چهارشنبه، 24 تير 1388 - شماره 2001
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه آخر
امير نادري برنده جايزه «آينده» پاريس سينما
جديدترين ساخته کارگردان ايراني مقيم امريکا سال گذشته نامزد شير طلاي جشنواره ونيز بود



گروه فرهنگي؛ جديدترين ساخته امير نادري کارگردان ايراني مقيم امريکا موفق به کسب جايزه «آينده» از جشنواره «پاريس سينما» فرانسه شد. هفتمين جشنواره فيلم پاريس سينما دوشنبه شب پايان يافت و فيلم «وگاس؛ براساس يک داستان واقعي» ساخته امير نادري موفق به کسب جايزه «آينده» شد. اين فيلم که نامزد شير طلاي جشنواره سال گذشته ونيز بود، از سوي کمپاني «سلولوئيد دريمز» فرانسه در اين کشور توزيع و پخش خواهد شد. جديدترين ساخته امير نادري که در جشنواره فيلم براتيسلاوا اسلواکي نيز حضور داشته است، داستان زندگي خانوادگي مردي به نام ادي پارکر است که هرگز پول کلاني به دست نياورده، اما به يکباره مرد غريبه فريبکاري از راه مي رسد و...

«وگاس؛ بر اساس يک داستان واقعي» پنجمين ساخته نادري از سال 1998 پس از اقامت در امريکا است. او فيلمنامه فيلم جديدش را با الهام از يک ماجراي واقعي با همکاري سوزان برمن نوشت و فيلمبرداري آن پس از حدود 9 ماه در ژوئن 2007 به پايان رسيد. نادري در فيلم تازه خود داستان يک خانواده فقير امريکايي را به تصوير مي کشد که يک پسر 12 ساله دارند و در حاشيه شهر لاس وگاس زندگي مي کنند. پدر مي کوشد پسرش زندگي و آينده يي خوب داشته باشد. روزي کسي براي خريد خانه محقر آنها مي آيد. مارک گرينفيلد، نانسي لا اسکالا، زک تامس و... در «وگاس» بازي کرده اند.

به گزارش مهر به نقل از ورايتي در مراسم دوشنبه جايزه ويژه هيات داوران به فيلم «آن سوي رودخانه» از قزاقستان ساخته جرج اواشويلي تعلق گرفت. همچنين جايزه بهترين فيلم از نگاه تماشاگران به «نديمه» از شيلي ساخته سباستين سيلوا اعطا شد که در جشنواره سال گذشته ساندنس جايزه هيات داوران را کسب کرده بود.

دانشنامه معتبر مجازي ويکي پديا درباره نادري چنين مي نويسد؛ امير نادري زاده 1325 خورشيدي در شهر آبادان است. او از سال 1369 در ايالات متحده امريکا زندگي مي کند و از کارگردانان تاثيرگذار و مهم سينماي ايران است. نادري از کودکي در سالن سينما و تئاتر کار مي کرد و با ديدن فيلم و نمايش، خواندن نقد فيلم و معاشرت با منتقدان به طور خودآموخته وارد عالم سينما شد. در ابتدا به عنوان عکاس در چند فيلم مهم سينماي ايران کار کرد. در سال 1350 اولين فيلمش «خداحافظ رفيق» را کارگرداني کرد. توجه جشنواره هاي جهاني با فيلم دونده و آب، باد، خاک به او جلب شد. دونده از سوي تعدادي از منتقدان در فهرست يکي از تاثيرگذارترين فيلم هاي ربع قرن اخير معرفي شده است. «ماه» فيلم ديگري از امير نادري است. نادري گفته است 20 سال درباره موضوع اين فيلم کار کرده و يک دليل مهاجرت او از ايران به امريکا، ساختن فيلم «ماه» بوده است. پدرش پيش از تولد او فوت مي کند و مادرش را در شش سالگي از دست مي دهد. او همراه با برادر بزرگ ترش تحت سرپرستي خاله اش زندگي مي کند. کارهايي مانند تخمه فروشي جلوي در سينما، کنترلچي سالن سينما و آپاراتچي سينما را در آبادان تجربه مي کند.

از 12 سالگي با تماشاي فيلم هاي خارجي در سينماي آبادان، به سينما و نمايش علاقه پيدا کرد و بعد در تئاتر حافظ آبادان نقش هايي کوتاه از بچه ها را بازي مي کرد. با برادرش به تهران مي آيد و در چند عکاسخانه کار مي کند. آشنايي اش با عليرضا زرين دست پاي او را به سينما باز مي کند. کار در سينما را با عکاسي فيلم «قيصر»، «حسن کچل» و «پنجره» آغاز کرد. شش ماه به انگلستان مي رود، سال 1350 کار فيلمسازي اش را با نويسندگي و کارگرداني خداحافظ رفيق در ايران شروع مي کند. توقيف فيلم «آب، باد، خاک» و دو فيلم مستند «جست وجو1» و «جست وجو 2» در تصميم نادري به مهاجرت از ايران، بي تاثير نبوده اما او دليل اصلي مهاجرتش را هدف هميشگي اش در ساخت فيلم، در خارج از ايران عنوان کرده است. از ديگر فيلم هاي نادري مي توان به ديوار صوتي (2005)، ماراتن (2002)، آ، ب، ث... منهتن (1997)، منهتن از روي شماره (1993)، برنده (1984)، دونده (1363) و... اشاره کرد. امير نادري افتخار هاي زيادي در کارنامه خود دارد. جايزه بهترين کارگرداني براي فيلم هاي تنگنا و تنگسير از ششمين جشنواره فيلم سپاس 1352، جايزه براي فيلم انتظار از جشنواره بين المللي فيلم هاي کودکان و نوجوانان کن 1353(1974)، جايزه بهترين فيلم براي فيلم دونده از جشنواره بين المللي سه قاره نانت در سال 1365 (1986)، جايزه منتقدان بين المللي براي فيلم دونده از جشنواره ملبورن در سال 1366 (1987)، جايزه ويژه هيات داوران براي فيلم آب ، باد ، خاک از جشنواره سيدني در سال 1369 (1990)، جايزه براي فيلم آب ، باد ، خاک از جشنواره جيفوني در سال 1369 (1990)، جايزه منتقدان روبرتو روسليني براي فيلم ديوار صوتي از جشنواره فيلم رم 2005، جايزه عصاي سفيد براي فيلم ديوار صوتي از جشنواره فيلم تورين 2005، نامزد دريافت جايزه شيرطلايي از شصت و پنجمين جشنواره فيلم ونيز براي فيلم وگاس 2008، تقدير ويژه منتقدان فيلم کاتوليک SIGNIS، براي فيلم وگاس؛ بر اساس يک داستان واقعي، جشنواره فيلم ونيز، 2008، جايزه بهترين فيلم ، انجمن فيلمسازان جوان ايتاليا ، براي فيلم وگاس؛ بر اساس يک داستان واقعي ، جشنواره فيلم ونيز 2008 از جمله آنها هستند. در سال 2008 نيز به مناسبت سي امين سال برگزاري جشنواره فيلم سه قاره نانت، از امير نادري و کارگردان هاي ديگري که دو بار بالن طلايي اين جشنواره را برده اند، تقدير شد.
با بازي همايون ارشادي
حماسه تاريخي «آگورا» نهم اکتبر در اسپانيا اکران مي شود



استوديو امريکايي فوکس، فيلم حماسي تاريخي «آگورا» به کارگرداني الخاندرو آمنابار و بازي همايون ارشادي را از روز نهم اکتبر 2009 در سينماهاي اسپانيا به نمايش عمومي مي گذارد. اسکرين ديلي اعلام کرد؛ «آگورا» نخستين بار در دنيا در بخش خارج از مسابقه شصت و دومين جشنواره بين المللي فيلم کن به نمايش درآمد و استوديو فوکس فيچرز حق پخش آن را در تمام نقاط دنيا غير از اسپانيا در دست دارد. ريچل ويتس نقش اصلي اين پروژه 70 ميليون دلاري را بازي کرده است. ماجراهاي فيلم «آگورا» در قرن چهارم ميلادي مي گذرد و داستان يک مثلث عشقي است و همايون ارشادي در اين فيلم در نقش آسپاسيوس بازي مي کند . اين دومين حضور ارشادي در يک فيلم بين المللي است. ارشادي قبل از اين با حضور در فيلم «بادبادک باز» مارک فوستر نام خود را به عنوان بازيگر بين المللي مطرح کرد. او اولين بار در فيلم برنده نخل طلاي کيارستمي «طعم گيلاس» بازيگري را تجربه کرد. به گزارش مهر «آگورا» دومين فيلم بين المللي ارشاد به کارگرداني آمنابار قرار است روز 18 دسامبر امسال در سينماهاي امريکا به نمايش درآيد. «درياي درون» و «ديگران» دو فيلم ديگر آمنابار در اکران داخل اسپانيا به ترتيب 26 و 21 ميليون دلار فروختند. فيلمساز 37ساله زاده شيلي اهل اسپانيا هفت فيلم در مقام کارگردان در کارنامه دارد و هفت بار با فيلم هاي خود جايزه گويا را برده و يک بار بهترين کارگردان سينماي اروپا شده است. آمنابار سال 2005 با «درياي درون» هم برنده جايزه اسکار بهترين فيلم غيرانگليسي زبان شد.
عکس هاي 10 سينماگر ايراني در پنج شهر دنيا
نمايشگاه عکاسي ديجيتال با حضور 10 سينماگر برجسته سينماي ايران در تهران و چهار شهر بزرگ دنيا برگزار مي شود. به گزارش مهر سامان سالور يکي از فيلمسازان شرکت کننده در اين نمايشگاه گفت؛ «به زودي نمايشگاه عکسي با حضور فيلمسازاني چون داريوش مهرجويي، ناصر تقوايي، رضا کيانيان، حميد جبلي، فاطمه معتمدآريا، نيکي کريمي، بايرام فضلي، مانيا اکبري و... در تهران و چهار شهر بزرگ دنيا برگزار مي شود.» او در ادامه گفت؛ «در اين نمايشگاه از هر فيلمساز 10 عکس به نمايش گذاشته و زمان و مکان برپايي آن متعاقباً اعلام مي شود.»
نقاشي هاي ياسر ميرزايي در گالري هما
نمايشگاه نقاشي هاي ياسر ميرزايي در گالري هما برپا است. ياسر ميرزايي را بيشتر به عنوان طراح شناخته اند. او هنرمند جواني است که در سال 1385 برگزيده جشنواره تجسمي شد، يک سال بعد جايزه جلوه هاي نگارگري در نقاشي معاصر را از آن خود کرد، دو سال پس از آن هم جايزه جشنواره هنرهاي تجسمي فرهنگسراي نياوران را به دست آورد. بازتاب واقعيت عنصر اصلي تمام دوره هاي کاري اوست. استيصال انساني وجه مشترک همه اين نقاشي ها است. افتتاح اين نمايشگاه جمعه 19 تير 1388 ساعت 17 تا 21 بود و تا 30 تير براي بازديد علاقه مندان در گالري هما داير است. گالري هما در خيابان وليعصر، خيابان چهرازي، شماره 50 واقع است.
جومونگ سفير ال جي، توسط گلديران به ايران مي آيد


سانگ ايل گوک (جومونگ) بازيگر معروف کره يي که در سريال پربيننده افسانه جومونگ بازي مي کند به دعوت شرکت گلديران نماينده انحصاري لوازم صوتي، تصويري و خانگي ال جي در ايران به زودي ميهمان ايرانيان خواهد بود. به گزارش روابط عمومي شرکت گلديران کمپاني ال جي سال هاست که با شتابي فزاينده مراحل پيشرفت و توسعه را پشت سر مي گذارد و به اين ترتيب علاوه بر توفيق اقتصادي براي کشور کره همواره در زمينه توسعه و حمايت هاي فرهنگي نيز اعتبار شايان توجهي کسب کرده است. بديهي است شخصيت هاي مشهور و نخبگان فرهنگي کشور کره از جمله سانگ ايل گوک نيز خود را قدردان چنين زحماتي بدانند و به عنوان سفير ال جي سفرهايي را به کشورهاي مختلف داشته باشند. گلديران با توجه به علاقه بسيار زياد مردم ايران به مجموعه تلويزيوني «افسانه جومونگ» و در راستاي سياست هاي فرهنگي شرکت ال جي در خصوص تبادل فرهنگي في مابين دو کشور از آقاي گوک در مقام سفير ال جي براي سفر به ايران دعوت به عمل آورده است. ترديدي نيست که ملاقات با خيل علاقه مندان ايراني براي اين بازيگر و طرفداران وي خاطره يي زيبا و به ياد ماندني به همراه خواهد داشت. خبرهاي تکميلي در خصوص برنامه ها و زمان ورود سفير ال جي متعاقباً اعلام خواهد شد.
پيدا و پنهان
? نمودار آماري پخش چهار خبر در صدا و سيما؛ نمودار آماري پخش چهار خبر مربوط به کشته شدن ندا آقاسلطان، مبارز چچني توسط روسيه، 140 نفر در چين و زن محجبه مصري در آلمان در چهار بخش خبري صدا و سيما حاکي از آن است که صدا و سيما در هفته اول وقوع اين حوادث اقدام به پخش 140 بار خبر کشته شدن زن محجبه مصري، هشت بار خبر کشته شدن 140 نفر مسلمان در چين توسط پليس، پنج بار پخش خبر شهادت مبارز چچني توسط روسيه و در نهايت سه بار پخش خبر کشته شدن ندا آقاسلطان کرده است.

? تسهيلات ويژه براي حجاريان تکذيب شد؛ در حالي که رجانيوز از اختصاص تيم هشت نفره پزشکي براي سعيد حجاريان در زندان خبر داده و مدعي شده بود امکانات فراهم شده براي وي به حدي مطلوب است که حجاريان تمايلي براي بازگشت به خانه ندارد سايت اصولگراي جهان نيوز خبر داد هيچ گونه تسهيلات ويژه يي براي حجاريان مانند اختصاص دکتر مخصوص در نظر گرفته نشده است.

? ممنوعيت مراسم سوگواري در چين؛ در حالي که خانواده ها و دوستان قربانيان ناآرامي هاي اخير در چين خود را جهت برگزاري مراسم سوگواري براي آنها آماده مي کنند، پليس چين هرگونه تجمع و تظاهرات را در شهر «ارومچي» ممنوع اعلام کرده است. به گزارش آفتاب به نقل از «شينهوا» پليس هر نوع تجمع بزرگي را در پايتخت «سين کيانگ» متفرق و سرکوب خواهد کرد.

? اشکان ذهابيان آزاد شد؛ ظهر روز دوشنبه22 تيرماه اشکان ذهابيان عضو شوراي مرکزي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه فردوسي و علوم پزشکي شهر مشهد که 25 خرداد ماه در دانشگاه مازندران بازداشت شده بود، آزاد شد. بنا بر اين گزارش اشکان ذهابيان دانشجوي دانشگاه فردوسي که در ترم گذشته در دانشگاه مازندران به صورت مهمان تحصيل مي کرد در اعتراضات دانشجويي دانشگاه مازندران بازداشت و پس از گذشت حدود يک ماه آزاد شد.

? پيش بيني رسانه دولت از نماز جمعه تهران؛ شبکه خبري ايران در گزارشي به عنوان «هياهوي رسانه يي براي خطبه هاي هميشگي» پيشاپيش از اعتراض نمازگزاران به هاشمي رفسنجاني که اين هفته امامت نماز جمعه تهران را برعهده دارد، خبر داده است. در اين گزارش آمده است؛ «به نظر مي رسد اقدام رسانه هاي نزديک به هاشمي رفسنجاني براي زمينه سازي حضور وي در نماز جمعه اين هفته تهران از نگراني اين جريان نسبت به اعتراض نمازگزاران جمعه تهران به هاشمي رفسنجاني در خلال ايراد خطبه هاي هفته آينده ناشي شده باشد.

? هشدار روزنامه رسالت به دولت؛ روزنامه رسالت در مقاله يي آسيب شناسانه هشدارهايي منطقي را براي خارج نشدن نخبگان از چرخه انديشه جامعه مطرح کرد. در اين يادداشت آمده است؛ نخبگان بايد به عينه گردش نخبگاني را در کشور ببينند و باور کنند ملاک قرار گرفتن در اين چرخه، لياقت و شايستگي هاي ذاتي و اکتسابي حقيقي است نه ملاک هاي گروهي و صنفي و خانوادگي و... . همچنين اين مساله بايد در جامعه و در ميان نخبگان و برگزيدگان و سرآمدان نهادينه شود که مسوولان طراز اول دولتي مشورت پذير بوده و تنها به اتکاي نظرات کارشناسي و مشورت با اهل فن و صاحب نظران هر حوزه به تصميم گيري مي پردازند . کابينه دهم بايد اين مساله را در عمل به اثبات برساند که از شتابزدگي و تصميمات غير کارشناسي فاصله دارد؛ مساله يي که بعضاً در دولت کنوني سابقه داشته است. مراکز و نهادهاي تصميم گير و متوليان دستگاه هاي اجرايي کشور در تمام حوزه هاي اقتصادي، فرهنگي و... بايد به نحوي مستمر با دانشگاهيان و حوزويان اهل نظر ارتباط داشته باشند. در ادامه اين نوشته آمده است؛ هر گونه تنگ نظري در اين خصوص به کليت نظام آسيب هاي جدي خواهد رساند و مسير اعتمادسازي نخبگان و آحاد مردم را با مخاطره مواجه خواهد کرد. با سرمايه گذاري هاي قابل توجه هم بايد پديده فرار نخبگان را معکوس کنيم و هم مقوله نخبه پروري را در دستور کار قرار دهيم. در يک کلام بايد تاکيد کنيم سرآمدان و نخبگان مان را تحويل بگيريم و الا يا سرخورده و مايوس مي شوند يا به اپوزيسيون مي پيوندند يا سر از کشورهاي مهاجرپذير درمي آورند. در هر سه حالت، نظام فرصت هاي خود را به تهديدهاي بسيار خطرناکي تبديل کرده است که بر بخش هاي عمده يي از جامعه هم تاثيرگذار هستند.

? احتمال خداحافظي دري نجف آبادي؛ برخي شواهد از اين موضوع حکايت دارد که حجت الاسلام دري نجف آبادي از دادستاني کل کشور خداحافظي کرده و احتمالاً به عنوان يکي از اعضاي فقهاي شوراي نگهبان معرفي شود. همچنين حجت الاسلام عليزاده معاون اداري و مالي قوه قضائيه از ديگر مسوولان دستگاه قضايي است که شنيده شده است قصد دارد به همراه آيت الله هاشمي شاهرودي به مشهد مقدس عزيمت کند. در اين بين شنيده شده است معاونت اولي قوه قضائيه در دوران آينده دستخوش تغيير خواهد شد و حجت الاسلام ابراهيم رئيسي معاون اول آيت الله هاشمي شاهرودي به عنوان دادستان کل کشور و جايگزين حجت الاسلام قربانعلي دري نجف آبادي معرفي خواهد شد. تاکنون اصلي ترين گزينه مطرح شده براي جانشيني رئيسي در سمت معاون اولي در قوه قضائيه حجت الاسلام نکونام نماينده مردم گلپايگان در مجلس شوراي اسلامي است در غير اين صورت حجج اسلام مصطفي پورمحمدي و غلامحسين محسني اژه يي به عنوان ديگر گزينه ها مطرح هستند. البته مصطفي پور محمدي در صورتي که به عنوان معاون اول انتخاب نشود، همچنان به عنوان رئيس سازمان بازرسي کل کشور مشغول به کار خواهد بود.
پاسخ به يک خبر
جعفر مدرس صادقي



در خبري تحت عنوان «قصه هاي تفسير طبري به روايت محسن فرجي» که در صفحه ي 12 شماره ي 17/4/1388 آن روزنامه درج شده بود، از قول جناب آقاي محسن فرجي نقل شده است که در نظر دارند به «بازآفريني» قصه هاي تفسير طبري در يک مجموعه سي جلدي به نام «يکي بود يکي نبود» بپردازند و در کمال وضوح و با صراحت کامل، منبع مورد استفاده ي خود را کتاب «ترجمه تفسير طبري» از مجموعه ي «بازخواني متون» اعلام فرموده اند که با ويرايش اين جانب در سال 1372 توسط نشر مرکز به چاپ رسيده و چاپ چهارم آن هم سال گذشته منتشر شده است. من هيچ نمي دانم روي چه حسابي و بر چه اساسي ايشان تصميم گرفته اند دست به يک چنين کار عجيبي بزنند، در حالي که نه خود ايشان و نه ناشرشان (نشر پارسه) هيچ تلاشي براي کسب مجوٌز از اين جانب يا از نشر مرکز به خرج نداده اند. علاقه جناب آقاي فرجي و ناشر ايشان به اين ويرايش البته قابل درک است، چون که به قول خودشان، اين ويرايش «با فصلبندي، تدوين جديد و اعراب گذاري همراه بود و متن خوشخواني داشت...» و اين متن «زبان پاکيزه اي دارد و کمترين اصطلاحات عربي در آن به کار رفته و در نتيجه کمترين نياز را به تغيير و بازنگري داشت.» و اضافه مي کنند «تمام اين عوامل متن را از نظر بازآفريني ساده مي کرد و مي توانم بگويم کاري که من در اين مجموعه انجام داده ام از کار ساير افراد بسيار ساده تر بود» و در اين راستا اظهار مي دارند که «کمترين تلاش را براي ساده نويسي و امروزي کردن قصه هاي تفسير طبري» انجام داده اند. از قرار معلوم، ايشان به اين دليل که با يک متن حاضر و آماده روبه رو شده اند که براي «بازآفريني» آن لازم نيست هيچ زحمتي به خودشان بدهند دست به اين کار زده اند. يک «خسته نباشيد» طلب ايشان، اما تکليف آن بنده خدايي که براي اين که اين متن را به اين درجه از پاکيزگي و «خوشخواني» برساند تلاش هاي فراواني به خرج داده و با استفاده از کليه ي منابع موجود زمينه ي آشتي دادن خواننده ي امروزي را با متني متعلق به هزار سال پيش فراهم کرده است چه مي شود؟ آيا جناب آقاي محسن فرجي و ناشر ايشان خبر ندارند که در کشور ما قانوني وجود دارد که از حقوق نشر کتاب حمايت مي کند و عدم رعايت اين حقوق احتمالا عواقبي هم به دنبال خواهد داشت؟ من که خيال مي کنم جناب آقاي فرجي از وجود چنين قانوني کاملا بي خبرند، وگرنه منبع رونويسي خودشان را - بدون اين که مجوٌزي در کار باشد - به اين صراحت اعلام نمي کردند. محض اطلاع ايشان، به عرض مي رسانم قانوني هست به نام «قانون حمايت حقوق مؤلفان و مصنفان و هنرمندان» مصوٌب ديماه 1348 که هنوز به قوٌت خود باقي ست و ويرايش اين جانب از «ترجمه ي تفسير طبري» که در مجموعه ي «بازخواني متون» نشر مرکز به چاپ رسيده مورد حمايت اين قانون است. حقوق معنوي هر اثري به جاي خود محفوظ- که به موجب ماده ي چهارم از فصل دوم اين قانون «محدود به زمان و مکان نيست و غير قابل انتقال است»- اما حمايت اين قانون از حقوق مادي هر اثري هم، به موجب ماده ي دوازدهم از فصل سوم اين قانون، تا سي سال پس از تاريخ مرگ پديدآورنده ادامه دارد، و اين جانب نويسنده ي اين عرض حال، از قضاي روزگار، حي و حاضر و هنوز در قيد حياتم. جاي آن داشت که آقايان قبل از اقدام به اين «ساده نويسي» راحت الحلقوم، به خودشان زحمتي داده و ندايي به اين جانب يا به نشر مرکز مي دادند و درخواست مجوٌز مي کردند - که البته اين جانب ايشان را به نشر مرکز ارجاع مي دادم و يقين مي دانم که نشر مرکز هم البته هيچ گونه مجوٌزي براي يک چنين پïخته خواري آشکاري صادر نمي کرد.

بيست و دوم تيرماه 1388
درباره نگاه مديران فرهنگ و هنر به هنر معاصر ايراني
... حالا که وقت رفتن است


مهدي ميرمحمدي

وقتي محمود احمدي نژاد از مجموعه فرهنگي دولت ابراز نارضايتي مي کند يعني بوي رفتن مي آيد. بعد مديران مياني فرهنگ و هنر را مي بينيم که راه مي افتند از اين سخنراني به آن سخنراني، از اين گفت وگو به آن گفت وگو، از اين خبرگزاري به آن خبرگزاري که ببينيد ما چقدر خوب هستيم و چقدر بلد هستيم و بهترين هستيم. به رسم اين سرزمين اشاره مي کنند، به اينکه ويرانه گرفتيم و گلستان تحويل داديم. در سوي ديگر هم صف مخالفان را مي بيني که نشسته اند به حساب و کتاب تا جاي خود را در دولت بعدي زمينه سازي کنند. کساني قرار است بروند و ديگراني قرار است بيايند و در ميانه جنگ آنچه بيچاره در ميان مانده «هنر معاصر ايراني» است.

من اما هيچ کار ندارم که چه کسي مي رود يا کدامين ها در راهند. مساله همان به رسميت نشناختن هنر ايراني در دستگاه عريض و طويل وزارت ارشاد است. بگذاريد جزيي تر صحبت کنيم. نقاشان ايراني در پيشبرد هنر معاصر در چند دهه اخير پيشتاز بوده اند. اين هنر کمتر از همه درگير مناسبات اداري و دولتي بوده . عنصر اقتصاد و بازار همچون رسانه سينما در شکل دادن زيبايي شناسي هنرمندان اين رشته تاثير نداشته (حاشيه هاي حراج هاي هنري در چند سال اخير را به حساب چند دهه فعاليت نمي توان گذاشت). حالا فرض مي کنيد شما بخواهيد بنشينيد به بررسي روند حرکت نقاشي معاصر ايران. آنگاه با انبوهي نام (گاهي از اين دنيا رفته) روبه رو خواهيد شد که آثار آنها در دسترس نيست. شايد کلکسيونر و خريداري پيدا شود که از سر لطف بگذارد نگاهي به مجموعه اش بيندازي تا ردپايي از فلان نقاشي بيابي يا که در جست وجوي اينترنتي با بدترين کيفيت بدون هيچ توضيح ساده يي که قطع کار در چه اندازه يي است يا سال خلق آن کي بوده، چيزي بيابي. محقق و هنرمند جوان ايراني آثار فرامرز پيلارام يا رضا مافي را در کجا بايد بيابد؟

حالا در نظر داشته باشيد مدير مرکز هنرهاي تجسمي در وزارت فرهنگ و ارشاد دولت نهم تا بر ميز رياست مي نشيند فرياد «اي واي قانون را زير پا گذاشتند» سر مي دهد که نظارت چه شد، چرا بر کارها نظارت نمي شود و ناخواسته مميزي را به عنوان هدف اصلي مجموعه تحت مديريت خود معرفي مي کند.

وقتي مميزي مي شود هدف اصلي هيچ گاه به ذهن مدير خطور هم نخواهد کرد که مي تواند دست به جمع آوري آثار نقاشان معاصر ايراني بزند که مي تواند ايده چنين کاري را در مجموعه خود مطرح کند. آنچه را هم در اين زمينه مي بينيم يا نتيجه پيگيري هنرمند بوده که خواسته آثارش در يک جا جمع شود، بماند براي امروز و فردا يا سرمايه گذاري از بخش خصوصي دست به کار شده.

اما گاهي گردآوري اين آثار از عهده بخش خصوصي برنمي آيد. از اين فراتر وقتي دولت در عرصه فرهنگ و هنر مي خواهد همه چيز تحت نظارت او باشد، بايد بهاي اين نظارت را هم بپردازد و دست به حرکت و خلاقيت بزند وگرنه تنها با همان چهره پليسي و امنيتي خود تعريف مي شود.

در حوزه موسيقي هم کم نداريم از اين صداهاي شنيده نشده و گمشده. در نظر داشته باشيد يکي از معدود منابعي که در اين سال ها به واسطه آن مي توان بخشي از فعاليت هاي آهنگسازان ايراني را براي ارکسترهاي بزرگ شنيد و بررسي کرد، دو مجموعه يي است که منوچهر صهبايي در خارج از کشور و با ارکستر خارجي اجرا و ضبط کرده. پخش اين مجموعه در ايران هم بر عهده بخش خصوصي بوده است. (نشر ماهور) نحوه برخورد آهنگسازان ايراني با ارکسترهاي غربي به توليد صدايي ويژه منجر شده است که خاص اين سرزمين است. فارغ از ارزش هاي زيبايي شناسي يا کارکردهاي اجتماعي ما با صدايي روبه رو هستيم که ويژه هنر معاصر ايراني است؛ داشته هايي که عمدتاً به نسل هاي بعدي منتقل نشده. حالا بگذريم از آن کارهايي که نوشته شدند اما هيچ گاه اجرا نشدند. ماندند براي خاک خوردن در گوشه يي تا ارکستر سمفونيک تهران که زير نظر دفتر شعر و موسيقي اداره مي شود يا قطعات خارجي را اجرا کند يا قطعات ايراني «سفارشي». هنر معاصر ايراني هم مي ماند يک گوشه تا خاکش را بخورد. بعضي از اين ادارات در جاهايي به شکل رسمي موظف به توليد نيز هستند، مثل دفتر شعر و موسيقي. اما با نگاهي به آثار توليدشده با يک بي سليقگي مفرط روبه رو هستيم. موسيقي چند فيلم تبديل به قطعه يي سمفونيک مي شود. کسي هم در ميان سفارش دهندگان نيست که بپرسد جناب آهنگساز، قطعه يي که پيش از اين با يک ارکستر کوچک اجرا شده بود چگونه و چطور تبديل به يک قطعه سمفونيک شده است و چگونه صداي نوازندگان ارکستر را در راهروهاي دفتر و شعر نمي شنويد که با خنده از اين مي گويند که رهبر ميهمان ارکستر متوجه ضعف هاي آنها هنگام تمرين و اجرا نمي شود، آنچه در اين سال ها به عنوان هنر سفارشي و مناسبتي شنيده ايم در اوج بي سليقگي سفارش و ساخته شده اند. عمده اين آثار بعد از يک بار اجرا و شنيده شدن نمي توانند به حيات طبيعي خود ادامه دهند. هنوز هم براي روبه رو شدن با يک حادثه هنري بايد چشم به راه فعاليت هاي بخش خصوصي ماند. اين نوع برخورد مديران با موسيقي سمفونيک باعث شده است در اين سال ها با هيچ اثر ويژه يي در اين گونه روبه رو نشويم. بخش خصوصي هم طبيعي است که از پس هزينه هاي يک ارکستر سمفونيک برنمي آيد. پس با يک فضاي متروک روبه رو مي شويم که هرازچندگاهي صدايي توليد مي شود براي اينکه کارنامه مديران اين حوزه پربارتر به نظر بيايد. اين همه از سر نشناختن و به رسميت نشناختن هنر معاصر ايراني است. گوشي که «ني نوا» حسين عليزاده يا «نوحه خوان» علي رهبري يا تجربيات ويژه احمد پژمان و انبوهي اثر ديگر را درک و دروني کرده باشد هر چيزي را سفارش نمي دهد تا روي آن مïهر هنر ايراني بزند و بدهد به ما مخاطبان که ما هم نشنويم،
فروشگاه جديد «بتهوون» بار ديگر آغاز به کار مي کند
فروشگاه جديد «بتهوون» روزهاي پنجشنبه و جمعه 25 و 26 تيرماه سال جاري در خيابان کريم خان بار ديگر آغاز به کار مي کند. اين فروشگاه که 56 سال عمر دارد، مهرماه سال 86 در ميدان محسني تعطيل شد و اين بار بعد از دو سال با ظاهري جديد، فضايي تازه و امکانات بيشتر مجدداً بازگشايي مي شود. «بتهوون» اولين بار سال 1332 در خيابان منوچهري با نام «صفحه فروشي بتهوون» در خيابان منوچهري افتتاح شد. زماني که موسيقي را با صفحه گوش مي دادند و بتهوون مثل حالا فروشگاهي دوطبقه نبود، زنده ياد «کريم چمن آرا» در کيوسکي کوچک کتاب ها و صفحات موسيقي مي فروخت و مشتريان اهل ادبيات و هنر آن زمان را در اين مکان جمع مي کرد. برادران چمن آرا سال هاي بعد شرکت توليد موسيقي «آهنگ روز» را هم تاسيس کردند.

10 سال بعد از آن فروشگاه بتهوون به مغازه يي بزرگ تر در خيابان ولي عصر منتقل شد؛ فروشگاهي تاريخي که دانشجويان هنر و اهل موسيقي سال ها به آنجا مي رفتند و از آن خاطره دارند. سال 82 هم به مناسبت 50سالگي بتهوون، مراسمي در خانه هنرمندان ايران، سالن اصلي اين مجموعه، توسط بهروز غريب پور به پاس 50 سال فعاليت کريم چمن آرا به عنوان تالار بتهوون نامگذاري شد. از سال 83 بتهوون به فروشگاهي کوچک تر در ميدان محسني منتقل شد و حالا قرار است بعد از چندين ماه وقفه فروشگاه جديد بتهوون در خيابان سنايي آغاز به کار کند. به گزارش ايسنا «بتهوون» روزهاي پنجشنبه و جمعه 25 و 26 تيرماه ساعت 16 در خيابان کريم خان زند، خيابان سنايي، نبش کوچه اعرابي، پلاک 23 افتتاح مي شود.
عناوين اين صفحه
جديدترين ساخته کارگردان ايراني مقيم امريکا سال گذشته نامزد شير طلاي جشنواره ونيز بود
حماسه تاريخي «آگورا» نهم اکتبر در اسپانيا اکران مي شود
عکس هاي 10 سينماگر ايراني در پنج شهر دنيا
نقاشي هاي ياسر ميرزايي در گالري هما
جومونگ سفير ال جي، توسط گلديران به ايران مي آيد
پيدا و پنهان
پاسخ به يک خبر
... حالا که وقت رفتن است
فروشگاه جديد «بتهوون» بار ديگر آغاز به کار مي کند

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام