دوشنبه، 22 تير 1388 - شماره 1999
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه نخست
مير حسين خاتمي و کروبي جبهه سياسي تشکيل دهند
پيشنهاد سحابي به رهبران اصلاحات

گروه سياسي؛ عزت الله سحابي به صف پيشنهاد دهندگان به ميرحسين در خصوص تاسيس يک جبهه سياسي - البته به همراه سيد محمد خاتمي و مهدي کروبي - پيوست. پيشنهادات به ميرحسين موسوي درخصوص تاسيس حزب پس از ابراز 1تمايل اين کانديداي اصلاح طلب انتخابات رياست جمهوري دهم درخصوص «تداوم فعاليت سياسي به صورت نظام مند و گروهي» وارد فاز تازه يي شده و به رغم مخالفت ها و حتي تهديدات برخي چهره هاي تندرو حامي دولت، در حال گسترش است.اگر روز گذشته چهره شاخص سياسي اصلاح طلبان - سيد حسين مرعشي - به نخست وزير دوران جنگ پيشنهاد کرد به جاي حزب سياسي به فکر تشکيل جبهه سياسي باشد، عزت الله سحابي نيز همصدا با سخنگوي حزب کارگزاران، اين نکته را مورد توجه قرار داد که «حزب داراي يک ايدئولوژي خاص است» و بر اين اساس تشکيل جبهه سياسي را با اوضاع و احوال ايران داراي تطبيق و مطابقت بيشتري دانست که از ديد رئيس شوراي فعالان ملي - مذهبي «از تشکيل حزب سياسي واجب تر است».نماينده دور اول مجلس که در دوران دولت مهندس موسوي در سازمان صنايع کوچک وزارت صنايع به عنوان يکي از مديران ميرحسين فعاليت مي کرد، در عين حال پيشنهاد خود را تنها محدود به موسوي نکرد و باب بحث تازه يي را گشود. سحابي همراهي موسوي، خاتمي و کروبي را در مقطع فعلي ضروري دانسته و بر اين اساس پيشنهاد کرد اين سه چهره شاخص و محوري اصلاح طلبان در راستاي فشرده تر شدن صف هواداران «تغيير» در کنار يکديگر، جبهه يي فراگير تاسيس کنند. اين فعال سياسي با تجربه، دلايل خاص خود را دارد؛ «اگر موسوي، خاتمي و کروبي مبادرت به تشکيل يک جبهه سياسي کنند، مطمئناً تاثير مضاعفي در ساحت سياسي ايران خواهد گذاشت.»سحابي استدلال خود را کامل کرد و موضوعي را مورد توجه قرار داد که از ديد تحليلگران سياسي، يکي از اصلي ترين دلايل به نتيجه نرسيدن فعاليت هاي مدني و سياسي در جامعه ايران به شمار مي رود؛ «تشکيل چنين جبهه يي از سوي اين سه چهره اصلاح طلب واجب و ضروري است. حرکاتي که اکنون در جامعه در حال رخ دادن است، نياز به يک رهبري دارد، زيرا هر حرکت خودجوشي که رهبر نداشته باشد يا راديکال مي شود يا دچار سرخوردگي خواهد شد. به همين دليل ايجاد جبهه گسترده براي رهبري حرکت هاي مردمي همراه با فکر و استراتژي لازم است.» او در گفت وگويي که ايلنا آن را منتشر کرد، در عين حال اعلام کرد با تشکيل حزب مخالف نيست. سحابي اما پاسخگوي پرسش ديگري در خصوص جبهه دموکراسي و حقوق بشر نيز شد؛ جبهه يي که مصطفي معين يکي از کانديداهاي اصلاح طلبان در انتخابات رياست جمهوري نهم تلاش زيادي کرد آن را با حضور همه نيروهاي دموکراسي خواه تشکيل دهد اما به دليل موانع ايجاد شده نتوانست ايده خود را محقق سازد.
سحابي درخصوص اينکه آيا تشکيل جبهه يي جديد به فرجام جبهه دموکراسي خواهي مبتلا نخواهد شد، نيز توضيحاتي داد و با تاکيد بر تفاوت هاي مقطع فعلي با چهار سال قبل ادامه داد؛ «اگر چه دکتر معين در تشکيل جبهه دموکراسي خواهي پيشرفت هايي داشت ولي به دليل عدم همراهي برخي گروه ها نتوانست آن را به فرجام برساند ولي مقطع فعلي شرايط و الزامات خاص خود را دارد و به همين دليل من به موفقيت چنين جبهه يي در صورت تشکيل آن خوشبين هستم.»

وي همچنين از وضعيت برخي همفکران خود که در بازداشت به سر مي برند، اظهار نگراني کرد و درباره اولويت برهه زماني فعلي نيز نکته مهمي را گوشزد کرد؛ «آنچه امروز درد جامعه ما است و همه بايد به دنبال آن باشيم، آزادي و قانون است و اين مهم، مستقل از گرايش هاي خاص ايدئولوژيک است.»

اما حسين مرعشي نيز با اشاره به احتمال تشکيل حزب سياسي توسط موسوي گفت؛ موسوي بهتر است هم به لحاظ فني و هم به لحاظ سياسي يک جبهه سياسي تشکيل دهد.

وي درخصوص ويژگي هاي جبهه سياسي گفت؛ جبهه سياسي نياز به مصوبه جديد ندارد و احزاب، شخصيت هاي حقوقي و حقيقي و مردم علاقه مند مي توانند در اين جبهه عضو شوند.

عضو شوراي مرکزي حزب کارگزاران سازندگي، فراگيري جبهه را بيشتر از حزب دانست و گفت؛ جبهه سياسي از آنجا که فراگيرتر از حزب سياسي است و احزاب، مردم و شخصيت هاي فکري مستقل را پوشش مي دهد، با واقعيات موجود هماهنگ تر است.

وي با اشاره به همراهي افرادي که با موسوي هستند، گفت؛ جمعي که پشت سر موسوي هستند، عملاً قدرت تشکيل يک جبهه سياسي را دارند تا يک حزب سياسي.

وي تاکيد کرد؛ موسوي عملاً رهبري يک جبهه سياسي متشکل از افراد عادي علاقه مند به کشور و حفظ دستاوردهاي نظام از جمله آزادي را بر عهده دارد و به نظر من همين واقعيات را بايد رسميت داد.

مرعشي همچنين با انتقاد از برخوردهايي که با فعالان سياسي بعد از تحولات انتخابات صورت پذيرفت، خاطرنشان کرد؛ برخي در تلاش هستند در کشور تک صدايي را حاکم کنند و به هيچ عنوان حرکت هاي اعتراضي مردم را بر نمي تابند.

اين پيشنهادات در حالي روي ميز کانديداي معترض به نتايج انتخابات قرار گرفته که پس از زمزمه تشکيل حزب سياسي توسط ميرحسين فضاي سياسي کشور را تحت الشعاع قرار داده است. واکنش هاي مثبت مردمي در کنار استقبال فعالان سياسي اصلاح طلبي که در بازداشت به سر نمي برند، از ديد ناظران سياسي به عنوان عطش کار تشکيلاتي در جامعه به رهبري ميرحسين تعبير شد. حتي اصولگرايان خرد گرا نيز پالس هاي مثبتي را در قبال تصميم تازه مهندس موسوي ارسال کردند هرچند يکي از چهره هاي مشهور تندرو در سرمقاله روزنامه خود، خواستار رد صلاحيت خاتمي و ميرحسين در کميسيون ماده 10 احزاب براي تاسيس حزب شد.

تحزب در ايران اگر چه با مشکلاتي رو به روست اما عملکرد اصلاح طلبان در توسعه فعاليت حزبي به مدد کمک هاي دولت اصلاحات و عزم مهدي کروبي در تاسيس حزب اعتماد ملي در دوران عدم حضور در قدرت، آگاهان را متوجه اين حلقه مفقوده در رقابت هاي سياسي ايران کرده است. اصلاح طلبان که به دخالت هاي برخي نيروهاي غير سياسي در نتايج انتخابات معترض هستند و نقطه اوج آن را مربوط به انتخابات رياست جمهوري دهم مي دانند بر اين باورند که گسترش کار تشکيلاتي تنها راه بر طرف کردن تهديد اين نيروهاي غير سياسي است. اکنون پتانسيل بي بديل ميرحسين در کنار تجربيات کروبي و محبوبيت خاتمي مي تواند، نيروهاي پر شمار هواداران نيروهاي سياسي معترض به نتايج انتخابات را در قالبي مشخص بسيج کند. امري که شواهد و قرائن نشان مي دهد رهبران اصلاحات اهميت آن را به خوبي درک کرده اند اما از موانع مقابل خود نيز به خوبي آگاه هستند.

نامه رئيس ستاد کل نيروهاي مسلح با عنوان «رنجنامه»
فرمانده متهم مي کند

گروه سياسي؛ سردار سرلشگر «بسيجي» سيدحسن فيروز آبادي بار ديگر خبرساز شد. رئيس ستاد کل نيروهاي مسلح - که در محافل سياسي و نظامي به عنوان يکي از جدي ترين نظاميان حامي رئيس دولت نهم شناخته مي شود - معمولاً با اظهارنظرهاي خود فضاي کشور را دستخوش مباحثي در خصوص «عدم دخالت نظاميان در سياست» مي سازد. رئيس هيات امناي دانشگاه عالي دفاع ملي که نامه هاي رسمي را با عنواني که در ابتداي اين گزارش آمده امضا مي کند، اين بار به جاي سخنراني، به سراغ نگارش نامه يي رفته که نام «رنجنامه» را روي آن نهاده است؛ متني که موضوع اصلي آن انتخابات رياست جمهوري دهم و رفع اتهام «دخالت نظاميان به سود رئيس دولت نهم» بوده و اين مقام بلند پايه نظامي در آن تاکيد کرده افرادي که در جريان اعتراضات به نتايج اعلام شده از سوي ستاد انتخابات در طول يک ماه گذشته کشته شدند با سلاح هاي «هديه امريکا و انگليس» جان خود را از دست داده اند. او اين «رنجنامه» را نه خطاب به مردم بلکه با مخاطب قرار دادن حضرت ولي عصر(عج) نگاشته و بعد از يک مقدمه کوتاه اجازه خواسته تا بگويد «يا صاحب الزمان سلام عليکم».فيروز آبادي سپس با اين جمله که «آقا، مي دانيم آنچه تو مي داني»، آنچه «درد دل » ناميده را آغاز کرده است؛ «مي خواهيم با شما درد دل کنيم، با روح بلند خميني کبير، با ارواح مطهر شهيدان، با نائبت خامنه يي عزيز. مي دانم آنچه مي گويم در برابر آنچه بر شما اهل بيت عصمت و طهارت گذشت و آنچه بر خميني کبير گذشت و آنچه بر خامنه يي بزرگوار مي گذرد چيزي نيست. آيا در طول تاريخ مي توان کسي يا کساني را يافت که بيش از خاندان پاک شما سابقه شهادت، آزادگي، جانبازي و ايثار داشته باشد؟ و بيش از شما ظلم ديده باشد؟ هرگز، هرگز، هنوز صداي علي (ع) در گوش مان است که مي فرمود؛ «به خدا سوگند که از انتساب هيچ منکري به من خودداري ننمودند و در رفتار ميان من و خود رعايت انصاف نکردند.»وي در اين بخش از «رنجنامه» خود با اشاره به علاقه خود به «روح الله» و عملکرد خود در دوران ستمشاهي و اينکه «به من آموختند در غياب امام زمان، نائبش را درياب» به مراحل پيروزي انقلاب پرداخته و سپس معضلات سال هاي ابتداي انقلاب و جنگ را تشريح کرده است. رئيس ستاد کل نيروهاي مسلح در قسمت مياني نامه خود، با برشمردن صفات بسيجيان، از اينکه «عده يي» اين نيرو را «گروه فشار» خواندند و «نابودي اش را شعار دادند» انتقاد کرده است.

فيروز آبادي البته به هويت اين «عده» اشاره نکرده اما در خصوص آنها گفته است؛ «آنان ريشه نظام را هدف گرفته بودند و بسيج و آحاد مردم متدين و انقلابي را مانع بزرگ راه خويش مي ديدند، چند بار فاجعه به پا کردند، حرمت ها را دريدند، به مقدسات توهين کردند، آتش افروختند و دشمن را اميدوار ساختند و در جنايتي که خود پديد آورده بودند، بسيجي را مقصر ناميدند و مظلوم نمايي کردند و طلبکار شدند.» وي ادامه داده است؛ «آقا اگر چه از سوي برخي خواص و مدعيان، ياري نشد اما مردم بسيجي را داشت... خون دل ها خورده شد، رنج ها برديم تا دشمن و پياده نظامش ناکام گشتند.» او همچنين از دوراني سخن گفته که اميدهاي واهي دشمن براي تحريف انقلاب و خط امام گذشت و «جبهه يي اعم از ضد انقلاب هاي قديمي و عناصر استحاله شده» تشکيل شد که به اعتقاد فيروز آبادي «جنگ خود را در پوشش انتخابات دهم رياست جمهوري آغاز کرده اند.» او اتهامات اين افراد مورد نظر خود را نيز برمي شمرد؛ «اين جبهه با هدايت استکبار، جنگ خود را در پوشش انتخابات دهم رياست جمهوري آغاز کرد و چون با حضور جانانه 40 ميليوني مردم نتوانست طرفي ببندد، بيشتر عصباني شد و در پي فتنه يي تلخ تر برآمد؛ فتنه يي با ظاهري مخملي و باطني خشک و زبر و خشن که فرهنگ و مردم سرزمينم را هدف قرار داده بود. تصادفي نبود که در 30 خرداد 88 ، 30 خرداد سال 60 را بازسازي کردند. با تخريب، کشتار و آشوب به پايگاه هاي بسيج و مسجد خدا يورش آوردند.» اين عضو شوراي عالي امنيت ملي، اعتراضات مردم به نتيجه انتخابات را هم از ديدگاه خود بررسي کرده و در ادامه نامه خود مي افزايد؛ «در 30 خرداد آشوبگران و منافقان با چهره يي جديد که چندان هم بي ارتباط با منافقان سابق نيستند، بر ملت يورش آوردند... و منافقانه سلاح اهدايي امريکا، اسرائيل و انگليس را به سوي مردم شليک کردند، تا به خيال خام خود با کمک رسانه هاي بيگانه، ناجا و بسيج را متهم کنند. غافل از اينکه مسوولان با حکمت و تدبير، به کار بردن سلاح را به خاطر پيشگيري از هرگونه آسيب به مردم منع کرده بودند و نيروهاي حافظ امنيت هيچ گاه سلاحي در دست نداشتند و به کار نبردند. ماموران حفظ امنيت و مدافعان حريم قانون کتک خوردند، زخمي شدند، شهيد شدند، بي رحمانه آنها را زير چرخ هاي ماشين گرفتند، اما صبورانه با جان شان از مردم دفاع کردند؛ در مقابل آنها براي کشته هاي دروغي خود عزاداري کردند.» او اما در ادامه، از حضور آشوبگران در بين مردم سخن گفته اما اشاره يي به دلايل حضور مردم نکرده است؛ «از آنجا که آشوبگران در بين مردم پنهان شده بودند، دست حافظان امنيت براي برخورد با آنها بسته بود و لذا خساراتي بر مردم تحميل گرديد و ما نيز به عنوان حاميان مردم و مسوولان برقراري امنيت شرمنده شديم، ليکن مي دانيم که ملت فهيم خود به اين موضوع واقفند و عذر خدمتگزاران خود را مي پذيرند.» فيروزآبادي در فراز پاياني نامه خود بدون اشاره به اينکه خود و فرماندهان نيروهاي مسلح در برخي موضع گيري ها از رئيس دولت نهم حمايت رسمي کرده و نسبت به اصلاح طلبان و دو کانديداي شاخص آنها

- ميرحسين موسوي و مهدي کروبي - بارها مواضع منفي اتخاذ کرده اند، افزوده است؛ «صاحب و آقاي ما، شما شاهدي که نيروهاي مسلح و بسيج هر 4 کانديدا را از ياران انقلاب مي دانستند و مانند مردم ايران و با تشخيص خود کم يا زياد به آنها راي دادند. با وجود اين ناظري که چه ناسزاها که نثار ما نکردند و چه فحاشي ها و تهمت ها که از آن بي نصيب نمانديم. امنيت مردم را خدشه دار کردند و چون به دفاع از مردم برخاستيم، به ما لقب ستمکاران دادند. ما را متجاوزان به حقوق مردم معرفي کردند. مي خواستند ما را در اين ميدان آزمايش همچون خودشان روسياه کنند. کار آنگاه برايمان سخت شد و روح مان به درد آمد که اتاق فرمان خارجي ها و بعضي داخلي ها به هم پيوند خورد و چهره پاک نظام در کلمات سخيف و زهرآلوده آنها گردآلوده شد، و در اين غبار کذايي براي عده يي لحظه يي حق در محاق شد، اما خداي بزرگ را شاکريم که فصل الخطاب رهبري دل ها را آرام کرد و بصيرت آفريد.» او در خاتمه تاکيد کرده؛ «با تمام توان ايستاده ايم تا نظام بماند.»

تقابل هاي پيش از انتخابات

فيروزآبادي در طول چهار سال گذشته و به ويژه پيش از انتخابات بارها از دولت نهم به طور صريح حمايت کرده و حتي دولت نهم را اصلاح طلب خوانده بود. اين موضع گيري ها تا جايي پيش رفت که آخرين موضع گيري «فرمانده» واکنش تند شيخ مهدي کروبي را در پي داشت. يکي از دو کانديداي اصلاح طلبان در بخشي از نامه خود به رئيس ستاد کل نيروهاي مسلح آورده بود؛ در ماه هاي گذشته که سخنان برخي فرماندهان نظامي و موضع گيري صريح بعضي از آنان نسبت به جريان هاي سياسي کشور را مي شنيدم و مي خواندم با خود فکر مي کردم که اگر اين روند متوقف نشود شکايت از اين قانون شکنان را نزد جنابعالي بياورم که امين رهبري معظم و فرماندهي کل قوا هستيد اما امروز که شما «رياست ستاد نظاميان دخالت کننده در انتخابات» را به عهده گرفته ايد، شکايت به کجا برم؟ کروبي ادامه داده بود؛ در خاتمه به شما يادآوري مي کنم که يکي از تبليغات هميشگي دشمنان در خارج و نگراني هاي بعضي از مردم در داخل، احتمال دخالت عناصر با نفوذ در روند انتخابات است. آيا گمان نمي کنيد سخنان اخير شما و موارد مشابه آن، هم خوراک کافي براي دشمنان درست مي کند و هم بعضي از آحاد مردم را از تاثيرگذاري راي خود نااميد مي کند؟ رئيس ستاد کل نيروهاي مسلح اما در پاسخ به دبيرکل حزب اعتماد ملي گفت؛ مطمئن باشيد در انتخابات دخالتي نخواهم کرد. در پي انتقادات مهدي کروبي از سخنان اخير رئيس ستاد کل نيروهاي مسلح، سرلشگر فيروز آبادي در جوابيه يي اعلام کرد؛ سخنراني اخيرم که منتشر شد به مناسبت سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي بود و در مورد انتخابات آينده صحبت از شرکت همه رجال واجد شرايط در انتخابات و واگذاري آن به مردم بوده است. نامه روز گذشته فيروزآبادي اما در دل خود، اتهامات زيادي را به فعالان سياسي اصلاح طلب بازداشت شده منتسب ساخته بود که خاتمي، ميرحسين، کروبي و بسياري از علما و مراجع خواستار آزادي آنها هستند.

غلامحسين الهام در گفت وگو با «رجانيوز»؛
معترضان دچار جنون شده اند
اين جريان هم اکنون در يک گيجي به سر مي برد، چون مرکز ثقل شان ضربه خورده است لذا جنون وار به خيابان ها ريختند، اوباش را استخدام کردند و از ابزارهاي خشونت بار  و متحجرانه استفاده کردند

گروه سياسي؛ سخنگوي دولت معترضاني را که پس از اعلام نتايج انتخابات در خيابان ها تجمع اعتراض آميز برگزار کردند مجنون توصيف کرد که در حال از بين رفتن هستند. غلامحسين الهام در بخش دوم گفت وگويش با «رجانيوز» با بيان اينکه قصد ندارم تقابلي در جامعه ايجاد کنم، گفت؛ بايد توجه کرد در يک جامعه اسلامي، قطبي کردن وجود ندارد ولي آنها يک ظرفيتي به کار بردند که اين اتفاق بيفتد اما نشد و دنبال اين هستند که اين تقابل را حفظ کنند و اين عدد را رشد دهند. اين تحليل غلطي است و اتفاق هم نخواهد افتاد، طيف اولي را که اينها به صحنه آوردند، حذف خواهد شد، البته موسوي براي آنها نماد و ابزار بود، بايد از اين ابزارها و نمادها بگذرند و با توجه به همين، مي گوييم حذف شده اند. اين دوران بطلان نمادهاست، به خصوص با رفتار نامعقولي که در پيش گرفتند و عليه گفتمان خودشان که تاکيد بر قانون بود، ايستادند و موضع گيري کردند که نوعي خودزني سياسي بود که ترميم ناپذير هم هست. وي افزود؛ اين جريان يک هدف دارد و آن ماندن است، اينکه اولاً خودشان استحاله نشوند و ثانياً بتوانند جامعه را استحاله و در آن تغيير ايجاد کنند. نقطه اتکايشان را هم بايد روي گروه هاي خاصي که براي خودشان تعريف مي شود، بگذارند. بعيد مي دانم اين کار را با بدنه جامعه بتوانند انجام دهند و بايد مدل جديدي براي بازسازي پيدا کنند. الهام ادامه داد؛ مي توان گفت اين جريان هم اکنون در يک گيجي به سر مي برد، چون مرکز ثقل شان ضربه خورده است لذا جنون وار به خيابان ها ريختند، اوباش را استخدام کردند و از ابزارهاي خشونت بار و متحجرانه استفاده کردند. از طرفي، هويت ملي را مخدوش کردند و از طرفي، رسماً متکي به بيگانگان شده اند. اينها در ذهن جامعه ما نمادهاي زشتي از هويت ملي است، يعني به نظرم اينها دچار جنون شدند، اين فضا مي گذرد و اينها از بين مي روند. بايد درباره يک مدل جديد براي بقاي خودشان فکر کنند. غلامحسين الهام در واکنش به دفاع مقام معظم رهبري از هاشمي رفسنجاني معتقد است؛ هيچ کس دوست ندارد انسانها در تحولات دوران حذف شوند، اين مطلوب انقلاب نيست، اما اگر کسي خود را به يک ديوار محکم مي زند و سرش مي شکند، مقصر خودش است. کسي نمي خواهد سر او را بشکند. رهبر انقلاب اين را منع کردند. کسي که در دل اين نظام هست، بايد خودش را در دل نظام، پويا نگه دارد. هرکس از نظام فاصله بگيرد، خود به خود حذف مي شود. خروج از يک قالب و خروج از سيستم موجب حذف افراد خواهد شد. اين خود افراد هستند که تصميم مي گيرند، حذف شوند. اگر کسي خارج از سيستم حرکت کند، نمي شود او را با سابقه و حرف در يک سيستم حفظ کرد. رفتار، کارکرد و عملکرد او بايد همگرا با سيستم باشد. بيانات رهبري فرصتي است براي بازگشت و تذکري است به سابقه. حذف همانگونه که يک تهديد است، يک مطالبه هم هست. اگر کسي بخواهد با اتکا به يکسري مسائل، خارج از قالب حرکت و فکر کند، ماندگار خواهد بود، به اين دليل که هيچ کس ويژگي مصونيت را ندارد، به اين دليل که مصونيت دارد يا خود او معيار و اصل حق است، اشتباه است. اگر کسي در يک ظرف حرکت مي کند، بايد متناسب با آن رفتار کند، مگر اينکه ظرف را عوض کنيم، قالب انقلاب را عوض کنيم، قالب انقلاب هم که عوض نمي شود. اگر مي خواهيد در قالب انقلاب حرکت کنيد، بايد در انقلاب باشيد. اگر مي خواهيد خارج از آن حرکت کنيد و انقلاب را هم حفظ کنيد، منطق ندارد و شدني هم نيست. همه دوست داريم آقاي هاشمي در داخل انقلاب حرکت کند. وي افزود؛ آقاي هاشمي در خطبه هاي نماز جمعه گفت اگر اين عدد (40 ميليون) پاي صندوق هاي راي نيايد، معنايش اين است که مردم دلسرد هستند و مشروعيت انتخابات، محل سوال قرار داد. وي نتيجه اين امر را حاکميت يک اقليت دانست که البته با تعابير نادرست از نظر مبنايي و اخلاقي استفاده شد. الهام با بيان اينکه آنها آراي خاموش را هم با تحليلي غلط از آن خود مي دانستند، ادامه داد؛ من حتي نمي خواهم بگويم همه آرايي که به سمت آقاي موسوي رفت، وزن اين گفتمان است، نه اين گونه نيست. وزن گفتمان هاشمي و طيف او خيلي کمتر از اين حد است. معيارهاي مردم براي انتخابات مي تواند متفاوت باشد. اين حداکثر وزن گفتماني است که مي شود قائل شد ولي باز هم مي خواهم بگويم همه اين 13 ميليون راي يک تحليل ندارد، نگرش ها و تحليل ها در اين وزن قرار نمي گيرند. سخنگوي دولت درباره آينده جريان اصلاح طلبي گفت؛به نظرم اينها در يک روند دموکراتيک حذف شدند و اين تلاش هايي که انجام مي دهند، به خاطر اين است که اين اتفاق را به تاخير بيندازند و براي اين کار، مشروعيت اين حذف دموکراتيک را مخدوش نگه مي دارند و نمي خواهند بپذيرند انتخابات به صورت کاملاً دموکراتيک برگزار شد، بنابراين بحث هايي همچون تقلب در انتخابات را پيش مي کشند و مي خواهند اين موضوع را در ذهن جامعه شکل دهند. البته مردم اين نيرنگ ها را نخواهند پذيرفت و هر چه اين جريانات بيشتر ادامه دهند، اتفاقاً حقايق بيشتري براي مردم نمايان خواهد شد. بايد گفت جايگاه احمدي نژاد پرنفوذتر از گذشته خواهد شد و در يک کلام فضاحت اين شکست دموکراتيک بيش از پيش روشن خواهد شد.
نوشته يي درباره يک واقعه تکان دهنده که در صفحه 15 به چاپ رسيده است
براي وجدان هاي آسوده
بهروز بهزادي

ديروز با يکي از غم انگيزترين خبرهاي دوران روزنامه نگاري ام روبه رو شدم؛ خبري که گروه حوادث روزنامه از يک دادگاه تهيه کرده بود. رنج خواندن اين خبر هنوز بر قلبم سنگيني مي کند. اين خبر خود يک کيفرخواست، کيفرخواستي براي همه ما است، ما که فراموش کرده ايم «بني آدم اعضاي يک پيکرند». راستي هنوز نگفته ام اين خبر چيست، گرچه مشروح آن را مي توانيد در صفحه حوادث روزنامه بخوانيد، ولي خلاصه آن از اين قرار است؛ مردي تراشکار که دچار نقص عضو مي شود، کارش به بيکاري و خانه نشيني مي کشد چون کارفرما او را بيمه نکرده بوده، نمي تواند حقوق بيکاري يا بازنشستگي دريافت کند، بخور و نمير روزگار مي گذراند تا اينکه در 62 سالگي از همه جا نااميد تصميم مي گيرد خود و همسرش را بکشد تا از فقر و مسکنت رهايي يابد، ابتدا همسرش را مي کشد وقتي نوبت به خودش مي رسد مي هراسد... و او به عنوان يک قاتل در ساحت دادگاه قرار مي گيرد. اينک مردي مانده است که هم دستانش به خون همسرش آلوده است و هم با درد فقر بايد بسازد. مردي مانده است که پس از سال هاي سياه فقر و فاقه، اينک بايد سال هاي سياه ديگري را در زندان بگذراند. او بر اساس هر قانوني گناهکار است، ولي مي خواهم بپرسم آيا کارفرماي او که از بي اطلاعي او سوءاستفاده کرده و او را بيمه نکرده است، گناهکار نيست؟ آيا همسايگاني که شب را آسوده سر بر بالين مي گذاردند ولي در کنار خانه شان زن و مردي گرسنگي مي کشيدند، گناهکار نيستند؟ گناهکار که نه، شرمسار نيستند؟ با دقت به ابعاد اين فاجعه بنگريد، از کنار آن با بي تفاوتي رد نشويد. ما را چه شده است؟ چرا در کنار ما و در جامعه ما چنين افرادي وجود دارند و اگر وجود دارند چرا کسي به ياري شان نشتافته است. اين جنايت در واقع کيفرخواستي عليه همه ما است؛ همه ما که با واژه مقدس انسان شناخته مي شويم. پيشنهاد مي کنم تک تک شما خوانندگان خبر صفحه 15 را بخوانيد، آن را براي يکديگر تعريف کنيد و از همه بخواهيد چشمان شان را باز کنند. به اطراف خود با دقت بنگرند. مبادا در خانه يي در اطراف ما سري گرسنه بر بالين گذارده شود. فراموش نکنيم آدميان در برابر هم وظايفي دارند که در هيچ حالتي نبايد فراموش شود.زندگي اين يکي گرچه با رنج و اندوه تمام شد،ولي ديگري را دريابيد.ديگري يا ديگراني که رنج،فقر،فلاکت و مسکنت آنان را به خودکشي يا ديگرکشي مي کشاند.
آغاز جلسات نمايشنامه خواني «مرور آثار اکبر رادي»
گروه فرهنگي؛با روخواني نمايشنامه «پلکان» نوشته زنده ياد اکبر رادي فعاليت بخش نمايشنامه خواني بنياد رادي آغاز شد. اين نمايشنامه با کارگرداني صدرالدين شجره 20 تيرماه در فرهنگسراي بهمن اجرا شد و پس از روخواني آن فريندخت زاهدي مطالب کوتاهي را درباره فضاي فيزيکي نمايشنامه در تقابل با فضاي غيرفيزيکي و نمايشي در نمايشنامه«پلکان» ارائه کرد. او «پلکان» را از زمره آثار نمايشي رادي دانست که تعداد شخصيت هايش در صحنه هاي اين اثر انگشت شمار است.
عناوين اين صفحه
پيشنهاد سحابي به رهبران اصلاحات
فرمانده متهم مي کند
معترضان دچار جنون شده اند
براي وجدان هاي آسوده
آغاز جلسات نمايشنامه خواني «مرور آثار اکبر رادي»

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام