبات اقتصادي کشور در اثر فشارهاي خارجي و تحريم هاي مکرر بين المللي دچار به هم ريختگي نمي شد هنوز بسياري از تراشکاران و ريخته گران و کفش دوزان محلات پايين شهر مي توانستند براي خود شغلي داشته باشند و دختران شان را از شدت نداري به هر تازه واردي شوهر نمي دادند و پسران شان از بيکاري و بي آموزشي دچار اعتياد نمي شدند.

شايد اگر در اثر شعارهاي سياسي و احساساتي بي مبنا بسياري از دارندگان سرمايه هاي بومي را به مهاجرت سرمايه ها به کمي آن طرف تر از مرزهاي جنوبي نمي رانديم احتمالاً امروز با چنين موج بزرگي از خانواده هاي شغل و درآمد از دست داده مواجه نمي شديم.

طي چند سال گذشته در حالي که در عقبه خود شهرونداني همچون سهيلا و پيرمرد تراشکار را داشتيم، بيش از کل سال هاي گذشته عزم خود را براي اصلاح جهان عزم کرديم و براي اداره امور بسياري از کشورها توصيه نامه نوشتيم. به نمايندگي از مردمي که سهيلا و پيرمرد تراشکار نيز جزيي از آن است، پيرامون کشتار يهوديان در 60 سال گذشته اروپا که ربطي به ما ندارد اظهارنظر کرديم و باز به حساب پيرمرد تراشکار يک تنه اعلام آمادگي کرديم تا دروغ بودن کشتار يهوديان را به اثبات برسانيم و حتي با تعجب بسياري از رهبران دنيا را به مناظره دعوت کرديم تا باطل و ناحق بودن شان را به آنان اثبات کنيم و به آنها بفهمانيم که مردم ما همچون ساکنان بهشت زندگي مي کنند.

خود را بزرگ بحران هاي 70ساله فلسطين و لبنان خوانده و ادعا کرديم کليد حل بحران هاي منطقه در دست ماست. از همه مهم تر بسياري از طرف هاي درگير بحران هاي منطقه بارها و بارها براي ادامه مبارزات شان به ما روي آوردند و براي مبارزه با استکبار جهاني چشم از بودجه کمک هاي خارجي ما برنداشتند و هنوز برنمي دارند.

در اين ميان هيچ کس اين قاعده مهم و حساس نظام جهاني را درک نکرد که دنياي امروز دنياي تنيده شده يي از بده بستان هاي اقتصادي خرد و کلان است. براساس تعريفي که ما از خود به جهان ارائه مي دهيم يا جهان از ما ادراک مي کند، حجم و نظم اين معادلات انتظام مي يابد يا مختل مي شود و اندک اندک به واحدهاي توليدي کوچک و بزرگ و نهايتاً به کارکنان آن سرايت مي کند که آخرين لايه هايي هستند که از هستي ساقط مي شوند.

بسياري از مردم از ادراک ارتباط بسيار تنگاتنگ روابط اقتصادي و اجتماعي داخلي با روابط بين الملل و سياست خارجي بي اطلاع هستند. بسياري از ما هنوز معتقديم جهان و کشورهاي منطقه مي توانند به يک سو بروند و ما همچنان به سوي ديگر. يا حتي ما قادر هستيم انتظام امور خود را بدون نياز به آنچه از خارج وارد مي کنيم يا از خارج بر ما تحميل مي شود حفظ کنيم. بسياري از ما هنوز معتقديم مي توانيم تاثير معادلات بين المللي و منطقه يي را از خود دور کنيم، به ويژه در آن بخش هايي که ما نيز در قوام يافتن يا از قوام افتادن آن نقش داشته ايم. هنوز بسياري غافل از اين هستند که طرح شعارهاي احساسي يا اتخاذ ادبيات خارج از عرف در مجامع بين المللي، سازمان ها و نهادهاي جهاني را عليه ما بسيج مي کند و هزينه ارتباطات جهاني ما را به چندين برابر افزايش مي دهد. هنوز بسياري اين قاعده اساسي را انکار مي کنند که با به هم ريختن روابط خارجي هزينه واردات بسياري از کالاهاي ضروري که امکان توليد آن در داخل وجود ندارد به چندين برابر افزايش مي يابد. وقتي از بازارهاي بين المللي گران تر مي خريم به اين مفهوم است که گوشه هاي سفره اقشار آسيب پذير بيشتر حذف مي شود تا جايي که ممکن است به حذف سفره بسياري از اقشار بينجامد.

کشور ما تا حدود پنج سال پيش با يک قطب بسيار بزرگ اشتغال زا در جنوب کشور به نام عسلويه مواجه بود. امروز نيز عسلويه يي داريم که در اثر تحريم هاي بين المللي که شايد مي شد باز هم آن را به تاخير انداخت با حداقل ظرفيت کار مي کند و صدها هزار فرصت شغلي مرتبط با صنايع آن از دست رفته است.

در ميان صدها هزار فرصت شغلي که در منطقه آزاد عسلويه از دست رفته، بي ترديد ده ها فرصت شغلي در حد و اندازه پيرمرد تراشکار وجود داشته که اکنون براي تامين معاش خود و فرزندان شان با دشواري مواجهند.

در جهان امروز مرزهاي صوري که قلمرو کشورها را تعيين مي کند براي جدا نگه داشتن روابط اقتصادي، سياسي و امنيتي اين سو و آن سوي مرز ها بسيار ناکارا مي نمايد.

نه تنها دوران دادن شعارهاي احساسي براي اداره جهان گذشته، بلکه آن دوران نيز گذشته است که اگر انتظام روابط و بده بستان ها و معاملات و معادلات خود را با جهان خارج از دست داديم، بتوانيم مانع تاثير چنين ناکارايي و بي مديريتي بر جزيي ترين روابط اجتماعي و اقتصادي و اقشار اجتماعي شويم.

سرنوشت شومي که زندگي پيرمرد تراشکار و همسرش و نيز سهيلا نگون بخت را بلعيد دليل چنين ادعايي است.
سخن مرا بشنويد



سيدعلي صالحي



آزادشان کنيد،

آن ها خواهرانً از دريا گذشته وï

گهواره بانً بلوغ شبتاب اند،

جïرم شان

تنها اشاره به رؤيايً هاجîر است

که مي خواسته براي اسماعيل

اسمي از گلو بïرانً گريه نياورد.



آزادشان کنيد،

آن ها برادرانً بي دريغً باران وï

خïنکايً پسينً تابستان اند،

تنها اشاره به دلواپسيً آفتابي ست

که مي خواسته براي به چاهٍ ماندگان

پيراهني از سپيده دم بياورد.



آزادشان کنيد،

آن ها بستگانً بي ترديدً نور وï

خïنياگرانً خردمندً ترانه اند،

جïرم شان

تنها سخن گفتن از کيميايً حقيقتي ست

که پيش از اين آوازش را

از گلويً بïريده چاه وï

چراغً شکسته يتيمان

بسيار شنيده ايد.

آزادشان کنيد...،

کتاب مستطاب گفت وگو با نجف دريابندري، سير تا پياز



اسدالله امرايي



مهدي مظفري ساوجي اخيراً گفت وگوي مفصلي با نجف دريابندري انجام داده است. البته اگر مي گويم مفصل خيال نکنيد يکي دو ساعت. نخير، خيلي مفصل تر از اين حرف ها است. به قول خودش که از آباداني ها نقل قول کرده با بلکمي اين مصاحبه را به پايان رسانده. اين واژه بلکمي هم از آن واژه هاست. دفعه اول از غلامحسين سالمي شنيدم که بچه خرمشهر است. خلاصه از سير تا پياز را بيرون کشيده؛ از شرکت نفت و حزب توده بگير تا آشپزي و سياست و فيلمفارسي و ديکتاتوري رضا شاه بگير برو جلو. کتاب خواندني و نه چندان جمع و جوري است که به فراز و فرود زندگي نجف پسر ناخدا خلف مي پردازد. باني خيرش هم انتشارات مرواريد است. مهدي مظفري البته کارهاي ديگري هم دارد. يکي از کارهاي خوبش «شهد اما شوکران، بررسي غزل فارسي از ابتدا تا امروز» است که کتابسراي تنديس منتشر کرده. از آن کتاب هايي است که تا دلتان بخواهد از شعرهاي وصف حال امروز در آن پيدا مي شود. رمان «مرد است و احساسش» اولين کتاب خاوير مارياس نويسنده اسپانيايي است که با ترجمه پريسا شباني در نشر افق منتشر شده. راوي خواننده اپراست که دائم در سفر است و در شهرها و کشورهاي زيادي برنامه اجرا مي کند، اما عاشق مادريد است. مثل ما ايراني ها که هر جاي دنيا باشيم دلمان براي اينجا مي تپد. براي همين هم ولمان کنند سه سوت اينجاييم. البته مادريد واقعاً دوست داشتني هم هست وگرنه خيال مي کنيد همينگوي که در امريکا نمي توانسته کار کند بيخود رفته در اسپانيا گشته و رمان نوشته. اين را داشته باشيد تا بگويم که لازم نيست به اسپانيا برويد و درباره اش بنويسيد. هادي خورشاهيان يک رمان دارد به اسم «من کاتالان نيستم» بر منکرش لعنت. ما که از اول مي دانستيم هادي کاتالاني نيست. اين رمان را هم نشر پرنده درآورده. به خواندنش مي ارزد. «معما» مجموعه يي از داستان هاي کوتاه از نويسندگان مختلف است که خجسته کيهان به فارسي ترجمه کرده و نشر کتابسراي نيک آن را منتشر کرده است. خجسته کيهان از مترجمان فعال و

خوش ذوق است که پرونده پر و پيماني دارد. در معما از نويسندگاني چون مارکز، مارگريت يورسنار، ريموند بردبري که به ري بردبري بيشتر معروف است و ناباکف و ديگران داستان هايي آمده است. «آواي نهنگ» مجموعه داستان احمد بيگدلي است که نشر چشمه منتشر کرده. بيگدلي از داستان نويس هاي خوش قلم است که آثار قابل اعتنايي پديد آورده. در آواي نهنگ هم از اين داستان ها است. داستان ذوالجناح با عبارتي از انجيل يوحنا آغاز مي شود «من نان حيات هستم. اين ناني است که از آسمان نازل شده تا هر آنکه از آن بخورد نميرد.» نگاه پرسشگر نويسنده خواننده را تا به آخر دنبال خود مي کشاند. داستان هايي که خود نويسنده تنها مدخلي مي داند براي طرح و انگيزه. اشاره به انجيل يوحنا شد. نشر علم به تازگي «انجيل نادرشاهي» را منتشر کرده است. انجيل نادرشاهي شايد يکي از نخستين ترجمه هاي انجيل به زبان فارسي باشد که در زمان نبود صنعت چاپ به صورت خطي نوشته و منتشر شده و سواي ارزش تاريخي آن منبع خوبي براي مترجمان است که به نوع ترجمه و روايت آن دقت کنند. رسول جعفريان باعث و باني انتشار اين اثر است. انجيل نادرشاهي به دستور نادرشاه افشار و توسط يکي از وزيران برجسته و اديب او به نام ميرزا مهدي استرآبادي صورت گرفته است. اين ترجمه حاوي چهار انجيل مورد متي، مرقس، لوقا و يوحنا است با نثر فارسي همان عهد. کتابسراي تنديس «دختري با گوشواره مرواريد» تريسي شواليه را با ترجمه طاهره صديقيان به چاپ پنجم رساند. به هر حال اين روزها که بازار سياست داغ تر از ادبيات است کتاب هاي خوب و خواندني با استقبال روبه رو مي شود. شماره جديد مجله گلستانه هم منتشر شد. نود و نهمين شماره گلستانه در بخش هنرهاي تجسمي به آثار آرش حنايي از نگاه احمدرضا دالوند پرداخته. پرونده اين شماره هم به جانان لي دم نويسنده امريکايي پرداخته. البته اين کتاب ها و مجله هاي خواندني را مي توانيد دست بگيريد و در راه بازگشت به خانه هم بخوانيد.

عناوين اين صفحه
کروبي نيز ديشب به ديدار خانواده اعرابي رفت
پرواز مرگ
وزير اطلاعات؛ پخش اعتراف ها منوط به نظر مرجع قضايي است
گزارش ايران خودرو ربطي به شرکت «ايريکو» نداشت
سياست خارجي و پيرمرد تراشکار
سخن مرا بشنويد
کتاب مستطاب گفت وگو با نجف دريابندري، سير تا پياز

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام